چگونه از حج لذت ببریم

به دریا رفتن آدابی دارد و شنا کردن مقدماتی مطلبد. اگر با لباس روزمره به آب بزنی اگرچه آب با لطافتی که دارد از آن موانع عبور کرده و طراوت خود را به تو خواهد رسانید اما تو با وجود این لباسها حلاوت شناگری را احساس نخواهی کرد. بلکه احساس تنگی میکنی لباسهای خیس خورده سنگین میشوند و دست و پایت میگیرند و سینه ات را میفشارند و نفسهایت به شماره میافتند. با همه اشتیافی که به شنا داشتی در اندک زمان کوتاهی از آب خسته میشوی و دوست داری هرچه زودتر از آب بیرون بیایی. وقتی هم که از آب بیرون آمدی با آن لباسهای خیس خورده و به تن چسبیده آبرویت میرود و انگشت نما میشوی . همه این عوامل دست به دست هم میدهند تا طعم شنا کردن در کامت به تلخی بزند و به آب نزدگان حالشان ازتو خوش تر باشد.

حج دریاست !

قبل از رسیدن به آن باید لباس تعلقات را بیرون کنی تا از غوطه خوردن دراین دریا لذت ببری. اگر برای رفتن به حج خود را آماده نکنی باید بدانی که لذتی در انتظار تو نیست. اگر با لباس روزمره گی به حج میروی با آبروی خویش بازی کرده ای !

وای به حال ما اگر با لباس ضد آب به شنا برویم ! باران رحمت ببارد و ما در زیر آن به اندازه قطره ای خیس نشویم ! آداب حج را قبل از سفر باید بجا آورد تا حاجی شد

حاجی قبل از اینکه عازم شود باید حاجی شود و گرنه وقتی به پشت درخانه دوست رسید ندا میرسد :

که تو در برون چه کردی که درون خانه آیی؟

باحق

/ 25 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
چه فرقی داره!

اخی جان تو به همان حج بپردازی بهتر است !بهتراست که هیچ یک مشت اراجیف و چرت و پرت استخراج کنی و به این دلخوش باشی!شما پس پشت خود را بنگر ببین چه مقدار از این مشکلات تاریخ انسان بدست تو و امثال تو و آنان که مثل تو فکر می کنند و دین باورند حل شده!غافل مباش که باز خلط مبحث نکنی و 4 تا دانشمند مسلمان را نام نبری که با تکیه بر علم به نسان خدمت نموده اند!به اصول دین و مذهبت بپرداز اخی!بگو ما بگوشیم!!!

بچه های مطهرونی

سلام دوست عزیز، احوال شما فرا رسیدن ایام محرم رو از طرف بچه های مطهرونی تسلیت می گیم ولی... ای داد بی داد به فریادم برسید عزیزمو دادن به سیروس!! دکتر !!! آلبوم خونوادگی ما رو بیارید لطفا . وقت شوهر کردن آهو شده !!! دیگه مجردی بسه !!! تعجب دکتر بنده خدا رفت و آلبومی آورد که من چون روبروی دختر و مادر نشسته بودم نمی دیدم عکس های توی اون چی هستن ولی بعدا متوجه شدم . دکتر جان سیروس هم مردی شده برا خودش !!! بله خانم . خبر ندارید چه آقائی شده . فکر کنم لیاقت آهو جون رو داشته باشه !!!!!!گریه

چه فرقی داره!

اخی!می بینم که توهم دم از منطق می زنی!این یک گام به جلو است که قماش شما که بی منطقی ریشه در وجودتان دارد از منطق دم زده ای و از احساسی بودن برات طلبیده ای!یکبار دیگر اندیشه ات را وارسی کن! می گویی "کشنده انسان مستحق مرگ است و کشتن جنایتکار جنایت نیست" اخی جان همین حکم شما شامل حال استدلال خودشما هم می شود!وقتی که می گویی کشنده انسان مستحق مرگ است پس چون شما هم انسان را می کشید مستحق مرگ هستی!این حکم شما دچار تسلسل میشود!اخی بی خرد من!

چه فرقی داره!

بر فرض که اینکار شما جنایت هم نباشد اما به حکم اینکه تلاوت فرموده اید کشنده انسان مستحق مرگ است پس شامل حال خود شماهم میشود گیرم که مغلطه زبانی کنی و بگویی فلان وبهمان!نه اخی!تعریف انسان مشخص و معین است یک موجود شبیه شما هرچند که متحجر و عقب مانده باشد و دارای افکار متعفنی از جنس افکار شما باشد به صرف اینکه شکل و شمایل انسانی دارد انسان محسوب میشود!نادان من!نهایتا اینکه شما بر او برچسبی میزنید و به او می گوید انسان جنایتکار!انسان کافر!انسان دد منش!و ... آن مغز

چه فرقی داره!

فندقیت را بکار بیانداز که در این معنی!انسان بودن مقدم بر جنایتکار یا دد منش یا کافر است!یعنی این موجود باید ابتدا انسان باشد سپس هرچی!!!باشد ساده و واضح است!و اما در خصوص پاسخ گفتن به سوالاتت !تو انقدر وحشت زده شده ای و ترسیده ای!که حتی قادر به درک این نیستی که من بروشنی به سوالت جواب داده ام آنجا که گفته ای:"من هم میگویم کشتن انسانها جنایت است. اما با کشنده انسانها چگونه باید رفتار کرد؟ آیا کشتن جنایکار هم جنایت است؟ "اخی!!گفتم که کشتن انسان با هر عنوانی چه جهاد و چه قصاص و ... جنایت است اگر برای کشتن انسان دلیل و توجیهی مجاز باشد هرکسی برای کشتن توجیهی دارد!پس "کار بد مصلحت آنست که مطلق نکنیم!"

چه فرقی داره!

اگردر این چرت و پرت گویت منظورت از اولین بی دینان افسانه هابیل و قابیل ودهپس بهتر است بدانی که طبق همان افسانه اختلاف این دو بر اثر این بوده که خدا قربانی یکی را بر دیگری ترجیح داد!پس بی خرد نادان این دو خداپرست بوده اند!گوش کن اخی من خود بزرگ بین نیستم!اما تو چیزی در چنته نداری!و کودن تر از آن هستی که سعی داری بنمایی!بر بخون و تفکر کن!بر اخی!در ضمن گیرم که تو نماینده دینداران و من نماینده بی دین ها!باشم و باشی!که نه هستم و نه هستی!حالا کی گفته که دینداران بر بی دینان برتری دارند!که تو خود را برکشیده ای!اخی!

اخی تو بجز کشتن راه حلی نداری!تو نیز به پیامبر عظیم الشانت!اقتدا کرده ای!؟مغالطه گویی هم حدی دارد اینکه بگویی کشتن انسان با هر عنوانی جنایت است کجا یکیست با این که نباید جنایتکاران را محاکمه کرد!؟محاکمه کن!اما نکش!زندانی کن!شما جماعت مسلمان بجز کشتن کاری بلد نیستید!چقدر به خون و خونریزی علاقه وافر دارید یا اخی!در بطن قصاص!زندگی نهفته است!چرا شعر تلاوت می کنی اخی!

چه فرقی داره؟

هرگز از مرگ زندگی برنیاید!از می بجز مستی چه زاید!؟اخی تو که فانی هستی !من با اندیشه ات که متعفن و ضد بشریت است مشکل دارم تو خواه هر که می خواهی!!! باش!یعنی هرکس مخالف قصاص بود اهل فکر نیست!عجب استدلالی به به!یا اخی!واقعا اخی!

چه فرقی داره؟

نه اخی باز که مغالطه کردی اگر کسی هیتلر را زندانی می کرد که همین نتیجه عاید میشد!عرض کردم که مسلمان جماعت کارش را با کشتن و دریدن دیگران سامان یافته میداند!اینکه تو می گویی برخلاف حقایق موجود در تاریخ و بخصوص تاریخ اسلام است.بله سخت است یک عمر در گوش تو خوانده اند و اسلام را برترین معرفی کرده اند و تو نیز به امید پاداش و بهشت خود را اسیر یاوه سرایی ها کرده ای و اینک اگر بخواهی که حقیقت را بپذیری زیانکاره شده ای!اخی!فریبی که مارا خرسند می کند از هزارات حقیقت برایمان با ارزش تر است!

چه فرقی داره؟

اخی تو بجز مغالطه و کبری صغری حرفی برای گفتن نداری و اصولا آنقدر بنیان فکریت ضعیف است و چنته ات خالی که مکرر دچار لغو گویی میشوی و فاقد استدال و منطق.چه میشود کرد گو اینکه تمام مومنین لقمه حاضری خورند و تفکر و خرد را تعطیل کرده اند از تو و مومنین بجز این نمیتوان انتظار داشت!