چرا باید از بعضی از زیبایی ها فرار کرد

  • به تحقیق ما انسان را از گلی خشکیده و لایه ای سیاه و بدبو آفریدیم
  • وجن را پیش از او از آتش زهرآگین خلق کرده بودیم
  • وچون پروردگارت به فرشتگان گفت : میخواهم بشری از گل خشکیده و بدبو خلق کنم
  • پس چون کار او به پایان رسانیدم و از روح خود در او دمیدم باید که برایش به سجده بیافتید
  • فرشتگان همه گی سجده کردند
  • مگر ابلیس که از اینکه با سجده کنندگان باشد خودداری کرد
  • خدا گفت : ای ابلیس ترا چه میشود که با سجده کنندگان نیستی؟
  • گفت : من چنین کسی نبوده ام که برای بشری که از گل خشکیده وبدبو آفریدی سجده کنم
  • گفت : پس بیرون شو که از رانده شدگانی
  • وبرتو لعنت است تا روز قیامت
  • گفت : پروردگارا پس مرا تا روزی که خلایق مبعوث شوند مهلت ده
  • گفت : تو از مهلت داده شدگانی
  • تا روز وقت معلوم
  • گفت : پروردگارا بخاطر اینکه اغوایم کردی هرآینه در زمین زینت میدهم زشتیها را در نظر آنان و هرآینه همگیشان را اغوا میکنم.
  • مگر بندگان مخلصت را
  • گفت : همین است راه مستقیمی که من آن را مشخص کرده ام
  • بدرستی که تو بر بندگان من تسلط نداری مگر آنهایی که خودشان رام تو گردند.
  • و بدرستی که جهنم وعده گاه همه آنها ست.
/ 1 نظر / 5 بازدید
رهجو

و اما در خصوص جهنم خداوندی.راستی هیچ اندیشه نموده ای که این بگیر و ببند برای چیست!؟برای کسانی که تسلیم محض نیستند و این مهملات را بدیده شک می نگرند.نظر مخالف و مخالفت در نظام الهی جایگاهی ندارد.این خداوند که اسلام و سایر ادیان سامی از ان نام می برند دقیقاً خصوصیات یک انسان روانی را دارد.مجازات هایش را شنیده ای که با افتخار از آن یاد می کند!اصولا تناسبی بین جرم و مجازات وجود ندارد!سرب داغ و آهن مذاب و ... برای چه!؟برای اینکه کسی ادعاهای شیادان را باور ندارد.برای اینکه سراسر این کیش بر مهملات وموهومات استوار است.اصولا بنیان دین بر ترس و جهل قرار دارد.راستی اگر سخن پروردگارت حق و درست بوده چه نیازی به شمشیر و زور داشته است!؟چرا این افکار مترقی!بزور شمشیر و جنگ و خونریزی ترویج شد و جهان!را فرا گرفت!اگر این دین خدایی بود!که نیست می بایست انسانها روی بدان می نهادند نه اینکه ام القری اسلام!نیز با لشکر کشی فتح می شد.واغلب کسانی که بدین دین روی آوردند یا به طمع غنایم بود و یا بزور شمشیر.شما می بایست تاریخ منور اسلام را مطالعه فرمایید وآنگاه بیاندیشید!بسیار نیز بیندیشید تا شاید بتوانید این قالب محدود تفکرتان را بشکنید.