پیش بینی سرنوشت ترامپ

 

 

ااوباما ترامپ

سرعت حرکت ترامپ در طول زندگی خود همیشه زیاد بوده است. چه در زندگی شخصی ، چه در زندگی اقتصادی و چه در زندگی سیاسی. او عادت ندارد که در گوشه ای بنشیند و در مورد کارهایی که میخواهد انجام دهد فکر کند چون فکر کردن حرکت او را کند میکند و او از کند رفتن متنفر است و تحمل اینکار را ندارد. وقتی غریزه او انجام کاری را تایید میکند او فورا و بدون اینکه وقت را تلف کند برای انجام آن دست به کار میشود ودلیلی نمیبیند که آن کار انجام نشود. او بشدت نیازمند آنست که کاری انجام دهد و به موفقیت برسد پس او بدون فوت وقت ابتدا حرکت میکند و از روی غریزه کاری را که احساس میکند باید انجام شود انجام میدهد و بعد از آنکه کارش تمام شد آن وقت بسته به نتایج حاصله ، شروع به انجام کارهای جدیدی میکند که بازهم انجام آن را برای خود لازم میداند. او فقط غریزه اش را اطاعت میکند و فکر کردن و مشورت کردن برای او معنایی ندارد و موفقیتهای اقتصادی اش این فکر را در او تقویت کرده است که غریزه ی او عین حقیقت است. او دائم به خودش میگوید : حقیقت همان است که من فکر میکنم.

او بدون اینکه برای آینده ی خود طرحی بریزد براساس فرمان غریزی خود کار کرده است و آنگاه به موفقیت رسیده است و بازهم براساس فرمان غرایز خود در طول زندگی به کامیابیهای دلخواه خود رسیده است و در نهایت بازهم بطور طبیعی و بدون اینکه بطور جدی و عالمانه طرحی داشته باشد دلش خواسته است که رئیس جمهور شود و بدون اینکه زحمت زیادی را متحمل شود بطور غیر مترقبه ای چنان شده است که غریزه او حکم میکرده است.

بنابراین او یقین دارد که غریزه اش درست عمل میکند زیرا تاریخ زندگی او این را ثابت کرده است. وحالا هم که رئیس جمهور شده است باز هم میداند که باید از فرمان غریزه اش اطاعت کند و مثل همیشه به موفقیت برسد و کامروا شود. و اکنون سرنوشت ملت آمریکا سوار بر اسب چموش غرایز ترامپ به پیش میتازد. اسبی که تا حالا زمین نخورده است و همیشه از روی موانع مختلف با موفقیت و به راحتی پریده است. 

این غریزه پرستی فقط مخصوص ترامپ نیست بلکه متعلق به تمام مردم آمریکاست و ترامپ نمونه ی بارزی از شخصیت همه مردم آمریکاست و او در زندگی خویش از فرهنگ غالب مردم کشورش پیروی کرده است. مردم آمریکا اسبهای چموش را دوست دارند و علاوه بر آن از هیچ چیزی به اندازه رام کردن اسبهای وحشی لذت نمیبرند قدرت کابوی ها به این است که بر پشت اسب نافرمان بنشینند و شلاق بدست او را برخلاف میلش به تاخت و تاز وادارند و هیچ چیزی در دنیا از این کار لذت بخش تر نیست.

آمریکایی ها یکسال است که بر اسب چموش غرایز ترامپ سوار شده و از هیجان ناشی از آن به اندازه کافی کیفور شده اند اما گاهی هم تنشهای حرکت این حیوان آنقدر سریع و تند و ناگهانی بوده است که آنها را ترسانده و حتی در بعضی لحظات ، احساس کرده اند که از سوارشدن به آن پشیمان شده اند و حتی بعضی از آنها در دل خود خواسته اند که ایکاش از آن پیاده شوند و برخی دیگر حتی این خواسته خود را بر زبان هم آورده اند و حتی شنیده شده است که آنهایی که از اول با او موافق نبوده اند ولی بالاجبار سوار این حیوان شده اند مدتیست فریاد میزنند که نگهدار ما پیاده شویم واین فریاد در همه دنیا شنیده شده است. 

در روزها و ماههای اولی که آمریکاییها سوار این اسب شده بودند از اینکه تاخت و تازهای این اسب آنها را به هیجان می آورد احساس کامیابی میکردند و حتی وقتی که با لگدپرانیهای پی در پی خود یابوهای نزدیک خود را به کناری پرت میکرد و صدای ناله های دردآلودشان را بلند میکرد قاه قاه میخندیدند و برایش کف میزدند و علاوه برآن از خیال اینکه طنین شیهه های مستانه اش به احتمال زیاد صاحبان مزارع دور دست را از آنها مرعوب کرده بود احساس پیروزی میکردند اما اخیرا این اسب وحشی همچنان ناآرام و جست و خیز کنان وارد باغ زیتون شده و باعث شده است که سر و صورت سرنشینانش را زخمی کند. آنها در حالی که صورتهای زخمی خود را در میان دستهای خود گرفته و برای محافظت خود از زخمهای بیشتر به پشت اسب خم شده اند اما همه ی آنها بدون اینکه فرصت رایزنی و افشای رای خود را برای جمع بیابند از هم اکنون تصمیم گرفته اند که به محض اینکه از این باغ خارج شوند و در اولین فرصتی که بیابند از این اسب پیاده شده و آنرا در طویله ای مستحکم زندانی کنند تا بعدا فکری برایش بکنند.

بزودی ترامپ اولین و آخرین شکست بزرگ زندگی خود را تجربه خواهد کرد و خواهد دانست که غرایز او عین حقیقت نیستوآمریکاییها از هم اکنون برای پیاده شدن از اسب ترامپ نقشه میکشند.

ترامپ قبل از پایان ماموریت چهارساله اش و شاید قبل از اینکه سال جدید میلادی به پایان برسد از صحنه سیاست برای همیشه حذف خواهد شد. اما آمریکاییهای دلپیچه گرفته از سواری اسب وحشی برای انتخاب جایگزینی برای ترامپ ریسک نخواهند کرد و برای انتخاب رئیس جمهور جدید به هیچ چهره ناشناخته و تجربه نشده ای اعتماد نخواهند کرد زیرا در حال حاضر برای تجربه هیجان های جدید آمادگی روحی ندارند بلکه در موقعیت فعلی ، آنها دوست دارند برای مدتی سوار یک یابوی باتجربه شوند و در آرامش به زخمهای خود مرحم بگذارند و امیدوار باشند که بتوانند چهره مخدوش خود را در اسرع وقت بحالت اول برگردانند.

و این چنین است که اوباما باید آماده برگشت به کاخ سفید باشد زیرا نزدیکترین خاطره از روزهای آرامش را او به یاد آمریکاییها می آورد و بعد از رفتن او بود که طوفان ناآرامیها شروع شد و لابدبا برگشتنش آرامش نیز برخواهد گشت و اوباما از هم اکنون باید لبخند هایش را برای تقدیم به لنزهای خبرنگاران آماده کند زیرا همای سعادت باردیگر برای نشستن بر شانه ی او شیرجه رفته است. او به زودی در کنار ترامپ عبوس و افسرده و البته چند سانتی متر جلوتر از او با لبخندی با معنا در مقابل دوربین ها ظاهر خواهد شد و کلید کاخ سفید را از او خواهد ستاند. در آن مراسم لبخندهای او باما پرجلوه تر از چهره درهم تنیده ی ترامپ در برابر دیدگان ناظران ظاهر میشود. اما نه مردم آمریکا و نه اوباما آدمهای قبلی نخواهند بود و سرنوشت متفاوتی در انتظار هردوی آنان است.

 

/ 2 نظر / 161 بازدید
بندۀ خدا

جناب جوادزاده سلام .خوشحال شدم که دیدم دوباره می نویسید و مبارک باشد قالب جدید اینطوری بهتر هست .حس آرامشی به من دست داد . بهر حال خداوند شما ر =ا نگه دار باشد و همه از نور قلم شما بهره و حظ خدایی ببرند . موفق باشید و در پناه خدا .

akjavadzadeh

از نظر لطف شما ممنونم . امیدوارم سرویس پرشین بلاگ باز هم بتواند به وضعیت پایداری برسد تا بتوانیم با نظم به انتشار مطلب بپردازیم . بازهم ممنونم از جنابعالی