ذهن تجربی

در اشاره به کامنت بازدید کننده محترم:

 

میفرمایید از ابراهیم و موسی اثری در تاریخ نیست پس مورد قبول نیستند و از عیسی و محمد هم که در تاریخ اثری هست آنها را هم به بهانه هایی سست و بی اساس رد میکنید. پس اگر از موسی و ابراهیم هم در تاریخ اثری میبود شما بازهم به دلایل مشابه آنان را به تمسخر میگرفتید و تکذیب میکردید.

پس قبول میفرمایید که استناد به "عدم سندیت تاریخی" برای نفی پیامبران بازیچه ای بیش نیست .

این همان رفتاری است که همه پیامبران در زمان خویش که برای اثبات وجود خویش نیازی به کتاب تاریخ سوم دبستان نداشتند از سوی معاندین دیدند . آنها بودند و در میان مردم راه میرفتند ولی بازهم کسانی بودند که در گوشه و کنار ذهنشان به دنبال دلایلی برای نفی میگشتند و صد البته پیدا میکردند و فکر میکردند که یافته ایشان حاصل نبوغشان است و هرگز به فکر دیگران نرسیده است. غافل از اینکه مومنان از آن موانع ریز و درشت گذر کرده اند و به وسوسه ها فائق آمده و  باتلاق ساده اندیشی و بهانه جویی را پشت سر گذاشته اند و محکم و استوار به صراط مستقیم گام نهاده اند.

عنایت میفرمایید که :

البته مستندات تاریخی برای سیر در تاریخ بشر بسیار مغتنم و با ارزش است. اما این به این معنی نیست که هرچه در کتب تاریخی نیامده است پس حتما وجود نداشته است .

میدانید که تاریخ را بشر مینویسد و بشر موجودی است که میتواند :

- ندیده ها را بنویسد

- دیده ها را ننویسد

- وارونه بنویسد

- ناقص بنویسد

- برداشت شخصی خود را بنویسد

- . . . و البته درست و واقعی هم بنویسد.

ایمانی را که شما به تاریخ دارید خود تاریخ هم به خودش ندارد! پس اگر همه حقایق هستی را در لابلای کتب تاریخی جستجو کنیم خودتان بفرمایید که به کجا خواهیم رسید!!!

متاسفانه مکاتب پرزرق وبرق و دهن پرکن و باکلاس امروزی که خیلی زود چشم ماها را خیره میکند و از شنیدن اصطلاحات مدرنش دست وپایمان را گم میکنیم و همان لحظه اول یک دل نه بلکه صد دل عاشقش میشویم خیلی سعی میکنند که ذهن پویای انسانی را به یک ذهن تجربه گرای تک بعدی دگم تبدیل کنند و در بسیاری جاها متاسفانه موفق هم شده اند .

اما واقعیت اینست که انسان و ذهن انسانی فراتر از تجربه است. تجربه چیزیست که مخلوق بشر است و من چگونه میتوانم خودم را در دیوارهای تنگ علم تجربی زندانی کنم.

بسیاری از یافته های جدید علوم تجربی اگر در صد سال پیش مطرح میشد گوینده آن به دیوانگی و موهوم گویی و خرافه پرستی متهم میشد. زیرا مطابق دریافتهای آن روز بشر غیر علمی جلوه میکرد. بنابراین آیا شایسته است با تمرکز صرف به تجربه ، خود را به نزدیک بینی دچار سازیم؟

اگر برای کشف حقایق جهان هستی خود را به یافته های تجربی بشر محدود کنیم و همه چیز را در بایگانی تاریخ جستجو کنیم مثل آنست که علم بشر را پایان یافته بدانیم و به یافتن حقایق نا مکشوف جهان هیچ امیدی نداشته باشیم.

همه آنچه در جهان گذشته است در کتب تاریخ نیست و همه آنچه که خواهد آمد قبلا تجربه نشده است !

من پیامبران را ندیده ام . او هم پیامبران را ندیده اید. چگونه است که من باور میکنم پیامبر بوده است و او باور نمیکند؟ آیا من ساده و زود باور هستم یا او لج باز و دیر باور؟

جور دیگر باید دید !

ناتمام.

/ 6 نظر / 5 بازدید
ارسي

با سلام برادر عزيز اينكه از موسي و ابراهيم در تاريخ اثري نيست حرفي بي پايه و اساس نيست اگر به اين امر معترضي و باور نداري بهتر است دلايل و نشانه هاي تاريخي وجود ايشان را ذكر بفرماييد چرا مغالطه ميفرماييد و به عواطف و احساسات در مي آويزيد!اين يك مسئله و بعد اينكه اگر باور داريد كه دلايلي كه با آن محمد و عيسي را رد مي كنند سست است شايسته است سستي دلايل را بنمايد اينكه از مقدمه اول فرض!دوم را نتيجه گرفته ايد نيز مغالطه است! اصولا نحوه استدلال كردن شما صحيح نيست كوتاه سخن در اين مورد از آنهايي كه در تاريخ نشان نيست خوب نيست لااقل اين را بپذيريد و بفرماييد من بنا بر ايمانم به كتب مقدس وجود موسي و ابراهيم را باور دارم ماهم مي گويم ما را با مومنان كاري نيست بحث ما عقلي و تجربيست!تمام!درخصوص انهايي كه در تاريخ اثر هست!بعرض ميرساند وجود عيسي هم زير سوال است و نشانه اي از او در دست نيست !اما محمد را ميتوان بروجود تاريخيش صحه گذاشت كه سهل است دلايل دال بر عدم صحت ادعاي نبوتش هم فراوان است!

ارسي

اينكه شما مدعي شده ايد كه "اين همان رفتاريست كه همه پيامبران در زمان خويش براي اثبات..."نيز مغالطه است و بس منابع شما در اين مورد فقط يك چيز است كتب مقدس!چون شما بلادليل فرض را بر اين گذاشته ايد كه هر چه در قران و انجيل و تورات امده درست است مدعيات خود را صحيح پنداشته ايد اولا شما بايد وجود همه پيامبران را ثابت كنيد!سپس ثابت كنيد همه آنچه در اين كتب امده صحيح است تا بتوان مدعيات شما را صحيح دانست غير از اين فقط يك مدعاست و با ام مثل ساير مدعيات برخورد خواهد شد!فراموش نكنيد مردم آن روزگار وجود فرضي پيامبران را منكر نبودند ادعاي نبوتشان را منكر بوده اند!پس لطفا مغالطه تعميم جز به كل نفرماييد!بفرماييد مومنان ازاين موانع ريز و درشت چطور گذر كرده اند!؟ساده انديش شما مومنان هستيد كه ادعاي صرف را باور داريد يا كسانيكه 4000 سال پيش هم براي مدعيات دليل و برهان ميخواستند!كه امروز شما معاندشان ميخوانيد! برادر كسي مدعي نشده هرچه در كتب تاريخي نيامده پس نبوده!يا هرچه آمده پس بوده!بحث ما مشخص و معين بود!در مورد ادعاي وجود موسي يا ابراهيم!ابراهيمي كه در زمان نمرد بوده و موسيي كه در زمان فرعون بوده!

ارسي

همان كه شما مدعي شده ايد با اعمال و رفتار مشخص!كه در قران يا ساير كتب مقدس!امده!اين خيلي فرق دارد با اين كه بفرماييد هرچي در تاريخ نيامده پس لابد نبوده لطف بفرماييد مغلطه نكنيد! بنابر همان مفروضات شما كه بشر چنان است و چنين!محمد موسي و ابراهيم (اين دو فرضي!)هم بشر بوده اند و مشمول حكم صريحي كه شما صادر كرده ايد!و ماهم به همين دلايل تمام سخنانشان را قبول نداريم بصرف اين ادعا كه پيامبر!؟هستند!مگر بفرماييد كه اين سه و امثالشان انسان و بشر نبوده اند! دوست گرامي!بيهوده سعي در مشوب كردن ذهن خوانندگان داريد من ايمان به هيچ چيز ندارم تاريخ هم مشمول اين حكم است!نگران من نباشيد!اين توصيفات كه درخصوص مكاتب ايراد فرموده ايد حتماً برداشت هاي ذهني خود را فرموده ايد و مدعي نيستيد كه ديگران هم چون شما مي انديشند يا در برابر اين مكاتيب بقول شما دست و پايشان را گم مي كنند!نه چنين نيست اين از خود بزرگ بيني و حقيقت انگاري شماست كه توهمات ذهني خود را به ديگران تعميم و نسبت ميدهيد!شايد شما چنين باشيد كه مي نماييد!اما اين دليلي نيست كه ديگران هم چون شما باشند!

ارسي

كم لطفي مي فرماييد كه ذهن تجربي را تك بعدي مي نماييد!اين حرف يعني ما علاوه بر ذهن تجربي ذهن هاي ديگري هم داريم بهتر بود!لااقل انواع ذهن ها را نام مي برديد و صدالبته اگر در تعريف ساير ذهن ها!هم مختصري توضيح ميداديد كه بهتر در بهتر بود! انسان و ذهن انساني!مهمل بافته ايد جسارتاً؟ذهن انساني با ذهن تجربي چه فرقي دارد!؟و اصولا شما از كجا به وجود اين انواع ذهن پي برده ايد!باچي!؟بغير از اينكه شما مثل تمام انسان ها 5 تا حس داريد!؟اگر توضيحي بدهيد متشكرم! شايد!درست فرموده ايد بسياري از يافته هاي امروزين درصد سال پيش غيرقابل باور و تصور بوده اند درست به اين علت كه سطح علمي اين زمان با آن زمان متفاوت است اما مگر موضوع سخن شما علوم تجربيست كه از آن مثال آورده ايد مدعيات شما بيشتر در حوزه ايمان است تا عقلانيت!شما مجاز نيستيد از اين تشبيه استفاده كنيد تا از نتيجه آن به نفع يك فرضيه ايماني كه معتقديد نمي توان با اصول علوم تجربي به آن پرداخت بهره ببريد! اگر بحث خود را درحوزه علوم تجربي ميدانيد مي بايست آن را با اصول و معيارهاي علم تجربي بيازماييد و لاغير!

ارسي

بله درست به همين دليلي كه امروز مدعيات شما را نادرست ميدانند !آن روزگار همين مدعيات را حقيقت مطلق ميدانستند!چ.ن سطح علوم تجربي به اين ميزان رشد نرسيده بود!اتفاقا يكي از وجوه رنسانس پرداختن به مدعيات كتب مقدس بود!از قبيل مركزيت زمين!مسطح بودن زمين و ...! يكي از دلايل باور به وجود مدعيات ديني همين ترس و جهالت مردم بوده است به اين دليل كه علوم در آن زمان نميتوانستند خيلي از پديده ها را توضيح دهند!اين بود كه فريبكاران ادعاهاي واهي فراواني كرده اند! اينكه شما شخصي را نديده ايد ولي وجود يا اثرات وجودش را باور داريد به خود شما مربوط است!اگر با ذكر شواهد و دلايل كافي باشد كسي شما را زودباور نميداند!اينكه شخصيتي تاريخي بنام محمد عبداله بوده شكي نيست اما در پيامبر!؟بودنش حرف و حديث فراوان است اميدوارم كه بتوانيد بين اين دو مدعا قائل به تفكيك باشيد!كسي مدعي نشده كه محمدي نبوده!اما در مورد ابراهيم و موسي هر دو جنبه مطرح است!حال با شماست كه بفرماييد دلايلتان براي اثبات وجود موسي و ابراهيم چيست!

ارسي

سلام برادر اصولا شما به علوم قديمه علاقه!داريد!اين باور مزخرف قديمي بود كه دل!يا همان قلب را مركز بعضي از عواطف و الهامات!و ساير خصوصياتي كه به وفور در دين و ادبيات!امده ميدانستند!براي انسان امروزي!كه قلب مصنوعي ميسازد و پيوند قلب!ميدهد گفتن اين اباطيل مضحك است اميدوارم فهميده باشيد فرق مومن!با خردمند چيست!گفتگو با شما مومنين هميشه به يك نتيجه ميرسد انكار مخالفان ! والسلام!