کباب تدریجی

با یکی از لینکهای عمارنامه به یک سایت وارد شدیم که با عنوان "خدا پدر گشت ارشاد  را بیامرزد یا نیامرزد"  مطلبی منتشر کرده و به فساد و ناهنجاری های جامعه اشاره کرده و شکوه کرده بود که چرا کسی کاری نمیکند ؟  خیلی هم دلسوزانه بود ! خواستیم کامنتی برایش بگذاریم  که سایتشان خط نداد !  به عمار نامه برگشتیم که دوباره از اول لینک شویم که دیدیم هیچ یک از لینکهای عمارنامه وصل نمیشود !  این بود که کامنت ما ماند بیخ گلویمان .  از ترس اینکه گلوگیر نشویم ناچار مجبور شدیم کامنتمان را در قالب یک پست اضطراری ثبت کنیم.

به این مضمون نوشته بودند که چرا در کشور به مقدسات بی احترامی میشه ؟  چرا کارناوال عروسی با این وضع شنیع در خیابانها راه می افتد و چرا در هنگام عبور از جوار مقدس ترین مکان ایران یعنی حرم امام رضا صدای موسیقیشان را کم یا قطع نمیکنند؟ و با موسیقی و سوت و هیاهویی که از درون ماشینها بلند است از خیابان عبور میکنند ، چرا برخی از دختر ها و پسرها اینگونه فضای شهرها را آلوده میکنند و کسی جلودارشان نیست؟ و . . .

خواستم کامنت بگذارم که : چاره درد اظهر من الشمس است دو دو تا چهارتاست . از بس گفته ایم زبانمان مو درآورده است و باور کرده ایم که گفتن بی فایده است. هر وقتی هم که گفتیم .......  لااله الاالله ، از ماست که بر ماست !  این آتشی که امروز به جان شما افتاده است 20 سال است که ما را ذره ذره و با آتش ملایم کباب پز کرده و سپس به جزغاله تبدیلمان کرده است. ما مرغ بریان آقایان هستیم ، ما به سوختن خو کرده ایم ... و دیگر آ.....خ هم نمیگوییم.

فکر نکنید که من از دست هنجارشکنان آخ میکشم ، نه !! من از دست هنجار طلبان ناله میکنم . مرا مدعیان کباب کرده اند و میکنند و هردم کبریتی نو میکشند.  آنها معلولند و اینها علت ! من از علت بیماری مینالم  نه از جوارح  آسیب دیده ! من با جوارح آسیب دیده ملاطفت میکنم اگر چه حتی ملاطفت هم باعث رنج  اعضای آسیب دیده خواهد شد و از این ملاطفت ، ناله ها بر آسمان خواهد رفت  و دشنامها خواهم شنید  اما چاره ای نیست.  در این راه باید فحش خوریت ملس باشد ! لازم است یک فحش خور قهار باشی ! در غیر اینصورت راه به جایی نخواهی برد.

. . . خدا مرا بکشد اگر از پی این همه سال سوختن و ساختن ، دوای سوختگی را نشناخته باشم.  مگر ما مونگولیم که بیش از 20 سال مدام کتک بخوریم و هنوز هم ندانیم از کجا خورده ایم ؟  ما میدانیم ! بخدا قسم ما میدانیم و میتوانیم ! اگر دستان بسته ما باز باشد ناهنجاری ها را به زانو در میآوریم . اما  لعنت به این روزگار که سنگها را بسته و سگها را رها کرده اند ! . . . چه میشود کرد؟ ما زورمان به خودمان رسیده است در حال حاضر !  و خدا را در همین حد شاکریم که زورمان لااقل به خودمان رسیده است. . .

اشاره : سعدی در حکایتی شیرین فرماید :شاعرى پیش امیر دزدان رفت و ثنایی بر او بگفت . فرمود تا جامه ازو برکنند و از ده بدر کنند(یعنی او را خوش نیامد) .مسکین برهنه به سرما همی رفت (زمستان سردی بود)... سگان در قفای وی افتادند . خواست تا سنگی بردارد و سگان را دفع کند ، سنگ در زمین یخ گرفته بود ، عاجز شد ، گفت: این چه حرامزاده مردمانند، سگ را گشاده و سنگ را بسته اند.

 

/ 1 نظر / 3 بازدید
رضاطهماسبی

سلام بر همسنگر گرامی...مدت زیادی بود به پایگاه شما سرنزده بودم وشاید شما هم به پایگاه من سرنزده باشید یک چندتا مطلب گذاشتم. یکی از مطالب یک سری پیش بینی هست در مورد ظهور که احتمالاً اولین چیزی که در ذهنتان مجسم می شود حدیث کذب الوقاتون وکلماتی مثل تعیین وقت و تعیین مصداق هست وشاید با دیدن عنوان مطلب از خوندن اون منصرف بشوید اما خواهش می کنم مطلب را بخوانید ونظرتان را بدهید . در ضمن در مورد این مطلبتان هم به نظر من که کار اصلی را که امام زمان خواهد کرد برای اصلاح این امور اما ما هم بهتره که یه کارهایی بکنیم مطمئناً انتشارکتب وسخنرانی های مذهبی و برگزاری جلساتی که همه بتونن به طور رایگان در اون شرکت کنند و از این جور کارها میتونه باعث فرهنگ سازی وتحت تاثیر قرار گرفتن یک عده ای و احتمالاً متنبه شدن اونها شود.