بهشت اجباری

دانش آموزی کودن و تنبل که طاقت و توان آموختن نداشت در کلاس درس حوصله اش به سر می آمد و از اینکه میدید نمیتواند به بازی و ولگردی کردن بپردازد طاقتش طاق میشد و حوصله اش سر میرفت و حرفهای معلم در نظرش بیهوده جلوه میکرد. از اینکه همکلاسیهای خودش را میدید که ساکت و آرام نشسته و به حرفهای معلم گوش میدهند عصبانی میشد و فکر میکرد که اینها شعور درست و حسابی ندارند که به این چرندیات گوش میدهند. او با خود فکر میکرد ما که میتوانیم دائم بازی کنیم پس چرا از این حق طبیعی خود استفاده نکنیم ؟ و چرا مجبوریم که در این کلاس بنشینیم و به حرفهای بیهوده این معلم گوش دهیم؟ او احساس میکرد حق آزادی او پایمال شده است . وقتی این فکر به ذهنش رسیده بود فکر کرده بود که یک اندییشه ناب در ذهنش متولد شده است که تابحال هیچ کس به آن فکر نکرده و متوجه آن نشده است چون کسی که به حق آزادی خویش واقف باشد دلیلی ندارد که دست و پا بسته خود را دراختیار این معلم قرار دهد و در این کلاس خود را محبوس کند این بود که همیشه سعی میکرد از این حق آزادی در حد ممکن استفاده کند . مدام همکلاسی هایش را اذیت میکرد و به همین دلیل گاه و بیگاه توسط معلم تنبیه میشد.

روزی از روزها شبنامه ای نوشت و در آن ، دشنامها به معلم داد و نوشت که این معلم ظالم ، آزادی و حق انتخاب ما را از ما گرفته و  میخواهد مارا به زور دانشمند کند . این حق ماست که دانشمند نشویم . اگر برای دانشمند شدن اجباری نیست پس چرا مارا تنبیه میکنند ؟ اگر ما نخواهیم بفهمیم چه کسی را باید ببینیم ؟

  دانش آموزان که شبنامه را میخواندند خنده شان میگرفت از اینکه میدیدند این ابله دلیل تنبیه های معلم را کج فهمیده است و بدتر از آن  این احمق فکر میکند که هر کودنی را به جمع دانشمندان راه میدهند.!!!

/ 6 نظر / 12 بازدید
الف.پ

سلام خیلی زیبا می نویسید چند تا از مطالب شما رو خوندم فکر می کنم نیاز مبرم به کمک شما برای بهتر شدن وبلاگم دارم. من رو راهنمایی کنید ممنون خدانگهدار

الف.پ

سلام ممنون که تشریف اوردید جوابتون رو در وبلاگم دادم دوست داشتید تشریف بیارید و بخونید. درباره پاسختون به نظر من باید بگم که من اصلا عادت ندارم برای خودم از دیگران تمجید بی جا کنم مطالبتون رو خوندم و ازشون خوشم اومد برای همین هم براتون نظر گذاشتم. وبلاگ من یه فروشگاه نیست که نیاز داشته باشد برایش به هر روشی جذب مشتری کنم ممنون که به وبلاگ من اومدید و ممنون که نظر گذاشتید و جواب نظرم رو دادید. امیدوارم باز هم شما رو در وبلاگ ببینم پاینده و خروشان چون ایران الف.پ آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی دست خود ز جان شستم از برای آزادی

ارسي

پتياره!اول بفرما ببينم !دليل اينكه از ميان اين همه شاگرد يكي كودن و تنبل بوده چه بوده!آيا ايشان هم مثل شما به خداوند و اسلام ايمان داشته كه مخالف علم بوده!؟يا نه اين مشيت الهي بوده كه اين كودك 7 يا 8 ساله را كودن و تنبل آفريده!؟يا نه در اثر اينكه در اجتماع مسلمانان رشد يافته به اين نتيجه رسيده كه تنبل و كودن بودن(با فرض درست بودن پيش داوري شما!البته چون اين داستان نپخته از شماست و شما فرضا جايگاه داناي كل را لااقل در اين داستان داريد پس حق مسلم شماست!كه همچين شخصيت خيالي را با اين خصوصيات بپردازيد!!!) و به بازي پرداختن بهتراست !البته ذهن ساده انديش و تك بعدي و متعصب شما قطعا معلول ها را در جايگاه علت ها مي گذارد هزاران دليل وجود دارد كه اين كودك تمايلي به درس خواندن نداشته باشد و اصولا دانشمند شدن تنها راه زندگي كردن در اين دنيا نيست و نه ممكن است و نه مطلوب كه همه دانشمند شوند البته قبلا كه درس دادن و درس آموختن مثل امروز نبود معمولا كساني كه عرضه كار كردن و درس خواندن و توليد را نداشتنمد ميرفتند حوزه و آخوند و انگل اجتماع ميشدند متاسفانه در ج.ا.ا اين در هم بروي اينان بسته شد و آخوندها هم دولتي و حكومتي شده

ارسي

-اند.خوب وقتي ما به آزادي انسانها باور داشته باشيم در نتيجه ميتوانيم كودن و تنبل هم بشويم مگر شما وكيل وصي مردم هستيد جالب است اين ذهنيت متعفن اسلامي و ديني در رگ و ريشه شما رسوخ كرده همانجور كه 1400 سال است كه بزور ميخواهيد مردم را عليرغم ميل باطنيشان به بهشت ببريد كودك داستان شما هم ناگزير بايد دانشمند شود!در چارچوب ايدئولوژي شما انسانها حاكم بر سرنوشت خود نيستند!حتي براي كودن و تنبل شدن هم بايد از شما اجازه بگيرند!پتياره مومن !بله انسانها حق دارند دانشمند نشوند !شما هم ميتوانيد مثل بقيه هم شاگردي هاي كلاس به اين انديشه بخنديد ولي حق نداريد كودكي را تبيه كنيد و بزور از او دانشمند بسازيد او ازاد است كه زندگي خود و راه خود را انتخاب كند حتي اگر اشتباه كند اين حق مسلم اوست كه اشتباه كند بشما چه ربطي دارد اصلا كي بشما اجازه داده !؟اين حق حاكميت را شما از كي و كي و كجا اخذ كرده ايد!؟در اخر به عرض شما رجاله محترم ميرساند كه ذهن شما پر است از تعفن و لجن اسلامي تا ذهنت را از اين كثافات تخليه نكني هميشه يك چيز توليد مي كني مهمل!مهمل بافي!مختاريد كه هر چرندي را ببافيد اما انسانها مجبور نيستند تراوشات گنديده ذهن شما

ارسي

پيامبر!!!شما و خداي شما را بكار ببندند!فراموش نكن رجاله!دين براي انسان است و نه انسان براي دين!وعده واهي دين اينست كه امده تا روش بهتر زيستن را به انسان بياموزد اما هيچ كس اجباري ندارد كه به راه شما يا خداوندگار يا پيامبر شما برود!پس رجاله جان شمشيرت را غلاف كن !و گاله ات را بگشا!مفت گويي كن!آزادي!آزادي يعني همين يعني رجاله اي مثل تو آزاد است هر كثافتي را بلغور كند اين از مزاياي دموكراسي است نوش جانت و مفت چنگت!اما هيچ كس نميتواند هيچ انساني را بر خلاف ميلش حتي به بهشت ببرد فراموش نكن سعادت خيرخواهي و ... هيچ مجوزي به شما و كس ديگر نميدهد كه كسي را تنبيه كنيد!تا دانشمند شود لطفا ذهنت را از اين لجن متعفن تخليه كن!

ارسی

مرده شور تو و داستان و ÷یام داستانت را ببرند!یه مطلبی راهم در خصوص تعرض جانیان خامنه ای به حقوق ملت می نوشتی اینهمه سرکوب و فقر و جنایت که در این حکومت هست آزادی خواهی مثل تو را وانداشته که مطلبی بنویسی!پتیاره!تو که خودت را برمیکشی نمی فهمی ظلمی که آن دانش اموز کودن تو!!!به همکلاسی هایش کرده در مقابل ظلمی که این حکومت جبار و دژخیم آخوندی به ملت ایران و حتی جهان می کند قابل قیاس نیست و بر تو به ظاهر مسلمان!واجب عینیست که هر جا ظلمی را دیدی فریاد مظلوم باشی خاک بر سرت که حتی مطالب مفید ولو اندک دینت را یا نمیدانی یا عامدا یابو آب میدهی!یعنی چه!رجاله ؟خودت قضاوت کن توکه اینقدر حساسی!!!به حکومت دینی الله که میرسی در گاله ات را می بندی!؟تف به شرفت بی شرف