روشی بسیار کارآمد و موثر و عملی برای قهر زدایی از کودکان با یک مثال واقعی :

بچه ها به بهانه های کوچک قهر میکنند. مخصوصا بچه های زیر 10 سال قهر کردنشان دم دستشان است و تا یک چیز کم اهمیتی خلاف میلشان باشد فورا قهر میکنند و بلافاصله سعی میکنند قهر بودنشان را به روشهای مختلف به اطرافیان خود آشکار کرده و نشان بدهند، ابروهایشان را در هم میکشند ، لبهایشان را آویزان میکنند ، رویشان را برمیگردانند ، روی شکم دراز میکشند و چشمانشان را با طرف گودی آرنجشان میپوشانند و سعی میکنند هیچ نوری به چشمشان نرسد و کارهایی از این قبیل انجام میدهند. . . 

وقتی این حالت اتفاق می افتد چه باید کرد؟ بعضی ها در این مواقع اصلا به بچه اهمیت نمیدهند تا بچه خودش از حالت قهر بیرون بیاید. بعضی ها هم با اصرار و تاکید زیاد سعی میکنند این حال را عوض کنند و تا وقتی این حالت برطرف نشده است با بچه کلنجار میروند. این دسته از افراد  گاهی با نوازش و گاهی با تحدید و گاهی با وعده و وعید با بچه برخورد میکنند. که تجربه نشان داده است که هیچ کدام از این روشها کارایی ندارند و بچه را به لجبازی وا میدارند و صد البته همه ی این روشها تاثیرات نامطلوبی روی بچه میگذارند.  

موارد بسیاری هم دیده شده است که اقدامات قهر زدایی از کودک ، با نوازش شروع شده ولی در اثر تمام شدن حوصله ی والدین با پرخاش گری و دعوا خاتمه یافته است ویا برعکس با پرخاش شروع شده ولی در اثر دلسوزیهای والدین با نوازشهای افراطی خاتمه یافته است. 

تجربه نشان داده است که برخوردهای مستقیم چه از نوع نوازش و چه از نوع پرخاش و چه از نوع بی تفاوتی هیچگاه در مورد قهر زدایی از کودکان نه تنها کارساز نبوده است بلکه اثرات مخربی هم داشته است ولی در عوض روشهای غیر مستقیم  کارسازی فوق العاده ای داشته اند.

پس روشن است که پیشنهاد ما برای قهر زدایی از کودکان روشهای غیر مستقیم است. روشهای غیر مستقیم خیلی متنوع هستند و در شرایط مختلف روشهای متفاوتی را باید بکار برد. برای نمونه یک مثال واقعی را بیان میکنم که امروز برای خود من اتفاق افتاد و البته روش برخوردی که در این مثال ارائه میشود میتواند در بسیاری از مواقع موثر باشد. 

قهر کودک

امروز صبح سر صبحانه پسر 7 ساله ام بر سر تصاحب قاشق مرباخوری از سر سفره قهر کرد و در مقابل کمد تلویزیون بر روی شکم دراز کشید و صورتش را میان بازوهایش مخفی کرد. اصرار دخترم برای منصرف کردن او بی فایده بود که با اشاره من دیگر ادامه نداد. چند ثانیه صبر کردم و من هم یکبار با لحن ملایم از او خواستم که به سر سفره برگردد و قبل از تمام شدن نان تازه ، صبحانه اش را بخورد ولی باز هم قهر تمام نشد. دیگر چیزی نگفتم چون میدانم تکرار درخواستها در اینگونه موارد هیچ فایده ای ندارد بلکه کار را بدتر میکند و ممکن است یک قهر سطحی را به یک ناسازگاری مزمن تبدیل کند.

کاری که من کردم این بود که 5 دقیقه صبر کردم که انفعالات  درونی و هیجانات جسم و روانش ساکت شود. سپس در سه مرحله و به قول معروف در سه سوت به قهرش پایان دادم . من در این سه مرحله به سه عمل غیر مستقیم اقدام کردم و موفق شدم در پایان مرحله سوم بطور کامل فضای قهر را از بین ببرم.

توجه داشته باشید که اقدام غیر مستقیم شما باید طوری باشد که او احساس نکند که این اقدامات بخاطر اوست زیرا اگر بداند که من بخاطر او این اقدامات را انجام میدهم دیگر نمیشود نام این اقدام را غیر مستقیم گذاشت. بیاد داشته باشیم که همه ی هنر روشهای غیر مستقیم این است که کودک نتواند ارتباط مستقیمی بین رفتار ما و حالت قهر خودش پیدا کند.

حال به نظر شما من چه کار کردم که خیلی زود اثر خودش را نشان داد و حالت قهر بکلی از بین رفت؟

1- اولین کاری که کردم این بود که یک قسمت از شعری را که میدانستم او حفظ است با خودم زمزمه کردم و وانمود کردم که بقیه شعر را نمیدانم

رفتم کنار دریا گفتم بگو خدا کیست؟  اممممم . . . 

و چند بار همان مصراع اول را با مکث زمزمه کردم و نشان دادم که بقیه اش را بلد نیستم و سعی میکنم بخاطر بیاورم

رفتم کنار دریا گفتم بگو خدا کیست؟  اممممم . . . 

 که بار سوم این ترفند جواب داد و پسرم مصرع دوم شعر را خواند و من دوباره همین ترفند را تکرار کردم و مصرع بعدی را خواندم و دوباره مکث کردم و او باز هم مصرع بعدی را به من یاد داد و من از او تشکر خیلی سطحی کردم به این خاطر که به من در یاد آوری شعر کمک کرده است. پس از این مرحله ، حالت قطعیت و شدت قهر از بین رفته بود اما هنوز قهر ادامه داشت ولی غلظتش کم شده بود.

2- جند ثانیه بعد به بهانه ی برداشتن یک چیزی به سراغ کمدی رفتم که او مقابل آن دراز کشیده بود و مجبور بود کمی جابجا شود ولی من هرگز از او نخواستم که جابجا شود بلکه او خودش تشخیص داد که باید جا را برای باز شدن کامل در کمد خالی کند. و به این بهانه هدایتش کردم که کمی جابجا شود و طبیعی است که اینگونه جابجا شدنها ، به کم شدن شدت حالت قهر کمک میکند.

3- یک سی دی گیم را از داخل کمد برداشتم و وانمود کردم که نمیدانم چیه. بلافاصله پسرم از جا برخواست و در مورد سی دی توضیحاتی را به من داد.

دادن توضیحات همان ، از یاد رفتن قهر هم همان . . .  پسرم در حالیکه داشت موضوع سی دی را توضیح میداد من به سمت سفره رفتم و شروع کردم به خوردن صبحانه و او هم در حالیکه توضیح میداد مثل من به خوردن صبحانه برگشت.

قهر زدایی صبح امروز که میتوانست تا ساعتها ادامه یابد و به صبحانه نخوردن بیانجامد و اعصاب چند نفر را به هم بریزد فقط  10 دقیقه وقت مرا گرفت و اعصاب هیچ کس را هم خورد نکرد .

امیدوارم این تجربه خوب من در زندگی شما هم به دردتان بخورد. والسلام


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: کودک , حکایت , حکمت


تاريخ : ۱۳٩٤/۱/٢٦ | ۱:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

پسر 6 ساله ام دیشب بعد از افطار از من پرسید :

- چه کسی ما را به این دنیا آورده است ؟ 

- منظورت چیه  که میگی ما را به این دنیا آورده است ؟

- منظورم اینه که : چه کسی ما را متولد کرده است ؟ چه کسی آسمانها و خورشید و ماه و ستاره ها را درست کرده است ؟

- خدا

- میدانم که همه ی ما را خدا متولد کرده است اما منظورم این است که چه کسی خدا را به این شهر آورده است؟

- خدا از اول بوده است . قبل از اینکه همه ی ما باشیم خدا بوده .

- میدانم خدا قبل از همه ی ما بوده و ما را هم او به این شهر آورده است و کره زمین را هم او به هم چسبانده است اما خود خدا را چه کسی به این شهر آورده است ؟ 

. . . 

چه میتوان به این کودکی که هنوز به مهد کودک و آمادگی هم نرفته است گفت ؟  وقتی دید حرفهای تکراری میزنم بحث را عوض کرد و گفت بیا بازی کنیم


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: خدا , کودک


تاريخ : ۱۳٩٢/٥/۱٠ | ۱:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.