جوادزاده
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ جوادزاده
آرشیو وبلاگ
      راستگویی - دانایی - نظم (یادداشتهای روزانه)
هاشمی ، خاتمی ، احمدی نژاد ، در یک نگاه نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٧/۱٠

قسمت دوم را اینجا بخوانید

قسمت سوم

 احمدی نژاد بازگشت به اصول انقلاب را هدف گرفت و به مدیریت شتابزده و احساسی و خود محوری موجودیت بخشید.

در زمانی که ارزشهای انقلاب در جامعه در حال فراموشی بود و قدرت و ثروت در قبضه ی طیف خاص محدود شده بود . احمدی نژادی که تا لحظه ی تبلیغات انتخاباتی ناشناخته بود با شعار شکستن انحصار قدرت و بازگشت به اصول انقلاب وارد عرصه شد و در کمال ناباوری با اقبال افکار عمومی مواجه شد و رقیب پرقدرت خود یعنی آقای هاشمی را شکست داد و به مسند ریاست جمهوری رسید. رئیس جمهور بار دیگر گفتمان انقلاب را از گوشه عزلت بیرون کشید و در جامعه مطرح کرد .

اما او نیز نتوانست آنگونه که میگفت در حد شعارهایش ظاهر شود. عزم جدی و توان کاری بالا ومثال زدنی او در غیاب روحیه ی طمانینه و آینده نگری و عدم اعتقاد به کار تدریجی و گروهی و حساب شده  کار دستش داد و مدیریت شتابزده ی او در عزل و نصب ها و دادن وعده هایی که انجام آنها از عهده اش خارج بود اعتبار حرفهایش را بشدت تنزل داد.  او در سالهای اول ریاستش بدون توجه به بدنه دولت حرفهایی زد و وعده هایی داد که هرگز به تحقق نپیوست. او با تکیه بر پرکاری خویش  فکر میکرد میتواند یک تنه همه ی مشکلات را حل کند و با اصلاح کشور  به یک قهرمان تبدیل شود. او قول داده بود که مفسدان اقتصادی را معرفی کند اما تا پایان دوره اول ریاستش هرگز این کار را نکرد وتنها در مناظره با میرحسین موسوی اشاره ی کوتاهی به آن نمود که آنهم از سوی افکار عمومی به اقدام تبلیغاتی تعبیر شد . او همیشه دستش در جیب بغلش بود و آمادگی خود را برای بیرون آوردن لیست مفسدین اعلام میکرد اما هرگز لیستی ارائه نگردید. عملکرد او در دوره اول نشان داد که اطلاع دقیقی از ساز و کارهای دولت برای نیل به اهداف کلان اجتماعی ندارد. او میخواست برای رسیدن به خواستهای آرمانی خود ساز وکارهای دولتی و قانونی را دور بزند و یک تنه و با طرحهای ابتکاری به اهداف خود برسد.

 

در دور دوم ریاست احمدی نژاد شتاب زدگی و خود محوری و یکه تازیهای او کار دستش داد و کارهایی مثل اصرار بر دادن مسئولیت به مشایی و  غیبت ده روزه اش و مانند آن وجهه او را بکلی خدشه دار کرد. احمدی نژاد برنامه محور نبود و این باعث گردید تا تعداد زیادی از  وعده های او در حد یک شعار باقی بماند.

او اگر چه ساده زیست بود و اشرافیگری دولتی را تقلیل داد  و شان کاذب  وزرا و مدیران دولتی را از بین برد اما از سوی دیگر درنتیجه ی عدم وفای به قولهای خود ، اعتماد مردم به وعده ها و برنامه های دولت را هم زیر سوال برد. مردم در زمان ایشان به وضوح شکاف بین نهاد های حکومتی و حتی ارکان خود دولت را هم مشاهده کردند و از نبود هماهنگی بین دستگاههای دولتی و عدم اطاعت دستگاهها از دستورات رئیس جمهور رنج بردند و همچنین لغو و عدول از دستورات در حال اجرا یک افتضاح مدیریتی بود . مانند واریز مبلغ یک میلیون تومان به حساب نوزادان و سپس برداشت آن از حساب که تصمیمات رئیس جمهور را در حد یک بازیچه تنزل داد.

تکروی و خود رایی احمدی نژاد تا به حدی رسید که رهبر انقلاب برای اصلاح حرکت رئیس جمهور مجبور شد تا کتبا با رئیس جمهور حرف بزند و کاری که باید با یک اشاره کوتاه حل میشد به یک موضع گیری رسمی کشید.

شجاعت احمدی نژاد در عرصه بین المللی ، دشمنان را به انفعال وا داشت و عقب نشینی های دولت های قبلی را تا حدی جبران نمود و ضعف های دشمنان انقلاب را آشکار نمود و اعتماد به نفس ملت ایران را بار دیگر زنده کرد.

کار بزرگ او در اجرای قانون هدفمند سازی یارانه ها یک اقدام متحورانه بود که با قدرت تمام آغاز گردید و البته در ادامه در اجرا با نقاط ضعفی همراه گردید. با اینکه نباید همه ی ضعفهای دولت را با فرافکنی به حساب دیگران گذاشت اما باید به مقاومتها و کارشکنی های صاحبان قدرت و ثروت نیز توجه نمود که براحتی از منافع خود عقب نشینی نمیکنند و علاقه ندارند که دولتی که انحصار قدرت را از دستشان خارج کرده است به موفقیتهای زیاد برسد.

احمدی نژاد  به بسط نشینی رییس جمهورهای پیشین در تهران پایان داد و با سفرهای استانی همه کشور را مورد توجه قرار داد و تاسال آخر ریاستش بر این مهم ادامه داد و از سفرهای متعدد خسته نشد و رکورد خدمت به استانها را شکست و البته از همین ناحیه هم مورد انتقاد های نابجای زیادی قرار گرفت.

احمدی نژاد اگر به عزم فوق العاده ی خود در رسیدن به اهداف انقلاب و توزیع همگن قدرت و ثروت در جامعه و گسترش عدالت ، چاشنی مدیریت استراتژیک  و سیاست قوی و حرکت برنامه ریزی شده را هم اضافه کرده بود یقینا میتوانست کارنامه ی درخشانی از خود برجای بگذارد و به یک رکورد دست نیافتنی برسد.

  نظرات ()
هاشمی ، خاتمی ، احمدی نژاد ، در یک نگاه نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٧/۱٠

قسمت اول را اینجا بخوانید

  قسمت دوم

خاتمی توسعه سیاسی را هدف گرفت و به فساد اجتماعی و به ضدیت علنی با اسلام مصونیت قانونی داد.

دولت خاتمی از میان فضای تمامیت خواهی و دیکتاتوری هاشمی سر برآورد و با ناشی گری تمام شعار توسعه سیاسی و آزادی داد.  خاتمی با تحلیل ناقص (وشاید هم جانبدارانه) از وضعیت کشور بجای پرداختن و اصلاح اشتباهات دولت هاشمی ، تمامی نواقصات و انحرافات دولت و جامعه را به اسلام حواله کرد و مدام از فهم جدید دین سخن گفت . یکجانبه گرایی و تمامیت خواهی دولت هاشمی را به اسلام و انقلاب و ولایت فقیه نسبت داد.

اشکالات موجود در جامعه را دید ولی عامل و علت اصلی را ندید . خاتمی با هدایت نامحسوس افراد ضد دینی که در پیرامون او بودند علت مشکلات موجود در جامعه را که از عدم توجه به موازین شرعی و اصول انقلاب پدید آمده بودند 180 درجه وارونه جلوه داد و تمامی اتهامات را متوجه اسلام و انقلاب کرد. او بدون توجه به این مطلب که دولت هاشمی با اسلام و انقلاب زاویه ایجاد کرده بود و همین امر باعث بروز نابسامانیهای فراوان در جامعه شده بود بصورت ضمنی چنین وانمود کرد که در دوران دولت هاشمی ، اسلام بصورت کامل پیاده شده است و نتیجه ی اجرای اسلام همین وضع نابسامان است که در جامعه رخ داده است و به همین خاطر از سازگار کردن  دین با دموکراسی و مدرنیته سخن گفت و زمانی که او در ادامه ی این حرف از آزادی سخن میگفت جامعه از حرفهای او ، آزادی از قید و بند اسلام و محدودیتهای شرعی را استنباط میکرد و خاتمی نیز کلمه ای از مخالفت خود با این برداشتها را بیان نمیکرد و خواسته یا ناخواسته با مخالفان دین همراه میشد.  خاتمی کرامت انسانی را که در اسلام بیان شده است فاقد ارزش دانست و به دامن تئوری های غربی پناه برد و سعادت را در زیر سایه کانت جستجو کرد. خاتمی با این کار ، این تلقی را در جامعه رونق داد که اسلام دینی جامع و کامل نیست و برای تکمیل شدن به تئوریهای فلاسفه غرب نیاز دارد و اسلام برای اینکه بتواند در جامعه بماند باید با تفکرات افرادی مثل کانت تلفیق و تلطیف شود. خاتمی اینگونه درد دین داشت .

در آبان ۱۳۸۴، وقتی سیدمحمد خاتمی پس از پایان دوره ریاست جمهوری اش به زادگاه یورگن هابرماس سفر کرد، به تکرار سخنان او پرداخت و گفت «اگر دین می خواهد بماند، باید حداقل به مقوّمات حقوق بشر تن دهد.»

باید اسلام را به گونه ای ببینیم که با دموکراسی سازگار باشد

اگر دین دربرابر آزادی بایستد،باید کنار برود

هرکس که این سخنان را که بارها و بارها از زبان رئیس جمهور تکرار شد بشنود هیچ نتیجه ای جز این نمیگیرد که : 

1- حقوق بشر و آزادی مفاهیمی در خارج از اسلام هستند

2- آزادی همان است که در غرب با آنهمه فساد روزافزون و غالب شونده جریان دارد

3- دین ضد آزادی است

4- هر چیز در مقابل آزادی باشد باید از بین برود پس دین باید از بین برود چون در مقابل آزادی(دموکراسی غربی) ایستاده است.

اگر چه خاتمی ممکن است ادعا نماید که منظور من اینها نیستند اما جامعه برای فهم خود از خاتمی اجازه نمیگیرد. و این ماهیت حرفهای خاتمی است که در جامعه تاثیر خود را میگذارد و جای هیچ گونه تکذیب و تاویل را باقی نمیگذارد.

در دهه ۱۳۷۰ بارها گفت «برای آنکه بتوانیم بمانیم و پیشرفت کنیم، راهی جز راه غرب نداریم و راه غرب یعنی پذیرش خرد غربی.»

آیا برای پذیرش خرد غربی نیازی به انقلاب اسلامی داشتیم ؟  خاتمی که خود را پیرو امام میدانست هرگز جواب نداد که برای رسیدن به خرد غربی  آیا نیازی به راه امام خمینی داشتیم ؟ آیا امام خمینی برای نیل به خرد غربی تمام عمر خودرا در مبارزه سپری کرد؟

آقای خاتمی در زبان از توسعه سیاسی دم زد و در عمل دموکراسی فاسد غربی را بالاتر از اسلام قرار داد و مردم را به نقض قوانین شرع تشویق نمود . اسلام را که برای مبارزه با فساد آمده است به شرط قبول فساد(دموکراسی غربی) لایق بقا دانست . او در واقع اسلامی را میخواست که عین غرب باشد و چنین اسلامی اصلا وجود ندارد . پس او در واقع غرب را میخواست نه اسلام را .

در سایه سخنان چند پهلوی خاتمی ، جامعه ما در عدم قطعیت عجیبی فرو رفت . مردم  سخنان واضحی نمی شنیدند اما نتایج تفکرات ضد دینی خاتمی در جامعه اثر خود را میگذاشت.

اگر خاتمی مقاصد واقعی اش را شفاف بیان میکرد واضح است که افراد مذهبی وانقلابی  از دور وبرش پراکنده میشدند و تقریبا تنها میماند  و هرگز امکان فعالیت پیدا نمیکرد اما او زیرکانه لایه های رویی سخنان خود را با جملات اسلامی و انقلابی لعاب میداد و بدین وسیله بخشی از مردم مذهبی و انقلابی را با خود همراه میکرد و با پشتوانه ی همین نیروها مقاصد اصلی خود را در جامعه پیاده می نمود.

بدنبال سخنانی که از تغییر فهم دینی و سازگار کردن دین حکایت میکرد ، خاتمی چنان از آزادی های پایمال شده سخن میراند که هیچ نتیجه ای جز ظالمانه بودن قوانین شرع از آن استنباط نمیشد.  حال که قوانین شرع ظالمانه تلقی شد پس مبارزه ی با ظلم که یک ارزش است با مبارزه ی با دین همسو میشود و بدین گونه میشود که تحرکات فاسدان اخلاقی در مبارزه ی با احکام اسلامی مبارزه ی با ظلم نام میگیرد و مقبولیت می یابد و این گونه بود که دولت خاتمی به فساد جرات عرض اندام داد و فاسدان برای دفاع از خود علنا وارد جامعه شدند و این به گستاخ شدن ارازل و اوباش انجامید و تحدید و کتک زدن آمران به معروف عرف جامعه شد.

مفسدان اخلاقی برای دفاع از عمل فساد خود دارای حق  شدند و چنان وانمود گردید که در طول سالهای حاکمیت انقلاب حق آنان در نتیجه ی اجرای احکام اسلام پایمال شده است و فاسدان طلبکارانه به دین و انقلاب حمله کردند و نهادهای مهم انقلابی را تا حد انحلال و ادغام پیش بردند. حتی وضع تا آنجا پیش رفت که اعدام منافقین تروریست را در ابتدای انقلاب را زیر سوال بردند و حامیان منافقین احساس کردند که میتوانند برای احقاق حقوق خود ابراز نظر و فعالیت نمایند.

قبل از دولت خاتمی ، فساد میدانست که باید دور از چشم قانون و در ترس  و واهمه فعالیت کند و در صورت کشف نابود خواهد شد. اما در دولت خاتمی فساد اخلاقی به زیر پرچم قانون خزید و در فضایی که دست نهادهای قانونی و مردمی را با طناب دولت بسته دید جرات ابراز وجود پیدا کرد.

مسئله تا آنجایی پیش رفت که عده ای به بهانه ی وجود اقلیتهای دینی در کشور ، رفتار و اعتقادات و باورهای اکثریت جامعه را به باد انتقاد گرفتند و اصرار بر آزادی برخی از خواسته های احتمالی آنها به اصلی ترین محکمات دینی ما سایه افکند.

. . . ادامه دارد

  نظرات ()
هاشمی ، خاتمی ، احمدی نژاد ، در یک نگاه نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٧/۸

قبل از هر کار بعنوان مقدمه باید عرض کنم که ما معتقد نیستیم که آقایان هاشمی یا خاتمی یا احمدی نژاد مطلقا بد یا خوب هستند بلکه خوب و بد در همه افراد بشر با نسبتهای مختلف درهم آمیخته است. بلکه هدف ما در این نوشتار بیان شاخص ترین نتایج عملکرد این سه رئیس جمهور می باشد و همچنین بر این باور هستیم که هرسه این افراد بانیت خدمت وارد صحنه ی سیاست شده اند و در کلیت مسئله سوء نیتی ملاحظه نمیشود اما آنچه که مورد نقد قرار میگیرد نتایج حاصله از سیاستها می باشد که جامعه را تحت تاثیر خود قرار میدهد. ما عملکرد را نقد میکنیم نه نیات را. والبته روشن است که وجود نیات سوء را که ممکن است از سوی برخی مدیران در قالب پیشنهاد طرحها و برنامه ها در دولت مطرح و تصویب و اجرا شود نمیتوان نادیده گرفت.

هاشمی سازندگی را هدف گرفت و به رانت خواری و رشوه و فساد اداری و دیکتاتوری مشروعیت بخشید:

دولت آقای هاشمی دولت سازندگی نام گرفته بود . بدون تردید پس از سالهای جنگ  و ویرانی های ناشی از آن ، سازندگی به حق اولین اولویت کشور بود و عزم جدی ایشان برای تحقق این مهم قابل ستایش است. چه امری مهمتر از ساختن کشور میتوانست باشد؟ سازندگی باید انجام میشد و برای انجام آن نیروهای متخصص لازم بود و درست از همینجا بود که بذر آسیب ها هم پاشیده شد . مدیران و تخصص آنها رکن اصلی دولت سازندگی به شمار میرفت و تعهد مدیران ویژگی ای بود که موقتا به فراموشی سپرده شد و یا لااقل زیاد برآن تکیه نشد . مدیران باید کار تخصصی میکردند این بود که  در زمان ریاست ایشان به مدیران دولتی و نیمه دولتی  به منظور افزایش کارایی آنها اختیارات فرا قانونی داده شد و مدیران برای نقض مقررات شهری و کشوری جسارت یافتند و دفتر های تو درتوی مدیران برای در امان ماندن از مراجعات مردم ساز وکار مجددی بخود گرفت. با گسترش شعار "هم خورده ، هم کارکرده" دست اندازی های مدیران به بیت المال را توجیه کردند . نتیجه ای که از  پخش شعار یاد شده در جامعه بدست آمد این بود که "رشوه خواری"  مقبولیت پیدا کرد و رشوه خوارن مصونیت یافتند .  زیرا در وحله اول با طرح چنان شعارهایی تشخیص مصادیق رشوه خیلی دشوار و تقریبا محال گردید و بعلاوه براساس شعار فوق ، هیچ رشوه خواری به محض کشف شدن ، مستوجب مجازات نبود و باید بررسی مجددی صورت میگرفت که آیا فرد رشوه گیر کار سازندگی هم کرده است یا خیر؟  بنابراین ناگفته پذیرفته شده بود که کسانی که سازندگی میکنند مجاز به دریافت رشوه هستند . افکار عمومی پذیرفته بودند که رشوه خواری به خودی خود زشت نیست بلکه زمانی ممکن است زشت باشد که رشوه گیر کار سازندگی نکرده باشد. شعار "هم خورده هم کارکرده " کار خودش را کرده بود و در بدنه جامعه تاثیر خودرا برجای گذاشته و  زشتی رشوه و رانت خواری را در افکار عمومی از بین برده بود . یکی از مهمترین نتیجه اجتماعی دولت هاشمی تطهیر رشوه و رانت و فامیل پروری بود. دولت هاشمی پایگاهی بود که وزرا و مدیران دولتی و نیمه دولتی با تکیه برآن پایگاه بتوانند بنیه ی مالی خود را برای ثروت اندوزی و کسب قدرت اقتصادی مستحکم نمایند. اکنون نیز رد پای وزرا و مدیران دولت هاشمی در انبوهی از شرکتهای رنگارنگ اقتصادی وجود دارد و پولهای کلان مدیران مذکور از شمارش خارج بوده و یافتن کانالهای هدایت ثروت به سمت آنها کار ساده ای نیست. شرکتهایی که با نام فامیلهای غیر همنام مثل پسرخاله ها و دایی زاده ها و باجناق ها و پسر عمه ها و دامادها و غیره تاسیس و فعالیت می کردند چگونه قابل ردیابی میشوند ؟ آنها میدانستند که با نام پسرها و برادرها و برادرزاده ها و عموزاده ها بخاطر همنام بودنشان نمیتوانند فعالیت کنند . بنابراین فامیل پروری های غیر همنام یک سیاست کارساز بود. کانال کشی های اقتصادی در آن دوران چنان رواج یافت که به یک استراتژی میان مدت مدیران تبدیل گردید و با کسب تجربیات گوناگون به مهارت مدیران ارشد بدل گشت .

پس از انقلاب اسلامی در سایه تعلیمات انقلابی و اسلامی امام خمینی ، مسئولیت پذیری در دولت یکی از عبادات محسوب میشد و معیار انتخاب مدیران تعهد و تخصص و روحیه ی اسلامی انقلابی بود . مدیران با تمام تلاش کار میکردند و به امید دریافت اجر اخروی از سوی خداوند ، حقوق معمولی دریافت می کردند. آنها نه تنها نگران اوقات خود  که در مسیر انجام مسئولیت سپری میشد نبودند بلکه  مسابقه ای برای بیشتر کار کردن و کمتر پول گرفتن برقرار شده بود . مدیران باور داشتند که کار زیاد آنها به هدر نخواهد رفت و در پیش خدا ذخیره میشود و این طرز فکر به آنها قدرت و قوت مضاعف میبخشید.

برای اولین بار بعد از انقلاب معیار انتخاب مدیران در دولت سازندگی از تقوی و شایستگی به مدرک و روابط فامیلی تغییر یافت و بر همین اساس موج مدرک طلبی در میان مدیران به راه افتاد و سازمانهایی برای صدور مدرک برای مدیران دولتی تاسیس گردید. در پایان دولت هاشمی ، صحبت کردن از معیار تقوی برای انتخاب مدیران به یک امر خنده دار و مضحک تبدیل شده بود.

اتاقهای بزرگ و مجهز و میزها و مبلمان گرانقیمت برای مدیران رایج شد و اتاقهای مدیران به روی مردم بسته شد و مدیران در پشت درهای تو درتو از دید و دسترس مردم دور ماندند . وقتی که تقوی از معیار  انتخاب مدیران حذف شد درنتیجه امید به پاداش اخروی نیز از ذهنیت مدیران حذف شد و دیگر مناصب دولتی فرصتی برای خدمت به خدا و خلق خدا به شمار نرفت و چنان فهمیده شد که جبران خدمت مدیران نه توسط پاداش الهی بلکه فقط از مجرای حقوق و مزایای دریافتی انجام میشود و به همین سبب مسابقه برای دریافت حقوق بیشتر در بین مدیران شروع شد .  مدیران میگفتند آیا سنگینی مسئولیت ما و کارمندان ما یکسان است ؟  آیا فاصله حقوق کارمندان که به غیر از وقت اداری الزامی برای کار کردن ندارند با ما که آنکار هستیم و هر وقت و بی وقت با بهانه های مختلف با مسئولیتمان درگیر بوده و مجبور به پاسخ گویی هستیم  نباید زیاد شود؟   وبدیهی بود که چون روحیه ی خدمت مدیران از بین رفته و انتظار پاداش اخروی به تمسخر گرفته شده بود انتظار مدیران برای دریافت حقوق بسیار زیاد منطقی جلوه می نمود. این بود که  فاصله حقوق کارمندان و مدیران بسرعت افزایش یافت و به 10 برابر نزدیک شد و روحیه اشرافی گری دولتی بسرعت ایجاد و رشد کرد و بدین سان روحیه تملق زیردستان که لازمه حیات قشر اشرافی است در میان کارمندان  برای رسیدن به درجات بالاتر و برخورداری از مزایای مدیریت افزایش یافت.

قبل از دولت سازندگی ، رفت و آمد مسئولین دولتی در میان مردم یک امر عادی و استفاده از ماشینهای مدل بالا  توسط مدیران امری غیر عادی بود اما در پایان آن دولت ، مردم انتظار دیدن مدیران را در بین خود نداشتند و ماشینهای مدل بالا در بین مدیران یک امر پذیرفته شده و جا افتاده بود.

پروسه حذف عنصر "خدمت به امید پاداش الهی" از روحیه مدیران با موفقیت انجام شد و انتظار "جبران مادی خدمات مدیران" به مسابقه ای بی سرانجام تبدیل گردید که روز بروز بر شدت آن افزوده شد و دولت را از مردم جدا ساخت و طبقه مدیران دولتی مرفه بوجود آمد  که به مردم و کارمندان به عنوان شهروند درجه ی دو نگاه میکردند که نیازمند مدیریت مدیران هستند.

شعارهای انقلاب رنگ باخت و عدول از عقاید و اصول و سیاستهای انقلابی تنها را موفقیت  فعالیتهای اقتصادی دولت قلمداد گردید.

وزیران از سوی هاشمی  از سخنرانیها و اظهار نظرهای سیاسی و اعتقادی منع شدند و این ابتکار سیاسی ، خود به مصونیت فوق العاده ی  آنان در جامعه انجامید زیرا فعالان سیاسی نیز در فضای خلاء انگیزه ای برای نقد آنان نداشتند. والبته محدود سازی شدید نشریات نیز یکی از نتایج همین رویکرد بود.

 . . . ادامه مطلب را اینجا بخوانید

  نظرات ()
مطالب اخیر شعری از آیت‌الله صافی گلپایگانی در انتقاد از کوروش گرایی پر کاربردترین مشاغل پاسخ امام حسن به پادشاه روم دعای ذوالقرنین بوی جوی مولیان لحظه اعلام مذهب شیعه بعنوان مذهب رسمی ایران(عکس) تست - آیا مشکل پرشین بلاگ برطرف شده است؟ مشکلات پرشین بلاگ کلافه کننده شده است کلید سعادت چیست ؟ ملا احمد نراقی
کلمات کلیدی وبلاگ حکمت (٩٠) آمریکا (٦٦) رفسنجانی (٤۱) شعر (٤٠) حدیث (۳٤) امام حسین (۳٠) امام علی (٢٧) دعا (٢٦) عاشورا (٢٥) روحانی (٢٥) حضرت محمد (٢۳) انتخابات ریاست جمهوری (٢٠) احمدی نژاد (۱٩) امام خامنه ای (۱٩) قرآن (۱۸) غرب (۱٧) نماز (۱٤) حکایت (۱۳) علم (۱۳) خدا (۱۳) محرم (۱٢) اسلام (۱۱) اسرائیل (۱۱) حجاب (۱۱) امام صادق (۱٠) خاتمی (۱٠) امام خمینی (۱٠) انسان (٩) رمضان (٩) میرحسین موسوی (٩) فساد (۸) شهریار (۸) صادق هدایت (٧) نجوم (٧) فتنه (٧) سبک زندگی (٧) امام زمان (٦) حضرت زهرا (٦) یارانه ها (٦) مصائب (٦) زیارت عاشورا (٦) جمهوری اسلامی (٦) اعمال (٦) شهید (٦) دروغ (٥) آزادی (٥) عشق (٥) سیاست (٥) هنر (٥) کربلا (٥) جنگ (٥) فلسطین (٥) آذربایجان (٥) جغرافیا (٥) روزه (٥) امام جواد (٥) جمعیت (٥) زلزله تبریز (٥) ویروس فرهنگی (٤) عیدفطر (٤) محرم و صفر (٤) بوز قورد (٤) اصلاح طلبان (٤) عید غدیر (٤) قدس (٤) امام حسن (٤) عید نوروز (٤) نوحه (٤) مادر (٤) یهود (٤) ازدواج (٤) حقوق بشر (٤) انقلاب (٤) ماهواره (٤) امام رضا (٤) ایمان (٤) زندگی (۳) ashura (۳) هاشمی (۳) زن (۳) کامپیوتر (۳) تورم (۳) عدالت (۳) دموکراسی (۳) خانه (۳) خامنه ای (۳) شاه (۳) شیطان (۳) گل (۳) اینترنت (۳) تکنولوژی (۳) تبریز (۳) غزه (۳) سال نو (۳) روحانیت (۳) انگلیس (۳) امام سجاد (۳) راستگویی (۳) امام هادی (۳) اجابت دعا (۳) گرگ خاکستری (۳) عنایت خدا (۳) حقوق انسان (٢) قرآن سوزی (٢) تساوی زن ومرد (٢) نا امیدی از خدا (٢) فساد در سینما (٢) عالمان بی عمل (٢) ملی-مذهبی (٢) مذاکرات هسته ای (٢) 10 میلیارد تومان (٢) 9 دی (٢) خشونت علیه زنان (٢) تست شخصیت (٢) وام بانکی (٢) جلیلی (٢) فضولی (٢) جنبش عدم تعهد (٢) مطهری (٢) ترک (٢) صهیونیسم (٢) صلوات (٢) پهلوی (٢) شب قدر (٢) ریا (٢) علوم تجربی (٢) سنائی (٢) عمل (٢) 5+1 (٢) علامه جعفری (٢) هندوانه (٢) شعبان (٢) یاحسین (٢) قضاوت (٢) پیامبران (٢) زمین (٢) انفاق (٢) توبه (٢) نذر (٢) شیر (٢) 29 بهمن (٢) سوریه (٢) پدر و مادر (٢) سوال (٢) عبادت (٢) زمان (٢) مناجات (٢) دزد (٢) معجـزه (٢) شیعه (٢) عباس (٢) عقل (٢) شریعتی (٢) زینب (٢) بهمن (٢) کودک (٢) خمینی (٢) منافق (٢) عید (٢) عرفه (٢) نیایش (٢) بهشت (٢) تروریست (٢) تحریم (٢) زبان (٢) فیلم (٢) گرانی (٢) اندیشه (٢) سینما (٢) انتظار (٢) دنیا (٢) جوک (٢) خنده (٢) ایران (٢) دانش (٢) دل (٢) فلسفه (٢) آرزو (٢) تربیت (٢) چشم (۱) شجریان (۱) تمدن (۱) طلا (۱) باران (۱) انتخابات مجلس (۱) مجلس (۱) توکل (۱) قیامت (۱) قبله (۱) نگاه (۱) فوتبال (۱) صبر (۱) مسابقه (۱) بازی رایانه ای (۱) رنگ (۱) دین (۱) نوکیا (۱) تاریخ (۱) شادی (۱) قلب (۱) سکوت (۱) ترس (۱) نفرت (۱) طنز (۱) تولد (۱) وبلاگ (۱) موبایل (۱) ورزش (۱) غم (۱) مذاکره (۱) مسلمان (۱) المپیک (۱) ابلیس (۱) کافر (۱) قانون (۱) عطار (۱) کوروش (۱) عمر (۱) پیام کوتاه (۱) ترافیک (۱) مهاجرت (۱) مجازات (۱) قم (۱) حج (۱) علی (۱) لطیفه (۱) اصلاحات (۱) آقا (۱) آسمان (۱) قبر (۱) لذت (۱) پزشک (۱) زرتشت (۱) روزی (۱) انیشتین (۱) نوشتن (۱) سانسور (۱) ابر (۱) گفتار (۱) مغز (۱) والدین (۱) تسلیت (۱) شرق (۱) ماسک (۱) خیانت (۱) امتحان (۱) راه (۱) جهان (۱) طبیعت (۱) روشنفکری (۱) فیلترینگ (۱) ظهور (۱) حزب (۱) اربعین (۱) تفسیر (۱) بحرین (۱) شجاعت (۱) پروین اعتصامی (۱) بدبختی (۱) دمکراسی (۱) وحی (۱) حماقت (۱) اوستا (۱) نظم (۱) ویکتورهوگو (۱) انجمن حجتیه (۱) سلوک (۱) فریب (۱) خشک و تر (۱) سجده (۱) گناه (۱) احزاب (۱) غرور (۱) امامت (۱) توسل (۱) زیبایی (۱) الله اکبر (۱) بهداشت (۱) دانستن (۱) وحدت (۱) سحر (۱) روسیه (۱) روح (۱) دوزخ (۱) نیما (۱) انشتین (۱) گوش (۱) خرافه (۱) انبیا (۱) عزا (۱) حکومت دینی (۱) فاتحه (۱) بینایی (۱) روز جهانی قرآن (۱) چادر (۱) جوک ترکی (۱) تخیل (۱) چمران (۱) سلیمانی (۱) بایاتی (۱) جبر (۱) تخصص (۱) استغفار (۱) بسیجی (۱) کهکشان (۱) قاضی (۱) جامعه اطلاعاتی (۱) ادیسون (۱) حجامت (۱) سرمایه داری (۱) اصول گرایی (۱) ذکر (۱) جوجه (۱) نسبیت (۱) حیا (۱) سید احمد خمینی (۱) بیمارستان (۱) کلاهبرداری (۱) مشایی (۱) اصلاح طلبی (۱) کعبه دل (۱) شبهات (۱) تعهد (۱) شاید وقتی دیگر (۱) شمس تبریزی (۱) عبدالله نوری (۱) برکت (۱) بودا (۱) دیکتاتور (۱) تکلیف (۱) تفکر (۱) جوان (۱) الهی (۱) شناخت (۱) سلامتی (۱) میهن (۱) اختیار (۱) پیام نوروزی (۱) تناقض (۱) جوانی (۱) اهل سنت (۱) قبرستان (۱) حضرت یحیی (۱) امام کاظم (۱) فتح (۱) یوم الله (۱) حلزون (۱) نبوغ (۱) برنارد شاو (۱) حقارت (۱) راه قدس (۱) یتیم نوازی (۱) جهانی سازی (۱) فیس بوک (۱) اسم اعظم (۱) دانایی (۱) فرمانده (۱) تجارت الکترونیک (۱) حاج همت (۱) انرژی هسته ای (۱) اطلاعات عمومی (۱) نیمه شعبان (۱) حزب الله (۱) امام محمد باقر (۱) رجب (۱) مبارزه با نفس (۱) غضب (۱) اقوام ایرانی (۱) هاوایی (۱) گردن بند (۱) شیخ (۱) لیبرال (۱) فرومایه (۱) امام موسی کاظم (۱) مختارنامه (۱) حضرت ابراهیم (۱) جزیره برمودا (۱) 14 معصوم (۱) حضرت ابوالفضل (۱) اصول دین (۱) حضرت نوح (۱) جبر و اختیار (۱) حق الناس (۱) طرح ولایت (۱) امداد غیبی (۱) جنبش سبز (۱) بیداری اسلامی (۱) نداآقاسلطانی (۱) میکروسکوپ افکار (۱) سود بانکی (۱) ضداسلام (۱) خواب و بیدار (۱) تعویذ (۱) علم غیب (۱) خواستن توانستن (۱) تقلید سیاسی (۱) فراماسون (۱) sms تبریز (۱) اس ام اس تبریز (۱) استاد عالی نسب (۱) نشانه برای فردا (۱) توافق نامه ژنو (۱) شهبد (۱) حضرت زکریا (۱) خوض در باطل (۱) آدمخواری (۱) وضوی صفر و یکها (۱) لاحول (۱) جهنمہ (۱) نقض غرض (۱) جام دیجیتال (۱) خسرو زارع فرید (۱) کارتهای بانکی (۱) شرکت انیاک (۱) شبکه شتاب (۱) تنگه برینگ (۱) سیلی ایام (۱) توحش (۱) حرز (۱) راهزن (۱) بهشت احمقها (۱) ساده لوحی (۱) آفتاب پرست (۱) فتح ایران (۱) مدیرکل (۱) زمزمه های تنهایی (۱) سال پول (۱) بانوی شعر ایران (۱) پهلوی2 (۱) کفش کتانی (۱) قوم پارس (۱) شعار سال (۱) امام نقی (۱) سوره کوثر (۱)
دوستان من برهان سایت زیبای قرآن شیعه 24 نقد مدرنیته مشاوره کسب و کار پرتال زیگور طراح قالب