بازم نوای ناب اذان می رسد به گوش

گلدسته است جام نگارین می فروش

هر روز و شب صلا زند ای صاحب نیاز

زین باده ی گران طلبان ،  رایگان بنوش 

نماز


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: نماز , شعر


تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٤ | ٢:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله فرمودند:

نماز ستون دین است . پس هرکه نماز خودرا عمدا نخواند دین خود را تباه کرده است و هرکه آن را در وقتش نخواند به ویل داخل میشود و ویل دره ای است در دوزخ چنانکه خداوند در قرآن فرموده است : ویل برای نماز گزاران است آنان که از نماز خود غافلند.

(جامع الاخبار ، ص 73)

فَوَیْلٌ لِّلْمُصَلِّینَ ﴿۴

الَّذِینَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ ﴿۵

سوره ماعون

قرآن - جوادزاده


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: قرآن , نماز , حدیث


تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٢٥ | ۸:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

وقتی میشود هتل ها را ستاره بندی کرد چرا آدمها را نشود؟ البته ستاره بندی هتلها خیلی راحت تر از ستاره بندی آدمهاست چون آدمها زنده هستند و دائم در حال تغییر و تحول هستند و مهمتر از همه اینکه معیارهای ستاره بندی هتلها زیاد پیچیده نیستند اما در مورد آدمها دشواریهای زیادی وجود دارد. انسانها هرگز نمیتوانند یکدیگررا ستاره بندی کنند چون معیارها در نزد افراد بشر از یک قوت و استحکام یکسانی برخوردار نیستند و به همین دلیل سطح بندی انسانها ممکن نیست. اما اگر دایره دیدمان را کمی محدود تر کنیم و به صورت ویژه به یک بعد خاص از مسئله نگاه کنیم شاید بتوان با بخرج دادن محافظه کاری به یک قضاوت کلی و قابل قبول، آنهم بدون تعیین مصداق خارجی دست یافت.

مثلا فرض کنید میخواهیم ، انسانها را در مواجهه با کارهای نیک مورد مطالعه قرار دهیم در این صورت شاید بتوان در این مورد به یک اظهار نظر کلی رسید. 

به نظر من انسانها در برخورد با نیکوکاری به 5 رده ی عمده تقسیم بندی میشوند :

1- برخی از آدمها علاقه ای به انجام کار نیک از خود نشان نمیدهند و حتی زمانیکه بطور تصادفی در جریان انجام کار نیک واقع میشوند بی میلی از خود نشان میدهند و آرزو میکنند که وقعیت پیش آمده هرچه زودتر تمام شود تا نفس راحتی بکشند و به محض اینکه از موقعیت مذکور خارج شدند احساس تنفر میکنند و از وضعیت پیش آمده بعنوان یک زجر و رنج تحمیلی یاد میکنند و از اتفاقی که روی داده اظهار پشیمانی مینمایند. آنها آرزو میکنند که هرگز چنین موقعیتی گریبان آنها را نگیرد. اجازه دهید به اینها یک کد بدهیم : 0-0-0  منطق این کد گذاری را خودتان متوجه میشوید. این افراد افرادی بی ستاره اند.

2- برخی از افراد هستند که برای انجام امور خیر تمایل نشان میدهند اما وقتی در جریان انجام آن قرار میگیرند از سختی های طبیعی کار خیر ، دلزده میشوند و سعی میکنند هرچه زودتر از محیط خارج شده و ازاین سختی پیش آمده خلاص شوند. این افراد به محض خروج از موقعیت نیکوکاری احساس بدی پیدا میکنند و از اشتباهی کرده اند ناراحت میشوند. شاید تصمیم بگیرند دیگر از این کارها نکنند. اجازه دهید به اینها نیز یک کد بدهیم : 1-0-0 این افراد آدمهای یک ستاره اند.

3- آدمهایی هستند که برای انجام امور خیر رغبتی نشان نمیدهند اما به محض اینکه در جریان کار خیری قرار میگیرند با علاقه نسبت به انجام آن اقدام میکنند و از کار خیر لذت میبرند و پس از اتمام کار این حس لذت در آنها ادامه مییابد و تاثیرات مثبتی در روح آنها ایجاد میکند این نوع افراد دوست دارند در آینده فرصتهای دیگری برای انجام کار نیک نسیبشان شود و شاید هم خودشان برای ایجاد فرصتها دست به اقدام بزنند. اجازه دهید به این افراد نیز یک کد بدهیم : 0-1-1 . این افراد آدمهای 2 ستاره هستند.


4- کسانی هستند که برای انجام کارهای نیک تمایل نشان میدهند ولی در هنگام انجام کار ، دل بکار نمیدهند و حواسشان جای دیگر است. با علاقه کار نمیکنند اما میدانند که کار خوب میکنند . اینها با اینکه به نیک بودن کاری که انجام میدهند اعتقاد دارند اما به دلیل اینکه از انجام دادن خود آن کار لذت مورد نیاز را نمیبرند انتظار میکشند که موعد مقرر فرا برسد و هرچه زودتر از این کار نیک فراغت حاصل شود. اینها بعد از اتمام کار احساس میکنند انجام تکلیف کرده اند و به همین خاطر هم یک انبساط خاطری در آنها پدید می آید. آنها دوباره دوست دارند کار نیک انجام دهند اما در همان لحظه ای که کار نیک را آغاز میکنند به انتهای آن فکر میکنند و دوست دارند ، پایان کار فرا برسد و دوباره از احساس رضایت بدست آمده لذت ببرند. اجازه بدهید به اینها نیز یک کد بدهیم : 1-0-1 . این آدمها نیز آدمهای 2 ستاره ای هستند.

5- برخی آدمها عاشق کار نیک هستند ، آنها خودشان فرصت انجام کار نیک را میسازند و مقدمات آن را فراهم میکنند و در هنگام انجام آن نیز لذت وافر میبرند و در انجام دادن کار حوصله و دقت بخرج میدهند . اینها عجله ای برای اتمام کار ندارند و دوست دارند کار طبق روال عادی خود پیش برود و با بهترین حالت به نتیجه برسد. اینها بعد از انجام کار خیر ، دو بال میخواهند که با آن پرواز کنند. احساس سبکی و بی حسی میکنند. در عین خستگی احتمالی تن ، احساس بی وزنی میکنند. نفس عمیقی میکشند و برای انجام کار بعدی نقشه میکشند. آنها از نیکو کاری خسته نمیشوند. آنها عاشق نیکو کاری هستند. اجازه بدهید به اینها هم یک کد بدهیم : 1-1-1 . این آدمها ، آدمهای 3 ستاره هستند.

ستاره هایی که این افراد میگیرند اغلب سیال و همچنین در حال  تغییر هستند و در طول عمرشان یا در موقعیتهای مختلف ، ممکن است جابجا شوند. ای بسا آدمهای بی ستاره ای که سه ستاره شوند و یا سه ستاره هایی که بی ستاره شوند. 

شما چند ستاره اید؟ چه جاهایی بی ستاره یا یک ستاره یا دوستاره یا سه ستاره میشوید ؟ در نماز خواندن که نیکوترین کار است چطور؟ چند ستاره اید؟ بسیاری از آدمها در این مورد خاص کد 1-0-1 دارند و در حد یک آدم دوستاره ظاهر میشوند. 



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: نماز


تاريخ : ۱۳٩٢/۱۱/٧ | ٢:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

یک استاد بزرگ که از مسافرت برگشته بود در جمع استقبال کنندگانش کمی درنگ کرد و صحبتهایی نمود و ملاقاتهایی کرد و از استقبال کنندگان تشکر کرد و برای رعایت حال دوستدارانش گفت : نمیخواهم شما بیش از این به درد سر بیافتید و به محل اقامتم نیز بیایید و من از همین جا از شما قدردانی میکنم و شما را به خدا میسپارم و بازهم تاکید میکنم که واجب نیست به محل اقامتم بیایید و خودتان را به زحمت بیاندازید ، همین اندازه که آمدید کافیست .

. . .  جمعیت حاضر که استقبال از استاد را برای خود واجب میدانستند، از اینکه به وظیفه ی واجب  خود عمل کرده و رضایت استاد را جلب کرده بودند همه خیالشان راحت شد و خوشحال و راضی به خانه هایشان رفتند. 

اما عده ای از ارادتمندان و علاقه مندان ویژه استاد نتوانستند به همین مقدار واجب کفایت کنند و عشق و علاقه فراوانی که در دلشان بود ، آنها را به محل اقامت استاد کشانید .  استاد نگاهی مملو از محبت به آنها انداخت ، تبسمی نمود و شروع به صحبت کرد و از خاطرات و راز و رمز سفر برای آنها گفت. 

خداوند نماز شب را برای انسان واجب نکرده است . اما اگر کسی نماز شب را برای خود واجب کند خود را جزو دعوت شده گان به بارگاه الهی قرارداده  است.

 مرحوم ملکى مى فرماید: استادم [ملا حسینقلى همدانى ] به من فرمود: ((فقط متهجّدین هستند که به مقاماتى نائل مى گردند و غیر آنان به هیچ جایى نخواهند رسید))

همه چیز در باره نماز شب


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: نماز


تاريخ : ۱۳٩٢/٦/۳۱ | ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

گیرم که هزار مصحف از برداری 

با آن چه کنی که نفس کافر داری ؟

سر را به زمین چه می نهی بهر نماز ؟

آن را به زمین بنه که بر سر داری

 

ابوسعید ابوالخیر


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: نماز


تاريخ : ۱۳٩٢/٥/۳٠ | ٥:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

تربیت کردن بچه را از پدر این بچه یاد بگیریم

 

بهترین عکس در خبرگزاری رویترز


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: نماز , تربیت


تاريخ : ۱۳٩٢/٥/٧ | ٢:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

. . . در شگفتم که سلام آغاز هر دیداریست ، ولی در نماز پایان است . شاید این بدین معناست که پایان نماز ، آغاز دیدار است .

(دکتر علی شریعتی)

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: نماز , شریعتی


تاريخ : ۱۳٩۱/۱٢/۱٩ | ٩:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

کلید بهشت کجاست ؟

 

 الصَّلاة مِفتَاحُ الجَّنَّه

نماز کلید بهشت است.

 

نهج الفصاحه، حدیث 1588



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: نماز , بهشت , حدیث , حضرت محمد


تاريخ : ۱۳٩۱/۱۱/٩ | ٩:۳٦ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

نماز چقدر مهم است؟

 

 قال رَسُولُ اللّهِ (صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) :

لا تُضَیِّعُوا صَلاتَکُمْ، فَإنَّ مَنْ ضَیَّعَ صَلاتَهُ،

حُشِرَ مَعَ قارُونَ وَ هامانَ،

وَ کانَ حَقّاً عَلىِ اللّهِ أنْ یُدْخِلَهُ النّارَ مَعَ الْمُنافِقینَ.

نماز را سبک و ناچیز مشمارید، هر کس نسبت به نمازش بى اعتنا باشد و آنرا سبک و ضایع گرداند همنشین قارون و هامان خواهد گشت و حقّ خداوند است که او را همراه منافقین در آتش داخل نماید.

وسائل الشّیعه: ج 4، ص 30، ح 4431


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: حضرت محمد , حدیث , نماز


تاريخ : ۱۳٩۱/۱۱/٧ | ٩:۳٦ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

پسر کوچولو با اصرار به مادرش گفت : عجله کن بریم خونه ، من گرسنه ام . مادر گفت : نان را از همینجا باید بگیریم. درخانه که نان نداریم... ومن به یاد روزهایی می افتم که با عجله از نماز خواندن فارغ میشدم تا به کارهایم برسم.

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: نماز


تاريخ : ۱۳٩۱/٩/٢۳ | ٥:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

بی مقدمه میگویم ، وقتی مساجد خالی را میبینیم غصه دار میشویم ، وقتی می بینیم درنزد 80% جمعیت بالغ و نابالغ جامعه ما اگر نگوییم از همه ی آخوندها لااقل از 99% آخوندها و روحانیون سلب اعتماد شده است نگران میشویم و احساس خطر میکنیم. همه از خود میپرسند :
چرا از مساجد استقبال شایسته نمیشود؟
چرا جلوی فروش فله ای نماز گرفته نمیشود؟
چرا آخوند را به ماشین نمازخوان تبدیل کرده اند؟
چرا با فروش نماز توسط روحانیون محترم به نماز و اسلام و روحانیت شیعه اهانت میشود؟ . . .


آیا اینکه با نیت توجیه این رفتار ناشایست ، به تعابیر و تفاسیر رنگارنگ روی بیاوریم و با بیان دلایل سخیفی مثل حق ایاب و ذهاب و امثال آن سعی در توجیه شرعی آن بنماییم مردم را کفایت میکند ؟ ودلسردی آنها را درمان مینماید؟  و سستی اعتقاد آنان را به قوت ایمان تبدیل میکند؟

مساجد ما چوب روحانیت را میخورند ، دانش آموز را "علم و ادب معلم" به مدرسه میکشاند و مردم را "ایمان و تقوی پیشنماز" به مسجد و نماز جماعت علاقه مند میکند. علت جمعیت انگشت شمار نمازهای جماعت را در سودجویی پیشنماز باید جست . اگر مارتین لوتر بر علیه کلیسا قیام کرد و مسیحیت را دو شقه نمود بارزترین علت آن و لااقل یکی از مهمترین علتهای آن این بود که کشیشان در ازای بخشش گناهان مردم پول میگرفتند و در واقع بهشت را به حراج گذاشته بودند
خطرات درونی زیادی جامعه ما را تحدید میکند که یکی از مهمترین آنها رویگردانی شایع مردم از روحانیت و عدم اعتماد به ایشان است که دراثر بروز رفتارهای مشابهی که نشان از سودجویی از اعتقادات مردم است  اتفاق افتاده است(لطفا به راهپیمایی های عظیم سیاسی و مراسم پرشوری که با حضور روحانیون برگزار میشود جهت نقض عرض بنده استناد نکنید)
آسیبها و مثالها متعدد است اما چون امید به توجه و  اصلاح این رفتارها در حال ازبین رفتن است انگیزه ای برای بسط بیش از این نیست . این مورد نمونه ای از خروار است که در صورت نیاز و ترتیب اثر  قابل ذکر است .
این رفتارها و سیاستهای غلط که عمدتا مربوط به روحانیت است ایمان مردم را ذره ذره می فرساید و مردم را از روحانیت جدا میکند . ایمان شیعه بدون پشتوانه نهاد روحانیت از عمق کافی برخوردار نخواهد بود و بنابر این پرداختن به اینگونه مسائل نباید مثل مسائل حاشیه ای و کم اهمیت باشد.
آیا اینکه در یک محله پرجمعیت و یک مسجد آباد و بزرگ ، نماز مغرب و عشا با 10 نفر برگزار میشود جای نگرانی نیست ؟ آیا خلوت بودن صفهای نماز جماعت به عملکرد روحانیت هیچ ربطی ندارد؟  چرا کسی به فکر آفت زدایی از این نهاد ارزشمند نیست ؟ اگر کسانی هم هستند که به این فکر هستند و کارهایی میکنند بنده حقیر عرض میکنم که کار آنها هیچ ارزشی ندارد چون نمودی در جامعه ندارد و این کارها هیچ کس را با مسجد آشتی نداده و نمیدهد.
اگر در یک اداره ای که 100 نفر کارمند مسلمان و متعهد دارد نماز جماعت با سه نفر منعقد شود نباید ما را کنجکاو کند ؟ اگر این واقعه برای پیشنمازی که هر روز این وضعیت را میبیند و فقط به فکر دریافتی آخر برج است هیچ مفهومی ندارد برخلاف او من این را مثل یک فاجعه در قلبم احساس میکنم و به مرگ تدریجی ایمان دوستان و همکاران و هموطنانم عزا میگیرم و ساعتها پس از دیدن این وضع حالم دگرگون باقی میماند. آیا این فاجعه هیچ پیامی برای ما ندارد؟

چرا کاری نمیشود ؟ چرا کسی دل نمیسوزاند ؟ چرا متولیان امر ،  نماز را از سبد تجارت روحانیون محترم خارج نمیکنند ؟ بایک دست پول نماز را میگیریم و با دست دیگر ایمان و عقیده ی مردم را با اهانت و تحقیر به صورتشان میکوبیم و اعتقاد و اعتمادشان را لگد مال میکنیم و بعد با خونسردی تمام سمینار نماز برگزار میکنیم و با تمانینه و آرامش بیانیه میدهیم و برای بزرگداشت مساجد دهه اختصاص میدهیم  و انتظار داریم مردم این تحقیر را نفهمند و  امیدواریم سیاستهای ما در تبلیغ نماز جواب دهد و صفوف نماز فشرده تر گردد.  چندین سال است که اجلاسیه نماز برگزار میشود و هیچ تاثیری در آمار شرکت کنندگان در نمازهای جماعت ندارد. آیا در مدت این چندین سال کسی تاثیر اینگونه اجلاسیه ها را در اقامه نماز در مساجد اندازه گیری کرده است؟ ما که در متن مردم هستیم می بینیم که در این مدت حتی یک نفر هم به جمع صفوف ما در نمازهای جماعت نپیوسته است . بنابر این آیا وقت آن نرسیده است که تعارفات را به کناری نهیم و پا از سالنهای کنفرانسها و اجلاسیه ها بیرون گذاشته و برای آفت زدایی از رفتار روحانیت گامهای عملی برداریم ؟

شما را به خدا به داد مسجد و نماز و روحانیت شیعه برسید.

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: نماز , روحانیت


تاريخ : ۱۳٩۱/٦/۱۸ | ۱:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

عبادات ، آفات زیادی دارند و هر آفت به مناسبت حال آدمی سراغش می آید.  یکی از آفات نماز و عبادات ، ریا است .  ریا یعنی اینکه کار خدایی را برای "خودنمایی به دیگران " انجام بدهی .  در نماز هم گاه و بیگاه ریا به آدمی هجوم می آورد و با هیاهویی که در درون آدمی  ایجاد میکنداو را از توجه به صاحب اصلی نماز یعنی خداوند باز میدارد و تمرکز حواس او را بهم میزند. چه کنیم که از حواس پرتی هایی که در اثر ریا عارض میشود رها شویم؟

ریا یعنی آدم عمل نیک خود را برای خوش آمد دیگران به آنها بنمایاند. بنابراین آدم برای کسی ریا میکند که میداند این عبادت در نزد آن شخص هم دارای ارزش است و از مشاهده انجام آن خوشش خواهد آمد. اما اگر در نظر بیننده  ، کاری که من میکنم بی ارزش یا حتی غیر قابل تحمل باشد در اینصورت من از معرض ریا نجات خواهم یافت و  میتوانم عمل خویش را با خلوص انجام دهم.

نماز

وقتی احساس ریا به سراغم می آید :

من نمازم را با این احساس میخوانم که انگار هیچ کس از نماز خواندن خوشش نمی آید! و فرد نماز گذار در میان مردم اطراف من منفور است .

من نمازم را با این احساس میخوانم که اگر کسی از در وارد شود و مرا با این حال ببیند ، از نماز خواندن من برآشفته خواهد شد و قصد جانم را خواهد کرد! ومن به خدا پناه خواهم برد و  همچنان نماز خواهم خواند.

من نمازم را  در میان  جمع کافران کینه توز مکه میخوانم !

من نمازم را در زیر باران تیر لشکر عمر  سعد میخوانم !

من نمازم را در زندان تاریک خلفای عباسی میخوانم !

من نمازم را در زیر تمسخر ها و شماتتهای ، روشنفکران دانشگاههای زمان شاه می خوانم !

من نمازم را در زیر گلوله باران دشمن بعثی میخوانم !

من نمازم را  میان  فتنه گران و حرمت شکنان و مسخره کنندگان عاشورا میخوانم  !

در گرماگرم هجوم  لشکر ریا  ، من  به سایه اولیای خدا میخزم و با ایشان در محاصره دشمنی ها  و نا امید از "خوش آیند مردم"  نماز میخوانم و می اندیشم که فقط خدا از نماز من استقبال  میکند  و لاجرم  فقط یک نقطه امید در برابرم میبینم و به او پناه میبرم و فقط بخاطر او نماز میخوانم.

والسلام

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: نماز


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٢۱ | ٢:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

شیطان گفت : نماز صبح سرفصل نمازهای یومیه و  از همه نمازها مهمتر است تو که نمیتوانی برای نماز صبح بیدار شوی ، پس بقیه نماز ها یت هم بی ارزش است . نخوانی بهتر است. هرروز که نماز صبح را نخواندی دیگر بقیه نمازها برایت دلچسب نیست. بدون نماز صبح بقیه نمازهایت ناقص است. تصمیم بگیر که یک روز از اول صبح بیدار شوی و همه نمازهایت را کامل بخوانی! اینطوری خیالت راحت تر است .

 

خدا گفت : اگر در زمان بیداری نمازهایت را اول وقت خواندی ، خودم برای نماز صبح بیدارت میکنم !

 نماز


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: نماز


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٤ | ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

شما هم مثل من این مطلب را تا حالا نه ازکسی شنیده اید و نه جایی خوانده اید ولی ممکن است به آن فکر کرده باشید و یقینا نتیجه برعکس گرفته اید.

شاید همه ما به این سوال فکر کرده ایم که : زبان مهمتر است یا دل؟

بر طبق عادت همه میگویند زبان مهم نیست بلکه دل مهم است و بسیار شنیده ایم که گفته اند : مهم اینست که دلت اینگونه باشد زبان چه اهمیتی دارد ؟! بگویی یا نگویی چه ارزشی دارد ؟!

اما اگر خوب دقت کنیم متوجه میشویم که ممکن است این سخن گمراه کننده باشد و حقیقت چیز دیگری باشد.

. . . اگر یکی به شما یکبار بدی کند در دلتان از اودلگیر میشوید اما بروی خودتان نمیاورید. باردوم اگر تکرار کند پنهانی چهره در هم میکشید و در دلتان به او بدگمان میشوید. بارسوم ممکن است ناراحتی خود را در ظاهرتان به اونشان دهید و در دلتان به او ناسزا بگویید . اگر او آنقدر رفتار ناشایست خودرا ادامه دهد که شما تاب و توان خود را از دست بدهید در آنصورت است که دهان باز میکنید و با زبان خود به او اعتراض میکنید و از این طریق  او پی میبرد که شما از دست او به تنگ آمده اید. او متوجه میشود که چقدر از او ناراحت هستید.

. . . برعکس اگر شخصی به شما نیکی نامحسوسی کند ممکن است در دلتان به او حسن ظن پیدا کنید و قلبا ازاو رضایت حاصل کنید اما اگر نیکی او در حق شما  قابل توجه و بسیار باشد در اینصورت رضایت قلبی شما از ایشان آنقدر زیاد میشود که دیگر نمیتوانید از او تشکر زبانی نکنید و بی اختیار زبان به تشکر میگشایید و از او سپاسگزاری میکنید. ممکن است یکبار تشکر کنید ولی اگر نیکی او زیاد باشد شاید دوبار ویا سه بار و حتی گاهی ممکن است دهها بار ازیکی تشکر کنید و باز کافی ندانید ! . . . شاید نیکی به حدی برسد که شما نتوانید از تعظیم کردن خودداری کنید و دست به سینه میشوید و احترام میکنید.

 پس ملاحظه میکنیم که هم در زبان اثر است و هم در تکرار کردن ، حکمت و ضرورتیست و هم در حرکات بدن معنایی نهفته است .

خداوند گفتار زبانی را نشانه ای از لبریزی دل قرار داده است که هرگاه احساس درون دل به اوج خود رسید آنگاه در قالب گفتار در زبان جاری شود و سخن ایراد گردد و مطلب بیان شود و آنگاه که خدا دستور بیان به بشر میدهد و درخواست گفتار از او دارد ناظر به این حقیقت است . 

قولوا لااله الا الله تفلحوا .  بگویید هیچ خدایی جز الله نیست و رستگار شوید.

اما این نکته هم قابل توجه است که  انسان تقلب هر چیزی را اختراع میکند  که زبان مصنوعی و گفتار نوک زبانی نیز از این جنس است و باید همه ما مراقبت کنیم که به این نقیصه دچارنشویم.

در هر حال باید به این نکته دقت کنیم که زبان میتواند مهمتر از دل باشد زیرا زبان اگر صادق باشد از هیجانات قلبی حکایت میکند .

پی نوشت :

و از این نکته استفاده میکنیم که زبان بدن (حرکات بدنی) نیز مثل زبان گفتاری اهمیت دارد و کسی نمیتواند حرکات بدنی را بی ارزش بداند

پس آیا کسی میتواند بگوید ذکر گفتن و رکوع و سجود کردن و خم و راست شدن بی معنی است و تاثیری ندارد و همینکه قلب پاک باشد کفایت میکند؟


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دعا , گفتار , دل , نماز


تاريخ : ۱۳۸۸/٦/٩ | ٥:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.