پس از انتصابات جدید در دولت ، بازهم مسئله ی آقای مشایی بر سر زبانها افتاده است . بازهم اسم مشائی در جامعه تنش زا شده است . برخی اظهار نظرها حاکی از این است که نباید به مسئله ی مشایی این قدر حساس شد و حساسیتها را ناشی از سیاست کاری میدانند. میگویند نباید نامه ی مکتوب رهبری در باره عدم انتصاب مشایی به مسئولیت خاص را به سایر مسئولیتها گسترش داد و او را از مسئولیتهای دیگر محروم کرد.  واقعیت چیست ؟

سوال اساسی این است : چرا یک نفر که نه رهبر است ، نه مرجع تقلید است ،  نه رئیس جمهور است ، نه رئیس مجلس است ، نه رئیس قوه ی قضائیه است ، نه رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام است ، نه نماینده ی مجلس است ، نه وزیر است ، نه دانشمند است ، نه تولید کننده ی قدرتمند است ، نه مخترع ، نه مبتکر ، نه سردار از جان گذشته ی فدارکار ، نه نویسنده و متفکر نخبه ، نه شاعر و هنرمند و فیلسوف تراز اول  . . .    چرا یک شخصی که هیچکدام از این امتیازات را ندارد اینقدر در جامعه مهم شده است ؟  و چرا وقت و انرژی جامعه بخاطر اصرار بر حضور  او در یک یا چند مسئولیت مهم به هدر میرود؟  چرا باید ملت برای او  اینهمه هزینه بپردازد ؟  چرا دولت نمیتواند بدون حضور او قدم از قدم بردارد ؟  چرا رئیس دولت حاضر است برای نگه داشتن او همه را از دست بدهد؟  چرا باید مشایی حتما و به هر قیمت و برخلاف اعتراض دلسوزان ، مسئولیت تراز اول داشته باشد و حتما  باید دائما جلو چشم مردم باشد؟

این سوالی است که هیچ جواب منطقی برایش موجود نیست.

عارف را یک اشاره کافیست.   همینکه ترکیب  دونفره ی رئیس جمهور و آقای مشائی کاری میکنند که رهبری مجبور میشود نامه ی مکتوب بنویسد و اظهار نظر کند ، صاحب قلب سلیم را کفایت میکند. وقتی من بی سواد و امی و بولتن نخوانده و جلسه ندیده و غیر سیاسی اشاره ی رهبری را متوجه میشوم و میدانم که فلان کار از نظر رهبری  به مصلحت نیست چرا رئیس جمهور نباید آن اشارات را بفهمد ؟ واگر میفهمد و عمل نمیکند علت چیست؟ نکند جناب رئیس جمهور فکر کند که ما شیفته ی شخصیت او و فامیل ایشان بودیم و به او رای داده ایم که سلیقه های شخصی خودش را در کشور اجرا کند؟  وقتی رهبری اعلام میکنند که مشایی در فلان مسئولیت نباید باشد گماردن او در مسئولیتهای مشابه چه معنایی دارد ؟  چرا مشایی برای رئیس جمهور اینقدر مهم است که او حاضر شده است بخاطرش با نظر رهبری و به تبع آن با نظر اکثریت جامعه کلنجار رود و شطرنج بازی کند و مشائی را مثل مهره های اصلی شطرنج از این خانه به آن خانه حرکت دهد ؟  این سوال بطور جدی در افکار عمومی تقویت شده است که آیا آنچنانکه از نامه ی انتصاب مشائی به مسئولیت اخیرش اسنتباط میشود ،  مشائی مرشد و قبله ی آمال رئیس جمهور است ؟ که اگر این چنین باشد سوالات دیگری نیز مطرح میشود که پاسخگویی به آنها خیلی هم ساده نخواهد بود .

مردم از خود میپرسند که آیا اگر مشائی در این دولت مسئولیت نگیرد مملکت از هم فرو می پاشد ؟  آیا در بین این 70 میلیون نفر جمعیت کسی نیست که به اندازه ی این شخص برای دولت کار گشا باشد ؟ ما نمیگوییم مشایی را از زندگی سافط کنید اما سوال میپرسیم که  آیا نمیشود از خدمات مشایی در مسئولیتهایی بهره گرفت که تنش بی مورد سیاسی ایجاد نکند ؟ وقتی جامعه حضور یک شخص را در مسئولیت های حساس به صلاح نمیداند ، دلیل پافشاری ما چه میتواند باشد ؟  این دلیل هرچه که باشد مغایر با منافع ملی کشور است.

حرف بسیار سهل و قابل فهم این است که وقتی رهبری و به تبع آن  قاطبه ی عقلای جامعه حضور یک فرد را در یک مسئولیت مهم به صلاح کشور نمیدانند ، آیا گماردن او در مسئولیتهای مشابه دهن کجی به جامعه محسوب نمیشود؟  چرا آرامش جامعه را به سرنوشت مسئولیتهای یک فرد کاملا معمولی گره میزنیم؟  این یک لجاجت آشکار و یک سیاست بازی چندش آور است که متاسفانه شاهد آن هستیم.

برخی از آقایان قلم بدست نیز متاسفانه با این اشتباهات سیاسی همراهی میکنند و در تایید این شخص  یا توجیه انتصابات او مطلب مینویسند و برای توجیه سخن خود مطلب را و سخنان رهبری و عقاید مشائی و مسائل انتخاباتی و تحرکات جناح رقیب را  آنقدر پیچ و تاب میدهند تا واقعیت را مه آلود کنند .

به این دوستان در نهایت احترام و دلسوزی و برادرانه عرض میکنم که آیا حتما باید لقمه را جوید و در حلق شما فرو ریخت ؟ چرا اینقدر بازیهای سیاسی شما را کند فهم کرده است ؟


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: احمدی نژاد , مشایی


تاريخ : ۱۳٩۱/٩/۱٩ | ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.