جناب آقای هاشمی رفسنجانی !

حالا که فهمیدیم باید با قدرت برتر مذاکره کرد و اگر حرف ما را پذیرفت تمام و اگر ما حرف او را پذیرفتیم تمام !  خوب وقتی او در نگاه شما قدرت برتر دنیاست ،  معلوم است که نمیتوانید حرفتان را با قدرت به او بزنید و معلوم است که قدرت برتر حرفش را به کرسی مینشاند !  پس معنی درخواست مذاکره یعنی چه ؟  شما به این علت مذاکره را قبول کرده اید که پذیرفته اید آمریکا قدرت برتر باشد.

اینکه میگویید اگر او حرف ما را پذیرفت ، تمام ! حرف بی معنایی است چون او سالهای طولانی است که حرف ما را نپذیرفته است  زیرا ما با او مذاکره رودر رو کرده ایم:

ما به واسطه مبارزه با رژیم شاه 20 سال با آمریکا مذاکره کردیم  و گفتیم که رژیم فاسد ضد دین نمیخواهیم ولی او با حمایت از شاه حرف ما را نپذیرفت!

ما با ساقط کردن رژیم شاه با آمریکا مذاکره کردیم  وگفتیم که ما در حرف خود جدی هستیم ولی او با حمایت از شاه فراری و تحریم ما حرف ما را نپذیرفت !

ما با تسخیر لانه جاسوسی با آمریکا مذاکره کردیم و گفتیم که ملت ما دوست ندارد کشورش جولانگاه جاسوسان او باشد و لی او با عبدالمالک ریگی و دهها نمونه دیگر پاسخ داد که نمی پذیرد.

ما با خنثی کردن کودتا های رنگین بعد از انقلاب با آمریکا مذاکره کردیم ولی او نپذیرفت!

ما با مقابله با قائله کردستان با آمریکا مذاکره کردیم ولی او نپذیرفت!

ما با تحمل 8 سال جنگ با آمریکا مذاکره کردیم ولی او نپذیرفت !

. . .

میفرمایید اگر ما حرف او را پذیرفتیم ، تمام ! 

خوب جان جانان! همه گرفتاری های انقلاب ما از این است که حرف او را قبول نکردیم ! در یک جمله انقلاب ایران یعنی قبول نکردن حرف زور آمریکا ! چون حرف او این بود که  شاه فاسد بر سر کار باشد و الان هم با حمایت از تروریستهایی نظیر منافقین و سلطنت طلبها بازهم حرف او همین است. او میگوید همینطور که من میگویم زندگی کنید ، مثل لوس انجلس نشینها ، بی دین و لامذهب و فاسد و مطیع!  آیا حرف او را می پذیرید؟ آمریکا کدام حرف خود را نزده است که میخواهد پشت میز مذاکره بزند ؟  شما از کدام یک از نظرات آمریکا در حیطه مسائل جهانی بی اطلاع هستید؟ که میخواهید از او بپرسید و بعد تصمیم به پذیرش یا رد آن بگیرید؟

ما که از او چیزی نمیخواهیم که نیاز به مذاکره باشد ، ما به  این کسی که از آنسوی دنیا آمده و در زندگی خصوصی ما سرک میکشد و امر و نهی میکند و غارت میکند و دزدی میفرماید و جاسوسی مینماید و بی ناموسی  ما را میخواهد میگوییم دست از سر ما بردار و برو !  میگوید بیا مذاکره کنیم ، ما فقط میگوییم از زندگی ما برو بیرون !  و برای ما تکلیف تایین نکن ! واگر خواستی با تو معامله اقتصادی خواهیم کرد مثل همه کشورهای دنیا . ولی او میگوید من در زندگی شما خواهم ماند وشما باید با من مذاکره کنی تا تعیین کنم که چطور زندگی کنی!

آیا ما تابحال شهروند آمریکایی را کشته ایم ؟  آمریکا چطور؟

آیا ما تا بحال جنگی را علیه آمریکا به راه انداخته ایم؟ آمریکا چطور؟

آیا ما تا بحال به سواحل آمریکا ناو جنگی فرستاده ایم ؟ آمریکا چطور ؟

آیا ما تا بحال آمریکا را به جنگ و تحریم تهدید کرده ایم ؟ آمریکا چطور؟

آیا ما تا بحال شخص دیکتاتوری را به آمریکا حاکم کرده ایم ؟ آمریکا چطور؟

آیا ما تا بحال در آمریکا کودتا کرده ایم ؟ آمریکا چطور؟

آیا ما تا بحال هواپیمای مسافری آمریکا را هدف قرار داده ایم؟ آمریکا چطور؟

آیا ما تا بحال گروه تروریستی برای حمله به مردم آمریکا تربیت کرده و مردم آمریکا را کشته ایم ؟ آمریکا چطور؟

آیا ما تا بحال گزینه های روی میزمان را به عنوان تهدید به رخ آمریکا کشیده ایم ؟ آمریکا چطور؟

. . . .   شما پشت میز مذاکره به این آمریکا چه میخواهید بگویید که قبول کند؟

آیا کسی که دنبال منطق مذاکره است این جنایات را انجام میدهد ؟ پس این جانی کهنه کار از طرح  فریبی به نام مذاکره چه در سر می پروراند؟  آیا میخواهد ساده اندیشان را در ایمان خود سست کند و تخم نفاق بیافکند ؟ آیا میخواهد با امتیاز دادن به منفعت طلبان  دنیا دوست آنها را به منظور ترغیب مردم برای تسلیم شدن به اقدام وادار کند؟ . . . ؟

مگر مذاکره غیر از انتقال نظرات طرفین به همدیگر است ؟ مگر این همه شهیدی که ما در راه مبارزه داده ایم حرف نمیزنند؟  مگر این همه راهپیمایی و حتی نظرات رسمی دیپلماتیک حرف نیست که زده میشود ؟

آیا شما که خاک خورده سیاست هستید ، اینها را خودتان نمیدانید که باید من یک لاقبا به شما تذکر دهم ؟ قطعا میدانید ولی به ما بگویید این چه  بازی است که در می آورید؟ مگر چند سال از عمرتان باقیست که این همه حرص دنیا و مصلحت طلبی را میخورید ؟  اگر تصور میکنید از خودتان مایه میگذارید و میخواهید ملت را از گردنه های تاریخی به سلامت عبور دهید به خدا قسم ملت ایران این دوستی خاله خرسه شما را نمیخواهد. شما خود در درست کردن این گردنه ها  و افزایش انتظارات آمریکا از ایران بی تقصیر نبوده اید .  شما را به همان آمریکایی که قدرت برتر شماست قسم میدهم که شما و آمریکای بزرگتان دست از سر ملت ایران بردارید.  اگر ملت ایران گردنه ها را با قد خمیده طی کند بهتر است از اینکه تا آخر عمر با کمر خمیده در مقابل قدرت برتر شما تعظیم نماید.

.

.

.

از طرفی خوب رژیم شاه هم قدرت برتر کشور بود در زمان خودش ! آیا با او هم مذاکره و همکاری کردید ؟  کردید ؟ نکردید؟  کردید؟ . . .

حالا که رنج مبارزه را مردم میکشند و بهایش را باجان خود و فرزندان و عزیزترین عزیزان  خود میپردازند و شما در ساحل آرامش موج سواری میفرمایید و به کشورهای دنیا فرزند صادر میکنید و در ضیافت شام قاتلین حجاج  بیت الله الحرام لقمه میزنید،  حالا که با این اوصاف و با وجود این همه امکانات و حاشیه امنی که برای خود درست کرده اید جا زده اید و به فکر سازش افتاده اید ! ، در زمان طاغوت که رنج مبارزه با شاه و ساواک مستقیما متوجه خودتان و خانواده تان بود ، آیا باور کنیم که در آن زمان با قدرت برتر کشور مذاکره نکردید؟ و پشت درهای بسته گفتگو نفرمودید ؟

آن قدرت برتر چگونه ساقط شد ؟ در نتیجه مذاکره شما ؟

همان قدرت برتری که استقامت ملت را  با به  زبونی کشیدن شاهان  پاداش داد ، این قدرتهای نابرتر را هم به برکت همان کلمه  وحدت و با رمز استقامت ،  به خاک مذلت خواهد نشانید. ما را در دوران سازندگی به اندازه کافی خوشبخت ساختید الان بهتر است به خوشبختی خانواده خویش همت گمارید و ما را به حال خویش رها سازید .

از طلا بودن پشیمان گشته ایم         مرحمت فرموده ما را مس کنید

والسلام