جوادزاده
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ جوادزاده
آرشیو وبلاگ
      راستگویی - دانایی - نظم (یادداشتهای روزانه)
آیت الکرسی نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٥/۱٢/٢

 

خداست که معبودى جز او نیست زنده و برپادارنده است نه خوابى سبک او را فرو مى‏ گیرد و نه خوابى گران آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست کیست آن کس که جز به اذن او در پیشگاهش شفاعت کند آنچه در پیش روى آنان و آنچه در پشت‏ سرشان است مى‏ داند و به چیزى از علم او جز به آنچه بخواهد احاطه نمى‏ یابند کرسى او آسمانها و زمین را در بر گرفته و نگهدارى آنها بر او دشوار نیست و اوست والاى بزرگ

  نظرات ()
آیت الکرسی نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٥/۱٢/٢

 

خداست که معبودى جز او نیست زنده و برپادارنده است نه خوابى سبک او را فرو مى‏ گیرد و نه خوابى گران آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست کیست آن کس که جز به اذن او در پیشگاهش شفاعت کند آنچه در پیش روى آنان و آنچه در پشت‏ سرشان است مى‏ داند و به چیزى از علم او جز به آنچه بخواهد احاطه نمى‏ یابند کرسى او آسمانها و زمین را در بر گرفته و نگهدارى آنها بر او دشوار نیست و اوست والاى بزرگ

  نظرات ()
قرآنی که در پلاسکو نسوخت چه میگوید ؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٥/۱۱/٩

در حادثه تاسف بار پلاسکو قرآنی از زیر آوار بیرون آمد که بخش کوچکی از حاشیه ی پایین آن سوخته بود ولی قسمت اعظم آن سالم مانده بود. 

 

چیزی که توجه مرا بخود جلب کرد این بود که آیا این قرآن به همان صورتی که در تصویر دیده میشود بصورت باز از زیر آوار بیرون آمده است یا کسی آن را پس از بیرون آوردن از زیر آوار باز کرده و ورق زده است. 

آنطور که از طریق گزارشهای لحظه به لحظه اخبار و شبکه های اجتماعی  به اطلاع ما میرسید میدیدم که هیچ چیزی از زیر آوار سالم بیرون نمی آمد و تنها چیزهایی که از زیر آوار بیرون می آوردند و ما میدیدم کپسولهای آتشنشانی سوخته و کپسولهای گاز منفجر شده و گاوصندوقهای فولادی ذوب شده بود. حتی هیچ جسدی از دهها نفر که زیر آوار مانده بودند به ما نشان داده نشد و این نشان میدهد که جسدها متلاشی شده بوده و قابل پخش نبوده است. 

با این حال قرآن کاغذی مذکور سالم از زیر این آوار سنگین بیرون آمد. اما سالم ماندن این قرآن در میان انبوهی از آتش و دود و آهن و خاک نشانه ی چیست؟ وقتی که از درون  گاو صندوق های فولادی مثل گدازه های آتشفشانی  مواد مذاب بیرون می آمد سالم ماندن برگه های کاغذ چه توجیهی میتواند داشته باشد.

اما منظور ما چیست ؟ یقینا نمیخواهیم عوامفریبانه به قضیه نگاه کنیم و بگوییم که قرآن بخاطر مقدس بودنش نسوخته است. زیرا این سخن ، حرفی قابل قبول نیست. زیرا یقینا قرآن فوق تنها قرآنی نیست که در پلاسکو موجود بوده است و احتمال زیاد داده میشود که در داخل صدها مغازه قرآنها و کتب دعای متعددی وجود داشته است که در میان آتش سوخته است و این امری طبیعی است.

اما سوالی که به ذهن ما می آید این است که سالم بیرون آمدن یک جلد قرآن ، آنهم بصورت باز و پخش تصویر آن بصورت عمومی و وسیع در میان مردم آیا میتواند حاوی پیام خاصی باشد؟

وقتی به این تصویر دقت کنیم میبینیم که صفحه ای از قرآن که باز شده است مربوط به سوره انفال آیه 17 تا 25 است که آیات تکان دهنده ای از قرآن کریم در آن دیده میشود. در زیر تصاویر آیات فوق را می آوریم و خوانندگان گرامی را به تفکر در مورد پیامهای آیات فرا میخوانیم و در ادامه به توضیحانی در این خصوص میپردازیم

خداوند از هر فرصتی استفاده میکند تا پیام بیدار باش به فرزندان آدم بدهد و چه هشداری بالاتر از هشداری که در آیه 25 آمده است. خداوند در این آیه میفرماید :

از فتنه ای که تنها به ستمکاران شما نمیرسد بترسید

آری وقتی بی تفاوتیها در برابر فساد و بیعدالتی موجود در جامعه رواج یابد در اینصورت خداوند بلایی را میفرستد که در آن خشک و تر باهم میسوزند. فاسدان به جرم فسادشان و بقیه به جرم سکوتشان. پس لازم است که به هوش باشیم و در برابر فساد جامعه خاموش و بی تفاوت نباشیم.

آیا حادثه ی مهیب پلاسکو برای متنبه شدن ما کافی خواهد بود؟ ای بازاریان !  ای چک دهنده ها و گیرنده ها ! ای اصناف !  ای مسئولان !  ای مردم عادی ! آیا وقت آن نرسیده است که مرگ را نزدیک ببینیم و فرصت را برای محبت کردن به هم غنیمت بدانیم؟ آیا وقت آن نرسیده است که مسابقه ی پول اندوزی های بیمورد را تمام کنیم؟ آیا وقت آن نرسیده است که حد و مرزی برای اندوختن مال و پول و پس انداز قائل شویم؟ 

برادران من آیا میدانید که قسمت اعظم پولهای شما بی ارزش است؟ مگر چقدر دیگر از این پس میخواهید عمر کنید؟  10 سال؟ 20 سال؟ 30 سال ؟  در این مدت چند تومان میتوانید خرج کنید ؟ 1 میلیارد؟ 2 میلیارد؟

میدانید 1 میلیارد تومان چه رقم بزرگی است؟ بهتر است بدانید که اگر کسی 1 میلیارد تومان پول داشته باشد و بدون اینکه از آن پول در تجارت استفاده کند و سود کسب کند آن را در صندوق قرار دهد و هر ماه 2 میلیون تومان از آن را بردارد و خرج کند 41 سال طول میکشد تا این پول تمام شود. پس اینهمه حرص برای جمع آوری میلیاردها تومان بلکه دهها میلیارد تومان برای چیست؟ مگر چند سال عمر خواهیم کرد؟  بسیاری از آدمهای قبل از ما فرصت نکردند پولشان را خرج کنند پس چرا عبرت نمیگیریم؟  آیا وقت آن نرسیده است که بیدار شویم؟

در تفسیر محترم نمونه دور نما و فشرده مباحث کل این سوره بشرح زیر بیان شده است :

در هفتاد و پنج آیهاى که در سوره انفال وجود دارد مباحث بسیار مهمى مطرح شده است :


نخست اشاره به بخش مهمى از مسائل مالى اسلام از جمله انفال و غنائم که پشتوانه مهمى براى بیت المال محسوب مى گردد، شده است .


سپس مباحث دیگرى مانند:
 صفات و امتیازات مؤ منان واقعى ، و داستان جنگ بدر، یعنى نخستین برخورد مسلحانه مسلمانان با دشمنان ، و حوادث عجیب و عبرت انگیزى که در این جنگ واقع شد.


قسمت قابل ملاحظه اى از احکام جهاد و وظائف مسلمانان در برابر حملات پیگیر دشمن .


جریان پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) و داستان آن شب تاریخى هجرت (لیلة المبیت ).


وضع مشرکان و خرافات آنها قبل از اسلام .


چگونگى ضعف و ناتوانى مسلمانان در آغاز کار و سپس تقویت آنها در پرتو اسلام .


حکم خمس و چگونگى تقسیم آن .


لزوم آمادگى رزمى و سیاسى و اجتماعى براى جهاد در هر زمان و مکان .


برترى نیروهاى معنوى مسلمانان بر دشمن على رغم کمبود ظاهرى نفرات آنها.


حکم اسیران جنگى و طرز رفتار با آنها.ادامه دارد

.

  نظرات ()
مشورت با قرآن در مورد عاقبت شیخ مرحوم نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٥/۱٠/٢۳

پس از فوت یکی از شخصیتهای معروف ، عاقبت او برایم مورد سوال واقع شد و از خود میپرسیدم که با توجه به عملکردهای مثبت و منفی او  چه سرنوشتی در انتظار ایشان است. قبل از نماز ظهر نیتی کردم و لای قرآن را باز کردم آیه 23 از سوره سبا آمد.

 

سوره سبأ آیه 23

 
وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّی إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُواْ

مَاذَا قَالَ رَبُّکُمْ قَالُواْ الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِیُّ الْکَبِیرُ

 

ترجمه و تفسیر آقای قراعتی :

و شفاعت نزد خداوند سودی ندارد، مگر برای آن کس که او اجازه دهد. (انتظار اذن شفاعت، ادامه دارد) تا زمانی که هراس و اضطراب از دل های آنان بر طرف شود، (مجرمان) از آنان پرسند: پروردگار شما چه گفت؟ پاسخ می دهند: حقّ گفت؛ و او بلند مرتبه و بزرگ است.
نکته ها
کلمه ی «فُزّع» هر گاه با حرف «عن» همراه باشد به معنای بر داشته شدن ناله است،** مفردات راغب.*** ولی اگر بدون آن باشد به معنای به ناله در آوردن است.
جمله «الاّ لمن اذن له» را دو گونه می توان معنا کرد:


الف: شفاعت نزد خدا سودی ندارد، مگر شفاعت انبیا و اولیا و شفاعت کنندگانی که از طرف خداوند اجازه ی شفاعت داشته باشند.


ب: شفاعت نزد خدا سودی ندارد، مگر برای آن دسته از گناهکارانی که خدا اجازه ی شفاعت برای آنان را به اولیا بدهد.


در تفسیر اطیب البیان، آیه ی مورد بحث چنین معنا شده است: در قیامت جز برای افرادی که خداوند اجازه دهد، شفاعت سودی ندارد و مجرمان در آن روز وحشت زده اند و ناله ها دارند تا آن که صدایشان خاموش شود و ناله و فزع از دل های آنان برخیزد. فرشتگان یا مؤمنان از این مجرمان می پرسند: پروردگار شما در دنیا به شما چه گفت؟ می گویند:گفت، ولی ما گوش ندادیم.

 

پیام ها
1- معبودهای خیالی، اجازه ی شفاعت پیروان خود را ندارند. «لا تنفع الشفاعة»
22- شفاعت به این معنا نیست که شفاعت کنندگان از خداوند مهربان ترند، زیرا خداوند است که به شفاعت کنندگان اجازه ی شفاعت می دهد. «لمن اذن له»
3- شفاعت، کاری مستقل در برابر اراده ی حتمی او نیست، بلکه در راستای اراده ی خداست. «اذن له»
4- در قیامت هم امکان شفاعت هست، ولی با اذن الهی. «لا تنفع الشفاعة عنده الاّ لمن أذن له»
55 - اذنی که خداوند به افراد می دهد تا شفاعت کنند یا شفاعت شوند بر اساس حقّ است، یعنی شفاعت کنندگان به خاطر قرب الهی به آن مقام می رسند و شفاعت شوندگان به خاطر حفظ ارتباط با راه خدا لایق دریافت شفاعت می شوند. «قالوا ماذا قال ربّکم قالوا الحقّ»


به نظر میرسد که کارشان مدتی گره میخورد و مورد مواخذه قرار میگیرد و از شدت عذاب ناله ها میکند و جزع و فزع میکند و پس از مدتی که ناله هایش به حد کفایت رسید خداوند نظر رحمتی میکند و ناله ها و فزع را از او برمیدارد و به شافعان بزرگوار اجازه ی شفاعت صادر میفرماید.

امیدواریم خداوند در همین دنیا ما را مورد عتاب و توجه و تذکر قرار دهد تا از طلم و ستم و خود برتربینی و ثروت اندوزی و ریاکاری بدور باشیم و در سختی ها  و گشایشها خود را از مردم جدا نکنیم و برتر از مردم زندگی نکنیم تا حساب مان به فزع پس از مرگ حواله نشود و از خداوند بخواهیم که  محاسبه ما را سهل بفرماید

ولله اعلم

  نظرات ()
زمین پاک و ناپاک نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٥/۱٠/٩

  نظرات ()
امر به شکیبایی در عبادت نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٥/۱٠/۳

وَاصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِیِّ یُرِیدُونَ

وَجْهَهُوَلَا تَعْدُ عَیْنَاکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَةَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَلَا تُطِعْ مَنْ

أَغْفَلْنَا قَلْبَهُعَنْ ذِکْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَکَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا ﴿۲۸﴾

و با کسانى که پروردگارشان را صبح و شام مى‏ خوانند [و] خشنودى او را مى‏ خواهند شکیبایى پیشه کن و دو دیده‏ ات را از آنان برمگیر که زیور زندگى دنیا را بخواهى و از آن کس که قلبش را از یاد خود غافل ساخته‏ ایم و از هوس خود پیروى کرده و [اساس] کارش بر زیاده‏ روى است اطاعت مکن (۲۸)


  نظرات ()
من خدا هستم نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٥/٩/٢٦

فاطر - 14

  نظرات ()
داستان آدم و شیطان نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٥/٩/۱٦

و اى آدم تو و همسرت در بهشت بیارامید و از هر جا [هر چه‏] که خواستید بخورید، ولى به این درخت نزدیک نشوید وگرنه از ستمکاران خواهید بود

پس شیطان، آن دو را وسوسه کرد تا آنچه از شرمگاه بدنشان بر آنان پوشیده بود نمایان کند، [وسوسه اش این بود که به هر دو] گفت: پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده مگر از این جهت که مبادا دو فرشته گردید، یا از جاودانان شوید.

و برای هر دو سوگند سخت و استوار یاد کرد که یقیناً من برای شما از خیر خواهانم [و قصد فریب شما را ندارم

€†پس آن دو را با مکر و فریب از مقام و منزلتشان فرود آورد [و به خوردن درخت ممنوعه نزدیک کرد]، هنگامی که از آن درخت چشیدند، شرمگاه بدنشان بر دو نفرشان نمایان شد و هر دو دست به کار چسبانیدن برگ [درختان] بهشت به خود شدند؛ و پروردگارشان بر آن دو بانگ زد: آیا من شما را از آن درخت نهی نکردم، وبه شما نگفتم: بی تردید شیطان برای شما دشمنی آشکار است؟!

گفتند: پروردگارا! ما بر خود ستم ورزیدیم، و اگر ما را نیامرزی و به ما رحم نکنی مسلماً از زیانکاران خواهیم بود.

پروردگار فرمود: در آن زندگی می کنید، و در آن می میرید، و از آن بیرون می آیید.

 ای فرزندان آدم! ما لباسی که شرمگاهتان را می پوشاند، و لباسی فاخر و گران که مایه زینت و جمال است، برای شما نازل کردیم؛ و لباس تقوا [که انسان را از آلودگی های ظاهر و باطن بازمی دارد] بهتر است، و این [لباس که با استفاده از آن انسان به سعادت ابدی می رسد] از نشانه های خداست، باشد که متذکّر [این حقیقت] شوند.

ای فرزندان آدم! شیطان، شما را نفریبد چنان که پدر و مادرتان را [با فریبکاریش] از بهشت بیرون کرد، لباسشان را از اندامشان بر می کشید تا شرمگاهشان را به آنان بنمایاند، او و دار و دسته اش شما را از آنجا که شما آنان را نمی بینید می بینند، ما شیاطین را سرپرست و یاران کسانی قرار دادیم که ایمان نمی آورند.

سوره اعراف آیات 19 تا 27

  نظرات ()
این آیه را بخوانید از خواب غفلت بیدار شوید نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٥/٩/٥

دیروز توی مسجد حاج احمد بعد از نماز مغرب و عشا  در جلسه قرآن به یک آیه از سوره مبارکه  اعراف  رسیدیم که مات و مبهوتم کرد. هنوز هم از اون حال بیرون نشده ام. واقعا . . .  با اینکه قبلا هم این آیه را خوانده بودم ولی هربار که قرآن را میخوانی معنای جدیدی را درک میکنی و این ا زمعجزات قرآن است

ابتدا چند آیه قبل از اون آیه را می آورم که جریان بهتر معلوم شود. خیلی عجیب است. گاهی حواسمان نیست. اگر دقت کنیم شاید این آیه علت برخی اتفاقات را برایمان روشن کند

داستان خلقت حضرت آدم یکی از عجایب خلقت است و محاوره ی بین خداوند تبارک و تعالی و ابلیس بدبخت حیرت آدمی را برمی انگیزد.خداوند آدم را خلق کرد و سپس هیبت ظاهری او را ترسیم کرد و بعد به ملائکه فرمود که به آدم سجده کنند . همه سجده کردند ولی ابلیس سجده نکرد . خداوند فرمود چه چیز باعث شد که سجده نکنی ابلیس گفت من از او بهترم زیرا مرا از آتش و او را از خاک آفریده ای. خداوند فرمود از جایگاه خود به پستی بیافت و خارج شو که تو از فرومایگان گشتی.

.گفت تا قیامت مرا مهلت بده و خدا مهلتش داد. حال قسمت تعجب برانگیز قضیه در دو آیه بعدی اتفاق می افتد :

.و بالاخره شیطان چنین ماموریت خود را شرح میدهد:

. از سمت راست و چپ و جلو و از سمت  پشت سر آنها خواهم آمد و ای خدا کاری خواهم کرد که بیشتر آنها را شکرگذار نیابی

و این عجب سخن گستاخانه و در عین حال برای ما عبرت آموز است

.

پس فکر نکن خودت فقط با منطق و اراده ی خودت  به مسجد نرفتی

 

فکر نکن خودت فقط با اراده ی خودت برای نماز اقدام نکردی

 

فکر نکن خودت فقط با اراده خودت  دروغ گفتی ، غیبت کردی ، اسیر دخانیات شدی  ، به پدر و مادرت کم احترامی کردی

نه خیر در پشت صحنه ی همه ی این اعمال زشت و این کوتاهیها ، وسوسه مستقیم شیطان تاثیر گذار است. 

مهمترین قسمت قضیه در این است که شیطان به خدا جسارت کرده است و گفته است که کاری میکنم که بیشتر این آدمها شکرگزار تو نباشند.  و لذت شکرگزاری وقتی روشن میشود که بدانی با این کار خود شیطان را نا امید کرده و او را شکست داده ای. 
پس اگر هنگام انجام عمل خیر تنبلی کرده  و آن را انجام ندهیم بدانیم که در آن هنگام مورد هدف شیطان قرار گرفته و تحت تاثیر اراده ی شیطان درآمده و او را کامیاب کرده ایم

 

 

 

 

 

  نظرات ()
ضریب 10 برای کارهای خوب نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٥/۸/٢٥

  نظرات ()
ذوالجلال ، ذالجلال ، ذی الجلال ، کدام درست است ؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٥/۸/٢٥

ذوالجلال

چیزی که زبان عربی را دشوار میکند حرکه گذاری  انتهای کلمات است که به اینکار اعراب گفته میشود. که البته این دشواری باعث قدرت و پربارشدن زبان عربی شده است. مثلا کلمه ی " مدیر " را میتوان به سه صورت نوشت :

 مدیرَ   مدیرِ   مدیرُ

تعیین این حرکت با قاعده ی خاصی صورت میگیرد و نشان دهنده نقش آن کلمه در جمله است که میتواند نقش فاعلی یا نقش مفعولی یا نقش اضافه داشته باشد.

قاعده ی کلی آن این است که :

1- اگر کلمه در نقش فاعل قرار بگیرد، انتهای آن ضمه (ـُ) می‌‌گیرد.

2- اگر در نقش مفعول قرار بگیرد، انتهای آن فتحه (ـَ) می‌گیرد

3- اگر بعد از حروف جَرّ (مثل علی، ب، مِن، لـِ و...) قرار بگیرد، انتهای کلمه کسره (ـِ) می‌گیرد...

▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓

بنابر این کلمه «مُدیر» در عبارات زیر به سه شکل ظاهر میشود زیرا در هر جمله نقش مختلفی را پذیرفته است.

مدیر با ضمه (نقش فاعل): هُوَ مُدیــــرُ     الْمَـــــدرَسَةِ    یا   جَاءَ مُــدیْـرُ الْمَدرَسَةِ

 

مدیر با فتحه (نقش مفعول) : رَأیتُ مُدیْـرَ الْمَدرَسَةِ

مدیر با کسره(نقش مضاف) : سَلَمتُ علی مُــــدیْـرِ الْـــمَدرَسَةِ         

▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓

پس می پذیریم که با توجه به نقشی که یک کلمه در جمله دارد حرکت انتهای آن کلمه متفاوت است. (این یکی از عظمت‌های این زبان عالی را می‌رساند) ولی وقتی جمله ای در کار نباشد و کلمه به تنهایی گفته شود دیگر حرکت انتهای کلمه اهمیتی ندارد.

حال در مورد ذوالجلال یا ذی الجلال یا ذالجلال:

"ذو"  یک کلمه است به معنای "صاحب"  و بسته به موقعیتش در جمله یکی از حرکه های   اَ  یا   اِ   یا   اُ  را میپذیرد و به ترتیب به یکی از صورتهای زیر در می آید (علت این تغییر شکل در انتهای متن توضیح داده شده است) :

ذا   -   ذی  -   ذو         

پس وقتی کلمه ی "ذو" با هر کلمه ی دیگری از جمله کلمه ی "الجلال" بیاید سه حالت زیر اتفاق می افتد :

1-  اگر کلمه ی "ذو"  در نقش فاعلی ظاهر شود میشود : ذوالجلال

2- اگر کلمه ی "ذو" در نقش مفعولی ظاهر شود میشود : ذالجلال

3- اگر کلمه "ذو" بعد از حروف جَرّ قرار گیرد میشود : ذی الجلال

 

************************

"یاذالجلال" درست است یا  "یا ذوالجلال".

 اگر یک کلمه در نقش «منادی» قرار بگیرد

(یعنی بعد از کلمات ندا مثل «یا» قرار بگیرد)

و آن کلمه «تنها» نباشد

(یعنی مثلاً مضاف باشد و بعد از آن مضافٌ‌الیه آمده باشد)

در اینصورت انتهای کلمه حتما به فتحه ختم می‌شود.

یعنی به طور مثال «یا حجةَ الله» درست است و «یا حجةُ الله» اشتباه است. چون حجة بعد از «یا» قرار گرفته (و بعد از آن هم «الله» آمده) باید انتهایش فتحه ( ـَ )باشد

... مثلاً امام علی(ع) فرمود «یا اشباهَ الرجال و لا رجال» (ای شبیه‌ها به مرد ولی نامرد!)... اشباه بعد از «یا» قرار گرفته پس انتهایش فتحه می‌گیرد. مثالهای زیر نیز از این گونه اند :

... «یا حسینَ ابن علی»، «یا بابَ الله» و...

پس در این مورد  یاذالجلال درست است (و یاذوالجلال اشتباه است) زیرا  کلمه ذو منادی قرار گرفته (بعد از "یا" ) و بعد از آن هم کلمه ی جلال  آمده است پی فتحه میگیرد و میشود : یا ذالجلال

نتیجه اینکه هرسه ترکیب ذوالجلال و ذی الجلال و ذالجلال  به تنهایی درست است ولی وقتی در یک جمله قرار میگیرند باید یکی از سه شکل مذکور مورد استفاده قرار گیرند.

 

کدامیک درست است؟

ابوالفضل یا اباافضل

اباعبدلله   یا  ابی عبدلله

توضیح : 

پنج کلمه است که در اصطلاح به آن‌ها «اسماء خمسه» گفته می‌شود. این اسم‌های پنج‌گانه عبارتند از: اَب (به معنی پدر)، ذو (به معنی صاحب)، اَخ (به معنی برادر)، و دو تا که کمتر دیده می‌شود: حم و فم.

1- اگر این کلمات بخواهند ضمه (ـُ) بگیرند انتهایشان به «و» ختم می‌شود. مثلاً اگر بخواهید بگویید «حضرت عباس از ما اهل بیت است» در اینجا «حضرت عباس» فاعل است پس باید ضمه بگیرد. بنابراین این طور می‌شود: «ابوالفضل مِنّا اهل البیت» یا مثلاً می‌خواهیم بگوییم «حضرت عباس گفت:» می‌گوییم: «قال ابوالفضل»

 

2- اگر این کلمات بخواهند کسره (ـِ) بگیرند ، انتهایشان به «ی» ختم می‌شود. مثلاً اگر بخواهید بگویید «از امام حسین نقل شده است که...» با توجه به اینکه امام حسین بعد از «از» قرار می‌گیرد،‌ مجرور می‌شود و باید کسره بگیرد. پس می‌گوییم: «مِن ابی عبد الله:»


3- اگر این کلمات بخواهند فتحه (ـَ) بگیرند، انتهایشان به «ا» ختم می‌شود. مثلاً اگر بخواهید بگویید «یا حضرت عباس» با توجه به اینکه «حضرت عباس» اینجا منادی است، باید فتحه بگیرد. پس می‌گوییم: یا ابا الفضل (این عبارت یعنی«ای پدر فضل»)

بنابراین :

ابوالفضل و ابالفضل هردو به تنهایی درست اند ولی وقتی با "یا" همراه میشوند در اینصورت یاابالفضل درست است و یاابوالفضل نادرست است.

«یا ابوالفضل» نادرست است  بلکه  «یا ابالفضل»  درست است

«یا ابی عبدلله»  درست نیست بلکه «یا اباعبدلله» درست است

امیدوارم مفید باشد. اکبر جوادزاده

 

  نظرات ()
بشنوید ! صدای خداوند در صحرای محشر را نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٥/۸/٥

  نظرات ()
سوال و جواب باخدا : وقتی میخوابیم روح ما کجا میرود نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٥/٧/٢٩

خداوند در آیه 60 سوره انعام سوره انعام حقیقت شگفت انگیزی را در مورد خواب انسان برملا میکند که البته نیاز به رمز گشایی دارد. 

 

وَ هُوَ الَّذی یَتَوَفَّاکُمْ بِاللَّیْلِ وَ یَعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ بِالنَّهارِ ثُمَّ یَبْعَثُکُمْ فیهِ لِیُقْضی‏

أَجَلٌ مُسَمًّی ثُمَّ إِلَیْهِ مَرْجِعُکُمْ ثُمَّ یُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ


ترجمه آیت الله مشگینی : و اوست کسی که شبانگاه روح شما را می گیرد و آنچه را در روز به دست آوردید می داند ، سپس شما را در روز برمی انگیزد تا مدتی معین ( مدت عمرتان ) به سر آید ، سپس بازگشت شما به سوی اوست آن گاه شما را به آنچه انجام می دادید آگاه می کند

تَوَفّی در لغت یعنی چیزی را تمام و کمال گرفتن - تمامی حق خود را بی کم و کاست دریافت نمودن.

«یَتَوَفَّاکُمْ»: شما را می‌میراند. مراد از میراندن در اینجا خواباندن است.

 «توفى» به معناى قبض روح است. کاربرد این کلمه در مورد «خوابیدن» ناظر به شباهت مرگ و خواب است..

از قدیم هم گفته اند که خواب برادر مرگ است. میتوان دریافت که خواب ، خود مرگ نیست اما چیزی شبیه مرگ است و شاید بهتر است بگوییم : خواب شبیه سازی مرگ است. همانطور که برای آموزش خلبانان ، پرواز را شبیه سازی میکنند به نظر میرسد خواب نیز مانند همین است. خلبانان وقتی پشت دستگاه شبیه ساز پرواز مینشینند میدانند که این یک پرواز واقعی نیست ولی احساس پرواز به آنها دست میدهد و با شرایط مشابه پرواز روبرو میشوند.

حال با توجه به این تشبیه و مفهوم آیه شریفه این احساس بوجود می آید که آیا خداوند با تکرار شبیه سازی مرگ که هر روز انجام میشود میخواهد ما را برای مرگ آماده کند؟

رسول خدا (ص) فرمود: همراه هر انسانى فرشته‏اى است که هنگام خواب، روح او را مى‏گیرد؛ پس اگر خداوند اذن در قبض روح آن شخص بدهد، او را قبض روح مى‏کند و گر نه به او برمى‏گرداند و این است، معناى سخن خداوند: «یتوفاکم باللیل»»

این نوشته ها خلاصه ی تمام مطالبی است که در باره ی این امر پر رمز وراز توسط مفسرین گفته شده است و بیش از این اطلاعی در دست نداریم و نمیدانیم که کیفیت این قبض روح موقتی چگونه است و علت تفاوت حالات ما در زمان خواب در زمانها و مکانهای مختلف چیست و اینکه در مدت قبض روح شبانه ، روح ما به کجا میرود و به چه کیفیتی تبدیل میشود و دیده ها و شنیده هایش چیست و با چه واسطه ای میرود و برمیگردد.

در هرحال ، خواب و رویا شگفت انگیزترین و ناشناخته ترین بخش زندگی بشر است و با تمام پیشرفتهای تکنولوژیکی که انسان داشته است تقریبا چیزی در باره خواب نمیداند و علم بشری تا این لحظه از فهم واقعیت خواب عاجز مانده است و با همه ی تلاشهایی که انجام گرفته است انسان در این مورد تقریبا بیسواد است.

  نظرات ()
آیا خدا امر به دشمنی میکند؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٥/٦/۳

آیا خدا به دشمنی امر میکند ؟ جواب مثبت است و یکی از این موارد در سوره فاطر آیه 6 آمده است که خداوند میفرماید:

إِنَّ الشَّیْطَانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّمَا یَدْعُو حِزْبَهُ لِیَکُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِیرِ(6)

 همانا شیطان دشمن شماست پس شما هم او را دشمن خود بگیرید، چون تنها کار او این است که حزب خود را دعوت کند به اینکه همه اهل آتش شوند (6)

►█◄►█◄►█◄►█◄►█◄►█◄►█◄►█◄►█◄►█◄►█◄►█◄►█◄►█◄

ودر آیه یک سوره ممتحنه می فرماید : 

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِیاءَ تُلْقُونَ إِلَیْهِمْ

بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ کَفَرُوا بِما جاءَکُمْ مِنَ الْحَقِّ . . . 

اى کسانى که ایمان آورده اید ، دشمنان من و دشمنان خودتان را دوست مگیرید . شما با آنان طرح دوستى مى افکنید در صورتى که آنان قرآن و آیینى را که براى شما آمده و سراسر حق است انکار کردند . . . 


  نظرات ()
آیا خدا از ما راضی است؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٩/٢٥

 

این سوال بسیار مهمی است و البته جواب شیرین و تکان دهنده ای دارد. قبل از اینکه جوابش گفته شود انسان تصور میکند که جواب این سوال بسیار پیچیده بوده  و گاهی هم فکر میکند که اصلا جوابی برای این سوال وجود ندارد. زیرا برای اطلاع از رضایت خدا از ما و اعمال ما باید همه کارهای خوب و بد زندگی مان را از ریز و درشت لیست کنیم و براساس معیارهای دینی به آنها امتیاز بدهیم و بعد امتیازها را جمع بندی کنیم و درنهایت حدس بزنیم که تاچه حد خدا از ما راضی است. که البته این کار ، نشدنی و محال است. زیرا ما همه کارهایمان را نمیتوانیم بیاد بیاوریم و اگر هم بیاد بیاوریم قادر نیستیم که امتیاز درست به آنها بدهیم زیرا تشخیص ما از ثواب یا ناثواب بودن اعمالمان معلوم نیست که چقدر درست یا نادرست باشد. 

پس در واقع جواب به سوال فوق غیر ممکن به نظر میرسد ولی وقتی جواب داده شود خواهیم دید که جوابش بسیار ساده اما عمیق و پر معنی است. من این منطق بسیار زیبا و دقیق را که عین حقیقت هم هست از مرحوم آقای مجتهدی شنیدم. دلیل اینکه عین حقیقت است این است که با آیات قرآنی مطابقت میکند و برداشت بسیار ظریفی از قرآن است که میفرماید :

رَضِیَ اللَّهُ عَنهُم وَ رَضوا عَنهُ ذٰلِکَ الفَوزُ العَظیمُ

المائده ﴿۱۱۹﴾

هم خداوند از آنها خشنود است، و هم آنها از خدا خشنودند؛ این، رستگاری بزرگ است

الغرض از ایشان شنیدم که میگفت : اگر میخواهید بدانید که آیا خدا از شما راضی هست یا نه ، نگاه کنید ببینید که آیا شما از خدا راضی هستید یا خیر؟ 

اگر شما از خدا راضی هستید بدانید که خدا هم از شما راضی است ولی اگر از خدا راضی نیستید بدانید که خدا هم به طریق اولی از شما ناراضی است

بعد اضافه کردند که : ما معمولا همیشه از خدا ناراضی هستیم و با عبارات و بهانه های مختلف از خدا گلایه میکنیم که مثلا خدایا چرا به فلانی فلان چیز را دادی به من ندادی؟ چرا به باجناقم حیاط دوهزار متری دادی به من ندادی؟ چرا به فلانی چنان ماشینی دادی ولی به من ندادی؟ اگر اینطوری هستی باید بدانی که نه تو از خدا راضی هستی و نه خدا از تو راضی است.

جالب بود نه ؟ من که از این سوال و جواب کیف کردم . خدارحمتش کند چه بیان شیرینی داشت.

مرحوم آیت الله مجتهدی  - جوادزاده

  نظرات ()
آیا خدا از ما راضی است؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٩/٢٥

 

این سوال بسیار مهمی است و البته جواب شیرین و تکان دهنده ای دارد. قبل از اینکه جوابش گفته شود انسان تصور میکند که جواب این سوال بسیار پیچیده بوده  و گاهی هم فکر میکند که اصلا جوابی برای این سوال وجود ندارد. زیرا برای اطلاع از رضایت خدا از ما و اعمال ما باید همه کارهای خوب و بد زندگی مان را از ریز و درشت لیست کنیم و براساس معیارهای دینی به آنها امتیاز بدهیم و بعد امتیازها را جمع بندی کنیم و درنهایت حدس بزنیم که تاچه حد خدا از ما راضی است. که البته این کار ، نشدنی و محال است. زیرا ما همه کارهایمان را نمیتوانیم بیاد بیاوریم و اگر هم بیاد بیاوریم قادر نیستیم که امتیاز درست به آنها بدهیم زیرا تشخیص ما از ثواب یا ناثواب بودن اعمالمان معلوم نیست که چقدر درست یا نادرست باشد. 

پس در واقع جواب به سوال فوق غیر ممکن به نظر میرسد ولی وقتی جواب داده شود خواهیم دید که جوابش بسیار ساده اما عمیق و پر معنی است. من این منطق بسیار زیبا و دقیق را که عین حقیقت هم هست از مرحوم آقای مجتهدی شنیدم. دلیل اینکه عین حقیقت است این است که با آیات قرآنی مطابقت میکند و برداشت بسیار ظریفی از قرآن است که میفرماید :

رَضِیَ اللَّهُ عَنهُم وَ رَضوا عَنهُ ذٰلِکَ الفَوزُ العَظیمُ

المائده ﴿۱۱۹﴾

هم خداوند از آنها خشنود است، و هم آنها از خدا خشنودند؛ این، رستگاری بزرگ است

الغرض از ایشان شنیدم که میگفت : اگر میخواهید بدانید که آیا خدا از شما راضی هست یا نه ، نگاه کنید ببینید که آیا شما از خدا راضی هستید یا خیر؟ 

اگر شما از خدا راضی هستید بدانید که خدا هم از شما راضی است ولی اگر از خدا راضی نیستید بدانید که خدا هم به طریق اولی از شما ناراضی است

بعد اضافه کردند که : ما معمولا همیشه از خدا ناراضی هستیم و با عبارات و بهانه های مختلف از خدا گلایه میکنیم که مثلا خدایا چرا به فلانی فلان چیز را دادی به من ندادی؟ چرا به باجناقم حیاط دوهزار متری دادی به من ندادی؟ چرا به فلانی چنان ماشینی دادی ولی به من ندادی؟ اگر اینطوری هستی باید بدانی که نه تو از خدا راضی هستی و نه خدا از تو راضی است.

جالب بود نه ؟ من که از این سوال و جواب کیف کردم . خدارحمتش کند چه بیان شیرینی داشت.

مرحوم آیت الله مجتهدی  - جوادزاده

  نظرات ()
دره ای در دوزخ مخصوص نمازگزاران نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/۸/٢٥

پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله فرمودند:

نماز ستون دین است . پس هرکه نماز خودرا عمدا نخواند دین خود را تباه کرده است و هرکه آن را در وقتش نخواند به ویل داخل میشود و ویل دره ای است در دوزخ چنانکه خداوند در قرآن فرموده است : ویل برای نماز گزاران است آنان که از نماز خود غافلند.

(جامع الاخبار ، ص 73)

فَوَیْلٌ لِّلْمُصَلِّینَ ﴿۴

الَّذِینَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ ﴿۵

سوره ماعون

قرآن - جوادزاده

  نظرات ()
کودک حکیم نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/۸/۱

گفت نشان تو آنست که سه شب تمام با مردم سخن نخواهی گفت . سپس ، از محراب بسوی مردم خویش بیرون آمد و ندا در داد که ای مردم ! هر صبح و شام تسبیح بگویید. یا یحیی کتاب را با نیروی تمام بگیر ، و ما به او حکمت عطا کردیم در حالی که کودک بود.

حضرت زکریا

  نظرات ()
آیا نذر کردن یا نذری دادن خرافات است نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٥/۱۸

زمانی که به سالهای جوانی ام مربوط میشود عقیده ای به نذر نداشتم و فکر میکردم که نذر کردن و نذری دادن خرافه ای بیش نیست و نذر را جزو خرافات میدانستم. در آنسالها نسبت به این عقیده خودم دچار تردید شدم که آیا واقعا نذر کردن خرافه است یا عملی صحیح است؟ به دنبال این شک و تردید نظرم به قرآن جلب شد و تمایل پیدا کردم که جواب خودم را در قرآن جستجو کنم. به همین منظور قرآن را مورد مطالعه قرار دادم که خوشبختانه خیلی زود آیات قرآن ، مرا از این فکر غلط نجات داد . آیاتی که بطور شفاف و روشن از نذر صحیح  سخن میگفت آیاتی از سوره مریم بود. خداوند در این سوره ی سراسر عاطفه و مهربانی داستان حضرت مریم را تعریف میکند و جریان نذر کردن فرزندش را توضیح میدهد و قبول شدن نذر را توسط پروردگار با سخنانی آشکار و تاثیرگذار بیان میدارد یادم میآید وقتی که در آن زمان این آیات زیبا را میخواندم نتوانستم از گریه ی خودم جلوگیری کنم. خداوند در چند آیه که از آیه 35 شروع میشود جریان نذر کردن حضرت مریم مقدس را چنین تعریف میکند. حقیقتا خیلی شورآفرین است. با خواندن این آیات شریف ، قلب آدم به نرمی و ملاطفت عجیبی دچار میشود:

إِذْ قَالَتِ امْرَأَةُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّی نَذَرْتُ لَکَ مَا فِی بَطْنِی مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ

مِنِّی إِنَّکَ أَنتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ

و زن عمران گفت : ای پروردگار من ، نذر کردم که آنچه در شکم دارم از کار اینجهانی آزاد و تنها در خدمت تو باشد این نذر را از من بپذیر که تو شنوا و دانایی

. . . فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا

. . . پس پروردگارش آن را به نیکی از او بپذیرفت و به وجهی پسندیده پرورشش داد 

  نظرات ()
دین حضرت ابراهیم چه دینی بود ؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٥/۱

دین حضرت ابراهیم چه دینی بود ؟ خداوند در سوره بقره به این سوال جواب میدهد و میفرماید که دین حضرت ابراهیم اسلام بوده و ایشان و فرزندانشان و فرزندان حضرت یعقوب همه مسلمان بودند : 

وَوَصَّیٰ بِهَآ إِبْراهیمُ بَنِیهِ وَیَعْقُوبُ یَابَنِیَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَیٰ لَکُمُ الدِّینَ

فَلَاتَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ(132)أَمْ کُنتُمْ شُهَدَآءَ إِذْ حَضَرَ یَعْقُوبَ

الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِیهِ مَا تَعْبُدُونَ مِنۢ بَعْدِی قَالُوا۟ نَعْبُدُ إِلَٰهَکَ وَإِلَٰهَ

ءَابَآئِکَإِبْراهِیمَ وَإِسْمَٰعِیلَ وَإِسْحَٰقَ إِلَٰهًا وَٰحِدًا وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ

 

و ابراهیم و یعقوب پسران خود را به همان [آیین] سفارش کردند [و هر دو در وصیتشان چنین گفتند] ای پسران من خداوند برای شما این دین را برگزید پس البته نباید جز مسلمان بمیرید(132)آیا وقتی که یعقوب را مرگ فرا رسید حاضر بودید هنگامی که به پسران خود گفت پس از من چه را خواهید پرستید گفتند معبود تو و معبود پدرانت ابراهیم و اسماعیل و اسحاق معبودی یگانه را می پرستیم و در برابر او تسلیم هستیم(133)


 

  نظرات ()
چه کسی از اسلام روی برمیگرداند؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٥/۱

چه کسی دعوت اسلام را قبول نمیکند و از آن روی بر میگرداند ؟ خداوند در سوره بقره در آیه 130 به این سوال جواب داده است. خداوند میفرماید کسی جز کم خردان و سفیهان از اسلام روی بر نمی تابد : 

وَمَن یَرْغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبراهیمَ إِلَّا مَن سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَیْنَٰهُ

فِیالدُّنْیَا وَإِنَّهُ فِی الْءَاخِرَةِ لَمِنَ الصَّٰلِحِینَ(130)إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ

قَالَأَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَٰلَمِینَ(131)

 

و چه کسی جز آنکه به سبک مغزی گراید از آیین ابراهیم روی برمی تابد و ما او را در این دنیا برگزیدیم و البته در آخرت [نیز] از شایستگان خواهد بود(130)هنگامی که پروردگارش به او فرمود تسلیم شو گفت به پروردگار جهانیان تسلیم شدم(131)

  نظرات ()
فساد اخلاقی دیگران حتی دشمنمان را بیان نکنیم نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٢/٢۱

به نقل ادیان نیوز از آقای عابدی : یک نکته اخلاقی قرآن این است که به مسائل جنسی و فحشاء مردم کار نداشته باشیم؛ حتی اگر از کثیف‌ترین مردم باشد. خیلی مواقع این مسائل قبح گناه را می‌ریزد، خیلی مواقع اشاعه فحشا است و خیلی موارد باعث ترویج گناهان در بین جوانان می‌شود.

منبع : ادیان نیوز.


در ثانی یکی از جلوات نفس ، خوض در باطل است. یعنی فرورفتن در باطل که به گفته ی بزرگان ، یکی از رذائل اخلاقی این است که انسان مشغول بیان رذائل اخلاقی دیگران شود و در مورد فسادهای دیگران داستان سرایی کند یا در اینگونه مجالس بنشیند و به سخنان آنها گوش فرا دهد. حتی گوش دادن به آن سخنان نیز نهی شده است و جزو بداخلاقی ها محسوب شده است که مستحق مجازات است.

 

خداوند تبارک و تعالی در آیه 45 سوره مبارکه مدثر میفرماید : زمانی که از مجرمین سوال شود که چه چیزی شما را به جهنم کشانید میگویند :

 وَکُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِینَ

و با آنان که سخن باطل می گفتند هماواز می شدیم

علامه طباطبایی در ذیل این آیه میفرماید :  منظور از" خوض" سرگرمى عملى و زبانى در باطل، و فرو رفتن در آن است، به طورى که به کلى از توجه به غیر باطل غفلت شود.

 

یا به نقل از سایت حوزهمراد از خوض (فرو رفتن) در باطل سخن گفتن و حکایت کردن معصیتها و فجور است، مثل حکایت احوال زنان بدکار و مجالس شراب و رفتار اهل فسق و عیاشی و اسراف ثروتمندان و تکبر و گردنکشی پادشاهان و عادات و مراسم زشت و ناپسندشان و احوال مذموم و ناشایست آنان، و امثال اینها، که همه از پستی و پلیدی قوه شهوت است.

 

  نظرات ()
آیا باید از خدا ترسید؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱٠/۳

اسماءالله

چرا باید از خدا ترسید ؟  دیروز در یک جمع کوچک ، سخن از جاهای مختلف گفته شد و یکی از حضار که فرد معتقدی هم بود ضمن تعریف خاطره ای از عنایت خدا نسبت به خودش که به سبب آن ، رفع گرفتاری از ایشان شده بود گفت : غرض من از این مطالب این بود که نباید از خدا ترسید ، خدا که ترسناک نیست ،بلکه برعکس ، خدا مهربان است.  من شخصا با خدا راحت حرف میزنم و معتقدم که نباید از خدا ترسید.

خوب البته این حرف زیباست. اما نباید به سادگی به آن نگاه کرد. روشن است که خدا مهربان است ، خدا کریم است ، رئوف و رحمان و رحیم است. اما خداوند بغیر از این صفات ، صفات دیگری هم دارد که خدا را عادل ، قهار ، جبار ، قادر ، منتقم ، خیر الحاسبین و شدیدالعقاب معرفی مینماید. این اسماء و صفات ، با همدیگر معنی پیدا میکنند.

خداوند در قرآن کریم میفرماید که :

یکی از صفات مومنین ، آنست که از خدا میترسند.


إِنَّمَا یُؤْمِنُ بِٔایَاتِنَا الَّذِینَ إِذَا ذُکِّرُوا۟ بِهَا خَرُّوا۟ سُجَّدًا

وَسَبَّحُوا۟ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لَا یَسْتَکْبِرُونَ۩(15)

تَتَجَافَیٰ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ

خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَهُمْ یُنفِقُونَ(16)

تنها کسانی به آیات ما می گروند که چون آن [آیات] را به ایشان یادآوری کنند سجده کنان به روی درمی افتند و به ستایش پروردگارشان تسبیح می گویند و آنان بزرگی نمیفروشند(15)

پهلوهایشان از خوابگاهها جدا می گردد [و] پروردگارشان را از روی بیم و طمع می خوانند و از آنچه روزیشان داده ایم انفاق می کنند

و امثال این مفاهیم که انسان را از عذاب خدا بیم میدهد بسیار است و تقوی یکی از کلمات قرآنی است که مفهومی بسیار نزدیک با این معنی دارد. 

پس باید مراقب باشیم که اعتقادات مان را با قرآن و احادیث مورد اعتماد معصومین تطبیق دهیم و از جانب خود رای صادر نکنیم.

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در یک عبارت بسیار زیبا در ذیل این آیه چنین میفرماید : در دل شب ، مومنین خدا را میخوانند اما نه تنها از خوف ، تا نومیدی از رحمت خدا بر آنان مسلط شود و نه تنها به طمع رحمت ، تا از غضب و مکر خدا ایمن باشند. بلکه هم از ترس و هم از طمع ، اورا می خوانند و در دعای خود ادب و عبودیت را بیشتر رعایت میکنند.


  نظرات ()
خداوند ایمان را در قلب چه کسانی نوشته است ؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٩/٢٠

رمز و رازها را خداوند چگونه بگوید که ما بفهمیم ؟  فقط باید کمی دقیقتر گوش بدهیم ، در آخر سوره مجادله خداوند چنین می فرماید:

 

لَا تَجِدُ قَوْمًا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ یُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ

کَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُوْلَئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ

الْإِیمَانَ وَأَیَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ وَیُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ

فِیهَا رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُوْلَئِکَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ

الْمُفْلِحُونَ

قومی را نمی یابی که به خدا و روز بازپسین ایمان داشته باشند و با کسانی که با خدا و رسولش دشمنی میورزند دوستی کنند; اگر چه پدرانشان باشند، یا فرزندانشان، یا برادرانشان، یا خویشانشان. اینانند که[خداوند]ایمان را در قلب هایشان نوشته و با روحی (فیضی) از جانب خود تأییدشان کرده است; و آنان را به بهشت هایی در می آورد که از پایین آنها نهرها جریان دارد، در حالی که در آن جا جاودانه اند; خداوند از آنان راضی است، و آنان از او راضی اند; اینان حزب خدایند; آگاه باشید که حزب خدا خود ظفرمندانند.

 

خلاصه مطلب این است که  خدا برای شناخت یک مومن یک فرمول قاطع ارائه میدهد و آن اینکه : کسانیکه با دشمنان خدا دوستی میکنند مومن نیستند اگر چه تظاهر به ایمان کنند

خداوند میفرماید که هیچ مومنی با دشمنان خدا دوستی نمیکند و این چنین افراد هستند که خدا ایمان را در قلبشان نوشته است و با روحی از جانب خود تاییدشان کرده است.

اما براستی خداوند چگونه انسان را با روحی از جانب خودش تایید میکند ؟ درمورد  عبارت ( وَأَیَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ )  از امام صادق(ع) روایت شده که فرمود: هیچ مؤمنی نیست، مگر آن که در درون قلب او دو گوش قرار دارد: گوشی که[شیطان]وسوسه گر و پنهانکار در آن می دمد و گوشی که فرشته درآن می دمد. خداوند،[شخص]مؤمن را با فرشته تأیید می کند و این سخن او است که فرمود: و أیّدهم بروح منه».

 


  نظرات ()
تاجر و بازرگان بهترین بنده ی خداست به یک شرط نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٤/۸

اسلام دینی اجتماعی و جامع است و تجارت یکی از مواردی است که مورد تایید اسلام واقع شده است. برخی شاید از شدت توجه به معنویات چنین تصور کنند که تجارت و بازرگانی ، پرداختن به دنیا محسوب شده و انسان را از معنویات باز میدارد و با همین نیت هم ممکن است نظر مساعدی نسبت به بازرگانان و مشاغل مرتبط و اهل بازار نداشته باشند و آنان را به دیده دنیا طلبی بنگرند.

اما قرآن آیه ای دارد که نشان میدهد که ای بسا ممکن است بهترین بندگان خدا از میان تاجرها و بازرگانان باشد. ارزش کار و اهمیت این افراد به حدی است که خداوند آنها را بعنوان مثالی نیکو و ارزشمند یاد کرده است و آنان را به رخ مخلوقات میکشد و از بزرگی رفتار و شخصیت آنها و از نیک فرجامی شان یاد میکند.

خداوند در آیه 37 سوره نور میفرماید :

رِجَالٌ لَا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ

وَإِیتَاءِ الزَّکَاةِ ۙ یَخَافُونَ یَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ

 

مردانى هستند که تجارت و معامله، از یاد خدا و نماز خواندن و زکات دادن غافلشان نمى کند. و از روزى که در اثناى آن روز دلها و دیدگان زیر و رو شود بیم دارند

 

علامه طباطبایی در تفسیر این آیه به نکته ی بسیار ظریفی نیز اشاره میکند که با کمی ملاحظه در معنی کلام ، لطف سخن  آشکار میشود. ایشان میفرمایند :

رجال (لا تلهیهم تجاره ولا بیع ) - کلمه (تجاره ) وقتى در مقابل کلمه (بیع )استعمال شود، از نظر عرف استمرار درکسب از آن فهمیده مى شود، ولى از بیع، فروختن براى یکبار فهمیده مى شود. پس فرق بین این دو کلمه فرق بین یک دفعه و استمرار است. بنابراین معناى نفى بیع بعد از نفى تجارت با اینکه با نفى تجارت بیع هم نفى مى شود این است که اهل این خانه ها نه تنها تجارت استمرارى از خدا بى خبرشان نمى کند، بلکه تک تک معاملات هم ایشان را بى خبر نمى کند.

وجه این که در (رجال لا تلهیهم تجارة و لا بیع) الهاء تجارت و بیع هر دو نفى شده است

بعضى از مفسرین گفته اند: وجه اینکه بعد از نفى (الهاء تجاره )، (الهاء بیع ) را هم نفى کرده، این است که سود و ربح معامله در بیع، نقدى و چشم گیر است، ولى در تجارت دو هوا و مشکوک است، بنابراین اگر تجارت از خدا بى خبرشان نکند، لازمه اش این نیست که بیع هم از خدا بى خبرشان نکند، چون ربح بیع نقدى است و در بى خبر کردن انسان از خدا مؤثرتر است، لذا بعد از آنکه فرمود تجارت ایشان را از خدا بى خبر نمى کند، فرمود بیع هم از خدا بى خبرشان نمى کند، و به همین جهت کلمه (لا) را تکرار کرد، تا نفى را بهتر یادآورى نماید و مطلب را تأکید کند، و این وجه وجه خوبى است.

نتیجه این که : عبادت در حین تجارت از بهترین عبادتها بوده و اهمیت و پاداش فراوانی دارد که ممکن است از سایر عبادتها سبقت بگیرد. میتوان گفت که توقف تجارت به منظور انجام عبادت خدای تعالی نشان از استواری ایمان و نوید دهنده سعادت فرد است. و کسی که در حین تجارت و خرید و فروش به یاد خدا باشد و عبادت خدا را نیز بجا بیاورد خشنودی خدا را جلب کرده است . و روشن است که کسی با این خصوصیت هرگز کم فروشی و گران فروشی نمیکند و دورغ نیز نمیگوید و معلوم است که چنین فردی میتواندجزء بهترین بندگان خدا باشد.

 

  نظرات ()
سخنان شرم آور و غیر قابل باور از آقای هاشمی نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/٢

شنیدنش سخت است و باورش تلخ و عذاب آور. نمیتوان باور کرد که این حرفها از دهان هاشمی بیرون آمده باشد . راستش از لحظه ای که این صحبتها را شنیدم تا الان به دنبال بهانه ای می گردم  تا اینکه ثابت کنم هاشمی این حرفها را نگفته است به همین منظور  بارها  به فایل صوتی مربوطه گوش دادم تا بلکه ساختگی بودن آن را کشف کنم تا بدین طریق ثابت کنم که اگر چه اقدامات هاشمی در جهت پایمال کردن قشر ضعیف  غیر قابل انکار است اما این اقدامات هاشمی سهوی بوده است و ریشه در اعتقاد قلبی او ندارد و او هرگز عامدانه طبقه ی کم درآمد مردم را زیر چرخهای بی رحم سیاستهای خود له نمیکند. اما تلاشم بیهوده بود .

 

هنوز هم از خودم سوال میکنم که چگونه ممکن است که آقای هاشمی که عنوان آیت الهی را یدک میکشد این سخنان خجالت آور را گفته باشد ؟ حرفی که اگر از روی نوشته میخواندمش هرگز باور نمیکردم ، سخنی که حتی اگر از دهان خود هاشمی نیز بشنوید باور نمیکنید. باور نمیکنید که هاشمی این حرفها را زده است .  اما با کمال تاسف گویا زده است !!!

او میگوید :

مستضعفی دیگه نداریم ! بجای آن میگوییم قشر آسیب پذیر!!!  قشر آسیب پذیر یعنی چی ؟ گروهی بی لیاقت و  بی عرضه ای که خودشان پذیرای آسیب اند. اینها خودشان میخواهند ، شما چرا میخواهید اصرار کنید از این وضعیت نجاتشان بدهید ؟ اگر خدا میخواست  خوب اینها را خودش کمک میکرد.

 

باشنیدن جملات فوق یاد آیه های نورانی قرآن  در ذهن می آید که خداوند گویندگان این سخن را  در گمراهی آشکار (ضلال مبین) میداند و در سوره یس  و آیه 47  چنین میفرماید :

قَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنُطْعِمُ مَن لَّوْ یَشَاء اللَّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ

 

قرآن کریم میفرماید : کافران در زمان پیامبر میگفتند که اگر خدا می خواست، خودش به اینها می داد: (أَنُطْعِمُ مَنْ لَوْ یَشاءُ اللّهُ أَطْعَمَهُ )؛ «آیا کسانی را خوراک بدهیم که اگر خدا می خواست، به آنها می خورانید؟»   بعد در آخر آیه خطاب به کسانیکه این حرفها را میگویند میفرماید : شما در گمراهی آشکار هستید.

 

چگونه ممکن است فردی که خود را مفسر قرآن میداند اینگونه صریح با تعلیمات روشن قرآن مخالفت نماید و سخن کافران را بازگو نماید ؟

فیلم

 چه خوب بود خبر موثقی یافت میشد و این حرفها را تکذیب میکرد. ما معترض آقای هاشمی بوده ایم اما هرگز نفرینش نکرده ایم و هنوز هم زبانمان به نفرینش نمی چرخد اما هیچ کس از نفرین نهانی ستم دیدگان دلسوخته مطلع نیست ، تا کی دامان ستمگران و گردنکشان را بسوزاند .

 

  نظرات ()
با شکوهترین صحنه ی کائنات نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱٠/٢۱

باشکوهترین صحنه ی کائنات چیست ؟

تلسکوپ هابل در خارج از جو زمین نصب شده است. این تلسکوپ به نوعی با اوج دانش بشری هم قافیه است زیرا سخت ترین خواسته های بشر در رسیدن به ستارگان خلاصه میشود و بشر امروزی اوج دانش خود را برای تسخیر فضا بکار میگیرد. بنابر این پیشرفته ترین ابزار بشر برای شناخت فضا را میتوان در نقطه ی اوج دانش بشری تصور کرد و حقیقت هم همین است و تلسکوپ هابل در همین راستا اهمیت می یابد و بشر امروزی با دیدن تصاویر حیرت انگیز هابل به شوق می آید و به دانش خود می بالد. این تلسکوپ اندکی بیش از 20 سال است که تصاویر کهکشان ها را به زمین مخابره کرده و دانشمندان به لطف این تصاویر به بسیاری از اسرار و شگفتی های کائنات پی برده اند.

تلسکوپ فضایی هابل (HST) از بسیاری جهات توانمندترین تلسکوپ اپتیکی است که تا کنون ساخته شده است. این تلسکوپ بزرگترین تلسکوپ نیست، آینه اصلی آن با قطر 2.4 متر در مقایسه با تلسکوپ کک در هاوایی که 10 متر قطر دارد کوچکتر است. ولی این تلسکوپ ، که در مداری به فاصله 500 کیلومتری سطح زمین قرار دارد، از اثرات مختل کننده جو زمین به دور است. این امر امکان می‌دهد تا جزئیات دقیقتری نسبت به تلسکوپهای مستقر در زمین دیده شوند و نیز طول موجهایی مثل فرابنفش که به سطح زمین نمی‌رسند قابل مشاده باشند. تصاویر ارسالی از این تلسکوپ واقعا حیرت انگیز هستند:

 

تصویر سحابی NGC 6543 که بیشتر به نام « کتز آی » یا چشم گربه شهرت دارد.

 

 

منظره زیبای نور قرمز ستاره غول پیکر V838 مونوسروتیس .

 

 

منظره سحرانگیز و با شکوه از کهکشان « سومبره‌رو».

 

و نمونه های دیگر :

 

 

دیدن تصاویر فوق حقیقتا حیرت آدمی را از عظمت آسمان بر می انگیزد. وقتی انسان زمین را با این همه بزرگی در این فضای لا یتناهی چون ذره ای شناور و گم شده می بیند. آنگاه انگشت حیرت به دندان میگیرد و به ناچیزی و عجز و ناتوانی خود اعتراف میکند. آیا صرف دیدن این تصاویر میتواند عظمت حقیقی آن فضا را به شما منتقل کند؟   آیا شما میتوانید برای کسی که این تصاویر زیبا را ندیده است این فضا را آنجنان که هست مجسم نمایید ؟

شاید چنین وانمود شود که این تصاویر حیرت انگیز ترین صحنه های عالم هستند .

 اما چنین نیست !

 زیرا صحنه ی دیگری هست که در اوج شکوه و عظمت قرار دارد و ما از آن غافل هستیم و هرگز توانایی درک آن عظمت را نخواهیم دانست. این عظمت متعلق به صحنه ای است که قرآن کریم برای ما صحنه سازی میکند. تلسکوپ هابل با اینکه خارج از جو زمین است اما هنوز هم در زیر سلطه ی زمین قرار دارد. او که فقط 500 کیلومتر از زمین فاصله دارد ، میتواند این تصاویر شگفت انگیز را برای ما ارسال نماید.

اما خداوند متعال اشرف مخلوقات و پیامبر خود را در شب معراج از سلطه ی زمین خارج نموده و به آسمانها برد و حتی وجود مبارک پیامبر را نه تنها از سلطه ی زمین بلکه از سلطه ی آسمانی که زمین در آن محبوس است خارج نمود و بالا برد و نادیده ها را به بنده ی محبوبش نمایاند. حال پیامبر از معراج برگشته است اما دیده هایش را چگونه میتواند به ما انتقال دهد ؟ دیده هایی که هزاران برابر از تصاویر هابل با شکوهتر و از ذهن زمینی ما دورتر است و مهمتر از آن صحنه های قرب پروردگار را چگونه میتواند برای ما به تصویر بکشد؟

آسمان دوم کجاست ؟ . . .  آسمان هفتم کجاست؟ سدره المنتهی چیست ؟ جنت الماوی کدام است ؟ وحی چگونه می وزد ؟ وچگونه دریافت میشود ؟ آنگاه که نسیم وحی روح را مینوازد ، سبحان ربی الاعلی و بحمده چه مزه ای دارد؟ افق اعلی کجاست ؟ شدید القوی چگونه دیده میشود ؟ این با شکوهترین صحنه ی کائنات از ازل تا به ابد را چگونه در کلمات میتوان وصف کرد ؟

تابلوی نفیس مربوط به این صحنه ی شگرف ، هدیه ای است که قرآن به ما ارزانی می کند و خداوند اینگونه بیان میفرماید:

 

سوگند به اجرام سماوی آنگاه که غروب میکنند

پیامبرتان گمراه نشد و به خطا نرفت

او هرگز از روی هوی و هوس سخن نمی‏گوید

آنچه میگوید جز وحیی که به او میشود نیست

آنکه قدرت عظیمی دارد او را تعلیم نموده است

همان کس که توانایی فوق العاده و سلطه بر همه چیز دارد

و او در افق اعلی قرار داشت

سپس نزدیک و نزدیکتر شد

تا آنکه فاصله ی او به اندازه دو کمان یا کمتر بود

در آنجا خداوند آنچه را که وحی کردنی بود به بنده اش وحی کرد

قلب او در آنچه دید هرگز دروغ نگفت

آیا با او در باره ی آنچه که دید مجادله میکنید؟

و بار دیگر او را مشاهده کرد

نزد سدره المنتهی

که جنت الماوی در آنجاست

در آن هنگام که چیزی سدره المنتهی را پوشانده بود

و چشم او هرگز منحرف نشد و طغیان ننمود

او پاره ای از نشانه های بزرگ پروردگارش را مشاهده نمود.

 

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

 وَ النَّجْمِ إِذَا هَوَی ‏(1)

 مَا ضلَّ صاحِبُکمْ وَ مَا غَوَی‏ (2)

 وَ مَا یَنطِقُ عَنِ الهْوَی ‏(3)

 إِنْ هُوَ إِلا وَحْی یُوحَی ‏(4)

 عَلَّمَهُ شدِیدُ الْقُوَی‏ (5)

 ذُو مِرَّةٍ فَاستَوَی‏ (6)

 وَ هُوَ بِالأُفُقِ الأَعْلی‏ (7)

 ثمَّ دَنَا فَتَدَلی ‏(8)

 فَکانَ قَاب قَوْسینِ أَوْ أَدْنی‏ (9)

 فَأَوْحَی إِلی عَبْدِهِ مَا أَوْحَی ‏(10)

 مَا کَذَب الْفُؤَادُ مَا رَأَی ‏(11)

أَ فَتُمَرُونَهُ عَلی مَا یَرَی ‏(12)

 وَ لَقَدْ رَءَاهُ نَزْلَةً أُخْرَی ‏(13)

 عِندَ سِدْرَةِ المُْنتَهَی‏ (14)

 عِندَهَا جَنَّةُ المْأْوَی‏ (15)

 إِذْ یَغْشی السدْرَةَ مَا یَغْشی ‏(16)

 مَا زَاغَ الْبَصرُ وَ مَا طغَی‏ (17)

 لَقَدْ رَأَی مِنْ ءَایَتِ رَبِّهِ الْکُبرَی‏ (18) . . .

(((  سبحان ربی الاعلی و بحمده   )))

  نظرات ()
اولین باری که در هنگام خواندن قرآن خنده ام گرفت نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٩/٢٩

در آیه 50 و 51 سوره مدثر  تمثیل جالبی بکار رفته است و خداوند در آن آیات کسانی را که با وجود بینات کافی از پذیرفتن حرف حق فرار میکنند و روی برمیگردانند با یک مثال جالب مورد عتاب قرار میدهد.

خداوند بعد از اشاره  به جایگاه خوش مومنان در بهشت  و جایگاه بد کافران و منکران خدا و دشمنان پیامبر در جهنم ، باعتاب تحقیر آمیز میفرماید : ایشان را چه شده است که از قرآن و اندرز پیامبر روی برمیگردانند.

فَمَا لَهُمْ عَنِ التَّذْکِرَةِ مُعْرِضِینَ ﴿۴۹﴾

وبعد تشبیه و تمثیل جالبی را می آورد و می فرماید : گویى گورخرانى رمیده‏اند که از مقابل شیری فرار کرده اند.

 

کَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُّسْتَنفِرَةٌ ﴿۵۰﴾

 

فَرَّتْ مِن قَسْوَرَةٍ ﴿۵۱﴾

 

این عتاب میخواهد تعجب خواننده و شنونده را برانگیزد که یک انسان لجوج و جهول وقتی با حرف حق مواجه میشود چنان از سخن حق روی برمیگرداند که به مانند یک حیوان وحشی (گورخر)می ماند که از مقابل شیر فرار میکند در صورتیکه شیری وجود ندارد.

بعضی مواقع آدم کسانی را میبیند که از برابر حق روی برگردانده و با سرعت میگریزند و واقعا هم مصداق همین تمثیل قرار میگیرند. یعنی می بینی مثل گورخر باتمام سرعت و با حرکات مارپیچ میگریزد و خود را به این سو و آنسو پرتاب میکند در صورتیکه شیری در پشت سر او نیست که او را تهدید کند. انسان با تصور این صحنه ی عبس و تلاطم بیهوده و بی دلیلی که ملاحظه میکند ناخودآگاه خنده اش میگیرد.  البته خنده ای توام با تاسف و دلسوزی و تلخکامی.

  نظرات ()
فریادی از آینده برای جوانان امروز به گوش میرسد نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٤/٢۸

مرد میانسالی که از 46 سالگی تا 47 سالگی در پی یک احساس نیاز شدید هر روز جزء سی ام قرآن را  به قصد حفظ  درجهت دریافت مضامین مورد نیاز قرائت کرده بود و در عرض یکسال هم نتوانسته بود یک سی ام کتاب خدا را حفظ کند و هر وقت که آخرین سوره را حفظ میکرده سوره های اول از یادش میرفته است ولی مثنوی های طولانی و آیه های طولانی تر قرآن که در دوران  جوانی حفظ کرده بود هنوز در یادش بود ،  دلش شکسته بود و در سوگ فرصتهای سوخته و از دست رفته جوانی علم سیاه بر سردر وجودش نصب کرده بود . . .  بغض گلویش را به سختی و تا سرحد مرگ فشرده بود و دوست داشته بود چنان فریاد بلندی از عمق وجود بزند که  همه جوانهای دنیا  بشنوند که :  ای جوان ها شما را به خدا قسم میدهم که از همین امروز و همین لحظه  شروع کنید ، قرآن را  حفظ کنید و در حداعلای وسعتان بفهمید!  سوگواری اینچنینی بسیار تلخ و  طاقت فرساست. فقط همین!

قرآن

  نظرات ()
آیه عجیب و زیبایی که انرژی فوق العاده ای میبخشد نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٤/٢٠

چشمها را باید شست  ،  جور دیگر باید دید !

آیه های قرآن دارای مفاهیم عمیقی است  و هر بار که میخوانی معنی و مفهوم جدیدی استنباط میکنی و دریافت تازه ای بدست می آوری .  هر موقع که قرآن میخوانی باید چشمهارا بشویی و جور دیگری ببینی تا دریچه ای از مفاهیم و احساسات زلال بر روی تو گشوده شود.

آرام در گوشه ای دنج می نشینی ، کتاب خدا را میبوسی و بر روی چشمهایت میگذاری چشمها را میبندی و  آرام بخش ترین و ایمن بخش ترین جمله دنیا را آرام و شمرده بر زبان جاری میکنی و میگویی  : اعوذ بالله من الشیطان الرجیم !  با گفتن این جمله احساس میکنی که بلافاصله شیطانها از اطرافت پراکنده شدند و حاشیه امنی در پیرامونت ایجاد شد و خداوند تو را در جوار کتاب خود در پناه خویش گرفت.

همینطور که در پناه خدا قرار گرفته ای ، بهترین احساس به سراغت می آید ، احساس سبکی میکنی و نوعی بی وزنی به سراغت می آید و با یک حس عمیق  عاطفی بهترین جمله عالم هستی را در برابر خدا و در پناه او بر زبان جاری میکنی و  میگویی  : بسم الله الرحمن الرحیم.

با گفتن این جمله می بینی که خدا خوشش آمد و لبخند زد و با رحمانیت و رحیمیت زلال خویش به تو لبیک گفت . آرام و با احترام قرآن را میان دو دستت میگیری و باز میکنی.

آیه چهارم از سوره طارق مقابل چشمت ظاهر میشود:

إِن کُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَیْهَا حَافِظٌ ﴿۴﴾

هیچ کس نیست مگر اینکه نگاهبانى بر او [گماشته شده] است

آیا از نیکی کردن پنهانی ،  لذت نمیبردی ؟ و ریا کاری دامنت را میگرفت ؟

آیا فکر میکردی که  از خدمات تو قدردانی نمیشود  و به همین خاطر دستت به کار نمیرفت؟  و انگیزه ات از بین میرفت ؟

آیا از خطرات زندگی واهمه داشتی ؟

آیا از بی وفاییها افسرده بودی ؟

. . . دیگرخیالت راحت باشد ، خداوند ماموری برای تو گماشته است که حافظ توست ، نگهبان توست و میدانی که یک نگهبان خوب همه کارها و اتفاقات مربوطه را به دقت زیر نظر دارد و ثبت میکند . یک نگهبان خوب ، مسلط و مراقب است  و تمامی آمد و شدها را کنترل میکند . پس هر زمان که برخدا توکل کردی و برای کردار نیک عزم کردی ، خیالت راحت باشد  و از هیچ چیز واهمه نداشته باش که تو تحت مراقبت و محافظت شدیدی قرار داری !  هیچ کس نمیتواند کار تو را  نابود کند و یقین بدان که ارزش کار تو  دانسته خواهد شد و بهترین تقدیرها از آن بعمل خواهد آمد و بهترین جایزه ها را خواهی گرفت .  روحیه ات  بیست باشد ! نگران هیچ چیز نباش و با قدرت فوق العاده به کارت ادامه بده ، اگر کوه‏ها از جاى کنده شوند تو ثابت و استوار باش  . . . موفق باشی !

  نظرات ()
اگر آب زمین فرو رود ؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۳/٢٠

((  قُل اَرَایتُم اِن اَصبَح ماوُکُم غَورا فَمَن یَاتیکُم بِماءٍ مَعین  ))

(سوره مبارکه ملک / آیه 30)

بگو اگر ببینید که آب شما فرو میرود ، پس چه کسى براى شما

آب گوارا باز خواهد آورد ؟

زمین بدون آب

زمین بدون آب !

 

 

 

  نظرات ()
مطالب اخیر نیاز بازی یک داستان واقعی از کم عقلی یک زن یارین انتظاری صدا و سکوت قرار قیافه آیت الکرسی آیت الکرسی دست مرا بگیر
کلمات کلیدی وبلاگ حکمت (۱٦٦) آمریکا (۱٢٦) پهلوی (٧٦) شعر (٧٠) رفسنجانی (٦۱) امام حسین (٥٧) عاشورا (٤٦) حدیث (٤٥) روحانی (۳٥) امام علی (۳٥) دعا (۳۳) قرآن (۳۱) امام خامنه ای (٢٩) حضرت محمد (٢٦) حکایت (٢۳) مصدق (٢٢) احمدی نژاد (٢٢) انتخابات ریاست جمهوری (٢٠) غرب (۱۸) خدا (۱۸) ashura (۱٧) حجاب (۱٧) خاتمی (۱٦) نماز (۱٥) علم (۱٤) اسرائیل (۱۳) محرم (۱۳) اسلام (۱۳) امام خمینی (۱۳) صادق هدایت (۱٢) امام صادق (۱۱) شهریار (۱۱) جغرافیا (۱٠) شاه (۱٠) میرحسین موسوی (۱٠) اصلاح طلبان (۱٠) رضاشاه (۱٠) امام زمان (٩) رمضان (٩) انسان (٩) زیارت عاشورا (٩) فساد (۸) فتنه (۸) شهید (۸) عشق (۸) امام رضا (۸) نجوم (٧) جنگ (٧) امام جواد (٧) جمهوری اسلامی (٧) سبک زندگی (٧) مصائب (٦) یارانه ها (٦) حضرت زهرا (٦) ترک (٦) اعمال (٦) حقوق بشر (٦) انقلاب (٦) سیاست (٦) ایران (٦) خامنه ای (٥) دروغ (٥) آزادی (٥) هنر (٥) داستانک (٥) حج (٥) کربلا (٥) آذربایجان (٥) فلسطین (٥) نوحه (٥) روزه (٥) یهود (٥) جمعیت (٥) محرم و صفر (٥) بوز قورد (٥) بوزقورد (٥) زلزله تبریز (٥) ویروس فرهنگی (٤) گرگ خاکستری (٤) عیدفطر (٤) عید غدیر (٤) آل سعود (٤) تبریز (٤) عید نوروز (٤) قدس (٤) اینترنت (٤) مادر (٤) خانه (٤) ازدواج (٤) ماهواره (٤) ایمان (٤) انتخابات مجلس (٤) زندگی (۳) هاشمی (۳) خنده (۳) زن (۳) کامپیوتر (۳) گل (۳) تورم (۳) عدالت (۳) دموکراسی (۳) تکنولوژی (۳) شیطان (۳) فناوری (۳) روحانیت (۳) امام حسن (۳) انگلیس (۳) غزه (۳) سال نو (۳) امام هادی (۳) راستگویی (۳) اقوام ایرانی (۳) عنایت خدا (۳) اجابت دعا (۳) قوم پارس (۳) فساد در سینما (٢) ملی-مذهبی (٢) 10 میلیارد تومان (٢) جنبش سبز (٢) 9 دی (٢) نا امیدی از خدا (٢) وام بانکی (٢) مذاکرات هسته ای (٢) عالمان بی عمل (٢) حقوق انسان (٢) قرآن سوزی (٢) تساوی زن ومرد (٢) خشونت علیه زنان (٢) لیبرال (٢) دریاچه اورمیه (٢) تست شخصیت (٢) کشمیر (٢) جلیلی (٢) فضولی (٢) جنبش عدم تعهد (٢) 5+1 (٢) سنائی (٢) عمل (٢) علامه جعفری (٢) قضاوت (٢) پیامبران (٢) شیر (٢) سوال (٢) زمین (٢) انفاق (٢) فیلترینگ (٢) زبان (٢) 29 بهمن (٢) جهان (٢) پدر و مادر (٢) عبادت (٢) سوریه (٢) امام سجاد (٢) مطهری (٢) شب قدر (٢) توبه (٢) نذر (٢) صهیونیسم (٢) صلوات (٢) هندوانه (٢) شعبان (٢) یاحسین (٢) ریا (٢) علوم تجربی (٢) کودک (٢) شریعتی (٢) تربیت (٢) زمان (٢) مناجات (٢) زینب (٢) دزد (٢) معجـزه (٢) عباس (٢) عقل (٢) بهشت (٢) تروریست (٢) تحریم (٢) عرفه (٢) نیایش (٢) کوروش (٢) بهمن (٢) عید (٢) شیعه (٢) خمینی (٢) منافق (٢) فیلم (٢) سینما (٢) گرانی (٢) اندیشه (٢) انتظار (٢) دنیا (٢) دانش (٢) دل (٢) فلسفه (٢) آرزو (٢) تمدن (٢) طلا (۱) مجلس (۱) توکل (۱) قیامت (۱) باران (۱) قبله (۱) نگاه (۱) فوتبال (۱) بازی رایانه ای (۱) جوک (۱) رنگ (۱) شادی (۱) دین (۱) نوکیا (۱) صبر (۱) مسابقه (۱) سیاسی (۱) سکوت (۱) ترس (۱) مسجد (۱) تولد (۱) وبلاگ (۱) موبایل (۱) ورزش (۱) قلب (۱) نفرت (۱) طنز (۱) ترافیک (۱) مهاجرت (۱) مجازات (۱) قم (۱) پزشک (۱) زرتشت (۱) عمر (۱) پیام کوتاه (۱) عطار (۱) المپیک (۱) ابلیس (۱) کافر (۱) قانون (۱) لذت (۱) روزی (۱) لطیفه (۱) چشم (۱) شجریان (۱) اصلاحات (۱) علی (۱) آقا (۱) آسمان (۱) قبر (۱) هکر (۱) تخیل (۱) چمران (۱) سلیمانی (۱) بایاتی (۱) جبر (۱) تخصص (۱) استغفار (۱) بسیجی (۱) کهکشان (۱) قاضی (۱) جامعه اطلاعاتی (۱) نسبیت (۱) امام حسن عسکری (۱) حیا (۱) سید احمد خمینی (۱) بیمارستان (۱) کلاهبرداری (۱) مشایی (۱) اصلاح طلبی (۱) کعبه دل (۱) انشتین (۱) گوش (۱) خرافه (۱) انبیا (۱) عزا (۱) ادیسون (۱) سرمایه داری (۱) اصول گرایی (۱) ذکر (۱) عبدالله نوری (۱) بودا (۱) تکلیف (۱) تفکر (۱) جوان (۱) الهی (۱) شناخت (۱) نظم (۱) ویکتورهوگو (۱) انجمن حجتیه (۱) خشک و تر (۱) فریب (۱) شبهات (۱) تعهد (۱) شاید وقتی دیگر (۱) شمس تبریزی (۱) برکت (۱) سلامتی (۱) میهن (۱) اختیار (۱) پیام نوروزی (۱) تناقض (۱) جوانی (۱) اهل سنت (۱) انیشتین (۱) نوشتن (۱) خیانت (۱) امتحان (۱) راه (۱) زیبایی (۱) سانسور (۱) غم (۱) مذاکره (۱) مسلمان (۱) ظهور (۱) حزب (۱) اربعین (۱) طبیعت (۱) روشنفکری (۱) سجده (۱) گناه (۱) احزاب (۱) اوباما (۱) غرور (۱) امامت (۱) توسل (۱) ابر (۱) گفتار (۱) مغز (۱) والدین (۱) تسلیت (۱) شرق (۱) ماسک (۱) تفسیر (۱) بحرین (۱) شجاعت (۱) پروین اعتصامی (۱) بدبختی (۱) دمکراسی (۱) وحی (۱) حماقت (۱) اوستا (۱) الله اکبر (۱) بهداشت (۱) دانستن (۱) وحدت (۱) سحر (۱) روسیه (۱) روح (۱) دوزخ (۱) نیما (۱) حکومت دینی (۱) فاتحه (۱) اطلاعات عمومی (۱) نیمه شعبان (۱) حزب الله (۱) امام محمد باقر (۱) رجب (۱) مبارزه با نفس (۱) حجامت (۱) بینایی (۱) روز جهانی قرآن (۱) چادر (۱) جوک ترکی (۱) قبرستان (۱) حضرت یحیی (۱) امام کاظم (۱) دانایی (۱) فرمانده (۱) حاج همت (۱) فیس بوک (۱) اسم اعظم (۱) تجارت الکترونیک (۱) انرژی هسته ای (۱) یوم الله (۱) حلزون (۱) فتح (۱) شیخ (۱) نبوغ (۱) برنارد شاو (۱) حقارت (۱) راه قدس (۱) یتیم نوازی (۱) جهانی سازی (۱) جزیره برمودا (۱) 14 معصوم (۱) حضرت ابوالفضل (۱) اصول دین (۱) حضرت نوح (۱) جبر و اختیار (۱) فرومایه (۱) امام موسی کاظم (۱) مختارنامه (۱) حضرت ابراهیم (۱) حق الناس (۱) طرح ولایت (۱) امداد غیبی (۱) هاوایی (۱) گردن بند (۱) غضب (۱) بهشت احمقها (۱) ساده لوحی (۱) آفتاب پرست (۱) فتح ایران (۱) مدیرکل (۱) نقض غرض (۱) راهزن (۱) زمزمه های تنهایی (۱) سال پول (۱) بانوی شعر ایران (۱) توحش (۱) حرز (۱) ضداسلام (۱) خواب و بیدار (۱) تعویذ (۱) بیداری اسلامی (۱) نداآقاسلطانی (۱) چهارده معصوم (۱) میکروسکوپ افکار (۱) سود بانکی (۱) علم غیب (۱) خواستن توانستن (۱) تقلید سیاسی (۱) فراماسون (۱) sms تبریز (۱) اس ام اس تبریز (۱) استاد عالی نسب (۱) نشانه برای فردا (۱) توافق نامه ژنو (۱) شهبد (۱) حضرت زکریا (۱) خوض در باطل (۱) آدمخواری (۱) وضوی صفر و یکها (۱) لاحول (۱) جهنمہ (۱) جام دیجیتال (۱) کفش کتانی (۱) خسرو زارع فرید (۱) کارتهای بانکی (۱) شرکت انیاک (۱) شبکه شتاب (۱) تنگه برینگ (۱) سیلی ایام (۱) شعار سال (۱) امام نقی (۱) سوره کوثر (۱)
دوستان من برهان سایت زیبای قرآن شیعه 24 ندیم ܔگروه سایبرے مهندس میرزابیگیܔ داهول حرفهایی از جنس ناچاری نقد مدرنیته اسکالپل حکایتهای آموزنده صدای مجری مشاوره کسب و کار مدیرمالی یادداشتهای بیداری ثامن تـــــم مرجع قالب و ابزار مقتدر مظلوم | Mazloum.Ir حامیان ولایت سیّد علی نماز ورزش ایرانی پرتال زیگور طراح قالب