این سوال بسیار مهمی است و البته جواب شیرین و تکان دهنده ای دارد. قبل از اینکه جوابش گفته شود انسان تصور میکند که جواب این سوال بسیار پیچیده بوده  و گاهی هم فکر میکند که اصلا جوابی برای این سوال وجود ندارد. زیرا برای اطلاع از رضایت خدا از ما و اعمال ما باید همه کارهای خوب و بد زندگی مان را از ریز و درشت لیست کنیم و براساس معیارهای دینی به آنها امتیاز بدهیم و بعد امتیازها را جمع بندی کنیم و درنهایت حدس بزنیم که تاچه حد خدا از ما راضی است. که البته این کار ، نشدنی و محال است. زیرا ما همه کارهایمان را نمیتوانیم بیاد بیاوریم و اگر هم بیاد بیاوریم قادر نیستیم که امتیاز درست به آنها بدهیم زیرا تشخیص ما از ثواب یا ناثواب بودن اعمالمان معلوم نیست که چقدر درست یا نادرست باشد. 

پس در واقع جواب به سوال فوق غیر ممکن به نظر میرسد ولی وقتی جواب داده شود خواهیم دید که جوابش بسیار ساده اما عمیق و پر معنی است. من این منطق بسیار زیبا و دقیق را که عین حقیقت هم هست از مرحوم آقای مجتهدی شنیدم. دلیل اینکه عین حقیقت است این است که با آیات قرآنی مطابقت میکند و برداشت بسیار ظریفی از قرآن است که میفرماید :

رَضِیَ اللَّهُ عَنهُم وَ رَضوا عَنهُ ذٰلِکَ الفَوزُ العَظیمُ

المائده ﴿۱۱۹﴾

هم خداوند از آنها خشنود است، و هم آنها از خدا خشنودند؛ این، رستگاری بزرگ است

الغرض از ایشان شنیدم که میگفت : اگر میخواهید بدانید که آیا خدا از شما راضی هست یا نه ، نگاه کنید ببینید که آیا شما از خدا راضی هستید یا خیر؟ 

اگر شما از خدا راضی هستید بدانید که خدا هم از شما راضی است ولی اگر از خدا راضی نیستید بدانید که خدا هم به طریق اولی از شما ناراضی است

بعد اضافه کردند که : ما معمولا همیشه از خدا ناراضی هستیم و با عبارات و بهانه های مختلف از خدا گلایه میکنیم که مثلا خدایا چرا به فلانی فلان چیز را دادی به من ندادی؟ چرا به باجناقم حیاط دوهزار متری دادی به من ندادی؟ چرا به فلانی چنان ماشینی دادی ولی به من ندادی؟ اگر اینطوری هستی باید بدانی که نه تو از خدا راضی هستی و نه خدا از تو راضی است.

جالب بود نه ؟ من که از این سوال و جواب کیف کردم . خدارحمتش کند چه بیان شیرینی داشت.

مرحوم آیت الله مجتهدی  - جوادزاده


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: حکمت , قرآن


تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٢٥ | ٩:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

 

این سوال بسیار مهمی است و البته جواب شیرین و تکان دهنده ای دارد. قبل از اینکه جوابش گفته شود انسان تصور میکند که جواب این سوال بسیار پیچیده بوده  و گاهی هم فکر میکند که اصلا جوابی برای این سوال وجود ندارد. زیرا برای اطلاع از رضایت خدا از ما و اعمال ما باید همه کارهای خوب و بد زندگی مان را از ریز و درشت لیست کنیم و براساس معیارهای دینی به آنها امتیاز بدهیم و بعد امتیازها را جمع بندی کنیم و درنهایت حدس بزنیم که تاچه حد خدا از ما راضی است. که البته این کار ، نشدنی و محال است. زیرا ما همه کارهایمان را نمیتوانیم بیاد بیاوریم و اگر هم بیاد بیاوریم قادر نیستیم که امتیاز درست به آنها بدهیم زیرا تشخیص ما از ثواب یا ناثواب بودن اعمالمان معلوم نیست که چقدر درست یا نادرست باشد. 

پس در واقع جواب به سوال فوق غیر ممکن به نظر میرسد ولی وقتی جواب داده شود خواهیم دید که جوابش بسیار ساده اما عمیق و پر معنی است. من این منطق بسیار زیبا و دقیق را که عین حقیقت هم هست از مرحوم آقای مجتهدی شنیدم. دلیل اینکه عین حقیقت است این است که با آیات قرآنی مطابقت میکند و برداشت بسیار ظریفی از قرآن است که میفرماید :

رَضِیَ اللَّهُ عَنهُم وَ رَضوا عَنهُ ذٰلِکَ الفَوزُ العَظیمُ

المائده ﴿۱۱۹﴾

هم خداوند از آنها خشنود است، و هم آنها از خدا خشنودند؛ این، رستگاری بزرگ است

الغرض از ایشان شنیدم که میگفت : اگر میخواهید بدانید که آیا خدا از شما راضی هست یا نه ، نگاه کنید ببینید که آیا شما از خدا راضی هستید یا خیر؟ 

اگر شما از خدا راضی هستید بدانید که خدا هم از شما راضی است ولی اگر از خدا راضی نیستید بدانید که خدا هم به طریق اولی از شما ناراضی است

بعد اضافه کردند که : ما معمولا همیشه از خدا ناراضی هستیم و با عبارات و بهانه های مختلف از خدا گلایه میکنیم که مثلا خدایا چرا به فلانی فلان چیز را دادی به من ندادی؟ چرا به باجناقم حیاط دوهزار متری دادی به من ندادی؟ چرا به فلانی چنان ماشینی دادی ولی به من ندادی؟ اگر اینطوری هستی باید بدانی که نه تو از خدا راضی هستی و نه خدا از تو راضی است.

جالب بود نه ؟ من که از این سوال و جواب کیف کردم . خدارحمتش کند چه بیان شیرینی داشت.

مرحوم آیت الله مجتهدی  - جوادزاده


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: حکمت , قرآن


تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٢٥ | ٩:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله فرمودند:

نماز ستون دین است . پس هرکه نماز خودرا عمدا نخواند دین خود را تباه کرده است و هرکه آن را در وقتش نخواند به ویل داخل میشود و ویل دره ای است در دوزخ چنانکه خداوند در قرآن فرموده است : ویل برای نماز گزاران است آنان که از نماز خود غافلند.

(جامع الاخبار ، ص 73)

فَوَیْلٌ لِّلْمُصَلِّینَ ﴿۴

الَّذِینَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ ﴿۵

سوره ماعون

قرآن - جوادزاده


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: قرآن , نماز , حدیث


تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٢٥ | ۸:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

گفت نشان تو آنست که سه شب تمام با مردم سخن نخواهی گفت . سپس ، از محراب بسوی مردم خویش بیرون آمد و ندا در داد که ای مردم ! هر صبح و شام تسبیح بگویید. یا یحیی کتاب را با نیروی تمام بگیر ، و ما به او حکمت عطا کردیم در حالی که کودک بود.

حضرت زکریا


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: حکمت , قرآن , حضرت زکریا , حضرت یحیی


تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۱ | ۸:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

زمانی که به سالهای جوانی ام مربوط میشود عقیده ای به نذر نداشتم و فکر میکردم که نذر کردن و نذری دادن خرافه ای بیش نیست و نذر را جزو خرافات میدانستم. در آنسالها نسبت به این عقیده خودم دچار تردید شدم که آیا واقعا نذر کردن خرافه است یا عملی صحیح است؟ به دنبال این شک و تردید نظرم به قرآن جلب شد و تمایل پیدا کردم که جواب خودم را در قرآن جستجو کنم. به همین منظور قرآن را مورد مطالعه قرار دادم که خوشبختانه خیلی زود آیات قرآن ، مرا از این فکر غلط نجات داد . آیاتی که بطور شفاف و روشن از نذر صحیح  سخن میگفت آیاتی از سوره مریم بود. خداوند در این سوره ی سراسر عاطفه و مهربانی داستان حضرت مریم را تعریف میکند و جریان نذر کردن فرزندش را توضیح میدهد و قبول شدن نذر را توسط پروردگار با سخنانی آشکار و تاثیرگذار بیان میدارد یادم میآید وقتی که در آن زمان این آیات زیبا را میخواندم نتوانستم از گریه ی خودم جلوگیری کنم. خداوند در چند آیه که از آیه 35 شروع میشود جریان نذر کردن حضرت مریم مقدس را چنین تعریف میکند. حقیقتا خیلی شورآفرین است. با خواندن این آیات شریف ، قلب آدم به نرمی و ملاطفت عجیبی دچار میشود:

إِذْ قَالَتِ امْرَأَةُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّی نَذَرْتُ لَکَ مَا فِی بَطْنِی مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ

مِنِّی إِنَّکَ أَنتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ

و زن عمران گفت : ای پروردگار من ، نذر کردم که آنچه در شکم دارم از کار اینجهانی آزاد و تنها در خدمت تو باشد این نذر را از من بپذیر که تو شنوا و دانایی

. . . فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا

. . . پس پروردگارش آن را به نیکی از او بپذیرفت و به وجهی پسندیده پرورشش داد 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: قرآن , نذر


تاريخ : ۱۳٩۳/٥/۱۸ | ۱:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

دین حضرت ابراهیم چه دینی بود ؟ خداوند در سوره بقره به این سوال جواب میدهد و میفرماید که دین حضرت ابراهیم اسلام بوده و ایشان و فرزندانشان و فرزندان حضرت یعقوب همه مسلمان بودند : 

وَوَصَّیٰ بِهَآ إِبْراهیمُ بَنِیهِ وَیَعْقُوبُ یَابَنِیَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَیٰ لَکُمُ الدِّینَ

فَلَاتَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ(132)أَمْ کُنتُمْ شُهَدَآءَ إِذْ حَضَرَ یَعْقُوبَ

الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِیهِ مَا تَعْبُدُونَ مِنۢ بَعْدِی قَالُوا۟ نَعْبُدُ إِلَٰهَکَ وَإِلَٰهَ

ءَابَآئِکَإِبْراهِیمَ وَإِسْمَٰعِیلَ وَإِسْحَٰقَ إِلَٰهًا وَٰحِدًا وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ

 

و ابراهیم و یعقوب پسران خود را به همان [آیین] سفارش کردند [و هر دو در وصیتشان چنین گفتند] ای پسران من خداوند برای شما این دین را برگزید پس البته نباید جز مسلمان بمیرید(132)آیا وقتی که یعقوب را مرگ فرا رسید حاضر بودید هنگامی که به پسران خود گفت پس از من چه را خواهید پرستید گفتند معبود تو و معبود پدرانت ابراهیم و اسماعیل و اسحاق معبودی یگانه را می پرستیم و در برابر او تسلیم هستیم(133)


 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اسلام , قرآن , حضرت ابراهیم


تاريخ : ۱۳٩۳/٥/۱ | ٥:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

چه کسی دعوت اسلام را قبول نمیکند و از آن روی بر میگرداند ؟ خداوند در سوره بقره در آیه 130 به این سوال جواب داده است. خداوند میفرماید کسی جز کم خردان و سفیهان از اسلام روی بر نمی تابد : 

وَمَن یَرْغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبراهیمَ إِلَّا مَن سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَیْنَٰهُ

فِیالدُّنْیَا وَإِنَّهُ فِی الْءَاخِرَةِ لَمِنَ الصَّٰلِحِینَ(130)إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ

قَالَأَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَٰلَمِینَ(131)

 

و چه کسی جز آنکه به سبک مغزی گراید از آیین ابراهیم روی برمی تابد و ما او را در این دنیا برگزیدیم و البته در آخرت [نیز] از شایستگان خواهد بود(130)هنگامی که پروردگارش به او فرمود تسلیم شو گفت به پروردگار جهانیان تسلیم شدم(131)


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اسلام , قرآن


تاريخ : ۱۳٩۳/٥/۱ | ٥:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

به نقل ادیان نیوز از آقای عابدی : یک نکته اخلاقی قرآن این است که به مسائل جنسی و فحشاء مردم کار نداشته باشیم؛ حتی اگر از کثیف‌ترین مردم باشد. خیلی مواقع این مسائل قبح گناه را می‌ریزد، خیلی مواقع اشاعه فحشا است و خیلی موارد باعث ترویج گناهان در بین جوانان می‌شود.

منبع : ادیان نیوز.


در ثانی یکی از جلوات نفس ، خوض در باطل است. یعنی فرورفتن در باطل که به گفته ی بزرگان ، یکی از رذائل اخلاقی این است که انسان مشغول بیان رذائل اخلاقی دیگران شود و در مورد فسادهای دیگران داستان سرایی کند یا در اینگونه مجالس بنشیند و به سخنان آنها گوش فرا دهد. حتی گوش دادن به آن سخنان نیز نهی شده است و جزو بداخلاقی ها محسوب شده است که مستحق مجازات است.

 

خداوند تبارک و تعالی در آیه 45 سوره مبارکه مدثر میفرماید : زمانی که از مجرمین سوال شود که چه چیزی شما را به جهنم کشانید میگویند :

 وَکُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِینَ

و با آنان که سخن باطل می گفتند هماواز می شدیم

علامه طباطبایی در ذیل این آیه میفرماید :  منظور از" خوض" سرگرمى عملى و زبانى در باطل، و فرو رفتن در آن است، به طورى که به کلى از توجه به غیر باطل غفلت شود.

 

یا به نقل از سایت حوزهمراد از خوض (فرو رفتن) در باطل سخن گفتن و حکایت کردن معصیتها و فجور است، مثل حکایت احوال زنان بدکار و مجالس شراب و رفتار اهل فسق و عیاشی و اسراف ثروتمندان و تکبر و گردنکشی پادشاهان و عادات و مراسم زشت و ناپسندشان و احوال مذموم و ناشایست آنان، و امثال اینها، که همه از پستی و پلیدی قوه شهوت است.

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: حکمت , قرآن


تاريخ : ۱۳٩۳/٢/٢۱ | ٩:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

اسماءالله

چرا باید از خدا ترسید ؟  دیروز در یک جمع کوچک ، سخن از جاهای مختلف گفته شد و یکی از حضار که فرد معتقدی هم بود ضمن تعریف خاطره ای از عنایت خدا نسبت به خودش که به سبب آن ، رفع گرفتاری از ایشان شده بود گفت : غرض من از این مطالب این بود که نباید از خدا ترسید ، خدا که ترسناک نیست ،بلکه برعکس ، خدا مهربان است.  من شخصا با خدا راحت حرف میزنم و معتقدم که نباید از خدا ترسید.

خوب البته این حرف زیباست. اما نباید به سادگی به آن نگاه کرد. روشن است که خدا مهربان است ، خدا کریم است ، رئوف و رحمان و رحیم است. اما خداوند بغیر از این صفات ، صفات دیگری هم دارد که خدا را عادل ، قهار ، جبار ، قادر ، منتقم ، خیر الحاسبین و شدیدالعقاب معرفی مینماید. این اسماء و صفات ، با همدیگر معنی پیدا میکنند.

خداوند در قرآن کریم میفرماید که :

یکی از صفات مومنین ، آنست که از خدا میترسند.


إِنَّمَا یُؤْمِنُ بِٔایَاتِنَا الَّذِینَ إِذَا ذُکِّرُوا۟ بِهَا خَرُّوا۟ سُجَّدًا

وَسَبَّحُوا۟ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لَا یَسْتَکْبِرُونَ۩(15)

تَتَجَافَیٰ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ

خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَهُمْ یُنفِقُونَ(16)

تنها کسانی به آیات ما می گروند که چون آن [آیات] را به ایشان یادآوری کنند سجده کنان به روی درمی افتند و به ستایش پروردگارشان تسبیح می گویند و آنان بزرگی نمیفروشند(15)

پهلوهایشان از خوابگاهها جدا می گردد [و] پروردگارشان را از روی بیم و طمع می خوانند و از آنچه روزیشان داده ایم انفاق می کنند

و امثال این مفاهیم که انسان را از عذاب خدا بیم میدهد بسیار است و تقوی یکی از کلمات قرآنی است که مفهومی بسیار نزدیک با این معنی دارد. 

پس باید مراقب باشیم که اعتقادات مان را با قرآن و احادیث مورد اعتماد معصومین تطبیق دهیم و از جانب خود رای صادر نکنیم.

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در یک عبارت بسیار زیبا در ذیل این آیه چنین میفرماید : در دل شب ، مومنین خدا را میخوانند اما نه تنها از خوف ، تا نومیدی از رحمت خدا بر آنان مسلط شود و نه تنها به طمع رحمت ، تا از غضب و مکر خدا ایمن باشند. بلکه هم از ترس و هم از طمع ، اورا می خوانند و در دعای خود ادب و عبودیت را بیشتر رعایت میکنند.



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: خدا , قرآن , تفسیر , شبهات


تاريخ : ۱۳٩٢/۱٠/۳ | ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

رمز و رازها را خداوند چگونه بگوید که ما بفهمیم ؟  فقط باید کمی دقیقتر گوش بدهیم ، در آخر سوره مجادله خداوند چنین می فرماید:

 

لَا تَجِدُ قَوْمًا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ یُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ

کَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُوْلَئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ

الْإِیمَانَ وَأَیَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ وَیُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ

فِیهَا رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُوْلَئِکَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ

الْمُفْلِحُونَ

قومی را نمی یابی که به خدا و روز بازپسین ایمان داشته باشند و با کسانی که با خدا و رسولش دشمنی میورزند دوستی کنند; اگر چه پدرانشان باشند، یا فرزندانشان، یا برادرانشان، یا خویشانشان. اینانند که[خداوند]ایمان را در قلب هایشان نوشته و با روحی (فیضی) از جانب خود تأییدشان کرده است; و آنان را به بهشت هایی در می آورد که از پایین آنها نهرها جریان دارد، در حالی که در آن جا جاودانه اند; خداوند از آنان راضی است، و آنان از او راضی اند; اینان حزب خدایند; آگاه باشید که حزب خدا خود ظفرمندانند.

 

خلاصه مطلب این است که  خدا برای شناخت یک مومن یک فرمول قاطع ارائه میدهد و آن اینکه : کسانیکه با دشمنان خدا دوستی میکنند مومن نیستند اگر چه تظاهر به ایمان کنند

خداوند میفرماید که هیچ مومنی با دشمنان خدا دوستی نمیکند و این چنین افراد هستند که خدا ایمان را در قلبشان نوشته است و با روحی از جانب خود تاییدشان کرده است.

اما براستی خداوند چگونه انسان را با روحی از جانب خودش تایید میکند ؟ درمورد  عبارت ( وَأَیَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ )  از امام صادق(ع) روایت شده که فرمود: هیچ مؤمنی نیست، مگر آن که در درون قلب او دو گوش قرار دارد: گوشی که[شیطان]وسوسه گر و پنهانکار در آن می دمد و گوشی که فرشته درآن می دمد. خداوند،[شخص]مؤمن را با فرشته تأیید می کند و این سخن او است که فرمود: و أیّدهم بروح منه».

 



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: قرآن , حدیث , آمریکا


تاريخ : ۱۳٩٢/٩/٢٠ | ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

اسلام دینی اجتماعی و جامع است و تجارت یکی از مواردی است که مورد تایید اسلام واقع شده است. برخی شاید از شدت توجه به معنویات چنین تصور کنند که تجارت و بازرگانی ، پرداختن به دنیا محسوب شده و انسان را از معنویات باز میدارد و با همین نیت هم ممکن است نظر مساعدی نسبت به بازرگانان و مشاغل مرتبط و اهل بازار نداشته باشند و آنان را به دیده دنیا طلبی بنگرند.

اما قرآن آیه ای دارد که نشان میدهد که ای بسا ممکن است بهترین بندگان خدا از میان تاجرها و بازرگانان باشد. ارزش کار و اهمیت این افراد به حدی است که خداوند آنها را بعنوان مثالی نیکو و ارزشمند یاد کرده است و آنان را به رخ مخلوقات میکشد و از بزرگی رفتار و شخصیت آنها و از نیک فرجامی شان یاد میکند.

خداوند در آیه 37 سوره نور میفرماید :

رِجَالٌ لَا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ

وَإِیتَاءِ الزَّکَاةِ ۙ یَخَافُونَ یَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ

 

مردانى هستند که تجارت و معامله، از یاد خدا و نماز خواندن و زکات دادن غافلشان نمى کند. و از روزى که در اثناى آن روز دلها و دیدگان زیر و رو شود بیم دارند

 

علامه طباطبایی در تفسیر این آیه به نکته ی بسیار ظریفی نیز اشاره میکند که با کمی ملاحظه در معنی کلام ، لطف سخن  آشکار میشود. ایشان میفرمایند :

رجال (لا تلهیهم تجاره ولا بیع ) - کلمه (تجاره ) وقتى در مقابل کلمه (بیع )استعمال شود، از نظر عرف استمرار درکسب از آن فهمیده مى شود، ولى از بیع، فروختن براى یکبار فهمیده مى شود. پس فرق بین این دو کلمه فرق بین یک دفعه و استمرار است. بنابراین معناى نفى بیع بعد از نفى تجارت با اینکه با نفى تجارت بیع هم نفى مى شود این است که اهل این خانه ها نه تنها تجارت استمرارى از خدا بى خبرشان نمى کند، بلکه تک تک معاملات هم ایشان را بى خبر نمى کند.

وجه این که در (رجال لا تلهیهم تجارة و لا بیع) الهاء تجارت و بیع هر دو نفى شده است

بعضى از مفسرین گفته اند: وجه اینکه بعد از نفى (الهاء تجاره )، (الهاء بیع ) را هم نفى کرده، این است که سود و ربح معامله در بیع، نقدى و چشم گیر است، ولى در تجارت دو هوا و مشکوک است، بنابراین اگر تجارت از خدا بى خبرشان نکند، لازمه اش این نیست که بیع هم از خدا بى خبرشان نکند، چون ربح بیع نقدى است و در بى خبر کردن انسان از خدا مؤثرتر است، لذا بعد از آنکه فرمود تجارت ایشان را از خدا بى خبر نمى کند، فرمود بیع هم از خدا بى خبرشان نمى کند، و به همین جهت کلمه (لا) را تکرار کرد، تا نفى را بهتر یادآورى نماید و مطلب را تأکید کند، و این وجه وجه خوبى است.

نتیجه این که : عبادت در حین تجارت از بهترین عبادتها بوده و اهمیت و پاداش فراوانی دارد که ممکن است از سایر عبادتها سبقت بگیرد. میتوان گفت که توقف تجارت به منظور انجام عبادت خدای تعالی نشان از استواری ایمان و نوید دهنده سعادت فرد است. و کسی که در حین تجارت و خرید و فروش به یاد خدا باشد و عبادت خدا را نیز بجا بیاورد خشنودی خدا را جلب کرده است . و روشن است که کسی با این خصوصیت هرگز کم فروشی و گران فروشی نمیکند و دورغ نیز نمیگوید و معلوم است که چنین فردی میتواندجزء بهترین بندگان خدا باشد.

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: قرآن


تاريخ : ۱۳٩٢/٤/۸ | ۳:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

شنیدنش سخت است و باورش تلخ و عذاب آور. نمیتوان باور کرد که این حرفها از دهان هاشمی بیرون آمده باشد . راستش از لحظه ای که این صحبتها را شنیدم تا الان به دنبال بهانه ای می گردم  تا اینکه ثابت کنم هاشمی این حرفها را نگفته است به همین منظور  بارها  به فایل صوتی مربوطه گوش دادم تا بلکه ساختگی بودن آن را کشف کنم تا بدین طریق ثابت کنم که اگر چه اقدامات هاشمی در جهت پایمال کردن قشر ضعیف  غیر قابل انکار است اما این اقدامات هاشمی سهوی بوده است و ریشه در اعتقاد قلبی او ندارد و او هرگز عامدانه طبقه ی کم درآمد مردم را زیر چرخهای بی رحم سیاستهای خود له نمیکند. اما تلاشم بیهوده بود .

 

هنوز هم از خودم سوال میکنم که چگونه ممکن است که آقای هاشمی که عنوان آیت الهی را یدک میکشد این سخنان خجالت آور را گفته باشد ؟ حرفی که اگر از روی نوشته میخواندمش هرگز باور نمیکردم ، سخنی که حتی اگر از دهان خود هاشمی نیز بشنوید باور نمیکنید. باور نمیکنید که هاشمی این حرفها را زده است .  اما با کمال تاسف گویا زده است !!!

او میگوید :

مستضعفی دیگه نداریم ! بجای آن میگوییم قشر آسیب پذیر!!!  قشر آسیب پذیر یعنی چی ؟ گروهی بی لیاقت و  بی عرضه ای که خودشان پذیرای آسیب اند. اینها خودشان میخواهند ، شما چرا میخواهید اصرار کنید از این وضعیت نجاتشان بدهید ؟ اگر خدا میخواست  خوب اینها را خودش کمک میکرد.

 

باشنیدن جملات فوق یاد آیه های نورانی قرآن  در ذهن می آید که خداوند گویندگان این سخن را  در گمراهی آشکار (ضلال مبین) میداند و در سوره یس  و آیه 47  چنین میفرماید :

قَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنُطْعِمُ مَن لَّوْ یَشَاء اللَّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ

 

قرآن کریم میفرماید : کافران در زمان پیامبر میگفتند که اگر خدا می خواست، خودش به اینها می داد: (أَنُطْعِمُ مَنْ لَوْ یَشاءُ اللّهُ أَطْعَمَهُ )؛ «آیا کسانی را خوراک بدهیم که اگر خدا می خواست، به آنها می خورانید؟»   بعد در آخر آیه خطاب به کسانیکه این حرفها را میگویند میفرماید : شما در گمراهی آشکار هستید.

 

چگونه ممکن است فردی که خود را مفسر قرآن میداند اینگونه صریح با تعلیمات روشن قرآن مخالفت نماید و سخن کافران را بازگو نماید ؟

فیلم

 چه خوب بود خبر موثقی یافت میشد و این حرفها را تکذیب میکرد. ما معترض آقای هاشمی بوده ایم اما هرگز نفرینش نکرده ایم و هنوز هم زبانمان به نفرینش نمی چرخد اما هیچ کس از نفرین نهانی ستم دیدگان دلسوخته مطلع نیست ، تا کی دامان ستمگران و گردنکشان را بسوزاند . خدایا اگر قرار است مجازات گناهان هاشمی با حامیان و تایید کنندگانش تقسیم شود من ذات مقدس ترا شاهد میگیرم که از سال 69 به بعد  به هیچ وجه از عملکرد و سیاستهای او حمایت نکرده و بلکه معترض آنها بوده ام . خدایا کسانی را که به ما رحم نمیکنند بر ما مسلط نفرما . آمین یا رب العالمین  .

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: رفسنجانی , قرآن


تاريخ : ۱۳٩٢/۳/٢ | ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

باشکوهترین صحنه ی کائنات چیست ؟

تلسکوپ هابل در خارج از جو زمین نصب شده است. این تلسکوپ به نوعی با اوج دانش بشری هم قافیه است زیرا سخت ترین خواسته های بشر در رسیدن به ستارگان خلاصه میشود و بشر امروزی اوج دانش خود را برای تسخیر فضا بکار میگیرد. بنابر این پیشرفته ترین ابزار بشر برای شناخت فضا را میتوان در نقطه ی اوج دانش بشری تصور کرد و حقیقت هم همین است و تلسکوپ هابل در همین راستا اهمیت می یابد و بشر امروزی با دیدن تصاویر حیرت انگیز هابل به شوق می آید و به دانش خود می بالد. این تلسکوپ اندکی بیش از 20 سال است که تصاویر کهکشان ها را به زمین مخابره کرده و دانشمندان به لطف این تصاویر به بسیاری از اسرار و شگفتی های کائنات پی برده اند.

تلسکوپ فضایی هابل (HST) از بسیاری جهات توانمندترین تلسکوپ اپتیکی است که تا کنون ساخته شده است. این تلسکوپ بزرگترین تلسکوپ نیست، آینه اصلی آن با قطر 2.4 متر در مقایسه با تلسکوپ کک در هاوایی که 10 متر قطر دارد کوچکتر است. ولی این تلسکوپ ، که در مداری به فاصله 500 کیلومتری سطح زمین قرار دارد، از اثرات مختل کننده جو زمین به دور است. این امر امکان می‌دهد تا جزئیات دقیقتری نسبت به تلسکوپهای مستقر در زمین دیده شوند و نیز طول موجهایی مثل فرابنفش که به سطح زمین نمی‌رسند قابل مشاده باشند. تصاویر ارسالی از این تلسکوپ واقعا حیرت انگیز هستند:

 

تصویر سحابی NGC 6543 که بیشتر به نام « کتز آی » یا چشم گربه شهرت دارد.

 

 

منظره زیبای نور قرمز ستاره غول پیکر V838 مونوسروتیس .

 

 

منظره سحرانگیز و با شکوه از کهکشان « سومبره‌رو».

 

و نمونه های دیگر :

 

 

دیدن تصاویر فوق حقیقتا حیرت آدمی را از عظمت آسمان بر می انگیزد. وقتی انسان زمین را با این همه بزرگی در این فضای لا یتناهی چون ذره ای شناور و گم شده می بیند. آنگاه انگشت حیرت به دندان میگیرد و به ناچیزی و عجز و ناتوانی خود اعتراف میکند. آیا صرف دیدن این تصاویر میتواند عظمت حقیقی آن فضا را به شما منتقل کند؟   آیا شما میتوانید برای کسی که این تصاویر زیبا را ندیده است این فضا را آنجنان که هست مجسم نمایید ؟

شاید چنین وانمود شود که این تصاویر حیرت انگیز ترین صحنه های عالم هستند .

 اما چنین نیست !

 زیرا صحنه ی دیگری هست که در اوج شکوه و عظمت قرار دارد و ما از آن غافل هستیم و هرگز توانایی درک آن عظمت را نخواهیم دانست. این عظمت متعلق به صحنه ای است که قرآن کریم برای ما صحنه سازی میکند. تلسکوپ هابل با اینکه خارج از جو زمین است اما هنوز هم در زیر سلطه ی زمین قرار دارد. او که فقط 500 کیلومتر از زمین فاصله دارد ، میتواند این تصاویر شگفت انگیز را برای ما ارسال نماید.

اما خداوند متعال اشرف مخلوقات و پیامبر خود را در شب معراج از سلطه ی زمین خارج نموده و به آسمانها برد و حتی وجود مبارک پیامبر را نه تنها از سلطه ی زمین بلکه از سلطه ی آسمانی که زمین در آن محبوس است خارج نمود و بالا برد و نادیده ها را به بنده ی محبوبش نمایاند. حال پیامبر از معراج برگشته است اما دیده هایش را چگونه میتواند به ما انتقال دهد ؟ دیده هایی که هزاران برابر از تصاویر هابل با شکوهتر و از ذهن زمینی ما دورتر است و مهمتر از آن صحنه های قرب پروردگار را چگونه میتواند برای ما به تصویر بکشد؟

آسمان دوم کجاست ؟ . . .  آسمان هفتم کجاست؟ سدره المنتهی چیست ؟ جنت الماوی کدام است ؟ وحی چگونه می وزد ؟ وچگونه دریافت میشود ؟ آنگاه که نسیم وحی روح را مینوازد ، سبحان ربی الاعلی و بحمده چه مزه ای دارد؟ افق اعلی کجاست ؟ شدید القوی چگونه دیده میشود ؟ این با شکوهترین صحنه ی کائنات از ازل تا به ابد را چگونه در کلمات میتوان وصف کرد ؟

تابلوی نفیس مربوط به این صحنه ی شگرف ، هدیه ای است که قرآن به ما ارزانی می کند و خداوند اینگونه بیان میفرماید:

 

سوگند به اجرام سماوی آنگاه که غروب میکنند

پیامبرتان گمراه نشد و به خطا نرفت

او هرگز از روی هوی و هوس سخن نمی‏گوید

آنچه میگوید جز وحیی که به او میشود نیست

آنکه قدرت عظیمی دارد او را تعلیم نموده است

همان کس که توانایی فوق العاده و سلطه بر همه چیز دارد

و او در افق اعلی قرار داشت

سپس نزدیک و نزدیکتر شد

تا آنکه فاصله ی او به اندازه دو کمان یا کمتر بود

در آنجا خداوند آنچه را که وحی کردنی بود به بنده اش وحی کرد

قلب او در آنچه دید هرگز دروغ نگفت

آیا با او در باره ی آنچه که دید مجادله میکنید؟

و بار دیگر او را مشاهده کرد

نزد سدره المنتهی

که جنت الماوی در آنجاست

در آن هنگام که چیزی سدره المنتهی را پوشانده بود

و چشم او هرگز منحرف نشد و طغیان ننمود

او پاره ای از نشانه های بزرگ پروردگارش را مشاهده نمود.

 

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

 وَ النَّجْمِ إِذَا هَوَی ‏(1)

 مَا ضلَّ صاحِبُکمْ وَ مَا غَوَی‏ (2)

 وَ مَا یَنطِقُ عَنِ الهْوَی ‏(3)

 إِنْ هُوَ إِلا وَحْی یُوحَی ‏(4)

 عَلَّمَهُ شدِیدُ الْقُوَی‏ (5)

 ذُو مِرَّةٍ فَاستَوَی‏ (6)

 وَ هُوَ بِالأُفُقِ الأَعْلی‏ (7)

 ثمَّ دَنَا فَتَدَلی ‏(8)

 فَکانَ قَاب قَوْسینِ أَوْ أَدْنی‏ (9)

 فَأَوْحَی إِلی عَبْدِهِ مَا أَوْحَی ‏(10)

 مَا کَذَب الْفُؤَادُ مَا رَأَی ‏(11)

أَ فَتُمَرُونَهُ عَلی مَا یَرَی ‏(12)

 وَ لَقَدْ رَءَاهُ نَزْلَةً أُخْرَی ‏(13)

 عِندَ سِدْرَةِ المُْنتَهَی‏ (14)

 عِندَهَا جَنَّةُ المْأْوَی‏ (15)

 إِذْ یَغْشی السدْرَةَ مَا یَغْشی ‏(16)

 مَا زَاغَ الْبَصرُ وَ مَا طغَی‏ (17)

 لَقَدْ رَأَی مِنْ ءَایَتِ رَبِّهِ الْکُبرَی‏ (18) . . .

(((  سبحان ربی الاعلی و بحمده   )))


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: کهکشان , قرآن , وحی , نجوم


تاريخ : ۱۳٩۱/۱٠/٢۱ | ٤:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

در آیه 50 و 51 سوره مدثر  تمثیل جالبی بکار رفته است و خداوند در آن آیات کسانی را که با وجود بینات کافی از پذیرفتن حرف حق فرار میکنند و روی برمیگردانند با یک مثال جالب مورد عتاب قرار میدهد.

خداوند بعد از اشاره  به جایگاه خوش مومنان در بهشت  و جایگاه بد کافران و منکران خدا و دشمنان پیامبر در جهنم ، باعتاب تحقیر آمیز میفرماید : ایشان را چه شده است که از قرآن و اندرز پیامبر روی برمیگردانند.

فَمَا لَهُمْ عَنِ التَّذْکِرَةِ مُعْرِضِینَ ﴿۴۹﴾

وبعد تشبیه و تمثیل جالبی را می آورد و می فرماید : گویى گورخرانى رمیده‏اند که از مقابل شیری فرار کرده اند.

 

کَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُّسْتَنفِرَةٌ ﴿۵۰﴾

 

فَرَّتْ مِن قَسْوَرَةٍ ﴿۵۱﴾

 

این عتاب میخواهد تعجب خواننده و شنونده را برانگیزد که یک انسان لجوج و جهول وقتی با حرف حق مواجه میشود چنان از سخن حق روی برمیگرداند که به مانند یک حیوان وحشی (گورخر)می ماند که از مقابل شیر فرار میکند در صورتیکه شیری وجود ندارد.

بعضی مواقع آدم کسانی را میبیند که از برابر حق روی برگردانده و با سرعت میگریزند و واقعا هم مصداق همین تمثیل قرار میگیرند. یعنی می بینی مثل گورخر باتمام سرعت و با حرکات مارپیچ میگریزد و خود را به این سو و آنسو پرتاب میکند در صورتیکه شیری در پشت سر او نیست که او را تهدید کند. انسان با تصور این صحنه ی عبس و تلاطم بیهوده و بی دلیلی که ملاحظه میکند ناخودآگاه خنده اش میگیرد.  البته خنده ای توام با تاسف و دلسوزی و تلخکامی.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: قرآن


تاريخ : ۱۳٩۱/٩/٢٩ | ٩:۳٤ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

مرد میانسالی که از 46 سالگی تا 47 سالگی در پی یک احساس نیاز شدید هر روز جزء سی ام قرآن را  به قصد حفظ  درجهت دریافت مضامین مورد نیاز قرائت کرده بود و در عرض یکسال هم نتوانسته بود یک سی ام کتاب خدا را حفظ کند و هر وقت که آخرین سوره را حفظ میکرده سوره های اول از یادش میرفته است ولی مثنوی های طولانی و آیه های طولانی تر قرآن که در دوران  جوانی حفظ کرده بود هنوز در یادش بود ،  دلش شکسته بود و در سوگ فرصتهای سوخته و از دست رفته جوانی علم سیاه بر سردر وجودش نصب کرده بود . . .  بغض گلویش را به سختی و تا سرحد مرگ فشرده بود و دوست داشته بود چنان فریاد بلندی از عمق وجود بزند که  همه جوانهای دنیا  بشنوند که :  ای جوان ها شما را به خدا قسم میدهم که از همین امروز و همین لحظه  شروع کنید ، قرآن را  حفظ کنید و در حداعلای وسعتان بفهمید!  سوگواری اینچنینی بسیار تلخ و  طاقت فرساست. فقط همین!

قرآن


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: قرآن


تاريخ : ۱۳٩۱/٤/٢۸ | ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

چشمها را باید شست  ،  جور دیگر باید دید !

آیه های قرآن دارای مفاهیم عمیقی است  و هر بار که میخوانی معنی و مفهوم جدیدی استنباط میکنی و دریافت تازه ای بدست می آوری .  هر موقع که قرآن میخوانی باید چشمهارا بشویی و جور دیگری ببینی تا دریچه ای از مفاهیم و احساسات زلال بر روی تو گشوده شود.

آرام در گوشه ای دنج می نشینی ، کتاب خدا را میبوسی و بر روی چشمهایت میگذاری چشمها را میبندی و  آرام بخش ترین و ایمن بخش ترین جمله دنیا را آرام و شمرده بر زبان جاری میکنی و میگویی  : اعوذ بالله من الشیطان الرجیم !  با گفتن این جمله احساس میکنی که بلافاصله شیطانها از اطرافت پراکنده شدند و حاشیه امنی در پیرامونت ایجاد شد و خداوند تو را در جوار کتاب خود در پناه خویش گرفت.

همینطور که در پناه خدا قرار گرفته ای ، بهترین احساس به سراغت می آید ، احساس سبکی میکنی و نوعی بی وزنی به سراغت می آید و با یک حس عمیق  عاطفی بهترین جمله عالم هستی را در برابر خدا و در پناه او بر زبان جاری میکنی و  میگویی  : بسم الله الرحمن الرحیم.

با گفتن این جمله می بینی که خدا خوشش آمد و لبخند زد و با رحمانیت و رحیمیت زلال خویش به تو لبیک گفت . آرام و با احترام قرآن را میان دو دستت میگیری و باز میکنی.

آیه چهارم از سوره طارق مقابل چشمت ظاهر میشود:

إِن کُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَیْهَا حَافِظٌ ﴿۴﴾

هیچ کس نیست مگر اینکه نگاهبانى بر او [گماشته شده] است

آیا از نیکی کردن پنهانی ،  لذت نمیبردی ؟ و ریا کاری دامنت را میگرفت ؟

آیا فکر میکردی که  از خدمات تو قدردانی نمیشود  و به همین خاطر دستت به کار نمیرفت؟  و انگیزه ات از بین میرفت ؟

آیا از خطرات زندگی واهمه داشتی ؟

آیا از بی وفاییها افسرده بودی ؟

. . . دیگرخیالت راحت باشد ، خداوند ماموری برای تو گماشته است که حافظ توست ، نگهبان توست و میدانی که یک نگهبان خوب همه کارها و اتفاقات مربوطه را به دقت زیر نظر دارد و ثبت میکند . یک نگهبان خوب ، مسلط و مراقب است  و تمامی آمد و شدها را کنترل میکند . پس هر زمان که برخدا توکل کردی و برای کردار نیک عزم کردی ، خیالت راحت باشد  و از هیچ چیز واهمه نداشته باش که تو تحت مراقبت و محافظت شدیدی قرار داری !  هیچ کس نمیتواند کار تو را  نابود کند و یقین بدان که ارزش کار تو  دانسته خواهد شد و بهترین تقدیرها از آن بعمل خواهد آمد و بهترین جایزه ها را خواهی گرفت .  روحیه ات  بیست باشد ! نگران هیچ چیز نباش و با قدرت فوق العاده به کارت ادامه بده ، اگر کوه‏ها از جاى کنده شوند تو ثابت و استوار باش  . . . موفق باشی !


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: قرآن


تاريخ : ۱۳٩۱/٤/٢٠ | ٩:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

((  قُل اَرَایتُم اِن اَصبَح ماوُکُم غَورا فَمَن یَاتیکُم بِماءٍ مَعین  ))

(سوره مبارکه ملک / آیه 30)

بگو اگر ببینید که آب شما فرو میرود ، پس چه کسى براى شما

آب گوارا باز خواهد آورد ؟

زمین بدون آب

زمین بدون آب !

 

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: زمین , قرآن


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٢٠ | ۳:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

 

در داستان جالبى از امیر المومنین حضرت على(علیه السلام ) به این مضمون نقل شده است که روزى رو به سوى مردم کرد و فرمود: به نظر شما امید بخش ترین آیه قرآن کدام آیه است ؟ بعضى گفتند آیه :

"ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء"(خداوند هرگز شرک را نمى بخشد و پائین تر از آن را براى هر کس که بخواهد مى بخشد)سوره نساء آیه 48

امام فرمود: خوب است ، ولى آنچه من میخواهم نیست ، بعضى گفتند آیه"و من یعمل سوء او یظلم نفسه ثم یستغفرالله یجد الله غفورا رحیما" (هر کس عمل زشتى انجام دهد یا بر خویشتن ستم کند و سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را غفور و رحیم خواهد یافت) سوره نساء آیه 110

امام فرمود خوبست ولى آنچه را مى خواهم نیست . بعضى دیگر گفتند آیه

"قل یا عبادى الذین اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفورالرحیم"(اى بندگان من که دراثر گناه،بر خویشتن زیاده روی کرده اید،ازرحمت خدا مایوس نشوید در حقیقت‏خدا همه گناهان را مى‏آمرزد که او خود آمرزنده مهربان است)سوره زمرآیه53

امام فرمود خوبست اما آنچه مى خواهم نیست ! بعضى دیگر گفتند آیه

"و الذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا نفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من یغفر الذنوب الا الله"(پرهیزکاران کسانى هستند که هنگامى که کار زشتى انجام مى دهند یا به خود ستم مى کنند به یاد خدا مى افتند، از گناهان خویش آمرزش مى طلبند و چه کسى است جز خدا که گناهان را بیامرزد)
سوره آل عمران آیه135

باز امام فرمود خوبست ولى آنچه مى خواهم نیست . در این هنگام مردم از هر طرف به سوى امام متوجه شدند و همهمه کردند فرمود: چه خبر است اى مسلمانان ؟ عرض کردند: به خدا سوگند ما آیه دیگرى در این زمینه سراغ نداریم . امام فرمود: از حبیب خودم رسول خدا شنیدم که فرمود:
امید بخش ترین آیه قرآن این آیه است
"واقم الصلوة طرفى النهار و زلفا من اللیل ان الحسنات یذهبن السیئات ذلک ذکرى للذاکرین

(نماز را در قبل و بعد از ظهر و بخشی از شب به پادار که خوبی ها بدی ها را نابود میکند . این تذکری است برای آنان که اهل تذکرند)
سوره هود آیه 118 

و فرمود: اى على! آن خدایى که مرا به حق مبعوث کرده و بشیر و نذیرم قرار داده یکى از شما که برمى‏خیزد براى وضو گرفتن، گناهانش از جوارحش مى‏ریزد، و وقتى به روى خود و به قلب خود متوجه خدا مى‏شود از نمازش کنار نمى‏رود مگر آنکه از گناهانش چیزى نمى‏ماند، و مانند روزى که متولد شده پاک مى‏شود، و اگر بین هر دو نماز گناهى بکند نماز بعدى پاکش می‏کند، آن گاه نمازهاى پنجگانه را شمرد
 بعد فرمود: یا على جز این نیست که نمازهاى پنجگانه براى امت من حکم نهر جارى را دارد که در خانه آنها واقع باشد، حال چگونه است وضع کسى که بدنش آلودگى داشته باشد، و خود را روزى پنج نوبت در آن آب بشوید؟ نمازهاى پنجگانه هم به خدا سوگند براى امت من همین حکم را دارد.

یاعلی

منبع : این مطلب در تفسیر محترم المیزان علامه بزرگوار ذیل آیه 118 سوره هود آمده است. خدا بر رحمت ایشان بیافزاید. لطفا فاتحه ای برای آن عزیز قرائت بفرمایید.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: قرآن , امام علی


تاريخ : ۱۳٩٠/٩/٢٢ | ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.