.

همه میدانیم که توجه به سبک زندگی بسیار مهم است و بخوبی میدانیم که این عرصه ی مهم ، جنبه های مختلفی نیز دارد. حل معضلات مربوط به سبک زندگی پیچیده است ولی آنگونه که ممکن است در نظربرخی ها جلوه کند ، غیر ممکن نیست بلکه در برخی موارد شاید بسیار هم سهل باشد.

مقام معظم رهبری در جمع جوانان استان خراسان شمالی در تاریخ 23/07/1391 مطالب عامه فهم و ارزشمندی حول محور «سبک زندگی» ایراد فرمودند که بخشی از آن چنین است :

اما بخش حقیقى، آن چیزهائى است که متن زندگى ما را تشکیل می دهد؛ که همان سبک زندگى است که عرض کردیم. این، بخش حقیقى و اصلى تمدن است؛ مثل مسئلۀ خانواده، سبک ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، الگوى مصرف، نوع خوراک، نوع آشپزى، تفریحات، مسئلۀ خط، مسئلۀ زبان، مسئلۀ کسب و کار، رفتار ما در محل کار، رفتار ما در دانشگاه، رفتار ما در مدرسه، رفتار ما در فعالیت سیاسى، رفتار ما در ورزش، رفتار ما در رسانه اى که در اختیار ماست، رفتار ما با پدر و مادر، رفتار ما با همسر، رفتار ما با فرزند، رفتار ما با رئیس، رفتار ما با مرئوس، رفتار ما با پلیس، رفتار ما با مأمور دولت، سفرهاى ما، نظافت و طهارت ما، رفتار ما با دوست، رفتار ما با دشمن، رفتار ما با بیگانه؛ اینها آن بخشهاى اصلى تمدن است، که متن زندگى انسان است.

هنگام تفکر درمورد سبک زندگی ، باید به دو مورد اساسی توجه نماییم:

1- شناخت منشاء عادات غلط : یعنی ملاحظه میکنیم که برخی از افکار غلط ما در طول سالیان دراز در شیوه زندگی ما جاری شده و بعنوان رسم یا عادت درآمده است و تقریبا جزو لاینفک زندگی ما شده است. انگار که بدون این عادت غلط ، زندگی غیر ممکن میشود. حال اگر شناختی نسبت به ریشه های عادات غلط حاصل کنیم بهتر میتوانیم با آنها مبارزه نماییم.

2- تنظیم رفتار با باورهای درست : از این جهت که ما هنوز موفق نشده ایم که بسیاری از افکار و باورهای درست خودمان را در زندگی روزمره بکار ببندیم. یعنی بین افکار و کردار ما فاصله وجود دارد و د ربسیاری از موارد آنگونه که باور داریم عمل نمیکنیم و رفتارهای مان با عقایدمان منطبق نیست.

این دو آسیب باعث شده است که در بسیاری از موارد مردم عادی نتوانند بین فکر غلط و آداب و رسوم اشتباه و همچنین بین  افکار درست و رسوم صحیح رابطه ای منطقی برقرار نمایند. گاهی رسم غلط را به فکر درست ربط میدهند و گاهی رسوم صحیح را ناشی از افکار غلط میپندارند و این امر به آشفتگی فکری جامعه دامن میزند. یعنی مردم نمیتوانند بفهمند که رفتارهای غلط از کدام افکار نشات میگیرند و رفتارهای صحیح به کدام یک از باورهای درست مربوط میشود. و ضربه ی هولناک این آمیختگی مغالطه آمیز را فرهنگ اصیل و باورهای صحیح مردم تحمل میکند.

اما چه کسی مقصر است و چه باید کرد ؟ من نمیدانم که نوک این انتقاد را به سمت کدام نهاد یا فرد باید نشانه بگیریم و چه کسانی را مخاطب قرار دهیم. اما دوست دارم مثالی بزنم که نمونه ای از خروار باشد و ما را به این باور برساند که ساخت یک سبک زندگی صحیح چندان هم که فکر میکنیم دشوار و دست نیافتنی نیست بلکه میتواند بسیار سهل و ساده باشد و شاید لازم باشد از ساده ترین موارد شروع شود.

 

به این مثال توجه فرمایید که مثالی برای حالت دوم است. یعنی عدم تنظیم رفتار با باورهای درست:

اعتقادات دینی ما به ما آموخته است که : راه رفتن بر روى قبرها مکروه است . این یک جمله ی خیلی ساده و قابل فهم برای همه است و هیچ تاویل و تفسیری لازم ندارد. اما ببینیم در عمل چه اتفاقاتی می افتد؟ و ما با سبک زندگی خود چه بلایی بر سر همین قانون ساده در میآوریم. 

با اینکه همه ما این مطلب را میدانیم  اما به ساخت قبرستانهایمان توجه کنید. اگر دقت کنیم می بینیم که در اکثر گورستانهای ما قبرها را طوری کنار هم می سازند که جایی برای راه رفتن بین آنها نمیماند و به سختی میتوان عرض یک پا را بین قبور جا کرد. با این توصیف حال اگر یک فرد عاقل نظری به قول و عمل ما بیاندازد آیا به ریش ما نمیخندد؟

این نمونه ای از سبک زندگی ماست . سبک زندگی قبرستانی !  یعنی اینکه به چیزهایی که اعتقاد داریم در عمل کردن اهمیت نمیدهیم. چرا ؟

 آیا فاصله گذاشتن بین قبور امر دشوار و پیچیده ای است که از انجام آن امتناع میکنند؟ یقینا همه تایید میکنند که این کار بسیار سهل و آسان است اما با اینکه کاری آسان است ، انجام نمیشود و هیچ کس توجهی به آن ندارد.  با این حال میدانیم که نتیجه ی اجرای آن قابل توجه است و باعث میشود که از انجام یک امر مکروه جلوگیری شود و مردم اعتقادات خود را زیر پا نگذارند.

زیرا وقتی این نا هماهنگی اتفاق می افتد و ما به باورهایمان درعمل توجه نمیکنیم و مردم مجبور میشوند از روی قبرها راه بروند این باعث میشود که احترام عقاید ما زیر پا لگد کوب شود. باعث میشود که مردم به انجام اعمال مکروه عادت کنند و این یک پیام دارد به این مضمون که پرهیز از مکروهات غیر ممکن و یا غیر ضروری است. یا اینکه اجتناب از انجام عمل مکروه اصلا لازم نیست و ممکن است چنین تصور شود که احکام دین با زندگی واقعی تطابق ندارد. یا چنین به جامعه القا شود که برخی از احکام دین غیر ضروری است.

 

پس می بینیم که اگر چه خود این کار یک مسئله ی بسیار ساده و به ظاهر پیش پا افتاده است اما آسیب ناشی از آن خیلی مهم و اساسی است. یعنی قداست احکام دین را در جامعه کم رنگ میکند. وقتی یکی از مکروهات توسط مردم به دفعات مکرر انجام شد دیگر قبح آن کار از بین میرود و کم کم این بی توجهی به سایر مکروهات نیز کشیده میشود و مردم احساس میکنند که انجام مکروهات زیاد هم عمل ناشایستی نیست و ای بسا همین موارد ریز اگر جمع شود باعث شود که این بی تفاوتی و سهل انگاری به سایر دستورات دین نیز گسترش یافته و شیرازه ی اعتقادات مردم آسیب ببیند.

ملاحظه میشود که آسیبهای بزرگ میتواند علت های کوچک و به ظاهر ناچیز داشته باشد. و در بسیاری از موارد حل مشکلات بزرگ به همین سادگیست و فقط دقت میخواهد و احساس مسئولیت میطلبد که باید این را در خودمان تقویت کنیم. همه ما مسئولیم و مسئولین محترم دولتی بیشتر از همه ، مورد سوال هستند. بیایید به مسائل ریز زندگی خودمان اهمیت دهیم و از کنار آسیبهای به ظاهر کم اهمیت نگذریم. زیرا زخم کوچک هم میتواند مرگ آفرین باشد و سنگ ریزه ای میتواند سر بزرگی را بشکند.  

 حال خوب است بگردیم و در زندگی خود از این نمونه های کوچک بیابیم و نسبت به اصلاح رفتارهای خود اقدام کنیم. قبرستان هم یک محل عمومی مثل سایر مکانهاست . مدرسه ، بازار ، مطب ، سینما ، مسجد ، حسینیه ، پارک ، نمازخانه ، زیارتگاه ، کوه ، جشن ها ، عروسی ها ، مهمانی ها و . . . به گوشه ها و زوایای زندگی خود نگاه کنیم و ببینیم چه آسیبهای بزرگی هستند که علل به ظاهر بی اهمیت دارند؟ آنها را بشناسیم و از انجام رفتارهای غلط به ظاهر کوچک اجتناب کنبم.

هرکدام از موارد زیر میتوانند دستمایه ی یک مقاله طویل و سرمنشاء یک ناهنجاری  اجتماعی باشند :

عروسکی که دست بچه های ماست

تفنگی که برای فرزندمان میخریم

عکسی که به دیوار خانه زدیم

آویزی که از آینه ی ماشین مان تاب میخورد

کتاب رمانی که  دخترمان میخواند

کیسه پلاستیکی که فروشنده ، لباس مان را در آن میگذارد و ما بیخیال آن را به خانه میبریم 

 عکسی که روی دفتر مشق کودکانمان است

آهنگی که از پخش ماشینمان بلند است و خود نیز گاهی زیر لب زمزمه میکنیم

نمازی که با سرعت سرسام آور خوانده میشود

نیمچه حجابی که بر سر زنان ما است

جوکی که تعریف میکنیم

جوکی که به آن میخندیم

مراسمی که آن را مسخره میکنیم

جلساتی که در آن شرکت میکنیم

ماشینی که سوارش میشویم

و ...  همه ی این چیزهایی که به نظر ما تک به تک اهمیت چندانی ندارند اما وقتی که جمع بشوند یک زندگی را میسازند که جزئیات آن با هیچ یک از باورهای مان همخوانی نداردودر نتیجه ، کلیاتش نیز که از همان جزئیات ساخته شده است اثری از اعتقادات خوبمان را در خود ذخیره نکرده است. این میشود زندگی به سبک قبرستان ، که باورهای خوبمان را در خود کشته و زیر خاک سرد مدفون کرده است.  بیاد بیاوریم که برای شکستن سر مردان بزرگ سنگ بزرگ لازم نیست بلکه سنگ ریزه ای هم برای آن کافیست. مراقب باشیم !!!

یاحق 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: سبک زندگی , قبرستان


تاريخ : ۱۳٩٢/۱۱/۱٦ | ۳:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.