جوادزاده
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ جوادزاده
آرشیو وبلاگ
      راستگویی - دانایی - نظم (یادداشتهای روزانه)
روسپیگری با تلفن همراه نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٢/۱٠

قبل از همه چیز عذر خواهی خودم را از نوشتن چنین مطلبی اعلام میکنم. اما چون این حکایت ، یک واقعیتی است که در جامعه ما وجود دارد و دیروز هم شخصا برای خودم اتفاق افتاده است به همین خاطر برای اطلاع رسانی نقل میکنم و امیدوارم از این اتفاقات روزبروز کم شود.


موبایلت زنگ میزند. گوشی را باز میکنی و میگویی : بله بفرمایید!

یک صدای زنانه و عشوه دار با لحنی هوس آلود و نوساندار میگوید : سـ....لـ...ـلام. ببین! شارژم داره تموم میشه ، یه زنگ میزنی ؟ 

به محض شنیدن اون لحن وسوسه انگیز ، ناخودآگاه نبض درون سینه ات برای چند لحظه ی کوتاه بطور ناگهانی نامنظم میشود که در این مدت کوتاه نمیتوانی علت آن را بدرستی حدس بزنی و در همین لحظات نا مطمئن  میپرسی : ببخشید شما ؟

صدای آنسوی خط باز هم با همان شیوه ای که هرزگی از آن استنباط میشود جواب میده : حالا... یه ... زنگ ... بزن !

و . . . قطع میکند. 

. . . به همین سادگی و با چند کلمه ی کوتاه و مختصر حضور و قابل دسترس بودن خود را به تو اعلام کرده و بازاریابی کثیف و آلوده ی خود را  شروع میکند. او به این ترتیب دام را میگستراند و منتظر شکارش میماند. یا بهتر بگویم او دام را پهن میکند و وسط دام مینشیند و خود را افتاده در دام و مهیا برای شکار شدن نشان میدهد. 

اگر لطف خدا یاریت کرد و زنگ نزدی مطمئن باش که از این مکر جان سالم بدر می بری ولی اگر غفلت دنیا تو را از یاد خدا برده بود و به هر بهانه ای حتی شوخی و مزاح یا مثلا به قصد هدایت و نصیحت طرف مقابل ، زنگ زدی . . . خدا میداند که شیطان به تو خوش آمد خواهد گفت.  فقط یک لحظه غفلت کفایت میکند تا در میدان مبارزه رکبی بخوری و پشتت به خاک مالیده شود. به همین سادگی. 

اما هشداری هم به مسئولان کشوری لازم است داده شود تابدانند که : فساد در فضای جامعه در حال گسترش و یارگیری است. باید از خواب غفلت بیدار شوند و خوش خیالی و سهل انگاری را تمام کنند و با جدیت تمام برای بهبود فضای فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی جامعه فکر چاره باشند. اگر برای خدمت به مردم و خلق خدا انگیزه ی کافی ندارید و برای پرداختن به مشکلات جامعه علاقه ای در خود نمیبینید و دریافت حقوق ماهانه عالی شما را از لحاظ روانی قانع میکند و خود را از پاداش الهی بی نیاز میبینید ، اگر بخاطر جامعه حاضر نیستید از آسایش خود بزنید و به مشکلات رسیدگی کنید لااقل بخاطر خود و خانواده خود کاری بکنید. خود و خانواده خود را در حاشیه امن نبینید زیرا تلفن همراه و سایر رسانه های ارتباطی بدون استثناء همه مردم را به شکل مرموزانه ای در اختیار خود گرفته است و اراده ی خویش را به جامعه تحمیل میکند.  بیدار باشید و مثل کبک سر خود را در برف غفلت فرو نبرید. این تلفن همراهی که دست من است در دست همه ی بچه های این کشور نیز هست معلوم نیست چند درصد از کسانی که در معرض این تماسها هستند میتوانند خود را از این دام هولناک دور نگهدارند.

  نظرات ()
پخش سریال مبتذل از شبکه تهران را متوقف کنید نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٦/۱٩

 ابتذال که شاخ و دم ندارد . همینکه از دایره ی اخلاق و ادب و شرع خارج شد و به سمت پوچی و بی غیرتی رفت میشود ابتذال ، میشود پست و بی مقدار  و هیچ توجیهی هم برایش قابل قبول نیست و پخش شدن آن از تلویزیون جمهوری اسلامی نیز دلیل بر مجاز بودن آن نیست.

سریال اولین انتخاب به کارگردانی آقای مهدی صباغ زاده که در حال پخش از شبکه تهران است شاید ضداخلاق ترین سریالی است که بعد از انقلاب ساخته شده است. برای ما سوال است که منظور سازندگان و پخش کنندگان این سریال دقیقا چیست ؟ و چرا تلویزیون جمهوری اسلامی ایران اجازه پخش چنین سریالهایی را صادر میکند ؟ 

مهمترین اتفاق داستان این سریال این است که یک جوان به نیت خواستگاری از یک دختر خانم وارد خانه میشود و بدون اینکه عقد و ازدواجی صورت بگیرد روزها و هفته ها در خانه ی دختر اقامت میکند و اتاقی به او میدهند و شبها هم در همان جا می ماند و مثل یکی از اعضای خانواده رفتار میکند و از آزادی کامل برخوردار است . حمام میرود و در حضور همه با حوله به صحن خانه وارد میشود و پدر هم مثل یک هویج به حضور این غریبه اعتراض نمیکند واگر هم اعتراض میکند مثل اعتراض یک بچه به خواستن یا نخواستن یک اسباب بازی است. فقط در همین حد !

در یکی از صحنه های فیلم ، زن همسایه که برای کاری به حیاط خانه ایشان آمده است و مشغول صحبت با دختر خانه است مشاهده میکند که پسرناشناس و جوانی که حوله حمام به خود پیچیده است در آستانه ی در خانه ظاهر میشود و با دختر حرف میزند و دختر در جواب سوال زن همسایه که در باره پسر سوال میکند با خونسردی میگوید : خواستگارم است !  و این نوع بی شرمی ها در جاهای دیگر سریال نیز تکرار میشود.

ما نمی فهمیم از کی تا حالا خواستگارها در خانه ی دختر بیتوته میکنند و حمام میروند ؟ لطفا سازندگان و پخش کنندگان سریال به این سوال جواب دهند!  لابد در خانه ی ایشان رسمهایی اینچنینی وجود دارد که ما نمیدانیم . آیا براستی آنها خودشان هم در باره ی  خانواده ی خود اینگونه بی بند وبار و بی غیرت هستند ؟ 

سوال اینست که آیا این رفتارهایی که در سریال نشان داده میشود جزو فرهنگ ما است یا قرار است جزو فرهنگ ما بشود ؟  یا اینکه جواب سوال ، هیچکدام است و رفتارهای بازیگران سریال هیچ ربطی به فرهنگ ما ندارد و سریال را همینجوری ساخته اند ؟ ترویج بی بندوباری و این نوع هنجار شکنی ها تا چه حد قابل تحمل است ؟ 

جا دارد که سازندگان و پخش کنندگان این سریال ضداخلاقی و بی محتوی در برابر مردم حاضر شده و به این بی حرمتی ها و هنجار شکنی های وقیح جواب دهند و مراجع قانونی باید با این تبلیغات مسمومی که بر علیه باورها و اعتقادات مذهبی میشود برخورد قاطع نمایند و اجازه ندهند که بیش از این در کمال وقاحت به خانواده ی ایرانی و اسلامی هجمه وارد شود.

  نظرات ()
پیشرفت کنید مثل ژاپن نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٧/۳٠

بارها اتفاق افتاده است که برخی از افراد ، پیشرفت و تعامل با آمریکا به سبک ژاپنی ها را به عنوان یک الگوی مناسب برای مراوده با غرب مورد حمایت قرار داده اند . آنها معتقد بودند که ژاپن در حین حفظ سنتهای ملی خود (منظورشان غذا خوردن با چوب و . . . ) پیشرفتهای غرب را پذیرفته و از آن به بهترین وجه استفاده کرده است .

اگر چه مقایسه ی ایران با ژاپن هرگز بجا نیست و در هر صورت مقایسه ی باطلی است اما برخی از واقعیتهای اجتماعی ژاپن در این میان قابل بیان و استناد است که از جمله ی آنها میتوان به انفجار فساد اخلاقی در ژاپن اشاره نمود  وبه  یک واقعیت وحشتناک  توجه کرد که فقط در عرض یکسال  بیش از 16000  وب سایت جنسی در ژاپن راه اندازی شده است.

به گزارش جام نیوز به نقل از ایندیپندنت آمده است :

مراکز تحقیقاتی مبارزه با سوء استفاده جنسی در انگلستان اعلام داشت که در سال 2006 تنها در ژاپن نزدیک به 16250 وب سایت جنسی راه اندازی شده و موسسه کانادائی در سال 2009 اظهار داشت که ژاپن از میان 5 کشور مبتذل جهان از منظر ساخت وب سایتهای سوء استفاده جنسی از کودکان ،چهارمین رتبه را در دنیا از آن خود کرده است بطوریکه بنا به گفته یکی از محققان جامعه شناسی کشور ژاپن با این روند در طی چند سال آینده از کشور آمریکا نیز جلو خواهد زد.


علیرغم اینکه پلیس اف بی آی و بازرسان اطلاعاتی ژاپن اطلاعاتی از سازندگان اینگونه فیلمهای مبتذل به پلیس ژاپن ارائه می کنند ولی آنها در این رابطه سکوت کرده و کاری انجام نمی دهند چراکه در ژاپن فقط برای سازندگان و پخش کنندگان این فیلمها مجازات در نظر گرفته شده که آن هم بیشتر از 5 سال حبس نیست ولی پلیس کیوتو برای اولین بار به دارندگان این فیلمها هم مجازات یک سال زندان و جریمه 500000 ین در نظر گرفته است و با این روش سعی در برخورد شدید حتی با دارندگان این فیلمها را دارد.

  نظرات ()
ترویج فساد در سایت صراط نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٧/٢٥

سایت صراط با انتشار مصاحبه فردی بنام " باهر " بالقب پرفسور و بنیان گذار رفتار شناسی در ایران  حرفهای عجیب و مفسده انگیز این فرد را منتشر کرده است. در  مصاحبه ی فوق الذکر که قسمتی از آن در زیر آمده است از ازدواج بعنوان یک امر زائد و غیر لازم یاد شده است و گفته شده است که اگر مرد و زنی راضی شوند که با هم همخانه شوند دیگر نیاز به ازدواج نیست . این همان تفکری است که خانه های غربی را تبدیل به فاحشه خانه کرده و بنیان خانواده ی غربی را از هم پاشیده است. همان رفتاری که اولاند رئیس جمهور جدید فرانسه را با مشکلات و انتقادات زیادی روبرو کرده است اکنون توسط سایت صراط مورد تایید قرار میگیرد. آیا واقعا این عمل مورد تایید گردانندگان سایط صراط است یا فقط بعنوان یک اشتباه باید تلقی شود؟

قسمتی از مصاحبه منتشر شده در سایت صراط :

 ((( در نسل جوان به دلیل سست شدن سنت ها یا الگوبرداری از غرب، متاسفانه تمایل به ازدواج کم شده است و در مواردی می بینیم که بیشتر به عنوان هم خانه به زندگی ادامه می دهند، نظر شما در این مورد چیست؟ آیا این مدل زندگی می تواند تامین کننده نیازهای ۲طرف به هم باشد یا نه؟

به نظر من تازمانی که تمام موارد و لوازم این زندگی رعایت شود و در آن هرزگی رخ ندهد، همان زندگی مشترک است. در امر ازدواج لفظ عقد مهم نیست مثل هر عقد دیگر مثل عقد بیع که همان خرید و فروش است. هیچ کس زمان خرید و فروش عقد بیع را نمی خواند. برای مثال شما یک ساعت برای فروش دارید و من آن را به قیمت ۵۰۰ تومان می خرم. پول را می دهم و ساعت را می گیرم بدون آن که عقد معامله را خوانده باشیم.
در امر ازدواج هم همین طور است. اگر تعهدی نباشد این عقد هم نمی تواند او را پایبند کند. این موارد مهریه و عقدنامه های پیچیده و بگیر و ببند، ازدواج را سخت و ناپایدار می کند. )))

این سخنان انحرافی و غیر کارشناسی شده با احکام اسلامی کاملا مغایر میباشد . برای روشن شدن مسئله به نظر مراجع رجوع میکنیم و بعنوان مثال در رساله امام خمینی چنین آمده است : در زناشویى چه دائم و چه غیر دائم، باید صیغه خوانده شود و تنها راضى بودن زن و مرد کافى نیست، و صیغه عقد را یا خود زن و مرد مى‏خوانند، یا دیگرى را وکیل مى‏کنند که از طرف آنان بخواند.

گردانندگان صراط برای نشر چنین افکاری چه جوابی دارند ؟

  نظرات ()
خدمت ارزنده ای که فرج الله سلحشور به هنر کرد نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٤/۱٢

وقتی که آقای سلحشور با عبارات روشن و قاطع و بی تعارف از فساد در سینمای ایران سخن گفت خیلی ها در برابر حرفهایش موضع منفی گرفتند. البته منظور من در این نوشتار به موضع گیری اهالی سینما اشاره دارد نه موضع گیریهای عمومی که در  جامعه روی داد . در جامعه سینما شدت و ضعف موضع گیریها متفاوت بود و به نظرمن میتوان از درجه شدت و حدت همین موضع گیریها به عوامل فساد مد نظر سلحشور پی برد. 3 نوع با این مسئله برخورد شد:

1- یک عده آنهایی بودند که به شدت او را کوبیدند و تا جایی پیش رفتند که او را مایه ننگ جامعه هنر خواندند و اصلا هنرمند ندانستند و شدیدا  او را تخریب کردند ، اینها همان کسانی هستند که در مرکز فساد سینما قراردارند ، اما چون دیدند فسادشان دارد علنی میشود ، با تمام وقاحت فریاد زدند که : ای داد آبروی سینما رفت ، به هنرمندان توهین شد ، اخراج باید گردد و . . .  چنان برآشفته شدند که گویی دنیا زیر و زبر شده است . اینها از عریان شدن چهره خود ترسیدند و داد و بیداد کردند تا راه گم کنند. در اثر شوکی که آقای سلحشور به سینما وارد کرد اینها سراسیمه خودشان را لو دادند .

2- تعداد زیادی هم بودند که از آقای سلحشور ، با سکوت و احتیاط  و عده ی کمی هم بودند که یا صدای بلند و علنی حمایت کردند

3- برخی ها هم  خیلی ترو تمیز و روشنفکرانه و متمدنانه  از آقای سلحشور انتقاد کردند و ضمن قبول مواردی از فساد ، لحن سخن را  نا مناسب دانستند و تعمیم به کل جامعه سینما را نا روا دانسته و  دوست داشتندکه اینطور  زننده گفته نشود .

در این مقال بنده  2 تا عرض دارم :

1- یکی به متولیان امر سینما عرض میکنم که سریعا گروه اول را  دریابید .  اگر دنبال یافتن ریشه فساد بودید یا هستید ، این آقای سلحشور خدمت بسیار بزرگی به شما کرده و  حقیقتی را که شما برای کشف آن باید سالها تلاش میکردید و وقت صرف مینمودید تا به نتیجه برسید و مبالغ  هنگفتی باید خرج میشد ، ایشان بایک فداکاری و شجاعت مثال زدنی  کار را برای شما آسان کرد و ره چند ساله را در یک شب برای شما پیمود و  شاهد مقصود را به شما تقدیم کرد.  حال این شما متولیان امر هستید که باید ببینید آیا قدر این نعمت باد آورده را میدانید یانه و لیاقت  استفاده بهینه از این فرصت را دارید یا خیر؟ آقای سلحشور برای سالم سازی سینما از خود مایه گذاشت و هزینه کرد ، آیا شما آنقدر عرضه خواهید داشت که از هزینه ای که ایشان کرد به نفع خود و جامعه و سینما بهره برداری نمایید ؟

2- سخنی هم به گروه سوم (فوق الذکر)از اهالی هنر متوجه است که  دوست داشتند  سخن قاطع و روشن گفته نشود و همچنان در لفافه صحبت شود.  عرض میکنم که چرا فکر میکنید گنداب را در شیشه نوشابه خوردن عیبی ندارد ؟  آیا  بسته بندی خوب برای یک محصول بیماری زا  یک حرکت متمدنانه است ؟  از شما میپرسم ،  آیا دوست دارید فساد سینما در پشت حرفهای  شیک و فاخر و چند پهلوی بی خاصیت  پنهان شده و حاشیه امنی برای خود فراهم نموده و همچنان در حال رشد باشد؟

آقای سلحشور خدمت ارزنده ای به هنر سینما و بلکه به همه هنرهای نمایشی کرد و آن این بود که از موقعیتهای خویش گذشت و ضعف بزرگ سینمای ایران را عریان و بی دفاع مقابل چشمان همه به نمایش گذاشت تا همه ببینند و بشناسند و اگر همتی باشد نابودش کنند. و خدمت ارزنده ای هم به هنرمندان سالم کرد و به آنها جرات بخشید که  از  بیان فساد سینما ترسی نداشته باشند.

پی نوشت : چاشنی این مطلب خبری بود در باره یکی از بازیگران موفق سینما بنام خانم مرجان محتشم که بار دیگر تاسف ما را برانگیخت : 

صحبت های مرجان محتشم درباره دوری از سینما

 

 

مرجان محتشم

بعد از ۸ سال سکوت مطلق در سینما ایران نظرم را درمورد ابزار ماندگاری در عرصه سینما متاسفانه ارتباطات برخی بازیگران با عوامل فیلم می دانم، البته فکر می کنم سکوت ۸ ساله من پاسخ مناسبی به این سوال است.

به گزارش کافه سینما،مرجان محتشم بازیگر سینما و تلویزیون در گفتگوبا باشگاه خبرنگاران، درباره ابزار ماندگاری یک بازیگر در عرصه سینما اظهار داشت: کسانی در سینمای ایران قدرت کاذب بدست آوردند که لیاقت ماندن در این عرصه را نداشتند و برخی که مردم دوستشان دارند از صحنه حذف می شوند در واقع یکسری قربانی ماندگاری گروه دیگر می شوند.

محتشم با بیان اینکه من نان موقعیتم را نخوردم افزود: من در اوج موقعیت کاری ام در مصاحبه های مکرر بیان کردم که به صورت مداوم کار نخواهم کرد، به دلیل اینکه به هر قیمتی حاضر نیستم در عرصه سینما باشم با اینکه عاشق کارم هستم.

محتشم تاکید کرد: محبوبیت بین مردم چیزی نیست که بتوان به راحتی آن را بدست آورد ولی متاسفانه برخی ستارگان به دلیل ابزار شدن و ارتباطات غیراخلاقی که باعث شرمندگی و تاسف است محبوب شدند که به اعتقاد من این محبوبیت نیست.

وی ادامه داد: چرا مرجان محتشم به عنوان یک بازیگر بدون حاشیه و کسی که اکثریت مردم از هر قشر و تیپی اعم از جامعه مذهبی و یا جامعه مدرن و … قبولش دارند و باید به خاطر اعتقاد به خدا و نپذیرفتن یکسری روابط غیراخلاقی از جامعه هنر حذف شوند و انگ مغرور بودن را بخورد؟!

محشتم افزود: من از مرجان محتشم بودن ضربه خوردم زیرا برای من پارامتر های اخلاقی مهم تر از هر موضوع دیگری است حتی به قیمت ۸ سال سکوت و مدت ها جدایی از کاری که دوستش داشته باشم و به خاطر این دل آزردگی ها حاضر به ادامه فعالیت در عرصه سینما با این وضعیت نیستم.

بازیگر سریال «پس از باران» ادامه داد: همانطور که گفتم جایی برای کسانی که بخواهند با اعتقاد به خدا در عرصه ی سینما فعالیت سالم داشته باشند نیست و متاسفانه برعکس کسانی که تن به ارتباطات نامشروع می دهند در این عرصه بالا می روند.

وی با بیان اینکه این روزها با یک بیماری دست و پنجه نرم می کند درباره شرایط بیمه خود گفت: من حتی در حال حاضر یک دفترچه بیمه هم ندارم و اکنون با این شرایط گاهی از طریق طراحی داخلی ساختمان امرار معاش می کنم و از طرفی حتی نوشته های من هم به دلیل مرجان محتشم بودن چاپ نمی شود

 
 
 
 
  نظرات ()
کباب تدریجی نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٤/۸

با یکی از لینکهای عمارنامه به یک سایت وارد شدیم که با عنوان "خدا پدر گشت ارشاد  را بیامرزد یا نیامرزد"  مطلبی منتشر کرده و به فساد و ناهنجاری های جامعه اشاره کرده و شکوه کرده بود که چرا کسی کاری نمیکند ؟  خیلی هم دلسوزانه بود ! خواستیم کامنتی برایش بگذاریم  که سایتشان خط نداد !  به عمار نامه برگشتیم که دوباره از اول لینک شویم که دیدیم هیچ یک از لینکهای عمارنامه وصل نمیشود !  این بود که کامنت ما ماند بیخ گلویمان .  از ترس اینکه گلوگیر نشویم ناچار مجبور شدیم کامنتمان را در قالب یک پست اضطراری ثبت کنیم.

به این مضمون نوشته بودند که چرا در کشور به مقدسات بی احترامی میشه ؟  چرا کارناوال عروسی با این وضع شنیع در خیابانها راه می افتد و چرا در هنگام عبور از جوار مقدس ترین مکان ایران یعنی حرم امام رضا صدای موسیقیشان را کم یا قطع نمیکنند؟ و با موسیقی و سوت و هیاهویی که از درون ماشینها بلند است از خیابان عبور میکنند ، چرا برخی از دختر ها و پسرها اینگونه فضای شهرها را آلوده میکنند و کسی جلودارشان نیست؟ و . . .

خواستم کامنت بگذارم که : چاره درد اظهر من الشمس است دو دو تا چهارتاست . از بس گفته ایم زبانمان مو درآورده است و باور کرده ایم که گفتن بی فایده است. هر وقتی هم که گفتیم .......  لااله الاالله ، از ماست که بر ماست !  این آتشی که امروز به جان شما افتاده است 20 سال است که ما را ذره ذره و با آتش ملایم کباب پز کرده و سپس به جزغاله تبدیلمان کرده است. ما مرغ بریان آقایان هستیم ، ما به سوختن خو کرده ایم ... و دیگر آ.....خ هم نمیگوییم.

فکر نکنید که من از دست هنجارشکنان آخ میکشم ، نه !! من از دست هنجار طلبان ناله میکنم . مرا مدعیان کباب کرده اند و میکنند و هردم کبریتی نو میکشند.  آنها معلولند و اینها علت ! من از علت بیماری مینالم  نه از جوارح  آسیب دیده ! من با جوارح آسیب دیده ملاطفت میکنم اگر چه حتی ملاطفت هم باعث رنج  اعضای آسیب دیده خواهد شد و از این ملاطفت ، ناله ها بر آسمان خواهد رفت  و دشنامها خواهم شنید  اما چاره ای نیست.  در این راه باید فحش خوریت ملس باشد ! لازم است یک فحش خور قهار باشی ! در غیر اینصورت راه به جایی نخواهی برد.

. . . خدا مرا بکشد اگر از پی این همه سال سوختن و ساختن ، دوای سوختگی را نشناخته باشم.  مگر ما مونگولیم که بیش از 20 سال مدام کتک بخوریم و هنوز هم ندانیم از کجا خورده ایم ؟  ما میدانیم ! بخدا قسم ما میدانیم و میتوانیم ! اگر دستان بسته ما باز باشد ناهنجاری ها را به زانو در میآوریم . اما  لعنت به این روزگار که سنگها را بسته و سگها را رها کرده اند ! . . . چه میشود کرد؟ ما زورمان به خودمان رسیده است در حال حاضر !  و خدا را در همین حد شاکریم که زورمان لااقل به خودمان رسیده است. . .

اشاره : سعدی در حکایتی شیرین فرماید :شاعرى پیش امیر دزدان رفت و ثنایی بر او بگفت . فرمود تا جامه ازو برکنند و از ده بدر کنند(یعنی او را خوش نیامد) .مسکین برهنه به سرما همی رفت (زمستان سردی بود)... سگان در قفای وی افتادند . خواست تا سنگی بردارد و سگان را دفع کند ، سنگ در زمین یخ گرفته بود ، عاجز شد ، گفت: این چه حرامزاده مردمانند، سگ را گشاده و سنگ را بسته اند.

 

  نظرات ()
بانی محترم دانشگاه ، نامت را حجی کن ! نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۳/٢٥

(((  امروز پنجشنبه اس میشه گفت اوضاع 50% اونجوری که میخواستم پیش رفته...

نمیدونم هیجان این آدم جدید تا کی تازگی داره واسم  ولی با شناختی که از خودم دارم یه مدت دیگه احتمالا یادم نیست که این نوشته ها برای کی بوده و این حال و حسارو فراموش کردم به قولی همیشه تب تندم زود عرق کرده

از یه عادت خوبم خوشم میاد اینکه در بند کسی نیستم ( من هیچ کسی را دوست ندارم )

مثلا الان که بعد مدتها اومدم به وب سر زدم یادم نمیاد فلان پست که محتواش کمی احساسیه تو اون لحظه برا کی بوده اینه که میگم این آدمم احتمالا به تاریخ می پیونده

ولی اینکه انگیزه شده واسم حس خوبی داره آدمی با همین انگیزه ها جون میگیره دیگه

ولی کاش می دونست که الان انگیزه س برا من  ، اونوقت خیلی جلو بودیم حوصله پروژه های طولانی مدتو ندارم 

امروز زیبا شده ام ... 

. . . فردا صبح باید برم دانشگاه ساعت کلاسای آزم  رو تعیین کنم  ... شایدم یه سر برم پیش شاهین ببینم فیلم جدید چی داره

. . .   از احوالات جدید ما همین بس که درسه تموم شد بلاخره ( یعنی فحش ناموس شده بود دیگه تا این حد !!! ) یه جایی مشغول کار هستم فعلا اوضاع خوب می گذره شکر خدا ٰ   )))

دانشجو

این یادداشتی از یک دختر دانشجو است که در یک اتاق 3 در 4  با وسایل دانشجویی  کامل با رفاه و انبوهی از لباسهایش  که بیشتر آنها را هنوز نپوشیده است زندگی میکند.  چقدر وحشتناک است که او همکلاسی دختر ، پسر یا برادر و خواهر  یا پدر و مادر ما  باشه . رشته او احتمالا  چیزی در مایه های  "مکابیو میکرولوژی شناسی جامعه روان یابی بازرگانی اجرای مدیریت " است که برای کشور ما یک نیاز مبرم و حیاتی است!  واگر ایشان برای تحصیل در این رشته ترک دیار نمیکرد معلوم نیود وضع کشور ما چه بی ریخت میشد!!!؟؟؟ 

آقایانی که با اختراع دانشگاههای رنگارنگ برای رشته های بی کاربرد و بی خاصیت و اعزام دخترهای جوان به شهرهای غریب برای پول مردم کیسه دوختید و  جان مردم را  از دشواری تامین هزینه دانشگاه  به لب آوردید !

آقایانی که کارمند و کارگر بدبخت را  برای تامین دانشگاه پولی ی  فرزندانشان به یک مسابقه اجباری و طاقت فرسا با  پولدارهای مفت خور وارد کردید ! و پدر و مادرها را به بهانه تامین شهریه گزاف دانشگاه هایتان به چند شغلی دیوانه کننده و برده وار وادار کردید و محیط خانه را از خانواده خالی نمودید !

آقایانی که برای بالا بردن آمارهای خود دختران را در کمال بی مسئولیتی خودتان از خانواده ها جدا کرده و به امید واهی ارتقای علمی و توسعه آموزش عالی ، بی سرپرست به شهرهای غریب روانه کردید !

. . . این دست پخت شماست ! غریبی نکنید ! بفرمایید تحویل بگیرید! آموزش عالیتان توسعه یافت ! فرهنگ جامعه تان ارتقا یافت !  تحصیلات عالیه تان فراگیر شد !  اینو میخواستید ؟  خو...ب شد؟   شهریه ها را افزایش بدهید ، برای آقایان موسسین صرف نمیکند !  سود خوبی گیرشان نمی آید !  حق الجلسه ها در شان  مقام علمیشان نیست ! آمار تورم را سر میز جلسه بیاوید  باید  ضریب افزایش شهریه ها را محاسبه کنید !  تنور مسابقه را داغ تر کنید ، هنوز رمقی در جان شرکت کنندگان باقیست !

خودتان را برای عذابی وحشتناک از جانب خدای  متعال آماده کنید .  این مشت نمونه ای از خروارهای شماست !  من مثل شما در ارائه گزارش گزینشی عمل  نکرده ام  بلکه دست برده و بارها و بارها تصادفی انتخاب کرده ام !  

آیا کلمه قبیح "جاکش" را شنیده اید ؟   این کلمه برای توصیف کسی بکار میرود که افرادی را برای انجام عمل خلاف عفت به یک جای مناسب راهنمایی میکند.

برای  تطمیع  وزیر و وکیل و همکاسه های خودتان  دانشگاه آزاد و دانشگاه غیر انتفاعی درست کنید و به آنها هبه کنید و آنها از فرط بی عرضه گی در اداره آن  و تامین  فضای فرهنگی و امنیت آن غفلت کنند و فقط هنگام دریافت حق جلسه های کلان  میلیونی به دانشگاه بیایند و دانشگاه را به حال خود رها کنند و آن را به  یک جای بدون کنترل و مناسبی برای دختران و پسران نامحرم و دور از خانه  و در معرض تهدید و لغزش  تبدیل نمایید . 

آقا ما از دانشگاه آزاد کم کشیدیم ، غیر انتفاعی ها هم مزید برعلت شدند . این دانشگاههای غیر انتفاعی را دادند به یک نفر آدمهایی که اصلا فرصت آمدن به دانشگاه را ندارند ، ترکیب را سیر کنید :  نماینده مجلس 2 نفر ، مدیرکل 1 نفر ، کارمند پرمشغله 2 نفر ، روحانی 60 سال به بالای دانشگاه ندیده 1 نفر ، استاد دانشگاه پرتدریسی که تا حالا پایش به دانشگاهی که خودش تاسیس کرده نرسیده است 1نفر .

این افراد معقول و تحصیل کرده و شاید هم دلسوز در دامی افتاده اند  که بندهای آن را با طلای ناب بافته اند . حرص دنیا یا جهالت آنها را به دام هلاکت و عاملیت فساد کشانده است .

دانشگاه با 600 نفر دانشجو  به امان خدا  رها شده است و بیچاره سرایدار از مشاهده صحنه های غیر شرعی عاصی شده و جانش به لب رسیده است .  ساعت اداری که میشود چند نفر کارمند معدود هم برای اینکه به سرویس برسند با عجله  و شتابان از ساختمان خارج میشوند و یک ساختمان  پر از دانشجو  بدون نگهبانی و حراست میماند و یک سرایدار پیر !   چیزی که میماند یک جای مناسب  و چند نفر آدم مستعد است .  آقایان ، برای دانشگاه نگهبان و حراست استخدام نمیکنند که سود ما کم میشود ؟؟؟؟

آقای وزیر  که دانشگاه ها را اختراع و به دوستان هبه میکنی و از جیب خلیفه میبخشی و با آب حمام دوست میگیری !

آقای نماینده مجلس که در مجلس برای تصویب حقوق مادام العمر از فرط حرص له له میزنی و در عین حال برای پول دانشجویان بدبخت هم که عمدتا با خون دل و تحمل رنجهای فراوان بدست آمده ، کیسه میدوزی !

 آقای مدیرکل ، آقایان هیات موسس که سر سه ماه برای دریافت حق الجلسه 5 میلیونیتان سراسیمه و با حرص و ولع به دانشگاهتان شرفیاب میشوید و قدم هایتان را دوتا یکی میکنید:

شما که افراد را به این جاهای مناسب میکشانید  و محیط مناسبی برای اعمال خلاف شرع ایجاد میکنید ،  نامتان را با حوصله حجی کنید ! تا اگر  هنوز شرفی در خویش میبینید از خود شرمتان بیاید.

والسلام

 

  نظرات ()
آخرین پله آرمانی تمدن غرب را یک ایرانی فتح کرد! نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٠/۱۱/۱

لازم می بینم همین اول توضیحی دهم  و از خواننده محترم بخواهم که در این نوشتار به کلمه "حیوان" به عنوان یک کلمه توصیفی وعلمی عنایت کند و از جنبه اظهارات غرض ورزی و نفرت و توهین نگاه نکند.

خبردار شدیم که یک بازیگر زن ایرانی در آمریکا با بدن کاملا عریان جلوی دوربین ظاهر شد و تصاویرش روی مجله ها منتشر گردید.

اگر چه هیچ تمایلی به پرداختن به این گونه رویدادهای چندش آور و غیر انسانی ندارم و دوست ندارم مثل مگس در میان زباله ها پرسه بزنم. اما فقط بخاطر نقد  اظهار نظرات نوشته شده در برخی از وبلاگها خودم را مجاب کردم که در مورد این عمل وقیحانه اظهار نظر کنم اگرچه لحظاتی  بوی بد آن من و خواننده محترم را آزار دهد که از این بابت از همه خوانندگان گرامی پوزش میطلبم.

برای قضاوت بهتر باید این عمل را در دو جامعه ایرانی و غربی مورد بررسی قرار دهیم :

1-    این رفتار در جامعه ایرانی یک رفتار پست و حیوانی تلقی میشود.

2-    این رفتار در جامعه آمریکایی یک رفتار آرمانیست .

*** برای بند اول نیازی به آوردن دلیل نیست. اما ممکن است کسانی باشند که از اطلاق کلمه حیوان به انسان دلخور شوند ولی باید گفت این نوع نگرش به انسان یک نگرش افراطی کاذب به مسئله منزلت انسان است که البته برگرفته از مکاتب سطحی نگر و فرمالیته و نوین غربی است. این مکاتب افکار خود را در قالبهای  شیک و با کیفیت ، بسته بندی میکنند و بر روی بسته بندی آن مینویسند که : انسان هرچه که باشد محترم است حتی اگر جنایت کار باشد. و صد البته منظور اصلی سخنشان اینست که : فقط جنایتکاران محترم اند زیرا بلافاصله بعداز تولید و انتشار انبوه سخنشان اقدام به جنایت میکنند و انسانهای محترمی را میکشند و در هنگام مجازات جانی میگویند : نباید به انسان توهین شود. واینجاست که مقصودشان بر ملا میشود ودانسته میشود که منظورشان از انسان کدام انسان است.

درصورتیکه دین مبین اسلام تصریح میکند که اگر انسان در مسیر ارزشهای الهی و انسانی حرکت نکند و به مبارزه با خدا برخیزد از حیوان هم پست تر میشود.

أَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَکُونُ عَلَیْهِ وَکِیلًا(43)

أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَکْثَرَهُمْ یَسْمَعُونَ أَوْ یَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِیلًا (44)

آیا آنکس را که هوای نفس را خدای خود گرفته است دیدی؟ آیا تو ضامن و کارساز او هستی ؟ آیا گمان کرده ای که بیشترینشان میشنوند یا می فهمند ، اینان چون چهارپایانی بیش نیستند بلکه از چهارپایان هم گمراه ترند.

و در آیه 179 سوره مبارکه اعراف هم همان عبارت تکرار شده است

 البته لزومی ندارد که این حیوان درنده و خونخوار باشد بلکه میتواند یک حیوان بی آزار و شاید هم قابل تربیت باشد.

*** در مورد بند دوم ممکن است حامیان مکاتب غربی نویسنده را به عدم آگاهی متهم نموده و با اعتراض اعلام کنند که برهنه گی انسان فقط یک اختیار است و آرمان نیست. اما به این معترضان باید گفت ، این که ما میگوییم برهنه گی یک رفتار آرمانی مکتب غرب است هرگزاز روی جهل یا تندروی نیست. بلکه این غایت پنهان مکاتب غربیست. چرا؟ عنایت فرمایید :

اگر قبول کنیم که هر چیز ظاهر و باطنی دارد. بایدگفت که ظاهر و باطن مکتب غرب دو چیز کاملا متفاوت است . این اعا را با یک مثال روشن میکنیم . برای مثال در ظاهر میگوید : هرکس آزاد است باحجاب یا بی حجاب باشد ابناء بشر در انتخاب لباس آزاد است هیچ کس حق ندارد انسانی را  از حق انتخاب خود باز دارد.

شنونده بلافاصله تحسین میکند و به تولید کننده این فکر آفرین میگوید.چی از این بهتر ؟ حقوق بشر! ، آزادی ! این همان بسته بندی شیک و مدرن است.اما در عمل از اشتغال یا تحصیل دختران و زنان با حجاب جلوگیری میکنند. این یعنی "هدف بی حجابی است نه آزادی انتخاب". مرحله بعد انتخاب نوع بی حجابی است. در مورد انتخاب نوع بی حجابی هم میگویند حق آزادی انتخاب را محترم میشماریم اما هوشیارانه در انتخاب دختر شایسته برهنه ترین و فاسد ترین آنها را انتخاب میکنند و این یعنی از میان انواع بی حجابی برهنگی بهترین آنهاست . پس هدف برهنه گی است!!!!

پس وقتی میگویند : همه در انتخاب نوع پوشش آزادند یعنی اینکه همه در برهنگی آزادند. یعنی هیچکس حق ندارد جلوی برهنه شدن افراد را بگیرد. یعنی قانون از فساد حمایت میکند. یعنی فساد آرمان ماست!

این نتیجه گیری از مشاهده میوه این درخت و با زبان ساده بیان شده است و متن درگیر اصطلاحات فلسفی و جامعه شناسی و سیاسی نشده است. حال آنانکه طاقت دیدن میوه فاسد این درخت خوش ظاهر را ندارند یا نمیخواهند باور کنند و دوست دارند به هر قیمت که شده غایتی انسانی برای این مکاتب رنگارنگ و متناقض بتراشند ،  میتوانند به هر میزان که خواستند وقت خود را برای بررسی صحت و سقم این واقعیت روشنتر ار آفتاب صرف نمایند و ماده اولیه طالس و آناکسیماندر و آناکسیمنس را بکاوند و در جمهوریت افلاطون مطالعه نمایند و به همراه دکارت به عقل بگرایند و با دیوید هیوم به اخلاق سکولار مبتنی برلذت فرو روند و دموکراسی را با انواع اشکال ممکن صرف کنند و بسته بندی های رنگارنگ این افکار را با مارکهای بندیکت اسپینوزا  ، کانت ، شوپنهاور ، نیچه ، هنری برگسون ، کارل پوپر و فروید و راسل و ... محصولات صدها کارخانه  ریز و درشت تولید کننده مکتب با رونماهای جذاب را در ویترین مغز خود بچینند و در میان بوی گند فساد پز مدرنیته بدهند.

از کنار هم گذاشتن بند 1 و 2 یک نتیجه واضح گرفته میشود و آن اینکه :

پست ترین نقطه جامعه اسلامی بلند ترین نقطه آرمانی غرب است. یعنی افرادی که رفتار آنها در جامعه ما به عنوان یک رفتار حیوانی ارزش گذاری میشود در جامعه غربی تبدیل به شخصیت آرمانی میشود. به همین خاطر هم برایش مراسم ترتیب میدهند و کلی تحویلش میگیرند و خبر اول رسانه ها میشود. البته همه این افراد با یک اقبال مواجه نمیشوند بلکه بسته به درجه اهمیت تاثیرشان به مقام میرسند. به عنوان مثال اگر سروش را با این بازیگر مقایسه کنیم ملاحظه میکنیم که این بازیگر نسبت به سروش مقام بالاتری دارد و رل مهمتری ایفا میکند. کمتر کسی ممکن است نام سروش را در آمریکا شنیده باشد و برایش مهم باشد اما این بازیگر برای عموم مردم خیلی زود معرفی میشود و در افکار عمومی جایگاه می یابد. برای کسانیکه در جامعه اسلامی زندگی میکنند رسیدن به نقطه آرمانی فرهنگ غرب فقط یک سقوط آزاد لازم دارد.

 

 

از طرف دیگر ملاحظه میکنیم که با این حادثه سه نوع برخورد شده است :

1-    مخالفم و محکوم میکنم

2-    موافقم و تایید میکنم

3-    مخالفم اما هرکس مالک تن خود است

با کسانیکه نظرشان با گزینه 1 و 2 منطبق است حرفی نمیزنم . هرکس حق دارد آگاهانه و آزادانه در مورد رویدادها موضع گیری کند و تکلیف هر دو روشن است. اما در باره گزینه سوم سخنی هست.

جامعه بند سوم را انسانهایی تشکیل میدهند که ناخواسته از اینکه جامعه آنها به یک جامعه وحشی تبدیل شود استقبال میکنند. آنها از خود سلب مسئولیت میکنند و میگویند رفتار دیگران به ما ربطی ندارد . همینکه ما خودمان خوب باشیم کافیست . اما ایشان یک اشتباه بزرگ مرتکب میشوند و آن اینکه بی تفاوت بودن به رفتار دیگران نصف خوبی ما را زایل میکند. پس در حقیقت وقتی ما در قبال دیگران بی تفاوت هستیم یعنی اصلا خوب نیستیم بلکه ادای خوب بودن را در می آوریم.

یکی از این افراد در باره این حادثه اینگونه نظر داده بود : " من اینکار ایشان را یک کار مفید و خوب نمیدانم اما هرکس مالک تن خود است "

این نظر محصول تلقینات همان تفکرات خوش ظاهر است که یک جمله بی خاصیت خوش ترکیب را بعنوان یک اصل مسلم برآمده از تحقیق و پژوهش تلقین میکنند و در پشت آن جنایات خود را انجام میدهند.

مثل اینست که یک شخص ببیند که برادر یا خواهر یا مادر یا فرزند خودش در دام هروئین افتاده است و در حال مرگ تدریجی است و بگوید : " من اینکار ایشان را یک کار مفید و خوب نمیدانم اما هرکس مالک تن خود است "  ملاحظه کنید که این عبارت مدرن و تفکر دموکراسی چه فاجعه ای به بار می آورد !؟ این بدترین جنایت ممکن در حق بشریت است.

آیا زمانی که یک انسان در حال نابود کردن خویش است ما مجاز هستیم که به بهانه اینکه مالکیت تن او را به خودش واگذار مکنیم بی تفاوت بمانیم؟  حال اگر این فرد با نابود کردن خویش عده دیگری را هم نابود کند یا به خطر بیاندازد تکلیف چیست؟

آیا خطر لخت شدن در انظار عمومی از خطر اعتیاد کمتر است ؟

  نظرات ()
مطالب اخیر شعری از آیت‌الله صافی گلپایگانی در انتقاد از کوروش گرایی پر کاربردترین مشاغل پاسخ امام حسن به پادشاه روم دعای ذوالقرنین بوی جوی مولیان لحظه اعلام مذهب شیعه بعنوان مذهب رسمی ایران(عکس) تست - آیا مشکل پرشین بلاگ برطرف شده است؟ مشکلات پرشین بلاگ کلافه کننده شده است کلید سعادت چیست ؟ ملا احمد نراقی
کلمات کلیدی وبلاگ حکمت (٩٠) آمریکا (٦٦) رفسنجانی (٤۱) شعر (٤٠) حدیث (۳٤) امام حسین (۳٠) امام علی (٢٧) دعا (٢٦) عاشورا (٢٥) روحانی (٢٥) حضرت محمد (٢۳) انتخابات ریاست جمهوری (٢٠) احمدی نژاد (۱٩) امام خامنه ای (۱٩) قرآن (۱۸) غرب (۱٧) نماز (۱٤) حکایت (۱۳) علم (۱۳) خدا (۱۳) محرم (۱٢) اسلام (۱۱) اسرائیل (۱۱) حجاب (۱۱) امام صادق (۱٠) خاتمی (۱٠) امام خمینی (۱٠) انسان (٩) رمضان (٩) میرحسین موسوی (٩) فساد (۸) شهریار (۸) صادق هدایت (٧) نجوم (٧) فتنه (٧) سبک زندگی (٧) امام زمان (٦) حضرت زهرا (٦) یارانه ها (٦) مصائب (٦) زیارت عاشورا (٦) جمهوری اسلامی (٦) اعمال (٦) شهید (٦) دروغ (٥) آزادی (٥) عشق (٥) سیاست (٥) هنر (٥) کربلا (٥) جنگ (٥) فلسطین (٥) آذربایجان (٥) جغرافیا (٥) روزه (٥) امام جواد (٥) جمعیت (٥) زلزله تبریز (٥) ویروس فرهنگی (٤) عیدفطر (٤) محرم و صفر (٤) بوز قورد (٤) اصلاح طلبان (٤) عید غدیر (٤) قدس (٤) امام حسن (٤) عید نوروز (٤) نوحه (٤) مادر (٤) یهود (٤) ازدواج (٤) حقوق بشر (٤) انقلاب (٤) ماهواره (٤) امام رضا (٤) ایمان (٤) زندگی (۳) ashura (۳) هاشمی (۳) زن (۳) کامپیوتر (۳) تورم (۳) عدالت (۳) دموکراسی (۳) خانه (۳) خامنه ای (۳) شاه (۳) شیطان (۳) گل (۳) اینترنت (۳) تکنولوژی (۳) تبریز (۳) غزه (۳) سال نو (۳) روحانیت (۳) انگلیس (۳) امام سجاد (۳) راستگویی (۳) امام هادی (۳) اجابت دعا (۳) گرگ خاکستری (۳) عنایت خدا (۳) حقوق انسان (٢) قرآن سوزی (٢) تساوی زن ومرد (٢) نا امیدی از خدا (٢) فساد در سینما (٢) عالمان بی عمل (٢) ملی-مذهبی (٢) مذاکرات هسته ای (٢) 10 میلیارد تومان (٢) 9 دی (٢) خشونت علیه زنان (٢) تست شخصیت (٢) وام بانکی (٢) جلیلی (٢) فضولی (٢) جنبش عدم تعهد (٢) مطهری (٢) ترک (٢) صهیونیسم (٢) صلوات (٢) پهلوی (٢) شب قدر (٢) ریا (٢) علوم تجربی (٢) سنائی (٢) عمل (٢) 5+1 (٢) علامه جعفری (٢) هندوانه (٢) شعبان (٢) یاحسین (٢) قضاوت (٢) پیامبران (٢) زمین (٢) انفاق (٢) توبه (٢) نذر (٢) شیر (٢) 29 بهمن (٢) سوریه (٢) پدر و مادر (٢) سوال (٢) عبادت (٢) زمان (٢) مناجات (٢) دزد (٢) معجـزه (٢) شیعه (٢) عباس (٢) عقل (٢) شریعتی (٢) زینب (٢) بهمن (٢) کودک (٢) خمینی (٢) منافق (٢) عید (٢) عرفه (٢) نیایش (٢) بهشت (٢) تروریست (٢) تحریم (٢) زبان (٢) فیلم (٢) گرانی (٢) اندیشه (٢) سینما (٢) انتظار (٢) دنیا (٢) جوک (٢) خنده (٢) ایران (٢) دانش (٢) دل (٢) فلسفه (٢) آرزو (٢) تربیت (٢) چشم (۱) شجریان (۱) تمدن (۱) طلا (۱) باران (۱) انتخابات مجلس (۱) مجلس (۱) توکل (۱) قیامت (۱) قبله (۱) نگاه (۱) فوتبال (۱) صبر (۱) مسابقه (۱) بازی رایانه ای (۱) رنگ (۱) دین (۱) نوکیا (۱) تاریخ (۱) شادی (۱) قلب (۱) سکوت (۱) ترس (۱) نفرت (۱) طنز (۱) تولد (۱) وبلاگ (۱) موبایل (۱) ورزش (۱) غم (۱) مذاکره (۱) مسلمان (۱) المپیک (۱) ابلیس (۱) کافر (۱) قانون (۱) عطار (۱) کوروش (۱) عمر (۱) پیام کوتاه (۱) ترافیک (۱) مهاجرت (۱) مجازات (۱) قم (۱) حج (۱) علی (۱) لطیفه (۱) اصلاحات (۱) آقا (۱) آسمان (۱) قبر (۱) لذت (۱) پزشک (۱) زرتشت (۱) روزی (۱) انیشتین (۱) نوشتن (۱) سانسور (۱) ابر (۱) گفتار (۱) مغز (۱) والدین (۱) تسلیت (۱) شرق (۱) ماسک (۱) خیانت (۱) امتحان (۱) راه (۱) جهان (۱) طبیعت (۱) روشنفکری (۱) فیلترینگ (۱) ظهور (۱) حزب (۱) اربعین (۱) تفسیر (۱) بحرین (۱) شجاعت (۱) پروین اعتصامی (۱) بدبختی (۱) دمکراسی (۱) وحی (۱) حماقت (۱) اوستا (۱) نظم (۱) ویکتورهوگو (۱) انجمن حجتیه (۱) سلوک (۱) فریب (۱) خشک و تر (۱) سجده (۱) گناه (۱) احزاب (۱) غرور (۱) امامت (۱) توسل (۱) زیبایی (۱) الله اکبر (۱) بهداشت (۱) دانستن (۱) وحدت (۱) سحر (۱) روسیه (۱) روح (۱) دوزخ (۱) نیما (۱) انشتین (۱) گوش (۱) خرافه (۱) انبیا (۱) عزا (۱) حکومت دینی (۱) فاتحه (۱) بینایی (۱) روز جهانی قرآن (۱) چادر (۱) جوک ترکی (۱) تخیل (۱) چمران (۱) سلیمانی (۱) بایاتی (۱) جبر (۱) تخصص (۱) استغفار (۱) بسیجی (۱) کهکشان (۱) قاضی (۱) جامعه اطلاعاتی (۱) ادیسون (۱) حجامت (۱) سرمایه داری (۱) اصول گرایی (۱) ذکر (۱) جوجه (۱) نسبیت (۱) حیا (۱) سید احمد خمینی (۱) بیمارستان (۱) کلاهبرداری (۱) مشایی (۱) اصلاح طلبی (۱) کعبه دل (۱) شبهات (۱) تعهد (۱) شاید وقتی دیگر (۱) شمس تبریزی (۱) عبدالله نوری (۱) برکت (۱) بودا (۱) دیکتاتور (۱) تکلیف (۱) تفکر (۱) جوان (۱) الهی (۱) شناخت (۱) سلامتی (۱) میهن (۱) اختیار (۱) پیام نوروزی (۱) تناقض (۱) جوانی (۱) اهل سنت (۱) قبرستان (۱) حضرت یحیی (۱) امام کاظم (۱) فتح (۱) یوم الله (۱) حلزون (۱) نبوغ (۱) برنارد شاو (۱) حقارت (۱) راه قدس (۱) یتیم نوازی (۱) جهانی سازی (۱) فیس بوک (۱) اسم اعظم (۱) دانایی (۱) فرمانده (۱) تجارت الکترونیک (۱) حاج همت (۱) انرژی هسته ای (۱) اطلاعات عمومی (۱) نیمه شعبان (۱) حزب الله (۱) امام محمد باقر (۱) رجب (۱) مبارزه با نفس (۱) غضب (۱) اقوام ایرانی (۱) هاوایی (۱) گردن بند (۱) شیخ (۱) لیبرال (۱) فرومایه (۱) امام موسی کاظم (۱) مختارنامه (۱) حضرت ابراهیم (۱) جزیره برمودا (۱) 14 معصوم (۱) حضرت ابوالفضل (۱) اصول دین (۱) حضرت نوح (۱) جبر و اختیار (۱) حق الناس (۱) طرح ولایت (۱) امداد غیبی (۱) جنبش سبز (۱) بیداری اسلامی (۱) نداآقاسلطانی (۱) میکروسکوپ افکار (۱) سود بانکی (۱) ضداسلام (۱) خواب و بیدار (۱) تعویذ (۱) علم غیب (۱) خواستن توانستن (۱) تقلید سیاسی (۱) فراماسون (۱) sms تبریز (۱) اس ام اس تبریز (۱) استاد عالی نسب (۱) نشانه برای فردا (۱) توافق نامه ژنو (۱) شهبد (۱) حضرت زکریا (۱) خوض در باطل (۱) آدمخواری (۱) وضوی صفر و یکها (۱) لاحول (۱) جهنمہ (۱) نقض غرض (۱) جام دیجیتال (۱) خسرو زارع فرید (۱) کارتهای بانکی (۱) شرکت انیاک (۱) شبکه شتاب (۱) تنگه برینگ (۱) سیلی ایام (۱) توحش (۱) حرز (۱) راهزن (۱) بهشت احمقها (۱) ساده لوحی (۱) آفتاب پرست (۱) فتح ایران (۱) مدیرکل (۱) زمزمه های تنهایی (۱) سال پول (۱) بانوی شعر ایران (۱) پهلوی2 (۱) کفش کتانی (۱) قوم پارس (۱) شعار سال (۱) امام نقی (۱) سوره کوثر (۱)
دوستان من برهان سایت زیبای قرآن شیعه 24 نقد مدرنیته مشاوره کسب و کار پرتال زیگور طراح قالب