آشوب سال 88 با حمله به شورای نگهبان آغاز شد و کشور را ماهها بازیچه ی دست خائنان قرار داد تا ملت و کشور را به سمت پرتگاه سقوط ببرند وملت هنوز حوادث تلخ آن ایام را از یاد نبرده است. حال با شنیدن برخی سخنان ، با تعجب و تحیر این سوال مطرح میشود که : آیا این سخنان مقدمه چینی جدیدی برای حمله به شورای نگهبان است؟ ـنهم توسط کسی که مورد اعتماد مردم بوده و مسئول حراست از ارکان قانون و کشور است؟ البته این ظن بعید به نظر میرسد ولی برخی موضع گیریها ملت  را نگران میکند وبسیار بجا گفته اند که : مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید هم میترسد.

برداشت آزاد از : اکبر جوادزاده

اکبر جوادزاده


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روحانی , فتنه


تاريخ : ۱۳٩٤/٥/۳٠ | ۱:٢٧ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: فتنه


تاريخ : ۱۳٩۳/۱٠/۱٠ | ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

سایت مرکز اطلاعات ، آمار و نظرسنجی ایران با انتشار مطلبی به مواضع اخیر آقای شریعتمداری حمله کرد و ایشان را با ادبیات تند و عبارات توهین آمیز مورد انتقاد قرار داد . شاید بکارگیری کلمه ی انتقاد برای این نوع اظهار نظر بیش از حد خوش بینانه باشد و بهتر است از عبارات مناسبتری مثل تخریب و ترور شخصیت استفاده کرد .  این سایت در بخشی از مطلب خود آورده است :

حسین شریعتمداری که مبتکر توطئه ها و فتنه های احتمالی و تحلیل فتنه های گذشته است در نوشته ای در این روزنامه به اصولگرایان تازیده و بر این باوز است که این اصولگرایان شانس چندانی ندارند و مردم را بهانه کرده اند تا به قدرت برسند.

آقای شریعتمداری! چشم هایت را باز کن. فتنه دیگری را درست نکنید. پشت پرده کاندیداتوری اصولگرایان خبری نیست، اگر شما درست نکنید!!!

مگر به غیر این است که سال 88 به حرف آدم هایی مثل شما گوش کردیم و سرنوشت ملت و کشور را به افراد نالایق سپردیم؟

بنده با آقای شریعتمداری نسبت و علقه ای شخصی یا جناحی ندارم اما از قدیم گفته اند " انصاف نصف دین است "  و انسان نباید از حد انصاف بگذرد.

واقعیت این است که آقای شریعتمداری برخلاف ادعای سایت مذکور مبتکر فتنه نیست بلکه مکتشف فتنه است . کسی را که دزدی را کشف میکند نباید به عنوان مخترع دزدی مورد بازخواست قرار داد. اما دزدها همیشه از بکار بردن کلمه ی دزدی برآشفته میشوند و اعتراضشان به آسمان می رود که : کدام دزدی آقا ؟    چرا آبروی مردم را میریزید ؟

این سایت محترم هم به آقای شریعتمداری اعتراض می نماید که : "فتنه دیگری را درست نکنید" آیا منظور ایشان این است که : فتنه ی دیگری را کشف نکنید ؟ من گردانندگان سایت را نمیشناسم اما از ایشان میپرسم که : به نظر شما کشف نشدن فتنه را چه کسانی مطالبه میکنند ؟  آیا بجز فتنه گران ؟

اگر شما پلیس را که دزدی را کشف میکند بعنوان مبتکر دزدی معرفی نمایید و اینگونه نابخردانه به پلیس حمله کنید آیا میدانید چه بلایی بر سر جامعه می آورید؟ به نظر میرسد سعی دارید فتنه یاب را فتنه ساز معرفی کنید و این جرمی نابخشودنی است. این را بدانید که فقط مجرمان و حامیان مجرم  به پلیس حمله میکنند .

آقای شریعتمداری جرمش این است که فتنه را خوب تحلیل کرد و فتنه گران را خوب شناخت و در جامعه نقش درستی ایفا کرد . شاید هم جرمش این است که اسرار برخی ها را هویدا میکند کسی چه میداند ؟

گفت :آن یار، کز او گشت سر دار بلند  

   جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: فتنه


تاريخ : ۱۳٩۱/۱٢/٢۸ | ٩:٥۳ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

در مرور خبرهای  گذشته یک نکته بسیار عجیب خواندم که مدتی در بهت و ناباوری بدون حرکت  میخکوب شدم ! مثل  کسی که در میان فضای نیمه تاریک در حرکت است و یکمرتبه احساس میکند پشت سرش خطر مهلکی بدون صدا و آرام آرام به او نزدیک میشود.  قدم هایش را کند میکند و چشمانش گرد میشود ، در برگرداندن سر به عقب  یا ادامه حرکت مردد  میشود ولی  قدمها کندتر میشود و از حرکت باز می ایستد و یک مرتبه که به عقب نگاه میکند با آن خطر مواجه میشود و از شدت مهابت خطر بهت و نا باوری به سراغش می آید و برای لحظاتی خشکش میزند و من الان همان حال را دارم .

و خبری که به سه ماه قبل از شروع فتنه  مربوط میشود این بود :

هیأت امنای سابق دانشگاه آزاد در جلسه تاریخ ۷ اسفند ۸۷ درخصوص موضوع وقف اموال دانشگاه آزاد و تغییر اساسنامه آن تشکیل جلسه می‌دهد. در این جلسه، هاشمی رفسنجانی ابتدا در خصوص ارسال اساسنامه پیشنهادی در دست بررسی بودنشان به شورای عالی انقلاب فرهنگی و همچنین ارسال کامل یا ناقص آن برای مقام معظم رهبری، از اعضا نظرخواهی می‌کند و هر یک از اعضا نظر خود را عنوان می‌کنند.

در این بین هاشمی پیشنهاد یکی از اعضا را که گفته بود «در صورت فوت کلیه یا اکثریت اعضای مؤسس در یک زمان، ولی‌فقیه تصمیم‌گیری کند و این مسئله در اساسنامه گنجانده شود»، رد کرده و می‌گوید: «ولی‌فقیه خوب است اما اشکالش این است که بعداً اگر نظام ما ولی‌فقیه نداشته باشد، اگر ما بخواهیم وقف ابدی باشد که نمی‌شود بگوییم ولی‌فقیه؛ ممکن است نظام ما ولی‌فقیه نداشته باشد...

رفسنجانی

از دشمنان برند شکایت به دوستان     چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم

پی نوشت : برخی ها میگفتند اگر احمدی نژاد در مناظره آنطور برخورد نمیکرد جریانات فتنه ایجاد نمیشد!!!

 

لینک خبر : http://www.inn.ir/newsdetail.aspx?id=69228


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: رفسنجانی , فتنه


تاريخ : ۱۳٩۱/٢/۱۸ | ۸:٤٢ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

خلیج نپال در جنوب ایتالیا زیستگاه نوعی چتر دریایی به نام «مدوز» و انواع حلزون های دریایی است . چتر دریایی هر از گاه یکبارناخواسته و بطور اتفاقی حلزون های کوچک دریا را قورت می دهد و آنها را به مجرای هاضمه اش انتقال می دهد. اما پوسته ی سخت حلزون از آن محافظت کرده و مانع هضم میشود. حلزون به دیواره ی مجرای هاضمه ی چتر دریایی می چسبد و آرام آرام شروع به خوردن چتر دریایی از درون به بیرون می کند. زمانی که حلزون به رشد کامل خود می رسد ، دیگر خبری از چتر دریایی نیست ، چون حلزون به تدریج آن را از درون خورده است .

حلزونهای زیادی به درون " نظام در حال اسلامی شدن " ما وارد شده بودند. به لطف خدا در فتنه سال 88 شوکی به بدن نظام وارد شد و نظام تکان شدیدی به خود داد و این شوک باعث شد تا تعداد زیادی ازحلزونهای زالو صفت بیرون بریزند و دیده شوند .

ملت عزیز! ، نیروهای دلسوز و ارزشی! ، مسئولین بعضا محترم! و دولتمردان تاحدی عزیز! به هوش باشید تا حلزونها را دوباره قورت ندهید!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: حلزون , فتنه


تاريخ : ۱۳٩۱/۱/٢۱ | ٤:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

سالها بود که در اداره کشور کج رویها را میدیدم و افسوس میخوردم و تنها کاری که از دستم برمی آمد کنار کشیدن از کج رویها بود . حرفمان را کسی نمیخرید و زورمان به آنان که سوابق انقلابیشان از ما بیشتر بود نمیرسید.

ادبیات انقلاب بوضوح در حال تغییر بود . کلمات بار معنی خودرا از دست میدادند. معیار ها در حال شکل عوض کردن بودند. قیافه ها همان قیافه های قبلی بود و نشانه های انقلابیگری کمابیش از چهره ها هویدا بود. اما درون سینه ها دلها به عشق دیگری میطپید.

. . . سالها گذشت و دگر دیسی افراد به حد اعلای خود رسید. جامعه را میدیدیم و شعارها و حرفها و اعتقادات خودمان را با آن میسنجیدیم و به نتیجه مشخصی نمیرسیدیم.

ظلم - تبعیض - فساد - اعتیاد - فقر و بیکاری و . . . هزار جور ستم و جور میدیدم و میخواستیم فریاد بزنیم اما به مسئولین مینگریستیم و همه آنها را از خودمان ظاهر الصلاح تر میدیدیم و لاجرم ساکت میماندیم. البته صدایمان هم همچین طنینی نمی انداخت اگر فریاد میزدیم اما اگر میزدیم برای دل خودمان میزدیم .

" هزار فامیل " فقط یکفقره از این کج رویها بود که میدیدیم . وقتی به شیوه ایشان اعتراض میکردیم همه چنان از شخص دوم و سوم مملکت دفاع میکردند و انگشت اتهام به سمت ما میگرفتند که از گفته خود پشیمان میشدیم و به خودمان شک میکردیم و از خیر قضیه میگذشتیم.

اما با خودمان که خلوت میکردیم و مسائل را مثل زنجیر بهم وصل میکردیم طبیعی بود که از شخص دوم مملکت به شخص اول برسیم و وقتی صدای واضح و بدنبالش اقدام قاطعی  جهت مخالفت با وضع موجود و اصلاح آن نمیشنیدیم و نمیدیدیم  بدیهی بود که همه کاسه کوزه ها را به شخص اول حواله شده ببینیم.

ما رابطه مستحکم شخص اول و دوم مملکت و دوستیهای دیرینه آندو را بخوبی میدانستیم و سکوت شخص اول مملکت را به دو نوع تعبیر میکردیم :

1- دیدن کجرویها و ملاحظه همسنگر قدیمی و چشم پوشی از خطاها و ظلم ها

2- ندیدن ظلم ها و خطاها و عدم اطلاع

تنها چیزی که حتی به مخیله ما راه نمی یافت و نمی یابد همسویی آکاهانه شخص اول و دوم مملکت بود و این تنها روزنه سکوت و تحمل و زنده ماندن ما بود.

و هردوی تعابیر دو گانه فوق ما را به انتقادی تلخ و درون سوز مشغول میکرد . و در گفتن و نگفتن انتقادات جام زهری بود که هر روز و هرشب  سر میکشیدیم وتا صبح در خودمان میپیچیدیم و مینالیدیم و بامدادان زرد روی و نیمه جان از جا برمیخواستیم و روزگار میگذراندیم و مدام با هر گفتن و هر نگفتنمان رگی از تن بی رمقمان را نیشتر میزدیم و خونمان را از منظر دیدگان محرم و نامحرم پاک میکردیم و دیدار ملک الموت را آه میکشیدیم . . . آه . . .

سالها این معما برای ما حل نشده باقی ماند و گلایه ها و انتقادات همچنان مثل درد بی درمان ما را بخود مشغول میداشت و به انزوا رفتنمان را توجیه و تسهیل میکرد. بهتر دیدیم نام ما از سیاهه مدیران شهر پاک شود که شد . تمایل یافتیم که نامی از ما در جامعه ی کج اندیش و کج روش  برده نشود که برده نشد. و سالها خدا را نیاز کردیم که نانی از قبل این مدیریت مسموم شکممان را از گرسنگی نجات ندهد که نداد و شهوتی از آن مقامها در دل ما سایه نیفکند که نیفکند.

. . . طوفان بارانی فتنه  سال 88  بی مهابا از راه رسید ودریای آرام گرفته را در نوردید و  غیر منتظره سیلی براه انداخت که امواج آن به همه رسید . امواج غول پیکر آب  چنان خود را به جمعیت زد که هیچ کس را یارای کناره گیری نماند.

باران که تمام شد جهره ها دیدنی بود. خط چشمها سرازیر شده و زیباییهای دروغین را به ضد خود تبدیل کرده بود. نقابهای مردم پسند کنار رفته و چهره های واقعی و کریه نمایان شده بود. و البته چهره های غبار گرفته مظلوم سالها نیز از باران تاثیر گرفته و از پشت غبار بیرون آمده بودند. جهره هایی مثل ماه میدرخشیدند و سروهای بلند قامت کشیده قامت تر جلوه مینمودند.

وقتی شخص اول مملکت به صراحت و شجاعت مثال زدنی اختلاف راه خود با شخص دوم را بیان کرد و در مقابل هجمه ها و تهدیدهای بی شرمانه تسلیم و مرعوب نشد ورق برگشت و ناگفته ها شنیده شد و نا نوشته ها خوانده شد. صحت مصلحت اندیشی های سالیان به ظهور رسید و دلها بار دیگر آفتابی شد و صبرها و ایمان به نتیجه رسید.

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: فتنه , رفسنجانی , شجاعت , خامنه ای


تاريخ : ۱۳٩٠/٧/٢٦ | ٥:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

مبارک دوست آمریکا است

آمریکا دوست فتنه سبز است

درنتیجه : مبارک دوست فتنه سبز است

پس فتنه گران چطور میخواستند برضد مبارک راهپیمایی کنند؟

ممکن است بگویید : نوکران یک ارباب هم ممکن است با هم دشمن باشند! ... این را قبول میکنم حرف حساب جواب ندارد.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: فتنه


تاريخ : ۱۳۸٩/۱٢/٥ | ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.