هزار و سیصدو نود و دو سال است که هجرت آغاز شده است ولی ما هنوز به مدینه نرسیده ایم . قربان آن اولین مسافر مدینه ام  که عاشقانه بسویش روانه گردید و چه زود به مقصد رسید . آه ای مدینه مسافرت را پذیرا باش و میهمانت را گرامی بدار که بار دیگر چنین میهمان ارزشمندی بخود نخواهی دید.

ای مدینه! تو خوشبخت ترین و اسرار آمیزترین میزبان دنیایی !  بشریت سالهاست که بسوی تو گام برمیدارد ولی هرروز از تو دورتر میشود و من در عجبم که تو چگونه دورترین و دست نیافتنی ترین نقطه ی دنیا شده ای؟

آیا از پی این همه سال ، به تو نرسیدن عجب نیست ؟ میدانم عجیب است اما این تعجب از تو نیست بلکه از ماست که از خانه های خویش بیرون نشده در جستجوی دروازه های تو خیره به این سو و آنسو مینگریم. ترک دیار نکرده ها را کی راهی به تو خواهد بود؟

حس و حال شورانگیز سال نو با دلشوره های میخوش آن که هرگز قابل بیان و توصیف نیست شاید مثل احساس مسافری دور از وطن باشد که بسوی شهر و دیار خویش در حرکت است و هر لحظه نزدیک و نزدیکتر میشودو همین حس رسیدن است که او را دم به دم بیقرار تر میکند. خدایا ! آیا حس و حالی ناشناخته تر ، مبهم تر ، فرّارتر و ناپایدارتر از حس نوروز هم آفریده ای ؟ ای مقصد تمام راههای پر رفت و آمد زندگی (اللهم انی اجد سبل المطالب الیک مشرعه) بی قراری این روزهای ما را با رسیدنی نیکو تکمیل و به سرانجامی پسندیده و شایسته مقرر و مقدر ساز  و راه را برما آسان گردان !

 

سال نو مبارک

 

 

 

مژده ای مرغ چمن فصل بهار آمد باز

 موسم می زدن و بوس و کنار آمد باز 

وقت پژمردگی و غمزدگی آخر شد

روز آویختن از دامن یار آمد باز

مردگی ها و فرو ریختگی ها بشدند

زندگیها به دو صد نقش و نگار آمد باز

زردی از روی چمن بار فرا بست و برفت

گلبن از پرتوی خورشید به بار آمد باز

ساقی و میکده و مطرب و دست افشانی

به هوای خم گیسوی نگار آمد باز

گر گذشتی به در مدرسه با شیخ بگو

پی تعلیم تو آن لاله عذار آمد باز

دکّه ی زهد ببندید در این فصل طرب

که به گوش دل ما نغمه ی تار آمد باز

[ غزلی از امام خمینی ]


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: عید نوروز


تاريخ : ۱۳٩۱/۱٢/٢٩ | ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

سال که نو بشود آدم دیگری خواهم شد !  شاید شما هم این قول را  به خودتان داده باشید. بعید میدانم کسی باشد که در طول عمر خود لااقل یک بار این قول را به خودش نداده باشد.

از فردا صبح ، از شنبه اول هفته ، از اول ماه بعد ، از سال جدید . . .   به شما قول میدهم که حتی اگر اول سال جدید مصادف با صبح شنبه وبرابر با  اول ماه جدید هم باشد ، یعنی حتی اگر همه آن زمانهایی که به نظرتان برای آغاز یک تصمیم لازم است با هم یکجا اتفاق بیافتند باز هم من و شما هیچ عوض نخواهیم شد.

زیرا کسی که به تصمیم خود ایمان دارد از همین الان شروع خواهد کرد . وقتی میگویید بعدا انجام میدهم یعنی هرگز انجام نخواهید داد. کاری که الان درحال انجام آن هستید ، تصمیم واقعی شماست . بنابراین شما در سال جدید همانی خواهید بود که الان به آن مشغول هستید. سال ، جدید میشود اما شما خود را به فراموشی میزنید و بازهم به سال جدیدی که خواهد آمد فکر میکنید و دوست دارید در سال جدید متحول شوید و به آدم نویی تبدیل شوید که بهتر از خودتان است. اما شما هرگز بهتر از خودتان نخواهید شد. این پنبه را از گوش خود بیرون کنید.  پس سعی نکنید از خودتان بهتر شوید بلکه بهتر است خودتان را بهتر کنید و همین الان باید این کار را بکنید و منتظر سال نو و روز نو و هفته ی نو نباشید .


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: عید نوروز


تاريخ : ۱۳٩۱/۱٢/٢٧ | ٥:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

نسیم بهاری در پیام نوزوزی  سال 1391 خوش وزید و مدیریت هوشمند حاکم بر جامعه ایرانی  بار دیگر به مردم ایران هدیه ای ارزشمند بخشید و مسیری دیگر در جهت  بالندگی کشور فرا روی مردم عزیز ایران نهاد و بهانه ای برای تبریک مجدد عید و سال نو برای اینجانب گردید.

نکته سنجی  ژرف  امام خامنه ای عزیز  سالهاست که مردم ایران را گام به گام به سوی تعالی فرا میخواند .  لازم است مردم و بخصوص مسئولان و مدیران کشور خود را در مسیر این  ارشادات قرار داده و با آن در حد توان همسویی کنند.  اگر از برخورد شعار گونه بپرهیزیم و به رهنمودهای ارائه شده در سالهای اخیر مانند یک بسته بهم پیوسته مرتبط با هم و یک برنامه راهبردی نگاه کنیم آنگاه اثر بخشی آن در جامعه بیشتر خواهد شد.

البته بنده شخصا در هیچ کجای مدیریت های دولتی  این درک جامع را از این رهنمودها مشاهده نمیکنم و جنبه شعاری آن بیشتر جلب توجه میکند. یک دلیل این استنباط هم  این است که هر سال از شعارهای سال قبل اثری دیده نمیشود بلکه تابلوهای سال قبل عوض میشود و شعار جدید جایگزین شعار قبلی میگردد و عزم بهم پیوسته ای برای حرکت منسجم در راستای تحقق زنجیر وار این ایده های اصلاح گرانه دیده نمیشود . امیدواریم با تغییر این رویه ی شعارگونه توسط مسئولین محترم شاهد پیاده سازی هر چه بهتر رهنمودهای نوروزی رهبر گرانقدر انقلاب این اصلاح گر بزرگ قرن جدید باشیم. اگر چه در سند چشم انداز همه این موارد بگونه ای جاسازی شده است اما توجه مستقل به آن از جنبه دیگری میتواند مثمر ثمر باشد و یک حرکت فرهنگی و انگیزشی بوجود آورد.

 

سال نو بازهم مبارک


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: سال نو , پیام نوروزی , عید نوروز


تاريخ : ۱۳٩۱/۱/۸ | ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

عید را فقط بخاطر رویش جوانه ها  جشن میگیریم که شوری بالاتر از آن برای ما متصور نیست . چنان است که گویی  عزیزی مدتها پس از مرگش دوباره  زنده میشود . چه شوقی بالاتر از این ؟  وچه اتفاق خوب غیر منتظره تری از این ؟

فکرش را بکنید اگر قرار باشد سال بعد زمستان بیاید ولی بعد از آن دیگر بهاری نباشد چه میشود ؟  و بشر به چه امیدی زنده ماندن را طلب خواهد کرد؟ چرا بعضی ها دوست دارند بگویند بهار را نه بخاطر رویش جوانه ها بلکه بخاطر . . . . و . . . .  دوست داریم ؟ مگر رویش جوانه ها ارزش کمی دارد که بهانه کافی برای شادی کردن به حساب نیاید ؟ 

وقتی جوانه ها می رویند به زبان رمز میگویند که روزی حقیقت برملا خواهد شد و از دل ظلمات روشنایی ظهور خواهد کرد همانگونه که سبزه از زیر خاک سر بر می آورد و چه لذتی بالاتر از این ؟  در بدترین شکنجه گاههای تاریخ  رویش جوانه ها را باید پاس داشت همانگونه که مردمان ما در طول تاریخ در زیر ظلمت حکومت شاهان  ظلم و جور از کوروش و داریوش و دیکتاتورهای صغیر و کبیر گرفته تا یزد گردها و قاجارها و پهلوی ها  آن را گرامی داشته اند .

آنگاه که نیاکان ما در زیر یوغ فرعونها و پادشاهان کبیر و صغیر برای بنای اهرام و تخت جمشیدها و کاخهای رنگین و سنگین کمر خم میکردند و آه از نهادشان برمی آمد نوروز را به امید رویش جوانه های کرامت انسانی گرامی میداشتند.

نوروز فی نفسه الهام بخش است ! نشانه عظمت الهی و محمل راز سر به مهر خلقت خداوندیست. نوروز را جور دیگر باید دید !

. . . . راستش  نمیخواستم سخن به این سو کشیده شود و قصد دیگری داشتم ولی در نوشتاری اینچنین  آنی و برخط و کم فرصت ،  گریزی  از این ناخواسته ها نیست.

. . . در هر حال با کمی دقت در می یابیم که نوروز ، ابتدا با غم خود نمایی میکند و سپس با شادی آمیخته میشود. و این حس دوگانه است که احساس مردمان را غیر قابل بیان میکند. تلخ و شیرین به گونه ای در نوروز در هم می آمیزد که  مزه ای منحصبر بفرد و نامفهوم در ضائقه ها خلق میکند .  تا حال هیچ کس نتوانسته است احساس خویش را از آمدن نوروز بیان کند .  زیرا حسی که لحظه ای آرام و قرار ندارد و دائم در شورشی و انقلابی دگر است چگونه به وصف می آید؟ چه نویسنده گان خبره ای که برای توصیف نوروز و بهار قلم بدست گرفته اند و هرگز موفق به خلق نوشته ای منطبق با احساس درونی خویش نشده اند.  نویسندگان  و هنرمندان  مغلوب همیشگی این صحنه هم آوردی هستند.

قبل از اینکه سال نو بیاید همه متوجه میشویم که امسال تمام شد و از دفتر عمرمان برگ نوشته شده ی دیگری ورق خورد و میدانیم که از برگهای سفید این دفتر یکی کم شد.  معلوم است که از یاد آوری تعداد اندک برگهای سفیدی که از این دفتر نفیس باقی مانده است  غمناک  میشویم . به برگهای ورق خورده ی قبلی که نگاه میکنیم از بد خطی خودمان دلگیر میشویم و موجی از نارضایتی قلبی از خودمان در فضای درونمان منتشر میشود و آرزو میکنیم که ایکاش میشد به عقب برگشت و جور دیگر نوشت.  آنگاه که در میان آنهمه بدخطی ، سطر خوشی جلب توجه میکند حسرت از دست رفتنش را میخوریم و آهی از دلمان بر می آید که : ای داد چه زود گذشت ! و این احساسات متناقض  وقتی به هم می آمیزد از شدت ناهمگونی ، روان حساس انسان را به دست بی قراری  میسپارد و عواطف را به جریان می اندازد.

اما آنگاه که انسان  از دست نوسانات و هیجانات گذشت زمان  به تنگ می آید و افسرده خاطر میگردد ناگاه متوجه  رویش جوانه ها میشود ،  معجزه طبیعت رخ می نماید و  ورق برمیگردد و امیدی نو در دلش پدید می آید ، امید شکفتن دوباره !

 

 

از رویش جوانه ها به شوق می آییم  چون در می یابیم که پس از هر مرگی زنده شدنی نیز ممکن است . اگر چه زمان گذشته مرده است  اما هر دم فرصت دیگری متولد میشود این را رویش جوانه ها به ما می آموزد .  معجزه رویش جوانه ها امید زنده بودن و زنده شدن را در دلها زنده میکند .  اگرچه هر سال صفحات سفید دفتر عمرمان کمتر و کمتر میشود و طعم سرد نزدیک شدن مرگ  بصورت نامحسوس فضای ذهن ناخود آگاهمان را  دستخوش ناملایمات میکند اما تحول  شگفت انگیز طبیعت به امید نو شدنی دوباره و رویشی از نو مارا به وجد می آورد .  یاس و امید ، غم و شادی  و حسرت و  رضایتمندی بهم می آمیزد و حسی غریب و ناگو بوجود می آورد که شاعر و نویسنده و هنرمند  آن را در می یابد و خود را به آب و آتش میزند تا بیانش کند و نمیتواند ! اما هنر ها آفریده میشود و هریک گوشه ای از این آمیختگی را به تصویر میکشد.

آمد    بهار    خرم    و    آورد    خرمى

وز    فر    نوبهار   شد   آراسته   زمى

از    ابر   نوبهار   چو  باران  فروچکید

چندین  هزار  لاله  ز  خارا  برون  دمید

**********************************

بمان‌ تا بیاید همه‌ فرودین‌ 
که‌ بفروزد اندر جهان‌ هوردین‌
زمین‌ چادرسبز در پوشدا
هوا بر گلان‌ سخت‌ بخروشدا
بخواهم‌ من‌ آن‌ جام‌ گیتی‌ نمای‌
شوم‌ پیش‌ یزدان‌ بباشم‌ به‌ پای‌

****************************************

سحرگاهی که باد صبحگاهی

ببرد از چهرهٔ گردون سیاهی

شفق شنگرف بر مینا پراکند

فلک دردانه بر دریا پراکند

ز مشرق شاه خاور تیغ برداشت

سپاه زنگبار اقلیم بگذاشت

**********************************

 

 

سال نو مبارک


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: عید نوروز


تاريخ : ۱۳٩٠/۱٢/٢۸ | ٩:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.