درست یادم نیست چه زمانی بود که برای اولین بار ، ناگاه حسی باطنی به من دست داد و انگار که حقیقتی را کشف کرده باشم ناخودآگاه در درون به خودم اطلاع دادم که : خدا مرا میشناسد! وقتی این خبر را به خودم دادم  احساس خوشحالی عجیبی کردم.

اگر شما امروز بشنوید که یکی از شخصیتهای معروف و محبوبتان که خیلی هم دوستش دارید ، شخصا و به اسم ، شما را میشناسد چه حالی به شما دست میدهد؟ یا اگر بدانید که بزرگترین دانشمند دنیا یا بزرگترین مقام دنیا شمارا خیلی خوب میشناسد چه حسی پیدا میکنید ؟  وعلاوه برآن اگر مطلع شوید که این شخصیت معروف میخواهد با شما حرف بزند و با شما قرار ملاقات گذاشته است چه حالی خواهید داشت؟

حس من هم در آن لحظه حس عجیبی بود. حس کردم حقیقت بزرگی را کشف کرده ام و شوق عجیبی به من دست داده بود. راستش احساس اهمیت کردم. فکر کردم که آدم خیلی مهمی هستم که خدای به این مهمی و با این عظمت و جلال و جبروت ،  بخوبی مرا میشناسد و به من اجازه صحبت با خودش را داده است. فکر کردم که اگر چنین شخصیت مهمی مرا میشناسد پس من هم میتوانم مهم باشم. 

از دانستن اینکه او همه جزئیات و خصوصیات رفتاری مرا میداند خیلی نگران و مضطرب و دست پاچه شدم. اما انگار یکی بلافاصله به من گفت : نترس خدا قول داده که رفتار گذشته ی آدمهای خوب را فراموش کنه. ومن باخودم گفتم حالا که خدا مرا میشناسد پس باید مراقب رفتارم باشم. باید از این پس پیش خدا آبرو داری کنم. 

خدا مرا میشناسد - جوادزاده


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: عنایت خدا , خدا


تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۱۱ | ۳:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

 

 

مشتی خاک !

و مقداری آب !

 کافیست . . . تا دانه ای جان بگیرد و رشد کند و درخت تنومندی گردد. شاخ و برگ دهد و غنچه برویاند و میوه تولید کند.

در صورتیکه داخل خاک و  آب را اگر بنگری نه شاخه ای بینی و نه برگی و نه غنچه ای و نه میوه ای !!!  پس اینهمه طراوت و زندگی و زیبایی از کجا آمده است؟

این معجزه ی خداوند است .

چه کسی میتواند از عهده ی چنین کاری برآید ؟

غیراز خدا ،  هیچ کس !

این یک معجزه است !

 سُبْحَانَکَ  رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلًا  سُبْحَانَکَ !


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: معجـزه , خدا , عنایت خدا


تاريخ : ۱۳٩٢/٤/٢٥ | ٧:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

در کمتر از یکسال خدا چند تا عنایت به من کرده که خودم میدانم چه قدر با ارزش هستند و همیشه نگران این هستم که آیا قادر خواهم بود این هدایا را حفظ کنم یانه ؟  و میدانم که اگر تا اواسط امسال بتوانم موفق به حفظ این امانات شوم ، بنده نوازی دیگری در یافت خواهم کرد و قطره زلالی دیگر،  مقدار دیگری از گرد وغبار جانم را زدوده و جلا خواهد داد.

شاید این اولین سالی باشد که میدانم فردا  اولین روز ماه رجب است و این عنایتی دیگر است. والسلام.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: عنایت خدا


تاريخ : ۱۳٩۱/۳/٢ | ٩:٠٥ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.