بسیاری از مردم در مواجهه ی با عالمان بی عمل غالبا عکس العمل نامناسبی از خود نشان میدهند. البته بجای اینکه از لفظ "عکس العمل نامناسب" استفاده کنیم بهتر است عبارت "عکس العمل منفعلانه" را بکار ببریم. این معنای بهتری میدهد.

اینگونه افراد با دیدن عملکرد عالمان بیعمل احساس میکنند ایمانشان پایمال شده است. فکر میکنند اعتقاداتشان بی ارزش شده است در نتیجه احتمال دارد که ایمان این اشخاص سست شده یا حتی ممکن است از اعتقاداتشان دست بردارند. این درست مثل این است که ما از دیدن فردی که شیشه خانه خودش را میشکند اقدام به شکستن شیشه خانه خودمان بکنیم.ما به این میگوییم برخورد منفعلانه.

باید توجه کنیم که ایمان ، یک امر کاملا شخصی است و هر فرد صاحب اختیار داراییهای  خودش است. مثلا فرض کنید که کسی از روی نادانی یا به هر انگیزه ی دیگر ، تابلو فرش گرانقیمت خودش را پاره کرده و به سطل زباله بیاندازد . حال اگر شما لنگه ی همان تابلو فرش را داشته باشید آیا این عاقلانه است که با دیدن این صحنه به ارزش تابلوی خود شک کرده و یا آن را بی ارزش دانسته و  شما هم تابلوی نفیس خود را نابود کنید؟ یقینا عقل سلیم چیز دیگری میگوید.

اگر از سوی دیگر توجه بکنیم درمی یابیم که عالم بی عمل مانند یک تاجر ورشکسته است. یعنی او سرمایه ی عمر خود را در راهی صرف کرده است که برای او هیچ سودی نداشته است. اگر با مشاهده ی  عالم بی عمل از ایمان خود برگردیم و دیگر به دنبال اعتقادات خود نرویم مثل این است که با دیدن یک تاجر ورشسکته ، از کسب و کار خود دست برداشته و دیگر به دنبال کسب درآمد نباشیم. در حالیکه این یک نتیجه گیری منفعلانه و کار آدمهای کم اراده است. 

کسانیکه اراده ی ضعیفی دارند و یا کسانیکه در شخصیت آنها تمایل نهفته ای به تنبلی وجود دارد این افراد به دنبال بهانه ای برای ارضای روحیه تنبلی خود هستند و دیدن افراد ورشکسته فقط راه بهانه گیری را برای آنها هموار میکند تا خود را از رنج کار و تلاش رها کرده و به تمایلات تنبلی خود جنبه ی موجه بدهند.

کسانیکه از دیدن ورشکسته ها روحیه خود را از دست میدهند و دست از تلاش و کار برمیدارند خود میدانند که اگر به عقل رجوع کنند حتما دلیلی برای تلاش و فعالیت خواهند یافت اما حس مبهم و بسیار مرموزی از درون به آنها میگوید که از این فرصت استفاده کن و خود را از مزایای تنبلی بهره مند کن. این حس قوی و اغواگر، خیلی فوری ودر عرض چند ثانیه به آنها گوشزد میکند که شما اکنون در برابر ملامت کنندگان احتمالی خود ، دلیل محکمه پسندی برای تبرئه خود دارید. این حس وسوسه گر خیلی استادانه کار خود را انجام میدهد و افراد تاثیر پذیر همواره قبل از پذیرش شکست ، با مشاوره های این وکیل زبردست اما بدخواه ، دفاعیه ی جانانه ای در خیال خود در برابر ملامتهای آتی انجام میدهند. آنها وقتی خیالشان از پیروزی در دادگاه خیالی راحت شد و طعم پیروزی کاذب  را چشیدند اکنون دیگر پذیرش شکست برایشان زیاد تلخ نخواهد بود. اینگونه است که براحتی دستها را بالا میبرند و در برابر لشکر تنبلی سر تسلیم فرود می آورند و طعم تلخ شکست واقعی را با شیرینی کاذب تبرئه خیالی خود قابل تحمل میسازند. وبدین ترتیب آنها از یک اتفاق بی ربط ، دلیلی قانع کننده برای خود میتراشند. در صورتیکه انسان باید بداند که مالک و اداره کننده ی سرمایه و فکر و اراده ی خود است و میزان بضاعت عقلی او با دیگران متفاوت است. پس باید به خصال نیکوی خویش تکیه کند و با اندک نسیمی اراده خویش را تباه نسازد.

در مورد مسائل اعتقادی هم همینطور است. از دیگران انتظار نداشته باشید که ایمان شما را حفظ کنند. زیرا ایمان هر کس سرمایه شخصی اوست و در هر حال انسان باید ایمان خود را خودش حفظ کند و نباید حفظ ایمان خود را بعهده ی عالمان بیعمل بگذارد.

بیایید ثبات زندگی خود را به میزان ثبات زندگی ورشکسته ها وابسته نکنیم بلکه از ورشکسته ها عبرت بگیریم و به موفقیتها بنگریم و همراه باموفقها به سوی آینده پیش برویم.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: علم , عالمان بی عمل , حکمت


تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٢٧ | ٥:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

رسول خدا فرمود: در شب اسراء قومى را دیدم که لب هایشان با قیچى هاى آتشین قیچى مى شود و به دور ریخته مى شود. گفتم : اى جبرییل ! اینان چه کسانى اند؟ گفت : خطباى امت تواند که مردم را به نیکى امر مى کنند و خودشان را فراموش مى کنند.

سخن عالمان بی عمل برای خودشان جز عذاب دردناک نتیجه ای نخواهد داشت. اما برای شنونده میتواند مفید و سازنده باشد چرا که امام علی فرمود : انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال  یعنی «به آنچه گفته شده است بنگر، نه به کسی که آن را گفته است».

اگر چه سخن عالم بی عمل ، برای خود گوینده ، درد بی درمان بوده و زمینه ساز عذابی دردناک برای ایشان است و مطابق با فرمایش رسول خدا ، ایشان گرفتار عذاب الهی خواهند شد اما همین سخن ، میتواند برای شنونده  درمان درد  و منشاء اثرات نیک باشد

پس دو نتیجه حاصل این گفتار است :

نتیجه 1- آقایان واعظین و خطبا دقت کنند که  منبر و خطابه ی آنها  یکی از دونتیجه را برایشان خواهد داشت . اگر عامل به گفته خویش باشند پاداش عملشان مضاعف خواهد شد چون هم عمل کرده اند و هم دیگران را به آن تشویق و ترغیب نموده اند . پس هم پاداش عمل و هم پاداش تبلیغ دریافت میکنند . اما اگر عامل به گفته های خویش نباشند باید بدانند که با هر عبارتی که میگویند آتش و عذاب جهنم را برای خود مهیا میکنند. حالت خنثی و حد وسطی هم برایشان وجود ندارد ، هیچ منبر و خطابه ای بی خاصیت نیست .

این طور نیست که خیال شود چون حرفهای خوبی میزنیم پس حتما ثواب دارد و اگر ثواب هم نداشته باشد لا اقل عذاب ندارد بلکه از حدیث فوق چنین برمی آید که واعظان و خطیبان دینی که حرف خدا و پیامبر و امام را  برای مردم نشر و بیان میکنند ممکن است در اثر همین خطابه و سخنان صحیح و ثواب خود به عذاب الهی گرفتار شوند.  و ابزار سنجش آن هم عمل است ، عمل !

نتیجه 2- پای منبری ها و مخاطبان سخنان عالمان  دقت فرمایند که عدم عمل عالم به سخنان خود دلیل بر بی ارزشی سخن نیست و این امر مجوزی برای اعراض از سخنان عالم  یا واعظ نمی باشد و عنایت فرمایند که زهر عمل واعظ متوجه خودش و شهد سخنش نصیب شما میشود.

یادم می آید از یکی از وعاظ نقل شده بود که گفته بود : ای بسا من از بالای منبر به جهنم و شما از پای منبر به بهشت بروید.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: عالمان بی عمل , حدیث


تاريخ : ۱۳٩۱/٦/٧ | ۱:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.