جوادزاده
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ جوادزاده
آرشیو وبلاگ
      راستگویی - دانایی - نظم (یادداشتهای روزانه)
امشب شب آغاز هجرت امام حسین(ع) نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٦/٢/٧

امروز 13 روز است که معاویه در سال 60 هجری مرده است و یزید میگسار خلافت را به دست گرفته است. یزید بدون فوت وقت در مدت این چند روز  ، توسط حاکم مدینه امام را برای گرفتن بیعت تحت فشار قرارداده است. حاکم مدینه ایشان را به دارالعماره مدینه دعوت کرده و با تحدید از امام خواسته است که بیعت کند ولی امام قبول نکرده است.

امام برای اینکه با یزید بیعت نکند ، راه هجرت را برگزیده است و تصمیم گرفته است که به مکه هجرت نماید.  

امام امشب همه ی فامیل خود را جمع کرده و آماده حرکت به سمت مکه شده است.در این سفر به جز محمد بن حنفیه بیشتر خویشاوندان امام حسین(ع) از جمله فرزندان، برادران، خواهران و برادرزاده‌های آن حضرت(ع)، ایشان را در این سفر همراهی می‌کنند. علاوه بر بنی هاشم، 21 نفر از یاران امام حسین(ع) نیز با ایشان در این سفر همراه هستند. امام حسین(ع) پس از پنج روز، در روز سوم شعبان سال 60 به مکه رسید و مورد استقبال گرم مردم مکه و حجاج بیت الله الحرام قرار گرفت.

و امشب شب آغاز هجرت امام است. خوشا بحال کسانیکه سفر معنوی خود را به همراه امام آغاز میکنند و منزل به منزل با ایشان همسفر میشوند.


  نظرات ()
زمان حضور در عاشورا نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٥/٧/٢٢

وقتی خواستم آرزو کنم که ای کاش من هم روز عاشورا در کربلا بودم دچار تردید شدم چون ندانستم که آیا دوست دارم ظهر عاشورا در کربلا باشم و در راه امام حسین شهید شوم یا اینکه عصر عاشورا ، تا شریک غم و غمخوار اهل بیت امام و کودکان غریب و هراسان حرم باشم. حقا که غصه عصر عاشورا قابل تصور و تحمل نیست.  امان از حال عمه ی سادات در عصر عاشورا .  سلام بر زینب(س)

  نظرات ()
شب زنده داری خیابانهای تبریز در دهه اول محرم نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٥/٧/٢۱

شبهای تبریز  در دهه اول ماه محرم  عجیب و یقینا منحصر بفرد است. یک شب از شرق تا غرب تبریز که حدود 30 کیلومتر است رانندگی کردم و در این مدت صدای یاحسین از خیابانهای این شهر قطع نشد. در طی این حرکت شبانه  هروقت از مقابل یکدسته رد شده و دور میشدیم و صدای یاحسین به تدریج ضعیف میشد هنوز این صدا کاملا قطع نشده بود که صدای ضعیف یاحسین دیگری از دور ازخیابان دیگر به گوش میرسید و رفته رفته قوت می یافت و همینطور صدای یاحسین از محله ای به محله دیگر به هم میپیوست و سراسر شهر را با عطر یاحسین معطر میکرد و ما خدا را شکر میکردیم که از شهرهای ما صدای یاحسین قطع نمیشود. همه ی خیابانها و محله های تبریز دسته جات مخصوص بخود دارند که تا نیمه های شب در خیابانهای این شهر مشغول عزاداری هستند و صحنه های باشکوهی از عشق به حسین را خلق میکنند. السلام علیک یا اباعبدالله الحسین

#Ashura

#Ashura

  نظرات ()
چرا امام حسین قبله ی ماشد؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٥/٦/٢٥

در مراسم حج سال 60 هجری وقتی که حاجیان گرداگرد کعبه طواف میکردند خدا در کربلا منتظر حسین اش بود. آری کربلا میقات حسین با خدا ی عز و جل بود و حسین در وسط مراسم حج برای صیانت از دین خدا حج خود را نیمه تمام گذاشت و پشت به کعبه و روبه میقات خدا به سمت کربلا روان شد. آنان که مشغول طواف کعبه شدند از ملاقات خدا محروم شدند و هرکس که قبله اش حسین شد و پشت سر او به راه افتاد به خدا رسید و به یاری جانانه ی دین خدا مفتخر شد.

کعبه یک سنگ نشانیست که ره گم نشود 

ورنه هرجا که حسین است خدا هم آنجاست

پس ای عزیز اگر به سوی قبله ای که حسین رو کرده است  روکنی ، به قبله حقیقی روکرده ای و بی شک خدا را خواهی یافت و این چنین شد که حسین قبله ما شد.


  نظرات ()
وصف امام حسین (ع) در بیلبوردهای لندن نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/۸/٤

جملات با ارزشی از بزرگان غیرمسلمان در وصف امام حسین(ع) به صورت بیلبورد در شهر لندن

اگر حسین برای ارضای خواسته های دنیوی خویش جنگیده بود، من نمی فهمم چرا خواهر، همسر و فرزندانش را همراه خود برد. این دلالت دارد بر اینکه او فقط برای اسلام فداکاری نمود.
چالز دیکنز – رمان نویس انگلیسی

Ashura

  نظرات ()
غنچه ی نشکفته نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/۸/۳

عاشورا  Ashura

غنچه ای نشکفته از گلزار چید / تا نماید هدیه بر دلدار عشق

شاخه ی گل را بروی دست خویش / تا رساندش بر در دربار عشق

پس ندا بر عاشقان زد بر ملا / کیست طالب بر گل بی خار عشق

 گلفروشم گلفروشم گلفروش / تحفه آوردم سر بازار عشق

ناگه از معشوق آمد این ندا / من خریدار گلم با خار عشق

  نظرات ()
گل فروش نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/۸/٢

عاشورا

 

غنچه ای نشکفته از گلزار چید / تا نماید هدیه بر دلدار عشق

شاخه ی گل را بروی دست خویش / تا رساندش بر در دربار عشق

پس ندا بر عاشقان زد بر ملا / کیست طالب بر گل بی خار عشق

 گلفروشم گلفروشم گلفروش / تحفه آوردم سر بازار عشق

ناگه از معشوق آمد این ندا / من خریدار گلم با خار عشق

تیر صیاد از کمین بر جست و زد / بوسه بر حلقوم گل رخسار عشق

  نظرات ()
من خریدار گلم با خار عشق نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/۸/٢

عاشورا

  نظرات ()
بازی برد برد نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٧/٢۸

عاشورا

  نظرات ()
پاسخ به یک شبهه در مورد عزاداری امام حسین(ع) نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٧/٢٥

 امروز در تلگرام این پیام را منتشر کرده اند که تلاشی در ایجاد شبهه برای زیر  سوال بردن عزاداری امام حسین(ع) است:

((خوش به حال کسانی که ماه محرم زنجیر نمی زنند! 
اما زنجیری از پای گرفتاری باز میکنند....
سینه نمی زنند! اما سینه دردمندی را از غم و آه نجات می دهند...
اشکی نمی ریزند! اما اشک از چهره انسانی پاک میکنند...

آن وقت با افتخار می گویند یاااااا حسین....))

شبهه افکنان خیلی تلاش میکنند که بین نیکوکاری و آیین اصیل اسلامی
 یک نوع تضاد را القا کنند اما این دروغی است که هرگز هیچ کس آن را 
باور نخواهد کرد. 
 ولی حرف درست این است که اینگونه گفته شود :
خوش به حال کسانی که ماه محرم زنجیر می زنند! 
و زنجیری از پای گرفتاری باز میکنند....
سینه می زنند! و سینه دردمندی را از غم و آه نجات می دهند...
اشک می ریزند! و اشک از چهره انسانی پاک میکنند...
.
.
آن وقت با افتخار می گویند یاااااا حسین....
عاشورا

  نظرات ()
فصل پنجم سال نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٧/٢٤

درست که به عمر گذشته نگاه میکنم میبینم که اینهمه سال در طول عمری که سپری کرده ام هرسال پنج فصل داشتم ، فصل بهار و تابستان و پاییز و زمستان و فصل عاشورا که برخلاف سایر فصلها جای ثابتی نداشت بلکه مثل یک دسته گل سرخ بین فصلهای دیگر دست به دست میشد. هر فصلی آن را میبویید و با ریتمی ملایم و حسی عاشقانه و احساسی پراز اشک و آه و حسرت به دست دیگری می سپرد. آری فصل عاشورا ! پنجمین فصل سالهای عمر من بود و چه شکوهی داشت خامس آل عبا در پنجمین فصل سال و چه درخششی داشت پنجمین ستاره در پنجمین فصل سال. فصل عاشورا ! . . . آه ای عاشورا . . . 

فصل پنجم

  نظرات ()
27 روز تا عاشورا ، امام در وادی صفرا فرودآمده است نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٧/٥

امروز 13 ذی الحجه است و 27 روز تا عاشورا باقی مانده است. امام در این روز به وادی صفرا وارد شد و در آن جا دو تن از یارانش به نام مجمّع و عبّاد به او پیوستند.

عاشورا  Ashura

مجمّع بن زیاد و عبّاد بن مهاجر در اطراف مدینه بودند، هنگامی که امام حسین علیه السلام از مکه خارج شد و به منزل « وادی صفرا » رسید، مجمّع و عباد امام (علیه السلام) را در این منزل ملاقات نمودند و ملازم آن حضرت شده و به دنبال آن حضرت به کربلا آمدند و به شرف شهادت نایل شدند. 

منابع:

  • قصه کربلا، ص 170.
  • ابصارالعین، ص 115.


  نظرات ()
28 روز تا عاشورا ، امروز اقامتگاه امام (ع) کجاست نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٧/٤

  

Ashura

امروز 12 ذی الحجه است و 28 روز تا عاشورا باقی مانده است. چند روز است که کاروان امام از مکه بیرون آمده و در بیابانهای سوزان حجاز در حرکت است . حاجیان به دور خانه کعبه می چرخند و امام برای دیدار با خدا  به سمت میقات کربلا و میعاد عاشورا به پیش میرود. حال امام این روزها حال غریبیست. کاروان در حرکت است و ما را یارای چشم برداشتن از این کاروان نیست. عجیب است که موسم حج است ولی این روزها قبله حسین است ، کعبه حسین است ، مکه حسین است ، منا حسین است و ما به دنبال کعبه ی خویش رهسپاریم تا . . . ملاقات خدا و کاروان در حرکت است. 

ای ساربان آهسته ران آرام جانم میرود

آن دل که با خود داشتم با دلستانم میرود

من مانده‌ام مهجور از او درمانده و رنجور از او

گویی که نیشی دور از او در استخوانم می‌رود

گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون

پنهان نمی‌ماند که خون بر آستانم می‌رود

محمل بدار ای ساربان تندی مکن با کاروان 

کز عشق آن سرو روان گویی روانم می‌رود

او می‌رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان

دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می‌رود

بازآی و بر چشمم نشین ای دلستان نازنین

کآشوب و فریاد از زمین بر آسمانم می‌رود


کاروان کربلا در روز شنبه مورخ ۱۲ ذی الحجه سال ۶۰ هجری قمری وارد وادی عقیق شد. برخی دراین محل برای حج احرام می بندند چون نزدیکتر از ذولحلیفه به مکه است.

وادی به معنای مسیل و سرزمین گود میان دو کوه یا تپه است . « وادی عقیق » ، نام یکی از منزلگاههایی است که امام حسین (ع) پس از خروج از مکه از آن گذشته است . 

 

وادی عقیق   Ashura
 به نقل از سایت 14 معصوم :
در این منزل، عون و محمد فرزندان عبدالله بن جعفر طیّار به خدمت امام حسین (ع) رسیدند و با خود نامه ای از پدرشان آورده بودند که در آن درخواست شده بود که حضرت ابا عبدالله (ع) از رفتن به کوفه منصرف شده و به مکه بازگردد. امام امام نپذیرفت و به راه خویش ادامه داد.
Ashura
 
 
امام حسین (ع) از مراجعت به مکه امتناع ورزیدند و فرمودند: «رسول خدا را در خواب دیدم که مرا فرمان داد تا به حرکت خود ادامه دهم و من چیزی را که رسول خدا (ص) فرمان داده است، انجام خواهم داد.»
  نظرات ()
29 روز تا عاشورا ، امروز منزلگه امام کجاست نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٧/٤

امروز 11 ذی الحجه است و 29 روز تا عاشورا باقی مانده است و امام 4 روز است که در راه مکه به عراق در حال سفر است. 

در11 ذی الحجه حضرت امام حسین (علیه السلام) به منزل اول یعنی ابطح رسیدند و یزید بن ثبیط بصری و چند نفر از فرزندانش به همراه جمعی از شیعیان به آن حضرت ملحق شدند. سپس حرکت نموده و به راه ادامه دادند.

ابطح شنزاری است که محل عبور سیل از وادی مکه است.

 

در فرهنگ فارسی معین کلمه ابطح چنین معنی شده است:

(اَبطَح)  1 - رودخانة فراخ . 2 - زمین هموار، هامون

عاشورا  Ashura  Ashoora

«یزید بن ثبیط البصری» دارای ده فرزند پسر بود، آن ها را به یاری امام حسین علیه السلام فراخوانده بود.از انها دو فرزندش «عبدالله» و «عبیدالله» همراه عده ا ی از شیعیان و دوستداران اهل بیت از بصره خارج، و در ابطح مکه به امام ملحق شدند.

برخی از ملحق شدگان «عامر بن مسلم» و «سالم» غلام عامر، «سیف» و دیگران هستند. این همراه شدن با امام هنگامی بود که راه ها همه تحت کنترل و بسته شده بود.

  نظرات ()
31 روز تا عاشورا و شهادت جناب مسلم و هانی نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٧/۱

امروز نهم ذی الحجه است و 31 روز تا عاشورا باقی مانده است. امروز دومین روز سفر کاروان عشق است دیروز امام حسین(ع) سفر خویش را از مکه به سوی عراق  آغاز کرده است و در بیابانهای بی آب و علف حجاز به همراه همه اعضای خانواده خویش به سمت اجرای امر الهی در حرکت است و در همین حال ، مسلم در کوفه گرفتار ماموران ابن زیاد شده و تا ساعاتی دیگر به شهادت خواهد رسید.

Ashura

 در این روز در سال 60 هجری محمد بن کثیر و پسرش در کوفه به جرم مهمانداری وطرفداری از مسلم بن عقیل به شهادت رسیدند.در شب عرفه جناب مسلم به منزل طوعه رفت و در روز عرفه سال 60هجری روز چهارشنبه بود که ایشان و هانی بن عروه را در کوفه به شهادت رساندند.

جان ختم المرسلین در کوفه جا دارد  ندارد

بهتر از روح الامین در کوفه جا دارد  ندارد

افسر جانباز حق در کوفه سرگردان و بی کس

نایب سلطان دین در کوفه جا دارد ندارد

مسلم بی خانمان در کوچه ها می گردد امشب

یک جهان ایمان و دین در کوفه جا دارد ندارد

امتحان حق نگر ازآن مسلمانان و مسلم

مسلم است ای مسلمین در کوفه جا دارد ندارد

-------------------------

ای خدا شب شده و من چه کنم

یک تن و این همه دشمن چه کنم

یک نفر نیست مرا خانه دهد

مرغ بشکسته پرم لانه دهد

اهل کوفه همه پیمان شکنند

خود نمک خوارو نمکدان شکنند

صبح برمن همگی پیوستند

شب در خانه به رویم بستند

آنکه بگذاشت به پای من سر

ریخت امشب به سرم خاکستر

امشب ای طوعه مرا خانه بده

 مرغ بشکسته پرم لانه بده

امشب ای طوعه بیا مردی کن

با دل فاطمه همدردی کن

السلام علیک یا ابا عبدلله و علی الارواح التی حلت بفنائک

 

 

  نظرات ()
32 روز تا عاشورا و حرکت امام بسوی عراق نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٦/۳۱

امروز هشتم ذی الحجه و 32 روز به عاشورا باقی مانده است. امروز هشتم ذی الحجه و روز رفتن است. گاه هجرتی دیگر فرا رسیده است. این کاروان به سوی سرنوشت میرود. 

عاشورا Ashura   AShoora

بقیه مطلب از سایت شهید آوینی است:

هشتم‌ ذی‌ الحجه‌ سال‌ 60 هجری‌ (حرکت‌ امام‌ از مکه به‌ عراق‌ )

امام‌ حسین‌ (ع) پس‌ از دریافت‌ نامة‌ مسلم‌ بن‌ عقیل‌ و احساس‌ خطر از دژخیمان‌یزید، احرام‌ حج‌ خود را به‌ عمره‌ تبدیل‌ کرد و پس‌ از انجام‌ مراسم‌ عمره‌ از احرام‌ بیرون‌ آمدو در روز سه‌ شنبه‌ روز ترویه‌ (هشتم‌ ذی‌ الحجه‌ سال‌ 60 ه . ق‌) پس‌ از چهار ماه و چند روزاقامت‌ در مکه‌ به‌ اتفاق‌ حدود هشتادو شش‌ نفر مرد از شیعیان‌ و دوستان‌ و خانواده‌ خود ازمکه‌ بیرون‌ آمده‌ و به‌ سوی‌ عراق‌ حرکت‌ کرد. از سوی‌ دیگر خبر ارسال‌ نامه‌های‌ مردم‌کوفه‌ و دعوت‌ از امام‌ حسین‌ (ع) برای‌ آمدن‌ به‌ آن‌ شهر یزید را نگران‌ ساخت‌ و پس‌ ازمشورت‌ با مشاوران‌ خود تصمیم‌ گرفت‌ تا «نعمان‌ بن‌ بشیر» را از حکومت‌ کوفه‌ معزول‌ و«عبیدالله‌ بن‌ زیاد» حاکم‌ بصره‌ را با حفظ‌ سمت‌ به‌ حکومت‌ کوفه‌ منصوب‌ نماید. 

عبیدالله‌ پس‌ از دریافت‌ فرمان‌ یزید مبنی‌ بر انتصاب‌ وی‌ به‌ حکومت‌ کوفه‌ به‌اتفاق‌ تعدادی‌ از همراهانش‌ به‌ صورت‌ مخفیانه‌ وارد کوفه‌ شد تا ضمن‌ آزمایش‌ واکنش‌مردم‌ و میزان‌ علاقه‌ آنان‌ به‌ امام‌ حسین‌ (ع)، رهبران‌ مخالفان‌ یزید را شناسایی‌ نماید.مردم‌ کوفه‌ که‌ با استبداد شدید عبیدالله‌ بن‌ زیاد مواجه‌ شدند به‌ تدریج‌ مسلم‌ را تنهاگذاشته‌ و از بیعت‌ خود عقب‌ نشینی‌ کردند.

مدتی‌ بعد، پس‌ از شناسایی‌ محل‌ استقرار مسلم‌، ایشان‌ از خانة‌ مختار به‌ خانة‌«شریک‌ بن‌ اعور» رفت‌. شریک‌ چند روز بعد درگذشت‌ و مسلم‌ به‌ خانة‌ «هانی‌ بن‌ عروه‌»رفت‌. اما عبیدالله‌ که‌ به‌ وسیله‌ جاسوسان‌ خود از مخفی‌ گاه‌ مسلم‌ و ارتباط‌ او با یاران‌ وهوادارنش‌ مطلع‌ شده‌ بود، هانی‌ را احضار و پس‌ از شکنجه‌ زندانی‌ نمود.

هشتم‌ ذی‌ الحجه‌ سال‌ 60 هجری‌ (قیام مسلم‌ بن‌ عقیل‌ با چهار هزار نفر ازهمراهانش‌ درکوفه‌)

همین‌ که‌ خبر دستگیری‌ و زندانی‌ شدنی‌ هانی‌ در شهر منتشر شد، مسلم‌ دانست‌که‌ دیگر درنگ‌ جایز نیست‌ و باید از نهان‌گاه‌ بیرون‌ آید و جنگ‌ را آغاز کند. پس‌ جارچیان‌خود را فرستاد تا مردم‌ را آگاه‌ سازند. نوشته‌اند از هیجده‌ هزار تن‌ که‌ با او بیعت‌ کرده‌ بودندچهار هزار تن‌ در خانه‌ هانی‌ و خانه‌های‌ اطراف‌ گرد آمده‌ بودند. مسلم‌ آنان‌ را به‌ دسته‌هایی‌ تقسیم‌ کرد و هر دسته‌ای‌ را به‌ یکی‌ از بزرگان‌ شیعه‌ سپرد. دسته‌ای‌ از این‌ جمعیت‌به‌ قصر ابن‌ زیاد روانه‌ شدند، ولی‌ ابن‌ زیاد موفق‌ شد آن‌ مردم‌ بی‌ تدبیر را با ایجاد اختلاف‌و استفاده‌ از حربه‌ تهدید متفرق‌ سازد. نتیجه‌ این‌ شد که‌ در شامگاه‌ آن‌ روز جز سی‌ تن‌ با اونماندند. چون‌ نماز مغرب‌ را خواند. یک‌ تن‌ از یاران‌ خود را همراه‌ نداشت‌.

مسلم‌ چون‌ نماز شام‌ را خواند و خود را تنها دید در کوچه‌های‌ کوفه‌ سرگردان‌ شد، درحالی‌ که‌ گروه‌ زیادی‌ در جستجوی‌ وی‌ بودند، تا سرانجام‌ زنی‌ به‌ نام‌ «طوعه‌» که‌ از شیعیان‌علی‌ (ع) بود او را درون‌ خانه‌ برد و پناه‌ داد. اما شب‌ هنگام‌ پسر وی‌ از وجود مسلم‌ در خانه‌مطلع‌ شد و به‌ ماموران‌ عبیدالله‌ خبر داد. همین‌ که‌ ابن‌ زیاد پناهگاه‌ مسلم‌ را دانست‌،«محمد اشعث‌» را با شصت‌ یا هفتاد تن‌ برای‌ دستگیری‌ وی‌ فرستاد .مسلم‌ پس‌ ازدرگیری‌ با ماموران‌ ابن‌ زیاد ونشان‌ دادن‌ رشادت‌ها و شجاعت‌های‌ بسیار مجروح‌ ودستگیر شد و در روز نهم‌ ذی‌ الحجه‌ سال‌ 60 هجری‌ قمری‌ به‌ همراه‌ هانی‌ به‌ دستور ابن‌زیاد به‌ شهادت‌ رسید.

  نظرات ()
33 روز تا عاشورا و سلامی دوباره به امام نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٦/۳۱

امروز 7 ذی الحجه است و آخرین روز اقامت امام در شهر مکه است امام فردا عازم کوفه است و 33 روز تا عاشورا باقی مانده است. امروز  هشتمین روز زیارت خوانی عاشورا بود و سلامی دیگر به امام دادیم.

السلام علیک یا ابا عبدالله

عاشورا  Ashura  Ashoora

  نظرات ()
34 روز تا عاشورا و بخشی از وقایع قبل از عاشورا نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٦/٢٩

امروز 6 ذی الحجه است و 34 روز تا عاشورا باقی مانده است. در آن‌ روزها اوائل‌ ذی‌ الحجه‌ امام‌ از حادثه‌ دیگری‌ آگاه‌ شد که‌ او را به‌ بیرون‌ رفتن‌از حجاز مصمم‌تر ساخت‌ او دانست‌ که‌ فرستادگان‌ یزید خود را به‌ مکه‌ رسانده‌اند تا درمراسم‌ حج‌ بر وی‌ حمله‌ کنند و ناگهان‌ او را بکشند. 

عاشورا  Ashura  Ashoora

ورود "عمرو بن سعید" به مکه

 "عمرو بن سعید بن عاص" که در رمضان سال 60 قمری از سوی "یزید" به ولایت مدینه وبا حفظ سمت به امارت (مسئولیت برگزاری) مراسم حج (امیرالحاج) منصوب شده بود ، به دستور او در بحبوحه مراسم حج با لشگری انبوه به مکه رفت و امور حج را به عهده گرفت.

یزید به او توصیه کرد امام حسین(ع) را مخفیانه دستگیر کند و اگر نتوانست چنین کند، او را بکشد و اگر حسین(ع) حاضر به جنگ با او شد، بجنگد.

"عمرو بن سعید" در روز "ترویه" (روز آغاز مراسم حج) با لشگری عظیم وارد مکه شد.

 

 

پاورقی:  

 

 ترویه چیست ؟
هشتم ذیحجه روز ترویه است، ترویه یعنی ذخیره کردن آب، در این روز زئران خانه خدا از مکه به منی رهسپار شده تا شب را در آنجا گذرانده و صبح روز بعد خود را برای عرفات آماده کنند.
ترویه به معنای ذخیره کردن آب است و چون در این روز حجاج باید برای توقف در عرفات و بیتوته در مشعرالحرام و انجام اعمال خاص منی، به فکر ذخیره آب می بودند، به آن (یوم الترویه) گفته می‌شود.

 

چون در گذشته در صحرای عرفات آب نبود، در این روز برای آب دادن به حجاج از مکه آب ‌می بردند، از این رو به این روز روز "آب‌ رسانی" می گویند.

در این روز حجاج با نیت تمتع، از مکه به منی محرم می شوند، شب را در آنجا به سر می بردند و صبح خود را به عرفات می رسانند. این روز مقدمه ای برای انجام مراسم روز عرفه است.

این نام از حج ابراهیم (ع) و اسماعیل (ع) به یادگار مانده است، چرا که جبرئیل به آنها توصیه کرد برای عرفات، مشعر و منی با خود آب بردارند. همچنین در این روز کاروان پیامبر اکرم(ص) در حجة الوداع از مکه خارج و از راه منی به سوی عرفات رهسپار شدند.

این روز، از روزهای مهم ذیحجه است و بر اساس روایتی از امام جعفر صادق(ع)، روزه گرفتن در آن، کفاره شصت سال آدمی است.


  نظرات ()
35 روز تا عاشورا و پیشگویی سهمگین امام(ع) نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٦/٢٩

امروز 5 ذی الحجه است و 35 روز تا عاشورا باقی مانده است. امام واپسین روزهای اقامت در مکه را سپری میکند. در این روز دو نفر از اهالی کوفه با امام دیدار میکنند و از سست عهدی کوفیان سخن میرانند و در ضمن این دیدار حکایتی غریب و عبارتی بس حیرت انگیز بر زبان جاری میسازند. آنها به امام میگویند :

 قلب‌های کوفیان با شما و شمشیرهای آنان علیه آن حضرت است

 

عاشورا  Ashura  Ashoora

در روزهای اول ماه ذی‌ا‌لحجه سال60 ه ق، "عبدالله بن عباس" (پسر عموی رسول‌الله) نزد حسین(ع) رفت و پس از گفت‌وگو‌ی طولانی با آن حضرت، گفت: "تو را به خدا سوگند می‌دهم مبادا فردا با حال تباه، خود را هلاک کنی؛ به عراق مرو و اگر ناچار این کار را می‌خواهی بکنی تا پایان مراسم حج اینجا بمان، مردم را ببین و بدان چگونه می‌اندیشند، آن گاه تصمیم بگیر."

 حسین(ع) نپذیرفت.

 ابن عباس به او گفت:

 "به خدا قسم گمان می‌کنم بزودی در میان زنان و دخترانت کشته می‌شوی همان گونه که عثمان بین زنان و دخترانش کشته شد. به خدا قسم می‌ترسم تو در برابر خون عثمان کشته شوی؛ «انالله و انا الیه راجعون»"

 حسین(ع) فرمود:

"اباالعباس، پیر شدی"

 ابن عباس گفت:

 "اگر نه این است که برای من و برای تو زشت است، با تو گلاویز می‌شدم. اگر بدانم گریبانگیر شدن با تو به ماندنت منجر می‌شود، این کار را می‌کنم ولی گمان نمی‌کنم این کار فایده‌ای داشته باشد."

 امام(ع) فرمود:

 "اگر در جای دیگری کشته شوم برای من بهتر و محبوبتر است که حرمت مکه با کشته شدن من از بین برود."

 ابن عباس گریست و گفت:

 "با این کار چشم "ابن‌زبیر" را روشن می‌کنی."

 سپس با عصبانیت خارج شد و "ابن زبیر" را بر در دید.

 به او گفت:

 "ابن زبیر، آنچه دوست داشتی فرا رسید. چشمت روشن، "ابی‌ عبدالله" از مکه می‌رود و حجاز و تو را رها می‌کند."

 سپس این شعر را خواند:

 "ای چکاوک که در معمر هستی

 فضا برای تو خالی شد، تخم بگذار و نغمه سر ده

 هر چه می‌خواهی دانه برچین و منقار بزن

 مژده که حسین(ع) از مکه بیرون رفت."

امام حسین(ع) پس از ورود به شهر مکه باقیمانده ماه شعبان و ماه‌های رمضان، شوال، ذی‌القعده و هفت روز از ماه ذی‌الحجه سال 60 (هجری قمری) را در این شهر اقامت کرد.

 بر اساس نقل برخی از منابع تاریخی، در تاریخ پنجم ذی‌الحجه سال 60 هجری قمری، دو نفر به نام‌های «ابومحمد واقدی» و «زراره بن جلح» سه روز پیش از این‌که امام حسین(ع) به سوی عراق حرکت کند، با ایشان ملاقات کرده و آن حضرت را از سستی مردم کوفه آگاه کردند.

 آن‌ها گفتند که:

«قلب‌های کوفیان با امام حسین(ع) و شمشیرهای آنان علیه آن حضرت است.»

 پس از این سخن بود که امام حسین(ع) با دستش به سوی آسمان اشاره کردند و درهای آسمان باز شد و آ‌ن‌قدر فرشته به سوی پایین آمد که فقط شمار آن‌ها را خدا می‌دانست و سپس امام حسین(ع) جملات سهمگینی فرمودند که عظمت این سخن را هرکسی درک نتواند کرد. امام فرمود:

 «اگر اراده خداوند و زمان مرگ فرا نرسیده بود با این فرشتگان با آن‌ها می‌جنگیدم ولی من می‌دانم که آن‌جا قتلگاه من و یارانم است و هیچ‌کس جز فرزندم "علی" از آن نجات نخواهد یافت.»

 این واقعه را تعداد چندی از دیگر مقتل‌نویسان نیز نقل کرده‌اند.

منبع : خبرگزاری ایسنا

السلام علیک یا ابا عبدلله.

 

  نظرات ()
36 روز تا عاشورا و بخشی از وقایع قبل از عاشورا نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٦/٢۸

امروز چهارم ذی الحجه است و 36 روز تا عاشورا باقی مانده است. امام حسین (ع) در این ایام آخرین روزهای اقامت در مکه را سپری میکنند و در حال تدارک مقدمات هجرت از مکه به کربلا هستند. 

امروز پنجمین روز زیارت خوانی روزانه است و زیارت عاشورای امروز به یاد حال و هوای این روزهای امام و غربت سنگین ایشان در شهر مکه قرائت شد و با این یاد و خاطره به امام  سلام دادیم.

السلام علیک یا ابا عبدالله

عاشورا   Ashura  Ashoora

 

مرحوم دکتر محمدابراهیم آیتی در کتاب بررسی تاریخ عاشورا مینویسند:

شیعیان کوفه که می پنداشتند بی دردسر و به راحتی امام حسین(ع) پیروز خواهد شد نزد مسلم بن عقیل رفتند و با یک دنیاخلوص اشک شوق ریختند و بنابر نظر شیخ مفید هیجده هزار نفر وبنا بر رای طبری دوازده هزار نفر با او بیعت کردند. اما چون عبید الله بن زیاد آمد و کار را بر مردم دشوار گرفت، همان شیعیان راه عافیت پیشه کردند و راحتی و رفاه را برگزیدند ومسلم بن عقیل را تنها گذاردند. مسلم بن عقیل به فیض شهادت نائل شد.

  نظرات ()
37 روز تا عاشورا و خاطره سوم ذی الحجه نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٦/٢٧

امروز سوم ذی الحجه سال 60 است و 37 روز تا عاشورا باقی مانده است. 50 سال قبل در سوم ذی الحجه سال دهم هجری قمری پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم به همراه جمع بسیاری از مسلمانان که بالغ بر یک صد و بیست هزار نفر بودند، برای ادای مراسم با شکوه حج وارد شهر مکه شدند. مکه در آن سال در ید قدرت رسول خدا بود

عاشورا Ashura  Ashoora

اکنون سوم ذی الحجه دیگریست و 50 سال از آن حج باشکوه سپری شده است ولی اکنون فرزند همان پیامبر در شهر مکه و کنار خانه خدا امنیت جانی ندارد. او در کنار خانه خدا به عبادت و راز و نیاز مشغول است ولی نگران است که مبادا دشمنان خدا با ریختن خونش حرمت خانه خدا را پایمال کنند.  این روزها امام در فکر رفتن است و اندیشه ی کوچ دیگری در سر دارد. آری پسر رسول خدا عزم سفر کرده است. فدای حال و هوای این روزهای تو بشویم یا ابا عبدالله. امروز در چهارمین روز زیارت خوانی  روزانه ، باز هم زیباترین سلام دنیا را زمزمه کردیم :

السلام علیک یا ابا عبدالله


  نظرات ()
38 روز تا عاشورا و شیرین ترین فراز زیارت عاشورا نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٦/٢٦

امروز دوم ذی الحجه است و 38 روز تا عاشورا باقی مانده است. امروز سومین روز زیارت خوانی روزانه است و حقیقتا زیارت عاشورا یک چیز عجیبی است و البته شاید هم به نظر من اینطور می آید. اما هرچه که هست احساس میکنم که زیارت عاشورا  ابتدا انسان را بسوی خویش صدا میزند و وقتی که نزدیکش شدی با ادب و مهربانی دستت را میگیرد و به اقتضای بضاعتت به قله های شور و شعور میبرد و در این مسیر پس از گذراندن از منازل روحانی تورا به تماشای صحنه های حماسی برده و سپس از مسیر عبودیت و بندگی به عالم خاکی باز میگرداند.

عاشورا  Ashura  Ashoora

حرفهای زیادی در این باره میتوان گفت ولی در اینجا میخوام به همین مختصر بسنده کنم و در انتها  شیرین ترین فراز زیارت عاشورا از نظر خودم را بیان کنم. به نظر من شیرین ترین فراز زیارت عاشورا که حس بسیار عالی را به زائر میدهد اینه : 

انی سلم لمن سالمکم  و حرب لمن حاربکم

حسی که این فراز به انسان میدهد آنقدر اطمینان بخش و کامل است که انسان احساس کمال میکند. این جملات قاطع ، تمام اضطرابهای درونی انسان را از او میگیرد و به یکباره آرامش ویژه ای در سرتاسر وجود انسان پخش میشود. احساس میکنی سالها دنبال همین جمله میگشتی و پیدایش نمیکردی و الان که از لابلای برگهای زیارت نامه این جملات را میخوانی یک احساسی به تو میگوید که آری همین را میخواستی بگویی ، دقیقا همین است. این همان چیزی است که تو به دنبالش میگشتی و این حسی است که تو را راضی میکند و به خاطر همین رضایت است که دوست داری دقایقی روی همین عبارت تکیه کنی و چند بار دیگر با اطمینان  بیشتر و با آهنگی بهتر و دلچسب تر تکرار کنی:

انی سلم لمن سالمکم  و حرب لمن حاربکم

  نظرات ()
39 روز تا عاشورا و یک حس نا تمام نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٦/٢٤

امروز اول ذی الحجه است و سی و نه روز به واقعه عاشورا باقی مانده است. ذی الحجه که فرا میرسد حاجیان به یاد خاطرات حج خود و من به یاد حج نیمه تمامی می افتم که هیچ حجی به کمال آن نرسید. 

دیروز اولین روز زیارت خوانی روزانه  بود و اولین زیارت از چهل زیارت عاشورا حال ما را دگرگون کرد و این بهترین سلام دنیا را دیروز دوباره سر دادیم : 

السلام علیک با ابا عبدالله

عاشورا Ashura  Ashoora

  نظرات ()
41 روز تا عاشورا و بخشی از وقایع قبل از عاشورا نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٦/٢٢

 امام حسین (ع)، فاصله 470 کیلومتری مدینه و مکه را پنج روزه پیمودند

( تقریبا روزانه 90 کیلومتر) 

سرعت شتر در بیابان به دوازده کیلومتردر ساعت میرسد

عاشورا  AShura   AShoora

خلاصه  مقطعی از تاریخ عاشورا از سایت  www.islamquest.net

در ماه رجب سال 60 هجری بود که معاویه از دنیا رفت و یزید به جای او نشست.[1] چند روز پس از این که یزید دستور داد تا از امام حسین(ع) بیعت بگیرند، ایشان از مدینه خارج شده و به سمت مکه به راه افتاد. زمان خروج امام(ع) از مدینه را شب یک شنبه، دو روز مانده به پایان ماه رجب گفته‌اند.[2] پس از گذشت حدود پنج روز، امام حسین(ع) شب جمعه، روز سوم ماه شعبان وارد شهر مکه شدند.[3]

ایشان ماه‌های شعبان، رمضان، شوّال و ذی القعده را در مکه سپری کرده[4] و پس از گذشت هشت روز از ماه ذی الحجه، در روز ترویه (یک روز قبل از شروع ایام و مناسک حج و رفتن حجاج به عرفات) از مکه خارج شدند. همان روز در کوفه مسلم به شهادت رسید.[5] البته برخی نیز گفته‌اند که امام در روز سه شنبه، سوم ذی الحجه از مکه خارج شدند.[6]

با توجه به تاریخ‌های ذکر شده، امام حسین(ع) حدود چهار ماه و شاید چند روز (حدود پنج روز) بیشتر از چهار ماه در مکه حضور داشتند و برای این‌که حرمت حرم با کشته شدنش در آن از بین نرود،[7] مکه را ترک کرده و به دعوت مردم کوفه، به سمت این شهر روانه شد.


[1]. سید بن طاوس، اللهوف فی قتلی الطفوف، ص 21، نشر جهان، تهران، چاپ اول، 1348ش.

[2]. شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج 2، ص34، کنگره شیخ مفید، قم، چاپ اول، 1413ق؛ ازدی، ابومخنف، مقتل الحسین، ص 7، مطبعة العلمیة، قم، بی‌تا.

[3]. الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج 2، ص 35.

[4]. اللهوف فی قتلی الطفوف، ص 31.

[5]. الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج 2، ص 66.

[6]. اللهوف فی قتلی الطفوف، ص 60.

[7]. مقتل الحسین، ص 66.


  نظرات ()
42 روز تا عاشورا و بخشی از وقایع قبل از عاشورا نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٦/٢۱

امروز 28 ذیقعده است و 42 روز به عاشورا باقی مانده است. شاید همین روزها باشد که ابن زیاد برای دست یافتن به مسلم بن عقیل در جستجوی اوست و اوضاع کوفه این روزها نابسامان است و جاسوسان حکومتی امنیت را از شهر کوفه سلب کرده اند و شاید همین روزها باشد که مردم کوفه رعب و وحشت در دلهایشان افتاده است و در باره ی بیعت با مسلم تردید کرده اند و تخم بی وفایی در دلهاشان کاشته شده است.

Ashura

 

 

نحوه ورود ابن زیاد به کوفه توسط سایت شهید آوینی اینگونه روایت میشود

حرکت ابن زیاد به سمت کوفه


زیاد به سوی کوفه حرکت کرد و برادرش را موقتاً حاکم بصره گماشت ابن زیاد با 500 نفر وارد کوفه شد در حال ورود به کوفه خود را طوری نشان داد که مردم او را با حسین (ع) اشتباه گرفتند و مردم استقبال با شکوهی از او نمودند (با ذکر الله اکبر – لا اله الاالله  … ) چون ابن زیاد شبانه وارد شهر شد  و این یکی از شاهکارهای مهم سیاسی ابن زیاد است که خود را به جای حسین به مردم کوفه جا زده است تا اینکه وارد دارالاماره شد به پشت قصر دارالاماره که رسید نعمان بن بشیر درب را به سوی او و یارانش بسته بود یکی از همراهان ابن زیاد گفت درب را بگشا.

نعمان هم فکر کرد حسین (ع) است گفت تو را به خدا دور شو من جنگی با تو ندارم ولی وقتی فهمید درب را به سوی ابن زیاد باز کرد نماز صبح ابن زیاد بالای منبر رفت و بعد از حمد و ثنای خداوند گفت یزید مرا والی شهر شما کرده و مرز و دارایی شما را به من سپرده و امر کرده به فرمانبران نیکی کنم و به عاصیان سخت گیری کنم من فرمان او را اجرا می کنم سپس گفت به مسلم بن معقل بگوئید تا از خشم من بر حذر باشد. سپس از منبر پائین آمد. مسلم بن عقیل گفته های او را شنید و از منزل مختار به سوی خانه هانی بن عروه مرادی رفت و شیعیان از آن به بعد با کمال احتیاط به منزل هانی می رفتند و مردم با او بیعت می کردند تا اینکه شماره آنها به بیست و پنج هزار نفر رسید.

ابن زیاد یکی از غلامان خود را به نام معقل خواست و گفت این سه هزار درهم بگیرد و از مسلم ابن عقیل و یارانش جستجو کن و این مال را به آنها بده و خود را از آنها وانمود کن آن مرد به مسجد رفت و دید که مسلم ابن عوسجه برای حسین بیعت می گیرد نزد او رفت و گفت من مردی شامی هستم و سه هزار درهم دارم. این وجه را بگیر و مرا نزد مسلم ببر تا با او بیعت کنم . معقل بعد از چند روز اصرار و رفت وآمد بالاخره توانست مسلم بن عوسجه را قانع کند و مسلم بن عوسجه هم او را به نزد مسلم بن عقیل برد  ابن زیاد محمد بن اشعث بن قیس (اشعث دشمن قسم خورده اهل بیت و محمد و جعده فرزندان او بودند) را خواند و به او گفت برو منزل هانی و حالش را بپرس.

محمدبن اشعث به هانی گفت ابن زیاد حال تو را پرسید، بیا به کاخ بیا برویم تا او به تو خشم نکند هانی قبول کرد و به کاخ رفت و اوضاع را خیلی بد دید (معقل که جاسوس ابن زیاد بود معقل همان شخصی بود که با سه هزار درهم منزل اخفاء مسلم بن عقیل را شناخت- مسلم بن عوسجه سه هزار درهم را به ابوثمامه صائدی داد ابوثمامه صائدی هم جاسوس بود و شیعیان از وجود 2 جاسوس بی خبر بودند این دو جاسوس خطرناک در منزل هانی اسرار را به ابن زیاد رساندند و این دو نفر موجب شدند که انقلابی که زحمت ها برایش کشیده شده بود و از کوفه تا مکه گسترش داشت از هم گسیخته شود و دو ستون آن، که مسلم بن عقیل و هانی بودند را منهدم کنند و بدین گونه زمینه برای کشته شدن امام حسین (ع) مساعد شد.  

 

 

  نظرات ()
43 روز تا عاشورا و بخشی از وقایع قبل از عاشورا نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٦/٢۱

امروز 27 ذیقعده است و 43 روز دیگر تا عاشورا باقی مانده است. امام حسین (ع) در مکه و مسلم بن عقیل سفیر امام  در کوفه بسر میبرد و نامه ی مسلم مبنی بر بیعت جمعیت انبوه کوفیان با ایشان به دست امام رسیده است. حال امام در این روزها حال عجیبی است و گویا به همراه موسی بن عمران به میقات دعوت شده است.

توضیح : ماه ذیقعده آغاز میقات حضرت موسی بن عمران(علیه السلام) در کوه طور است. 
حضرت موسی 
علیه السلام پس از رهاندن قوم بنی اسرائیل از استبداد فرعون مصر و تشکیل نظام توحیدی، جهت عبادت و دریافت کتاب مقدّس تورات، به کوه طور رفت. خداوند سبحان، وی را وعده داد که او به کوه طور رود و در آنجا چهل روز اقامت گزیند و به راز و نیاز با پروردگارش بپردازد و در همانجا، موفق به دریافت "الواح آسمانی" و یا "کتاب مقدّس تورات" گردد. 
حضرت موسی
 علیه السلام شادمان شد و برادرش هارون علیه السلام را جانشین خویش نمود و خود به سوی کوه طور رهسپار شد و از اوّل ذی قعده تا دهم ذی حجّه، به مدت چهل شب و روز، در آنجا به عبادت پرداخت.  

عاشورا - امام حسین - Ashura - Ashoora

 

ماجرای رفتن جناب مسلم به کوفه از زبان سایت شهید آوینی :

رفتن حضرت مسلم به کوفه :

 

مسلم بن عقیل نیمه ماه مبارک رمضان از مکه خارج و به سوی مدینه رفت و در مسجد رسول الله نماز خواند و با آشنایان خود وداع کرد و دو راهنما اجیر کرد و با آنها از بیراهه به سوی کوفه حرکت کردند ولی متأسفانه راه را گم کردند و در هوای گرم عراق سخت تشنه شدند بالاخره راهنمایان از روی تشنگی مردند . مسلم بن عقیل به قیس بن مسمر نامه ای داد که برای امام ببرد برای امام نوشت :

اما بعد، من از مدینه با دو راهنما روانه شدم و راه را گم و تشنگی بر ما غلبه کرد و آنها (راهنمایان) مردند و به دنبال آب رفتیم من از این پیشامد نگران شدم اگر صلاح بدانید مرا معاف کنید و دیگری را بفرستید.

امام پاسخ دادند : بعد از حمد خداوند، اما بعد نگران هستم که از ترس اینکه تو را به آنجا فرستادم، استعفا خواسته باشی، به همان راهی که دستور دادم برو والسلام.

مسلم حرکت کرد و پنج شوال به کوفه رسید و به روایتی منزل مختار و به روایتی دیگر منزل مسلم بن عوسحبه اسدی رفت و با شیعیان رفت و آمد می کردند وقتی نامه امام را مسلم خواند همه گریه کردند عابس بن ابی شبیب شاکری برخاست (بعد از حمد و ثنای خداوند گفت هر وقت مرا بخوانید اجابت می کنم و همراه شما با دشمنان نبرد می کنم و جلوی شما شمشیر می زنم تا به خدا برسم و جز ثواب چیزی نمی خواهم) سپس حبیب بن مظاهر برخاست و جملاتی اینچنین گفت روایت شده است هجده هزار نفر با مسلم بیعت کردند مسلم بن عقیل بیعت آنها را به امام گزارش کرد و دستور آمدن او را به کوفه اعلام کرد . شیعیان آنقدر نزد (مسلم بن عقیل رفتند ، تا ملاقاتش فاش شد خبر به گوش نعمان بن بشیر والی کوفه رسید. نعمان بالای منبر رفت و مردم را امر کرد که از او حذر کنند و گفت من با کسی که به جنگم نیاید جنگ ندارم ولی اگر شما به روی من بایستید بنده هم خواهم ایستاد ولی امید دارم که جنگی پیش نیاید عمر بن سعد و چند نفر دیگر به یزید بن معاویه نامه نوشتند که (مسلم بن عقیل به کوفه آمده و شیعیان حسین با او بیعت کردند اگر کوفه را می خواهی مردی قوی را حاکم کوفه کن چونکه نعمان بن بشیر مردی ناتوان است).وقتی نامه ها به دست یزیدبن معاویه (لعنه ا..) رسید با مشورت معاونان ، عبیدالله بن زیاد را که آن زمان حاکم بصره بود با حفظ سمت حاکم کوفه نمود و در نامه ای به ابن زیاد نوشت (مسلم بن عقیل را پیدا کن و او را از زندان ، تبعید و یا بکش) (عبیدلله بن زیاد نوه ابوسفیان است – بنابراین زیاد برادر معاویه و یزید پسر عموی ابن زیاد است).


  نظرات ()
44 روز تا عاشورا و بخشی از وقایع قبل از عاشورا نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٦/۱٩

 

امروز 26 ذیقعده است و 44 روز دیگر تا عاشورا باقی مانده است. سیل نامه های مردم کوفه که دوماه  قبل در ماه رمضان به دست امام رسید باعث شد که امام مسلم بن عقیل را در نیمه ماه رمضان به کوفه اعزام نماید 

دهم‌ رمضان‌ 60 : وصول‌ نامة‌ مردم‌ کوفه‌ به‌ امام‌ حسین‌ توسط‌ عبدالله‌ بن‌سبع‌ الهمدانی‌ و عبدالله‌ بن‌ وال‌ تمیمی‌.

دوازدهم‌ رمضان‌ 60 : وصول‌ یکصد و پنجاه‌ نامه‌ از کوفه‌ به‌ امام‌ حسین‌ (ع)توسط‌ قیس‌ بن‌ مسهر و عبدالرحمن‌ بن‌ عبدالله‌ و عماره‌ بن‌ عبید.

چهاردهم‌ رمضان‌ 60 : وصول‌ نامه‌ سران‌ و مردم‌ کوفه‌ به‌ امام‌ حسین‌ (ع)توسط‌ هانی‌ بن‌ هانی‌ السبیعی‌ و سعید بن‌ عبدالله‌ النخعی‌.

پانزدهم‌ رمضان‌ 60 : حرکت‌ جناب‌ مسلم‌ بن‌ عقیل‌ به‌ سوی‌ کوفه‌.
پنجم‌ شوال‌ 60 : ورود جناب‌ مسلم‌ بن‌ عقیل‌ به‌ کوفه‌ و بیعت‌ هیجده‌ هزار ازمردم‌ کوفه‌ با مسلم‌

و اکنون مسلم یک و نیم ماه است که در کوفه بسر میبرد و گزارشات خود را از اوضاع مساعد کوفه به امام ارسال مینماید. مسلم پس از چهل روز بررسی اوضاع کوفه، نامه‏ ای به این مضمون به امام حسین علیه‏ السلام نوشت: «آنچه می ‏گویم حقیقت است. اکثریت قریب به اتفاق مردم کوفه آماده پشتیبانی شما هستند؛ فورا به کوفه حرکت کنید». ابن زیاد چند روزی است که وارد کوفه شده و دسیسه های خود را جهت سرکوب مردم آغاز کرده است.

 

عاشورا - اکبر جوادزاده - Ashura - Ashoora

سایت شهید آوینی اوضاع را چنین روایت میکند : 

نامه های اهل کوفه

اهل کوفه وقتی فهمیدند معاویه به درک رسیده به یزید بدگویی کردند و فهمیدند که حسین از بیعت امتناع کرده و به مکه کوچ نموده  شیعیان در کوفه در منزل سلیمان بن فرد خزائی انجمن کردند سلیمان گفت شما شیعان او و پدرش  هستید اگر می دانید که او را یاری می کنید و با دشمنش جهاد می کنید به او نامه بنویسید و اگر سستی به خود راه می دهید او را فریب ندهید همگی بگفتند ما یاریش خواهیم کرد و خودمان را فدای او می کنیم (چقدر زیبا او را یاری نمودند؟)

نامه های اهل کوفه چندین بار با فرستادگانی به سوی امام ارسال شد یکی از آن فرستادگان که از همه معروفتر است قیس بن مسهر صیداوی است تمام نامه ها در ماه رمضان به دست امام رسیدند حضرت نامه ها را خواند و از احوال مردم کوفه پرسید و فرستادگان گفتند همگی منتظر حضور شما هستند تا شما را یاری نمایند. امام سپس قیام نمود و میان رکن و مقام دو رکعت نماز خواند و از خداوند طلب خیر نمود و مسلم بن عقیل و قیس بن مسر صیداوی را خواست و پاسخ نامه ها را به ایشان داد و آنها را به عنوان سفیر اعزام به کوفه کرد و به مسلم فرمود تقوی پیشه کند و پاسخ نامه را مخفی دارد و اگر دید در کوفه مردم متفق و مورد اعتماد هستند به حسین (ع) زود خبر دهد.

نامه امام این گونه بود از (از طرف حسین بن علی (ع) به بزرگان مسلمین و مومنین اما بعد، به درستی که هانی بن هانی سبیعی و سعید بن عبدالله حنفی برای آخرین بار نامه های شما را به من رسانیدند و از مقصود شما مطلع شدم و گفتار همه شما این است که ما امام نداریم و نزد ما بیا، شاید خداوند بوجود تو ما را به راه راست و حق متفق کند، من برادر و عموزاده خود مسلم بن عقیل را نزد شما فرستادم و دستور دادم که حال شما را به من بنویسد اگر رای بزرگان و فاضلان شما چنان است که نامه های شما دلالت دارند، بزودی نزد شما می آیم ان شاءالله به جان خودم امامی نباشد مگر کسیکه طبق قرآن حکم کند، عادل باشد و دین حق را اجراء کند و خود را وقف کرده باشد والسلام)

 

  نظرات ()
45 روز تا عاشورا و بخشی از وقایع قبل از عاشورا نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٦/۱۸

 

امروز 25 ذیقعده ی سال 60 هجری قمری است و 45 روز تا عاشورا باقی مانده است. از سال 11 هجری که حضرت ختمی مرتبت وفات یافتند 49 سال است که منافقان با حیله و سیاست موفق شده اند که چهره واقعی خویش را از مردم پنهان نگه داشته و با ظاهر سازی و مردم فریبی زمام امور مسلمانان را بدست بگیرند. اما گویا دوران این نیرنگ و ریا به سر آمده و سرنوشت ، آهنگ دیگری دارد. کسی باید این نقاب نفاق را بردارد و راز مکتوم 49 ساله ی منافقان و کفار مسلمان نما را برملا سازد. چهره واقعی کسانیکه خود را در سقیفه بزک کرده بودند اکنون پس از گذشت 49 سال بصورت واقعی در چهره ی یزید بوالهوس نمایان میشود و شخصیت حقیقی آنها در قامت بی مایه ی این جوان فرومایه شکل میگیرد و خود نمایی میکند. بزکی که 49 سال دوام آورده است اکنون دیگر در حال ازبین رفتن است و یزید دیگر عرضه ی حفظ این نقاب موروثی را ندارد .

از 27 رجب که امام در اثر فشار و تحدید خلیفه ی گستاخ و جوان ، یزید نوه ابوسفیان مجبور به مهاجرت شده و مدینه النبی را به قصد مکه ترک کرده است چهار ماه میگذرد و امام در مکه سکونت کرده اند و به عبادت و ارشاد مردم مشغول هستند.

 

عاشورا  Ashura   Ashoora .

ماجرا از زبان سایت شهید آوینی اینگونه روایت میشود:

 

حرکت امام به سمت مکه

در شب سوم سر قبر پیامبر (ص) بعد از دعا و گریه و زاری، خوابشان می بَرد در عالم رویا پیامبر را می بیند که برای او حکم وحی را داشت. خواب پیامبر را دید که گروهی از فرشتگان در سمت راست و چپ و جلوی پیامبر هستند. پیامبر جلو آمد و حسین را به سینه چسبانید و میان دو چشمش را بوسید و فرمود حسین جان گویا به همین نزدیکی می بینمت که در زمین کربلا خون آغشته تو را و دست جمعی از امتم را که تشنه سر بریده اند و با این حالت باز امید شفاعت را دارند. خداوند شفاعت مرا در روز قیامت به آن ها نرساند. حسین جان پدر و مادر و برادرت نزد من آمده اند و مشتاق تو هستند. تو در بهشت جای داری که جز با شهادت به آن نرسی .

حضرت فردا در دل شب از مدینه خارج شد یعنی 27 یا 28 رجب از مدینه کوچ نمود و همراهش برادران ، فرزندان و برادرزادگان و همه خاندانش به جز محمد حنفیه که دستش فلج بود را برد. محمد حنیفه بعد از فهمیدن حرکت امام به او عرض کرد:« برادر جان تو عزیزترین مردم نزد من هستی و خاندان من و خودم باید از تو اطاعت کنیم ولی تو به مکه برو و اگر آرامش یافتی چه بهتر و اگر نه به یمن برو که انصار پدرت آنجا هستند اگر آنجا را آرام یافتی بمان و اگر نه به ریگستانهای بیابان ها و دظهای کوهستان پناهنده شو و از بلادی به بلاد دیگر برو تا ببینی کار مردم چه می شود»

امام حسین (ع) فرمودند اگر در دنیا پناهگاهی هم نباشد بیعت نمی کنم. سپس محمد حنفیه گریست و امام هم گریستند. سپس امام فرمود: «ای برادر جان تو می توانی با آزادی در مدینه بمانی و سپس سفارش نامه ای برای او نوشت: 
بنام خداوند بخشنده مهربان، این وصیتی است که حسین بن علی (ع) به برادرش محمد، معروف به ابن حنیفه می نماید. حسین گواهی می دهد که جز خدا معبود بر حقی نیست و محمد (ص) بنده و فرستاده اوست که به درستی از جا نب خدا مبعوث گردیده ، بهشت و دوزخ حق است و قیامت می آید و شکی ندارد و خداوند هر که در گور است، زنده می کند. من برای شر و خودنمایی و به قصد فساد و ستم کردن خروج نکردم و همانا برای اصلاح امت جدم بیرون شوم و می خواهم دین را رواج دهم و از منکرات جلوگیری کنم و به روش جد و پدرم علی باشم. هر کس از من حق را بپذیرد حق را از خداوند پذیرفته و هر کس مرا رد کند صبر کنم تا خدا میان من و قوم ستمکار قضاوت کند و او بهترین حاکم است ای برادر این وصیت من است با تو :و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب  و سپس نامه را تا کرد و مهر کرد و به برادرش محمد حنیفه داد و با او وداع کرد.

امام حسین هنگام حرکت از راه اصلی رفت به سوی مکه (نه از راه بیراهه برعکس عبدالله بن زییر) بدین علت که به ایشان نگویند ترسید یا بعنوان طغیانگر او را نسبت دهند. بعضی از همراهان عرض کردند یا بن رسول الله لو تنکبت الطریق الاعظم بهتر است شما از راه اصلی نروید چون ممکن است مامورین حکومت شما را برگردانند و یا مزاحمت ایجاد کنند. حضرت فرمود دوست ندارم شکل یکی از آدم های یاغی و فراری را به خود بگیرم هر چه خداوند بخواهد همان می شود و به هر حال مسئله اول در حادثه حسینی مسئله بیعت بود که هیچ شکی در آن نیست و موجب شد جرقه این  نهضت زده شود بنابراین امتناع از بیعت توسط امام ارزش بیشتری نسبت به مسئله دعوت کوفیان دارد.

 به جهت اینکه روزهای اول است که معاویه مرده و مردم اعلام یاری نکرده  اند و یک حکومت جابر 20 سال توام با خشونت کاری کرده که در تمام قلمرو او حتی مدینه و مکه در نمازهای جمعه حضرت علی (ع) را به عنوان یک عمل عبادی (نعوذبالله) لعنت می کردند و اگر صدای کسی در می آمد، دیگر اختیار سرش را نداشت و اگر می خواستند نام امام علی یا حدیثی از ایشان ببرند در اتاقهای خلوت، و پشت پرده های  کشیده و درب های بسته بود و حتی یکدیگر را قسم می دادند که فاش نسازند. در یک چنین شرایطی جانشین معاویه که از او جوانتر ، مغرورتر ، سفاکتر و بی سیاست تر است اگر شخصی بخواهد به او بگوید نه! ، خوب، کاری آسان نیست .

در روزهای اقامت امام در مکه اهل مکه و زائرین مکه و مردم اطراف ، خدمت ایشان می رسیدند و عبدالله بن زبیر هم که شبانه از بیراهه وارد مکه شده بود در کنار کعبه جای داشت و به نماز و طواف می گذرانید عبدالله زبیر هر دو روز یکبار به امام حسین (ع) سر می زد ولی بیشتر از همه ، او از امام ناراحت بود زیرا می دانست که تا امام حسین (ع) در مکه است ، حنای او رنگی ندارد و مردم حجاز با او بیعت نمی کنند.

  نظرات ()
46 روز تا عاشورا - 46 day to Ashura نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٦/۱٧

امروز 24 ذیقعده است و 46 روز تا عاشورا باقیست. سرآغاز  وقایع قبل از عاشورا جریان مربوط به بیعت نکردن امام با یزید است:

عاشورا - Ashura - Ashoora - اکبر جوادزاده

امام با یزید بیعت نمیکند

امام دوم ، امام حسن مجتبی(ع) در 28 صفر سال 50 هجری در سن 47 سالگی به دستور معاویه بن ابی سفیان و به دست جعده دختر اَشْعَثِ بنِ قِیس مسموم شد و بر اثر همان زهر به شهادت رسید. وقتی امام حسن مجتبی(ع) به شهادت رسیدند شیعیان عراق جنبش کردند و برای بیعت با ایشان و خلع معاویه به امام حسین (ع) نامه نوشتند. ولی حضرت نپذیرفتند و جواب نوشتند که در گرو عهد و پیمان با معاویه است و نمی تواند آنرا نقض کند تا مدت سرآید و جان معاویه در آید

اکنون سال 60 هجری قمری است و 11 سال از شهادت امام حسن(ع) گذشته که مرگ معاویه فرا میرسد. بعد از اینکه معاویه در نیمه رجب سال 60 هجری به درک رسید یزید به حاکم مدینه ولید بن عبید بن ابوسفیان (نوه ابوسفیان) نامه ای می نویسد و مرگ پدرش معاویه را اطلاع می دهد و  فرمان میدهد که از این سه نفر (امام حسین (ع) – عبدالله بن عمر – عبدلله بن زییر) بیعت بگیر و اگر بیعت نکردند، سرشان را برای من بفرست . ولید امام را احضار نمود امام آنموقع در مسجد پیغمبر بودند.

 

در سایت شهید آوینی ماجرا چنین روایت میشود :

خبر مرگ معاویه برای ولید ناگوار و هراسناک بود ناچاراً مروان بن حکم را خواست علت اینکه گفته می شود (ناچاراً ) چون قبل از ولید ، حاکم مدینه مروان بود و بخاطر همین تغییر حکومت مدینه آنها با هم   قهر بودند ولی خبر مرگ معاویه او را مجبور کرد با مروان حکم راجع به نامه یزید مشورت کند مروان گفت هم اکنون تا خبر مرگ معاویه اعلام نشده آنها را احضار کن و اگر بیعت نکردند گردنشان را بزن چون رگ گردنشان را نزنی هر کدام از آنها به ناحیه ای می روند و مخالفت خود را اعلام می کنند و مدعی خلافت می شوند ولید شخصی به نام عبدالله که نوه عثمان (خلیفه سوم) بود را نزد امام حسین(ع) و دونفر دیگر فرستاد. عبدالله آنها را در مسجد یافت عبدالله از آنها دعوت کرد نزد حاکم بروند ، حضرت امام فرمود عبدالله تو برو ما بعداً می آئیم. عبدالله بن زییر به امام گفت شما چه حدس می زنید امام فرمودند (اظن ان طاغیتهم قدهلک ) گمان می کنم فرعون اینها تلف شده و ما را برای بیعت می خواهند . امام فرمود من می روم تو عبدالله بن زبیر چه می کنی؟ عبدالله بن زییر گفت حالا ببینم چه می شود! (نکته: اگر عبدالله بن زییر مطیع ولایت امر بود همان عمل امام را انجام می داد و مانند پدرش زبیر به امام علی (ع) خیانت نمی کرد.) عبدالله بن زییر شبانه از بیراهه به مکه گریخت و در آنجا متحصن شد امام رفت و عده ای از بنی هاشم را هم با خود برد و فرمود شما بیرون بایستید اگر فریاد من بلند شد به داخل بر یزید و تا صدای من بلند نشده داخل نشوید.

مروان حکم (ل) کنار ولید نشسته بود امام به ولید فرمود چه می خواهید؟ حاکم گفت مردم با یزید بیعت کرده اند و نظر معاویه هم چنین بوده و مصلحت اسلام است و از شما خواهش می کنم که شما هم بیعت نمائید ولید دوست نداشت دستش بخون امام آغشته شود با اینکه او از بنی امیه محسوب می شود تا اندازه ای با دیگران فرق داشت.

امام فرمود بیعت من با شما در این اتاق بسته که سه نفر بیشتر نیستیم چه سودی دارد شما بیعت را برای مردم می خواهید که آنها هم به خاطر من بیعت کنند حاکم گفت راست می فرمائید باشد برای بعداً . سپس ولید گفت تشریف ببرید مروان حکم گفت چه می گویی؟ اگر حسین بن علی از اینجا برود معنایش این است که بیعت نمی کنم سپس گفت ولید، فرمان یزید را اجرا کن (یعنی حضرت را به شهادت برسان) امام گریبان مروان را گرفت و او را بالا برد و محکم به زمین کوباند و فرمود تو کوچکتر از آنی، سپس امام بیرون رفتند و سه شب دیگر در مدینه ماندند شبها سر قبر پیامبر (ص) می رفتند و در آنجا دعا میخواندند و از باریتعالی راهی را طلب می نمودند که رضای خداوند در آن باشد.

منبع : سایت شهید آوینی

  نظرات ()
What is Ashura نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٦/۱٦

What is Ashura?  

Ashura is date Of imam Hossein With God.

Who is Imam Hossein?

He was not an ordinary human being.                           

His name was Hussein.                                                     

Hussein was the grandson of Muslims" holy prophet Muhammad. He stood up against oppressors and he is a role model for Muslims in sacrifice, freedom, liberty and resistance

We call him imam, imam means leader and rector.

Source : http://ashura10muharram.parsiblog.com/

Ashura  - Ashoora

روز دهم قرار ملاقات با خداست     تعجیل کن مکان ملاقات کربلاست 

  نظرات ()
امروز حال امام حسین (ع) چطور است؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٦/۱٥

شعبان ، رمضان ، شوال و اکنون 22 ذیقعده سال 60 هجری و  اواخر این ماه است و امام نزدیک به چهار ماه است که در مکه اقامت دارند. امام (ع) چهار ماه است که بخاطر دوری از فتنه ی خلیفه ی جوان تازه به دوران رسیده یعنی یزید که برای کشتن او دسیسه چیده بود از مدینه کوچ کرده و در جوار خانه خدا به ارشاد مردم مشغول است. هنوز از مرگ معاویه و خلافت یزید ملعون پنج ماه سپری نشده است.

عاشورا - Ashura - Ashoora

وقتی چهارماه و نیم قبل ، معاویه‌ بن‌ ابوسفیان‌ در نیمة‌ ماه‌ رجب‌ سال‌ 60 هجری‌ قمری‌ در شام‌ از دنیا رفت‌.هنگام‌ مرگ‌ وی‌ فرزندش‌ یزید در حوارین‌ به‌ سر می‌برد. معاویه‌ وصیت‌ نامه‌ای‌ به‌ این‌مضمون‌ خطاب‌ به‌ یزید نوشت‌: «به‌ اطلاع‌ او برسانید که‌ من‌ بر او جز از چهار مرد بیم‌ ندارم‌و آنان‌ حسین‌ بن‌ علی‌ و عبدالله‌ بن‌ عمر و عبدالرحمن‌ بن‌ ابوبکر و عبدالله‌ بن‌ زبیرهستند، اما حسین‌ بن‌ علی‌، خیال‌ می‌کنم‌ مردم‌ عراق‌ او را رها نکنند و وادار به‌ خروج‌ کنند.اگر چنین‌ کرد بر او در گذر...» یزید چون‌ به‌ دمشق‌ رسید و زمام‌ امور خلافت‌ را در دست‌گرفت‌ به‌ نوشتة‌ یعقوبی‌ «به‌ عامل‌ مدینه‌، ولید بن‌ عتبه‌ بن‌ ابی‌ سفیان‌ نوشت‌: هنگامی‌ که‌نامه‌ام‌ به‌ تو رسید، حسین‌ بن‌ علی‌ و عبدالله‌ بن‌ زبیر را احضار کن‌ و از آن‌ دو بیعت‌ بگیر،پس‌ اگر زیر بار نرفتند، آن‌ دو را گردن‌ بزن‌ و سرهای‌ آن‌ دو را نزد من‌ بفرست‌، مردم‌ را نیزبه‌ بیعت‌ فراخوان‌ و اگر سرباز زدند، همان‌ حکم‌ را درباره‌ آنان‌ اجرا کن‌.»

مسلم بن عقیل که در 15 رمضان بعنوان فرستاده ی امام از مکه حرکت کرد و در 5 شوال وارد کوفه شد اکنون یک ماه و یک هفته است که در این شهر اقامت دارد و تعداد بیشماری با او بیعت کرده اند و 11 روز است که نامه ی مشهور مسلم به امام رسیده و مسلم بن عقیل ، عزم و شوق مردم کوفه جهت بیعت با امام را در این نامه بیان کرده است و امام در این روزها در حال تصمیم و شاید تدارک سفر جهت حرکت به سمت کوفه است و تا هشتم ذی الحجه ، شانزده روز به خروج ایشان از مکه و حرکت به سوی عراق مانده است.  حال امام الحمدلله امروز خوب است

  نظرات ()
Ashura نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٦/۱٥

What is Ashura?

Where is Ashura?

Who is Ashura?

Ashura is a word . . . 

Ashura is a noun . . . 

Ashura is an adjective . . .

Ashura is a verb . . .

Ashura is a place name . . .

Ashura is a day . . . 

Ashura is a way . . .

Ashura is a culture . . .

Ashura is a date . . . 

Ashura is a love . . .

Ashura is humanity . . . 

who know what happened in Ashura . . .

 

Ah . . . Ashura . . . Ah

what mystery latent in your name?

You! Tel me . . .

 

what flower grows in your ground?

Tell me Yourself . . .

I want to know . . .

speak with me . . . 

اکبر جوادزاده.

  نظرات ()
طاقت نوحه ندارم نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/۸/٩

نمیدانم چرا این روزها طاقت شنیدن روضه ی امام حسین و مصائب کربلا را ندارم . صدای روضه و نوحه که میآید سعی میکنم برای اینکه ناواضح بشنوم  گوشهایم را کمی تار کنم . این روزها دوست دارم صدای نوحه بیاید اما ندانم که چه میگوید فقط همینکه بدانم که نوحه ی ارباب می آید کافیست دیگر طاقت شنیدن بیش از این را ندارم. همینکه بدانم آقای ما مدیحه سرا دارد برایم کافیست. همینکه بدانم مولای ما دیگر تنها نیست راضی ام میکند.

اصلا همینکه میدانم محرم است محزون میشوم ، همینکه صدای نوحه می آید اشک به استقبالم می آید دیگر بیش از این بشنوم که چه بشود؟ همین بهتر که گذرا بشنوم و بگذرم. من که از دانستن اینکه حضرت عشق را مصیبت داده اند طاقت نمی آورم پس به شرح ماوقع دوام نخواهم کرد. حتی طاقت نوشتن هم ندارم. . . . السلام علیک یا اباعبدالله  این زیباترین سلام دنیاست.

 

 

  نظرات ()
یااباعبدالله نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/۸/٧

سلام بر حسین! ذکر همیشگی و هر روزه ی لبهای ماست اما در محرم حرف دیگری باید زد که محرمانه تر باشد ولی در عاشورا فقط باید شوریدگی کرد و شاید هیچ حرفی نباشد که بتواند از دشت سینه های ما حرکت کرده و به قله عاشورا صعود نماید. 

امام حسین - عاشورا

  نظرات ()
درسی از عاشورا نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٩/۱۱
در اولین فراز زیارت عاشورا میخوانیم : 
السلام علیک یا ثارالله وبن ثاره والوتر الموتور
 

والوتر الموتور به چه معنی است؟

حسین(ع) همه ی کسان خود را در راه خدا فدا کرد و تنها ماند و سپس جان خویش را هم فدای راه حق نمود و به همین منظور در زیارت عاشورا خطاب به امام عرض میکنیم : والوتر الموتور

این تنها شدن در میدان نبرد و اختیار آگاهانه ی شهادت ، برای انسانها درسی ارزشمند است که فقط میتوان با خلوص آن را فهمید.



معنى والوترالموتور از نگاهی دیگر

وتر عطف است بر کلمه "ثار" که در عبارت "ثار الله وابن ثاره" گفته شده است.
وتر در لغت بمعنى فرد و طاق آمده وبمعنى کینه و خون هم ذکر شده
 و همچنین بمعنى جنایت و کشتن نزدیکان هم آمده ولى بیشتر بمعنى
اول ذکر میشود که فرد باشد و لذا نماز وتر را برای این وتر میگویند که بین
 نمازها ، فرد و طاق است چه نماز یک رکعتى غیر از آن نداریم و اگر بمعنى
 کشتن نزدیکان هم آمده ، براى آنست که کسیکهنزدیکان او کشته شوند
 قهرا تنها میماند باین لحاظ به او وتر میگویند.
الموتور هم در لغت بچند معنى استعمال شده:
1- طاق و فرد شده.
2- کسى که کسى از او کشته شده باشد.
3- کسى که کشته شود و حق خون او گرفته نشود.
بنابراین معانى که در لغت ذکر شد این عبارت از زیارت را سه قسم میتوان
 معنى کرد:
1- وتر بمعنى فرد باشد و موتور هم تاکید معنى سابق شود مثل
حجر محجور و این معنى را در بحار و مشکلات نراقى ذکر نموده اند.
2- وتر بمعنى فرد باشد، موتور هم بمعنى آن کسیکه کسانى ازو کشته
 شده باشد، یعنى اى حسین ، یگانه اى که اقرباء و یاران تو کشته شدند.
3- وتر بمعنى خون ریخته باشد یعنى اى قتیلى که اقرباء و اصحابت را کشتند.

در بین این سه معنى دومى بهتر است زیرا حقیقتا حسین وتر است از حیث
 اینکه در مقام امامت مثل و مانندى ندارد و همچنین در مقام شهادت هم نظیر ندارد
 چه از اول دنیا تا کنون مثل او کسى مظلوم کشته نشده و اینهمه مصیبت ندید
 و همچنین چیزهائیکه خدا به او مرحمت فرموده است مثل شفاء در تربت ،
 اجابت تحت قبه ، بودن ائمه از نسل او، ثواب زیارت او و چیزهاى دیگرى که خداوند
 در مقابل شهادت فقط با آنحضرت مرحمت فرموده است.

و کسان او هم همگى در کربلا کشته شدند حتى طفل شیرخواره او
 و اگر على بن الحسین امام سجاد (ع ) کشته نشد براى آن بود که نسل امامت
 از بین نرود پس آنحضرت مَؤتور است باین معنى که همه اصحاب و یارانش
 در کربلا در روز عاشورا کشته شدند.

برگرفته از کتاب شرح زیارت عاشورا - تالیف سیداحمد میرخانى(ره)
  نظرات ()
گل بی خار عشق ! نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٩/٩

این شعر یک تابلو و تصویری حیرت آور از یک گلفروشی منحصر بفرد است.  دقت کنید ، زیبایی گلها را ببیند ، ودر کمال شگفتی ، گلفروش زیباتر از گلها را نظاره کنید و در نهایت محو زیبایی بی مثال خریدار شوید. گلهایی بس زیبا و مسحور کننده ، گلفروشی زیباتراز گلهایی که میفروشد و خریداری که در همه ی جهان ، زیباترین است  آیا چنین گلفروشی را کسی دیده است :

 

عاشورا

*******************

عاشقی دلخسته از گلزار عشق       بود مست باده ی سرشار عشق

در پی معشوق اندر جست و جو       طالب وصل است در نی زار عشق

غنچه ای نشکفته از گلزار چید          تا نماید هدیه بر دلدار عشق

شاخه ی گل را بروی دست خویش    تا رساندش بر در دربار عشق

پس ندا بر عاشقان زد بر ملا            کیست طالب بر گل بی خار عشق

گلفروشم گلفروشم گلفروش       تحفه آوردم سر بازار عشق

ناگه از معشوق آمد این ندا              من خریدار گلم با خار عشق

تیر صیاد از کمین بر جست و زد        بوسه بر حلقوم گل رخسار عشق

غنچه اش بشکفت و زد لبخنده ای     که ای پدر سیرابم از دیدار عشق

شاخه ی گل روی دست باغبان     قبله را می جست چون پرگار عشق

رنگ از رخسار برگ و گل پرید         شد خزان در دامن سالار عشق

******************

حال گوش میکنیم این شعر زیبا را باصدایی که هرگز از یاد نمیرود : صدای حاج باقر تمدن

 

برای این مداح دلسوخته آرزوی موفقیت و سلامتی داریم

 

.

  نظرات ()
بیان حیرت انگیز واقعه عاشورا از زبان امام سجاد(ع) نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٩/٧

 عصر روز یازدهم محرم غمبار ترین تابلوی تاریخ است. انگار همه ی مظلومیت تاریخ در این قطعه از زمان فشرده شده و عصاره ی آن به صحنه ی کربلا چکیده است. این صحنه در شعر شاهکار یحیوی جلوه ی عجیبی بخود گرفته است. شعر یحیوی (تاج الشعرای اردبیل) همانند تابلوهایی نفیس هستند که خواننده و شنونده را به نقطه ی  اوج حماسه ی عاشورا رهنمون میکند بطوری که شنونده انگار آن صحنه های جانسوز  را می بیند و مداح گرانقدر ، حاج باقر تمدن این شاهکار را به شاهکار دیگری که با صدا و لحن بی بدیل خود آن را خلق کرده پیوند زده است. این نوحه روح آدمی را تسخیر میکند.

محرم سال گذشته  چند تابلو از این صحنه ی مصیبت بار  نقل شد (عصر یازدهم محرم) و اکنون ادامه و تکمیل آن به عرض میرسد.

جریان فوق توسط یک فرد از قبیله ی بنی اسد در محضر امام سجاد بیان شده است  و یحیوی ادامه جریان را از زبان امام سجاد چنین نقل میکند :

 

مکرر اول جنابیدن ظهوره گلدی معجزات

دایانمیشیدی نیزه یه قاباخکی  گون او پاکزاد

قوشوندان ایسه ییر دی سو آخیردی چوللره فرات

گچیردی مرد رهگذر سیاحت اهلی خوش صفات

نظر سالاندا ساخلادی او شخصی برملا حسین

 

زبسکه مرد راهیدی پیاده پا او رهگذر

غذاسی جربه دانیده برای توشه ی سفر

حمایلینده قمقمه ایچینده آب سرد تر

نه گوردی رزمگاهیده دوشوب بدندی ، قولدی ، سر

ادیب میان عرصه ده جدایه اتکا حسین

 

او سیّد مَلَک خَدَم سوسوز دی هم یارالیدی

قیافه سی نشان ویریر صفای نفسی عالیدی

لباس جنگی مرکبی نمونه ی جلالیدی

دلیل معنویتی شکفته گون جمالیدی

سو ایسته ییر گلیر جواب سنه سو یوخدی یا حسین

 

چخاتدی جامی توکدی سو لبالب اولدی جامی لن

سو جامی الده روبرو اولوب غریب امامی لن

تعارف ائدی حضرته کمال احترامیلن

دئدی بو جامی نوش ائله دایانما تشنه کامیلن

تب حرارت عطش سودان تاپار دوا حسین

 

سو جامی آلدی لطفیله محبت ائدی اول جناب

بوشاتدی جامی توپراقا او زاده ی ابی تراب

او شخص با سعادته  بویوردی ای وفا ماب

اگر چه ظاهرا منه اولوب بو چولده قحط آب

ولیک باطنا منم مدیر کل ماء  حسین

 

اشاره ایله دی گویه او فخر عالم بشر

چکیلدی غیبدن حجاب  آچیلدی پرده ی بصر

او مرد بالیاقته  بویوردی ایله سن نظر

سمای سری سیر ائله بو حالدان اولما بی خبر

مشاهدات اجازه سین ائدیر سنه عطا حسین

 

باخاندا گوردی باغیدیر بنای دلگشاسی وار

درخت میوه داردن محیط با صفا سی وار

چمن دی گول دی  لاله دی  هوای جان فضاسی وار

سفید و سرخ وسبزدن  قصورینین نماسی وار

او قصرلرده نقش اولوب  عزیز مصطفی حسین

 

گلیبدی موجه بحر تک  زلال نهرلر آخار

قدح لر الده سو دولی حسینه حوریان باخار

لباس سندسی گئیب جلاسی برق تک شاخار

هامی سی سس سسه ویریب ائده للر افتخار

یولوندا منتظر دی گل بو جنت العُلا حسین

 

گورنده مرد رهگذر او حضرتین جلالتین

ییخیلدی ذوالجناحینین اوپوب رکاب خدمتین

دئدی فدا اولوم سنه بویور بو سرین حکمتین

عطش واریندی ایشمیسن نیه بهشت شربتین

بو صبر و هم بو قدرته هزار مرحبا حسین

 

لقای حقه تشنه دیر سو سوز تاپا لقا حسین

مگر من عاجزم ایچم فرات سرخ فامیدن

سوسوز لوقون حرارتین چکم بو تشنه کامیدن

واریمدی قدرتیم ایچم سو گوردوگون مقامیدن

شراب سلسبیل آلام او روضه السلامیدن

تصور ائتمه ظاهرا  اولوبدی مبتلا حسین

 

 

گل آگه اول مقامیمه شریف ماسوی منم

طلوع آفتابیده ظهور روشنا منم

کواکب اوسته سیر ائدن فروغ نه سما منم

مظاهر صفات حق جمال کبریا منم

بو عالمه الستیده منم ویرن رضا حسین

 

جهان جود و بخششه حدیقه الصفا منم

بهار پنج تن گل شکوفه کسا منم

اب العباد و عبد حق مقرب خدا منم

ازلده ویردیقیم سوزه بوگون ائدن وفا منم

آدیمدی عهد نامه ده شهید کربلا حسین

 

بهشت جاودان منیم بهشت جاودان منم

رونده گان جنته دلیل کاروان منم

حساب رستخیزده شفیع  شیعیان منم

برات حکم رحمته علامت و نشان منم

منم گروه دین اوچون امام و پیشوا حسین

 

بابام محمد رسول آتام علی مرتضی

حسن دی قارداشیم منیم ننه مدی خیره النسا

چوخ ایسته رم بلانی من چوخ ایسه ییر منی بلا

گرک وضوی خونیلن نماز ظهر ائدم ادا

اوحالدا آغلیانلاری منم ائدن دعا حسین

 

دئدی اجازه وئر منه شریک اولوم بو نهضته

دندی یازیلمه ییب آدین صحیفه ی شهادته

دئدی کی قول ویر منه الیم یته شفاعته

بویوردی قوخما حشرده عوض یتر بو خدمته

دایانما گئت بو عرصه ده سنه آلار جزا حسین

 

او شخص یوزده گوز یاشی ادامه وئردی راهنه

وداع هفتمه حسین گلیبدی خیمه گاهینه

ویریب سلام آخرین عیال بی پناهینه

دولاندیریبدی مرکبین قییتدی وعده گاهینه

او غمسرانی تازه ده ن ائدیبدی غمسرا حسین

 

رقیه باخدی باخدی بیر آتاسی گئتدی غی یولا

نظر دن عنقریبدی گوروب اوشاه غیب اولا

قاچیب دالیجا بیر نئچه قدم او بولبول  بلا

صریحا اول جنابیدن وصال مژده سین آلا

دئدی توقف ایله ای یتیم لره آتا حسین

 

سنه بو گوزلریم فدا دایان بابا دایان بابا

دوزنمیرم فراقیوه کی قلبیم اولدی قان بابا

دوباره عرضیمی ائشید جهاده اول روان بابا

بویور بحق فاطمه سنی گوروم هاچان بابا

اوساعتی گوزه تلییوم دئییم یانا یانا حسین

 

دئدی ائله ای کی باتدی گون چکیلدی نور روشنی

واریمدی بزم خلوتیم گئجه گوزتله رم سنی

بی بی ن کی یاتدی ترک ائله ائ پاره پاره خیمه نی

بو قتلگاهی آختاریب  تاپارسان اوردا سن منی

سنه یارالی سینه ده درست ائدیب دی جا حسین

 

دئدی بو دعوتین بابا منه یئتیردی تازه جان

امید وصلیلن گئجه  بو دشتی سیر ائدن زمان

اوزوم غریب و نابلد نه دن بیلیم هایاندا سان

او وقته اولدوغون یئری علامتیله وئر نشان

دئدی قیزیم گله نده سن اوزی ائده ر صدا حسین

 

قدم قویاندا نصف شب او دشت پر مخافته

هایاندا کی توشه ر گوزون شعاع نور

دایانما تئز یتیر اوزون  او نور اولان علامته

سینه مده ساخلارام سنی یئتر سن استراحته

چوخور مکان دا خوابگاه سنه ادیب بنا حسین

 

غرض حسین شهید اولوب داغیلدی  یاندی خیمه لر

اسیر و دستگیر اولوب حریم شاه خونجگر

کنار نحر علقمه ویریلدی خیمه ی دگر

او خیمه ده ائدیب مکان عیال سید البشر

سپهر لاجوردی یه چیخوب نوای وا حسین

 

ظهوره گلدی دیو شب گئییب  لباس تیره تار

قوشون یاتیب  کسیلدی سس قارالدی دشت و کوهسار

رقیه گوردی نصف شب نه شمر وار نه خولی وار

ایاقه دوردی خیمه دن یواش یواش اولوب کنار

 

گوروب جنازه لر دوشوب  گوز ایشله دیکجه توپراقا

اوزاقدا نور گورسه نیر ایشیق سالیب ساقا سولا

صفای عشق جلب ائدیب مجال یوخ دایانماغا

او وعده گاهی گورجه یین بنا قویوب دی قاشماغا

دایانما گل رقیه جان اونی ائدیب صدا حسین

 

دئیل له نهر اولان بدن چاغیردی نازلی دخترین

اوزاتدی سالدی بوینونا ایکی یارالی اللرین

دئدی بو جراته قیزیم هزار احسن آفرین

زیارت ایله دین بالا سینه مده اصغرین یئرین

 

دئدی فدا اولوم بابا اطاق زرنگاریوه

گتیردیم اشک مرحمی  بو جسم زخمداریوه

سینه نده یئر ویره ن زمان  او  طفل شیرخواریوه

دوباره قویما من گئده م منی ده آل قوجاقیوه

ائله جفا و زجردن  رقیه وی رها حسین

 

قیزیم یازیلمه ییب سنه بو کربلاده مدفنی

ائدرسن آخرین مکان دمشقیده خرابه نی

داخی یوبانما گئت بالا  که عمه ن آختاریر سنی

 

ویریر عریضه یحیوی حسینه نوحه خوانیزه م

گئچیبدی اللی دن اوج ایل  دخیل خاندانیزه م

غلام پیر درگه  فرشته پاسبانیزه م

شفاعتیزده وار گوزوم گدای آستا نیزه م

زمان احتضاریده یتیش هارایه یا حسین

 

لینک دیگری از نوحه ی تمدن : 

خدا رحمت کند یحیوی و حاج باقر تمدن را که هر کدام به نوبه ی خود انصافا هنری مانگار خلق کرده اند.

السلام علیک با ابا عبدالله

  نظرات ()
درسی از عاشورا نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٩/٥

در قسمتی از زیارت عاشورا میخوانیم : 

و لَعَنَ اللهُ اُمّةً اَسرَجَت و اَلجَمَت و تَنَقّبَت لِقِتالِکَ

و خدا لعنت کند گروهى راکه اسبها را زین کردند و لجام زدند و براه

افتادند و خود را آماده برای مقاتله با شما کردند

 


شرح :

اسراج اشتقاق از لفظ سرج است و سَرج( به فتح سین و سکون راء) زین اسب را گویند و سراج کسى را گویند که زین میسازد و چون گویند  ))اسرج الفرس به معنی گذاشتن زین بر روی اسب است  ((پس معنى چنین میشود که خدا لعنت کند آنهایى که زین اسبهاى خود را محکم بستند .

الجمت ، لجام به کسر لام معرب لگام است و چنانچه جوهرى گفته دهانه اسب است

تنقبت ، ماءخوذ از نقاب یعنى پارچه اى است که زنان با آن صورت خودرا میپوشانیده اند، در زمانهاى سابق رسم چنین بوده که در جنگها نقاب بصورت خود میزدند تا در میدان جنگ شناخته نشوند.

-----------------------------------------------------------------------

این یک نکته ی مهم و سرنوشت ساز برای زندگی بشر است که بداند کوچکترین همراهی با ظلم موجب لعن خداوند است . حتی اگر در حد یک زین بستن باشد. حتی اگر در حد یک افسار کشیدن باشد. حتی اگر در حد یک لباس جنگ پوشیدن یا پوتین پوشیدن باشد. طبیعی است که همه ی کسانی که زین و لگام کردند در نبرد کربلا به جنگ و مقاتله و نبرد یا کشتار مبادرت نکردند و چه بسا تماشاچی بودند. اما بازهم لعنت خداوند شامل آنها میشود. زیرا خداوند همه ی حرکات و سکنات انسانها را که در مسیر زندگی انجام میدهند در سرنوشت جامعه دخیل میداند و حقیقت هم همینگونه است. حتی اگر کسی جزو سیاهی لشکر سپاه ظلم هم باشد در ظلم شرکت کرده و به همان میزان سزاوار مجازات است.

السلام علیک یا ابا عبدالله

  نظرات ()
چیزی که از سلام بر حسین هم بهتر است نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۸/۳٠

سلام برحسین !  

السلام علیک یا ابا عبدالله !

وای که این کلام سحر آمیز، چه سخن زیبایی است ! و عجب آهنگ دلنشینی دارد. علی الخصوص وقتی این کلام را با آهنگ مخصوصی که دارد ادا میکنی ، قیامتی در دلت برپا میشود. مثل این است که در یک چشم بهم زدن ، فاصله ی خود تا بیخودی را برق آسا سیر کرده ای. حقیقتا انسان  با این سخن بال و پر میگیرد و پرواز میکند تا . . . کجا آباد . اگر چنین پروازی را دوست داری فقط کافیست چند لحظه ی کوتاه چشمانت را ببندی و پچ پچ کنان با خودت بگویی "السلام علیک یا ابا عبدالله" به همین راحتی !

میدانم که تو نیز به محض اینکه این سرود زیبا را می سرایی دلت آرام میگیرد ، روحت لطیف میشود و مثل کسانیکه در مسیر رستگاری کار بزرگی انجام داده اند در خود احساس رضایت میکنی و حالت شبیه کسی است که احساس میکند که مسئولیت سنگین انسان بودن را به سرمنزل مقصود رسانیده است !  انگار توبه کرده و از گناهان پاک شده ای. احساس میکنی خدا از تو خوشش آمده است و بخاط این حق سلامی که نگه داشته ای تو را بخشیده است. باز هم به همین راحتی !

سلام بر حسین  ، اینگونه معجزه میکند. اما یک شرط دارد. این سخن برای کسی سحر آمیز است که بتواند در ادامه ی این سلام سخن دیگری نیز بگوید وگرنه این حالت را تجربه نخواهد کرد و آن چیزی نیست جز اینکه بتواند بگوید "لعنت بر یزید" . 

آری نکته دوم شرط صحت گام اول است. زیرا کسان زیادی بر حسین سلام کردند اما بعد از آن به یزید هم سلام دادند و سلام دومشان سلام اولشان را نابود کرد. ولی آنان که جرات "لعنت بر یزید" گفتن را پیدا کردند آنان بودند که به "سلام برحسین" معنا بخشیدند و آن را کامل کردند. سلام برحسین خوب است اما اگر نتوانی مصرع دوم این شاه بیت را بسرایی چنان است که انگار هیچ سخنی نگفته ای . 

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذالک 


  نظرات ()
درسی از عاشورا نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۸/٢٥

درسی از عاشورا : اگر امام حسین در کربلا مبارزه نمیکرد و شهید نمیشد معلوم نبود که حس نفس دوستی و عافیت طلبی انسان ، دامنه ی تقیه را تا چه حد وحشتناکی گسترش میداد. امام با شهادت خود نشان داد که به خطر افتادن جان ، همیشه نمیتواند بهانه ی خوبی برای کتمان حقیقت و دستاویزی برای مصلحت اندیشی و تحمل ظلم باشد.

این ، درس بسیار مهمی است که امام با خونش بر تخته سیاه تاریخ نگاشت تا هرگز فراموش نشود.


 

تقیه ، اصطلاحی دینی به معنای ابراز داشتن عقیده یا انجام دادن کاری بر خلاف نظر قلبی خود به دلایلی خاص می‌باشد.

  نظرات ()
تا چرخ سفله بود خطائی چنین نکرد نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۸/٢۱

مصراعی در این قطعه ی مرحوم محتشم است که عظمت روز عاشورا در آن متبلور است.

خاموش محتشم که دل سنگ آب شد
بنیاد صبر و خانه ی طاقت خراب شد

خاموش محتشم که ازین حرف سوزناک
مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد

خاموش محتشم که ازین شعر خونچکان
در دیده ، اشک مستمعان ، خون ناب شد

خاموش محتشم که ازین نظم گریه خیز
روی زمین به اشگ جگرگون کباب شد

خاموش محتشم که فلک بس که خون گریست
دریا هزار مرتبه گلگون حباب شد

خاموش محتشم که بسوز تو آفتاب
از آه سرد ماتمیان ماهتاب شد

خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین
جبریل را ز روی پیامبر حجاب شد

تا چرخ سفله بود خطائی چنین نکرد
بر هیچ آفریده جفائی چنین نکرد

  نظرات ()
این آه جگر سوز نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۸/۱۸

این آه جگر سوز از کدام سینه ی سوخته برآمده است که اینگونه آتش دل را شعله ور میکند ؟ اگر چه اثری از نام این شاعر دلسوخته نیست اما پیدا ست که سراینده ی آن در قله های رفیع عرفان و ادب جای داشته است. 

این شاهکار ، این ثمره ی طبع لطیف ،  مثل یک الهام روحانی است که در طلوع لحظه ای عرفانی ،  جان شاعر را در بر گرفته  و بی پروا بر زبان عاشقی روانه گشته است. نزدیک است که از خواندن این ابیات آتشین،  جان عاشق خواننده شعله ور گردد و تن و روانش جمله خاکستر شود. 

بساط کربلا برپا اولونجا                 بوعالم سربسر ویران اولیدی 

نه آل مصطفی نالان اولیدی           نه دشت کربلا آلقان اولیدی

 نه اهل کوفیه پیغمبر اوغلی          گلیدی کوفه ده مهمان اولیدی

نه اکبر قطعه قطعه دوغرانیدی        نه لیلانون ایشی افغان اولیدی

علی اکبر نه تشنه جان ویریدی       نه زلفی گل یوزه افشان اولیدی

نه عباسون قولی تندن دوشیدی     نه جسمی خاکیله یکسان اولیدی

نه قوللاری دوشوب بیرق یاتیدی      نه پرگار حسین تالان اولیدی

سودان اوتری نه اصغر آغلیدی        حسین نه عازم میدان اولیدی

نه اصغر اللری اوسته امامون          نشان ناوک پیکان اولیدی

یاناندا خیمه لر بر اود دوشیدی        بو عالم اود دوتوب سوزان اولیدی 

نه زینب او جلالیله گلیدی              اسیر لشگر عدوان اولیدی

نه قول باغلی گیدیدی شهر شامه   نه منزل زینبه ویران اولیدی 

سوسوزدان نه رقیه ضعف ایدیدی     نه آل مصطفی گریان اولیدی

نه اوچ گون اوچ گجه پیغمبر اوغلی   حسینون پیکری عریان اولیدی

نه باشی نیزه باشینده او شاهون    گیدیدی خولیه مهمان اولیدی

 

  نظرات ()
خاکی که در روز عاشورا تبدیل به خون شد نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٧/۱۸

26 روز تا عاشورا باقیست و روایتی بسیار شگفت و معتبر حال و هوای ما را از همین الان به کربلا حواله میکند.این روایت را شیخ طوسی در امالی خویش با استناد به سندی که به ابن عباس می رسد، نقل می کند:


در خانه ام سرگرم استراحت بودم که ناگهان فریاد بسیار بلندی از خانه ام سلمه، همسر پیامبر بلند شد؛ بیرون آمدم و راهنمایم مرا به منزل ام سلمه برد. زن و مرد مدینه نیز به آن جا آمده بودند، چون به او رسیدم، گفتم: ای ام المؤمنین! چرا فریاد استغاثه برمی آوری؟ او پاسخی به من نداد و نزد دیگر زنان بنی هاشم رفت و گفت: ای دختران عبدالمطلب! مرا یاری و همراهی کنید و همراهم بگریید. به خدا سوگند که سرور شما و سرور جوانان بهشت کشته شد! به خدا سوگند که سبط رسول خدا و دسته گل او به شهادت رسید! گفتند: ای ام المؤمنین! این را از کجا دانستی؟ گفت: هم اینک پیامبر خدا را در خواب دیدم که پریشان و وحشت زده بود؛ چون از حالش پرسیدم، فرمود: «امروز پسرم حسین با اهل بیتش کشته شد و من آنان را به خاک سپردم و اکنون از کارشان فراغت یافته ام.» من (ام سلمه) برخاستم و در حالی که هیچ از خود نمی دانستم، به خانه رفتم و به جستجو پرداختم. ناگهان چشمم به تربت حسین علیه السلام افتاد که جبرئیل از کربلا آورد و گفت: «هرگاه این خاک تبدیل به خون شد، پسرت کشته شده است.» و رسول خدا آن را به من داد و فرمود: «این خاک را درون شیشه بگذار و نزد خویش نگهدار، هنگامی که تبدیل به خون شد، بدان که حسین کشته شده است.» و من اینک آن شیشه را دیدم که تبدیل به خون شده، می جوشد! سپس ام سلمه از آن خون برگرفت و بر چهره اش مالید و آن روز را روز ماتم و نوحه سرایی بر حسین علیه السلام قرار داد و پس از آن، کاروانیان آمدند و خبر دادند که حسین علیه السلام در آن روز کشته شده است.

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین(ع)

 

 

  نظرات ()
عجیب ترین گل فروشی دنیا نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱٠/٦

عجیب ترین گلفروشی دنیا

این گلفروشی باگلهایی افسونگر و بی همتا ، عجیبترین گل فروشی دنیاست که شبیه آن را در هیچ جای دنیا نخواهید دید. میگویند که از بدو تاریخ تا حال چنین گل فروشی ساخته نشده و مشابه ندارد و در آینده نیز هرگز کسی نخواهد توانست چنین گل فروشی زیبایی بسازد. هر کسی که وارد این گل فروشی شود بی اختیار محو زیبایی های آن میشود . خاصیت عجیبی که این گلفروشی دارد این است که بازدید کنندگان آنقدر تحت تاثیر زیبایی گلها میشوند که بی اختیار از فرط احساسات گریه میکنند و اشکشان سرازیر میشود. شنیدم که یکی از بازدیدکنندگان با حسرت و اشتیاق تمام میگفت : ای کاش من هم یکی از این گلها بودم شاید باورتان نشود اما من خودم کسانی را در این گلفروشی دیدم که د رهنگام بازدید ، از فرط اشتیاقی که داشتند خود تبدیل به گل شده بودند. بدنشان گلبرگ شده بود و وقتی نگاهشان میکردی تصور میکردی سرشان از میان گلبرگها روییده است و دائم میخندیدند. با اینکه گل های این گل فروشی ، فوق العاده زیبا ، منحصر بفرد و دلربایند

اما عجیبتر این است که همه میگویند خود گل فروش از گلهایش زیباتر است ومردم بیش از آنکه به گلها خیره شوند محو جمال دلربای گلفروش میشوند. او به همه لبخند میزند ولی همه با دیدن او گریه میکنند. مردم از همه ی گلها بازدید میکنند و آخرسر دوباره محو تماشای گلفروش میشوند

 

برای دیدن تصویر این گلفروشی باید شعر زیر را بخوانی

 

در پی معشوق اندر جست و جو

 طالب وصل است در نی زار عشق
خط فاصل 
 غنچه ای نشکفته از گلزار چید

تا نماید هدیه بر دلدار عشق
خط فاصل 
شاخه ی گل را بروی دست خویش

تا رساندش بر در دربار عشق
خط فاصل 
پس ندا بر عاشقان زد بر ملا

کیست طالب بر گل بی خار عشق
خط فاصل 
گلفروشم گلفروشم گلفروش

تحفه آوردم سر بازار عشق
خط فاصل 
ناگه از معشوق آمد این ندا

من خریدار گلم با خار عشق
خط فاصل 
تیر صیاد از کمین بر جست و زد

بوسه بر حلقوم گل رخسار عشق
خط فاصل 
غنچه اش بشکفت و زد لبخنده ای

که ای پدر سیرابم از دیدار عشق
خط فاصل 
شاخه ی گل روی دست باغبان

قبله را می جست چون پرگار عشق
خط فاصل 
رنگ از رخسار برگ و گل پرید

شد خزان در دامن سالار عشق

خط فاصل

  نظرات ()
تست عاشورایی بودن نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٩/٩

هر حرکت اجتماعی با شعار هایش شناخته میشود. حرکتی که انجام میشود اگر شعار نداشته باشد بی معنی خواهد بود . البته ممکن است گاهی وقتها در برخی راهپیمایی ها  صدایی از جمعیت برنخیزد اما این به معنی نداشتن شعار نیست بلکه به این معنی است که آنها شعارشان را با سکوتی معنی دار اعلام میکنند  . هر شعار بیان کننده ی پیام اصلی حرکتهای اجتماعی است.

شعار بارز عاشورا  با عبارت تلخیص شده ی "هیهات من الذله" بیان شده و با عبارت "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا"  تکمیل میشود. "هر روز عاشورا و هر سرزمین کربلا ست"

این شعاری به عمق تاریخ است و هرگز پایانی برای این شعار متصور نیست. "هر روز عاشوراست" یعنی شعار هیهات من الذله  هر روز باید از زبان و عمل ما جاری باشد و در هیچ روزی از روزهای زندگی مان اجازه ی پذیرش ذلت را نداریم و گرنه عاشورایی نیستیم . و هر سرزمین کربلاست یعنی در هر مکان که لازم باشد باید جان و زن و فرزند و خانمان و تمام زندگی مان را تقدیم شعار و راه مقدسمان کنیم و گرنه کربلایی نیستیم .  کسانیکه منتظرند تا عاشورایی دیگر فرارسد تا حسینی شوند و زمین کربلایی دیگر را ملاقات کنند تا آماده ی فداکاری شوند سخت در اشتباهند. 

اگر همین الان عاشورایی و کربلایی نباشی هرگز نخواهی شد و بدان که ادعایت دروغی بیش نیست.

اگر همین الان که در حال نوشتن مطلب ارزشی جهت نشر تعالیم اسلام برای وبلاگت هستی ، اگر صدای اذان را شنیدی و اقامه ی نماز را برای بعد از اتمام مطلب موکول کردی . . . عاشورایی نیستی!

اگر حقوق بگیر هستی و با تهدیدات رئیس خودت  مبنی بر قطع اضافه کاری یا امثال آن قبول کردی که حق کسی را ضایع کنی . . .  عاشورایی نیستی !

اگر از ترس اخراج از اداره و  قطع شدن روزی زن و بچه ات ظلمی را نادیده گرفتی و به بهانه ی تقیه ، به انجام عمل نادرستی تن دادی . . .  عاشورایی نیستی!

اگر عمل اشتباه هم حزبی خودت را به بهانه های گوناگون درست جلوه دادی . . . عاشورایی نیستی!

اگر با داشتن وامهای متعدد از ترس عدم توانایی در باز پرداخت اقساط وامهایت و برای افزایش میزان درآمدت چاپلوسی رئیست را میکنی . . . عاشورایی نیستی!

اگر اضافه کاری بی مورد و غیر ضروری در اداره را روشی برای احقاق حقوق خودت میدانی . . . عاشورایی نیستی!

اگر برای استخدام فامیلت در اداره به روشهای غیر شایسته سالاری دست میزنی . . . عاشورایی نیستی!

اگر دروغ مصلحت آمیز را بیش از یکبار در چند سال بکار میبری . . . عاشورایی نیستی!

اگر کاسب هستی و به رگ مشتری نگاه میکنی و خون اضافه میگیری . . . عاشورایی نیستی!

اگر پزشک جراح هستی و از مریضهایت بغیر از دستمزد بیمارستان پول چاقو میگیری . . . عاشورایی نیستی!

اگر معلم هستی و کم کاری در کلاس را با کلاسهای خصوصی شاگردانت جبران میکنی . . . عاشورایی نیستی!

.

.

.

اگر دروغ میگویی ، تهمت میزنی ، غیبت میکنی ، کم کاری میکنی ، رشوه میگیری ، جنس معیوب میفروشی ، بد خلق هستی ، در داخل اجتماع یا خانواده خشن وبی رحم هستی ، در درس تقلب میکنی ، استاد هستی و نمره های تبعیض آمیز بذل و بخشش میکنی ، به بهانه ی اخبار ماهواره می بینی ، به بهانه ی متاهل بودن در فضای خصوصی فیلم مستهجن نگاه میکنی ، وام زیاد میگیری ، با سود بهره های بانکی کسب درآمد میکنی ، وسایل آرایش میفروشی ، برای نماز خواندن و نوحه سرایی اهل بیت پول میگیری ، برای رفتن به حج پارتی بازی میکنی و . . .    عاشورایی و کربلایی نیستی . . .  بهشت را به بها بدهند و به بهانه ندهند. اگر همین امروز عاشورایی و همین مکان کربلایی نباشی ، هرگز نخواهی شد . . .

عاشورا جای دروغ مصلحت آمیز و تقیه و تسامح و تساهل و مصلحت اندیشی و رفاه طلبی و " آینده نگری دنیایی "  و " تسلیم به امید رویشی دیگر" و "دروغگویی به امید راستگویی دیگر" و نگرانی برای روزی زن و بچه و کسب موقعیتهای اجتماعی بالا  نیست. . . . . . .  کربلا ، زندگی در آغوش حقیقت محض است ، بی تعارف! . . . .   به هوش باشیم !

  نظرات ()
تصویر سازی عجیب یحیوی از عصر فردای عاشورا نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٩/٧

سخن ما از عاشورای حسینی است و کیست که از عاشورا سخن بگوید ولی نامی از شاعر بزرگ ایران یعنی یحیوی نبرد. یحیوی شاعر توانای اردبیلی است که تصویر سازی در شعر او به حد اعلای خود رسیده است . شعرهای او در مدح عاشورا در سطح بسیار عالی و ستودنی است . یکی از شعر های او در باره عاشورا به حال وهوای عصر روز 11 محرم اشاره دارد که شنیدنی است و البته مداح گرانقدر آقای تمدن نیز این شعر را با شور و حال وصف ناشدنی و با صدایی فوق العاده زیبا خوانده است و بدین طریق با تلفیق هنرمندی این دو بزرگوار ، اثری جاودانی خلق شده است و براستی که شنیدن این عزاداری حال آدم را منقلب میکند.

 عاشورا  Ashura

یحیوی در این شعر طویل به صحنه سازی واقعه ی عاشورا می پردازد و اوج هنر گفتار خویش را در تصویر سازی حماسه عاشورا به نمایش میگذارد. شنیدن این اشعار مانند تماشای تابلوهای هنری نفیس انسان را به تحسین وا میدارد. برخی از صحنه سازیهای این شاعر توانا در زیر بیان میشود :

 

تابلوی شماره 1

بنی اسد ده بیر نفر ائدیب دی بو روایتی

محرم آیی نین اونی تاپیب حسین شهادتی

صاباحی گئتدی کوفیه قوشون آپاردی غارتی

اوچؤلده قالدی یادگار هواده قان علامتی

اسنده یئل کی، سسله نیر دئییر هواده : «یاحسین»!

 

 

تابلوی شماره 2

دئییرکی، عصر تنگ ایدی افقده گون باتان زمان

واریدی مزرعم منیم او چؤلده سبز و ارغوان

او کشتزاری گؤرمگه روانیدیم قدم زنان

ساتاشدی ناگهان منیم گؤزومه سهمگین مکان

قولاقیمه یئتیشدی وای غریب نینوا حسین

 

تابلوی شماره 3

یئتر مشامه بوی خوش نسیم شامگاهیدن

نه بوی دلپذیرکی، چیخار گول و گیاهدن

غبار مشک پخش اولور زمین خیمه گاهیدن

بهشت عطری قاوزانیر هوای قتلگاهیدن

او تربت مقدسی ادیبدی طوطیا حسین

 

 تابلوی شماره 4

او دشت خوفنا کده دوشوب یارالی نعشلر

برهنه سینه‌لرده قان چو نقره اوسته نقش زر

بیلکدی، قولدو، جسمدیر، اولور نظرده جلوه‌گر

سه شعبه تیرلر ده‌یوب آچوب جنازه‌لرده پر

فدای حقیلن ائدیب او عرصه نی منا حسین

 

تابلوی شماره 5

هواده دسته – دسته قوش گؤرور گولون بهارینی

انیب قانادیله سیله بدنلرین غبارینی

بیر آیری دسته قوش آچار پران سایه دارینی

آلیر یارالی نعشدن حرارتین فشارینی

قاناد ووراندا چؤللره دوشور صدای وا حسین

 

 تابلوسازی فوق العاده عصر :

 

تابلوی شماره 6

چکیلدی رنگ آفتاب او قورخولی مکانیدن

چیخیبدی بیر مهیب شیر میان نیستانیدن

بدنلره باخیب کئچیب کنار کشتگانیدن

گلیر خفیف همهمه او شیر بی زبانیدن

گزیر یاواش – یاواش دئییر دیلینده بی‌صدا حسین

 

تابلوی شماره 7

یئتیشدی تاپدی مقصدو مرادی نین یاتان یئرین

کنار قتلگاهینه ادبله ووردو اللرین

اگیلدی اوپدی ایله دی یارالی قانلی حنجرین

بویاردی یال و کاکلین سیلردی خون احمرین

اوقاندا آشکاریدی ملمع الدماء حسین

 

 تابلوی شماره 8

چکردی بانگ عربده سالاردی دشته نعره‌سین

سپردی باشه تورپاغی یئره ووراردی پنجه سین

طواف ائدردی متصل ضریح عشق کعبه سین

گلیب وحوش جنگلات او شیرین آلدی دؤره‌سین

هامی جهانیان سنین مقامیوه فدا حسین

 

 تابلوی شماره 9

ایشیق چکلیدی کاملاً دؤنوب هوا اَنیب شفق

هوادن ابر ظلمتی آییردی خارق الفلق

ستارگان تابناک بؤلوندولر ورق – ورق

کی لکّه – لکّه نوردور گلیر یئره طبق – طبق

او نور آسمانییه اؤزو وئریر جلا حسین


 تابلوی شماره 10

او نورلر اَنیر یئره بو نور عرشه قووزانیر

او پارچا – پارچا نورلر بونورون اوسته توولانیر

فضای تیره رنگده چراغ آسمان یانیر

بونورکی، چیخیرگؤیه‌ هامی جهان ایشیقلانیر

جمال حقی گؤستریر طلیعه ضحاء حسین

 

تابلوی شماره 11

ائشیتیدم اوندا غیبدن اوجالدی نوحه و نوا

او نورلردن آیریلیر صدای ضجّه و بکاء

گؤزه گورونمز آغلایان گلیر ترنم عزا

کی، دسته جمعی سسله‌نیر حسین‌وا،حسین‌وا

غریب نینوا حسین قتیل اشقیا حسین

 

 تابلوی شماره 12

دئییر باشیمی قووزادیم نه گؤردوم اول زمانیده

هلالی قووسدور قزح چکیلمیش آسمانیده

حریر هفت رنگ تک عیاندی کهکشانیده

بو ایکی جمله ثبت اولوب او منجلی کمانیده

سفینة النجا حسین چراغ رهنما حسین


 و این تابلو سازی های زیبا ادامه دارد . . . و صحنه های عجیب عاشورا را در ادامه بیان میکند و مقام سید الشهدا را با چنان شور و عباراتی شرح میدهد که انسان دوست ندارد این حماسه سرایی به پایان برسد. از خداوند میخواهیم برای یحیوی بخاطر این شعر زیبا وبرای آقای تمدن بخاطر این نوحه سرایی فوق العاده اش پاداش نیکو عنایت فرماید. در زیر نوای شورانگیز نوحه سرایی تمدن را تقدیم میکنم.

 

 

.

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین

ادامه شعر در این اینجا

 

  نظرات ()
تصویر سازی شورانگیز عاشورا در شعر تاج الشعرا نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٩/٦

آنجه در زیر آمده است شعر بسیار شور انگیزی از یحیوی ملقب به تاج الشعرا است که دارای مضامین عالی از واقعه ی کربلاست . شعرهای یحیوی از قدرت تصویرسازی بسیار بالایی برخوردارند و در حد یک شاهکار هستند و واقعا تاج الشعرایی برازنده ی اوست. دیدن و شنیدن فیلم شعر خوانی شور انگیز رهبر انقلاب که با حس و حال بسیار عالی ، بخشهایی از این شعر را قرائت میکردند انگیزه ای برای انتشار آن شد.

 

آی باتدی صبح آچیلدی زینب نوایه گلدی
زهرا دئدی حسین وای عالم صدایه گلدی

چون ییخدیلار آتیندان سلطان تشنه کامی
دنیایه اولدی اعلان قتل الحسین پیامی
جناتیدن ائشیتدی پیغمبر گرامی
نعلین سیز عباسیز کرب و بلایه گلدی

پیمانه عالم اولدی جانانه وئردی جانین
شوق و شرافتی لن طی ائتدی امتحانین
شمر دغا توکه نده خاک منایه قانین
یوزدوتدی آسمانه حمد و ثنایه گلدی

خون خدا توکولدی گودال کربلایه
یئرلر تزلزل ائتدی رعشه دوشوب سمایه
کروبیان لاهوت آغلاشدی بو بلایه
یئل اسدی گون دوتولدی ظلمت فضایه گلدی


خون حسین بوغازدان جاری اولان زمانی
جبریل آپاردی عرشه بیر شیشه ده او قانی
اول شیشه دن نمودار اولدی بلا نشانی
قوزاندی بوی ماتم اهل سمایه گلدی


نور حق اولدی لامع باشسیز قالان بدنده
راس حسین مظلوم سر نیزیه گئدنده
باد سیاه اسنده یئر زلزله ائدنده
سیندی نظام دنیا حد فنایه گلدی


نزدیک ایدی یئریندن چیخسون مدار دنیا
آل امیه ائتسون دستور شرعی ملغا
سرنیزه دن ائدنده نور حسین تجلا
دین محمد اوسته نورانی سایه گلدی


فرمان غارتیلن تللی آشوب عربلر
گوردی اوهای و هویی اطفال زار و مضطر
قاچیپلا خیمه گاهه بیردن اوجالدی سسلر
عمه آماندی لشگر خیمه سرایه گلدی


صحرانورد عربلر خرگاهی یاندیراندا
باشی آچیخ حرملر اوتدان چیخوب قاچاندا
قالخیب بحتر آتش گیزلندیلر دوماندا
توسدی اوجالدی قاره پرده هوایه گلدی


بیر خیردا قیز قاچیردی دوتموش آلوعباسین
مرد یهودی دوتدی خاموش ائدب لباسین
گتدی اله حسینون دلبندینون رضاسین
احسن او شیخه مشکل وقته هرایه گلدی


گرائتمه سئیدی زینب نسل حسینه امداد
اولموشدی اود ایچینده سوزان امام سجاد
قیلدی رشادتیله اوتدان امامی آزاد
بیر تازه زندگانلیق زین العباده گلدی


زهرا گزه ردی گوندوز اطراف ماجراده
تا کوفیه حسینون گئتدی باشی جیداده
نعش حسینی آخشام باشسیز قویوب آراده
گون باتجاقین او خاتون مطبخ سرایه گلدی


حوران باغ جنت محزون گرفته سیما
حوا خدیجه خاتون مریم جناب سارا
آشفته مو سیه پوش دیللرده وای حسین وا
زهرایه همدم اولسون بزم عزایه گلدی


اللی اوچ ایل قاپوندا وار یحیوی حسین جان
نوحه یازیب غمونده اولموش مریض و نالان
دست مبارکونله دردینه ائیله درمان

امید صحت ایله باب شفایه گلدی

---------------------------------------------------------

مرحوم تاج الشعرای اردبیلی متخلص به یحیوی

نثار روح پاکش صلواتی ختم کنیم

  نظرات ()
جوشش احساسات ناب استاد شهریار در محرم نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۸/٢۳

محرم دیر ، خانیم زینب عزاسی

بیزی سسلر حسینین کربلاسی

یولی باغلی قالیب دشمن الینده

داها زوارینین یوق سس- صداسی

( بوگون کرب بلا ویران اولوب دیر ) (حسین أوز قانینا غلطان اولوب دیر )

چاغیر شاه نجف گلسین هرایه

جهادیله آچاق یول کربلایه

علی نین ذوالفقاری داده چاتسین

حسین قربانلاری گلسین منایه

( بوگون کرب بلا ویران اولوب دیر ) (حسین أوز قانینا غلطان اولوب دیر )

جهاد میدانی دیر، ملت دایانسین

مسلمان خواب غفلتدن اویانسین

اوجالسین نعره الله اکبر

گرک کافر جهنم ایچره یانسین

( بوگون کرب بلا ویران اولوب دیر ) (حسین أوز قانینا غلطان اولوب دیر )

گلیب غیرت گونی ، همت زمانی

اوجالداق باشدا آذربایجانی

گئده ک صدام کافرله جهاده

ییخاق بو بی مروت ائو ییخانی

( بوگون کرب بلا ویران اولوب دیر ) (حسین أوز قانینا غلطان اولوب دیر )

حسین زواری نین قورتاردی صبری

قیراق بو قوردلاری ، کافتاری ، بیری

آچاق یول کربلایه ، کاظمینه

چکک آغوشه او شش گوشه قبری

( بوگون کرب بلا ویران اولوب دیر ) (حسین أوز قانینا غلطان اولوب دیر )

گرک دین اولماسا ، دونیانی آتماق

شرف ،عزتلی بیر دونیا یاراتماق

سعادت دیر حسین قربانلاری تک

شهادتله لقاء اللهه چاتماق

( بوگون کرب بلا ویران اولوب دیر ) (حسین أوز قانینا غلطان اولوب دیر )

مسلمان صف چکیب دعوایه گلسین

چاغیر عباسی تاسوعایه گلسین

قیزی زینب أوزی صاحب عزادیر

چاغیر زهرانی عاشورایه گلسین

( بوگون کرب بلا ویران اولوب دیر ) (حسین أوز قانینا غلطان اولوب دیر )

آنا ! اوغلون شهید اولدی مبارک

شهادتله سعید اولدی ، مبارک

امید جنتین تاپدین ، دا سندن

جهنم ناامید اولدی ، مبارک

( بئله طوی کیم گؤروب دنیاده قاسم ) ( طویی یاسه دؤنن شهزاده قاسم )

  نظرات ()
مطالب اخیر انتخاب روحانی ، حاصل اتحاد یکروزه نظر سید محمد خاتمی در باره ولایت فقیه فاجعه ای بنام حسن روحانی سخن چیست؟ آیا دولت آقای روحانی توان حل مشکلات اقتصادی را ندارد؟ وقتی خدا امر کند ... تلقین میت چه لزومی دارد آیا جنیان از غیب و آینده خبر دارند Egypt نام لاتین کشور مصر یعنی چه ؟ تشبیه اسرائیل به کمربند پوسیده در تورات
کلمات کلیدی وبلاگ حکمت (۱۸٦) آمریکا (۱٢٧) شعر (۸۱) پهلوی (٧٦) رفسنجانی (٦٥) امام حسین (٥٩) حدیث (٤٩) عاشورا (٤۸) روحانی (٤٠) امام علی (۳٧) دعا (۳٤) قرآن (۳۳) امام خامنه ای (٢٩) حضرت محمد (٢٧) احمدی نژاد (٢٥) مصدق (٢۳) حکایت (٢۳) انتخابات ریاست جمهوری (٢۱) خاتمی (٢٠) خدا (۱٩) ashura (۱٩) غرب (۱۸) حجاب (۱٧) نماز (۱٥) علم (۱٤) اسرائیل (۱٤) محرم (۱۳) اسلام (۱۳) صادق هدایت (۱۳) میرحسین موسوی (۱۳) امام خمینی (۱۳) سیاست (۱٢) امام صادق (۱۱) شهریار (۱۱) جغرافیا (۱۱) امام زمان (۱۱) اصلاح طلبان (۱۱) رضاشاه (۱٠) شاه (۱٠) انسان (٩) عشق (٩) رمضان (٩) زیارت عاشورا (٩) فساد (۸) فتنه (۸) امام رضا (۸) شهید (۸) داستانک (٧) نجوم (٧) جنگ (٧) امام جواد (٧) جمهوری اسلامی (٧) سبک زندگی (٧) مصائب (٦) یارانه ها (٦) حضرت زهرا (٦) ترک (٦) اعمال (٦) ایران (٦) حقوق بشر (٦) انقلاب (٦) هنر (٥) خامنه ای (٥) دروغ (٥) آزادی (٥) حج (٥) کربلا (٥) آذربایجان (٥) فلسطین (٥) نوحه (٥) روزه (٥) یهود (٥) جمعیت (٥) محرم و صفر (٥) بوز قورد (٥) بوزقورد (٥) زلزله تبریز (٥) ویروس فرهنگی (٤) گرگ خاکستری (٤) عیدفطر (٤) عید غدیر (٤) امام هادی (٤) آل سعود (٤) تبریز (٤) عید نوروز (٤) قدس (٤) عید (٤) اینترنت (٤) مادر (٤) خانه (٤) ماهواره (٤) ایمان (٤) انتخابات مجلس (٤) ازدواج (٤) سیاسی (۳) زن (۳) کامپیوتر (۳) خنده (۳) زندگی (۳) هاشمی (۳) گل (۳) تورم (۳) عدالت (۳) دموکراسی (۳) شیطان (۳) فناوری (۳) تکنولوژی (۳) روحانیت (۳) سلوک (۳) امام حسن (۳) انگلیس (۳) امام سجاد (۳) غزه (۳) سال نو (۳) راستگویی (۳) اقوام ایرانی (۳) عنایت خدا (۳) اجابت دعا (۳) قوم پارس (۳) فساد در سینما (٢) ملی-مذهبی (٢) حقوقهای نجومی (٢) 10 میلیارد تومان (٢) جنبش سبز (٢) 9 دی (٢) نا امیدی از خدا (٢) وام بانکی (٢) مذاکرات هسته ای (٢) عالمان بی عمل (٢) حقوق انسان (٢) قرآن سوزی (٢) تساوی زن ومرد (٢) خشونت علیه زنان (٢) لیبرال (٢) دریاچه اورمیه (٢) تست شخصیت (٢) کشمیر (٢) جنبش عدم تعهد (٢) جلیلی (٢) فضولی (٢) 5+1 (٢) سنائی (٢) عمل (٢) علامه جعفری (٢) قضاوت (٢) پیامبران (٢) شیر (٢) سوال (٢) زمین (٢) انفاق (٢) فیلترینگ (٢) زبان (٢) 29 بهمن (٢) جهان (٢) پدر و مادر (٢) عبادت (٢) سوریه (٢) مطهری (٢) شب قدر (٢) توبه (٢) نذر (٢) صهیونیسم (٢) صلوات (٢) هندوانه (٢) شعبان (٢) یاحسین (٢) ریا (٢) علوم تجربی (٢) زمان (٢) دزد (٢) معجـزه (٢) بهمن (٢) مناجات (٢) عباس (٢) عقل (٢) کودک (٢) اصلاحات (٢) زینب (٢) تربیت (٢) بهشت (٢) قانون (٢) تحریم (٢) تروریست (٢) نیایش (٢) کوروش (٢) شیعه (٢) خمینی (٢) منافق (٢) عرفه (٢) دانش (٢) فلسفه (٢) دل (٢) آرزو (٢) تمدن (٢) شریعتی (٢) فیلم (٢) مسجد (٢) دنیا (٢) سینما (٢) دین (٢) انتظار (٢) گرانی (٢) اندیشه (٢) سکوت (۱) ترس (۱) شادی (۱) نوکیا (۱) جوک (۱) صبر (۱) مسابقه (۱) تولد (۱) وبلاگ (۱) موبایل (۱) ورزش (۱) قلب (۱) نفرت (۱) طنز (۱) طلا (۱) باران (۱) مجلس (۱) توکل (۱) نگاه (۱) فوتبال (۱) قیامت (۱) قبله (۱) رنگ (۱) بازی رایانه ای (۱) المپیک (۱) ترافیک (۱) مهاجرت (۱) مجازات (۱) قم (۱) پزشک (۱) زرتشت (۱) عمر (۱) پیام کوتاه (۱) اعدام (۱) عطار (۱) ابلیس (۱) کافر (۱) چشم (۱) شجریان (۱) آقا (۱) آسمان (۱) قبر (۱) علی (۱) لذت (۱) روزی (۱) لطیفه (۱) هکر (۱) تخیل (۱) چمران (۱) سلیمانی (۱) بایاتی (۱) جبر (۱) تخصص (۱) استغفار (۱) بسیجی (۱) کهکشان (۱) قاضی (۱) جامعه اطلاعاتی (۱) نسبیت (۱) امام حسن عسکری (۱) حیا (۱) سید احمد خمینی (۱) بیمارستان (۱) کلاهبرداری (۱) مشایی (۱) اصلاح طلبی (۱) کعبه دل (۱) انشتین (۱) گوش (۱) خرافه (۱) انبیا (۱) عزا (۱) ادیسون (۱) سرمایه داری (۱) اصول گرایی (۱) ذکر (۱) عبدالله نوری (۱) بودا (۱) تکلیف (۱) تفکر (۱) جوان (۱) الهی (۱) شناخت (۱) نظم (۱) ویکتورهوگو (۱) انجمن حجتیه (۱) خشک و تر (۱) فریب (۱) شبهات (۱) تعهد (۱) شاید وقتی دیگر (۱) شمس تبریزی (۱) برکت (۱) سلامتی (۱) میهن (۱) اختیار (۱) پیام نوروزی (۱) تناقض (۱) جوانی (۱) اهل سنت (۱) انیشتین (۱) نوشتن (۱) خیانت (۱) امتحان (۱) راه (۱) زیبایی (۱) سانسور (۱) غم (۱) مذاکره (۱) مسلمان (۱) ظهور (۱) حزب (۱) اربعین (۱) طبیعت (۱) روشنفکری (۱) سجده (۱) گناه (۱) احزاب (۱) اوباما (۱) غرور (۱) امامت (۱) توسل (۱) ابر (۱) گفتار (۱) مغز (۱) والدین (۱) تسلیت (۱) شرق (۱) ماسک (۱) تفسیر (۱) بحرین (۱) شجاعت (۱) پروین اعتصامی (۱) بدبختی (۱) دمکراسی (۱) وحی (۱) حماقت (۱) اوستا (۱) الله اکبر (۱) بهداشت (۱) دانستن (۱) وحدت (۱) سحر (۱) روسیه (۱) روح (۱) دوزخ (۱) نیما (۱) حکومت دینی (۱) فاتحه (۱) اطلاعات عمومی (۱) نیمه شعبان (۱) حزب الله (۱) امام محمد باقر (۱) رجب (۱) مبارزه با نفس (۱) حجامت (۱) بینایی (۱) روز جهانی قرآن (۱) چادر (۱) جوک ترکی (۱) فیس بوک (۱) اسم اعظم (۱) تجارت الکترونیک (۱) انرژی هسته ای (۱) قبرستان (۱) حضرت یحیی (۱) امام کاظم (۱) دانایی (۱) فرمانده (۱) حاج همت (۱) یوم الله (۱) حلزون (۱) فتح (۱) شیخ (۱) نبوغ (۱) برنارد شاو (۱) حقارت (۱) راه قدس (۱) یتیم نوازی (۱) جهانی سازی (۱) جزیره برمودا (۱) 14 معصوم (۱) حضرت ابوالفضل (۱) اصول دین (۱) حضرت نوح (۱) جبر و اختیار (۱) فرومایه (۱) امام موسی کاظم (۱) مختارنامه (۱) حضرت ابراهیم (۱) حق الناس (۱) طرح ولایت (۱) امداد غیبی (۱) هاوایی (۱) گردن بند (۱) غضب (۱) بهشت احمقها (۱) ساده لوحی (۱) آفتاب پرست (۱) فتح ایران (۱) مدیرکل (۱) نقض غرض (۱) راهزن (۱) زمزمه های تنهایی (۱) دعای سمات (۱) سال پول (۱) بانوی شعر ایران (۱) توحش (۱) حرز (۱) ضداسلام (۱) خواب و بیدار (۱) تعویذ (۱) بیداری اسلامی (۱) نداآقاسلطانی (۱) چهارده معصوم (۱) میکروسکوپ افکار (۱) سود بانکی (۱) علم غیب (۱) خواستن توانستن (۱) تقلید سیاسی (۱) فراماسون (۱) sms تبریز (۱) اس ام اس تبریز (۱) استاد عالی نسب (۱) نشانه برای فردا (۱) توافق نامه ژنو (۱) شهبد (۱) حضرت زکریا (۱) خوض در باطل (۱) آدمخواری (۱) وضوی صفر و یکها (۱) لاحول (۱) جهنمہ (۱) جام دیجیتال (۱) کفش کتانی (۱) خسرو زارع فرید (۱) کارتهای بانکی (۱) شرکت انیاک (۱) شبکه شتاب (۱) تنگه برینگ (۱) سیلی ایام (۱) شعار سال (۱) امام نقی (۱) سوره کوثر (۱)
دوستان من برهان سایت زیبای قرآن شیعه 24 ندیم ܔگروه سایبرے مهندس میرزابیگیܔ داهول حرفهایی از جنس ناچاری نقد مدرنیته اسکالپل حکایتهای آموزنده صدای مجری مشاوره کسب و کار مدیرمالی یادداشتهای بیداری ثامن تـــــم مرجع قالب و ابزار مقتدر مظلوم | Mazloum.Ir حامیان ولایت سیّد علی نماز ورزش ایرانی پرتال زیگور طراح قالب