جوادزاده
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ جوادزاده
آرشیو وبلاگ
      راستگویی - دانایی - نظم (یادداشتهای روزانه)
نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٦/٧/۱۱

بر لب آبم و از داغ لبت می میرم 

هردم از غصه جانسوز تو آتش گیرم

مادرم داد به من درس وفاداری را 

عشق شیرین تو آمیخته شد با شیرم

اکبرت کشته شد و نوبتم آخر نرسید

سینه ام تنگ شد از بس که بود تأخیرم

کربلا کعبه عشق است و من اندر احرام 

شد در این قبله عشاق دوتا تقصیرم

دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد 

چشم من داد از آن آب روان تصویرم

باید این دیده و این دست دهم قربانی 

تا که تکمیل شود حجّ من و تقدیرم

وصل شد حال قیامم ز عمودی به سجود 

بی رکوع است نماز من و این تکبیرم

بدنم را به سوی خیمه اصغر نبرید 

که خجالت زده زان تشنه لب بی شیرم


******************  ***  *****************


سقای دشت کربلا اباالفضل، اباالفضل

آبی رسان بر خیمه ها اباالفضل، اباالفضل




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٦/٢٤

امروز اول ذی الحجه است و سی و نه روز به واقعه عاشورا باقی مانده است. ذی الحجه که فرا میرسد حاجیان به یاد خاطرات حج خود و من به یاد حج نیمه تمامی می افتم که هیچ حجی به کمال آن نرسید. 

دیروز اولین روز زیارت خوانی روزانه  بود و اولین زیارت از چهل زیارت عاشورا حال ما را دگرگون کرد و این بهترین سلام دنیا را دیروز دوباره سر دادیم : 

السلام علیک با ابا عبدالله

عاشورا Ashura  Ashoora




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٦/٢٢

 امام حسین (ع)، فاصله 470 کیلومتری مدینه و مکه را پنج روزه پیمودند

( تقریبا روزانه 90 کیلومتر) 

سرعت شتر در بیابان به دوازده کیلومتردر ساعت میرسد

عاشورا  AShura   AShoora

خلاصه  مقطعی از تاریخ عاشورا از سایت  www.islamquest.net

در ماه رجب سال 60 هجری بود که معاویه از دنیا رفت و یزید به جای او نشست.[1] چند روز پس از این که یزید دستور داد تا از امام حسین(ع) بیعت بگیرند، ایشان از مدینه خارج شده و به سمت مکه به راه افتاد. زمان خروج امام(ع) از مدینه را شب یک شنبه، دو روز مانده به پایان ماه رجب گفته‌اند.[2] پس از گذشت حدود پنج روز، امام حسین(ع) شب جمعه، روز سوم ماه شعبان وارد شهر مکه شدند.[3]

ایشان ماه‌های شعبان، رمضان، شوّال و ذی القعده را در مکه سپری کرده[4] و پس از گذشت هشت روز از ماه ذی الحجه، در روز ترویه (یک روز قبل از شروع ایام و مناسک حج و رفتن حجاج به عرفات) از مکه خارج شدند. همان روز در کوفه مسلم به شهادت رسید.[5] البته برخی نیز گفته‌اند که امام در روز سه شنبه، سوم ذی الحجه از مکه خارج شدند.[6]

با توجه به تاریخ‌های ذکر شده، امام حسین(ع) حدود چهار ماه و شاید چند روز (حدود پنج روز) بیشتر از چهار ماه در مکه حضور داشتند و برای این‌که حرمت حرم با کشته شدنش در آن از بین نرود،[7] مکه را ترک کرده و به دعوت مردم کوفه، به سمت این شهر روانه شد.


[1]. سید بن طاوس، اللهوف فی قتلی الطفوف، ص 21، نشر جهان، تهران، چاپ اول، 1348ش.

[2]. شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج 2، ص34، کنگره شیخ مفید، قم، چاپ اول، 1413ق؛ ازدی، ابومخنف، مقتل الحسین، ص 7، مطبعة العلمیة، قم، بی‌تا.

[3]. الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج 2، ص 35.

[4]. اللهوف فی قتلی الطفوف، ص 31.

[5]. الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج 2، ص 66.

[6]. اللهوف فی قتلی الطفوف، ص 60.

[7]. مقتل الحسین، ص 66.





نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٦/٢۱

امروز 28 ذیقعده است و 42 روز به عاشورا باقی مانده است. شاید همین روزها باشد که ابن زیاد برای دست یافتن به مسلم بن عقیل در جستجوی اوست و اوضاع کوفه این روزها نابسامان است و جاسوسان حکومتی امنیت را از شهر کوفه سلب کرده اند و شاید همین روزها باشد که مردم کوفه رعب و وحشت در دلهایشان افتاده است و در باره ی بیعت با مسلم تردید کرده اند و تخم بی وفایی در دلهاشان کاشته شده است.

Ashura

 

 

نحوه ورود ابن زیاد به کوفه توسط سایت شهید آوینی اینگونه روایت میشود

حرکت ابن زیاد به سمت کوفه


زیاد به سوی کوفه حرکت کرد و برادرش را موقتاً حاکم بصره گماشت ابن زیاد با 500 نفر وارد کوفه شد در حال ورود به کوفه خود را طوری نشان داد که مردم او را با حسین (ع) اشتباه گرفتند و مردم استقبال با شکوهی از او نمودند (با ذکر الله اکبر – لا اله الاالله  … ) چون ابن زیاد شبانه وارد شهر شد  و این یکی از شاهکارهای مهم سیاسی ابن زیاد است که خود را به جای حسین به مردم کوفه جا زده است تا اینکه وارد دارالاماره شد به پشت قصر دارالاماره که رسید نعمان بن بشیر درب را به سوی او و یارانش بسته بود یکی از همراهان ابن زیاد گفت درب را بگشا.

نعمان هم فکر کرد حسین (ع) است گفت تو را به خدا دور شو من جنگی با تو ندارم ولی وقتی فهمید درب را به سوی ابن زیاد باز کرد نماز صبح ابن زیاد بالای منبر رفت و بعد از حمد و ثنای خداوند گفت یزید مرا والی شهر شما کرده و مرز و دارایی شما را به من سپرده و امر کرده به فرمانبران نیکی کنم و به عاصیان سخت گیری کنم من فرمان او را اجرا می کنم سپس گفت به مسلم بن معقل بگوئید تا از خشم من بر حذر باشد. سپس از منبر پائین آمد. مسلم بن عقیل گفته های او را شنید و از منزل مختار به سوی خانه هانی بن عروه مرادی رفت و شیعیان از آن به بعد با کمال احتیاط به منزل هانی می رفتند و مردم با او بیعت می کردند تا اینکه شماره آنها به بیست و پنج هزار نفر رسید.

ابن زیاد یکی از غلامان خود را به نام معقل خواست و گفت این سه هزار درهم بگیرد و از مسلم ابن عقیل و یارانش جستجو کن و این مال را به آنها بده و خود را از آنها وانمود کن آن مرد به مسجد رفت و دید که مسلم ابن عوسجه برای حسین بیعت می گیرد نزد او رفت و گفت من مردی شامی هستم و سه هزار درهم دارم. این وجه را بگیر و مرا نزد مسلم ببر تا با او بیعت کنم . معقل بعد از چند روز اصرار و رفت وآمد بالاخره توانست مسلم بن عوسجه را قانع کند و مسلم بن عوسجه هم او را به نزد مسلم بن عقیل برد  ابن زیاد محمد بن اشعث بن قیس (اشعث دشمن قسم خورده اهل بیت و محمد و جعده فرزندان او بودند) را خواند و به او گفت برو منزل هانی و حالش را بپرس.

محمدبن اشعث به هانی گفت ابن زیاد حال تو را پرسید، بیا به کاخ بیا برویم تا او به تو خشم نکند هانی قبول کرد و به کاخ رفت و اوضاع را خیلی بد دید (معقل که جاسوس ابن زیاد بود معقل همان شخصی بود که با سه هزار درهم منزل اخفاء مسلم بن عقیل را شناخت- مسلم بن عوسجه سه هزار درهم را به ابوثمامه صائدی داد ابوثمامه صائدی هم جاسوس بود و شیعیان از وجود 2 جاسوس بی خبر بودند این دو جاسوس خطرناک در منزل هانی اسرار را به ابن زیاد رساندند و این دو نفر موجب شدند که انقلابی که زحمت ها برایش کشیده شده بود و از کوفه تا مکه گسترش داشت از هم گسیخته شود و دو ستون آن، که مسلم بن عقیل و هانی بودند را منهدم کنند و بدین گونه زمینه برای کشته شدن امام حسین (ع) مساعد شد.  

 

 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٦/٢۱

امروز 27 ذیقعده است و 43 روز دیگر تا عاشورا باقی مانده است. امام حسین (ع) در مکه و مسلم بن عقیل سفیر امام  در کوفه بسر میبرد و نامه ی مسلم مبنی بر بیعت جمعیت انبوه کوفیان با ایشان به دست امام رسیده است. حال امام در این روزها حال عجیبی است و گویا به همراه موسی بن عمران به میقات دعوت شده است.

توضیح : ماه ذیقعده آغاز میقات حضرت موسی بن عمران(علیه السلام) در کوه طور است. 
حضرت موسی 
علیه السلام پس از رهاندن قوم بنی اسرائیل از استبداد فرعون مصر و تشکیل نظام توحیدی، جهت عبادت و دریافت کتاب مقدّس تورات، به کوه طور رفت. خداوند سبحان، وی را وعده داد که او به کوه طور رود و در آنجا چهل روز اقامت گزیند و به راز و نیاز با پروردگارش بپردازد و در همانجا، موفق به دریافت "الواح آسمانی" و یا "کتاب مقدّس تورات" گردد. 
حضرت موسی
 علیه السلام شادمان شد و برادرش هارون علیه السلام را جانشین خویش نمود و خود به سوی کوه طور رهسپار شد و از اوّل ذی قعده تا دهم ذی حجّه، به مدت چهل شب و روز، در آنجا به عبادت پرداخت.  

عاشورا - امام حسین - Ashura - Ashoora

 

ماجرای رفتن جناب مسلم به کوفه از زبان سایت شهید آوینی :

رفتن حضرت مسلم به کوفه :

 

مسلم بن عقیل نیمه ماه مبارک رمضان از مکه خارج و به سوی مدینه رفت و در مسجد رسول الله نماز خواند و با آشنایان خود وداع کرد و دو راهنما اجیر کرد و با آنها از بیراهه به سوی کوفه حرکت کردند ولی متأسفانه راه را گم کردند و در هوای گرم عراق سخت تشنه شدند بالاخره راهنمایان از روی تشنگی مردند . مسلم بن عقیل به قیس بن مسمر نامه ای داد که برای امام ببرد برای امام نوشت :

اما بعد، من از مدینه با دو راهنما روانه شدم و راه را گم و تشنگی بر ما غلبه کرد و آنها (راهنمایان) مردند و به دنبال آب رفتیم من از این پیشامد نگران شدم اگر صلاح بدانید مرا معاف کنید و دیگری را بفرستید.

امام پاسخ دادند : بعد از حمد خداوند، اما بعد نگران هستم که از ترس اینکه تو را به آنجا فرستادم، استعفا خواسته باشی، به همان راهی که دستور دادم برو والسلام.

مسلم حرکت کرد و پنج شوال به کوفه رسید و به روایتی منزل مختار و به روایتی دیگر منزل مسلم بن عوسحبه اسدی رفت و با شیعیان رفت و آمد می کردند وقتی نامه امام را مسلم خواند همه گریه کردند عابس بن ابی شبیب شاکری برخاست (بعد از حمد و ثنای خداوند گفت هر وقت مرا بخوانید اجابت می کنم و همراه شما با دشمنان نبرد می کنم و جلوی شما شمشیر می زنم تا به خدا برسم و جز ثواب چیزی نمی خواهم) سپس حبیب بن مظاهر برخاست و جملاتی اینچنین گفت روایت شده است هجده هزار نفر با مسلم بیعت کردند مسلم بن عقیل بیعت آنها را به امام گزارش کرد و دستور آمدن او را به کوفه اعلام کرد . شیعیان آنقدر نزد (مسلم بن عقیل رفتند ، تا ملاقاتش فاش شد خبر به گوش نعمان بن بشیر والی کوفه رسید. نعمان بالای منبر رفت و مردم را امر کرد که از او حذر کنند و گفت من با کسی که به جنگم نیاید جنگ ندارم ولی اگر شما به روی من بایستید بنده هم خواهم ایستاد ولی امید دارم که جنگی پیش نیاید عمر بن سعد و چند نفر دیگر به یزید بن معاویه نامه نوشتند که (مسلم بن عقیل به کوفه آمده و شیعیان حسین با او بیعت کردند اگر کوفه را می خواهی مردی قوی را حاکم کوفه کن چونکه نعمان بن بشیر مردی ناتوان است).وقتی نامه ها به دست یزیدبن معاویه (لعنه ا..) رسید با مشورت معاونان ، عبیدالله بن زیاد را که آن زمان حاکم بصره بود با حفظ سمت حاکم کوفه نمود و در نامه ای به ابن زیاد نوشت (مسلم بن عقیل را پیدا کن و او را از زندان ، تبعید و یا بکش) (عبیدلله بن زیاد نوه ابوسفیان است – بنابراین زیاد برادر معاویه و یزید پسر عموی ابن زیاد است).





نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٦/۱٩

 

امروز 26 ذیقعده است و 44 روز دیگر تا عاشورا باقی مانده است. سیل نامه های مردم کوفه که دوماه  قبل در ماه رمضان به دست امام رسید باعث شد که امام مسلم بن عقیل را در نیمه ماه رمضان به کوفه اعزام نماید 

دهم‌ رمضان‌ 60 : وصول‌ نامة‌ مردم‌ کوفه‌ به‌ امام‌ حسین‌ توسط‌ عبدالله‌ بن‌سبع‌ الهمدانی‌ و عبدالله‌ بن‌ وال‌ تمیمی‌.

دوازدهم‌ رمضان‌ 60 : وصول‌ یکصد و پنجاه‌ نامه‌ از کوفه‌ به‌ امام‌ حسین‌ (ع)توسط‌ قیس‌ بن‌ مسهر و عبدالرحمن‌ بن‌ عبدالله‌ و عماره‌ بن‌ عبید.

چهاردهم‌ رمضان‌ 60 : وصول‌ نامه‌ سران‌ و مردم‌ کوفه‌ به‌ امام‌ حسین‌ (ع)توسط‌ هانی‌ بن‌ هانی‌ السبیعی‌ و سعید بن‌ عبدالله‌ النخعی‌.

پانزدهم‌ رمضان‌ 60 : حرکت‌ جناب‌ مسلم‌ بن‌ عقیل‌ به‌ سوی‌ کوفه‌.
پنجم‌ شوال‌ 60 : ورود جناب‌ مسلم‌ بن‌ عقیل‌ به‌ کوفه‌ و بیعت‌ هیجده‌ هزار ازمردم‌ کوفه‌ با مسلم‌

و اکنون مسلم یک و نیم ماه است که در کوفه بسر میبرد و گزارشات خود را از اوضاع مساعد کوفه به امام ارسال مینماید. مسلم پس از چهل روز بررسی اوضاع کوفه، نامه‏ ای به این مضمون به امام حسین علیه‏ السلام نوشت: «آنچه می ‏گویم حقیقت است. اکثریت قریب به اتفاق مردم کوفه آماده پشتیبانی شما هستند؛ فورا به کوفه حرکت کنید». ابن زیاد چند روزی است که وارد کوفه شده و دسیسه های خود را جهت سرکوب مردم آغاز کرده است.

 

عاشورا - اکبر جوادزاده - Ashura - Ashoora

سایت شهید آوینی اوضاع را چنین روایت میکند : 

نامه های اهل کوفه

اهل کوفه وقتی فهمیدند معاویه به درک رسیده به یزید بدگویی کردند و فهمیدند که حسین از بیعت امتناع کرده و به مکه کوچ نموده  شیعیان در کوفه در منزل سلیمان بن فرد خزائی انجمن کردند سلیمان گفت شما شیعان او و پدرش  هستید اگر می دانید که او را یاری می کنید و با دشمنش جهاد می کنید به او نامه بنویسید و اگر سستی به خود راه می دهید او را فریب ندهید همگی بگفتند ما یاریش خواهیم کرد و خودمان را فدای او می کنیم (چقدر زیبا او را یاری نمودند؟)

نامه های اهل کوفه چندین بار با فرستادگانی به سوی امام ارسال شد یکی از آن فرستادگان که از همه معروفتر است قیس بن مسهر صیداوی است تمام نامه ها در ماه رمضان به دست امام رسیدند حضرت نامه ها را خواند و از احوال مردم کوفه پرسید و فرستادگان گفتند همگی منتظر حضور شما هستند تا شما را یاری نمایند. امام سپس قیام نمود و میان رکن و مقام دو رکعت نماز خواند و از خداوند طلب خیر نمود و مسلم بن عقیل و قیس بن مسر صیداوی را خواست و پاسخ نامه ها را به ایشان داد و آنها را به عنوان سفیر اعزام به کوفه کرد و به مسلم فرمود تقوی پیشه کند و پاسخ نامه را مخفی دارد و اگر دید در کوفه مردم متفق و مورد اعتماد هستند به حسین (ع) زود خبر دهد.

نامه امام این گونه بود از (از طرف حسین بن علی (ع) به بزرگان مسلمین و مومنین اما بعد، به درستی که هانی بن هانی سبیعی و سعید بن عبدالله حنفی برای آخرین بار نامه های شما را به من رسانیدند و از مقصود شما مطلع شدم و گفتار همه شما این است که ما امام نداریم و نزد ما بیا، شاید خداوند بوجود تو ما را به راه راست و حق متفق کند، من برادر و عموزاده خود مسلم بن عقیل را نزد شما فرستادم و دستور دادم که حال شما را به من بنویسد اگر رای بزرگان و فاضلان شما چنان است که نامه های شما دلالت دارند، بزودی نزد شما می آیم ان شاءالله به جان خودم امامی نباشد مگر کسیکه طبق قرآن حکم کند، عادل باشد و دین حق را اجراء کند و خود را وقف کرده باشد والسلام)

 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٦/۱۸

 

امروز 25 ذیقعده ی سال 60 هجری قمری است و 45 روز تا عاشورا باقی مانده است. از سال 11 هجری که حضرت ختمی مرتبت وفات یافتند 49 سال است که منافقان با حیله و سیاست موفق شده اند که چهره واقعی خویش را از مردم پنهان نگه داشته و با ظاهر سازی و مردم فریبی زمام امور مسلمانان را بدست بگیرند. اما گویا دوران این نیرنگ و ریا به سر آمده و سرنوشت ، آهنگ دیگری دارد. کسی باید این نقاب نفاق را بردارد و راز مکتوم 49 ساله ی منافقان و کفار مسلمان نما را برملا سازد. چهره واقعی کسانیکه خود را در سقیفه بزک کرده بودند اکنون پس از گذشت 49 سال بصورت واقعی در چهره ی یزید بوالهوس نمایان میشود و شخصیت حقیقی آنها در قامت بی مایه ی این جوان فرومایه شکل میگیرد و خود نمایی میکند. بزکی که 49 سال دوام آورده است اکنون دیگر در حال ازبین رفتن است و یزید دیگر عرضه ی حفظ این نقاب موروثی را ندارد .

از 27 رجب که امام در اثر فشار و تحدید خلیفه ی گستاخ و جوان ، یزید نوه ابوسفیان مجبور به مهاجرت شده و مدینه النبی را به قصد مکه ترک کرده است چهار ماه میگذرد و امام در مکه سکونت کرده اند و به عبادت و ارشاد مردم مشغول هستند.

 

عاشورا  Ashura   Ashoora .

ماجرا از زبان سایت شهید آوینی اینگونه روایت میشود:

 

حرکت امام به سمت مکه

در شب سوم سر قبر پیامبر (ص) بعد از دعا و گریه و زاری، خوابشان می بَرد در عالم رویا پیامبر را می بیند که برای او حکم وحی را داشت. خواب پیامبر را دید که گروهی از فرشتگان در سمت راست و چپ و جلوی پیامبر هستند. پیامبر جلو آمد و حسین را به سینه چسبانید و میان دو چشمش را بوسید و فرمود حسین جان گویا به همین نزدیکی می بینمت که در زمین کربلا خون آغشته تو را و دست جمعی از امتم را که تشنه سر بریده اند و با این حالت باز امید شفاعت را دارند. خداوند شفاعت مرا در روز قیامت به آن ها نرساند. حسین جان پدر و مادر و برادرت نزد من آمده اند و مشتاق تو هستند. تو در بهشت جای داری که جز با شهادت به آن نرسی .

حضرت فردا در دل شب از مدینه خارج شد یعنی 27 یا 28 رجب از مدینه کوچ نمود و همراهش برادران ، فرزندان و برادرزادگان و همه خاندانش به جز محمد حنفیه که دستش فلج بود را برد. محمد حنیفه بعد از فهمیدن حرکت امام به او عرض کرد:« برادر جان تو عزیزترین مردم نزد من هستی و خاندان من و خودم باید از تو اطاعت کنیم ولی تو به مکه برو و اگر آرامش یافتی چه بهتر و اگر نه به یمن برو که انصار پدرت آنجا هستند اگر آنجا را آرام یافتی بمان و اگر نه به ریگستانهای بیابان ها و دظهای کوهستان پناهنده شو و از بلادی به بلاد دیگر برو تا ببینی کار مردم چه می شود»

امام حسین (ع) فرمودند اگر در دنیا پناهگاهی هم نباشد بیعت نمی کنم. سپس محمد حنفیه گریست و امام هم گریستند. سپس امام فرمود: «ای برادر جان تو می توانی با آزادی در مدینه بمانی و سپس سفارش نامه ای برای او نوشت: 
بنام خداوند بخشنده مهربان، این وصیتی است که حسین بن علی (ع) به برادرش محمد، معروف به ابن حنیفه می نماید. حسین گواهی می دهد که جز خدا معبود بر حقی نیست و محمد (ص) بنده و فرستاده اوست که به درستی از جا نب خدا مبعوث گردیده ، بهشت و دوزخ حق است و قیامت می آید و شکی ندارد و خداوند هر که در گور است، زنده می کند. من برای شر و خودنمایی و به قصد فساد و ستم کردن خروج نکردم و همانا برای اصلاح امت جدم بیرون شوم و می خواهم دین را رواج دهم و از منکرات جلوگیری کنم و به روش جد و پدرم علی باشم. هر کس از من حق را بپذیرد حق را از خداوند پذیرفته و هر کس مرا رد کند صبر کنم تا خدا میان من و قوم ستمکار قضاوت کند و او بهترین حاکم است ای برادر این وصیت من است با تو :و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب  و سپس نامه را تا کرد و مهر کرد و به برادرش محمد حنیفه داد و با او وداع کرد.

امام حسین هنگام حرکت از راه اصلی رفت به سوی مکه (نه از راه بیراهه برعکس عبدالله بن زییر) بدین علت که به ایشان نگویند ترسید یا بعنوان طغیانگر او را نسبت دهند. بعضی از همراهان عرض کردند یا بن رسول الله لو تنکبت الطریق الاعظم بهتر است شما از راه اصلی نروید چون ممکن است مامورین حکومت شما را برگردانند و یا مزاحمت ایجاد کنند. حضرت فرمود دوست ندارم شکل یکی از آدم های یاغی و فراری را به خود بگیرم هر چه خداوند بخواهد همان می شود و به هر حال مسئله اول در حادثه حسینی مسئله بیعت بود که هیچ شکی در آن نیست و موجب شد جرقه این  نهضت زده شود بنابراین امتناع از بیعت توسط امام ارزش بیشتری نسبت به مسئله دعوت کوفیان دارد.

 به جهت اینکه روزهای اول است که معاویه مرده و مردم اعلام یاری نکرده  اند و یک حکومت جابر 20 سال توام با خشونت کاری کرده که در تمام قلمرو او حتی مدینه و مکه در نمازهای جمعه حضرت علی (ع) را به عنوان یک عمل عبادی (نعوذبالله) لعنت می کردند و اگر صدای کسی در می آمد، دیگر اختیار سرش را نداشت و اگر می خواستند نام امام علی یا حدیثی از ایشان ببرند در اتاقهای خلوت، و پشت پرده های  کشیده و درب های بسته بود و حتی یکدیگر را قسم می دادند که فاش نسازند. در یک چنین شرایطی جانشین معاویه که از او جوانتر ، مغرورتر ، سفاکتر و بی سیاست تر است اگر شخصی بخواهد به او بگوید نه! ، خوب، کاری آسان نیست .

در روزهای اقامت امام در مکه اهل مکه و زائرین مکه و مردم اطراف ، خدمت ایشان می رسیدند و عبدالله بن زبیر هم که شبانه از بیراهه وارد مکه شده بود در کنار کعبه جای داشت و به نماز و طواف می گذرانید عبدالله زبیر هر دو روز یکبار به امام حسین (ع) سر می زد ولی بیشتر از همه ، او از امام ناراحت بود زیرا می دانست که تا امام حسین (ع) در مکه است ، حنای او رنگی ندارد و مردم حجاز با او بیعت نمی کنند.




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٦/۱٧

امروز 24 ذیقعده است و 46 روز تا عاشورا باقیست. سرآغاز  وقایع قبل از عاشورا جریان مربوط به بیعت نکردن امام با یزید است:

عاشورا - Ashura - Ashoora - اکبر جوادزاده

امام با یزید بیعت نمیکند

امام دوم ، امام حسن مجتبی(ع) در 28 صفر سال 50 هجری در سن 47 سالگی به دستور معاویه بن ابی سفیان و به دست جعده دختر اَشْعَثِ بنِ قِیس مسموم شد و بر اثر همان زهر به شهادت رسید. وقتی امام حسن مجتبی(ع) به شهادت رسیدند شیعیان عراق جنبش کردند و برای بیعت با ایشان و خلع معاویه به امام حسین (ع) نامه نوشتند. ولی حضرت نپذیرفتند و جواب نوشتند که در گرو عهد و پیمان با معاویه است و نمی تواند آنرا نقض کند تا مدت سرآید و جان معاویه در آید

اکنون سال 60 هجری قمری است و 11 سال از شهادت امام حسن(ع) گذشته که مرگ معاویه فرا میرسد. بعد از اینکه معاویه در نیمه رجب سال 60 هجری به درک رسید یزید به حاکم مدینه ولید بن عبید بن ابوسفیان (نوه ابوسفیان) نامه ای می نویسد و مرگ پدرش معاویه را اطلاع می دهد و  فرمان میدهد که از این سه نفر (امام حسین (ع) – عبدالله بن عمر – عبدلله بن زییر) بیعت بگیر و اگر بیعت نکردند، سرشان را برای من بفرست . ولید امام را احضار نمود امام آنموقع در مسجد پیغمبر بودند.

 

در سایت شهید آوینی ماجرا چنین روایت میشود :

خبر مرگ معاویه برای ولید ناگوار و هراسناک بود ناچاراً مروان بن حکم را خواست علت اینکه گفته می شود (ناچاراً ) چون قبل از ولید ، حاکم مدینه مروان بود و بخاطر همین تغییر حکومت مدینه آنها با هم   قهر بودند ولی خبر مرگ معاویه او را مجبور کرد با مروان حکم راجع به نامه یزید مشورت کند مروان گفت هم اکنون تا خبر مرگ معاویه اعلام نشده آنها را احضار کن و اگر بیعت نکردند گردنشان را بزن چون رگ گردنشان را نزنی هر کدام از آنها به ناحیه ای می روند و مخالفت خود را اعلام می کنند و مدعی خلافت می شوند ولید شخصی به نام عبدالله که نوه عثمان (خلیفه سوم) بود را نزد امام حسین(ع) و دونفر دیگر فرستاد. عبدالله آنها را در مسجد یافت عبدالله از آنها دعوت کرد نزد حاکم بروند ، حضرت امام فرمود عبدالله تو برو ما بعداً می آئیم. عبدالله بن زییر به امام گفت شما چه حدس می زنید امام فرمودند (اظن ان طاغیتهم قدهلک ) گمان می کنم فرعون اینها تلف شده و ما را برای بیعت می خواهند . امام فرمود من می روم تو عبدالله بن زبیر چه می کنی؟ عبدالله بن زییر گفت حالا ببینم چه می شود! (نکته: اگر عبدالله بن زییر مطیع ولایت امر بود همان عمل امام را انجام می داد و مانند پدرش زبیر به امام علی (ع) خیانت نمی کرد.) عبدالله بن زییر شبانه از بیراهه به مکه گریخت و در آنجا متحصن شد امام رفت و عده ای از بنی هاشم را هم با خود برد و فرمود شما بیرون بایستید اگر فریاد من بلند شد به داخل بر یزید و تا صدای من بلند نشده داخل نشوید.

مروان حکم (ل) کنار ولید نشسته بود امام به ولید فرمود چه می خواهید؟ حاکم گفت مردم با یزید بیعت کرده اند و نظر معاویه هم چنین بوده و مصلحت اسلام است و از شما خواهش می کنم که شما هم بیعت نمائید ولید دوست نداشت دستش بخون امام آغشته شود با اینکه او از بنی امیه محسوب می شود تا اندازه ای با دیگران فرق داشت.

امام فرمود بیعت من با شما در این اتاق بسته که سه نفر بیشتر نیستیم چه سودی دارد شما بیعت را برای مردم می خواهید که آنها هم به خاطر من بیعت کنند حاکم گفت راست می فرمائید باشد برای بعداً . سپس ولید گفت تشریف ببرید مروان حکم گفت چه می گویی؟ اگر حسین بن علی از اینجا برود معنایش این است که بیعت نمی کنم سپس گفت ولید، فرمان یزید را اجرا کن (یعنی حضرت را به شهادت برسان) امام گریبان مروان را گرفت و او را بالا برد و محکم به زمین کوباند و فرمود تو کوچکتر از آنی، سپس امام بیرون رفتند و سه شب دیگر در مدینه ماندند شبها سر قبر پیامبر (ص) می رفتند و در آنجا دعا میخواندند و از باریتعالی راهی را طلب می نمودند که رضای خداوند در آن باشد.

منبع : سایت شهید آوینی




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٦/۱٦

What is Ashura?  

Ashura is date Of imam Hossein With God.

Who is Imam Hossein?

He was not an ordinary human being.                           

His name was Hussein.                                                     

Hussein was the grandson of Muslims" holy prophet Muhammad. He stood up against oppressors and he is a role model for Muslims in sacrifice, freedom, liberty and resistance

We call him imam, imam means leader and rector.

Source : http://ashura10muharram.parsiblog.com/

Ashura  - Ashoora

روز دهم قرار ملاقات با خداست     تعجیل کن مکان ملاقات کربلاست 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٦/۱٥

شعبان ، رمضان ، شوال و اکنون 22 ذیقعده سال 60 هجری و  اواخر این ماه است و امام نزدیک به چهار ماه است که در مکه اقامت دارند. امام (ع) چهار ماه است که بخاطر دوری از فتنه ی خلیفه ی جوان تازه به دوران رسیده یعنی یزید که برای کشتن او دسیسه چیده بود از مدینه کوچ کرده و در جوار خانه خدا به ارشاد مردم مشغول است. هنوز از مرگ معاویه و خلافت یزید ملعون پنج ماه سپری نشده است.

عاشورا - Ashura - Ashoora

وقتی چهارماه و نیم قبل ، معاویه‌ بن‌ ابوسفیان‌ در نیمة‌ ماه‌ رجب‌ سال‌ 60 هجری‌ قمری‌ در شام‌ از دنیا رفت‌.هنگام‌ مرگ‌ وی‌ فرزندش‌ یزید در حوارین‌ به‌ سر می‌برد. معاویه‌ وصیت‌ نامه‌ای‌ به‌ این‌مضمون‌ خطاب‌ به‌ یزید نوشت‌: «به‌ اطلاع‌ او برسانید که‌ من‌ بر او جز از چهار مرد بیم‌ ندارم‌و آنان‌ حسین‌ بن‌ علی‌ و عبدالله‌ بن‌ عمر و عبدالرحمن‌ بن‌ ابوبکر و عبدالله‌ بن‌ زبیرهستند، اما حسین‌ بن‌ علی‌، خیال‌ می‌کنم‌ مردم‌ عراق‌ او را رها نکنند و وادار به‌ خروج‌ کنند.اگر چنین‌ کرد بر او در گذر...» یزید چون‌ به‌ دمشق‌ رسید و زمام‌ امور خلافت‌ را در دست‌گرفت‌ به‌ نوشتة‌ یعقوبی‌ «به‌ عامل‌ مدینه‌، ولید بن‌ عتبه‌ بن‌ ابی‌ سفیان‌ نوشت‌: هنگامی‌ که‌نامه‌ام‌ به‌ تو رسید، حسین‌ بن‌ علی‌ و عبدالله‌ بن‌ زبیر را احضار کن‌ و از آن‌ دو بیعت‌ بگیر،پس‌ اگر زیر بار نرفتند، آن‌ دو را گردن‌ بزن‌ و سرهای‌ آن‌ دو را نزد من‌ بفرست‌، مردم‌ را نیزبه‌ بیعت‌ فراخوان‌ و اگر سرباز زدند، همان‌ حکم‌ را درباره‌ آنان‌ اجرا کن‌.»

مسلم بن عقیل که در 15 رمضان بعنوان فرستاده ی امام از مکه حرکت کرد و در 5 شوال وارد کوفه شد اکنون یک ماه و یک هفته است که در این شهر اقامت دارد و تعداد بیشماری با او بیعت کرده اند و 11 روز است که نامه ی مشهور مسلم به امام رسیده و مسلم بن عقیل ، عزم و شوق مردم کوفه جهت بیعت با امام را در این نامه بیان کرده است و امام در این روزها در حال تصمیم و شاید تدارک سفر جهت حرکت به سمت کوفه است و تا هشتم ذی الحجه ، شانزده روز به خروج ایشان از مکه و حرکت به سوی عراق مانده است.  حال امام الحمدلله امروز خوب است




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٦/۱٥

What is Ashura?

Where is Ashura?

Who is Ashura?

Ashura is a word . . . 

Ashura is a noun . . . 

Ashura is an adjective . . .

Ashura is a verb . . .

Ashura is a place name . . .

Ashura is a day . . . 

Ashura is a way . . .

Ashura is a culture . . .

Ashura is a date . . . 

Ashura is a love . . .

Ashura is humanity . . . 

who know what happened in Ashura . . .

 

Ah . . . Ashura . . . Ah

what mystery latent in your name?

You! Tel me . . .

 

what flower grows in your ground?

Tell me Yourself . . .

I want to know . . .

speak with me . . . 

اکبر جوادزاده.




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/۸/٩

نمیدانم چرا این روزها طاقت شنیدن روضه ی امام حسین و مصائب کربلا را ندارم . صدای روضه و نوحه که میآید سعی میکنم برای اینکه ناواضح بشنوم  گوشهایم را کمی تار کنم . این روزها دوست دارم صدای نوحه بیاید اما ندانم که چه میگوید فقط همینکه بدانم که نوحه ی ارباب می آید کافیست دیگر طاقت شنیدن بیش از این را ندارم. همینکه بدانم آقای ما مدیحه سرا دارد برایم کافیست. همینکه بدانم مولای ما دیگر تنها نیست راضی ام میکند.

اصلا همینکه میدانم محرم است محزون میشوم ، همینکه صدای نوحه می آید اشک به استقبالم می آید دیگر بیش از این بشنوم که چه بشود؟ همین بهتر که گذرا بشنوم و بگذرم. من که از دانستن اینکه حضرت عشق را مصیبت داده اند طاقت نمی آورم پس به شرح ماوقع دوام نخواهم کرد. حتی طاقت نوشتن هم ندارم. . . . السلام علیک یا اباعبدالله  این زیباترین سلام دنیاست.

 

 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/۸/٧

سلام بر حسین! ذکر همیشگی و هر روزه ی لبهای ماست اما در محرم حرف دیگری باید زد که محرمانه تر باشد ولی در عاشورا فقط باید شوریدگی کرد و شاید هیچ حرفی نباشد که بتواند از دشت سینه های ما حرکت کرده و به قله عاشورا صعود نماید. 

امام حسین - عاشورا




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٩/۱۱
حسین(ع) همه ی کسان خود را در راه خدا فدا کرد و تنها ماند 
و سپس جان خویش را هم فدای راه حق نمود و به همین منظور 
در زیارت عاشورا خطاب به امام عرض میکنیم : والوتر الموتور
این تنها شدن در میدان نبرد و اختیار آگاهانه ی شهادت ، برای انسانها
 درسی ارزشمند است که باید با خلوص آن را فهمید.


معنى والوتر و الموتور

وتر عطف است بر کلمه "ثار" که در عبارت "ثار الله وابن ثاره" گفته شده است.
وتر در لغت بمعنى فرد و طاق آمده وبمعنى کینه و خون هم ذکر شده
 و همچنین بمعنى جنایت و کشتن نزدیکان هم آمده ولى بیشتر بمعنى
اول ذکر میشود که فرد باشد و لذا نماز وتر ا ر ب ا رى وتر میگویند که بین
 نمازها فرد و طاق است چه نماز یک رکعتى غیر از آن نداریم و اگر بمعنى
 کشتن نزدیکان هم آمده ، براى آنست که کسیکهنزدیکان او کشته شوند
 قهرا تنها میماند باین لحاظ به او وتر میگویند.
موتور هم در لغت بچند معنى استعمال شده:
1- طاق و فرد شده.
2- کسى که کسى از او کشته شده باشد.
3- کسى که کشته شود و حق خون او گرفته نشود.
بنابراین معانى که در لغت ذکر شد این عبارت از زیارت را سه قسم میتوان
 معنى کرد:
1- وتر بمعنى یگانه و فرد باشد و موتور هم تاکید معنى سابق شود مثل
حجر محجور و این معنى را در بحار و مشکلات نراقى ذکر نموده اند.
2- وتر بمعنى فرد باشد، موتور هم بمعنى آن کسیکه کسانى ازو کشته
 شده باشد، یعنى اى حسین ، یگانه اى که اقرباء و یاران تو کشته شدند.
3- وتر بمعنى خون ریخته باشد یعنى اى قتیلى که اقرباء و اصحابت را کشتند.

در بین این سه معنى دومى بهتر است زیرا حقیقتا حسین وتر است از حیث
 اینکه در مقام امامت مثل و مانندى ندارد و همچنین در مقام شهادت هم نظیر ندارد
 چه از اول دنیا تا کنون مثل او کسى مظلوم کشته نشده و اینهمه مصیبت ندید
 و همچنین چیزهائیکه خدا به او مرحمت فرموده است مثل شفاء در تربت ،
 اجابت تحت قبه ، بودن ائمه از نسل او، ثواب زیارت او و چیزهاى دیگرى که خداوند
 در مقابل شهادت فقط با آنحضرت مرحمت فرموده است.

و کسان او هم همگى در کربلا کشته شدند حتى طفل شیرخواره او
 و اگر على بن الحسین امام سجاد (ع ) کشته نشد براى آن بود که نسل امامت
 از بین نرود پس آنحضرت مَؤتور است باین معنى که همه اصحاب و یارانش
 در کربلا در روز عاشورا کشته شدند.

برگرفته از کتاب شرح زیارت عاشورا - تالیف سیداحمد میرخانى(ره)



نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٩/٩

شعر "گل بی خار عشق" یک تابلوی عاشقانه و تصویری حیرت آور از یک گلفروشی بی نظیر و منحصر بفرد است. تصویر سازی این شعر به احساس خواننده ، این اجازه را میدهد که ذوق خود را بیازماید و زیبایی مسحور کننده ی گلهای این گلفروشی را ببیند. اما او را در همین مرحله متوقف نمیکند بلکه او را میان زیبایی گلها عبور میدهد و به مرحله ی بالاتری از زیبایی رهنمون میشود و او را ترغیب میکند که در کمال شگفتی ، زیبایی فوق العاده ی خود گلفروش را نظاره کند که زیباتر از گلهایش چشمها را خیره میکند. اما این شعر لطیف کار را در همینجا تمام نمیکند و بازهم خواننده را به مرحله بالاتری از زیبایی هدایت میکند  و او را به جایی میبرد که محو زیبایی بی مثال خریدار شود.

عجب حکایت بی همتایی را روایت میکند . گلهایی بس زیبا و مسحور کننده ، گلفروشی زیباتراز گلهایی که میفروشد و خریداری که هم از گلها و هم از فروشنده زیباتر است و بلکه  در همه ی جهان ، زیباترین است  آیا چنین گلفروشی را کسی دیده است :

 

*******************

عاشقی دلخسته از گلزار عشق       بود مست باده ی سرشار عشق

در پی معشوق اندر جست و جو       طالب وصل است در نی زار عشق

غنچه ای نشکفته از گلزار چید          تا نماید هدیه بر دلدار عشق

شاخه ی گل را بروی دست خویش    تا رساندش بر در دربار عشق

پس ندا بر عاشقان زد بر ملا            کیست طالب بر گل بی خار عشق

گلفروشم گلفروشم گلفروش       تحفه آوردم سر بازار عشق

ناگه از معشوق آمد این ندا              من خریدار گلم با خار عشق

تیر صیاد از کمین بر جست و زد        بوسه بر حلقوم گل رخسار عشق

غنچه اش بشکفت و زد لبخنده ای     که ای پدر سیرابم از دیدار عشق

شاخه ی گل روی دست باغبان     قبله را می جست چون پرگار عشق

رنگ از رخسار برگ و گل پرید         شد خزان در دامن سالار عشق

******************

بنده این شعر را از مداحی جناب آقای تمدن شنیده و ثبت کرده ام و شاعر گرانقدر آن برای من ناشناس است اما در هر حال به شاعر و مداح این شعر زیبا درود میفرستم

.

 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٩/٧

عصر روزهای دهم و یازدهم محرم غمبار ترین تابلوی حوادث تاریخ است. انگار همه ی مظلومیت تاریخ در این قطعه از زمان فشرده شده و عصاره ی آن به صحنه ی کربلا چکیده است. این صحنه ها در شعر شاهکار یحیوی جلوه ی عجیبی بخود گرفته است. شعر یحیوی (تاج الشعرای اردبیل) همانند تابلوهایی نفیس هستند که خواننده و شنونده را به نقطه ی  اوج حماسه ی عاشورا رهنمون میکند بطوری که شنونده انگار آن صحنه های جانسوز  را می بیند و مداح گرانقدر ، حاج باقر تمدن این شاهکار را به شاهکار دیگری که با صدا و لحن بی بدیل خود آن را خلق کرده پیوند زده است بطوریکه این نوحه ی جانگداز روح آدمی را تسخیر میکند.

محرم سال گذشته  چند تابلو از این صحنه ی مصیبت بار  نقل شد (عصر یازدهم محرم) که مربوط به عصر روز یازدهم محرم بود و اکنون ادامه آن که به اتفاقات روز عاشورا مربوط میشود به عرض میرسد.

جریان فوق که مربوط به صحنه های عجیب عصر یازدهم محرم بوده است توسط یک فرد از قبیله ی بنی اسد در محضر امام سجاد بیان شده است و امام سجاد نیز در تایید و جواب او جریانی از روز عاشورا و بخشی از معجزات واقع شده را نقل میکند که یحیوی ادامه جریان را از زبان امام سجاد چنین نقل میکند :

 

 

 

  تابلوی 13

مکرر اول جنابیدن ظهوره گلدی معجزات

دایانمیشیدی نیزه یه قاباخکی  گون او پاکزاد

قوشوندان ایسه ییر دی سو آخیردی چوللره فرات

گچیردی مرد رهگذر سیاحت اهلی خوش صفات

نظر سالاندا ساخلادی او شخصی برملا حسین

 

 

 

 

 تابلوی 14

زبسکه مرد راهیدی پیاده پا او رهگذر

غذاسی جربه دانیده برای توشه ی سفر

حمایلینده قمقمه ایچینده آب سرد تر

نه گوردی رزمگاهیده دوشوب بدندی ، قولدی ، سر

ادیب میان عرصه ده جدایه اتکا حسین

 

 

 

  تابلوی 15

 او سیّد مَلَک خَدَم سوسوز دی هم یارالیدی

قیافه سی نشان ویریر صفای نفسی عالیدی

لباس جنگی مرکبی نمونه ی جلالیدی

دلیل معنویتی شکفته گون جمالیدی

سو ایسته ییر گلیر جواب سنه سو یوخدی یا حسین

 

 

 

   تابلوی 16

 

چخاتدی جامی توکدی سو لبالب اولدی جامی لن

سو جامی الده روبرو اولوب غریب امامی لن

تعارف ائدی حضرته کمال احترامیلن

دئدی بو جامی نوش ائله دایانما تشنه کامیلن

تب حرارت عطش سودان تاپار دوا حسین

 

 

 

 

  تابلوی 17

سو جامی آلدی لطفیله محبت ائدی اول جناب

بوشاتدی جامی توپراقا او زاده ی ابی تراب

او شخص با سعادته  بویوردی ای وفا ماب

اگر چه ظاهرا منه اولوب بو چولده قحط آب

ولیک باطنا منم مدیر کل ماء  حسین

 

  

 

 

تابلوی 18

اشاره ایله دی گویه او فخر عالم بشر

چکیلدی غیبدن حجاب  آچیلدی پرده ی بصر

او مرد بالیاقته  بویوردی ایله سن نظر

سمای سری سیر ائله بو حالدان اولما بی خبر

مشاهدات اجازه سین ائدیر سنه عطا حسین

 

 

 

 

 تابلوی 19

باخاندا گوردی باغیدیر بنای دلگشاسی وار

درخت میوه داردن محیط با صفا سی وار

چمن دی گول دی  لاله دی  هوای جان فضاسی وار

سفید و سرخ وسبزدن  قصورینین نماسی وار

او قصرلرده نقش اولوب  عزیز مصطفی حسین

 

 

 

 

تابلوی 20

گلیبدی موجه بحر تک  زلال نهرلر آخار

قدح لر الده سو دولی حسینه حوریان باخار

لباس سندسی گئیب جلاسی برق تک شاخار

هامی سی سس سسه ویریب ائده للر افتخار

یولوندا منتظر دی گل بو جنت العُلا حسین

 

 

 

 

 تابلوی 21

گورنده مرد رهگذر او حضرتین جلالتین

ییخیلدی ذوالجناحینین اوپوب رکاب خدمتین

دئدی فدا اولوم سنه بویور بو سرین حکمتین

عطش واریندی ایشمیسن نیه بهشت شربتین

بو صبر و هم بو قدرته هزار مرحبا حسین

 

  

 

 

تابلوی 22

لقای حقه تشنه دیر سو سوز تاپا لقا حسین

مگر من عاجزم ایچم فرات سرخ فامیدن

سوسوز لوقون حرارتین چکم بو تشنه کامیدن

واریمدی قدرتیم ایچم سو گوردوگون مقامیدن

شراب سلسبیل آلام او روضه السلامیدن

تصور ائتمه ظاهرا  اولوبدی مبتلا حسین

  

 

 

تابلوی 23

 گل آگه اول مقامیمه شریف ماسوی منم

طلوع آفتابیده ظهور روشنا منم

کواکب اوسته سیر ائدن فروغ نه سما منم

مظاهر صفات حق جمال کبریا منم

بو عالمه الستیده منم ویرن رضا حسین

 

 

 

 

 تابلوی 24

 جهان جود و بخششه حدیقه الصفا منم

بهار پنج تن گل شکوفه کسا منم

اب العباد و عبد حق مقرب خدا منم

ازلده ویردیقیم سوزه بوگون ائدن وفا منم

آدیمدی عهد نامه ده شهید کربلا حسین

  

 

 

 تابلوی 25

بهشت جاودان منیم بهشت جاودان منم

رونده گان جنته دلیل کاروان منم

حساب رستخیزده شفیع  شیعیان منم

برات حکم رحمته علامت و نشان منم

منم گروه دین اوچون امام و پیشوا حسین

 

 

 

 

 تابلوی 26

بابام محمد رسول آتام علی مرتضی

حسن دی قارداشیم منیم ننه مدی خیره النسا

چوخ ایسته رم بلانی من چوخ ایسه ییر منی بلا

گرک وضوی خونیلن نماز ظهر ائدم ادا

اوحالدا آغلیانلاری منم ائدن دعا حسین

 

 

 

 

 تابلوی 27

دئدی اجازه وئر منه شریک اولوم بو نهضته

دندی یازیلمه ییب آدین صحیفه ی شهادته

دئدی کی قول ویر منه الیم یته شفاعته

بویوردی قوخما حشرده عوض یتر بو خدمته

دایانما گئت بو عرصه ده سنه آلار جزا حسین

 

 

 

 

 تابلوی 28

او شخص یوزده گوز یاشی ادامه وئردی راهنه

وداع هفتمه حسین گلیبدی خیمه گاهینه

ویریب سلام آخرین عیال بی پناهینه

دولاندیریبدی مرکبین قییتدی وعده گاهینه

او غمسرانی تازه ده ن ائدیبدی غمسرا حسین

 

 

 

 

تابلوی 29

رقیه باخدی باخدی بیر آتاسی گئتدی غی یولا

نظر دن عنقریبدی گوروب اوشاه غیب اولا

قاچیب دالیجا بیر نئچه قدم او بولبول  بلا

صریحا اول جنابیدن وصال مژده سین آلا

دئدی توقف ایله ای یتیم لره آتا حسین

 

 

 

 

تابلوی 30

سنه بو گوزلریم فدا دایان بابا دایان بابا

دوزنمیرم فراقیوه کی قلبیم اولدی قان بابا

دوباره عرضیمی ائشید جهاده اول روان بابا

بویور بحق فاطمه سنی گوروم هاچان بابا

اوساعتی گوزه تلییوم دئییم یانا یانا حسین

 

 

 

 

تابلوی 31

دئدی ائله ای کی باتدی گون چکیلدی نور روشنی

واریمدی بزم خلوتیم گئجه گوزتله رم سنی

بی بی ن کی یاتدی ترک ائله ائ پاره پاره خیمه نی

بو قتلگاهی آختاریب  تاپارسان اوردا سن منی

سنه یارالی سینه ده درست ائدیب دی جا حسین

 

 

 

 

 تابلوی 32

دئدی بو دعوتین بابا منه یئتیردی تازه جان

امید وصلیلن گئجه  بو دشتی سیر ائدن زمان

اوزوم غریب و نابلد نه دن بیلیم هایاندا سان

او وقته اولدوغون یئری علامتیله وئر نشان

دئدی قیزیم گله نده سن اوزی ائده ر صدا حسین

 

 

 

 

 تابلوی 33

قدم قویاندا نصف شب او دشت پر مخافته

هایاندا کی توشه ر گوزون شعاع نورو طلعته

دایانما تئز یتیر اوزون  او نور اولان علامته

سینه مده ساخلارام سنی یئتر سن استراحته

چوخور مکان دا خوابگاه سنه ادیب بنا حسین

 

 

 

 

تابلوی 34

غرض حسین شهید اولوب داغیلدی  یاندی خیمه لر

اسیر و دستگیر اولوب حریم شاه خونجگر

کنار نحر علقمه ویریلدی خیمه ی دگر

او خیمه ده ائدیب مکان عیال سید البشر

سپهر لاجوردی یه چیخوب نوای وا حسین

 

 

 

 

تابلوی 35

ظهوره گلدی دیو شب گئییب  لباس تیره تار

قوشون یاتیب  کسیلدی سس قارالدی دشت و کوهسار

رقیه گوردی نصف شب نه شمر وار نه خولی وار

ایاقه دوردی خیمه دن یواش یواش اولوب کنار

 

 

 

 

 

 تابلوی 36

گوروب جنازه لر دوشوب  گوز ایشله دیکجه توپراقا

اوزاقدا نور گورسه نیر ایشیق سالیب ساقا سولا

صفای عشق جلب ائدیب مجال یوخ دایانماغا

او وعده گاهی گورجه یین بنا قویوب دی قاشماغا

دایانما گل رقیه جان اونی ائدیب صدا حسین

 

 

 

 

 تابلوی 37

 دئیل له نهر اولان بدن چاغیردی نازلی دخترین

اوزاتدی سالدی بوینونا ایکی یارالی اللرین

دئدی بو جراته قیزیم هزار احسن آفرین

زیارت ایله دین بالا سینه مده اصغرین یئرین

 

 

 

 

 

تابلوی 38

دئدی فدا اولوم بابا اطاق زرنگاریوه

گتیردیم اشک مرحمی  بو جسم زخمداریوه

سینه نده یئر ویره ن زمان  او  طفل شیرخواریوه

دوباره قویما من گئده م منی ده آل قوجاقیوه

ائله جفا و زجردن  رقیه وی رها حسین

 

 

  

 

 

 تابلوی 39

قیزیم یازیلمه ییب سنه بو کربلاده مدفنی

ائدرسن آخرین مکان دمشقیده خرابه نی

داخی یوبانما گئت بالا  که عمه ن آختاریر سنی

 

 

  

 

 

 تابلوی 40

ویریر عریضه یحیوی حسینه نوحه خوانیزه م

گئچیبدی اللی دن اوچ ایل  دخیل خاندانیزه م

غلام پیر درگه  فرشته پاسبانیزه م

شفاعتیزده وار گوزوم گدای آستا نیزه م

زمان احتضاریده یتیش هارایه یا حسین

 

 

  

 خدا رحمت کند یحیوی و حاج باقر تمدن را که هر کدام به نوبه ی خود انصافا هنری مانگار خلق کرده اند.

السلام علیک با ابا عبدالله




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٩/٥

در قسمتی از زیارت عاشورا میخوانیم : 

و لَعَنَ اللهُ اُمّةً اَسرَجَت و اَلجَمَت و تَنَقّبَت لِقِتالِکَ

و خدا لعنت کند گروهى راکه اسبها را زین کردند و لجام زدند و براه

افتادند و خود را آماده برای مقاتله با شما کردند

 


شرح :

اسراج اشتقاق از لفظ سرج است و سَرج( به فتح سین و سکون راء) زین اسب را گویند و سراج کسى را گویند که زین میسازد و چون گویند  ))اسرج الفرس به معنی گذاشتن زین بر روی اسب است  ((پس معنى چنین میشود که خدا لعنت کند آنهایى که زین اسبهاى خود را محکم بستند .

الجمت ، لجام به کسر لام معرب لگام است و چنانچه جوهرى گفته دهانه اسب است

تنقبت ، ماءخوذ از نقاب یعنى پارچه اى است که زنان با آن صورت خودرا میپوشانیده اند، در زمانهاى سابق رسم چنین بوده که در جنگها نقاب بصورت خود میزدند تا در میدان جنگ شناخته نشوند.

-----------------------------------------------------------------------

این یک نکته ی مهم و سرنوشت ساز برای زندگی بشر است که بداند کوچکترین همراهی با ظلم موجب لعن خداوند است . حتی اگر در حد یک زین بستن باشد. حتی اگر در حد یک افسار کشیدن باشد. حتی اگر در حد یک لباس جنگ پوشیدن یا پوتین پوشیدن باشد. طبیعی است که همه ی کسانی که زین و لگام کردند در نبرد کربلا به جنگ و مقاتله و نبرد یا کشتار مبادرت نکردند و چه بسا تماشاچی بودند. اما بازهم لعنت خداوند شامل آنها میشود. زیرا خداوند همه ی حرکات و سکنات انسانها را که در مسیر زندگی انجام میدهند در سرنوشت جامعه دخیل میداند و حقیقت هم همینگونه است. حتی اگر کسی جزو سیاهی لشکر سپاه ظلم هم باشد در ظلم شرکت کرده و به همان میزان سزاوار مجازات است.

السلام علیک یا ابا عبدالله




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۸/۳٠

سلام برحسین !  

السلام علیک یا ابا عبدالله !

وای که این کلام سحر آمیز، چه سخن زیبایی است ! و عجب آهنگ دلنشینی دارد. علی الخصوص وقتی این کلام را با آهنگ مخصوصی که دارد ادا میکنی ، قیامتی در دلت برپا میشود. مثل این است که در یک چشم بهم زدن ، فاصله ی خود تا بیخودی را برق آسا سیر کرده ای. حقیقتا انسان  با این سخن بال و پر میگیرد و پرواز میکند تا . . . کجا آباد . اگر چنین پروازی را دوست داری فقط کافیست چند لحظه ی کوتاه چشمانت را ببندی و پچ پچ کنان با خودت بگویی "السلام علیک یا ابا عبدالله" به همین راحتی !

میدانم که تو نیز به محض اینکه این سرود زیبا را می سرایی دلت آرام میگیرد ، روحت لطیف میشود و مثل کسانیکه در مسیر رستگاری کار بزرگی انجام داده اند در خود احساس رضایت میکنی و حالت شبیه کسی است که احساس میکند که مسئولیت سنگین انسان بودن را به سرمنزل مقصود رسانیده است !  انگار توبه کرده و از گناهان پاک شده ای. احساس میکنی خدا از تو خوشش آمده است و بخاط این حق سلامی که نگه داشته ای تو را بخشیده است. باز هم به همین راحتی !

سلام بر حسین  ، اینگونه معجزه میکند. اما یک شرط دارد. این سخن برای کسی سحر آمیز است که بتواند در ادامه ی این سلام سخن دیگری نیز بگوید وگرنه این حالت را تجربه نخواهد کرد و آن چیزی نیست جز اینکه بتواند بگوید "لعنت بر یزید" . 

آری نکته دوم شرط صحت گام اول است. زیرا کسان زیادی بر حسین سلام کردند اما بعد از آن به یزید هم سلام دادند و سلام دومشان سلام اولشان را نابود کرد. ولی آنان که جرات "لعنت بر یزید" گفتن را پیدا کردند آنان بودند که به "سلام برحسین" معنا بخشیدند و آن را کامل کردند. سلام برحسین خوب است اما اگر نتوانی مصرع دوم این شاه بیت را بسرایی چنان است که انگار هیچ سخنی نگفته ای . 

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذالک 





نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۸/٢٥

درسی از عاشورا : اگر امام حسین در کربلا مبارزه نمیکرد و شهید نمیشد معلوم نبود که حس نفس دوستی و عافیت طلبی انسان ، دامنه ی تقیه را تا چه حد وحشتناکی گسترش میداد. امام با شهادت خود نشان داد که به خطر افتادن جان ، همیشه نمیتواند بهانه ی خوبی برای کتمان حقیقت و دستاویزی برای مصلحت اندیشی و تحمل ظلم باشد.

این ، درس بسیار مهمی است که امام با خونش بر تخته سیاه تاریخ نگاشت تا هرگز فراموش نشود.


 

تقیه ، اصطلاحی دینی به معنای ابراز داشتن عقیده یا انجام دادن کاری بر خلاف نظر قلبی خود به دلایلی خاص می‌باشد.




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۸/٢۱

مصراعی در این قطعه ی مرحوم محتشم است که عظمت روز عاشورا در آن متبلور است.

خاموش محتشم که دل سنگ آب شد
بنیاد صبر و خانه ی طاقت خراب شد

خاموش محتشم که ازین حرف سوزناک
مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد

خاموش محتشم که ازین شعر خونچکان
در دیده ، اشک مستمعان ، خون ناب شد

خاموش محتشم که ازین نظم گریه خیز
روی زمین به اشگ جگرگون کباب شد

خاموش محتشم که فلک بس که خون گریست
دریا هزار مرتبه گلگون حباب شد

خاموش محتشم که بسوز تو آفتاب
از آه سرد ماتمیان ماهتاب شد

خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین
جبریل را ز روی پیامبر حجاب شد

تا چرخ سفله بود خطائی چنین نکرد
بر هیچ آفریده جفائی چنین نکرد




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۸/۱۸

این آه جگر سوز از کدام سینه ی سوخته برآمده است که اینگونه آتش دل را شعله ور میکند ؟ اگر چه اثری از نام این شاعر دلسوخته نیست اما پیدا ست که سراینده ی آن در قله های رفیع عرفان و ادب جای داشته است. 

این شاهکار ، این ثمره ی طبع لطیف ،  مثل یک الهام روحانی است که در طلوع لحظه ای عرفانی ،  جان شاعر را در بر گرفته  و بی پروا بر زبان عاشقی روانه گشته است. نزدیک است که از خواندن این ابیات آتشین،  جان عاشق خواننده شعله ور گردد و تن و روانش جمله خاکستر شود. 

بساط کربلا برپا اولونجا                 بوعالم سربسر ویران اولیدی 

نه آل مصطفی نالان اولیدی           نه دشت کربلا آلقان اولیدی

 نه اهل کوفیه پیغمبر اوغلی          گلیدی کوفه ده مهمان اولیدی

نه اکبر قطعه قطعه دوغرانیدی        نه لیلانون ایشی افغان اولیدی

علی اکبر نه تشنه جان ویریدی       نه زلفی گل یوزه افشان اولیدی

نه عباسون قولی تندن دوشیدی     نه جسمی خاکیله یکسان اولیدی

نه قوللاری دوشوب بیرق یاتیدی      نه پرگار حسین تالان اولیدی

سودان اوتری نه اصغر آغلیدی        حسین نه عازم میدان اولیدی

نه اصغر اللری اوسته امامون          نشان ناوک پیکان اولیدی

یاناندا خیمه لر بر اود دوشیدی        بو عالم اود دوتوب سوزان اولیدی 

نه زینب او جلالیله گلیدی              اسیر لشگر عدوان اولیدی

نه قول باغلی گیدیدی شهر شامه   نه منزل زینبه ویران اولیدی 

سوسوزدان نه رقیه ضعف ایدیدی     نه آل مصطفی گریان اولیدی

نه اوچ گون اوچ گجه پیغمبر اوغلی   حسینون پیکری عریان اولیدی

نه باشی نیزه باشینده او شاهون    گیدیدی خولیه مهمان اولیدی

 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٧/۱۸

26 روز تا عاشورا باقیست و روایتی بسیار شگفت و معتبر حال و هوای ما را از همین الان به کربلا حواله میکند.این روایت را شیخ طوسی در امالی خویش با استناد به سندی که به ابن عباس می رسد، نقل می کند:


در خانه ام سرگرم استراحت بودم که ناگهان فریاد بسیار بلندی از خانه ام سلمه، همسر پیامبر بلند شد؛ بیرون آمدم و راهنمایم مرا به منزل ام سلمه برد. زن و مرد مدینه نیز به آن جا آمده بودند، چون به او رسیدم، گفتم: ای ام المؤمنین! چرا فریاد استغاثه برمی آوری؟ او پاسخی به من نداد و نزد دیگر زنان بنی هاشم رفت و گفت: ای دختران عبدالمطلب! مرا یاری و همراهی کنید و همراهم بگریید. به خدا سوگند که سرور شما و سرور جوانان بهشت کشته شد! به خدا سوگند که سبط رسول خدا و دسته گل او به شهادت رسید! گفتند: ای ام المؤمنین! این را از کجا دانستی؟ گفت: هم اینک پیامبر خدا را در خواب دیدم که پریشان و وحشت زده بود؛ چون از حالش پرسیدم، فرمود: «امروز پسرم حسین با اهل بیتش کشته شد و من آنان را به خاک سپردم و اکنون از کارشان فراغت یافته ام.» من (ام سلمه) برخاستم و در حالی که هیچ از خود نمی دانستم، به خانه رفتم و به جستجو پرداختم. ناگهان چشمم به تربت حسین علیه السلام افتاد که جبرئیل از کربلا آورد و گفت: «هرگاه این خاک تبدیل به خون شد، پسرت کشته شده است.» و رسول خدا آن را به من داد و فرمود: «این خاک را درون شیشه بگذار و نزد خویش نگهدار، هنگامی که تبدیل به خون شد، بدان که حسین کشته شده است.» و من اینک آن شیشه را دیدم که تبدیل به خون شده، می جوشد! سپس ام سلمه از آن خون برگرفت و بر چهره اش مالید و آن روز را روز ماتم و نوحه سرایی بر حسین علیه السلام قرار داد و پس از آن، کاروانیان آمدند و خبر دادند که حسین علیه السلام در آن روز کشته شده است.

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین(ع)

 

 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٩/٩

هر حرکت اجتماعی با شعار هایش شناخته میشود. حرکتی که انجام میشود اگر شعار نداشته باشد بی معنی خواهد بود . البته ممکن است گاهی وقتها در برخی راهپیمایی ها  صدایی از جمعیت برنخیزد اما این به معنی نداشتن شعار نیست بلکه به این معنی است که آنها شعارشان را با سکوتی معنی دار اعلام میکنند  . هر شعار بیان کننده ی پیام اصلی حرکتهای اجتماعی است.

شعار بارز عاشورا  با عبارت تلخیص شده ی "هیهات من الذله" بیان شده و با عبارت "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا"  تکمیل میشود. "هر روز عاشورا و هر سرزمین کربلا ست"

این شعاری به عمق تاریخ است و هرگز پایانی برای این شعار متصور نیست. "هر روز عاشوراست" یعنی شعار هیهات من الذله  هر روز باید از زبان و عمل ما جاری باشد و در هیچ روزی از روزهای زندگی مان اجازه ی پذیرش ذلت را نداریم و گرنه عاشورایی نیستیم . و هر سرزمین کربلاست یعنی در هر مکان که لازم باشد باید جان و زن و فرزند و خانمان و تمام زندگی مان را تقدیم شعار و راه مقدسمان کنیم و گرنه کربلایی نیستیم .  کسانیکه منتظرند تا عاشورایی دیگر فرارسد تا حسینی شوند و زمین کربلایی دیگر را ملاقات کنند تا آماده ی فداکاری شوند سخت در اشتباهند. 

اگر همین الان عاشورایی و کربلایی نباشی هرگز نخواهی شد و بدان که ادعایت دروغی بیش نیست.

اگر همین الان که در حال نوشتن مطلب ارزشی جهت نشر تعالیم اسلام برای وبلاگت هستی ، اگر صدای اذان را شنیدی و اقامه ی نماز را برای بعد از اتمام مطلب موکول کردی . . . عاشورایی نیستی!

اگر حقوق بگیر هستی و با تهدیدات رئیس خودت  مبنی بر قطع اضافه کاری یا امثال آن قبول کردی که حق کسی را ضایع کنی . . .  عاشورایی نیستی !

اگر از ترس اخراج از اداره و  قطع شدن روزی زن و بچه ات ظلمی را نادیده گرفتی و به بهانه ی تقیه ، به انجام عمل نادرستی تن دادی . . .  عاشورایی نیستی!

اگر عمل اشتباه هم حزبی خودت را به بهانه های گوناگون درست جلوه دادی . . . عاشورایی نیستی!

اگر با داشتن وامهای متعدد از ترس عدم توانایی در باز پرداخت اقساط وامهایت و برای افزایش میزان درآمدت چاپلوسی رئیست را میکنی . . . عاشورایی نیستی!

اگر اضافه کاری بی مورد و غیر ضروری در اداره را روشی برای احقاق حقوق خودت میدانی . . . عاشورایی نیستی!

اگر برای استخدام فامیلت در اداره به روشهای غیر شایسته سالاری دست میزنی . . . عاشورایی نیستی!

اگر دروغ مصلحت آمیز را بیش از یکبار در چند سال بکار میبری . . . عاشورایی نیستی!

اگر کاسب هستی و به رگ مشتری نگاه میکنی و خون اضافه میگیری . . . عاشورایی نیستی!

اگر پزشک جراح هستی و از مریضهایت بغیر از دستمزد بیمارستان پول چاقو میگیری . . . عاشورایی نیستی!

اگر معلم هستی و کم کاری در کلاس را با کلاسهای خصوصی شاگردانت جبران میکنی . . . عاشورایی نیستی!

.

.

.

اگر دروغ میگویی ، تهمت میزنی ، غیبت میکنی ، کم کاری میکنی ، رشوه میگیری ، جنس معیوب میفروشی ، بد خلق هستی ، در داخل اجتماع یا خانواده خشن وبی رحم هستی ، در درس تقلب میکنی ، استاد هستی و نمره های تبعیض آمیز بذل و بخشش میکنی ، به بهانه ی اخبار ماهواره می بینی ، به بهانه ی متاهل بودن در فضای خصوصی فیلم مستهجن نگاه میکنی ، وام زیاد میگیری ، با سود بهره های بانکی کسب درآمد میکنی ، وسایل آرایش میفروشی ، برای نماز خواندن و نوحه سرایی اهل بیت پول میگیری ، برای رفتن به حج پارتی بازی میکنی و . . .    عاشورایی و کربلایی نیستی . . .  بهشت را به بها بدهند و به بهانه ندهند. اگر همین امروز عاشورایی و همین مکان کربلایی نباشی ، هرگز نخواهی شد . . .

عاشورا جای دروغ مصلحت آمیز و تقیه و تسامح و تساهل و مصلحت اندیشی و رفاه طلبی و " آینده نگری دنیایی "  و " تسلیم به امید رویشی دیگر" و "دروغگویی به امید راستگویی دیگر" و نگرانی برای روزی زن و بچه و کسب موقعیتهای اجتماعی بالا  نیست. . . . . . .  کربلا ، زندگی در آغوش حقیقت محض است ، بی تعارف! . . . .   به هوش باشیم !




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٩/٧

 

طبق نقل کتابهای تاریخی و مقاتل، کاروان اسراء کربلا در روز یازدهم محرم از کربلا حرکت کرده و در روز دوازدهم به کوفه وارد شدند و در روز نوزدهم محرم از کوفه به سوی شام حرکت کردند و در روز اول صفر به شام وارد شدند. لشکر ابن زیاد ، پیکر پاک شهدای کربلا را دفن نکردند و به همان صورت صحنه ی نبرد را رها کرده و به سمت کوفه حرکت کردند و جنازه های شهدا در عصر روز 11 محرم در صحرای کربلا باقی ماند. یحیوی در این شعر حال و هوای این عصر را به تصویر کشیده است

یحیوی شاعر توانای اردبیلی است که تصویر سازی در شعر او به حد اعلای خود رسیده است . شعرهای او در مدح عاشورا در سطح بسیار بالایی از مهارت بوده و چیره دستی این شاعر بزرگ قابل ستایش و ستودنی است . یکی از شعر های او در باره عاشورا به حال وهوای عصر روز 11 محرم اشاره دارد که فوق العاده شنیدنی است و مداح محترم اهل بیت جناب آقای تمدن نیز این شعر را با شور و حال وصف ناشدنی با صدای فوق العاده زیبا خوانده است . شنیدن این عزاداری حال آدم را منقلب میکند.

یحیوی در این شعر طویل در چهل قطعه به صحنه سازی واقعه ی عاشورا می پردازد و هنر گفتار خویش را به نمایش میگذارد. برخی از صحنه سازیهای این شاعر توانا در زیر بیان میشود :

 

 

بویوردی ختم الانبیا سفینه النجا حسین

چراغ رهنما حسین مدینه الرجا حسین

الینده نور پرچمی قدم قویاندا محشره

شفیع اهل حقیدور حبیب کبریا حسین 

 

 

تابلوی 1

بنی اسد ده بیر نفر ائدیب دی بو روایتی

محرم آیی نین اونی تاپیب حسین شهادتی

صاباحی گئتدی کوفیه قوشون آپاردی غارتی

اوچؤلده قالدی یادگار هواده قان علامتی

اسنده یئل کی، سسله نیر دئییر هواده : «یا حسین»!


  

 

تابلوی 2

دئییرکی، عصر تنگ ایدی افقده گون باتان زمان

واریدی مزرعم منیم او چؤلده سبز و ارغوان

او کشتزاری گؤرمگه روانیدیم قدم زنان

ساتاشدی ناگهان منیم گؤزومه سهمگین مکان

قولاقیمه یئتیشدی وای غریب نینوا حسین

 

 

 

 

تابلوی 3

یئتر مشامه بوی خوش نسیم شامگاهیدن

نه بوی دلپذیرکی، چیخار گول و گیاهدن

غبار مشک پخش اولور زمین خیمه گاهیدن

بهشت عطری قاوزانیر هوای قتلگاهیدن

او تربت مقدسی ادیبدی طوطیا حسین


 

 

تابلوی 4

او دشت خوفنا کده دوشوب یارالی نعشلر

برهنه سینه‌لرده قان چو نقره اوسته نقش زر

بیلکدی، قولدو، جسمدیر، اولور نظرده جلوه‌گر

سه شعبه تیرلر ده‌یوب آچوب جنازه‌لرده پر

فدای حقیلن ائدیب او عرصه نی منا حسین

 

  

  

 

تابلوی 5

هواده دسته – دسته قوش گؤرور گولون بهارینی

انیب قانادیله سیله بدنلرین غبارینی

بیر آیری دسته قوش آچار پران سایه دارینی

آلیر یارالی نعشدن حرارتین فشارینی

قاناد ووراندا چؤللره دوشور صدای وا حسین

 

 

 

تابلوسازی عصر11 محرم :

 

 

تابلوی 6

چکیلدی رنگ آفتاب او قورخولی مکانیدن

چیخیبدی بیر مهیب شیر میان نیستانیدن

بدنلره باخیب کئچیب کنار کشتگانیدن

گلیر خفیف همهمه او شیر بی زبانیدن

گزیر یاواش – یاواش دئییر دیلینده بی‌صدا حسین

 

 

 

 

 تابلوی 7

یئتیشدی تاپدی مقصدو مرادی نین یاتان یئرین

کنار قتلگاهینه ادبله ووردو اللرین

اگیلدی اوپدی ایله دی یارالی قانلی حنجرین

بویاردی یال و کاکلین سیلردی خون احمرین

اوقاندا آشکاریدی ملمع الدماء حسین

 

 

 

 

 تابلوی 8

چکردی بانگ عربده سالاردی دشته نعره‌سین

سپردی باشه تورپاغی یئره ووراردی پنجه سین

طواف ائدردی متصل ضریح عشق کعبه سین

گلیب وحوش جنگلات او شیرین آلدی دؤره‌سین

هامی جهانیان سنین مقامیوه فدا حسین

 

 

 

 

تابلوی 9

ایشیق چکلیدی کاملاً دؤنوب هوا اَنیب شفق

هوادن ابر ظلمتی آییردی خارق الفلق

ستارگان تابناک بؤلوندولر ورق – ورق

کی لکّه – لکّه نوردور گلیر یئره طبق – طبق

او نور آسمانییه اؤزو وئریر جلا حسین

 

 

 

 

تابلوی 10

او نورلر اَنیر یئره بو نور عرشه قووزانیر

او پارچا – پارچا نورلر بونورون اوسته توولانیر

فضای تیره رنگده چراغ آسمان یانیر

بونورکی، چیخیرگؤیه‌ هامی جهان ایشیقلانیر

جمال حقی گؤستریر طلیعه ضحاء حسین

 

 

 

 

تابلوی 11

ائشیتیدم اوندا غیبدن اوجالدی نوحه و نوا

او نورلردن آیریلیر صدای ضجّه و بکاء

گؤزه گورونمز آغلایان گلیر ترنم عزا

کی، دسته جمعی سسله‌نیر حسین‌وا – حسین‌وا

غریب نینوا حسین قتیل اشقیا حسین

 

 

 

 

 

 

تابلوی 12

دئییر باشیمی قووزادیم نه گؤردوم اول زمانیده

هلالی قووسدور قزح چکیلمیش آسمانیده

حریر هفت رنگ تک عیاندی کهکشانیده

بو ایکی جمله ثبت اولوب او منجلی کمانیده

سفینة النجا حسین چراغ رهنما حسین

 

 

 

و این تابلو سازی های زیبا ادامه دارد و صحنه های عجیب عاشورا را در ادامه بیان میکند و مقام سید الشهدا را با چنان شور و عباراتی شرح میدهد که انسان دوست ندارد این حماسه سرایی به پایان برسد. در پستهای بعدی مابقی این شعر زیبا را خواهیم نوشت و از خداوند میخواهیم برای یحیوی بخاطر این شعر زیبا و برای مداح گرامی آقای تمدن بخاطر این نوحه سرایی فوق العاده اش پاداش نیکو عنایت فرماید.

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین



نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٩/٦

آنجه در زیر آمده است شعر بسیار شور انگیزی از یحیوی ملقب به تاج الشعرا است که دارای مضامین عالی از واقعه ی کربلاست . شعرهای یحیوی از قدرت تصویرسازی بسیار بالایی برخوردارند و در حد یک شاهکار هستند و واقعا تاج الشعرایی برازنده ی اوست. دیدن و شنیدن فیلم شعر خوانی شور انگیز رهبر انقلاب که با حس و حال بسیار عالی ، بخشهایی از این شعر را قرائت میکردند انگیزه ای برای انتشار آن شد.

 

آی باتدی صبح آچیلدی زینب نوایه گلدی
زهرا دئدی حسین وای عالم صدایه گلدی

چون ییخدیلار آتیندان سلطان تشنه کامی
دنیایه اولدی اعلان قتل الحسین پیامی
جناتیدن ائشیتدی پیغمبر گرامی
نعلین سیز عباسیز کرب و بلایه گلدی

پیمانه عالم اولدی جانانه وئردی جانین
شوق و شرافتی لن طی ائتدی امتحانین
شمر دغا توکه نده خاک منایه قانین
یوزدوتدی آسمانه حمد و ثنایه گلدی

خون خدا توکولدی گودال کربلایه
یئرلر تزلزل ائتدی رعشه دوشوب سمایه
کروبیان لاهوت آغلاشدی بو بلایه
یئل اسدی گون دوتولدی ظلمت فضایه گلدی


خون حسین بوغازدان جاری اولان زمانی
جبریل آپاردی عرشه بیر شیشه ده او قانی
اول شیشه دن نمودار اولدی بلا نشانی
قوزاندی بوی ماتم اهل سمایه گلدی


نور حق اولدی لامع باشسیز قالان بدنده
راس حسین مظلوم سر نیزیه گئدنده
باد سیاه اسنده یئر زلزله ائدنده
سیندی نظام دنیا حد فنایه گلدی


نزدیک ایدی یئریندن چیخسون مدار دنیا
آل امیه ائتسون دستور شرعی ملغا
سرنیزه دن ائدنده نور حسین تجلا
دین محمد اوسته نورانی سایه گلدی


فرمان غارتیلن تللی آشوب عربلر
گوردی اوهای و هویی اطفال زار و مضطر
قاچیپلا خیمه گاهه بیردن اوجالدی سسلر
عمه آماندی لشگر خیمه سرایه گلدی


صحرانورد عربلر خرگاهی یاندیراندا
باشی آچیخ حرملر اوتدان چیخوب قاچاندا
قالخیب بحتر آتش گیزلندیلر دوماندا
توسدی اوجالدی قاره پرده هوایه گلدی


بیر خیردا قیز قاچیردی دوتموش آلوعباسین
مرد یهودی دوتدی خاموش ائدب لباسین
گتدی اله حسینون دلبندینون رضاسین
احسن او شیخه مشکل وقته هرایه گلدی


گرائتمه سئیدی زینب نسل حسینه امداد
اولموشدی اود ایچینده سوزان امام سجاد
قیلدی رشادتیله اوتدان امامی آزاد
بیر تازه زندگانلیق زین العباده گلدی


زهرا گزه ردی گوندوز اطراف ماجراده
تا کوفیه حسینون گئتدی باشی جیداده
نعش حسینی آخشام باشسیز قویوب آراده
گون باتجاقین او خاتون مطبخ سرایه گلدی


حوران باغ جنت محزون گرفته سیما
حوا خدیجه خاتون مریم جناب سارا
آشفته مو سیه پوش دیللرده وای حسین وا
زهرایه همدم اولسون بزم عزایه گلدی


اللی اوچ ایل قاپوندا وار یحیوی حسین جان
نوحه یازیب غمونده اولموش مریض و نالان
دست مبارکونله دردینه ائیله درمان

امید صحت ایله باب شفایه گلدی

---------------------------------------------------------

مرحوم تاج الشعرای اردبیلی متخلص به یحیوی

نثار روح پاکش صلواتی ختم کنیم




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۸/٢۳

محرم دیر ، خانیم زینب عزاسی

بیزی سسلر حسینین کربلاسی

یولی باغلی قالیب دشمن الینده

داها زوارینین یوق سس- صداسی

( بوگون کرب بلا ویران اولوب دیر ) (حسین أوز قانینا غلطان اولوب دیر )

چاغیر شاه نجف گلسین هرایه

جهادیله آچاق یول کربلایه

علی نین ذوالفقاری داده چاتسین

حسین قربانلاری گلسین منایه

( بوگون کرب بلا ویران اولوب دیر ) (حسین أوز قانینا غلطان اولوب دیر )

جهاد میدانی دیر، ملت دایانسین

مسلمان خواب غفلتدن اویانسین

اوجالسین نعره الله اکبر

گرک کافر جهنم ایچره یانسین

( بوگون کرب بلا ویران اولوب دیر ) (حسین أوز قانینا غلطان اولوب دیر )

گلیب غیرت گونی ، همت زمانی

اوجالداق باشدا آذربایجانی

گئده ک صدام کافرله جهاده

ییخاق بو بی مروت ائو ییخانی

( بوگون کرب بلا ویران اولوب دیر ) (حسین أوز قانینا غلطان اولوب دیر )

حسین زواری نین قورتاردی صبری

قیراق بو قوردلاری ، کافتاری ، بیری

آچاق یول کربلایه ، کاظمینه

چکک آغوشه او شش گوشه قبری

( بوگون کرب بلا ویران اولوب دیر ) (حسین أوز قانینا غلطان اولوب دیر )

گرک دین اولماسا ، دونیانی آتماق

شرف ،عزتلی بیر دونیا یاراتماق

سعادت دیر حسین قربانلاری تک

شهادتله لقاء اللهه چاتماق

( بوگون کرب بلا ویران اولوب دیر ) (حسین أوز قانینا غلطان اولوب دیر )

مسلمان صف چکیب دعوایه گلسین

چاغیر عباسی تاسوعایه گلسین

قیزی زینب أوزی صاحب عزادیر

چاغیر زهرانی عاشورایه گلسین

( بوگون کرب بلا ویران اولوب دیر ) (حسین أوز قانینا غلطان اولوب دیر )

آنا ! اوغلون شهید اولدی مبارک

شهادتله سعید اولدی ، مبارک

امید جنتین تاپدین ، دا سندن

جهنم ناامید اولدی ، مبارک

( بئله طوی کیم گؤروب دنیاده قاسم ) ( طویی یاسه دؤنن شهزاده قاسم )




مطالب اخیر شعری از آیت‌الله صافی گلپایگانی در انتقاد از کوروش گرایی پر کاربردترین مشاغل پاسخ امام حسن به پادشاه روم دعای ذوالقرنین بوی جوی مولیان لحظه اعلام مذهب شیعه بعنوان مذهب رسمی ایران(عکس) تست - آیا مشکل پرشین بلاگ برطرف شده است؟ مشکلات پرشین بلاگ کلافه کننده شده است کلید سعادت چیست ؟ ملا احمد نراقی
کلمات کلیدی وبلاگ حکمت (٩٠) آمریکا (٦٦) رفسنجانی (٤۱) شعر (٤٠) حدیث (۳٤) امام حسین (۳٠) امام علی (٢٧) دعا (٢٦) عاشورا (٢٥) روحانی (٢٥) حضرت محمد (٢۳) انتخابات ریاست جمهوری (٢٠) احمدی نژاد (۱٩) امام خامنه ای (۱٩) قرآن (۱۸) غرب (۱٧) نماز (۱٤) حکایت (۱۳) علم (۱۳) خدا (۱۳) محرم (۱٢) اسلام (۱۱) اسرائیل (۱۱) حجاب (۱۱) امام صادق (۱٠) خاتمی (۱٠) امام خمینی (۱٠) انسان (٩) رمضان (٩) میرحسین موسوی (٩) فساد (۸) شهریار (۸) صادق هدایت (٧) نجوم (٧) فتنه (٧) سبک زندگی (٧) امام زمان (٦) حضرت زهرا (٦) یارانه ها (٦) مصائب (٦) زیارت عاشورا (٦) جمهوری اسلامی (٦) اعمال (٦) شهید (٦) دروغ (٥) آزادی (٥) عشق (٥) سیاست (٥) هنر (٥) کربلا (٥) جنگ (٥) فلسطین (٥) آذربایجان (٥) جغرافیا (٥) روزه (٥) امام جواد (٥) جمعیت (٥) زلزله تبریز (٥) ویروس فرهنگی (٤) عیدفطر (٤) محرم و صفر (٤) بوز قورد (٤) اصلاح طلبان (٤) عید غدیر (٤) قدس (٤) امام حسن (٤) عید نوروز (٤) نوحه (٤) مادر (٤) یهود (٤) ازدواج (٤) حقوق بشر (٤) انقلاب (٤) ماهواره (٤) امام رضا (٤) ایمان (٤) زندگی (۳) ashura (۳) هاشمی (۳) زن (۳) کامپیوتر (۳) تورم (۳) عدالت (۳) دموکراسی (۳) خانه (۳) خامنه ای (۳) شاه (۳) شیطان (۳) گل (۳) اینترنت (۳) تکنولوژی (۳) تبریز (۳) غزه (۳) سال نو (۳) روحانیت (۳) انگلیس (۳) امام سجاد (۳) راستگویی (۳) امام هادی (۳) اجابت دعا (۳) گرگ خاکستری (۳) عنایت خدا (۳) حقوق انسان (٢) قرآن سوزی (٢) تساوی زن ومرد (٢) نا امیدی از خدا (٢) فساد در سینما (٢) عالمان بی عمل (٢) ملی-مذهبی (٢) مذاکرات هسته ای (٢) 10 میلیارد تومان (٢) 9 دی (٢) خشونت علیه زنان (٢) تست شخصیت (٢) وام بانکی (٢) جلیلی (٢) فضولی (٢) جنبش عدم تعهد (٢) مطهری (٢) ترک (٢) صهیونیسم (٢) صلوات (٢) پهلوی (٢) شب قدر (٢) ریا (٢) علوم تجربی (٢) سنائی (٢) عمل (٢) 5+1 (٢) علامه جعفری (٢) هندوانه (٢) شعبان (٢) یاحسین (٢) قضاوت (٢) پیامبران (٢) زمین (٢) انفاق (٢) توبه (٢) نذر (٢) شیر (٢) 29 بهمن (٢) سوریه (٢) پدر و مادر (٢) سوال (٢) عبادت (٢) زمان (٢) مناجات (٢) دزد (٢) معجـزه (٢) شیعه (٢) عباس (٢) عقل (٢) شریعتی (٢) زینب (٢) بهمن (٢) کودک (٢) خمینی (٢) منافق (٢) عید (٢) عرفه (٢) نیایش (٢) بهشت (٢) تروریست (٢) تحریم (٢) زبان (٢) فیلم (٢) گرانی (٢) اندیشه (٢) سینما (٢) انتظار (٢) دنیا (٢) جوک (٢) خنده (٢) ایران (٢) دانش (٢) دل (٢) فلسفه (٢) آرزو (٢) تربیت (٢) چشم (۱) شجریان (۱) تمدن (۱) طلا (۱) باران (۱) انتخابات مجلس (۱) مجلس (۱) توکل (۱) قیامت (۱) قبله (۱) نگاه (۱) فوتبال (۱) صبر (۱) مسابقه (۱) بازی رایانه ای (۱) رنگ (۱) دین (۱) نوکیا (۱) تاریخ (۱) شادی (۱) قلب (۱) سکوت (۱) ترس (۱) نفرت (۱) طنز (۱) تولد (۱) وبلاگ (۱) موبایل (۱) ورزش (۱) غم (۱) مذاکره (۱) مسلمان (۱) المپیک (۱) ابلیس (۱) کافر (۱) قانون (۱) عطار (۱) کوروش (۱) عمر (۱) پیام کوتاه (۱) ترافیک (۱) مهاجرت (۱) مجازات (۱) قم (۱) حج (۱) علی (۱) لطیفه (۱) اصلاحات (۱) آقا (۱) آسمان (۱) قبر (۱) لذت (۱) پزشک (۱) زرتشت (۱) روزی (۱) انیشتین (۱) نوشتن (۱) سانسور (۱) ابر (۱) گفتار (۱) مغز (۱) والدین (۱) تسلیت (۱) شرق (۱) ماسک (۱) خیانت (۱) امتحان (۱) راه (۱) جهان (۱) طبیعت (۱) روشنفکری (۱) فیلترینگ (۱) ظهور (۱) حزب (۱) اربعین (۱) تفسیر (۱) بحرین (۱) شجاعت (۱) پروین اعتصامی (۱) بدبختی (۱) دمکراسی (۱) وحی (۱) حماقت (۱) اوستا (۱) نظم (۱) ویکتورهوگو (۱) انجمن حجتیه (۱) سلوک (۱) فریب (۱) خشک و تر (۱) سجده (۱) گناه (۱) احزاب (۱) غرور (۱) امامت (۱) توسل (۱) زیبایی (۱) الله اکبر (۱) بهداشت (۱) دانستن (۱) وحدت (۱) سحر (۱) روسیه (۱) روح (۱) دوزخ (۱) نیما (۱) انشتین (۱) گوش (۱) خرافه (۱) انبیا (۱) عزا (۱) حکومت دینی (۱) فاتحه (۱) بینایی (۱) روز جهانی قرآن (۱) چادر (۱) جوک ترکی (۱) تخیل (۱) چمران (۱) سلیمانی (۱) بایاتی (۱) جبر (۱) تخصص (۱) استغفار (۱) بسیجی (۱) کهکشان (۱) قاضی (۱) جامعه اطلاعاتی (۱) ادیسون (۱) حجامت (۱) سرمایه داری (۱) اصول گرایی (۱) ذکر (۱) جوجه (۱) نسبیت (۱) حیا (۱) سید احمد خمینی (۱) بیمارستان (۱) کلاهبرداری (۱) مشایی (۱) اصلاح طلبی (۱) کعبه دل (۱) شبهات (۱) تعهد (۱) شاید وقتی دیگر (۱) شمس تبریزی (۱) عبدالله نوری (۱) برکت (۱) بودا (۱) دیکتاتور (۱) تکلیف (۱) تفکر (۱) جوان (۱) الهی (۱) شناخت (۱) سلامتی (۱) میهن (۱) اختیار (۱) پیام نوروزی (۱) تناقض (۱) جوانی (۱) اهل سنت (۱) قبرستان (۱) حضرت یحیی (۱) امام کاظم (۱) فتح (۱) یوم الله (۱) حلزون (۱) نبوغ (۱) برنارد شاو (۱) حقارت (۱) راه قدس (۱) یتیم نوازی (۱) جهانی سازی (۱) فیس بوک (۱) اسم اعظم (۱) دانایی (۱) فرمانده (۱) تجارت الکترونیک (۱) حاج همت (۱) انرژی هسته ای (۱) اطلاعات عمومی (۱) نیمه شعبان (۱) حزب الله (۱) امام محمد باقر (۱) رجب (۱) مبارزه با نفس (۱) غضب (۱) اقوام ایرانی (۱) هاوایی (۱) گردن بند (۱) شیخ (۱) لیبرال (۱) فرومایه (۱) امام موسی کاظم (۱) مختارنامه (۱) حضرت ابراهیم (۱) جزیره برمودا (۱) 14 معصوم (۱) حضرت ابوالفضل (۱) اصول دین (۱) حضرت نوح (۱) جبر و اختیار (۱) حق الناس (۱) طرح ولایت (۱) امداد غیبی (۱) جنبش سبز (۱) بیداری اسلامی (۱) نداآقاسلطانی (۱) میکروسکوپ افکار (۱) سود بانکی (۱) ضداسلام (۱) خواب و بیدار (۱) تعویذ (۱) علم غیب (۱) خواستن توانستن (۱) تقلید سیاسی (۱) فراماسون (۱) sms تبریز (۱) اس ام اس تبریز (۱) استاد عالی نسب (۱) نشانه برای فردا (۱) توافق نامه ژنو (۱) شهبد (۱) حضرت زکریا (۱) خوض در باطل (۱) آدمخواری (۱) وضوی صفر و یکها (۱) لاحول (۱) جهنمہ (۱) نقض غرض (۱) جام دیجیتال (۱) خسرو زارع فرید (۱) کارتهای بانکی (۱) شرکت انیاک (۱) شبکه شتاب (۱) تنگه برینگ (۱) سیلی ایام (۱) توحش (۱) حرز (۱) راهزن (۱) بهشت احمقها (۱) ساده لوحی (۱) آفتاب پرست (۱) فتح ایران (۱) مدیرکل (۱) زمزمه های تنهایی (۱) سال پول (۱) بانوی شعر ایران (۱) پهلوی2 (۱) کفش کتانی (۱) قوم پارس (۱) شعار سال (۱) امام نقی (۱) سوره کوثر (۱)
دوستان من برهان سایت زیبای قرآن شیعه 24 نقد مدرنیته مشاوره کسب و کار پرتال زیگور طراح قالب