نقل از ایمیل وارده :

چــــــــرا به لوله ای که آب از آن خارج می شود می گوییم "شیر"؟

 

در سال های دور ایران؛تنها دوشهر بیرجند و تبریز آب لوله کشی داشتند که آن صنعت را از روسیه به امانت برده بودند.و در کلان شهری مثل تهران مردم از آب چاه که تمیز و سالم نبوداستفاده می کردند.در شهر تهران تنها سه قنات وجود داشت که آن هم متعلق به سه سرمایه دار تهرانی بود.یکی از این قنات ها که به سرچشمه معروف بود(وهست) متعلق به سرمایه داری بود که بچه دار نمیشد.او نذر کرد اگر بچه دار شود؛ برای تهرانیان آب لوله کشی فراهم کند. پس از مدتی بچه دار شد و برای ادای نذرش به اتریش رفت تا مهندسانی را از آنجا برای لوله کشی آب بیاورد.در هر کشوری حیوانی که برای آنها مقدس است را بر سر خروجی آب می گذاشتند.مثلا در فرانسه سر خروس استفاده می کنند.او دید در اتریش،هر جا خروجی آب است؛سردیسی از شیر هست.پس بر سرچشمه آب که برای مردم فراهم کرد،سر شیری گذاشت.و مردم هروقت برای برداشتن آب به آنجا می رفتندومی گفتند: رفتیم از سر شیر آب آوردیم!

 

سَردیس یعنی مجسمه‌ای که در آن تنها شکل یک سر، پیکرتراشی شده باشد)


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: شیر , اطلاعات عمومی


تاريخ : ۱۳٩٢/٢/٢۳ | ۸:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

زمان آن رسیده است که تکنولوژی را باور کنیم ، وقت آن شده است تا به این نیروی خلاق پیشرونده ایمان بیاوریم . مرتجعین خشک مغز دیگر بهانه ای برای انکار ندارند ، چشمها را باید شست ، جور دیگر باید دید. بدانید! عهد دقیانوس، قرنهاست که پایان یافته است ، دوران قارون و هامان و فرعون دیگر سپری شده است .

خواب سیصد ساله ی اصحاب کهف نیز به آخر رسید اما خواب دیرینه ی کهنه مغزان را گویی  پایانی متصور نیست. واپس گرایان  هنوز از خواب غفلت شبانگاهی بیدار نشده به چرت نابهنگام صبحگاهی دلخوش میکنند و خواب را بر خوابی دیگر گره میزنند تا عمرشان در نفوذ از خوابی به خوابی دیگر به پایان برسد.  

آیا وقت آن نرسیده است که چشمان خویش را از گردو غبار عناد و خود بینی پاک کنیم و طبیعت را آنچنان که هست باور نماییم؟ آیا وقت آن نرسیده است که از پیشرفت شگرف بشریت در رسیدن به عصر جدید درس بیاموزیم؟

اگر بپذیریم که در قرون وسطی و یا زمان های دورتر ، بشر به دلیل بی بهره بودن از دانش کافی و عدم شناخت محیط اطراف خود ، برای گرایش به کهنه پرستی و خشک مغزی بهانه ای داشته است ، اما در دوران حاضر که بخش اعظم قوای طبیعی برای انسان شناخته شده است دیگر هیچ عذری برای تکرار افکار عقب مانده ی دوران ماقبل تاریخ نمانده است.

زمانی بود که بشر به آنچه که با چشم خود می دید ایمان می آورد و از نادیده ها وحشت داشت ، هستی را محدود به زمین دنیا  و دنیا را مسطح فرض میکرد و برای کشف آخر دنیا رویا پردازی میکرد ،گاه اجسام درخشان سماوی را از روی عدم شناخت خدا فرض میکرد و گاهی دریای بیکران را جایگاه خدایان میدانست و زمانی آتش را برای خویش به خدایی میگرفت.

اما الان دیگر قضیه فرق میکند زیرا انسان توانسته است نیروی نامرئی امواج را شناخته و آن را به کنترل خویش درآورد ، حتی میتواند امواج را تولید نموده و از نیروی نامرئی آن برای انجام کارهای خویش استفاده نماید. ماهیت اجرام درخشان آسمان را شناخته و قادر است سیاره و ستاره و منظومه و کهکشان و غیره را توصیف نماید و حتی میتواند برای مسافرت به آنها برنامه ریزی نماید. دیگر احمقانه است که کسی ماه را خدا فرض نماید و آن را عبادت کند یا خورشید را بعنوان خالق بشر و کنترل کننده ی زندگی موجودات تلقی نماید و مقام خدایی به آن بدهد.  زمینی که انسان در روی آن زندگی میکند دیگر برایش ناشناخته و وهم انگیز نیست ، انسان توانسته است یک مدل دقیق از کره زمین بسازد و عرض و طول آن را به دقت اندازه گیری نماید و با تهیه نقشه ها توانسته است که حدود سرزمینها و نقطه شروع و پایان خشکی ها و دریاها را  آنچنان که هست مشخص نماید. علاوه برآن انسان توانسته است در کمال تعجب ، خود را از زمین جدا کرده و از فضا به دنیای خاکی خود نگاه کند و به عینه گرد بودن زمین را ملاحظه نماید. انسان پا را از این هم فراتر گذاشته و خود را به کره ماه هم رسانیده است ، همان جرم درخشانی که زمانی برای خشک مغزان به منزله ی خدا بود و اکنون خدای آنها زیر پای انسان امروزی است. الان همه میدانند که هیچ الهه ای در دریا زندگی نمیکند. اکنون هیچ عقل سلیمی به آناهیتا بعنوان الهه ی دریا اعتقاد ندارد.

 

 

و اکنون مورد تمسخر قرار میگیرد کسی که آپولو را خدای خورشید و دلفی را مرکز زمین بداند.

Delphi Composite.jpg

زئوس ، ژوپیتر ، آناهیتا ، آپولو ، آمون ، هبل ، فرعون ، منات ، بعل  و آتش پرستی و   . . .  همه و همه کهنه و پوسیده اند . افکار کهنه در دنیای امروز برای انسان پیشرفته ی امروزی معنایی ندارد.  دنیای امروز مفاهیم بکر و اصیل را خواهد پذیرفت و از خرافات و کهنه پرستی امتناع خواهد کرد. انسان به طبیعت خویش ایمان خواهد آورد . او میداند که آفرینش از او چه میخواهد ؟ خوب دیدن ، خوب فکر کردن و . . .  آفرینش !  آری آفرینش !  و چنین است که انسان می آفریند و می آفریند و توقف گاهی برای خویش نمی بیند.

... و اکنون دستگاهی فراروی ما قرار گرفته است که در نوع خودش بی نظیر است . این یک شاهکار است . فن آوری مدرن این دستگاه منحصر بفرد بوده و هیچ گونه مشابه داخلی و خارجی ندارد. این دستگاه دوست محیط زیست است زیرا سوخت آن از فراورده های طبیعی بوده و فرایند تبدیل سوخت به انرژی در آن هیچ گونه آلودگی محیطی ندارد.

دستگاه یاد شده با مصرف سوخت طبیعی قادر است تا شیر 100%  طبیعی وبا کیفیت بالا تولید نماید و پس مانده سوخت مصرفی آن نیز میتواند در کشاورزی و زراعت مورد استفاده قرار گیرد. عمر نهایی  این دستگاه 25 سال است اما میتوان قبل از اتمام عمرنهایی آن ، نسبت به اسقاط کردن آن اقدام نمود .  نکته ی جالب دیگری هم که در مورد این دستگاه میتوان گفت این است که پس از اسقاط کردن آن ، تمامی اجزای آن مورد استفاده ی مجدد قرار میگیرد و هیچ کدام از اجزای آن بدون مصرف نمیماند و تولید آشغال نمیکند. از خصوصیات این دستگاه میتوان به موارد زیر اشاره کرد :

- جای کم اشغال میکند

- بازده زیادی دارد

- آلودگی صدا ندارد

- آلودگی ناشی از سوخت ندارد

- دود زا نیست

- نیاز به نصب توسط متخصص ندارد

- نیاز به تعویض قطعات یدکی ندارد و تمام قطعات آن مادام العمر هستند

** یک ویژه گی اساسی و باور نکردنی این دستگاه آن است که اگر دو دستگاه از آن را تهیه کنی این دو دستگاه میتوانند به مرور زمان نمونه ی خود را تولید کنند. یعنی این دستگاه برای شما هم محصول تولید میکند و هم خودش را تولید میکند . در زیر نمونه ای از این دستگاه را ملاحظه میکنید.

 

انسان به تولید کننده ی این دستگاه مدرن و بی نظیر و صاحب این تکنولوژی منحصر بفرد ایمان می آورد ، هر اعتقادی غیر از این کهنه پرستی و پوچ است زیرا عدم اعتقاد به خدا جزو افکار کهنه ای است که از زمانهای دقیانوس و جاهلیت قبل از تاریخ بوده است اگرچه ممکن است در این زمان در بسته بندی های به ظاهر مدرن توزیع شوند.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: شیر


تاريخ : ۱۳٩۱/۱۱/۱٢ | ٤:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.