وقتی از رفاه  صحبت میکنیم ذهن اکثر آدمها به برخی کشورهای غربی معطوف میشود. حال این نشانه گیری چقدر درست یا نادرست باشد یا جند درصد با واقعیت  تطابق داشته باشد حرف دیگری است. اما واقعیت این است که دنیای غرب با انتخاب حکومت سرمایه داری ، سعادت را به اشتباه در رفاه مادی خلاصه کردو ده ها سال به نتایج فریبنده ی بدست آمده از این طرز نگرش دلخوش کرد و توهم سعادت در آنها ایجاد شد اما پس از چند صد سال به اینجا رسید که الان وضع را مشاهده میکنیم و می بینیم که انسان غربی بیش از هر چیز دیگر از سعادت دور شده است.

در این فرصت کوتاه نمیتوان برای اثبات سعادت سوزی در غرب به اقامه استدلال کامل و مانع پرداخت اما میتوان به یک مثال خیلی ساده بسنده نموده و از سینمای غرب یاد کرد. امروز مشخص است که سینمای هر کشور بازتاب کننده ی وضعیت اجتماعی آن کشور است. نمیتوان گفت که فیلمهایی که در یک کشور تولید میشود هیچ ربطی به جامعه و رفتار و آمال مردم آن کشور ندارد علاوه بر آن بخاطر اهمیت بسیار زیاد سینما در جامعه ی غربی نگاه به سینمای غرب به شناخت انسان غربی کمک خواهد کرد.

با یک نگاه اجمالی بوضوح می بینیم که 90 درصد فیلمهای غربی دارای موضوع و داستان پلیسی ، جنایی ، خیانت ، جاسوسی ، جنگ ، فساد ، خیانت ، ترس و وحشت و جنایت و ضد خانواده هستند. و این فیلمها فضای ذهنی اکثریت مردم غرب را بر ملا میکند و نمایان میکند که غرب تا چه میزان از سعادت دور شده است. بقیه شواهد انبوه نیز جای بحث خود را دارند.

نگاهی به موضوعات فیلمهایی که فقط در سال 2012 تولید شده اند میتواند فضای حاکم بر بخش اعظم مردم غرب را توصیف نماید :

نام فیلم : To Rome with Love (تقدیم به رم با عشق (بخوانید فساد))

محصول : آمریکا ، ایتالیا

سال تولید : 2012

موضوع :کمدی ، عشقی(فساد)

-----------------------------------------------

نام فیلم : Abraham Lincoln vampire hunter(آبراهام لینکلن شکارچی خون آشام)

محصول : آمریکا

سال تولید : 2012

موضوع : اکشن(بزن بکش)، ترسناک و سه بعدی

-----------------------------------------------

نام فیلم : Brave

محصول : آمریکا

سال تولید : 2012

موضوع : جنگ ، کمدی ، انیمیشن



------------------------------------

نام فیلم : Rock of Ages

محصول : آمریکا

سال تولید : 2012

موضوع : کمدی ، درام ،  موزیکال (مربوط به روشهای جذب مردم به کاباره ورونق فساد است)

--------------------------------------------
نام فیلم : Madagascar 3: Europe's Most Wanted

محصول : آمریکا

سال تولید : 2012

موضوع : کمدی ، انیمیشن (آماده سازی ذهن کودکان برای عادی پنداشتن فساد)

-------------------------------------------------------------

نام فیلم : Chronicle 2012

محصول : امریکا
سال تولید : 2012
موضوع  : اکشن(بزن بکش) – درام – علمی تخیلی

VBIran Pro

اگر موضوعات مطرح وغالب سینما را بعنوان نماینده ی اصلی فضای حاکم بر ذهنیات مردم و جامعه ی غربی بدانیم  جای دوری نرفته ایم.  و با این برداشت وقتی به سینما نگاه میکنیم به جو حاکم بر جامعه غربی واقف میشویم .  با توجه به حکمرانی فرهنگی هالیوود  در غرب ، دور از واقعیت نیست که ما بخواهیم روحیات حاکم بر جوامع غربی را در پوستر های سینماها جستجو کنیم.  آنچه که در پوستر های مهمترین تولیدات سینمای غرب ملاحظه کردیم اینها بودند : 

تصویر لب یک زن شهوتران ، مردی خشمگین تبر به دست ،  دختری با تیر و کمان ، مردان و زنان کاباره ای ، حیوانات شهوت ران ، نیروی ویرانگر تخیلی و . . .

دنیای غرب با "همان پنداری سعادت و رفاه " به اینها رسید و در آشوب فکری حاصل از این انحراف ، سعادت و رفاه را از یاد برد و فقط به شهوت و جنگ و فساد قانع شد.

متاسفانه اکثر ملل دنیا هم با نگاه به ظواهر فریبنده ی دنیای غرب ، به رونمای تمدن آن فریفته شده و به امید رسیدن به سعادت ، به تقلید زندگی غربی متمایل میگردند. کشور ما نیز از این آسیب به دور نمانده است. واین "همانند پنداری رفاه و سعادت " آسیبهای جدی به بدنه قشرهایی از جامعه ما وارد کرده است.

در دنیای امروزی ما هرچقدر که بشر از نظر فن آوری و علم و رفاه بشری پیشرفت کرده است همانقدر هم تحدید و خطرات اجتماعی زیاد شده است و قسمت عمده ی این تحدیدات به انتخاب شیوه ی زندگی و تفکر غربی بر میگردد. فرزندان ما در اجتماع با انبوه خطرات و تحدیدات روبرو هستند و ریشه ی بیشتر این آسیبها به تکرار اشتباهات بزرگ تفکر غربی بر میگردد و یکی از آن اشتباهات فاحش چیزی جز "یکی پنداری سعادت و رفاه"  نیست.

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: آمریکا , غرب , سینما


تاريخ : ۱۳٩۱/٧/۱۸ | ٩:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

وقتی که آقای سلحشور با عبارات روشن و قاطع و بی تعارف از فساد در سینمای ایران سخن گفت خیلی ها در برابر حرفهایش موضع منفی گرفتند. البته منظور من در این نوشتار به موضع گیری اهالی سینما اشاره دارد نه موضع گیریهای عمومی که در  جامعه روی داد . در جامعه سینما شدت و ضعف موضع گیریها متفاوت بود و به نظرمن میتوان از درجه شدت و حدت همین موضع گیریها به عوامل فساد مد نظر سلحشور پی برد. 3 نوع با این مسئله برخورد شد:

1- یک عده آنهایی بودند که به شدت او را کوبیدند و تا جایی پیش رفتند که او را مایه ننگ جامعه هنر خواندند و اصلا هنرمند ندانستند و شدیدا  او را تخریب کردند ، اینها همان کسانی هستند که در مرکز فساد سینما قراردارند ، اما چون دیدند فسادشان دارد علنی میشود ، با تمام وقاحت فریاد زدند که : ای داد آبروی سینما رفت ، به هنرمندان توهین شد ، اخراج باید گردد و . . .  چنان برآشفته شدند که گویی دنیا زیر و زبر شده است . اینها از عریان شدن چهره خود ترسیدند و داد و بیداد کردند تا راه گم کنند. در اثر شوکی که آقای سلحشور به سینما وارد کرد اینها سراسیمه خودشان را لو دادند .

2- تعداد زیادی هم بودند که از آقای سلحشور ، با سکوت و احتیاط  و عده ی کمی هم بودند که یا صدای بلند و علنی حمایت کردند

3- برخی ها هم  خیلی ترو تمیز و روشنفکرانه و متمدنانه  از آقای سلحشور انتقاد کردند و ضمن قبول مواردی از فساد ، لحن سخن را  نا مناسب دانستند و تعمیم به کل جامعه سینما را نا روا دانسته و  دوست داشتندکه اینطور  زننده گفته نشود .

در این مقال بنده  2 تا عرض دارم :

1- یکی به متولیان امر سینما عرض میکنم که سریعا گروه اول را  دریابید .  اگر دنبال یافتن ریشه فساد بودید یا هستید ، این آقای سلحشور خدمت بسیار بزرگی به شما کرده و  حقیقتی را که شما برای کشف آن باید سالها تلاش میکردید و وقت صرف مینمودید تا به نتیجه برسید و مبالغ  هنگفتی باید خرج میشد ، ایشان بایک فداکاری و شجاعت مثال زدنی  کار را برای شما آسان کرد و ره چند ساله را در یک شب برای شما پیمود و  شاهد مقصود را به شما تقدیم کرد.  حال این شما متولیان امر هستید که باید ببینید آیا قدر این نعمت باد آورده را میدانید یانه و لیاقت  استفاده بهینه از این فرصت را دارید یا خیر؟ آقای سلحشور برای سالم سازی سینما از خود مایه گذاشت و هزینه کرد ، آیا شما آنقدر عرضه خواهید داشت که از هزینه ای که ایشان کرد به نفع خود و جامعه و سینما بهره برداری نمایید ؟

2- سخنی هم به گروه سوم (فوق الذکر)از اهالی هنر متوجه است که  دوست داشتند  سخن قاطع و روشن گفته نشود و همچنان در لفافه صحبت شود.  عرض میکنم که چرا فکر میکنید گنداب را در شیشه نوشابه خوردن عیبی ندارد ؟  آیا  بسته بندی خوب برای یک محصول بیماری زا  یک حرکت متمدنانه است ؟  از شما میپرسم ،  آیا دوست دارید فساد سینما در پشت حرفهای  شیک و فاخر و چند پهلوی بی خاصیت  پنهان شده و حاشیه امنی برای خود فراهم نموده و همچنان در حال رشد باشد؟

آقای سلحشور خدمت ارزنده ای به هنر سینما و بلکه به همه هنرهای نمایشی کرد و آن این بود که از موقعیتهای خویش گذشت و ضعف بزرگ سینمای ایران را عریان و بی دفاع مقابل چشمان همه به نمایش گذاشت تا همه ببینند و بشناسند و اگر همتی باشد نابودش کنند. و خدمت ارزنده ای هم به هنرمندان سالم کرد و به آنها جرات بخشید که  از  بیان فساد سینما ترسی نداشته باشند.

پی نوشت : چاشنی این مطلب خبری بود در باره یکی از بازیگران موفق سینما بنام خانم مرجان محتشم که بار دیگر تاسف ما را برانگیخت : 

صحبت های مرجان محتشم درباره دوری از سینما

 

 

مرجان محتشم

بعد از ۸ سال سکوت مطلق در سینما ایران نظرم را درمورد ابزار ماندگاری در عرصه سینما متاسفانه ارتباطات برخی بازیگران با عوامل فیلم می دانم، البته فکر می کنم سکوت ۸ ساله من پاسخ مناسبی به این سوال است.

به گزارش کافه سینما،مرجان محتشم بازیگر سینما و تلویزیون در گفتگوبا باشگاه خبرنگاران، درباره ابزار ماندگاری یک بازیگر در عرصه سینما اظهار داشت: کسانی در سینمای ایران قدرت کاذب بدست آوردند که لیاقت ماندن در این عرصه را نداشتند و برخی که مردم دوستشان دارند از صحنه حذف می شوند در واقع یکسری قربانی ماندگاری گروه دیگر می شوند.

محتشم با بیان اینکه من نان موقعیتم را نخوردم افزود: من در اوج موقعیت کاری ام در مصاحبه های مکرر بیان کردم که به صورت مداوم کار نخواهم کرد، به دلیل اینکه به هر قیمتی حاضر نیستم در عرصه سینما باشم با اینکه عاشق کارم هستم.

محتشم تاکید کرد: محبوبیت بین مردم چیزی نیست که بتوان به راحتی آن را بدست آورد ولی متاسفانه برخی ستارگان به دلیل ابزار شدن و ارتباطات غیراخلاقی که باعث شرمندگی و تاسف است محبوب شدند که به اعتقاد من این محبوبیت نیست.

وی ادامه داد: چرا مرجان محتشم به عنوان یک بازیگر بدون حاشیه و کسی که اکثریت مردم از هر قشر و تیپی اعم از جامعه مذهبی و یا جامعه مدرن و … قبولش دارند و باید به خاطر اعتقاد به خدا و نپذیرفتن یکسری روابط غیراخلاقی از جامعه هنر حذف شوند و انگ مغرور بودن را بخورد؟!

محشتم افزود: من از مرجان محتشم بودن ضربه خوردم زیرا برای من پارامتر های اخلاقی مهم تر از هر موضوع دیگری است حتی به قیمت ۸ سال سکوت و مدت ها جدایی از کاری که دوستش داشته باشم و به خاطر این دل آزردگی ها حاضر به ادامه فعالیت در عرصه سینما با این وضعیت نیستم.

بازیگر سریال «پس از باران» ادامه داد: همانطور که گفتم جایی برای کسانی که بخواهند با اعتقاد به خدا در عرصه ی سینما فعالیت سالم داشته باشند نیست و متاسفانه برعکس کسانی که تن به ارتباطات نامشروع می دهند در این عرصه بالا می روند.

وی با بیان اینکه این روزها با یک بیماری دست و پنجه نرم می کند درباره شرایط بیمه خود گفت: من حتی در حال حاضر یک دفترچه بیمه هم ندارم و اکنون با این شرایط گاهی از طریق طراحی داخلی ساختمان امرار معاش می کنم و از طرفی حتی نوشته های من هم به دلیل مرجان محتشم بودن چاپ نمی شود

 
 
 
 

موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: فساد , سینما


تاريخ : ۱۳٩۱/٤/۱٢ | ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.