جوادزاده
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ جوادزاده
آرشیو وبلاگ
      راستگویی - دانایی - نظم (یادداشتهای روزانه)
نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٥/۱٥

شهید آیت ، نماینده مردم تهران و دبیر سیاسی حزب جمهوری اسلامی که در سال 60 با 60 گلوله در مقابل منزلش  ناجوانمردانه مورد هدف قرار گرفت و شهید شد و اکنون بعد ازگذشت 34 سال از شهادتش بازهم به نظر میرسد که شهید آیت دوباره ترور میشود. روزنامه شرق در سالگرد شهادت این انسان مبارز و مسلمان با هدف تحقیر این شهید عزیز زندگینامه ای از او منتشر کرده و سعی کرده است تا زندگینامه ی او  را طوری تنظیم نماید که خون این شهید را مباح به حساب آورد تا بدین طریق بتواند شخصیت این شهید انقلاب اسلامی را ترور نماید. جالب است که در این نوشتار هیج سخنی از زشتی عمل ترور کنندگان به میان نیاورده است و فقط از نالایقی های شهید آیت گفته است. به نظر میرسد که نگارنده از ترور شهید آیت بسیار راضی بوده است تا جایی که خواننده گاهی گمان میکند که نویسنده در حال دفاع از عمکلکرد خود است. در این نوشتار غیر منصفانه چهره ی سفیدی از قاتلین ترسیم شده است ولی در عوض در باره شهید گزافه گویی های زیادی شده است تا جایی که  قتلش را رویداد مفیدی فرض کرده اند که انجامش به نفع جامعه بوده است. به نظر میرسد که 60 گلوله ای که بر بدن  این شهید عزیز شلیک شده است نتوانسته است تا عقده ی عمیق و خشم و نفرت  قاتلین را فرونشاند که پس از 34 سال در پی آن هستند که با ترور شخصیت او کینه توزی شیطانی و نفرت انگیز خویش را مدتی دیگر ارضا نمایند. 

اینک عین نوشته ی روزنامه شرق را که در شماره ۲۳۶۴ - ۱۳۹۴ چهارشنبه ۱۴ مرداد به چاپ رسیده است نقل میکنیم:

 

مرور زندگی حسن آیت در سالگرد ترور

افشاگر نارمک‌نشین
 

انقلاب اسلامی ایران پیروز شد بدون آنکه اثری از شاخه نظامی که حسن آیت پیش از آن تشکیل داده بود، در این پیروزی دیده شود. همه‌چیز تغییر کرده بود. نیروهایی که مشغول مبارزه با نظام پهلوی بودند باید خود را بازتعریف کرده و نقش جدیدی ایفا می‌کردند. آیت هم با گذشته پررازورمزی که داشت تلاش کرد تا جایگاه خود را در نظام نوپای ایران بیابد. البته تلاش او تا بیشتر از ١۴ مرداد ١٣۶٠ دوام نیافت و با شلیک حدود ۶٠ گلوله ترور شد. اخیرا عبدالرضا داوری، از نزدیکان محمود احمدی‌نژاد، به‌نقل از لطف‌الله میثمی و مرحوم سحابی اتفاقاتی را که پس از ترور آیت رخ داد، این‌گونه بازگو کرده است: «٢۴ سال قبل آقای لطف‌الله میثمی در نشریه راه مجاهد مقاله‌ای با تیتر «... و آیت شیفته بقایی بود» منتشر کرد و در آن مدعی شد امام‌خمینی(ره) بعد از مطالعه متن بازجویی‌های مظفر بقایی در سال ۶۵، دستور دادند که نام دکتر سیدحسن آیت از فهرست شهدای انقلاب حذف شود. آن زمان از سوی مؤسسه تنظیم نشر آثار امام و مرحوم سیداحمد خمینی که هنوز در قید حیات بود، واکنشی به این ادعا نشان داده نشد... مرحوم عزت‌الله سحابی در کتاب خاطرات خود مدعی شده که آقای حسین شریعتمداری در سال ۶٩ به او گفته که «دکتر آیت تا آخرین لحظه با مظفر بقایی در ارتباط بوده و آن‌قدر شیفته بقایی بود که حتی در نحوه اصلاح موی سر و مدل عینک هم از مظفر بقایی تبعیت می‌کرد و بعد از آنکه امام ‌خمینی اعترافات بقایی در مورد ارتباطات وی با مرحوم آیت را خواندند، دستور دادند که نام دکتر آیت از لیست شهدا حذف شود». از آنجاکه بعد از دودهه، مرحوم عزت‌الله سحابی خبر «حذف نام دکتر آیت از لیست شهدا به دستور امام» را به سخنان آقای حسین شریعتمداری نسبت داده است، لازم به‌نظر می‌رسد که این‌بار، مراجع ذی‌ربط از جمله مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی(ره) و آقای حسین شریعتمداری در مورد صحت‌وسقم این ادعا، اظهارنظر نمایند تا از یکی از غامض‌ترین موضوعات تاریخ معاصر کشورمان، ابهام‌زدایی شود. اما حسن آیت کیست؟ چرا عبدالرضا داوری و طیف احمدی‌نژادی‌ها به‌دنبال احیای او هستند؟
حزب جمهوری اسلامی
یک هفته پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در ٢٩ بهمن ١٣۵٧، شماری از کسانی که در پیروزی انقلاب نقش داشتند، حزب جمهوری اسلامی را تأسیس کردند. حضرات آیات سیدمحمد حسینی‌بهشتی، سیدعلی خامنه‌‏ای، اکبر هاشمی‌رفسنجانی، سیدعبدالکریم موسوی‌اردبیلی و محمدجواد باهنر در بین مؤسسان حزب حضور داشتند. حسن آیت اولین دبیر سیاسی حزب شد، اما این حزب بعدها حواشی بسیاری به‌همراه داشت. نمونه بارز آن این بود که بعدها وقتی سردبیر روزنامه همین حزب (میرحسین موسوی) برای تصدی سمت وزارت امور خارجه به مجلس معرفی شد، آیت به‌عنوان دبیر سیاسی حزب، در جایگاه یکی از سرسخت‌ترین مخالفان او به سخنرانی پرداخت. حزب جمهوری اسلامی که در همان سال‌ها ضربات مهلکی مانند فاجعه هفتم تیر و شهادت اعضای مؤثر خود در بمب‌گذاری دفتر حزب دیده بود، در ١١ خرداد سال ١٣۶۶ به درخواست اعضای شورای مرکزی آن و موافقت امام خمینی(ره)، فعالیت‌های خود را رسما تعطیل کرد.
گنجاندن ولایت فقیه در قانون اساسی
باز هم به روزهای اول انقلاب برگردیم. امام خمینی(ره) در سال‌های پایانی حضور خود در نجف بحث حکومت اسلامی را مطرح کرد. نظام جدید استقرار پیدا کرده بود و باید قانون اساسی جدید تدوین می‌شد. شورایی با عنوان شورای تدوین پیش‌نویس قانون اساسی تشکیل شد و متن خود را تهیه کرد. پس از آن بنا شد مجلس خبرگان قانون اساسی متن پیش‌نویس را بررسی و نهایی کند. حسن آیت هم عضو همین مجلس شد. در متن پیش‌نویس اثری از ولایت فقیه نبود و حسن آیت از جمله کسانی بود که تلاش کرد تا اصل ولایت فقیه را در قانون اساسی بگنجاند. از این‌رو برخی دوستان آیت، او را قهرمان این پروسه می‌نامند. البته عباس سلیمی‌نمین، نقش آیت در گنجاندن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی را رد می‌کند. سلیمی‌نمین انتقادهای جدی به آیت دارد و شخصیت او را دارای ابهامات فراوانی می‌داند. سلیمی‌نمین در گفت‌وگویی که سال ٩١ با مهرنامه داشته در این‌باره می‌گوید: «بحث اینکه آیت در شکل‌گیری یا طرح تز ولایت فقیه نقش داشته باشد محل تردید است، زیرا افراد مختلفی همچون آیت‌الله منتظری مدعی این امر هستند؛ بنابراین برای این مسئله اصالت قائل نیستم. آنچه جزء مسلمات تاریخی می‌دانیم آیت با مظفر بقایی کار کرده و عضو حزب زحمتکشان بوده، البته ایشان مدعی است سال ۴٢ و ۴٣ فاصله گرفته، اما به‌لحاظ مشی و شیوه، شیوه مظفر بقایی را در این نقطه تاریخی دنبال می‌کند نه نظرات امام را. یعنی خیلی تعبدی به رهنمودهای امام از خودش نشان نمی‌دهد». به‌هرروی قانون اساسی براساس اصل ولایت فقیه تصویب می‌شود و آیت با پشتیبانی آیت‌الله منتظری و همراهی افرادی مانند شهیدبهشتی و هاشمی‌رفسنجانی توانست نظر خود را در قانون اساسی بگنجاند.
ماجرای بنی‌صدر
در اولین انتخابات ریاست‌جمهوری پس از انقلاب، ابوالحسن بنی‌صدر به‌عنوان رئیس‌جمهور برگزیده می‌شود. جلال‌الدین فارسی، رقیب بنی‌صدر به‌دلیل مسائلی از انتخابات کناره‌گیری می‌کند، اما حزب جمهوری اسلامی از کاندیداتوری حسن آیت حمایت نمی‌کند. آیت به‌همین‌دلیل از شهید بهشتی و سران حزب گله‌مند بود. آیت که از پیش از انتخابات حملات شدیدی به بنی‌صدر داشت، بیکار نمی‌نشیند. نواری از سخنان او علیه رئیس‌جمهور منتشر می‌شود که بعدها به نوار آیت معروف شد. او در این نوار می‌گوید: «بنی‌صدر و التقاطیون خط امام نیستند و شما نمی‌توانید با اینها یکسان عمل کنید. عموم مردم هم برمی‌گردند. الان هم عموم مردم هنوز دقیقا در جریان نیستند که کی به کی است. فکر می‌کنند بنی‌صدر و بهشتی همه در یک جریان هستند؛ گرچه حالا کم‌کم دارند، می‌فهمند... تبلیغ بکنید که مجاهدین و بنی‌صدر با هم هستند، ولی اعتراض نکنید. به مردم بگویید که اینها با هم هستند و تا حدی که می‌شود اعتراض مردم را ‌برانگیزید. خیلی‌خیلی یواش و مطلب را به تدریج مردم بفهمند، بعدا اعتراض، اشکال ندارد... . آنها ضعف‌شان و حماقت‌شان اینجاست که جلوی امام ایستاده‌اند، باید تا یک جایی به اینها میدان داده شود.... ما باید برنامه طولانی داشته باشیم. من حدسم این است که بنی‌صدر خیلی دوام نمی‌آورد، گرچه من تلاش می‌کنم برای چهار سال آینده دوام بیاورد، تا لااقل ما یک مدتی وقت داشته باشیم برای اینکه خودمان را بهتر بشناسانیم... . یعنی به‌طور کلی اگر بشود به نحوی کار کرد که کج‌دار و مریز باشد، چون رویه خودش غلط است، خودش زود دارد خودش را به طرف نابودی می‌برد... مجلس که بیاید، یک ارگان انتخابی است و به این عنوان می‌تواند بایستد مقابل رئیس‌جمهور و خواهد ایستاد، اگر بخواهد راه کج برود. این است که خودش را ساقط می‌کند. ما کوشش می‌کنیم به آن حادی نشود کار فعلا که ساقط بشود؛ اما خب اگر هم حاد شد، باید آمادگی داشته باشیم در هر لحظه جلویش را بگیریم... . تمام مردم باید بفهمند اگر بنی‌صدر بود، اصلا این انقلاب از بین می‌رود». انتشار این سخنان آیت باعث شد تا به او اتهام کودتا علیه دولت بزنند. همان روزها هم شعار «آیت کودتاچی اعدام باید گردد» توسط برخی بر زبان رانده می‌شد. در ماجرای نوار آیت علیه بنی‌صدر هم سران حزب جمهوری اسلامی هیچ دفاعی از آیت نکردند و شهید بهشتی بار‌ها و بارها تأکید کرده بود که آیت باید پاسخ‌گوی سخنان خود باشد. شهید بهشتی در کنفرانسی گفته بود: «از برادرمان آقای آیت در نوع برخوردشان با مسائل و با اشخاص و با جریان‌ها انتقاد شده و از اینکه کیفیت برخورد ایشان همیشه برای این تشکیلات مسئله‌آفرینی می‌کند و باید مراقبت کنند گفته شده است» (حزب جمهوری اسلامی: ۱۳۹۰، ص ۲۰۵) یک سال بعد از انتشار نوار سخنان آیت علیه بنی‌صدر، نمایندگان مجلس به کفایت سیاسی نداشتن بنی‌صدر رأی دادند و اولین رئیس‌جمهور ایران از سمت خود خلع شد؛ هر چند در همان یک‌سال هم امام گاهی از بنی‌صدر حمایت کرد و در نهایت پس از تشدید اعتراضات و گریه معروف هاشمی به برکناری بنی‌صدر راضی شد. عبدالله جاسبی، رئیس سابق دانشگاه آزاد، در خاطره‌ای به ماجرای عزل بنی‌صدر می‌پردازد. جاسبی در مستند داستان ناتمام یک حزب می‌گوید: «سال ١٣۶١ ما جلسه‌ای با آیت‌الله خامنه‌ای دبیرکل وقت حزب داشتیم. من همین‌طوری از ایشان سؤال کردم آقای خامنه‌ای حالا خودمانیم چطور شد که امام با عزل بنی‌صدر مخالفت کردند؟ چون بالاخره اگر امام موافقت نمی‌کردند حزب هم اقدامی نمی‌کرد علیه بنی‌صدر و در اصل این اجازه امام بود که حزب هم توانست علیه بنی‌صدر اقدامی انجام دهد. آقای خامنه‌ای در آن جلسه نقل کردند که ما‌‌ همان خرداد ۶٠ جلسه‌ای را با امام داشتیم. همین که امام وارد جلسه شدند من بودم و شهید بهشتی و آقای هاشمی. امام بی‌مقدمه شروع کردند به اعتراض‌کردن به ما؛ چرا به فکر مردم نیستید؟ یک آن آقای هاشمی ناراحت شدند و شروع کردند به تند صحبت‌کردن با امام. آن‌قدر این بنی‌صدر علیه ما حرف می‌زند و آبروی ما را می‌برد شما حرفی نمی‌زنید؟! و بعد آقای هاشمی ساکت شدند و زدند زیر گریه! امام جلسه را ترک کردند و ما هم همین‌طور سکوت کرده بودیم. فردای آن روز حاج‌احمدآقا به ما زنگ زدند و گفتند دیشب امام خوابشان نبرده است و حکم عزل بنی‌صدر را از فرماندهی کل قوا صادر کرده‌اند و چند روز بعد نیز حکم عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر در مجلس مطرح شد و رأی آورد». گرچه شاید آیت در برکناری بنی‌صدر نقش بسیار کمی نسبت به سایر داشت اما این را برای خود یک پیروزی تلقی می‌کرد.
اختلاف با میرحسین موسوی
موسوی با حمایت شهید بهشتی به شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی راه پیدا کرده و آیت از این موضوع به‌شدت ناراحت بود. آیت او را شاگرد پیمان و مرید مصدق می‌دانست و بارها با تأکید بر همین نکته بر موسوی تاخت. آیت و نزدیکانش موسوی را فراماسون خواندند و در جلسه رأی اعتماد موسوی برای وزارت خارجه، حسن آیت نطقی پر از اتهام علیه موسوی ایراد کرد که اعتراض رئیس‌جمهور را برانگیخت. به هر روی موسوی وزیر امور خارجه شد. ابراهیم اسرافیلیان از یاران آیت می‌گوید: «مرحوم آیت مدعی بود اولا موسوی شایستگی این کار را ندارد و دوم اینکه یک سری اسناد از وابستگی ایشان دارد». (مجله پنجره ۲۲ مرداد ۹۰، ش ۱۰۲، ص ۶۹) عباس سلیمی‌نمین هم دراین‌باره به مهرنامه گفت: «آیت نمی‌تواند ادعا کند من از امام انقلابی‌ترم؛ مثلا اسنادی را که در مورد موسوی داشته، این یک ادعای سطحی است که دارد مطرح می‌شود که مثلا امام موسوی را یک فرد صالحی در آن زمان می‌شناخت و آیت نمی‌شناخته و اسنادی را هم برای اثبات ادعاهای خود در اختیار داشته، اما این اسناد را در اختیار هیچ‌کس قرار نداده و این اسناد نابود شده است. این ادعای سطحی را نمی‌توانیم بر تاریخ تحمیل کنیم. اینها دعواهای سیاسی امروز است طرح این مسائل به ضعف تحلیل سیاسی امروز ما برمی‌گردد که برخی می‌خواهند از تاریخ برای حل آن بهره بگیرند».
نقش آیت در انقلاب فرهنگی
براساس نواری که در رابطه با بنی‌صدر از حسن آیت منتشر شد. او به طراحی و اجرای برنامه انقلاب فرهنگی اشاره کرده است. اجرای سریع انقلاب فرهنگی در سال ۵٩ و تعطیلی دراز مدت دانشگاه‌ها بخشی از برنامه‌های آیت بود. در همان مقطع روزنامه انقلاب اسلامی که نزدیک به طیف حامی بنی‌صدر بود، نوشت: «اطلاع یافتیم که دکتر حسن آیت در صحبت‌هایی که نوار آن به دست آمده است علیه بنی‌صدر به فعالیت‌های مخفیانه‌ای مشغول است و قصد آن دارد که به هر نحو شده بنی‌صدر را ناکام بگذارد. این خبر تقریبا هم‌زمان با شروع فعالیت‌هایی بود که تحت عنوان انقلاب فرهنگی صورت گرفت و طی آن کوشش می‌شد دانشگاه‌ها تعطیل شود».
پایان دلخراش
حسن آیت ۱۴ مرداد ۱۳۶۰ مقابل در منزلش در محله نارمک ترور شد. در صحیفه نور نشانی از پیام تسلیت امام برای ترور آیت یافت نمی‌شود، اما آیت‌الله منتظری و هاشمی و برخی دیگر از بزرگان برای او پیام می‌دهند. درباره ترور آیت نقل بسیار است. ابراهیم اسرافیلیان (نماینده مجلس اول و از نزدیکان آیت) در مستند اسرار آیت می‌گوید: «وقتی آیت شهید شد یک تسلیت هم نگفتند. جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد. آن جریان سیاسی که بنی‌صدر را به قدرت رساند، نگران مخالفت آیت با میرحسین موسوی بود. لذا ترور را در دستور کار قرار دادند» و «۴٠ روز بعد از هفتم‌تیر، او را در مقابل منزلش با خالی‌کردن ۶٠ گلوله شهید کردند». محمود کاشانی می‌گوید: «ترور او کار مجاهدین نیست. کار منافقین نیست. کار خارجی‌ها نیست. این یک قتل سفارشی است». علی‌محمد بشارتی می‌گوید: «اسنادی حاکی است که بنی‌صدر لیست ترور را داده است». شجونی از میرحسین موسوی نامی به میان می‌آورد. صباغیان می‌گوید که «کار بنی‌صدر نبود. به روحیات او این کارها نمی‌خورد». او این فرضیه را که ترور کار میرحسین موسوی است را نیز رد می‌کند». محمود کاشانی گفت: «بنی‌صدر انتقام گرفت و کارگردانی دست او بود. جریانی که قدرت را در دست گرفت، مثل میرحسین موسوی و بهزاد نبوی، ذی‌نفع بودند». او در قسمت دیگر این فیلم تأکید می‌کند: «آیت در تعارض مستقیم با مجاهدین خلق نبود. آیت اپوزیسیون بنی‌صدر و میرحسین موسوی بود». جواد منصوری نیز در بخشی از این فیلم گفت: «آیت مدارکی را علیه موسوی جمع‌آوری می‌کرد. گفت مبارزه با موسوی از مبارزه با شاه سخت‌تر است». در نهایت سازمان منافقین به‌عنوان عامل ترور آیت معرفی شد و این پرونده بسته شد. پس از آن دیگر سخنی از حسن آیت به میان نیامد. بسیاری از حامیان آن روزهایش هم کم‌کم او را فراموش کردند تا همین چند سال پیش که کسانی دوباره به آیت رجوع کردند تا او را احیا کنند.




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٥/۱٥

روزنامه شرق با انتخاب تیتری عجیب ابهامات جدی را در مورد شخصیت گردانندگان آن ایجاد کرده است. این سوال پیش می آید که  آیا گروهی تبهکار در قالب یک روزنامه مشغول فعالیت هستند؟ تیتر "ترور افشاگر نارمک " به غیر از تحدید به ترور چه مفهومی میتواند داشته باشد؟ ترکیب عجیب دیگر یعنی "آیت و احمدی نژادی ها" که در زیر تیتر این روزنامه چاپ شده است چه پیامی در خود دارد؟

آیا پیام روزنامه شرق این است که : همانطور که شهید آیت را ترور کردیم سایر افشاگران نارمک را هم ترور خواهیم کرد؟ آیا کسانیکه شهید آیت را ترور کردند اکنون در دفتر روزنامه شرق سنگر گرفته اند؟




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٧/۱٩

تبلیغات غربیها در مورد آزادی بیان در طول سالیان دراز چنان پر رنگ و استادانه بوده است که تا چند سال قبل تقریبا همه ی دنیا آن را باور کرده بودند. اما در 10 سال اخیر اتفاقاتی در دنیا افتاده است که وجهه دروغین این دموکراسی برای وجدانهای بیدار برملا شده و با کشتار های فجیع غربیها در افغانستان و عراق و پاکستان و بوسنی و سوریه و غزه و جاهای مختلف ، چهره کریه آن در حال نمایان شدن است. اما هنوز هم افراد خوش باوری هستند که به ادعای دموکراسی غربی دلخوش کرده اند ولی تلاش انسانهای مجاهد روز بروز گسترده تر میشود و هر روز گوشه دیگری از ادعاهای دروغین آنها را برملا میسازند و این بار نوبت " کنفرانس افق نو "  است که بخشی دیگر از چهره ی زیر نقاب این دموکراسی خونخوار خوش ظاهر را به مردم جهان نشان دهد.

اخیرا کنفرانسی بین المللی و بی نظیر در تهران با نام "کنفرانس افق نو" با  شرکت حدود پنجاه میهمان خارجی که همه از فعالان سیاسی، شخصیت های رسانه ای ضدجنگ، محققین و صاحبان ایستگاه رادیویی بودند تشکیل و برگزار گردید.

این کنفرانس توانست رسوایی دیگری از دموکراسی غربی را به نمایش بگذارد زیرا شرکت کنندگانی که از کشورهای غربی در کنفرانس حضور داشتند ، پس از برگشت از کنفرانس در فرودگاه  کشورهای خود مورد بازجویی و تفتیش عقاید قرار گرفتند. حتی لپ تاپ شان را ضبط کردند و مدتی هم بازداشت شدند.

در صورتی که اینها افرادی علمی و فرهنگی بودند که به غیر از سخنرانی و اظهار نظر اقدام دیگری نکرده بودند که مورد اتهام و پیگرد قرار گیرند و تنها جرم ایشان بیان عقایدشان بود. این اقدامات در کشورهایی مثل آمریکا و فرانسه و انگلیس انجام گرفته است که تبلیغات آزادی بیانشان گوش دنیا را کر کرده است. 

نمونه ای از برخورد غربیها با این موضوع :

دیلی تلگراف نوشت؛ استفان سایزر، کشیش برجسته انگلیسی و نویسنده کتاب صهیونیسم مسیحی که هفته گذشته در دومین کنفرانس بین المللی افق نو در تهران شرکت کرده بود پس از بازگشت به انگلیس از سوی جریان‌های صهیونیستی به شدت مورد انتقاد قرار گرفت. 





نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱٢/۱

رهبر انقلاب در دیدار مردم تبریز به مناسبت سالگرد قیام 29 بهمن مردم تبریز در سال 56 در مورد مسائل جاری کشور صحبت کردند و رفتار اشتباه سران قوه ی مجریه و مقننه  و برخی نمایندگان مجلس را در ملتهب نمودن فضای جامعه گوشزد کردند. و البته انصافا شیوه تذکر ایشان هم بسیار مبتکرانه و خلاق و سازنده بود و مورد پسند همه ی عاقلان قرار گرفت .

پس از فرمایشات ایشان رئیس مجلس و قوه ی قضائیه نامه ای منتشر نمودند و از نصایح ایشان تشکر کردند که در جای خود اقدام با ارزشی بود.

یکی از جملات رهبری در مورد اتفاقات مجلس این بود که در یک جمله ی ساده و روشن و کوتاه که هیچ شکی در آن نباشد فرمودند : استیضاح وزیر هم کار اشتباهی بود

یکی از نمایندگان مردم تهران و از طراحان استیضاح  که موجب ایجاد تشنج در مجلس شد پس از این سخنرانی گفته اند : اگر میدانستیم نظر رهبری مخالف استیضاح است ، استیضاح نمیکردیم.

از این گفته ی ایشان متوجه میشویم که ایشان تازه فهمیده اند که نظر رهبری چیست. آنهم بعد از شنیدن جمله ی ساده و مستقیم رهبری که فرمودند "استیضاح وزیر هم کار اشتباهی بود"

حال بدون اینکه قصد تحقیر یا توهین به ایشان را داشته باشم لازم میدانم یک جمله ی معترضه ی تلخ هم بنده خطاب به ایشان عرض کنم که  : برادر عزیز که نماینده ی ما در مجلس هستید حالا بعد از بیان جمله ی مستقیم و روشن و ساده که ذکر شد دیگه عم قزی هم فهمیده که جریان چیه . اگر قرار باشد شما و عم قزی در یک زمان نسبت به فهم مسائل سیاسی و اجتماعی واکنش مناسب نشان دهید که وا ویلاست !  علاوه بر این البته مردم عادی خیلی زودتر از اینها فهمیده بودند که بر مبنای مصلحت بینی رهبر انقلاب چه کار درست یا نادرست است . مگر چند هفته پیش نبود که فرمودند که : از الان تا زمان انتخابات هرکس با هیجانات مردم بازی کند و فضای کشور را ملتهب کند به کشور خیانت کرده است ؟ (قریب به مضمون)  آیا این بیان روشن و واضح برای فهم حضرتعالی و سایر دوستان و نمایندگان کفایت نمیکند ؟ پس چگونه باید با شما سخن گفت که بفهمید برادران من ؟

الان برای فهمیدن شما خیلی دیر است . شما خیلی زودتر از اینها باید این مسائل را متوجه شوید . وگرنه ما بجای شما اگر یک بی سواد را هم روانه ی مجلس میکردیم همین اتفاق می افتاد . حقیقتا این برای ما یک سوال است که : چه اتفاقی افتاده است که مردان سیاسی ما اینقدر قوه ی تشخیص شان تحلیل رفته است ؟  چرا باید لقمه را جوید و در دهان شما گذاشت ؟

اینقدر کند فهمی و کج فهمی نکنید و کاری نکنید که به شکوائیه ی علی زمانه ی خویش دچار شوید که با تمسک به نهج البلاغه ی مولای متقیان امام علی (ع) به شما خطاب فرماید که ایشان خطاب به مردم کوفه، از تنهایی و مظلومیت خود سخن گفت و از اهل کوفه شکایت کرد و فرمود :

 «ای اهل کوفه! گرفتار شما شده ام که سه چیز دارید و دو چیز ندارید: کرهایی با گوش های شنوا، گنگ هایی با زبان گویا، کورانی با چشمهای بینا. شما در روز جنگ چونان شتران دور مانده از ساربان می باشید، که اگر از سویی جمع آوری شوند از دیگر سو، پراکنده می گردند. به خدا سوگند، می بینم که اگر جنگ سخت شود و آتش آن شعله گیرد و گرمی آن سوزان، پسر ابوطالب را رها می کنید و مانند جدا شدن زن حامله پس از زایمان از فرزندش، هر یک به سویی می گریزید، و من در پی آن نشانه ها روانم که پروردگارم مرا رهنمون شده و آن راه را می روم که رسول خدا (ص) گشوده، و همانا من به راه روشن حق گام به گام ره می سپارم.» (نهج البلاغة، ترجمه دشتى، روانشناسى اجتماعى مردم کوفه ... صفحه 181)

یا علی




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٦/۱٩

بی مقدمه عرض میکنم من عقیده دارم هرگاه درهر مقطع  که سیاستمان را نتوانیم مطابق دیانت پاکمان  مدیریت کنیم باید فورا  از آن  کناره بگیریم و اصلاحش کنیم. مانباید باور کنیم که سیاست  همین دوز و کلکها میباشد . مخالفان فاسد دین با این نوع تعریف از سیاست میخواهند به یکی از دو هدف مطلوبشان برسند :

- یا مومنان را از سیاست دور کنند و خود حاکم بر امورات  مردم  و مومنان باشند 

- یا  دیگران را هم به سیاست فاسد خود آلوده نمایند

که در هردو حالت دیگر مومنی باقی نخواهد ماند.  ما وظیفه داریم به کسانیکه سیاست را از دین جدا میدانند کافر شویم . چون دین یعنی روش زندگی  و روشهای زندگی  را سیاستمداران تعیین میکنند . اگر سیاستمداران دیندار باشند روش زندگی را بر اساس دین  بنا میکنند و اگر بی دین باشند روشهای زندگی را بر اساس  فریب و نیرنگ  میسازند. کسانیکه میگویند دین از سیاست جداست هدفشان اینست که روش زندگی (سیاست) دینی را نابود کنند . دین از سیاست جداست یعنی : دین از "روش زندگی" جداست. یعنی با دین نمیشود زندگی کرد.

اصلا "سیاست " نام دیپلماتیک "دین"  است . 

سیاست چیزی جز انتخاب روشهایی برای زندگی نیست . به عبارت دیگر سیاست یعنی روش زندگی . همانگونه که دین هم همان روش زندگی کردن است. همانطور که در فرهنگ عامه هم بکار رفته است کلمه سیاست به همه ارکان خصوصی و عمومی زندگی اشخاص وارد شده است . بعنوان مثال شایع است که مردم از هم میپرسند که سیاست شما در اداره خانه چیست ؟  سیاست شما در برخورد با فرزندانتان چیه ؟ سیاست شما در اداره در برخورد با همکاران چیست ؟ سیاست خرید شما ؟  سیاست شما در کلاس بعنوان معلم ؟  سیاست کاری شما ؟  بنابراین سیاست در همه امور زندگی ظاهر میشود و روش زندگی انسانها را میسازد پس سیاست یعنی روش زندگی .

از سوی دیگر دین نیز به معنی روش زندگی میباشد زیرا دین هم روشهای زندگی کردن سالم را به ما می آموزد و در همه امور زندگی ما دخالت میکند . دین  به ما میگوید چگونه کار کنید ، چگونه بخورید ، چگونه در خانه و اجتماع رفتار کنید ، چگونه بپوشید ، چگونه در باره جهان هستی خود اندیشه کنید ، با همکارانتان و اطرافیانتان چگونه مدارا نمایید و . . .   پس دین یعنی روش زندگی

به روشنی  میتوان دید که دین و سیاست یک مفهوم مشترک دارند و هردو به معنی شیوه های زندگی هستند. پس کسی که میگوید دین باید از سیاست جدا باشد یک جمله ی بی معنی و غلط و محالی  را گفته است. یعنی گفته است زندگی باید از زندگی جدا باشد و این یک جمله مهمل و بیهوده ایست.

مفهوم پنهان شده در داخل جمله "دین باید از سیاست جدا باشد"  این است که  دین باید از زندگی جدا باشد  یعنی اینکه دینداران حق زندگی ندارند  یعنی اگر میخواهید زندگی کنید حق ندارید دین دار باشید ، حق ندارید دین خود را اظهار کنید ، چون روش زندگی را ما تعیین میکنیم . شما در ذهنتان میتوانید دیندار باشید اما اجازه تحقق بخشیدن به روشهای دینی را ندارید.

آنها نمیتوانند نیات واقعی خود را با بیان واضح بیان کنند و به همین خاطر هم آن را در لفافه ای از عبارات نا واضح و مبهم اما خوش ترکیب و با کلاس و از زبان افراد باسواد و به ظاهر دانشمند به مردم ارائه میکنند . دکترین ، پارادایم ، تئوری ، نظریه . . .  و  در ضمن سعی دارند به مرور زمان ذهنها را نسبت به شنیدن اصل کلام آماده کنند.

یکی از جملات فریبنده ای که آنها میگویند و با تعاریف خودشان هم متعارض است و البته خیلی از افراد باسواد و بی سواد را هم قانع کرده است این است که میگویند :

ما با دین مخالف نیستیم بلکه میگوییم دین یک امر شخصی است .

این یک عبارت بسیار پیچیده است که برای فهم مقصود اصلی گوینده باید در آن دقت بسیار نمود.  این عبارت از دو جمله متناقض تشکیل شده است  که  در ظاهر آنها تناقضی دیده نمیشود . این که میگویند ما با دین مخالف نیستیم نشان میدهد که از بیان مستقیم حرف خود میترسند و میدانند که مخالفت با دین مقبول نخواهد افتاد پس مجبور هستند حرفی بزنند که موافق طبع مردم باشد اما در ادامه جمله ای را می آورند که جمله اول را نه در ظاهر بلکه در باطن نقض میکند . اما چون با گفتن جمله اول حسن نیت مخاطب را به خود جلب کرده اند کسی به جمله دوم آنها شک نمیکند و جمله دوم را هم موافق و در راستای همین جمله اول می پندارند و بدین ترتیب مخالفان دین در سایه جمله اول پنهان شده و با خیال راحت به پیاده سازی جمله دوم مشغول میشوند و هر جا هم که با مخالتی از سوی مردم مواجه میشوند جمله اول را به آنها تحویل میدهند که : ما از اول گفته ایم که با دین مخالف نیستیم.

حال ممکن است این سوال طرح شود که : تناقض عبارت فوق در کجاست؟  باید گفت که این سوال جواب بسیار کوتاه برای حقیقت خواهان  دارد و البته جوابهای مفصل هم برای مغرضان اثری نخواهد بخشید.

جواب اینست که آیا اسلام را بعنوان یک دین قبول دارید ؟  یقینا جواب مثبت است . ولی همه میدانیم که در دین اسلام  نماز جماعت و مسجد یکی از ارکان دین محسوب میشود.  آیا نماز جماعت هم یک امر فردی است ؟  آیا مسجد یک مکان خصوصی است؟  ما در دین اسلام  که دستور صریح قرآن هم هست امر به معروف و نهی از منکر داریم  آیا این هم یک امر فردی است ؟  ما در دین اسلام جهاد داریم آیا جهاد یک امر فردی و خصوصی است ؟  ما در اسلام خمس و زکات و انفاق داریم آیا اینها یک امر فردی هستند ؟  ما در اسلام ویل للمطففین (وای بر کمفروشان)داریم  آیا مسائل بازار و تجارت هم یک امر شخصی است ؟ و . . .

کسی که با اسلام مخالف نیست اما میگوید دین یک امر فردی است میخواهد نماز جماعت و مسجد و امر به معروف و نهی از منکر و خمس و زکات و جهاد و انفاق و کسب حلال را از اسلام حذف کند .

آیا با حذف این ارکان از اسلام ، اسلامی باقی می ماند ؟  شیر بی یال  و دم و اشکم که دید ؟  پس نتیجه میگیریم که اسلام  ابدا یک دین فردی نیست. بنابراین  کسی که میخواهد دین یک امر فردی باشد در باطن برای نابودی اسلام تلاش میکند و هیج معنی دیگری ندارد زیرا دین اسلام دینی اجتماعی است و در خانه نمیتوان او را حبس کرد . اسلامی که در خانه محبوس باشد وجود ندارد.  پس هر کس که بگوید دین یک امر فردی است حتما با اسلام مخالف بوده و خواهان نابودی اسلام است. بنا براین عبارت فوق یک تناقض آشکار و یک جمله مهمل است و فقط ساده لوحان را فریب میدهد و مردم هوشیار و بافراست هرگز به این عبارت متناقض ارزش قائل نخواهند شد.

محل تاسف کجاست؟

جای تاسف بسیار آنجاست که  برخی دینداران هم به جملات آنها ایمان می آورند و فریفته حرفهای خوش ظاهر آنها میشوند و حرفهای آنها را برای نابودی خویش تکرار میکنند و بر علیه خویش شعار میدهند.

والسلام علی من التبع الهدی




مطالب اخیر شعری از آیت‌الله صافی گلپایگانی در انتقاد از کوروش گرایی پر کاربردترین مشاغل پاسخ امام حسن به پادشاه روم دعای ذوالقرنین بوی جوی مولیان لحظه اعلام مذهب شیعه بعنوان مذهب رسمی ایران(عکس) تست - آیا مشکل پرشین بلاگ برطرف شده است؟ مشکلات پرشین بلاگ کلافه کننده شده است کلید سعادت چیست ؟ ملا احمد نراقی
کلمات کلیدی وبلاگ حکمت (٩٠) آمریکا (٦٦) رفسنجانی (٤۱) شعر (٤٠) حدیث (۳٤) امام حسین (۳٠) امام علی (٢٧) دعا (٢٦) عاشورا (٢٥) روحانی (٢٥) حضرت محمد (٢۳) انتخابات ریاست جمهوری (٢٠) احمدی نژاد (۱٩) امام خامنه ای (۱٩) قرآن (۱۸) غرب (۱٧) نماز (۱٤) حکایت (۱۳) علم (۱۳) خدا (۱۳) محرم (۱٢) اسلام (۱۱) اسرائیل (۱۱) حجاب (۱۱) امام صادق (۱٠) خاتمی (۱٠) امام خمینی (۱٠) انسان (٩) رمضان (٩) میرحسین موسوی (٩) فساد (۸) شهریار (۸) صادق هدایت (٧) نجوم (٧) فتنه (٧) سبک زندگی (٧) امام زمان (٦) حضرت زهرا (٦) یارانه ها (٦) مصائب (٦) زیارت عاشورا (٦) جمهوری اسلامی (٦) اعمال (٦) شهید (٦) دروغ (٥) آزادی (٥) عشق (٥) سیاست (٥) هنر (٥) کربلا (٥) جنگ (٥) فلسطین (٥) آذربایجان (٥) جغرافیا (٥) روزه (٥) امام جواد (٥) جمعیت (٥) زلزله تبریز (٥) ویروس فرهنگی (٤) عیدفطر (٤) محرم و صفر (٤) بوز قورد (٤) اصلاح طلبان (٤) عید غدیر (٤) قدس (٤) امام حسن (٤) عید نوروز (٤) نوحه (٤) مادر (٤) یهود (٤) ازدواج (٤) حقوق بشر (٤) انقلاب (٤) ماهواره (٤) امام رضا (٤) ایمان (٤) زندگی (۳) ashura (۳) هاشمی (۳) زن (۳) کامپیوتر (۳) تورم (۳) عدالت (۳) دموکراسی (۳) خانه (۳) خامنه ای (۳) شاه (۳) شیطان (۳) گل (۳) اینترنت (۳) تکنولوژی (۳) تبریز (۳) غزه (۳) سال نو (۳) روحانیت (۳) انگلیس (۳) امام سجاد (۳) راستگویی (۳) امام هادی (۳) اجابت دعا (۳) گرگ خاکستری (۳) عنایت خدا (۳) حقوق انسان (٢) قرآن سوزی (٢) تساوی زن ومرد (٢) نا امیدی از خدا (٢) فساد در سینما (٢) عالمان بی عمل (٢) ملی-مذهبی (٢) مذاکرات هسته ای (٢) 10 میلیارد تومان (٢) 9 دی (٢) خشونت علیه زنان (٢) تست شخصیت (٢) وام بانکی (٢) جلیلی (٢) فضولی (٢) جنبش عدم تعهد (٢) مطهری (٢) ترک (٢) صهیونیسم (٢) صلوات (٢) پهلوی (٢) شب قدر (٢) ریا (٢) علوم تجربی (٢) سنائی (٢) عمل (٢) 5+1 (٢) علامه جعفری (٢) هندوانه (٢) شعبان (٢) یاحسین (٢) قضاوت (٢) پیامبران (٢) زمین (٢) انفاق (٢) توبه (٢) نذر (٢) شیر (٢) 29 بهمن (٢) سوریه (٢) پدر و مادر (٢) سوال (٢) عبادت (٢) زمان (٢) مناجات (٢) دزد (٢) معجـزه (٢) شیعه (٢) عباس (٢) عقل (٢) شریعتی (٢) زینب (٢) بهمن (٢) کودک (٢) خمینی (٢) منافق (٢) عید (٢) عرفه (٢) نیایش (٢) بهشت (٢) تروریست (٢) تحریم (٢) زبان (٢) فیلم (٢) گرانی (٢) اندیشه (٢) سینما (٢) انتظار (٢) دنیا (٢) جوک (٢) خنده (٢) ایران (٢) دانش (٢) دل (٢) فلسفه (٢) آرزو (٢) تربیت (٢) چشم (۱) شجریان (۱) تمدن (۱) طلا (۱) باران (۱) انتخابات مجلس (۱) مجلس (۱) توکل (۱) قیامت (۱) قبله (۱) نگاه (۱) فوتبال (۱) صبر (۱) مسابقه (۱) بازی رایانه ای (۱) رنگ (۱) دین (۱) نوکیا (۱) تاریخ (۱) شادی (۱) قلب (۱) سکوت (۱) ترس (۱) نفرت (۱) طنز (۱) تولد (۱) وبلاگ (۱) موبایل (۱) ورزش (۱) غم (۱) مذاکره (۱) مسلمان (۱) المپیک (۱) ابلیس (۱) کافر (۱) قانون (۱) عطار (۱) کوروش (۱) عمر (۱) پیام کوتاه (۱) ترافیک (۱) مهاجرت (۱) مجازات (۱) قم (۱) حج (۱) علی (۱) لطیفه (۱) اصلاحات (۱) آقا (۱) آسمان (۱) قبر (۱) لذت (۱) پزشک (۱) زرتشت (۱) روزی (۱) انیشتین (۱) نوشتن (۱) سانسور (۱) ابر (۱) گفتار (۱) مغز (۱) والدین (۱) تسلیت (۱) شرق (۱) ماسک (۱) خیانت (۱) امتحان (۱) راه (۱) جهان (۱) طبیعت (۱) روشنفکری (۱) فیلترینگ (۱) ظهور (۱) حزب (۱) اربعین (۱) تفسیر (۱) بحرین (۱) شجاعت (۱) پروین اعتصامی (۱) بدبختی (۱) دمکراسی (۱) وحی (۱) حماقت (۱) اوستا (۱) نظم (۱) ویکتورهوگو (۱) انجمن حجتیه (۱) سلوک (۱) فریب (۱) خشک و تر (۱) سجده (۱) گناه (۱) احزاب (۱) غرور (۱) امامت (۱) توسل (۱) زیبایی (۱) الله اکبر (۱) بهداشت (۱) دانستن (۱) وحدت (۱) سحر (۱) روسیه (۱) روح (۱) دوزخ (۱) نیما (۱) انشتین (۱) گوش (۱) خرافه (۱) انبیا (۱) عزا (۱) حکومت دینی (۱) فاتحه (۱) بینایی (۱) روز جهانی قرآن (۱) چادر (۱) جوک ترکی (۱) تخیل (۱) چمران (۱) سلیمانی (۱) بایاتی (۱) جبر (۱) تخصص (۱) استغفار (۱) بسیجی (۱) کهکشان (۱) قاضی (۱) جامعه اطلاعاتی (۱) ادیسون (۱) حجامت (۱) سرمایه داری (۱) اصول گرایی (۱) ذکر (۱) جوجه (۱) نسبیت (۱) حیا (۱) سید احمد خمینی (۱) بیمارستان (۱) کلاهبرداری (۱) مشایی (۱) اصلاح طلبی (۱) کعبه دل (۱) شبهات (۱) تعهد (۱) شاید وقتی دیگر (۱) شمس تبریزی (۱) عبدالله نوری (۱) برکت (۱) بودا (۱) دیکتاتور (۱) تکلیف (۱) تفکر (۱) جوان (۱) الهی (۱) شناخت (۱) سلامتی (۱) میهن (۱) اختیار (۱) پیام نوروزی (۱) تناقض (۱) جوانی (۱) اهل سنت (۱) قبرستان (۱) حضرت یحیی (۱) امام کاظم (۱) فتح (۱) یوم الله (۱) حلزون (۱) نبوغ (۱) برنارد شاو (۱) حقارت (۱) راه قدس (۱) یتیم نوازی (۱) جهانی سازی (۱) فیس بوک (۱) اسم اعظم (۱) دانایی (۱) فرمانده (۱) تجارت الکترونیک (۱) حاج همت (۱) انرژی هسته ای (۱) اطلاعات عمومی (۱) نیمه شعبان (۱) حزب الله (۱) امام محمد باقر (۱) رجب (۱) مبارزه با نفس (۱) غضب (۱) اقوام ایرانی (۱) هاوایی (۱) گردن بند (۱) شیخ (۱) لیبرال (۱) فرومایه (۱) امام موسی کاظم (۱) مختارنامه (۱) حضرت ابراهیم (۱) جزیره برمودا (۱) 14 معصوم (۱) حضرت ابوالفضل (۱) اصول دین (۱) حضرت نوح (۱) جبر و اختیار (۱) حق الناس (۱) طرح ولایت (۱) امداد غیبی (۱) جنبش سبز (۱) بیداری اسلامی (۱) نداآقاسلطانی (۱) میکروسکوپ افکار (۱) سود بانکی (۱) ضداسلام (۱) خواب و بیدار (۱) تعویذ (۱) علم غیب (۱) خواستن توانستن (۱) تقلید سیاسی (۱) فراماسون (۱) sms تبریز (۱) اس ام اس تبریز (۱) استاد عالی نسب (۱) نشانه برای فردا (۱) توافق نامه ژنو (۱) شهبد (۱) حضرت زکریا (۱) خوض در باطل (۱) آدمخواری (۱) وضوی صفر و یکها (۱) لاحول (۱) جهنمہ (۱) نقض غرض (۱) جام دیجیتال (۱) خسرو زارع فرید (۱) کارتهای بانکی (۱) شرکت انیاک (۱) شبکه شتاب (۱) تنگه برینگ (۱) سیلی ایام (۱) توحش (۱) حرز (۱) راهزن (۱) بهشت احمقها (۱) ساده لوحی (۱) آفتاب پرست (۱) فتح ایران (۱) مدیرکل (۱) زمزمه های تنهایی (۱) سال پول (۱) بانوی شعر ایران (۱) پهلوی2 (۱) کفش کتانی (۱) قوم پارس (۱) شعار سال (۱) امام نقی (۱) سوره کوثر (۱)
دوستان من برهان سایت زیبای قرآن شیعه 24 نقد مدرنیته مشاوره کسب و کار پرتال زیگور طراح قالب