فارغ از اصطلاحات دست و پا گیر و گاها با کلاس و گمراه کننده (قابل بحث) علوم اجتماعی که حرف بزنیم میتوانیم بگوییم :

سرمایه داری یعنی اینکه همه برای یکی ، یکی برای خودش !

البته همینجا این را هم عرض بکنم که "سرمایه داری" را از تلاش برای تولید ثروت جدا میدانیم.

البته حتما کسانی پیدا میشوند که از محسنات و کرامات سرمایه داری سخن بگویند و دانسته و ندانسته جانبداری نمایند اما هرچقدر هم که بخواهیم سر مخاطب را شیره بمالیم و افاضات کنیم که آقا اقتصاد لیبرالی این چنین است و بازار آزاد آن چنان است و فرصتهای برابر اقتصادی فلان است و صاحبان سرمایه بهمان است . و از کلمات مقبول برای اثبات نیات نامقبول بهره ببریم در هر حال تجربه به ما ثابت کرده است که سرمایه داری یعنی : تک خوری !   انباشتن ثروت در دست خود!   بهره کشی!  و ماله کشی هم بر نمیدارد.

به زبان ساده یعنی عده بسیار کمی ، بسیار زیاد داشته باشند و عده خیلی زیادی ، خیلی کم داشته باشند. یعنی چیزی حول و حوش 99%   و  1%  . این تجربه شخصی من نیست که بگویند نظر شخصی شماست بلکه امروزه از سرتاسر دنیا این واقعیت فریاد زده میشود. آن هم نه توسط تعدادی بنیادگرای اسلامی بلکه کسانی که سالهای دراز نیک و بد سرمایه داری را تجربه کرده و با آن زندگی کرده و ظلم های سرمایه داری را با تمام وجود لمس کرده اند  و الان نه به اراده خود بلکه از سر درد جیغ میکشند و آبروی حرفه ای صد ساله مشاطه خویش را ناخواسته بر باد میدهند.

البته من نمیخواهم نظام سرمایه داری را نقد کنم و صلاحیتش را هم ندارم . فقط خواستم از یک خصلت سرمایه داری برای بیان یک نظر استفاده کنم و مطالبی هم که در بالا گفتم برای این بود که درستی آن خصلت مورد نظر را بیان کرده باشم و شاهدی برای حرفم باشد.  99 برای 1 را هم بعنوان یک واقعیت غیر قابل انکار عرض کردم.

اگر جامعه را 100 بگیریم در قانون سرمایه داری :

1-  باید 1 نفر ممتاز و 99 نفر غیر ممتاز باشد 

2- برای اینکه مطلب زیاد لو نرود لازم است 2 نفر هم کمی نزدیک به آن 1 باشند

ولی بقیه اصلا مهم نیستند که در چه سطحی باشند چون وقتی ناظران نظاره میکنند یکی دو پله را مشاهده میکنند و پله های دیگر را هم خودشان در ذهنشان میسازند و  خلا بسیار عمیق بین پله سوم تا سطح تقریبا صفر را نمیبینند و به حکم استقرا یک نردبان ذهنی در افکار شکل میگیرد که از صفر شروع و به بالا میرود و چون همه میدانند که استعدادهای بشری هم متفاوت است و میتواند پله پله هم باشد بنابراین  نتیجه گرفته میشود وضع موجود مطابق با استعدادهای بشری بوده و عین عدالت جلوه میکند.

حال فرض کنید این قسمت از سریال تمام شد و قسمت بعدی از یک صحنه دیگر شروع میشود. این صحنه با فضای قبلی کاملا متفاوت است و موضوع هم کاملا نامربوط جلوه میکند و به نظر میرسد یک موضوع بسیار بچه گانه و   فاقد اهمیت است. موضوع این قسمت بازی های بچه گانه است .!!!   درست فهمیدید  بازی !   احتمالا شما که به هوای یک سریال جدی پای فیلم نشسته بودید با دیدن فضای سبک بچه گانه صحنه را ترک میکنید و جایتان را به بچه هایتان میدهید . یا بهتر است اینطور بگم : سرقفلی بچه هایتان را مفت و مجانی به کارگردان فیلم واگذار میکنید تا هرچه که میخواهد به آنها بیاموزد .

درست است بحث اصلی ما مسابقات ورزشی یا همان بازی است همان چیزی که بخاطر بچه گانه بودن آن بچه هایمان را بدست کارگردان سپردیم . ویک زمانی متوجه شدیم که تخمه های شکسته شده بشقاب ما از کودکانمان بیشتر و متکای زیر بازوی مان از متکای آنها متکاتر است . آیا شما باور میکنید که نظام سرمایه داری با آن همه برنامه ریزیها و بازاریابی و بازارسازیهای عجیب و غریبش ، بازی هایی را طراحی کند که با اهدافش مغایر یا نا همسو باشد ؟

نظام سرمایه داری باید بازیها و مسابقات را به نحوی طراحی نماید که با اهداف خود همسو و سازگار باشد و بصورت غیر محسوس بتواند به القای طبیعی پنداری رفتار خود در جامعه در راستای تصاحب قسمت اعظم ثروت جامعه جامه عمل بپوشاند.

امروزه تقریبا همه مسابقات به یک شیوه برگزار میشوند فوتبال و والیبال و هندبال و ...

بعنوان مثال وقتی فوتبال را نگاه میکنیم میبینیم میلیونها نفر بدون کوچکترین چشمداشت و  نفعی یک نفر را تشویق میکنند ولی آن فرد فقط برای منافع خود مسابقه میدهد. دلیل این حرف آنست که اگر آن بازیکن محبوب میزان قراردادش  کم باشد اصلا برای تیم بازی نمیکند این یعنی : همه برای یکی و یکی برای خودش ! یعنی همسویی با شعار سرمایه داری .

ما همه بدون هیچ پرسشی پذیرفته ایم که همه مسابقه ها باید فقط یک برنده داشته باشد و دونفر هم بعنوان ساقدوش و سولدوش همراهیش کنند. باید به نفر اول پول کلان و به نفر چهارم هیچ نرسد . اگر هزار نفر هم شرکت کرده باشند فقط باید یک نفر برنده باشد . او که اول میرسد همه چیز را میبرد و این که چند ثانیه دیرتر میرسد باید دستش خالی باشد . فقط یک نفر مستحق همه چیز است و همه مستحق هیچ !؟ چه کسی این را گفته است؟؟؟ و چرا؟

مسابقات امروزی طوری طراحی شده است که نتیجه آن یا همه یا هیچ است.

مسابقات دو میدانی(صرف نظر از نحوه برگزاری) از یک جهت به همه مسابقات ارجحیت دارد و آن اینست که هر دونده یک لاین مخصوص دارد و بدون ایجاد مزاحمت از سوی رقبا میتواند بر اساس تواناییهای خود مسیر مسابقه را بپیماید. واز اینکه همه دونده ها بتوانند باهم به خط پایان برسند هیچ مانعی وجود ندارد. در این مسابقه همه میتوانند با هم به خط پایان برسند. اگر چه این اتفاق هرگز نیافتاده است اما از ارزش آن نمیکاهد. اما در همه مسابقات پیروزی یکی مستلزم شکست دیگریست . اینست که ورزشکاران بیشتر از اینکه به پیروزی خود بیاندیشند برای شکست حریفان خود برنامه ریزی میکنند.

 

عذر خواهی میکنم. زیاده جسارت شد.

ناتمام