من فکر میکنم  اشتباه نیست اگر ریا را اینگونه تعریف کنم که ریا عبارت است از اینکه انسان کار خداپسند را برای خوش آیند غیر خدا انجام دهد. همه ی ما به درستی ، ریا را بد میدانیم و سعی میکنیم از آن پرهیز نماییم اما همه به یک اندازه در تلاش برای سالم ماندن از آسیب ریا موفق نمیشویم و بسیاری از ما هم برای مقابله ی با ریا به اقدامات نادرست دست میزنیم و درنهایت به نتیجه ی مطلوب نمیرسیم. 

برای سنجش میزان مطلوبیت اعمال در راستای مقابله با ریا توجه به این نکته مهم است که بدانیم هدف ما از مقابله با ریا چیست ؟ جواب را باید در ضد ریا بجوییم.  عنایت کنیم که متضاد ریا ، اخلاص است و هدف ما از مقابله با ریا باید رسیدن به اخلاص باشد. اگر اخلاص حاصل شد عمل ما مطلوب است و در غیر اینصورت مطلوبیت مورد نظر خدا از اعمال ما حاصل نشده است .

نمیدانم چیزی به نام "ریا به خود"  را شنیده اید یا نه ؟ من خودم هم نشنیده ام اما آن را در نفس خود لمس کرده ام . برخی از مواقع ما برای اجتناب از ریا کارهایی را انجام میدهیم که به ریای به خود منجر میشود . البته شاید خودمان هم متوجه اصل قضیه نشویم و خیلی هم از خودمان متشکر شویم که از ریا اجتتناب کرده ایم اما غافل از اینکه ما اشتباه بزرگی را مرتکب شده ایم و آن اینکه از ریای به مردم اجتناب کرده و به ریای به خود دچار شده ایم و نشانه ی آن هم همان احساس تشکر نسبت به خودمان است.  این حس تشکر نسبت به خود نشان میدهد که ما آن کار را برای خوش آیند خود انجام داده ایم نه خوش آیند خدا  و این به معنی اینست که جای اخلاص هنوز هم در نیات ما خالی است و ما در فرار از ریا به اخلاص نرسیده ایم بلکه در دام دیگری با رنگ و وبوی دیگری گرفتار شده ایم.

به قول انیشتین "مثال زدن یک راه آموزش نیست بلکه تنها راه آموزش است "  و من تجربه ی خودم را به عنوان مثال عرض میکنم .

 

در مدت خیلی زیادی از عمر خود ، وقتی در جمع فامیل یا غیر فامیل بودم  برای اینکه  نماز خواندن من در پیش دیگران به ریا منجر نشود ، نماز را از حد معمول خودم تند تر و سریعتر میخواندم و مدتها این شیوه مرا راضی میکرد اما بعدها متوجه شدم که این کار من چقدر اشتباه بوده است . زیرا در آن زمان ، من به خدا فکر نمیکردم بلکه به مردم توجه مینمودم و بجای اینکه نماز را برای خدا بخوانم در اصل برای مردم میخواندم . چون این مردم بودند که کیفیت نماز مرا مشخص میکردند نه خدا !   اما  چون از اصل عمل خود غافل بودم ، فکر میکردم که این روش خوبی برای مقابله با ریا است و با انجام آن از خودم خوشنود میشدم و در واقع من کار خداپسند را برای خوش آیند خود انجام میدادم و  در واقع من برای خودم ریا میکردم .

باید دقت کنیم که همان قدر که انجام کار خداپسند برای خوش آیند مردم ، ریا بوده و نادرست و زشت است همانگونه هم تغییر در کیفیت کار بخاطر مردم و به منظور فرار از ریا نیز نادرست است . زیرا در هر صورت عامل انگیزاننده ی ما در انجام آن عمل ، غیر خدا بوده و عنصر اخلاص در کار ما غایب خواهد بود.

در هر حال تنها راه دوری از ریا این است که ما کارمان را بطور معمول انجام داده و توجه مان را به خدا معطوف داریم و از دخالت دادن خوشایندی دیگران در کیفیت کارمان پرهیز نماییم. این اشتباه بزرگ در طول تاریخ از صوفیان بزرگ هم سر زده است و از بایزید و جنید بغدادی و شبلی و . . .   حکایاتی نقل است که آنان نیز برای فرار کردن از ریا ،  کاری میکردند که مردم را نسبت به خود بد بین نمایند واین دامی است که آنها نیز گرفتار آن شده اند.   والله اعلم.

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ریا


تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٢٢ | ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

امروزه میوه ها را هم رنگ میکنند حتی اخیرا شنیدیم که پرتغال ها را هم رنگ میکنند و نوعی واکس به آنها میزنند که تازه و خوش طعم به نظر برسند. خریدار با دیدن رنگ خوش میوه آن را میخرد و به منزل میبرد اما وقتی درون میوه ها را میبیند متوجه میشود که چه جنس ضایعی را خریده است.

انسان ها نیز ظاهر و باطن دارند . انسان میتواند ظاهر خودش را رنگ بزند و آرایش کند اما درون هم چنان خراب باشد . بعضی انسانها آنقدر خودشان را رنگ میکنند که خودشان هم زیبایی شان را باور میکنند و برای درک حقیقت خودشان دچار مشکل میشوند.

انسان میتواند به دونوع خود را رنگ بزند : یک نوع با لباس و آرایش تن و یک نوع  هم با رفتار های ریاکارانه . رنگ زدن ظاهر ، یعنی چیزی غیر از حقیقت درون  را نمایان ساختن !

 یکی با لباس شیک خود را رنگ میزند و دیگری با لباس ساده و دیگری با لباس دیگر و . . .   یکی با ظاهر آراسته خود را رنگ میزند و یکی با ظاهر ژولیده . . .  یکی با لوازم آرایش  یکی بدون لوازم آرایش و . . .  بالاخره یک وقتهایی آدم خودش را به دروغ باور میکند .

اگر یک روز شما  خودتان را به دروغ باور کردید یک راه برای یافتن باطن حقیقی خودتان وجود دارد و آن زمزمه های تنهایی است . انسانها برای دیگران خود را رنگ میکنند و در اجتماعات و مراسم و ملا عام  با آرایش های رنگی خود با دیگران مواجه میشوند اما به محض اینکه تنها شدند به خودشان برمیگردند و بدون رنگ های  مصنوعی زندگی میکنند و رنگ خودشان را میگیرند . 

زمزمه های نا خود آگاه ، شخصیت درونی انسان را  برملا میکند . شما در تنهایی چه چیزی را زمزمه میکنید ؟  اشعار عارفانه ؟  ترانه مبتذل ؟  شعر کودکانه ؟  قرآن ؟  مدح اهل بیت ؟  آهنگ ؟ ریتم ؟ . . .

زمزمه های ما همیشه ثابت نیستند و میتوانند تغییر کنند و لی زمزمه های غالب ما شخصیت غالب ما را هویدا میکنند. مراقب زمزمه های تنهایی خودمان باشیم و با ارتقاء آنها برای اصلاح زندگی خود  اقدام نماییم .  باید زمزمه های تنهایی خود را روز به روز بهتر و بهتر کنیم.

زمزمه های تنهایی خود را خوش رنگ کنیم تا رفتارمان رنگ خوش بگیرد و نیاز به رنگ کاری مصنوعی نداشته باشیم. میوه شخصیت ما هرروز در تنهایی قاچ میخورد و درونش نمایان میشود . شخصیتهای خوب  با زمزمه های خوش  ، عطر افشانی میکند و شخصیتهای دیگر موافق با خود تراوش مینماید.  مراقب تنهایی خود باشیم .

 

ظاهر و باطن


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: زمزمه های تنهایی , رنگ , ریا , تست شخصیت


تاريخ : ۱۳٩۱/٢/۱۳ | ٩:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.