جوادزاده
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ جوادزاده
آرشیو وبلاگ
      راستگویی - دانایی - نظم (یادداشتهای روزانه)
نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٥/۳٠

 آشوب سال 88 با حمله به شورای نگهبان آغاز شد و کشور را ماهها بازیچه ی دست خائنان قرار داد تا ملت و کشور را به سمت پرتگاه سقوط ببرند وملت هنوز حوادث تلخ آن ایام را از یاد نبرده است. حال با شنیدن برخی سخنان ، با تعجب و تحیر این سوال مطرح میشود که : آیا این سخنان مقدمه چینی جدیدی برای حمله به شورای نگهبان است؟ ـنهم توسط کسی که مورد اعتماد مردم بوده و مسئول حراست از ارکان قانون و کشور است؟ البته این ظن بعید به نظر میرسد ولی برخی موضع گیریها ملت  را نگران میکند وبسیار بجا گفته اند که : مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید هم میترسد.

برداشت آزاد از : اکبر جوادزاده

اکبر جوادزاده




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٥/٢٧

آقای وزیر آیا در پرداخت یارانه ها مصیبت میکشید؟ چرا وقتی که همکارانتان در دولت و بانکها و شرکتهای خصولتی و قراردادهای نفتی میلیارد میلیارد اختلاس میکنند مصیبت نمیکشیداما وقتی به مردم 45 هزار تومان میدهید مصیبت میکشید؟ آیا حساب کرده اید که با مجموع اختلاسهای همکارانتان ، چندین سال میتوانستید یارانه را بدون دردسر پرداخت کنید؟برای قطع یارانه مردم ، شبانه روزی تلاش میکنید وبالاخره راهی برای قطع آن خواهید یافت اما هیچ تلاشی برای قطع دستهاییکه به بیت المال دراز است نمیکنید چرا؟ آیا بهتر نیست بجای اینکه نبوغتان را برای قطع یارانه ی مردم صرف کنید فکری برای صیانت از خزانه ی دولت بکنید؟

 

 
اکبر جوادزاده




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٤/۳۱

همه ی ما از اینکه مذاکرات هسته ای به سمتی پیش رفته است که ممکن است در آینده نزدیک با حفظ حقوق ملت ایران  تحریمهای ظالمانه را لغو کند خوشحال هستیم ولی این وظیفه ی دولت است که با تدبیر و هوشمندی ، اخبار را طوری اعلام کند که مردم بدانند که فعلا جایی برای جشن گرفتن نیست. زیرا هیچ توافق قطعی قابل اجرایی انجام نشده است. آیا این واقعیت که ، متنی برای توافق آماده شده است و طرفین آن را به مجالس قانون گذاری فرستاده اند که بعد از بررسی توسط مجالس طرفین تصویب یا رد شود آیا چنین  اتفاقی که هنوز به نتیجه ی قطعی نرسیده است  جای جشن گرفتن دارد؟ آیا این حرکات جلفی (شادی بی موقع) که چند روز قبل انجام گرفته است ، به معنی خود کم بینی نیست؟ و این حرکات ، طرف مقابل را به امتیاز گیری بیشتر تشویق نمیکند؟ آیا اینگونه حرکات بچه گانه ، زحمات دولت و مجاهدات ملت را کم اثر نمیکند؟ متاسفانه به نظر میرسد این ذوق زدگیهای زودرس و ناشیانه که در چند روز بعنوان حرکت خود جوش تبلیغ گردید ، ساختگی بوده و به منظور بهره برداری در مصارف جناحی به جامعه تزریق شده است.

البته روشن است که مردم از اینکه توافقی انجام شود که حقوق ضایع شده ی مردم ایران را احقاق کند خوشحال هستند ولی خود مردم این را هم میدانند که اهدافی که باعث این خوشحالی است هنوز جامه ی عمل نپوشیده و میدانند که نباید قبل از موعد و عجولانه دست به خوشحالی اجتماعی بزنند و بدینوسیله فرصت زیاده خواهی را به طرف مقابل بدهند. 

اما متاسفانه برخی از سیاسیون ، مقاصد جناحی را به مصالح ملی مقدم میدارند و به هر قیمتی میخواهند مجاهدتهای مردمی را به نفع خود مصادره به مطلوب نمایند حتی اگر در اثر اقدامات ایشان دستاوردهای بین المللی کشور مورد تحدید قرار گیرد. 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/۳/٢٧

نگاهی به مغازه های خالی از مشتری و مغازه داران عبوس و پکر و به تعداد دکانهای تعطیل شده کافیست که باور کنیم که قدرت خرید مردم کم شده است.  بدون مقدمه عرض میکنم، قابل توجه رئیس جمهور  و وزرای محترم باشد که در ماههای اخیر قدرت خرید مردم بسیار تنزل پیدا کرده و به نقطه ی هشدار رسیده است بنابراین لازم به نظر میرسد که دولتمردان از داخل جداول آمارهای خودساخته و خوشبینانه ی خود بیرون آمده و با واقعیت اجتماع روبرو شوند تا درک بهتری از عملکرد خود به دست بیاورند.

 


دولت محترم در این ارتباط به چند نکته ی مهم باید توجه کند:

1- سیاستهای اقتصادی اخیر دولت در گران کردن ناگهانی قیمت نان و بنزین ، باعث افزایش قیمت کالاها و خدمات در سطح کلان جامعه شده است. این گرانیهای عمدی بقدری ناگهانی بود که گاهی به نظر می آید که برای تخفیف واکنشهای مردمی ، مخفیانه صورت گرفته است.

2- علاوه بر نفس گرانی ، عامل دیگر ، میزان افزایش قیمتها توسط دولت می باشد که این میزان از 100 درصد تا 300 درصد بوده است . و براحتی میتوان به این افزایش قیمتها ، صفت " افسار گسیخته "  اتلاق کرد.  این افسار گسیختگی که در رفتار دولت بروز کرده است به سایر بخشهای جامعه نیز سرایت کرده و به نابسامانی ویژه ای منجر شده است که هنوز همه ی ابعاد آن  ظاهر نشده است.

3- عامل بعدی در ایجاد این بحران در جامعه شیوه ی نامناسب برخورد دولت با مردم است زیرا مردم این را دریافته اند که دولت محترم در افزایش قیمتها کوچکترین توجهی به نظر مردم و سطح درآمدی آنها و مشکلاتی که مردم با آن مواجه میشوند ندارد. 

مورد سوم بیش از همه آرامش روانی جامعه را مورد تهدید قرار میدهد که البته به علت اینکه این انتقاد از سوی عاملان گرانی یعنی دولتمردان پذیرفته نمیشود بنابراین انتظار میرود تلاشی هم برای رفع این نقیصه رفتاری صورت نخواهد پذیرفت. یعنی دولتمردان در اثر روحیه ی خود برتر بینی که دارند اصلا قبول نمیکنند که رفتار آنها در شیوه ی افزایش قیمتها ، جامعه را مورد تحقیر قرار داده است. آنها به میزان در آمدی خود نگاه میکنند و افزایش قیمتها را ناچیز می بینند و در خور توجه تلقی نمیکنند و بنابراین رفتار خود را عاری از هرگونه بی توجهی و تحقیر می بینند. در صورتی که مردمی که در اثر گرانی در فشار اقتصادی قرار میگیرند به حق چنین احساس میکنند که شخصیت آنها از سوی دولت نادیده انگاشته شده است. مردم چنین فکر میکنند که تحدید معیشت آنها در نظر دولتمردان چیزی بی اهمیت است.

 

دولت مردان محترم به حقوق 5 میلیونی خود نظر نکنند تا گرانیهای اخیر که دستپخت خودشان است در نظرشان کوچک جلوه کند بلکه به حقوق 800 هزار تومانی و گاهی کمتر هم نظر کنند تا اندازه واقعی گرانیها دستشان بیاید. 

اگر دولتمردان بخواهند تاثیر واقعی گرانیها را بدانند لطف کنند و به عنوان نمونه به این خبر توجه کنند که مغازه ای که معمولا روزانه 100 نفر ورود و خروج دارد در هفته ی اخیر فقط 3 نفر مراجعه کننده (نه خریدار)به خود می بیند. این به معنی آن است که قدرت خرید مردم در حالت نزدیک به کما قرار دارد و نیازمند توجه ویژه ای است. البته این وضعیت نتیجه ی طرز تفکر دولت است نه نتیجه ی کم بنیه بودن اقتصاد کشور. زیرا در همان سالهایی که برخی ها از قراردادهای نفتی پورسانتهای 14 میلیارد تومانی میگرفتند نیز عموم مردم از قدرت خرید بسیار پایینی برخوردار بودند و درآمد حقوق بگیران زیر 30 هزار تومان بود.

 

در حال حاضر که هزینه روزانه یک خانوار متوسط براساس برآورد شخصی من  90 هزار تومان در روز است پس خانواده هایی که درآمدشان زیر 30 هزار تومان در روز است چه برنامه ای باید برای خود تدارک ببینند که در برابر فشار هزینه های زندگی از بین نروند. آنها که در آمدشان یک سوم مبلغ مورد نیازشان است از کدام نیازهای ضروریشان باید بزنند و به کدام زخمشان مرحم بگذارند؟  از نیازهای مسکن و غذا و آموزش و تفریح کدامیک را در اولویت قرار دهند؟ روشن است که سخن گفتن از نیاز به تفریح برای قشر متوسط به طنز شباهت دارد اما از سه مورد دیگر یعنی مسکن - غذا - آموزش فقط میتوانند به یک سوم آنها یعنی فقط به یکی از آنها جواب مناسب بدهند که این هم سه حالت دارد:

1- به نیاز مسکن خود جواب مناسب بدهند و غذا و آموزش را بیخیال شوند.

2-  نیاز غذای خود را برآورده کنند و از خیر مسکن و آموزش بگذرند.

3- نیاز آموزش خود را با شکم خالی و کنار جوی خیابان برطرف نمایند.

.در هر حال اگرچه بی اهمیت فرض کردن نظر مردم از سوی دولتمردان مسبوق به سابقه است و چیز تازه ای نیست اما به این نکته هم باید توجه کرد که زمانه عوض شده است و وضعیت ارتباطات مردم با یکدیگر با 25 سال پیش فرق بسیار زیادی کرده است و لازم است که در تکرار سیاستهای قدیمی جانب احتیاط و تعقل را هم نگه داریم. 

در آخر از دولتمردان محترم تقاضا میکنم که فکر نکنید که همه مردم مثل شما از درآمد 5 میلیونی و 10 میلیونی برخوردارند. پس فقط به فکر خودتان نباشید و به فکر مردم هم باشید. با عملکردی که از شما میبینیم وضع شما از سه حالت خارج نیست:

1- اگر فکر میکنید که در آمد مردم هم مثل شما حداقل 5 میلیون تومان است و بنابراین همانطور که تاثیر گرانی برای شما هیچ است برای آنها هم هیچ است در این صورت شما از وضع مرد بی خبرید.

2- اگر فکر میکنید که درآمد مردم از شما که 5 میلیون حقوق میگیرید بیشتر است و بنابراین همانطور که تاثیر گرانی برای شما هیج است برای آنها هم هیچ تر است پس شما از وضع خودتان هم بی خبرید.

3- اگر فکر میکنید که در آمد مردم از شما خیلی کم است و برخلاف شما تاثیر گرانی برای آنها خیلی زیاد است ولی در عین حال فکر میکنید که شما با آنها فرق میکنیدو در هر حال آنها باید گرانی را تحمل کنند و حتما هم میکنند و هیچ اهمیتی هم ندارد پس شما از خدا بی خبرید.

 

پس سعی کنید از این سه گروه خارج شوید زیرا اگر اینگونه پیش بروید در پایان دولت خود مردمی فقیرتر و دولتمردانی ثروتمندتر از آنچه که تحویل گرفتید خواهید داشت. دولت خود را به دولت فقیر پرور مشهور نکنید و به معیشت مردم اهمیت بدهید و فکر نکنید که سختی کشیدن قشر ضعیف حق آنها و رفاه طلبی دولتمردان هم حق آنهاست. 

 

از خدا بی خبر نباشید. به خدا فکر و به مردم خدمت کنید. خود را بالاتر از مردم نیانگارید که بر سر فرعون و قارون و شداد و نمرود  همان آمد که آمد و بدانید که شما به اندازه انگشت آنها هم قدرت و ثروت ندارید و نخواهید داشت.

 

 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/۳/٤

دولت محترم در یکسال اخیر پس از انجام روشهای نوین آزمایشگاهی در اتخاذ سیاستهای تعدیل اقتصادی ، به جسارتی مثال زدنی دست یافته است که قدرت عمل او را در اجرای گرانی های متنوع بالا برده است. 

شیوه ی افزایش ناگهانی قیمت بنزین نشان داد که دولت محترم با اتخاذ سیاستهایی شبیه دوران سازندگی میتواند بدون نگرانی از عکس العملهای مردمی سیاستهای خود را جامه ی عمل بپوشاند. 

همچنین با در نظر گرفتن تجربه دولت که توانست در چند ماه گذشته قیمت نان را بصورت سرسام آور و بدون هراس از واکنشهای اجتماعی در سه مرحله پیاپی و چسبیده بهم تا سه برابر افزایش دهد بنابراین پیش پیش بینی میشود که افزایش قیمت بنزین به همین جا ختم نخواهد شد و دولت با حفظ روحیه برتربینی خود مجددا در فاصله کوتاهی این کار را تکرار خواهد کرد و بار دیگر اقدام به گران کردن بنزین خواهد نمود. البته در ماجرای گران کردن نان، دولت توانست با برانگیختن حس دلسوزی مردم نسبت به نانوایان ، مخالفتهای اجتماعی را در نطفه خفه کند ولی این بار با چه بهانه ای گرانیهای خود را توجیه خواهد کرد؟ 

شیوه اجرای گرانیهای دولتی که با اعتماد به نفس زیاد از سوی دولت انجام میشود نشان میدهد که دولت محترم تدبیر و امید از جسارت قابل توجهی در برابر اجتماع برخوردار شده است بطوریکه در تصمیم گیری های خود اصلا نگران واکنشها و مخالفتها و نارضایتی های اجتماعی نیست و این عوامل کوچکترین تاثیری در اتخاذ تصمیمات دولتی ندارد. بنابراین میتوان انتظار داشت که  دولت اقتدارگرای آقای روحانی زندگی اقتصادی سختی را برای مردم نوید بدهد.

البته دولت سعی میکند که تا پایان چهار ساله اول ریاست خود ، خصلت دیکتاتوری خود را کنترل کرده و از  غلظت اقتدار گرایی خود بکاهد و از جلوه گری رفتارهای خودمحور جلوگیری نماید تا راه خود را برای تجدید ریاست هموار نماید اما دور دوم ریاست آقای روحانی روی دیگر سکه خواهد بود. در دور دوم که طمع ریاست بعدی  در بین نبوده و دیگر به رای ملت و جلب رضایت آنها نیازی نخواهد بود همه خواهند دید که دولت واقعی تدبیر و امید چه دولتی است.  اکنون که طمع به رای مجدد و رضایت مردم وجود دارد اینگونه با بی توجهی توهین آمیز با مردم برخورد میشود پس معلوم میشود که در دور دوم چه برخوردی با مردم خواهد شد. 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/۱٠/٢٤

کشور در یک ماهه اخیر شاهد اتفاقات عجیبی بود و هست که واقعا سوال برانگیز و حیرت آور است ولی در حال حاضر برای عموم محسوس نیست و تحلیل آن را باید به گذشت زمان محول کرد. 

افزایش بی سابقه قیمت نان در طول تاریخ لااقل 50 ساله ای که ما از آن مطلع هستیم در همین یک ماهه اخیر اتفاق افتاد و البته هیچ کس هم اعتراضی نکرد. در عرض یک ماه دوبار قیمت نان گران شد و هر بار برابر 100% قیمت اولیه گرانتر شد.

حدود یک ماه قبل نان سنگک 500 تومانی را اول گفتند 30% گران میشود ولی دیدیم که دروغ میگفتند و در عمل 100% گران شد که به  قیمت 1000 تومان رسید و چند هفته بعد بدون مقدمه و به بهانه پخت آزاد بازهم 500 تومان گران شد و اکنون به 1500 تومان رسیده است. 

ابتدا ما به دولت محترم بخاطر این تدبیر و امیدی که توسط این سیاستهای طراحی شده به ملت میدهد تشکر میکنیم. و سپاسگذاریم که اینقدر به فکر معیشت ملت بوده و با مردم خود روراست است. اگر به عامیانه ترین وجه به اتفاقی که افتاده است نگاه کنیم میبینیم که تامین نان برای خانواده هزینه گزافی را لازم دارد یعنی در یک خانواده 4 نفره اگر هرکدام از افراد خانواده روزی فقط یک عدد نان سنگگ خالی بخورد در اینصورت خرج نان خانواده روزانه 6000 تومان میشود و سرپرست خانواده باید ماهانه 180 هزار تومان فقط خرج نان کند.

با توجه به اینکه چند ماه قبل مرحله دوم قطع یارانه کالاهای اساسی اجرا شده و موج گرانیها اتفاق افتاده بود و دولت محترم مبلغ یارانه نقدی مرحله دوم  را نداده بود و علاوه بر آن این دومین باری است که دولت اقدام به گران کردن کالا ها آن هم با این شیب کمر شکن میکند حالا چقدر وقت لازم دارید که بتوانید : 

پیدا کنید نرخ تورم را 

پیدا کنید خط فقر را

پیدا کنید جای تدبیر را

پیدا کنید امید را

پیدا کنید شیب ملایم را

پیدا کنید راستگویان را 

 

دولت محترم از اول هم با دادن یارانه نقدی مخالف بود و از همان روز اولی که روی کار آمد به دنبال راهی برای آن بود که :

1- یارانه نقدی را برای مرحله دوم ندهد

2- یارانه مرحله اول را هم قطع کند

بند اول را خیلی آمرانه و قاطعانه عمل کرد و صراحتا به مردم گفت که نمیدهد و نداد ولی بند دوم یعنی قطع یارانه نقدی مربوط به مرحله اول کار دشواری بود. زیرا پولی بود که به دست مردم رسیده بود و امکان باز پس گرفتن آن نبود زیرا مردم به هیچ عنوان حاضر به اینکار نبودند. پس باید راه دیگری اندیشید. و معلوم است که در این راه جدید ، باید از جاده صداقت و راستگویی دور افتاد و به ناچار این راه ، راهی خواهد بود که باید کمی چاشنی فریب را به آن قاطی کرد.

دولت در گران کردن نان به 60 درصد هدف خود رسید. یعنی موفق شد که 60 درصد یارانه نقدی را توسط نانوایی ها از دست مردم بگیرد. زیرا در حال حاضر دولت از هر نفر بابت نان خالی ، ماهانه 45000 تومان از مردم پول میگیرد که برابر یارانه نقدی است که به مردم میدهد. که از این مقدار 15000 هزار تومان را مردم قبلا هم میدادند ولی 30 هزار تومان آن از بابت گرانی اخیر از مردم اخذ میشود.

البته 30000 تومان فوق برابر 67 درصد یارانه نقدی است اما دولت همه ی آن را بر نمیدارد و حدود 7% هم به نانوایان میرسد و فقط 60 درصد آن به دولت میرسد.

با این حساب ، دولت بایک سیاست اغواگرانه و با همدستی اتحادیه نانوایان و به بهانه افزایش دستمزد نانواها موفق شده است که 60 درصد یارانه ای را که به مردم میدهد از دستشان خارج کرده و به خزانه خود باز گرداند.

حال باید منتظر باشیم که 40 درصد بعدی را چه زمانی و  با چه ترفندی از مردم خواهد گرفت. ظاهرا دولت آقای روحانی بصورت کاملا نامحسوس دارد خرابکاریهای!!! دولت احمدی نژاد را بیصدا آباد مبکند!!!




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٩/۱۳

چند روز پیش دولت محترم موسوم به راستگویان از تصمیم دولت برای افزایش قیمت نان خبر داد و اعلام کرد که این افزایش حداکثر 30% خواهد بود. بدیهی است که شنونده با شنیدن خبر فوق انتظار افزایش 10 یا 20 یا به احتمال ضعیف 30 درصد را دارد. زیرا منطق عمومی انتظار ندارد که چیزی به حداکثر خود برسد و همیشه رقمی کوچکتر از آن مورد انتظار است.

اما امروز ما نان سنگک را که قبلا به قیمت 500 تومان میخریدیم  به قیمت 750 تومان خریدیم که حاکی از افزایش 50% قیمت نان است نه 30% . بعلاوه از طرفی میگوید افزایش نان به دلیل جلوگیری از ضرر نانوایان است و علت اصلی گران شدن نان را رفع فشار اقتصادی از کارگران نانوایی عنوان میکند و از سوی دیگر همزمان با گرانی نان ، قیمت آرد تحویلی به نانواها را هم گران میکند. یعنی انگیزه دولت از گران کردن نان چیزی نیست که به زبان میگوید. یعنی دولت هم علت گرانی را به مردم دروغ گفت و هم درصد گرانی را دروغ گفت. یعنی در یک لحظه و در آن واحد ، دو عدد دروغ بزرگ را همزمان با چنان مهارتی تحویل مردم داد که انسان را دچار حیرت میکند. شگفتی ما زمانی مضاعف میشود که این دولت ، خود را دولت راستگویان نامگذاری کرده است. 

نان - جوادزاده

به این ترتیب ما معنی دولت راستگویان را فهمیدیم ولی حداکثر را نفهمیدیم که آیا حداکثر به معنی حد بالا است یا به معنی حد پایین است؟ البته تاجایی که یادمان می آید قبل از این ، حداکثر به معنی حدبالا بود اما ظاهرا از این به بعد باید معنی حداکثر را تغییر بدهیم و به معنی حدپایین در نظر بگیریم. 

به نظر میرسد که دولتمردان بعضا نامحترم ما به فریب دادن مردم عادت کرده و به مهارت عجیبی در این شاخه ی علمی و عملی دست یافته اند.

نشانه ی فریبکاری این است که دولت با حیله گری تمام برای اینکه بتواند با روان مردم خمیربازی کند ابتدا خبر افزایش اما به مقدارکم را انتشار میدهد. وقتی حداکثر 30% را اعلام میکند یعنی به ندرت به این مقدار خواهد رسید. نتیجه انتشار خبر اینست که مردم متناسب با این مقدار کمی که برای گرانی اعلام شده است عکس العمل نارضایتی اندکی نشان میدهند و در ذهنشان به همین مقدار بسنده میکنند. چند روز بعد وقتی طرح اجرا میشود و گرانی اتفاق می افتد دیگر ذهن مردم به همان نارضایتی اندک رضایت داده و در همان سطح متوقف شده است و درهنگام مواجه شدن با گرانی احساس میکند که اتفاق جدیدی نیافتاده است زیرا قرار بوده است گرانی مختصری حداکثر 30% بشود که شده است.

وکسی در عمل ، میزان افزایش را محاسبه نمیکند واگر هم کسانی محاسبه کنند عکس العملی بیش از آنچه که قبلا نشان داده اند از ایشان سر نمیزند. مگر برای یک اتفاق چند بار میتوان عکس العمل نشان داد؟  واگر هم عکس العملی صورت بگیرد متفرق بوده و دارای قدرت تاثیر گذاری نخواهد بود.

دولت به این ترتیب به زعم خود با موفقیت و تدبیر ، روان مردم را مهندسی میکند و به هدف خود میرسد اما دولت تدبیر باید بداند که این تدبیر، تدبیری ناپسند و نامبارک است و در دراز مدت اعتماد مردم را نسبت به دولت کم رنگتر میکند. این نوع سیاست گذاری مبتنی بر فریب افکار عمومی روش نامبارکی است که از زمان دولت سازندگی پایه گذاری شده و دولتمردان را نسبت به آن دست آموز کرده است و به دلیل تاثیرگذاری آن در کوتاه مدت مورد خوشایند مدیران دولتی واقع گردیده است و دیگر کسی به قبح آن نمی اندیشد و مضرات طولانی مدت آن را کسی به حساب نمی آورد بلکه به شیرینی کاذب کوتاه مدت آن علاقه مند شده اند. 

بهتر است با مردم روراست باشید و از فریب مردم احساس رضایت و پیروزی و "خودمدیربینی" نکنید که کاری بس رذیلانه است. سرمایه ی تدبیر خود را برای فریب مردم هزینه نکنید که زیان میکنید زیرا اگر با مردم روراست باشید آنگاه به نیروی اعتماد مردم خود تکیه کرده اید و مردم مشکلات را تحمل میکنند ولی اگر آنها را فریب بدهید باید از پشتیبانی مردم قطع امید بکنید و در اداره کارها فقط به مکر و حیله ی خود  تکیه کنید که دوامی ندارد و بسیار سست و شکننده و ضعیف خواهد بود. 

و مکروا و مکر الله  والله خیر الماکرین




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٢/٢٢
یارانه ۴۵۵۰۰ تومانی ساعت ۲۴ امشب قابل برداشت است و برای همه متقاضیان دریافت آن، ساعت ۲۴ امشب واریز و قابل برداشت می‌شود.

خبرگزاری فارس: یارانه ۴۵۵۰۰ تومانی ساعت ۲۴ امشب قابل برداشت است

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس، طبق گفته نوبخت  سخنگوی دولت، یارانه اردیبهشت ماه ۱۳۹۳ به عنوان اولین یارانه مرحله دوم هدفمندی یارانه برای همه متقاضیان و ثبت نام کنندگان و بدون تغییر همان رقم 45500 تومان از بامداد فردا قابل برداشت است.

همانطور که ملاحظه میفرمایید ، این یک خبر خوشحال کننده برای ملت نشان داده میشود. ظاهر قضیه حس مثبتی دارد زیرا مردمی که برای دریافت یارانه ، مجددا ثبت نام کرده بودند و با موضع گیریها و مصاحبه های مقامات دولتی در عین حال نگران قبول تقاضای خود از سوی دولت بودند. اکنون در قالب این خبر میشنوند که تقاضای آنها برای دریافت یارانه از سوی دولت معتبر شناخته شده و برای دریافت یارانه مشکلی نخواهند داشت. اما اصلا کسی نمیپرسد که یارانه ی مربوط به مرحله دوم چرا پرداخت نمیشود؟ واین نشان میدهد که مردم از دریافت یارانه مرحله دوم منصرف شده اند و هیچ مطالبه ای از دولت ندارند.

بدین ترتیب دولت با اتخاذ یک سیاست قوی توانست همه ی مردم را از دریافت یارانه ی مرحله دوم منصرف نماید. بدین ترتیب که دولت بجای اینکه موضوع "افزایش" یا "عدم افزایش" میزان یارانه را به نظر سنجی بگذارد خیلی مکارانه ، انصراف از دریافت کل یارانه را بر سر زبانها انداخت. دولت کاری کرد که مردم نگران شدند که مبادا همین مقدار هم گیرشان نیاید و به همین علت فکر مطالبه ی یارانه ی بیشتر را اصلا نکردند. طبق قانون دولت موظف بود که به دنبال افزایش مجدد حاملهای انرژی متعاقبا میزان یارانه را هم افزایش دهد و انتظار مردم هم همین بود ولی دولت نمیخواست به این افزایش تن دهد به همین خاطر یک سیاست روانشناختی را بکار گرفت و موفق شد که بی سرو صدا به این منظور خود برسد. در حقیقت دولت موفق شد که با یک نقشه ماهرانه مردم را از دریافت یارانه مرحله دوم منصرف کند. اما کاری کرد که مردم ، چنین فکر کنند که ملت اراده خود را به دولت تحمیل کرده است در حالیکه درست برعکس این بود. 

دولت کاری کرد که هم یارانه ندهد و هم مردم را خوشحال نگه دارد. الان مردم از اینکه یارانه ی آنها قطع نشده است خوشحال به نظر میرسند و هیچ کس بخاطر نگرفتن یارانه مرحله دوم ناراضی نیست و این یکی از سیاستهای موفق دولت بود. در نتیجه ی اجرای این سیاست ، اتفاقی افتاد که به نام مردم و به کام دولت بود.




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٢/۱۸

به بهانه کارهای عجیب و غریب دولت اعتدال ، بیتی از شهریار تقدیم میشود. استاد شهریار میگوید :

 

اعتدالِ قامتِ رعنا قدان ، از حد گذشت

تا نگهداری تو حدّ اعتدالِ خویشتن




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٢/۱۸

وقتی مادر در مقابل اصرارهای کودکش نخواهد برای بچه لباس گرانقیمت  یا اسباب بازی مورد علاقه اش را بخرد ، دست به یک روش انحرافی میزند که خیلی هم موثر است. او بدون برنامه ی قبلی و فی البداهه برای بچه جذابیتهای ارزانقیمت نشان میدهد و سعی میکند توجه بچه را از اولویت اصلی منحرف کند. مثلا میگوید : دوست داری برات شکلات بخرم ؟ بستنی دوست داری؟ ببین اون بادکنک چه خوشگله !  اگر بچه به هیچکدام از اینها راضی نشود مادر بالاجبار مهربانتر میشود و با لحنی فریبنده به بچه اش میگوید : قربونت برم عزیزم اصلا میخوای اون ترقه هاتو که ازت گرفته بودم پس بدم؟ خیلی باحاله ها ! هرچقدرهم که دلت خواست بترکون ، خـ....ـــووووب!  هیچ خطری هم نداره هااااآ ، اون وقتایی هم که بهت میگفتم خطر داره شوخی میکردم ،  یعنی اون وقتا خطرناک بود ولی الان اگه اون تاج سرشو یا همون کلاهکشو برداری دیگه خطرناک نمیشه ، تازه...ه خیلی هم آدمو سرحال میاره. اصلا وقتی تو ترقه بازی میکنی ها...اا من یاد مرحوم بابا بزرگم می افتم که برامون ترقه میخرید و توی حیاط با هم ترقه می ترکوندیم. حالا که فکر میکنم میبینم ترقه یه جورایی نماد پدربزرگمه. الان هم هرکی ترقه بازی میکنه ها فکر میکنم عاشق پدر بزرگ منه. یادش بخیر!  هـ...ی...ی که چقدر خوبه ترقه بازی ! چه کیفی میده . میخوای عزیزم؟  آره میخوای ؟ آفرین . . . آفرین . . . آفرین پسرگلم ، میدونستم تو ترقه میخوای ، چرا خودم یادم نبود آخه ! . . . اگه من اون کسی رو که ترقه هاتو ازت گرفته پیدا کنم ! میدونم باهاش چیکار کنم... بچه م ترقه میخواد خوب ، آره پسرم؟ ترقه میخوای ؟ چشم! ترقه هم برای میخرم ، باشه عزیزم گریه نکن ، تو هرچی بخوای من بهت میدم.  زود بیا بریم خونه تا بهت یه عالمه ترقه بدم بترکونی تا یادی هم از پدر بزرگم بشه. اصلا اگه دست من باشه خونه ی پدربزرگم رو با همین ترقه ها میترکونم تا نماد پدربزرگم رو دوباره زنده کنم. بریم مامان جان !  بریم که خوب فکری کردم! فکر بکر ! بریم امشبو حسابی خوش باشیم.

حجت‌الاسلام یونسی دستیار ارشد رییس‌جمهوری در امور اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی گفته است: «پرچم سه‌رنگ ایران سابقه بسیار قدیمی دارد. این یک نماد ملی است. عده‌ای خیال می‌کردند نماد شیروخورشید در میان پرچم ایران یک نماد سلطنتی است [در حالی‌که] شیر نماد حضرت علی(ع) و خورشید نماد حضرت محمد(ص) است و تنها تاجش مربوط به شاه بود اگر با من باشد هلال احمر را تغییر می‌دهم و شیروخورشید [سرخ] را جایگزین آن می‌کنم.»  


برای فرار از انجام مطالبات دیگران ، روشهای مختلفی وجود دارد که  یکی از این روشها روش حواس پرتی است . و یکی از کارسازترین روشهای حواس پرتی ، متوجه کردن دیگران به چیزهای بی اهمیت است .

امروزه ، دولتها این ترفند را بخوبی یاد گرفته اند. آنها بلد شده اند که چطوری برای مردم ، مطالبات جدید و بی اهمیت تراشیده و با بزرگنمایی ویژه ای آن را در جامعه رواج دهند. 

من نمیگویم که منظور دولت از طرح چنین مسئله ای دقیقا همین است اما این حالت ، خوشبینانه ترین حالتی است که برای آن میتوان متصور شد و کاش منظور دولت بدتر از این نباشد. 

زیاد مایل به کش دادن این مطلب نیستم اما یک سوال از آقای یونسی دارم و آن این که : آقای یونسی راستش را بگویید ، در این گیرو دار مسائل مهم کشوری ،  این شیرو خورشید را از کجا علم کردی؟  بالا غیرتا بفرمایید ببینیم که با این عکس حیوان جنگلی کدام یک از مشکلات جامعه حل میشود؟  آیا با نشان دادن عکس شیر ، مشکلات جامعه میترسند و از کشور فرار میکنند؟  آیا با نشان دادن عکس شیر زهره تورم میترکد و آب میشود ؟ آیا دشمنان ملت با دیدن شیر تحریمها را برمیدارند؟ آیا علم پیشرفت میکند؟ آیا اقوام به هم مهربانتر میشوند؟ آیا مذاهب به هم نزدیک میشوند؟ آیا معضل بیکاری حل مشود؟ آیا موانع ازدواج جوانان از بین میرود؟ اعتیاد ریشه کن میشود؟ فساد و فحشا کم میشود؟  شهریه های سنگین دانشگاه آزاد از گرده ی خانواده ها برداشته میشود؟ 

چرا حرفهای بیخود را در جامعه می پراکنید و نیروی مردم را تلف میکنید؟  مثلا اگر این نماد شیرو خورشید برنگردد آیا ملت مشکلاتشان بیشتر میشود ؟ یا اگر بیاید مشکلاتشات حل میشود؟ 

فرض کنیم که این نماد شیر وخورشید بر فرض محال همان معنایی را بدهد که شما ادعا میکنید ، آیا این کار بغیر از تحمیل هزینه های احمقانه و بی مورد به بیت المال خیر دیگری هم دارد؟ اگر چنین کاری بخواهد بشود میدانید در سطح کل کشور  چه هزینه هایی باید به اقتصاد کشور تحمیل شود؟ 

در سرتاسر کشور ، میلیونها کاغذ سربرگدار اداری فعلی باید دور ریخته و سربرگهای جدید چاپ شود  - مهرهای اداری عوض شوند - پرچم ها - لباسهای فرم - کلاهها - ماشینهای اداری - تابلوی ادارات هلال احمرو . . . 

خوب است کمی هم بیاندیشیم که قدما گفته اند :

اول اندیشه وانگهی گفتار

 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٢/٦

درخبر ها آمده بود که  همسر رئیس جمهور ، آقای روحانی ، در روز زن  جشنی زنانه و اشرافی در فضای کاخ سعدآباد برگزار کرده است که در آن دختران 15 ساله به رقص پرداخته اند.


حرفهای زیادی در این باره در رسانه های کشور گفته شده است و شاید برخی از اینها با نیات صرفا سیاسی و جناحی به این مسئله پرداخته اند. اما اگر بخواهیم  بدون اینکه به جنبه ی سیاسی این امر کاری داشته باشیم به مسئله نظر بکنیم باید بگوییم که حقیقتا اصل مطلب ، تلخ و مایه تاسف است. برای بیان مختصر این تلخی و تاسف و با صرف نظر از مقدمات باید روی سخن را متوجه همسر آقای رئیس جمهور بگردانیم که البته جای خواهر ماست و با کمال دلسوزی بگوییم که :

خانم محترم !  و خواهر گرامی !

به این اقدام شما چند ایراد مهم وارد است که بطور خلاصه به دو جنبه ی بسیار مهم از این موارد اشاره میکنیم و امیدواریم که این تذکرات ، موجب اصلاح اموراتمان شود و باعث گردد که از آسیبهای بعدی ممانعت بعمل آید و بیشترین انگیزه مانیز در بیان اینگونه نقدها نگاه به آینده است

 

(توضیح :  در ابتدا این توضیح را خطاب به مخالفان نقد اینکار و موافقان ضیافت فوق بدهم که برای امثال من مهم نیست که تعداد مدعوین 100 نفر بوده یا 300 نفر یا دختران رقاص زیر 10 سال بوده اند یا زیر 15 سال یا سکه های طلا برای 10 نفر داده شده یا 300 نفر . لطفا برای جواب دادن به منتقدین با اعداد بازی نکنید و یک مسئله فرهنگی را به یک مسئله  ریاضی مدارس ابتدایی تبدیل نکنید و از این طریق مسئله را مقبول جلوه ندهید. اگر در جواب منتقدین خود سن دختران را 5 سال جوانتر اعلام و از 15 سال به 10 سال کم کنید افکار عمومی را قانع نمیکنید. پس منطقی فکر کنید و در پی اصلاح باشید. سعی کنیم از تاثیر سوء رفتار خویش تا میتوانیم بکاهیم تا از سنگینی گناهمان نیز کاسته شود. همگان اشتباه میکنند اما عاقل کسی است که بر اشتباه خود سرپوش نگذارد.)

و اما بعد :

 

اولا اگر قرار باشد که در کاخ سعدآباد مراسم جشن اشرافی و همراه با رقص برگزار شود خوب در اینصورت شاه ملعون و شهبانوی فاسد او که بهتر از شما بلد بودند این کارها را بکنند و میکردند. پس چه لزومی داشت که ما به خودمان زحمت بدهیم و اینها را از کشور بیرون کنیم؟ سوال این است که آیا اینها را بیرون کردیم که خودمان غلطهایشان را تکرار کنیم؟ یقینا اینطور نیست . پس این یک مورد است که باید ما را به هوش بکند که خود را از تکرار غلط های طاغوتیان جدا بدور بداریم

علاوه بر آن ، مناسبت مقدس و باارزشی مثل "تولد حضرت فاطمه" چه ربطی به کاخ شاهانه و رقص و اسراف دارد؟ آیا شما میتوانید توضیح دهید که مرام حضرت ایشان با کدامیک از این موارد میتواند رابطه داشته باشد؟ بدیهی است که شما عناصری را در ضیافت خود داخل کرده اید که بدون شک در تضاد آشکار با سیره آنحضرت هستند. این چه نوع تکریمی است که مثلا شما یک میهمانی را دعوت کنید و هر چه را که دوست ندارد و از آنها بدش می آید بر سر سفره او بگذارید و تعارفش کنید؟ این چه معنی دارد؟ این بزرگداشت مهمان است یا تخفیف مهمان ؟ کاری را که میکنید آیا نباید با عقل بسنجید؟ همه ی ما میدانیم که شما عمدا قصد جسارت نداشته اید و بصورت سهوی این اتفاق افتاده است و به همین خاطر هم این هشدار ها را میدهیم که تکرار نشود ومایه آبرو ریزی بیشتر نشود.

خواهر گرامی! اگر کسی چند سطر زندگی نامه ی حضرت فاطمه را مطالعه بکند و مقدار کمی قدرت فهم و درک مسائل را داشته باشد فقط چند لحظه تفکر میتواند او را راهنمایی کند که برای بزرگداشت چنین بانویی چه مراسمی و در کجا و با حضور چه کسانی  و با چه نوع پذیرایی و چه لباسی باید برگزار شود. چرا شما دقت نکردید؟

به هوش باشید و برای بزرگداشت بزرگان خودمان از الگوهای غربی نسخه برداری نکنید. اگر بخواهید راه رفتن غربیها را بیاموزید راه رفتن خودتان را هم از یاد خواهید برد و به یک مضحکه ی مهلک تبدیل میشوید. مراقب باشید و این قدر تحت تاثیر زرق و برقی که موقتا در اختیار تان قرار گرفته است قرار نگیرید. این اختیارات زود گذر و وسوسه کننده برای شیفته گان و بهره مندان آن جز حسرت و پشیمانی چیزی باقی نخواهد گذاشت. 

اگر اشتباهی کرده اید که با این تفاسیر یقینا کرده اید بهتر است با شنیدن این اعتراضات عکس العملی نشان دهید و اشتباهات را بپذیرید و  آن رویه را اصلاح نموده و از محضر مقدس معصومین طلب استغفار و از ملت خودتان عذر خواهی نمایید. علاقه ی به کاخ نشینی را در خود سرکوب نمایید و به خوی اسلامی و انقلابی خود باز گردید. مردم ایران از کاخ نشینان متکبر و گردنفراز نفرت بی حدی دارند . پس خودتان را در معرض نفرت مردم قرار ندهید و کاخهای این ملعونین را فقط برای موزه عبرت باقی بگذارید و آنها را  برای خود محل لذت جویی و فخر فروشی قرار ندهید.این کاخها از شما گردن کلفت ترها را به زیر زده و استخوانهایشان را خرد کرده است. خوب است در حال حاضر با چشمان خود می بینید که بانیان این کاخهای ظلم  هنوز هم در آوارگی و خاک مذلت هستند ولی در شگفتم که چرا عبرت نمیگیرید. کاخ ظلمی که به بانیان آن وفا نکرد یقین بدانید که به شما نیز وفا نخواهد کرد. بنابراین از لذت جویی و فخر فروشی در آن به شدت بپرهیزید.

خواهر محترم ، شما با یک کار دو اشتباه بزرگ مرتکب شده اید و با یک تیر به دو نشان شوم زده اید.  بر فرض از این گناه بزرگ بگذریم که شما مراسم بانوی دوعالم را بابرگزار کردن در این محل نامناسب و با آن شرایط زننده چنین خوار و خفیف کرده اید. اما این فقط یک نیمه ی کار اشتباه شماست و نیمه ی دیگر آن اگر بدتر از این نباشد به زشتی اشتباه اول شماست. 

 

 

(خطاب این بخش به همه انقلابیون سابقی است که در کاخها مینشینند یا مهمانی میدهند.)

فرض میکنیم که شما یک مهمانی عمومی یا خصوصی دیگری را در این محل برگزار کرده اید که هیچ ربطی به مقدسات ندارد.  از شما میپرسیم  در کاخ سعد آباد چه حسی به شما دست میدهد؟ آیا شیفته ی زیبایی های آن میشوید ؟ آیا دکوراسیون مبلمانش برای تزئین خانه خودتان به شما الهام می بخشد؟ آیا فضای دلبازش روحیه شما را صفا میدهد ؟ آیا سالنهای مجللش حس اشرافیگری شما را قلقلک میدهد؟ آیا در خیالی سحر انگیز فرو میروید و در سالن های مجلل آن خود را در یک میهمانی شاهانه و درجایگاه میزبان والامقام آن مهمانی می بینید؟  چه حسی دارید ؟ 

بگذار بگویم که که چه حسی باید داشته باشید. وقتی در کاخ قدم برمیدارید بخاطر بیاورید که خشت خشت آن بنای زیبا از دسترنج میلیونها زن و مرد فقیر حاصل شده است. 

وقتی در کاخ سعدآباد قدم برمیدارید بدانید در جایی گام میزنید که آنجا محل خوشگذارنی قاتلین برادران شماست. سرتاسر این کاخها با خون برادرانتان رنگین است. صدای انعکاس میهمانی های بزرگی که از پیروزی های ناشی از سرکوب 15 خردادها و  17 شهریورها و 19 دی ها و 29 بهمن ها برگزار شده است هنوز هم از این سرسراهای وسیع بگوش میرسد. آیا فریاد نوشانوش آنها را نمیتوانید بشنوید؟ رقص و بدمستی آنها بر روی خون برادرانتان در همین کاخها بوده است. درست در همین جایی که شما ایستاده اید و از مهمانهای خود با روی گشاده پذیرایی میکنید. اکنون شما خاطره ی آن ضیافتها را زنده کردید. اکنون شما رقص را تکرار کردید تا کجا بدمستی ها بار دیگر توسط ناکسان باز تولید شوند. 

خواهر من ، برگزاری مهمانی در اینجا نشان میدهد که  شما از بودن دراین مکان لذت میبرید. باشد! لذت ببرید! . لذت ببرید! حال که لذت مبیرید خوب چشمهای خود را باز کنید و چیزی را از قلم نیاندازید. جای مبلها را بر روی خون برادرانتان خوب تنظیم کنید تا بهترین ترکیب بندی را بدست بیاورید. رنگها را باهم ست کنید. رنگهای سرخ و سفید را باهم هنرمندانه بیامیزید. بسیار دقت کنید چون هارمونی مجلس باید شاهانه و درخور تالار باشد. فضای مجلس را طوری بسازید که برای میهمانانتان راحت تر و لذت بخش تر باشد. چادر ها را در کمدبگذارید ، روسری ها را بردارید ، دستور دهید نوازندگان بنوازند و دخترکان رقص لزگی آغاز کنند. . .  علیاحضرت وارد میشوند.

اگر این برای شما لذت دارد خوب لذت ببرید. گذشته را به درگذشتگان بسپارید و اکنون که دنیا به شما روی کرده است یک دل سیر از دنیا کام بگیرید. شادباشید و  از میهمانهای خود خوب پذیرایی کنید کفشهای پاشنه بلند بپوشید تا خونهای مزاحم ، لباسهایتان را لکه دار نکند.  کاخ شاه را پر رونق نگه دارید. پر رونق تر از شب نشینی های دیکتاتور. سکه های طلا انعام دهید و غذا های فرنگی سرو کنید. خیالتان راحت باشد به مردم گفته ایم که از دریافت یارانه ها انصراف دهند تا مشکلی در تخصیص بودجه نداشته باشیم ، خوش باشید.  صندلی میهمانان را با شماره های کارت دعوتشان مرتب کنید. پیشخدمتان ، مدعوین را تا رختکن همراهی کنند . همه چیز باید اشرافی باشد. فقط این شراب لعنتی بین تاریخ فاصله انداخته است کاش میتوانستیم نخورده مست شویم. 

فراموش کنید ، لذت ببرید ، کیف کنید ، اما بدانید زندگی در این کاخهای "خون ملات" همانگونه که برای بانیان آن موجب لعنت و نفرت بود برای اجاره نشینانی که از میراث آنها لذت عاجل چند روزه میبرند و فخر بیهوده میفروشند ، موجب فرومایگی و مایه تمسخر خواهد بود. اگر میخواهید خود را مورد تمسخر مردم قرار دهید در اینصورت هیچ  اعتراضی بر شما وارد نیست.

پی نوشت : ما این انتقادهارا نمیگوییم که دولت آقای روحانی را تضعیف کنیم بلکه برعکس ، میگوییم که اشتباهات دولت به حداقل برسد و بدین طریق تقویت شود . ممکن است کسانی بگویند که بدخواهان سوء استفاده میکنند ولی ما دیده ایم که عدم انتقاد از کارهای غلط دوستان باعث تخریب راه میشود و این خطری است که سالهاست انقلاب را دچار تزلزل مقطعی ساخته است و مشکلات شبه دیکتاتوری دوران سازندگی و اصلاحات را بوجود آورده است. ولی به یمن رهبری انقلاب و رشادتهای مردم از راه اصلی باز نمانده است. پس باید عیبها را گفت اگرچه تلخ باشد.

 

 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/۱/۱۸

در خبرها آمده بود که وزیر ارشاد و چند تن از مسئولین دیگر به مناسبت سال نو به دیدار خاتمی رفته اند. به راستی این رفتار وزیر ارشاد چه مفهومی دارد؟ اینها از این کار چه هدفی دارند؟  چه کسی در پشت پرده ی این دیدار قرار دارد؟ آیا دولت میخواهد درخواستهای دستور گونه ی اتحادیه اروپا از جمله تلاش برای رفع حصر فتنه گران را موبمو اجرا کند ؟ آیا این دیدارها مقدمه ای برای بازگشت فتنه گران به عرصه فعالیتهای فتنه ساز است ؟

با در نظر گرفتن اینکه دولت  خاتمی  بحران سازترین دولت بود اینک از کوله بار تجربیات ریاست جمهوری خود چه تحفه ای دارد که میتواند به دولتمردان دولت تدبیر و امید بدهد؟ آیا دیدار با خاتمی میتواند مقدمه ای برای  دست دادن دولت تدبیر  با فتنه و در نتیجه تسلیم شدن محض در برابر قطعنامه اتحادیه اروپا باشد؟

از نگاه دیگر ، وزیر ارشاد خاتمی مهاجرانی بود که بدنبال ماجرای فساد اخلاقی از کشور گریخت و الان در لندن درآغوش کثیف ترین دشمن ملت ایران توهین به اسلام و انقلاب را از حد گذرانده وآبرویی برای خود و دولت خاتمی باقی نگذاشته است. آیا وزیر ارشاد با این دیدار میخواهد جای وزیر ارشاد خاتمی را پرکند؟ راستش وقتی کلمه ی وزیر ارشاد را با خاتمی در کنار هم میشنویم چیزی جز عطاءالله مهاجرانی به ذهن خطور نمیکند. آیا تحت تعلیمات خاتمی مهاجرانی دیگری متولد میشود؟ آیا جنتی میخواهد همچون مهاجرانی شگردهای وزیر فرهنگ شدن برای تخریب فرهنگ را از خاتمی کسب کند؟ خدا میداند.

 

 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/۱/۱٦

 رویترز منتشر کرد :  "افزایش اعدامهای سیاسی در ایران" !  این عنوان خبری است که به همراه عکس آقای روحانی در سایتهای خبری منتشر شده است. این یک پیام عبرت آموز برای دولت ایران است که غربی ها را بشناسند و نتیجه ی خوشرویی با آنها را دریابند.

 بار دیگر غربیها به بهانه ی اعدام عاملین بمب گذاری ها تبلیغات جهت دار خود را علیه ایران تشدید کرده اند. به دنبال قطعنامه ی مداخله جویانه ی چند روز پیش اتحادیه اروپا ، اینک دستاویز دیگری برای دخالت در امور داخلی ایران درست کرده اند. 


به نظر میرسد اتهام سازی های غربی ها بر اساس یک پروژه نظام مند در حال شکل گیری است و در این برهه حساسی که مذاکرات ایران و غربی ها در جریان است و دولت ایران نرمش هایی را از خود نشان داده است مقابله ی نظام مند با این جوسازی ها بسیار مهم است و تنها تکذیب کارساز نیست بلکه باید دولت ایران اقدامات عملی هشدار دهنده را در دستور خود قرار دهد. غربی ها در حال محک زدن آستانه تحمل دولت ایران هستند. هرچه تحمل دولت ایران بیشتر شود آنها فشار را بیشتر خواهند کرد. پس باید عکس العمل مناسب توسط دولت داده شود. نرمش بیش از این به مصلحت کشور نیست. 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/۱/٦

ما از این جور آدمها نیستیم که به همه چیز ایراد بگیریم . اما هنوز نفهمیدیم که وقتی رئیس جمهور از طریق برنامه تلویزیونی و رادیویی با مردم صحبت میکند و علاوه بر تبریک عید ، میتواند بطور مفصل با مردم درد دل کند و حرفهایش را بزند چه نیازی به این هست که سعی کند توسط پیامکی که تنها چند حرف محدود ظرفیت دارد دوباره با مردم ارتباط برقرار کند. اینکار مثل این است که برای عید دیدنی به خانه فامیل بروی و بعد از کلی احوال پرسی و درد دل و تبریک گفتن و تبریک شنیدن به محض اینکه از خانه شان خارج شدی برایش پیامک بزنی که : عید شما مبارک ! . . . و البته برای اینکار بیش از نیم میلیارد تومن هزینه بدهی !؟؟

 

تصویر نمایش داده نمی‌شود

 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱٢/٢۱

 

در این پست قصد داریم تانقاط منفی عملکرد دولت آقای روحانی را در سال 92 درج کنیم . (نکات مثبت را خود دولت با تبلیغات کافی خواهد گفت ) این نقاط منفی بر اساس دو معیار ارزش گذاری میشوند : یکی داشتن تناقض با آرمانهای انقلاب و سیاستهای کلی نظام و قانون اساسی و دیگری متناقض بودن با شعار انتخاباتی خود دولت که دولت را بنام  "دولت تدبیر و امید" نام گذاری کرده اند و همچنین منش دولت را اعتدال و پیشرفت نامیده اند ودولت را دولت راستگویان لقب داده اند. که البته ما اعتدال را به معنی مثبت آن تلقی میکنیم یعنی حرکت خردمندانه و معتدل در جهت نیل به عدالت اجتماعی و اقتصادی در مسیر آرمانهای والای انقلاب اسلامی .

در تاریخ ایجاد این پست ( چهارشنبه 92/12/21) در حدود 6 ماه از عمر دولت گذشته است و اتفاقات 6 ماه قبل بصورت مرور خاطرات ثبت میشود و ممکن است امکان ثبت تاریخ دقیق یا لینک مناسب وجود نداشته باشد ولی از این به بعد سعی میشود موارد مذکور با استناد به تاریخ و لینک مدارک مربوط باشد. این ارزش گذاریها جنبه شخصی دارد ولی شاید هم بتوان لیست این نکات منفی را بعنوان هدیه ی مشفقانه ای  به دولت و رئیس جمهور محترم تعبیر کرد. بگذار تلخ باشیم اما تلخی کشور را نبینیم. کاش همیشه کسی باشد که بدون طمع ، نکات مثبت مان را  و بدون ترس ، نکات منفی مان را بی ملاحظه برایمان بازگو کند. این تلخی ها را میگوییم تا شاهد موفقیت دولت محترم باشیم.

=======================

1- اولین نقطه منفی بارز در دولت در گزارش 100 روزه رئیس جمهور خود را نشان داد. وقتی که رئیس جمهور جلسه گزارش عملکرد خود را به جلسه محاکمه دولت قبل از خود تبدیل کرده و با تندروی ، هیج خدمتی از دولت قبل را عنوان نکرده و تمام عملکرد دولت قبل را مقارن با بدبختی و حتی در حد خیانت جلوه دادو البته در جایی این ادعا را مطرح کرد که کسی از دولت قبل برای پاسخ گویی به اتهامات حاضر نبود.   این روش با شعار تدبیر و اعتدال مغایر است.

2- آقای روحانی درهمان جلسه گفت : خزانه دولت خالی است.  این اقدام با تدبیر و امید متناقض است. زیرا اطلاع رسانی به دشمنان از فقر مفرط دولت مخالف تدبیر است و در عین حال  ترساندن مردم از خالی بودن خزانه تضعیف امید مردم به اداره ی کشور است نه امید بخشی به مردم.

3- خالی بودن خزانه دولت بیش از آنکه حرف دقیقی باشد سخنی تبلیغاتی بود که به هیچ عنوان نمیتوانست حرف راست باشد زیرا دولت ، حقوق کارکنان را بصورت عادی میپرداخت و امورات کشور را بخوبی داشت پیش میبرد و هیچ بحرانی در کشور ایجاد نشده بود و این ممکن نیست که کسی با خزانه کاملا خالی بتواند هزاران میلیارد هزینه های جاری و سرمایه ای دولت را بپردازد.  این با شعار دولت راستگویان در تضاد است.

4- بعداز همان گزارش 100 روزه و تخریب افراطی و همه جانبه ی دولت قبل ، آقای احمدی نژاد در خواست کرد تا در رسانه ملی به ادعاهای رئیس جمهور پاسخ دهد . اما رئیس جمهور محترم راضی به این کار نشد و چنین فرصتی را به ایشان نداد و  مشاوران او در یک سری اظهارات تحقیر آمیز فضای کشور را ملتهب کردند. از جمله آقای ترکان گفته بود : احمدی نژاد در حد روحانی نیست و او بیاید با من مباحثه کند.  این نوع برخورد متکبرانه از تدبیر بدور است.

5- آقای طریف وزیر امور خارجه در یک برخورد منفعلانه و خطرناک قدرت دفاعی کشور را در مقابل با آمریکا ناچیز عنوان کرده بود و قدرت بازدارندگی قدرت دفاعی کشور را به مسخره گرفته بود. که  باعث شد که حتی خود آقای روحانی هم به او تذکر بدهد. این نه تدبیر بود نه امید.

6- آقای روحانی در یک اقدامی که مجلس را تحقیر میکرد چنین گفت : دولت در حد توان و امکاناتش از هنر حمایت خواهد کرد. من از اینکه ارکستر سمفونی موسیقی ملی به تعطیلی کشیده شده است بسیار متأسفم و حتماً این دولت در همین ماه‌های آینده آن را احیاء خواهد کرد. اگرچه ممکن است وزیر باز هم کارت زرد بگیرد. این دولت به تمام تعهداتی که در دوران انتخابات داده است عمل خواهد کرد. کارت زرد برای این دولت نگرانی نیست. ما به امثال آقای جنتی‌ها بعنوان مدافع آزادی افتخار می‌کنیم. تحقیر مجلس نه تدبیر است نه امید و نه اعتدال.

7- طراحی و اجرای بسیار بد و زننده سبد کالا که موجب تشکیل صفهای طولانی و حتی باعث مرگ یک نفر در اثر ازدهام جمعیت شد و دستمایه ای برای فقیر جلوه دادن ملت ایران برای رسانه های دشمن گردید. و نارضایتی عمومی را به دنبال داشت. این با تدبیر منافات داشت.

8- کراوات زدن "محمود سریع‌القلم" مشاور امور بین‌الملل رئیس جمهور در یک کنفرانس برون مرزی  که دور از شان دولت مردان است.  که اقدام این با تدبیر منافات داشت. و نشان از یکدست نبودن تیم مشاوران رئیس جمهور با آرمانهای انقلاب اسلامی است.

9- حمایت آقای روحانی از روزنامه هایی که احکام اسلام و امامت امام علی را مورد اهانت قرار دادند و حکم قصاص را غیر انسانی خواندند درحالی که این حکم از سوی خداوند صادر شده و جزو آیه های محکم قرآن است . این با شعار تدبیر و آرمانهای انقلاب اسلامی منافات دارد.

10- دعوت از شاعر ضدانقلاب و مشاور دفتر فرح پهلوی برای شرکت در جشنواره شعر فجر. کسی که گفته است :  «ما به دموکراسی احتیاج داریم و دموکراسی احتیاج به خدا ندارد. این ، تمسخر  آرمانهای انقلاب توسط دولت است

11- عدم اهمیت محرومیت مردم از نگاه دولت : وزیر راه دولت آقای روحانی در مواجهه با گرانی تعرفه آزاد راهها حرف عجیبی زده است . خبرنگار از وزیر راه علت را جویا می‌شود اما وزیر می‌گوید آنکه دارد از آزادراه تردد کند و آنکه ندارد، از جاده قدیم رفت‌‌و آمد کند.  این با هیچکدام از شعارهای دولت هماهنگ نیست و با آرمانهای انقلاب مبنی بر حمایت از قشر محروم منافات دارد.

12- دیدار غیر مسئولانه ی خانم اشتون با محکومان فتنه 88 و اظهار نظر غیر مسئولانه در باره حقوق زنان در ایران و عدم برخورد مناسب دولت با این اهانت به ملت. این اقدام با شعار تدبیر همخوانی ندارد.

... ادامه دارد




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱٢/٢٠

آقای روحانی شما رئیس جمهور همه ملت ایران هستید اما وظیفه ندارید که سلیقه های سیاسی همه مردم را در اداره کشور دخیل کنید و رضایت همه افراد را بدست بیاورید بلکه شما وظیفه دارید تا فقط و فقط مفاد قانون اساسی را در اداره کشوردخالت داده  و رضایت قانون اساسی کشور را جلب نمایید. 


این را به این خاطر عرض کردیم که تذکری باشد برای عدم تکرار اشتباهات نابخشودنی دولت اصلاحات توسط دولت تدبیر و امید. زیرا که آقای خاتمی عبارت "من رئیس جمهور همه ملت ایران هستم" را دستاویزی برای تقویت دشمنان نظام و  تضعیف دوستداران اسلام و انقلاب قرار داد. او با این شعار عملا خود را وامدار معاندان انقلاب ساخت و بدینوسیله مسیر تاخت وتاز به اسلام و انقلاب را هموار کرد. به نظر میرسد که برخی عملکردهای دولت در مسیری مشابه قرار گرفته است و عده ای میخواهند کشور را دو باره عرصه تاخت و تاز اراده های تفرقه افکنانه قرار دهند. از رئیس جمهور محترم میخواهیم تا بطور جد به خطرات صادره از جانب این افراد توجه نماید و علاج واقعه را قبل از وقوع بنماید.

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در فصل نهم به قوه مجریه در اصل 113 الی 151پرداخته است.که وظایف و اختیارات رییس جمهور به شرح ذیل است:

1) مسئولیت اجرای قانون اساسی: یکی از مهم‌ترین وظایف رئیس‌جمهور اجرای قانون اساسی می‌باشد و می‌تواند از طریق نظارت، کسب اطلاع، بازرسی و پیگیری اقدامات لازم را به‌عمل آورد و در صورت توقف یا عدم اجرای اصلی از اصول قانون اساسی به نحو مقتضی اقدام نماید؛

2) انتخاب و عزل وزیران: به‌موجب اصل 133 قانون اساسی، وزیران توسط رئیس‌جمهور تعیین و برای گرفتن رأی اعتماد به مجلس معرفی می‌شوند؛

3)ریاست هیأت وزیران: رئیس‌جمهور بر کار وزیران نظارت کرده و با اتخاذ تدابیر لازم به هماهنگ ساختن تصمیمات وزیران اقدام می‌کند؛

 4) مسئولیت اقدامات وزیران: هر یک از وزیران مسئول اقدامات و وظائف خویش است و رئیس‌جمهور مسئول اقدامات وزراء در مقابل مجلس می‌باشد؛

5)توشیح قوانین و عهدنامه‌ها: مصوبات قانونی و عهدنامه‌ها و مقاوله‌ نامه‌ها وقتی لازم‌ الأجرا می‌شوند که از طرف رئیس‌جمهور رسماً امضاء و به مأموران اجرایی کشور ابلاغ شود؛

 6)اختیار وضع آئین‌ نامه‌ های اداری: طبق اصل 138 قانون اساسی هیأت وزیران می‌توانند برای انجام وظایف قانونی خود به وضع نظامات و آئین‌نامه‌های عمومی مبادرت کنند؛ و ریاست جمهوری به‌عنوان رئیس هیأت وزیران می‌باشد؛

 7) اعزام سفیران به خارج و پذیرش سفرای خارجی: سفیران به پیشنهاد وزیر امور خارجه و تصویب رئیس‌جمهور تعیین می‌شوند.

 8)اعطای نشان‌های دولتی: طبق اصل 129 قانون اساسی اعطای نشان‌های دولتی با رئیس‌جمهور است.

 9) ریاست شورای عالی امنیت ملی: طبق اصل 176 قانون اساسی  به ‌منظور تأمین منافع ملی و پاسداری از انقلاب اسلامی و تمامیت ارضی و حاکمیت ملّی، شورای عالی امنیت ملی به ریاست رئیس‌جمهور تشکیل می‌شود. 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱٢/۱٩

دولت آقای روحانی که بنام دولت تدبیر و امید خوانده شده است یکی از ثمرات مذاکرات و توافقنامه  هسته ای را ترک خوردن دیوار و فروپاشی نظام تحریمها میداند و رئیس جمهور محترم بارها در سخنرانیهای خود عنوان کرده است که : دیوار تحریم ها ترک خورده و نظام تحریم ها فروپاشیده است . البته امیدواریم اینگونه باشد ولی موضوع سخن ما این نیست و در اینجا بدون اینکه در مقام تایید یا رد این ادعا باشم توجه آقای روحانی را به یک نکته ی دیگر جلب میکنم.

72393604777213694421 حسن روحانی رئیس جمهور شد

به گفته ی دولت مردان ، دولت با این ابتکار که در مذاکرات بخرج داده ، توانسته است ، بدون اینکه ذره ای از اصول انقلاب کوتاه بیاید موفق شود شکافی را در نظام تحریمها بوجود آورده و از این مجرا بعنوان نقطه ی فروپاشی تحریمهای ظالمانه استفاده نماید. در حقیقت دولت برای رسیدن به مقاصد خود ترفندی بکار برده است . البته ما به ادعای دولتمردان خود اعتماد داریم .

اما به دولتمردان خودمان یک هشدار میدهیم که بیدار باشید که برخی در صدد هستند که همین ترفند را بخود شما بزنند. یعنی برخی برای پیشبرد مقاصد ضد اسلامی و ضد ایرانی خود نقشه میچینند که بلکه بتوانند دیوار مستحکم فرهنگی ملت ما را فقط یک ترک بیاندازند و به زعم خود از این دستاویز برای فروپاشی فرهنگ ملت استفاده کنند. 

اگر شما توانستید بایک ترک انداختن در دیوار تحریمها ، باعث تخریب دیوار دشمن شوید. دشمنان ما هم میتوانند با همین کار ، ضربات سنگینی به ما بزنند.

مراقب فعالیت های بدخواهان در عرصه فرهنگی باشید. اگر فکر میکنید که حرمت شکنی روزنامه ها چیز مهمی نیست بدانید که این اگر برای شما مهم نیست ولی برای آنها خیلی مهم است و آنها به این وسیله قصد کرده اند تا در دیوار فرهنگی ما ترک بیاندازند. آنها از تسامح شما شاد میشوند و از همین بی توجهی و سهل انگاری شما سوء استفاده کرده و ضربات پی در پی را وارد خواهند کرد. 

مراقب باشید که با همان ترفند خودتان ، ضربه نخورید. اگر روزنامه ای احکام اسلام را تحقیر کند و دیگری اساس شیعه را زیر سوال ببرد و وزیر شما به نفع دشمن از رفع فیلتر شبکه های خطرناک و  اعتیاد آور اجتماعی سخن براند و مشاور شما با کراوات زدن به هنجارهای فرهنگی ما دهن کجی کند، آیا این نباید زنگ خطری برای شما باشد؟ 

این چندمین باری است که به انحرافات مهم دولتتان عکس العمل شایسته نشان نمیدهید و این زنگ خطری برای دولت شماست. هنوز فرصت باقیست زیرا دولت شما هنوزاز چشم ملت نیافتاده است و هنوز ملت به عدم وفای به عهد دولت شما ایمان نیاورده است. پس تا دیر نشده ، بفکر چاره باشید. شما که به تنهایی نمیتوانید این همه مسائل اجتماعی را یک تنه رصد کرده و برایش برنامه بریزید. بنابراین باید در کابینه خود افرادی را داشته باشید که در راستای آرامش جامعه گام بردارند. این اتفاقات نشان میدهد که کابینه شما ضعیف است و بجای سد کردن تشنجات اجتماعی ، خود به تشنجات دامن میزند و نیروی دولت را به تحلیل میبرد. همین امروز باید به فکر ترمیم کابینه ی خود باشید، کابینه ای که بتواند ساحل مطمئنی برای امواج خروشان اجتماعی باشد. کابینه شما نباید کارخانه تولید موج باشد بلکه باید از کابینه شما به جامعه  آرامش تزریق شود تا شما بتوانید با خیال راحت به حل و فصل مشکلات مردم و کشور بپردازید.

 آیا میخواهید مثل آقای خاتمی خود را در آغوش امواج متلاطم ناشی از تحریکات افراد سست عنصر رها سازید و فرصت طلایی بدست آمده جهت خدمت به اسلام و مردم را با برجسته ساختن مطالبات کم مایگان بسوزانید؟ آیا این شایسته است که افرادی را که نتوانسته اند به مشکلات فکری خود غالب شوند و غلبه هوای نفس یا عدم توانایی ذهن محدودشان آنها را از درک مفاهیم اسلام عاجز ساخته است بعنوان اصحاب رسانه و فرهنگ به جان جامعه بیاندازیم و به نشر اندیشه های موهوم و مسموم دامن بزنیم؟ 

نگذارید تجربه تلخ دولت خاتمی بار دیگر تکرار شود و به بهانه ی رعایت حق مخالفان ، جلوی راه حقیقت را سد کنیم. 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱۱/٢۱

آنهایی که اخبار فن آوری های نوین را دنبال میکنند  و از تکنولوژی های روز دنیا خبر دارند شاید چیزی در مورد تکنولوژی ساخت تصاویر بودار شنیده باشند. در سال 1392 شمسی ،  محققان ژاپنی یک نمایشگر قابل بوییدن ابداع کرده اند که کاربر نه تنها امکان تماشای آن را دارد بلکه می تواند قهوه یا غذای نمایش داده شده بر روی آن را ببوید.

با این وجود هنوز از ابداع تکنولوژی عکس بودار خبری منتشر نشده است. شاید عکس زیر اولین عکسی باشد که بو میدهد. 

 

چرا مشاور رئیس جمهور جمهور اسلامی ایران، ذوب در غرب است؟ + عکس

"محمود سریع‌القلم" مشاور امور بین‌الملل رئیس جمهور روحانی.

(به نقل از مشرق : "محمود سریع‌القلم" که بر اساس شنیده‌ها سه روز پیش از شروع اجلاس داووس، به سوییس سفر کرده بود، با پوششی غربی در این اجلاس شرکت کرده است که تأمل برانگیز است.)

بوی تعفن غرب زدگی که از این عکس منتشر میشود مشام هر ایرانی آزاده ای را آزار میدهد. با عرض پوزش ، بوی تعفن ! تنها بویی است که میتوان از غرب زدگی استشمام کرد. 

میدانم که همه یا لااقل بالای 90% از خوانندگان محترم ، تایید کنند که از "غرب زدگی" بوی تعفن آزاردهنده ای ساتع میشود. اما ممکن است برخی به مصداق غرب زده بودن موضوع این عکس شک کنند. ممکن است کسانی بگویند که چرا کراوات باید نشانه غرب زدگی باشد؟

شاید برخی بگویند با اینکه مثلا دکتر شریعتی غرب زده نبود اما کراوات میزد. یا ممکن است گفته شود که آیا دکتر حسابی هم غرب زده بود؟  آیا دکتر سمیعی که بعنوان یکی از چهره های ماندگار کشور در سال 1385 انتخاب شده اند نیز غرب زده هستند که کراوات میزنند؟ 

 

در این خصوص چهار نکته قابل ذکر است و از چهار جنبه باید به این مطلب نگاه کرد:

نکته اول - کراوات با کت شلوار فرق میکند. برخی ممکن است کت و شلوار را هم به غلط لباس غربی بدانند و عنوان کنند که چون کت شلوار نشانه غرب زدگی نیست پس کراوات هم نباید چنین باشد. اما حقیقت این است که این برداشت در جامعه ما  وجود دارد و درست یا غلط ، این نوار رنگی عمودی که از گردن آویزان میشود و بر جلوی سینه و شکم خودنمایی میکند بعنوان نشانه ای از فرهنگ غربی پذیرفته شده است و دیدن یک فرد کراواتی به ما القا میکند که این فرد خواسته است که خود را شبیه به غربی ها بکند. در حالیکه دیدن یک فرد کت شلوار پوش چنین حسی را القا نمیکند. این را هیچ کس نمیتواند انکار کند. حال علت این برداشت عمومی آیا از اجبار رضاخانی سرچشمه گرفته و یا ریشه ی دیگری دارد بحث جداگانه ای است. اما در حال حاضر عموم مردم این حس و این فهم را پیدا کرده اند و این ، جزوی از باور مردم شده است و هیچ تردیدی در این نیست.

 

نکته دوم - انگیزه و شخصیت : در مورد دکتر شریعتی شاید بتوان گفت که انگیزه ی ایشان در انتخاب نوع لباس با  پدر بزرگوارشان یکی باشد. وقتی از مرحوم محمدتقی شریعتی سوال میشود که چرا با اینکه تحصیلات حوزوی دارد و در اصل روحانی است ولی لباس روحانیون را نمی پوشد جواب میدهد : " با این لباس راحت ترم و جوانان حرف ما را در لباس معمول بیش تر می پذیرند تا در لباس مخصوص . . . " و هر کسی که محیط پیرامون دکتر شریعتی و فضای ذهنی آن زمان را بداند یقینا احتمال شباهت انگیزشی ایشان با پدرش را مردود نخواهد دانست.

 

در مورد سایر اساتید نیز منطق مجزا و البته موجهی موجود است. مثلا دکتر سمیعی از 19 سالگی برای تحصیل به اروپا مهاجرت کرده و همانجا زندگی کرده و مشغول بکار شده و در عین شگفتی توانسته است یک بیمارستان تخصصی عظیم و  درجه یک و معتبر از لحاظ علمی را در قلب اروپا تاسیس کرده و بیش از 13 کتاب علمی و 200 مقاله تخصصی در باره مغز منتشر کند که مرجع دانشمندان است. او بدین طریق توانشته است اعتبار خاصی به کشورش بدهد. چنین شخصی اگر لباس خاصی بپوشد هیچ کس به او به صرف کراوات زدن ، نسبت ظاهر بینی و سطحی نگری و عوام زدگی غربی و غرب زدگی نمیدهد. اگر چه ممکن است در برخی نگرشهای شخصی چنین افرادی نشانه هایی از تایید ظواهر غربی هم باشد این مربوط به تفکر خودشان است. اما هیچ کس هرگز از ظاهر چنین شخصیتی به غرب زده بودنش حکم نمیکند.  حال در نقطه ی مقابل این شخصیتهای محترم افراد بی مایه ای را هم در نظر بگیرید که فقط با پوشیدن تقلیدی لباس غربیها و زدن کراوات و کج نهادن کلاه لبه دار احساس مدنیت کنند و  ادعای برتری نمایند و به هموطنانشان با دیده تحقیر بنگرند.  این روحیه مذموم است . کراواتی که از این روحیه نشات گرفته باشد بوی تعفن میدهد. این آفت است و باید آفت زدایی شود.

نکته سوم - جایگاه سیاسی : مقامات دولتی ، نماینده ی یک ملت هستند و مجاز نیستند که در مکانهای عمومی به رفتار و کردار سلیقه ای خود عمل نمایند. بلکه باید جایگاه فرهنگ و ملت خود را حفظ نمایند. آنها باید از تشبیه تحقیر آمیزخود به سایر ملتها خود داری نمایند. وقتی کراوات بعنوان نماد پذیرش تسلط فرهنگ غربی در کشور ما مطرح است بنابر این دیپلماتهای ما باید آنقدر فهم داشته باشند که در همه محافل و حتی در محافل غیر سیاسی نیز رعایت فرهنگ مردم خویش را مد نظر قرار دهند.

نکته چهارم - اشتباه رئیس جمهور : این نکته که افراد در گرایشات خود آزاد هستند امر مسلمی است اما قرار دادن افرادی که به اصول فرهنگ مردم خویش پایبند نیستند در پستهای دولتی حساس آنهم انتصابی که مستقیما از سوی رئیس جمهور صورت گرفته است چه مفهومی میتواند داشته باشد؟ کسی که حاضر است بصورت تحقیر آمیزی خلاف عرف دیپلماتیک کشور خود و موافق عرف دیپلماتیک کشورهای متخاصم لباس بپوشدو در مراسم آنها حاضر شود چرا باید توسط رئیس جمهور به یک مقام حساس منصوب شود؟ آنهم درست در زمانی که ملت ما با همین کشورهای متخاصم در یک چالش حیثیتی دست و پنجه نرم میکند.  این دهن کجی به آرمانهای مردم ایران  چگونه توسط رئیس جمهور پاسخ داده خواهد شد ؟ 

ما از رئیس جمهور انتظار بیشتری داریم. آیا رئیس جمهور محترم خواهد توانست با تدبیر لازم و به موقع ، تعفن ناشی از رفتار حقیرانه ی موضوع این عکس را برطرف نماید ؟ کسی که بسادگی فرهنگ خود را زیر پای فرهنگ دشمن قربانی میکند آیا خواهد توانست در پست حساس مشاور بین الملل رئیس جمهور از عظمت ملت ایران حراست نماید؟  آیا میتوان به او اعتماد کرد؟ 



نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱۱/۱٥

ما که خبرنگار نیستیم که دوربین به دست به جان شهر بیافتیم و گزارش تهیه کنیم اما دیروز یکی از همشهریان که برای کاری به دفتر ما آمده بود ، هنوز ننشسته ، خبر داد که در جلوی فروشگاههای بزرگ انبوه جمعیت در هوای سرد زمستانی صف کشیده بودند و منتظر دریافت سبد کالا بودند. 


این همان چیزی بود ما از آن میترسیدیم و البته انتظارش را هم داشتیم. سبد کالا طرحی غیر ضروری بود که هیچ کس توقعی از دولت محترم  برای اجرای آن نداشت و هنوز هم دلیل اجرای آن برای مردم مشخص نیست و البته اجرای بد این طرح نیز عامل دیگری است که به تشدید تاثیرات منفی آن کمک میکند.

دولت باید برای طراح و مجری این طرح سرتاسر غلط ، 4 سال مرخصی بدون حقوق بدهد تا دولت از تشعشعات زیانبار مغز این نابغه ی منحصر بفرد در امان بماند. 

ما هرچه فکر میکنیم نمیتوانیم مزیتی برای این طرح بیان کنیم. جامعه هدف نامشخص ، تشخیص ناقص اقشار نیازمند دریافت سبد کالا ، عدم پیش بینی صحیح عوامل توزیع ، عدم برآورد میزان اثر بخشی کالاهای داخل سبد در تامین نیازهای مردم و . . .   اینها همه عواملی هستند که طرح مورد نظر را به یک طرح شکست خورده تبدیل میکنند.





نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱٠/۳٠
اولین سفر استانی آقای رئیس جمهور به استان خوزستان بود. نکته ای که در سخنرانی ایشان در جمع نخبگان خوزستان برجسته بود. این بود که آقای روحانی به شدت به دنبال گرفتن کف از حضار بود و طوری شعار گونه سخنرانی میکرد و توقع تشویق و کف داشت که تابلو بود. این واقعیت از صحبتهای مقطع و پراکنده ی ایشان کاملا روشن بود . این برای آقای رئیس جمهور یک نمره منفی دارد. زیرا این نوع برخورد ، او را از اهداف منطقی و مدبرانه و عالمانه دور میکند.


برخی از صحبتهای ایشان :

-اختصاص درصدی از درآمد نفت به استان خوزستان
-اراده دولت بریدن طناب تحریم ها است
-افتخار می کنم نقاط قوت و ضعف دولت به مردم گزارش شود/ قاضی، وجدان عمومی ملت است
-نخبگان باید منتقد دولت و جامعه باشند، از انتقاد نترسیم، هیچ کسی در این کشور و جامعه نمی تواند ادعا کند که نظرات، تصمیمات و برنامه هایش نقصی ندارد. نعوذبالله نه کلام ما کلام قرآن است و نه راه، روش و رفتار ما سیره پیامبر (ص) است. همه ما دچار اشتباه و نقایص فراوانی هستیم و این خرد جمعی است که می تواند ما را نجات دهد. 
-فرصت برابر برای زنان و مردان در مسایل اجتماعی وظیفه ملی و الهی ما است 
-همه باید کنار هم قرار بگیریم، من خط کشی های موجود سیاسی و قومی را قبول ندارم
-اگر کسی به اندازه یک هزارم میلیمتر بین عرب، لر، بختیاری و فارس به دلیل قومیت فاصله ای بگذارد، امتیاز و ترجیحی بدهد، بداند در پیشگاه خداوند و ملت مسوول خواهد بود
-بیکاری، فقر، توسعه نیافتگی دشمنان ما هستند که باید با آن مقابله کنیم
-دولت به همان نسبتی که مصمم است از مرزهای این سرزمین به کمک نیروهای جان بر کف نیروهای مسلح دفاع کند، باید از توسعه، پیشرفت و آبادانی این کشور نیز دفاع کند، در این راه دست نیاز به سمت نیروهای مسلح دراز می کند
-از حق قانونی خود در فناوری صلح آمیز هسته ای ذره ای کوتاه نخواهیم آمد، نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر
-به عنوان کشوری که در دفاع از حقوقمان به شدت اصرار داریم و همانطور که حاضر نیستیم یک میلیمتر از سرزمین ما مورد تجاوز قرار گیرد، حاضر نیستیم یک میلیمتر از حقوق ما نیز مورد تجاوز واقع شود.



نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱٠/۱٩

به گزارش سراج24، حسن روحانی رئیس‌جمهوری اسلامی ایران  شب گذشته در نشست مشترکی که با هنرمندان در تالار وحدت برگزار شد، حضور یافت و پس از استماع نظرات هنرمندان به سخنرانی پرداخت.

دفاع روحانی از وزیربه سبک احمدی‌نژاد+تصاویر

ایشان در بخشی از صحبتهای خود با اشاره ی غیر مستقیم به کارت زردی که مجلس شورای اسلامی چند روز قبل به وزیر ارشاد داده است طی سخنانی که مجلس را تحقیر میکند چنین گفته است : 

دولت وظایف خود را در چارچوب قانون اساسی انجام خواهد داد، دولت در حد توان و امکاناتش از هنر حمایت خواهد کرد. من از اینکه ارکستر سمفونی موسیقی ملی به تعطیلی کشیده شده است بسیار متأسفم و حتماً این دولت در همین ماه‌های آینده آن را احیاء خواهد کرد. اگرچه ممکن است وزیر باز هم کارت زرد بگیرد. این دولت به تمام تعهداتی که در دوران انتخابات داده است عمل خواهد کرد. کارت زرد برای این دولت نگرانی نیست. ما به امثال آقای جنتی‌ها بعنوان مدافع آزادی افتخار می‌کنیم.

اگر نخواهیم از آقای روحانی متعصبانه دفاع کنیم و اگر بخواهیم بی طرفانه نگاه کنیم معنی عبارات فوق چیزی جز این نیست که گوینده ی این سخن ، خود را فراتر از قانون و مجلس قانون گذاری می بیند. و این یک اخطار جدی به آقای رئیس جمهور است. زیرا معنی دقیق سخن رئیس جمهور  این است که کارت زرد دادن نمایندگان اصلا برای من مهم نیست و حتی من با اینکه میدانم در نتیجه ی اقدامات خاص وزیر ارشاد ، مجلس دوباره به وزیر کارت زرد خواهد داد اما به نظر نمایندگان اهمیت نمیدهم و به او میگویم که کار خود را انجام بده و به هیاهوی مجلس توجه نکن. بگذار آنقدر کارت زرد بدهند که کارت زردشان تمام شود. مثل این است که رئیس جمهور به مجلس قانون گذار بگوید : فکر میکنید که وزیر خطا کرده ؟ خوب نظر هرکس برای خودش مهمه! اصلا خوب کرده خطا کرده بازم میکنه ! خیالیه ؟ !

علاوه بر آن آقای رئیس جمهور فتیله ی تحقیر نمایندگان را آنقدر بالا میکشد که بوی تقابل و حمله به مشام میرسد آنجا که میگوید : ما به امثال آقای جنتی‌ها بعنوان مدافع آزادی افتخار می‌کنیم.

این نوع حمایت از وزیر در مقابل اعتراض نمایندگان مردم ، علاوه بر گستاخ شدن وزیر در برابر قانون ،  سلسله واکنشهای غیر دوستانه بین دولت و مجلس را کلید میزند.

به نظر من این نوع موضعگیری آقای روحانی تضعیف قانون و یک اشتباه فاحش سیاسی بود و آسیبهای این نوع اظهار نظر بزودی باید توسط شخص رئیس جمهور ترمیم گردد وگرنه دامنه ی تاثیرات این نوع برخورد با قانون درآینده گسترده تر خواهد شد.

بهتر بود ایشان چنین میگفتند که :

دولت وظایف خود را در چارچوب قانون اساسی انجام خواهد داد، دولت در حد توان و امکاناتش از هنر حمایت خواهد کرد. من از اینکه ارکستر سمفونی موسیقی ملی  (برخلاف قانون) به تعطیلی کشیده شده است بسیار متأسفم و حتماً این دولت در همین ماه‌های آینده آن را احیاء خواهد کرد. اگرچه ممکن است در جمع نمایندگان محترم مجلس مخالفانی با این اقدام باشد اما من از وزیر محترم میخواهم که بگونه ای عمل نماید که نگرانیهای قانونی مجلس مد نظر قرار گیرد تا بار دیگر شاهد نشان دادن کارت زرد به وزیر از سوی مجلس نباشیم .

 

این سخن به مخاطب و همچنین به وزیر میفهماند که نظر قانون برای رئیس جمهور مهم است (و مردم هم همین را انتظار دارند) و ایشان تحمل بی قانونی را ندارد و در نتیجه اعتماد مردم به رئیس جمهور بیشتر شده و وزیر نیز حساب کار خود را میکند که مرتکب اعمال غیر قانونی نشود.  یقینا این سخن نشان دهنده ی قانون مداری رئیس جمهور است درحالیکه سخن اول شائبه ی قانون گریزی رئیس جمهور را در اذهان زنده میکند و جرات وزیران و مدیران را در برابر قانون زیاد میکند . این سخن تخم تخلف از قانون را در دل وزیران و مدیران دولتی میکارد و آنان را در برابر قانون جسور و گستاخ میکند.ما از آقای روحانی انتظار بیشتری داریم : تدبیر امور مسلمین و امید به اجرای قانون.  والسلام

 

 

 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱٠/٧

شنیده شده است که آقای حسن روحانی رئیس جمهور محترم ، اخیرا برای دیدار شجریان  با همسرش به منزل شجریان رفته است. 

 

حسن روحانی با این کارش یک امتیاز منفی به خود اختصاص داده است زیرا شجریان با خواننده های فاسد رژیم خونخوار پهلوی همکاسه شده است و به همین خاطر دیدار روحانی با او مانند این است که روحانی با زنان هرزه ی آوازه خوان دیدار کرده است. زیرا دوست دوست تو ، دوست تو است . 

اگر خبر صحت داشته باشد ، این دیدار را میتوان پیوند روحانی با زنان روسپی خواننده تلقی کرد. 

علاوه برآن شجریان ، با حضور در تلویزیونهای ماهواره ای ضد دین سخنان تحقیر کننده ای را نسبت به مذهب و دین و انقلاب بر زبان جاری ساخته است . بنابراین ، این حرکت روحانی محبوبیت او را کاهش داده و شعار تدبیر او را  زیر سوال  میبرد. 

 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٩/٢٥
رئیس جمهور هایی دیده ایم که انتقاد از وزرایشان را برنمی تافتند. آنها در برابر نقد اقدامات اشتباه وزرایشان از آنها دفاع تمام عیار میکردند و هیچ وقت اشتباه وزیران را قبول نمیکردند و همیشه بدنبال توجیه میگشتند و خوشبختانه همیشه توجیهی برای آنها یافت میشد.  اگزچه ماهها بعد شنیده میشد که وزیری برکنار شده است اما تایک وزیری سرکار بود گویی انتقاد برآنها وارد نبود.
اما روحانی این اخلاق ناپسند را اصلاح کرد و خبر آن به این صورت به بیرون درز کرد که در خبرها آمده بود :
رئیس جمهور در حاشیه جلسه اخیر هیات دولت تذکر جدی به محمد جواد ظریف بابت اظهارنظر غیرتخصصی در زمینه توان دفاعی کشورمان داده است.

به گزارش دیساپ، ندای انقلاب افزود: ظریف در پاسخ گفته است که سخنانش به صورت ناقص از سوی رسانه پوشش داده شده است!

روحانی  تا اینجای کار یک امتیاز مثبت دیگر را بخود اختصاص داد. اما برعکس او آقای ظریف 2 امتیاز منفی گرفت. یکی بخاطر اظهار نظر غیر تخصصی در زمینه توان دفاعی کشور است و دومی هم که بدتر از اولی است بخاطر عدم قبول اشتباهش و انداختن توپ به زمین رسانه ها است. باید آقای ظریف کمی ظرافت بیشتری بخرج دهد. کسی مثبت نگاه میکند نباید به امتیازات منفی اجازه ورود بدهد. 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٩/٢٠

جناب آقای دکتر روحانی ! رئیس جمهور منتخب !  لطفا طوری آمار دهید که کسی نتواند با ارائه ی  سندی  معتبر ، دروغ بودن آن را اثبات کند. این برای ما خوشایند نیست که اعتماد شما در پیشگاه ملت خدشه دار شود. به نظر میرسد که خالی بودن خزانه اتهام بی پایه ای بود که به احمدی نژاد زده اید. البته شاید منظور شما این بوده است که عمق اشتباهات اقتصادی دولت قبل را به اطلاع مردم برسانید و شاید منظور شما این بوده است که موجودی خزانه از بدهیهای دولت کمتر است که در اینصورت بیان کردن آن با عبارت "خزانه دولت خالی است" به نظر جنبه ی تخریب دولت قبلی دارد تا انتقال گزارش واقعی به مردم. 

ما از شما انتظار نداریم که در اینگونه موارد احساسی حرف بزنید، بلکه بیان واقع بینانه و دقیق وضعیت از شما مورد انتظار است. غول بی شاخ و دمی که شما از دولت قبل ترسیم کردید ممکن است در مقطع فعلی حس انتقام جویی مخالفان دولت قبل و  نیازمندی های طبیعی روانشناختی برخی از هواداران را ارضا کند اما افکار عمومی بی طرف را نسبت به شما بی اعتماد کرده و  در دراز مدت با شفاف شدن فضای کشور حتی هواداران فعلی شما را نیز از شما دور خواهد کرد.

لطفا با تدبیر سخن بگویید و بجای نشان دادن آستر جیبهای واژگون تان ، به مردم امید بدهید و هر موقع که به اشتباه بودن یکی از مواضع خودواقف شدید خیلی زود از مردم عذر خواهی کنید. این برازنده ی شماست.

لینک سند منتشر شده در باره خزانه دولت 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٩/۱٤

مقدمه : رئیس جمهور دوران سازندگی به اندازه ای خود را مافوق مردم میدانست که در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال 84 آقای رفسنجانی حاضر نمیشد با رقبا به مناظره بنشیند و نمایندگان خود را برای مذاکره گسیل میداشت. در مناظره ای که با احمدی نژاد برگزار شد آقای نوبخت به نمایندگی رفسنجانی حاضر شد و ضمن حقیر شمردن احمدی نژاد در برابر رفسنجانی جملاتی به او گفت که مضمون آن این بود که : شما به چه حقی میخواهی با شخصیتی درمقام آیت الله هاشمی رفسنجانی رقابت کنی ؟ 

این روحیه خود برتر بینی و تفرعن و تحقیر کاندیدای مقابل به حدی تنفر مردم را برانگیخت که عاملی شد تا احمدی نژاد ناشناس را به کرسی ریاست جمهوری بنشاند. در صحبتهای بعدی رئیس دولت سازندگی در جریان رقابتها نیز مشخص گردید که ایشان مردم را به هیچ می انگارد و هیچ وزنی برای رای مردم قائل نیست و هیچ کس را درحد خود نمیداند.


اخیرا پس از اینکه آقای روحانی در گفتگوی تلویزیونی دولت قبل را در حد محاکمه به جرم خیانت به چالش کشید آقای احمدی نژاد نامه ای به آقای روحانی نوشت واز او برای مناظره در جهت نقد منصفانه ی عملکرد دولت قبل دعوت کرد. بعد از این نامه ، سیل تمسخر ها و تحقیرها از سوی برخی جریانات به راه افتاد. همچنین اظهار نظر های ناپسند و نگران کننده ای از سوی دولتمردان شنیده شد و شنیده میشود.  و این از دولت تدبیر و امید مورد انتظار نیست. از جمله اکبر ترکان مشاور عالی رئیس جمهور در اظهار نظر متکبرانه و تحقیرکننده و شرم آور و شرّآوری گفته است:

 حسن روحانی و محمود احمدی نژاد در یک سطح قرار ندارند.

واقعا در اینجا نیت ما این نیست که از احمدی نژاد حمایت کنیم یا برعلیه روحانی مطلب بنویسیم.  بلکه معتقدیم که دولت آقای روحانی باید در آرامش به وظایف خود عمل نماید و در همین راستا همه ی مردم باید از دولت حمایت نمایند. اما دولت هم نباید با دست خود آرامش جامعه را تضعیف نماید.

دیروز آقای نوبخت گفتند : ما مناظره را نمیخواهیم برگزار کنیم چون میخواهیم با آرامش کار کنیم.

اما نمیشود گفت که ما به شما هرچه دلمان خواست میگوییم ولی شما ساکت باشید تا آرامش جامعه حفظ شود. وبعد هم انتظار داشته باشیم که مردم ما را طرفدار آرامش بدانند. 

با یادآوری این نکته به رئیس جمهور محترم که 40% مردم به ایشان رای نداده اند و در عین حال او را رئیس جمهور خود میدانند، دومطلب مهم در اینجا قابل بیان است :

1- آیا اگر آقای روحانی از ضعفهای دولت قبل نمیگفت و آن دولت را حقیر نمیشمرد و حس مقابله و دفاع را در آنها زنده نمیکرد در کارآیی دولتش خلل ایجاد میشد ؟ و حال که این کار را کرده  است  آیا در رفع مشکلات مردم فرجی حاصل شده است و کارایی دولت بالا رفته است؟  اگر دولت قبل را بکوبد مشکلات مردم حل میشود؟  مگر مردم مشکلات را نمی دیده اند که ایشان خواسته است آنها را به مردم بنمایاند؟  مردم بهتر از آقای روحانی وضعیت جامعه را میدانستند و میدانند و به همین خاطر هم به طیف احمدی نژاد رای ندادند. پس چه دلیلی داشت که آقای روحانی دانسته های مردم را با لحن تحریک آمیز تکرار کند و کسانی را به مقابله و مناظره بر انگیزد؟   برداشت منصفانه ی ما این است که آقای روحانی چون خودش میدید که به وعده های 100 روزه اش نتوانسته است عمل کند بنابر این به دنبال توجیهی میگشت که عدم تحقق وعده هایش را بدلیل مشکلاتی که گفته است طبیعی نشان داده و همچنین کارهایی را که در این مدت انجام داده است  را با فاجعه بار نشان دادن وضع کشور بزرگ جلوه گر نماید.  درحالیکه هیچ نیازی به این کار نبود زیرا مردم خود میدانستند که آن وعده ها در 100 روز قابل تحقق نیست و در عین حال خرده ی زیادی هم به دولت نمیگرفتند . زیرا مردم میدانند که دادن وعده های تبلیغاتی ناسهل الوصول به یک امر عادی تبدیل شده است. ولی همین که مردم میدیدند آرامش نسبی به فضای کشور حاکم شده است به همین مقدار بسنده میکردند و با کمی ارفاق ، وعده های آقای روحانی را تحقق یافته می انگاشتند و هیچ دلیلی برای فرافکنی آقای روحانی نبود. مردم در همین حدی که ببینند دولت آقای روحانی با تخصص و تعهد صادقانه دارد تلاش میکند از دولت راضی خواهند بود و بسیاری از مشکلات از همین راه برطرف خواهند شد و دولت آقای روحانی باید به این نکته توجه شایسته نماید.

2- رئیس دولت نباید در منظر عموم مردم مسائلی را مطرح کند که میتواند جنبه ی قضایی داشته باشد. حقوقدان بودن رئیس جمهور دلیل دخالت در امور قضایی نیست. همه ما حرفهای آن شب آقای روحانی را شنیدیم و اکثر مردم معتقدند که آن حرفها چیزی جز محاکمه دولت قبل نبود. درست است که دادگاه رسمی برپا نشده بود امام همین برداشت مردم کافیست که ما اعتراف کنیم که رئیس جمهور محترم اقدام به محاکمه دولت قبل کرده است و این از شان دولت آقای روحانی که باید دولت تدبیر و امید باشد به دور است.

حرفهای آن شب آقای روحانی نه تدبیر داشت نه امید . آیا نشان دادن خزانه خالی به مردم امید دادن به مردم است؟ آیا این کار تدبیر امور مملکتی به نفع دشمن نیست؟ 

گذشته از اینها اظهار نظر خطرناک آقای اکبر ترکان مشاور عالی رئیس جمهور مردم را به یاد خاطرات تلخ گذشته و تفرعن دولت سازندگی می اندارد. آیا دولتمردان دولت آقای روحانی ، دوباره خود را والا مقام فرض کرده و مردم را به هیچ خواهند انگاشت ؟ و از صحنه ی اداره مملکت خواهند راند؟ 

اگر آقای روحانی رئیس جمهور دوره قبل را هم تراز با خود نداند پس تکلیف بقیه مردم اسفناک خواهد بود. افرادی مثل آقای ترکان باید مواظب باشند که با انتقال این روحیات خود برتر بینی ، در دراز مدت موجبات جدایی رئیس جمهور از مردم را فراهم ننمایند. زیرا آقای روحانی تا این مرحله از ریاستش نشان داده است که دوست دارد با مردم باشد و خود را برتر از مردم نمیداند. 

تاریخ درس عبرت است اما فقط برای صاحبان عقل

فاعتبروا یا اولی الابصار.

 




مطالب اخیر شعری از آیت‌الله صافی گلپایگانی در انتقاد از کوروش گرایی پر کاربردترین مشاغل پاسخ امام حسن به پادشاه روم دعای ذوالقرنین بوی جوی مولیان لحظه اعلام مذهب شیعه بعنوان مذهب رسمی ایران(عکس) تست - آیا مشکل پرشین بلاگ برطرف شده است؟ مشکلات پرشین بلاگ کلافه کننده شده است کلید سعادت چیست ؟ ملا احمد نراقی
کلمات کلیدی وبلاگ حکمت (٩٠) آمریکا (٦٦) رفسنجانی (٤۱) شعر (٤٠) حدیث (۳٤) امام حسین (۳٠) امام علی (٢٧) دعا (٢٦) عاشورا (٢٥) روحانی (٢٥) حضرت محمد (٢۳) انتخابات ریاست جمهوری (٢٠) احمدی نژاد (۱٩) امام خامنه ای (۱٩) قرآن (۱۸) غرب (۱٧) نماز (۱٤) حکایت (۱۳) علم (۱۳) خدا (۱۳) محرم (۱٢) اسلام (۱۱) اسرائیل (۱۱) حجاب (۱۱) امام صادق (۱٠) خاتمی (۱٠) امام خمینی (۱٠) انسان (٩) رمضان (٩) میرحسین موسوی (٩) فساد (۸) شهریار (۸) صادق هدایت (٧) نجوم (٧) فتنه (٧) سبک زندگی (٧) امام زمان (٦) حضرت زهرا (٦) یارانه ها (٦) مصائب (٦) زیارت عاشورا (٦) جمهوری اسلامی (٦) اعمال (٦) شهید (٦) دروغ (٥) آزادی (٥) عشق (٥) سیاست (٥) هنر (٥) کربلا (٥) جنگ (٥) فلسطین (٥) آذربایجان (٥) جغرافیا (٥) روزه (٥) امام جواد (٥) جمعیت (٥) زلزله تبریز (٥) ویروس فرهنگی (٤) عیدفطر (٤) محرم و صفر (٤) بوز قورد (٤) اصلاح طلبان (٤) عید غدیر (٤) قدس (٤) امام حسن (٤) عید نوروز (٤) نوحه (٤) مادر (٤) یهود (٤) ازدواج (٤) حقوق بشر (٤) انقلاب (٤) ماهواره (٤) امام رضا (٤) ایمان (٤) زندگی (۳) ashura (۳) هاشمی (۳) زن (۳) کامپیوتر (۳) تورم (۳) عدالت (۳) دموکراسی (۳) خانه (۳) خامنه ای (۳) شاه (۳) شیطان (۳) گل (۳) اینترنت (۳) تکنولوژی (۳) تبریز (۳) غزه (۳) سال نو (۳) روحانیت (۳) انگلیس (۳) امام سجاد (۳) راستگویی (۳) امام هادی (۳) اجابت دعا (۳) گرگ خاکستری (۳) عنایت خدا (۳) حقوق انسان (٢) قرآن سوزی (٢) تساوی زن ومرد (٢) نا امیدی از خدا (٢) فساد در سینما (٢) عالمان بی عمل (٢) ملی-مذهبی (٢) مذاکرات هسته ای (٢) 10 میلیارد تومان (٢) 9 دی (٢) خشونت علیه زنان (٢) تست شخصیت (٢) وام بانکی (٢) جلیلی (٢) فضولی (٢) جنبش عدم تعهد (٢) مطهری (٢) ترک (٢) صهیونیسم (٢) صلوات (٢) پهلوی (٢) شب قدر (٢) ریا (٢) علوم تجربی (٢) سنائی (٢) عمل (٢) 5+1 (٢) علامه جعفری (٢) هندوانه (٢) شعبان (٢) یاحسین (٢) قضاوت (٢) پیامبران (٢) زمین (٢) انفاق (٢) توبه (٢) نذر (٢) شیر (٢) 29 بهمن (٢) سوریه (٢) پدر و مادر (٢) سوال (٢) عبادت (٢) زمان (٢) مناجات (٢) دزد (٢) معجـزه (٢) شیعه (٢) عباس (٢) عقل (٢) شریعتی (٢) زینب (٢) بهمن (٢) کودک (٢) خمینی (٢) منافق (٢) عید (٢) عرفه (٢) نیایش (٢) بهشت (٢) تروریست (٢) تحریم (٢) زبان (٢) فیلم (٢) گرانی (٢) اندیشه (٢) سینما (٢) انتظار (٢) دنیا (٢) جوک (٢) خنده (٢) ایران (٢) دانش (٢) دل (٢) فلسفه (٢) آرزو (٢) تربیت (٢) چشم (۱) شجریان (۱) تمدن (۱) طلا (۱) باران (۱) انتخابات مجلس (۱) مجلس (۱) توکل (۱) قیامت (۱) قبله (۱) نگاه (۱) فوتبال (۱) صبر (۱) مسابقه (۱) بازی رایانه ای (۱) رنگ (۱) دین (۱) نوکیا (۱) تاریخ (۱) شادی (۱) قلب (۱) سکوت (۱) ترس (۱) نفرت (۱) طنز (۱) تولد (۱) وبلاگ (۱) موبایل (۱) ورزش (۱) غم (۱) مذاکره (۱) مسلمان (۱) المپیک (۱) ابلیس (۱) کافر (۱) قانون (۱) عطار (۱) کوروش (۱) عمر (۱) پیام کوتاه (۱) ترافیک (۱) مهاجرت (۱) مجازات (۱) قم (۱) حج (۱) علی (۱) لطیفه (۱) اصلاحات (۱) آقا (۱) آسمان (۱) قبر (۱) لذت (۱) پزشک (۱) زرتشت (۱) روزی (۱) انیشتین (۱) نوشتن (۱) سانسور (۱) ابر (۱) گفتار (۱) مغز (۱) والدین (۱) تسلیت (۱) شرق (۱) ماسک (۱) خیانت (۱) امتحان (۱) راه (۱) جهان (۱) طبیعت (۱) روشنفکری (۱) فیلترینگ (۱) ظهور (۱) حزب (۱) اربعین (۱) تفسیر (۱) بحرین (۱) شجاعت (۱) پروین اعتصامی (۱) بدبختی (۱) دمکراسی (۱) وحی (۱) حماقت (۱) اوستا (۱) نظم (۱) ویکتورهوگو (۱) انجمن حجتیه (۱) سلوک (۱) فریب (۱) خشک و تر (۱) سجده (۱) گناه (۱) احزاب (۱) غرور (۱) امامت (۱) توسل (۱) زیبایی (۱) الله اکبر (۱) بهداشت (۱) دانستن (۱) وحدت (۱) سحر (۱) روسیه (۱) روح (۱) دوزخ (۱) نیما (۱) انشتین (۱) گوش (۱) خرافه (۱) انبیا (۱) عزا (۱) حکومت دینی (۱) فاتحه (۱) بینایی (۱) روز جهانی قرآن (۱) چادر (۱) جوک ترکی (۱) تخیل (۱) چمران (۱) سلیمانی (۱) بایاتی (۱) جبر (۱) تخصص (۱) استغفار (۱) بسیجی (۱) کهکشان (۱) قاضی (۱) جامعه اطلاعاتی (۱) ادیسون (۱) حجامت (۱) سرمایه داری (۱) اصول گرایی (۱) ذکر (۱) جوجه (۱) نسبیت (۱) حیا (۱) سید احمد خمینی (۱) بیمارستان (۱) کلاهبرداری (۱) مشایی (۱) اصلاح طلبی (۱) کعبه دل (۱) شبهات (۱) تعهد (۱) شاید وقتی دیگر (۱) شمس تبریزی (۱) عبدالله نوری (۱) برکت (۱) بودا (۱) دیکتاتور (۱) تکلیف (۱) تفکر (۱) جوان (۱) الهی (۱) شناخت (۱) سلامتی (۱) میهن (۱) اختیار (۱) پیام نوروزی (۱) تناقض (۱) جوانی (۱) اهل سنت (۱) قبرستان (۱) حضرت یحیی (۱) امام کاظم (۱) فتح (۱) یوم الله (۱) حلزون (۱) نبوغ (۱) برنارد شاو (۱) حقارت (۱) راه قدس (۱) یتیم نوازی (۱) جهانی سازی (۱) فیس بوک (۱) اسم اعظم (۱) دانایی (۱) فرمانده (۱) تجارت الکترونیک (۱) حاج همت (۱) انرژی هسته ای (۱) اطلاعات عمومی (۱) نیمه شعبان (۱) حزب الله (۱) امام محمد باقر (۱) رجب (۱) مبارزه با نفس (۱) غضب (۱) اقوام ایرانی (۱) هاوایی (۱) گردن بند (۱) شیخ (۱) لیبرال (۱) فرومایه (۱) امام موسی کاظم (۱) مختارنامه (۱) حضرت ابراهیم (۱) جزیره برمودا (۱) 14 معصوم (۱) حضرت ابوالفضل (۱) اصول دین (۱) حضرت نوح (۱) جبر و اختیار (۱) حق الناس (۱) طرح ولایت (۱) امداد غیبی (۱) جنبش سبز (۱) بیداری اسلامی (۱) نداآقاسلطانی (۱) میکروسکوپ افکار (۱) سود بانکی (۱) ضداسلام (۱) خواب و بیدار (۱) تعویذ (۱) علم غیب (۱) خواستن توانستن (۱) تقلید سیاسی (۱) فراماسون (۱) sms تبریز (۱) اس ام اس تبریز (۱) استاد عالی نسب (۱) نشانه برای فردا (۱) توافق نامه ژنو (۱) شهبد (۱) حضرت زکریا (۱) خوض در باطل (۱) آدمخواری (۱) وضوی صفر و یکها (۱) لاحول (۱) جهنمہ (۱) نقض غرض (۱) جام دیجیتال (۱) خسرو زارع فرید (۱) کارتهای بانکی (۱) شرکت انیاک (۱) شبکه شتاب (۱) تنگه برینگ (۱) سیلی ایام (۱) توحش (۱) حرز (۱) راهزن (۱) بهشت احمقها (۱) ساده لوحی (۱) آفتاب پرست (۱) فتح ایران (۱) مدیرکل (۱) زمزمه های تنهایی (۱) سال پول (۱) بانوی شعر ایران (۱) پهلوی2 (۱) کفش کتانی (۱) قوم پارس (۱) شعار سال (۱) امام نقی (۱) سوره کوثر (۱)
دوستان من برهان سایت زیبای قرآن شیعه 24 نقد مدرنیته مشاوره کسب و کار پرتال زیگور طراح قالب