مدار حرکت ماه به دور زمین بیضی شکل است این یعنی اینکه ماه بطور دائم از زمین دور و نزدیک میشود. متوسط فاصله ماه از زمین ۳۸۴٬۴۰۳ کیلومتر است. یعنی اگر با سرعت 1000 کیلومتر بر ساعت حرکت کنیم تقریبا 384 ساعت برابر با 16 روز طول میکشداما اگر سرعت 20 برابر زیاد شود وبه 20هزار کیلومتر برسد حدود 20 ساعت زمان میبرد که مسافر ما به ماه برسد.

میگویند اولین مسافرت انسان به ماه 4 روز طول کشیده است.

  

.

راویان اخبار چنین میگویند که :

 45 سال پیش در شانزدهم ژوئیه ۱۹۶۹ (۲۵ تیر ۱۳۴۸) مأموریت آپولو 11 برای تسخیر ماه، با سه فضانورد به نام‌های نیل آرمسترانگ، باز آلدرین و مایکل کالینز آغاز شده و چهار روز بعد، ماه‌نشین برای پیاده کردن دو فضانورد بر سطح ماه، از آپولو جدا شد ... و ساعت ۲۰:۱۷:۴۰ بیست و نهم تیر ماه بود که سفینه روی ماه نشست... و یکروز بعد در 30 تیر فضانوردان روی ماه پیاده شدند و حدود 21 ساعت بر سطح ماه ماندند و سپس بسوی زمین باز گشتند. بدین ترتیب، رویای بشر در هشت روز و سه ساعت و هجده دقیقه و ۳۵ ثانیه مأموریت آپولو ۱۱ محقق شده و کپسول حاوی فضانوردان در دوم مرداد سال ۱۳۴۸ فرود آمد. خلاصه ی آمار این سفر فضایی پر سرو صدا به شرح زیر است :

حداکثر سرعت:  22/400 کیلومتر در ساعت.
دوره عملیات:  8 روز و 3 ساعت و 18 دقیقه و 35 ثانیه.
هدف:   فرود سفینه سرنشین دار در ماه و بازگشت به زمین.
خدمه: -آرمسترانگ(فرمانده) –

         - ادوین آلدرین (خلبان ناو ماه پیما. این ناو بخشی از فضا ناو آپولو بود              که از آن جدا شده با دو فضا نورد بر ماه فرود آمد و دوباره برگشت)

         - مایکل کالینز(خلبان مدول فرمان).
حداکثر فاصله از زمین:  389645 کیلومتر
زمان اقامت در ماه:   21 ساعت و 36 دقیقه .

 

فاصله ماه از زمین با نسبت واقعی

اما یک سوال اساسی مطرح است و آن اینکه : اگر سفر به ماه واقعیت داشته است چرا در طول این 45 سال گذشته بشر نتوانسته است آن را تکرار کند؟  آیا پول کافی نداشته است؟ آیا تکنولوژی فضانوردی پسرفت داشته و دانش آن از بین رفته است؟ آیا سفر به ماه دلچسب نبوده است؟ 

پیشرفتهای تکنولوژی هوا فضا در طول این سالها خیلی پیشرفت داشته است و فضا پیماهای فعلی میتوانند در کمتر از یک روز به کره ماه برسند اما در طول این همه سال ، هرگز  چنین تجربه ای تکرار نشده است.   چرا؟  آیا دانشمندان فضا آنقدر سرشان شلوغ است که یک روز هم وقت نمیکنند که سری به ماه بزنند و عکس یادگاری بگیرند؟ 

 برای همین هم من شک میکنم که این آمریکاییها واقعا  به ماه رفته باشند. حدس میزنم که توی یک استودیوی تلویزیونی جایی مانند محیط ماه را شبیه سازی کردند و چند تا فیلم و عکس گرفتند تا بدین وسیله روی شوروی را کم کنند. هر کاری بگی از این یانکی های گاوچران بر میاد. وگرنه اگر 45 سال پیش اینها رفتن به ماه را یاد گرفته بودند الان خط ماهنوردی 24 ساعته رفت و برگشت با ترن هوایی به ماه را راه انداخته بودند و روزانه میلیونها دلار به جیب میزدند. برنامه های رقص و آواز این خواننده های جنگولک بازشان را در کره ماه دایر میکردند و ورودیه های سرسام آور میگرفتند و حالت بی وزنی در هنگام رقص و آواز را بعنوان مد جدید و کلاس جدید تمدن به مردم دنیا ارائه میکردند.

 شاید هم چند پایگاه نظامی جهت انباشت بمبهای هسته ای و میکروبی شان را در ماه تاسیس کرده بودند. خلاصه اگر آن ادعا واقعیت داشت وضع دنیا الان طور دیگری بود و اتفاقات متفاوتی رخ میداد.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دروغ , آمریکا , علم


تاريخ : ۱۳٩۳/٦/٤ | ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

امام سجاد علیه السلام میفرمایند :

از دروغ بپرهیزید. کوچک باشد یا بزرگ ، جدی باشد یا شوخی ، زیرا گفتن دروغ کوچک ، انسان را بر گفتن دروغ های بزرگ جسور میکند.

اصول کافی - جلد 2 - صفحه 338 



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دروغ


تاريخ : ۱۳٩۳/٤/۳٠ | ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

هرگز نباید دروغ گفت زیرا دروغ در همه حال زشت و ناپسند است اما گاهی زشتی دروغ ، پررنگتر و شدیدتر میشود و آن زمانی است که به شخصی دروغ میگویید که مستحق دروغ شنیدن نیست. یکی از این افرادی که سزوار شنیدن دروغ از جانب شما نیست کسی است که به شما اعتماد کرده و کارش را به شما سپرده است و خیالش از این بابت جمع است و مطمئن است که شما کارش را به درستی انجام میدهید و با او رو راست خواهید بود. پس :

  به کسی که  به شما اعتماد کرده است هرگز دروغ نگویید. زیرا این کار ، یک خیانت وحشتناک است. 

اگر به کسی که به شما اعتماد دارد دروغ بگویید و قبل از اینکه توبه کنید در این حال بمیرید ، یقین بدانید لایق دوزخ هستید.

  --------------------------------------------------------------------------

پیامبر گرامی اسلام صلى الله علیه و آله میفرمایند: 

 عَلَیکُم بِالصّدقِ فَاِنَّهُ مَعَ البِرِّ وَ هُما فِى الجَنَّةِ وَ ایّاکُم وَ الکِذبِ فَاِنَّهُ مَعَ الفُجورِ وَ هُما فِى النّارِ

شما راسفارش مىکنم به راستگویى، که راستگویى با نیکوکارى همراه است وهردو دربهشت اندو ازدروغگویى بپرهیزیدکه دروغگویى همراه با بدکارى است وهر دو درجهنم اند.

 (نهج الفصاحه، ح 1976)

 -----------------------------------------------------------------

 همچنین امام على علیه السلام میفرمایند:

 یَکتَسِبُ الکاذِبُ بِکَذِبِهِ ثَلاثا: سَخَطُ اللّه عَلَیهِ وَاستِهانَةُ النّاسِ بِهِ وَ مَقتُ المَلائِکَةِ لَهُ

 دروغگو با دروغگویى خود سه چیز بدست مى آورد: خشم خدا را نسبت به خود، نگاه تحقیرآمیز مردم را نسبت به خود و دشمنى فرشتگان را نسبت به خود.

 (غررالحکم، ج6، ص480، ح11039)

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دوزخ , دروغ


تاريخ : ۱۳٩٢/٩/٢٧ | ٤:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

. . . قسمت دوم

معمولا اگر منطقی پشت تصمیماتم نباشد از همان ابتدا تصمیم را لغو میکنم وهیچ دوست ندارم شعاری عمل کنم و تصمیماتم را براساس هیجانات بگیرم . ابتدا باید برایم روشن میشد که چرا نباید دروغ گفت ؟

وقتی دقیقتر شدم دیدم صدها دلیل برای بد بودن دروغ هست .

اولینش این بود که : دروغگو دشمن خداست . این برای خیلی ها یک دلیل قانع کننده است اما برای همه نیست چون همه تحت تعالیم مذهب نیستند پس دیگران چرا باید از دروغ پرهیز کنند؟ برای جواب به این سوال باید دروغ تعریف میشد ومن دروغ را اینگونه تعریف کردم:

دروغ یعنی بیان چیزی که حقیقت ندارد . یعنی چیزی برخلاف حقیقت ! یعنی ضد حقیقت . پس اگر حقیقت خوب است پس دروغ بد است و برای کسانیکه حقیقت را دوست دارند دروغ دوست داشتنی نیست.

پس دروغ برای همه بد نیست بلکه فقط برای کسانیکه بد است که حقیقت را دوست دارند و به دنبال حقیقت هستند و من باید تکلیف خودم را نسبت به حقیقت روشن میکردم تا بد یا خوب بودن دروغ را بپذیرم. اینگونه بود که من از دروغ بدم آمد .

. . . ادامه دارد


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دروغ , راستگویی


تاريخ : ۱۳٩٠/۳/۱٢ | ٤:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

سال١٣٧١ وقتی دوران خدمت سربازی ام آغاز شد برای گرفتن انتقالی به شهر مورد نظر خودم دروغ بزرگی سرهم کردم اگرچه پرونده انتقالی من به جریان افتاده بود و نیازی هم به دروغ گفتن نداشتم اما بدلیل نگرانی بیش از حدی که از احتمال عدم انتقالم داشتم ناخودآگاه دست به چنین کاری زدم و در مقابل سوال یکی از مسئولین که میخواست علت اصرار بیش از حد مرا برای انتقال بداند آن دروغ را تراشیدم و تحویلش دادم.

چند روز بعد بدون آنکه صحت و سقم دروغی که گفته بودم برای کسی روشن شده باشد و بدون اینکه اصلا موضوع دروغ برای کسی مهم باشد کارم درست شد و نامه انتقالی من امضا شد و من منتقل شدم.

اگرچه آن دروغ برای دیگران مهم نبود و هیچکس حسابی برایش باز نکرد اما برای خود من مهم شد. من بعد از گفتن آن دروغ آنقدر از خودم شرمنده شدم که موضوع چند روز ذهنم را به خود مشغول کرده بود . مدام به این فکر میکردم که چرا دروغ بافتم و برای حل مشکلم به دروغ متوسل شدم . از خودم بدم آمد و برای حل مشکل به فکر چاره افتادم .

البته من قبل از آنهم مثل بقیه مردم که دروغ گفتن را اتفاق خاصی نمیدانند دروغهایی گفته بودم و بعد از هر دروغ ناراحت هم شده بودم اما آین بارنمیدانم چه شده بود که به غیرتم برخورده بود . الان هم که به آن زمان فکر میکنم نمیتوانم دلیل خاصی برای این حساسیت به خاطر بیاورم. سعی هم نکرده ام دلیلی برای آن بتراشم .شاید اینکه میدیدم دروغ گفتنم هیچ تاثیر مثبتی در روند کارم نداشت مرابه این نتیجه نزدیک ساخته بود که : هرگز نیازی به دروغ نیست ....  اما هر دلیلی که بود ، مرا بیدار کرده بود و این اتفاق مبارک یک شروع محکم برای راستگویی محض من بود.

بعد از آن جریان با خودم عهد کردم که دیگر دروغ نگویم و طبیعتا میدانستم که باید خودم را برای سختیهای آن هم آماده کنم . و تا الان که ٢٠ سال میگذرد یادم نمی آید دروغی گفته باشم و صد البته بارها و بارها مالیات دروغ نگفتن را پرداخته و کتکش را هم خورده ام و از این کتک خوردن لذت برده ام.

. . . ادامه دارد


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دروغ


تاريخ : ۱۳٩٠/۳/٩ | ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.