جیمز وینستون موریس محقق و نویسنده آمریکایی. او دانش آموخته دانشگاه هاروارد و نویسندۀ کتاب‌ها و مقالات متعددی است. جیمز موریس در حال حاضر در بخش الهیات دانشگاه بوستون ماساچوست تدریس می‌کند.

James Winston Morris, professor, theology

به نقل از کیهان ، جیمز موریس، این جامعه شناس آمریکایی می گوید؛ «در قرآن، کتاب مسلمان ها به آیه ای برخوردم که ضرورت رسیدگی به یتیمان را یادآوری می کرد. در این آیه از کسانی تجلیل شده است که با میل و علاقه و فقط برای خشنودی خدا، از یتیمان و اسیران و فقرا دست گیری می کنند - منظور ایشان آیه 8 از سوره مبارکه «انسان» است- یتیم به کسی می گویند که پدر از دست داده است ولی به نظر من، منظور قرآن از یتیم، کسی است که بی پشت وپناه است. باید بگویم امروزه ما مردم غرب از همه یتیم تر هستیم زیرا پشت و پناهی نداریم. رنسانس ما را از خدا جدا کرد. من به مردم ایران غبطه می خورم که با انقلاب 1979- انقلاب اسلامی- از اومانیسم جدا شدند و به خدا روی آوردند. من خمینی را دوست دارم.»


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: خمینی


تاريخ : ۱۳٩۱/٦/٢٦ | ٦:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

هیکلش تنومند و اعضای بدنش متناسب است . صدایش ضخامت خوش آیندی دارد و لحن تکلمش قاطع و مجاب کننده است. من پهلوان صدایش میکنم . شغلش آزاد و فکرش مستقل است. دوست دارم خاطره ای را که برایم گفت بنویسم.

میگفت 17 سال است که به مشروب لب نزده است و تعریف کرد که یک روز صبح در هتلی در لنینگراد از خواب بیدار شدم و در اتاق را باز کردم ، دختری با لباس نیم تنه با بازوهای خالکوبی شده و جای زخم های متعدد چاقو مشغول خدمتگذاری بود، از او خواستم که از پایین برایم یک بطری مشروب ووتکا بیاورد. دختر با تمسخر نگاهم کرد دستش را به علامت بریدن به گلویش کشید و گفت : خمینی پخ پخ ! یعنی اگر شراب بخوری خمینی به سختی تنبیهت میکند.

میگفت من وسط راهروی هتل همینطور بی حرکت ماندم و دقایقی ماتم برد. باخودم به فحش هایی که به خمینی داده بودم فکر کردم و بعد از خودم خجالت کشیدم . باخودم گفتم تو داخل خانه خودت را نمیتوانی کنترل کنی اما خمینی درتهران نشسته و از آنجا ترا کنترل میکند .ببین فکر اصلاح گر خمینی چگونه تا اعماق جغرافیای زمین گسترش یافته است و خودرا به زبانهای بیگانه نمایانده است که دختری روس با این وضعیت معلوم پیام اورا به من گوشزد میکند. صدای انقلاب خمینی را در دورترین لایه های اجتماعی یک کشور کمونیستی شنیدم ، صدایی را که در کشور خودم نشنیده بودم.

بعد با خودم فکر کردم خمینی مرد بزرگیست و تو در اندازه ای نیستی که به او توهین کنی . واز آن تاریخ به بعد لب به مشروب نزدم و به خمینی هم توهین نکردم. 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: خمینی


تاريخ : ۱۳٩٠/٢/۳ | ٥:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.