الهی !

میترسم  تو را بخوانم ، جوابم ندهی

اگر جوابم دهی ، توانایی شنیدن نداشته باشم

اگر بشنوم قدرت فهم نداشته باشم

اگر بفهمم همت و اراده نداشته باشم

اگر اراده کنم نای عمل نداشته باشم

. . . من از خویش چه ساخته ام؟ . . .

که هیچ از من برنمیآید؟

الهی !  نیازمند از نو ساخته شدنم!

تا بتوانم ترا بخوانم !

دراین شب قدر ، ازنوبسازم!

.

.

.

ویرانه ام

و چاره ام امشب خرابی است

این خانه خراب من امشب فروشی  است

آی! ای بسازها!

یکی اینجا کلنگی است!؟. . .