شیر نگاهی به آنسوی رودخانه انداخت و شکارهای خوش مزه را دید که دور از دسترس او قرار گرفته بودند. شیر دلش میخواست که از آن غذاها هم بخورد اما رودخانه محل زندگی کروکودیل بدجنس بود. و شیر میدانست که به محض ورودش به آب ، کروکودیل شرور و دوستانش به او حمله خواهند کرد.  شیر با خود گفت : چه باید کرد؟

قدری فکر کرد و ناگهان فکری بخاطرش رسید. فکر بکر ! شیر تصمیمش را گرفت و به کنار رودخانه رفت و در جای امنی ایستاد و صدا زد : آقای کروکودیل ! . . . هی آقای کروکودیل ! . . .   چند لحظه بعد آقای کروکودیل به سطح آب آمد و پرسید : چه کسی مرا صدا زد ؟ شیر گفت : من بودم جناب کروکودیل! کروکودیل از اینکه شیری با احترام صدایش میکرد لذت برد و پرسید چکارم داری؟ شیر گفت : پادشاه جنگل ، "شاه شیر" برای امشب ، ضیافت باشکوهی تدارک دیده و شما را هم به این مهمانی بزرگ دعوت کرده است. ایشان مرا فرستاده اند که ضمن دعوت از شما برای شرکت در این ضیافت ، تعداد شما را بشمارم و جهت تهیه غذای مناسب شما به دربار گزارش کنم. پس لطفا دوستان خود را صدا بزنید تا برای شمارش به سطح آب بیایند.

تصور غذاهای لذیذ ضیافت شام ، کروکودیل را وسوسه کرد و هوش از سرش پرید. کروکودیل قبول کرد و دوستانش را صدا کرد تا به سطح آب بیایند. 

کروکودیلها به سطح آب آمدند . شیر گفت : لطفا پشت سرهم ردیف شوید تا من شما را بشمارم . کروکودیل ها به ردیف شدند و از این سمت تا آن سمت رودخانه یک پل ساختند. 

شیر گفت : من برای اینکه بتوانم شما را دقیق بشمارم باید از پشت هرکدام از شما عبور کنم و شمارش کنم ولی مواظب باشید به من حمله نکنید ها چون در این صورت از غذاهای لذیذ امشب محروم خواهید ماند.

شیر و کروکودیل ها 

کروکودیل ها لبخند زنان قبول کردند و گفتند که ما قول میدهیم! و شیر جست و خیز کنان و لبخند زنان  از پشت کروکودیل ها عبور کرد و به آن طرف رودخانه رسید. دوستان شیر با نگرانی این صحنه را از دور تماشا میکردند و با خود میگفتند که شیر چطور به کروکودیل ها اعتماد کرده است و حاضر شده است که از پل کروکودیل ها به آنسوی رودخانه برود؟ در صورتیکه شیر به زیرکی خود اعتماد داشت نه به خوش قولی کروکودیل ها. بله ، با این طرفند بود که شیر با استفاده از هوش خود به آنسوی رودخانه رسید و از غذاهای موجود در آنسوی رود استفاده کرد و کروکودیل های عصبانی و سرخورده هم شروع به تحدید شیر کردند اما دیگرکاری از دست آنها ساخته نبود غیر از اینکه حرص بخورند و احساس حقارت نمایند.

  

.

آقای روحانی کروکودیل ها را در ژنو ردیف کرد و لبخند زنان از روی آنها گذشت و به آنسوی رودخانه تحریمها رسید. کروکودیل ها هنوز هم در انتظار شام لذیذ لحظه شماری میکنند.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: آمریکا , توافق نامه ژنو , مذاکرات هسته ای , تحریم


تاريخ : ۱۳٩٢/۱۱/٢٤ | ٢:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

وقتی تمام روزنه ها بسته باشد ، خورشید از تابیدن به درون باز داشته میشود  فقط به این صورت است که میتوان با خورشید مبارزه کرد.  خورشید را نمیتوان از تابیدن باز داشت ولی میتوان خود را از نور خورشید محروم کرد. فقط در تاریکی میتوان با خورشید جنگید . به محض اینکه روزنه ها بازشود در اولین  لحظه رویارویی ، خورشید! غلبه خواهد کرد و تاریکی محو خواهد شد.  حتی شعاع باریکی از خورشید به انبوه تاریکی غلبه میکند. خورشید لازم نیست که با تمام نیرو به جنگ تاریکی برود بلکه جرقه کوچکی هم میتواند دنیایی از تاریکی  را از بین ببرد.

خورشید همیشه غالب است  چون همیشه میتابد، این ما هستیم که یا برخورداریم یا محروم !  آنکه خود را  از نور خورشید محروم کرده است تصور میکند که بر خورشید غالب شده است ، زیرا  خورشید را نمی بیند و می پندارد که خورشید نابود گردیده است اما خورشید میتابد و بر هر کسی که لایق باشد روشنایی می بخشد. شکست در قاموس خورشید نا مفهوم است.

آنکس که از آفتاب بهره ببرد از نورش نمی کاهد و به نورش اضافه نیز نمیکند و آنکه از تابش آفتاب به خود ممانعت کند نیز از آفتاب چیزی نمیکاهد. آفتاب بر هر کس که آن را ببیند غالب  میشود و غلبه او چیزی جز بخشیدن لطف و نور و انرژی و پاکی نیست.

 آفتاب

جمهوری اسلامی به محض اینکه دیده شود پیروز است !  آمریکا فقط در صورتی میتوانست  کاری از پیش ببرد که  ایران را از دید دنیا مخفی نگه میداشت  و شاید میخواست همینطور هم باشد اما سیاستهایش نتیجه عکس داده است و چاه کن اکنون خود را ته چاه می بیند. 

آمریکا برای نابودی جمهوری اسلامی  ، هرچه در زیر کلاهش داشت بیرون آورد و آخرین آن اتهام ساخت بمب هسته ای بود که به ایران وارد کرد و اتفاقا با همین اتهام  نیز گور خود را عمیقتر از همیشه در حال کندن است.  آمریکا در حالی به دنبال بمب اتمی در ایران میگردد که در کمال حماقت از یک حقیقت غافل مانده است  و آن اینکه بمب های هسته ای ایران سالهاست تولید شده و مدتهاست که در سراسر دنیا یکی پس از دیگری در حال انفجار است .  گوشهای آمریکا برای شنیدن صدای این انفجارها بیش از حد نا کارآمد است اما لرزش حاصل از آنها را با تمام وجود حس میکند ولی به دلیل ضعف مفرط شنوایی سمت و سوی آنها را تشخیص نمیدهد و گیج و منگ به این سو و آن سو سر میچرخاند و  منفعلانه و مضطرب ، دیگران را به اتهامات بی اساس متهم میکند و دیوانه وار به اطرافش چنگ میزند و هر از گاهی کسی را زخمی میکند و البته عده ای از زخمی ها نیز از اطرافیان و نزدیکان و دوستان خود او هستند.

 

آمریکا باید بداند که  انفجار های زنجیره ای بمبمهای اتمی زمان بندی شده جمهوری اسلامی شروع شده و در حال عملکرد خودکار است و  هیچ بازدارنده ای قادر به توقف آن نیست و نخواهد بود و این تلاشهای ابلهانه شما هرروز شما را به انفجار دیگری  نزدیک میکند و مرگ حتمی تان را به تقریب میکشاند.

بمب اتمی ایران در سال 57 و با شعار " امروز ایران ، فردا فلسطین" که همه دنیا آن را شنیدند منفجر شد! بمب اتمی ایران  با سقوط شاه و در تسخیر لانه جاسوسی و شکست خفت بار آمریکا در صحرای طبس و باز تاب آن در دنیا منفجر شد! بمب اتمی ایران زمانی بر سر شما فرو ریخت که رزمندگان اسلام برای رفتن روی مین از هم سبقت گرفتند و با هر بدنی که از خود منفجر کردند چاشنی بمبی اتمی را نیز برای شما آتش زدند  . بمب اتمی ایران در شکست صدام منفجر شد! بمب اتمی ایران در نامه امام به گورباچف منفجر شد! بمب اتمی ایران در عقب نشینی اسرائیل از جنوب لبنان منفجر شد!

بمب اتمب ایران در میادین ورزشی منفجر شد وقتی که مردم مسلمان کشورهای سراسر دنیا مخصوصا کشورهای عربی از تسلیم و فساد و بی لیاقتی مفرط حاکمان خود احساس سرشکستگی میکردند با دیدن تحقیر اسرائیل در میادین ورزشی از سوی ایران احساس غرور کردند و برای خوش غیرتی ایران اشک شوق ریختند و پس از سالها تحقیر احساس غرور کردند. ورزشکاران کشورهای مسلمان از هر مسابقه ورزشی چاشنی های بمب اتمی با خود به کشورهای خود بردند تا پایه های کاخ حاکمان خودشان و نوکران شما را بلرزانند.

بمبهای هسته ای ایران بیشمارند و ازدیدن آنها چشمتان سیاهی خواهد رفت .

اسلام متعالی ما ، فرهنگ جهادی و شیعی ما ، قرآن عزیز ما ، هنر متعهد ما  ، تئاتر و سینمای معنی گرای ما ،  بازیگران زن و مرد با حجاب ما ، دیپلماتهای انقلابی ما ، میزهای دیپلماتیک خالی از شراب ما ، نویسندگان مسلمان و غیر مسلمان پاک ما ، دانشمندان معتقد و با ایمان ما ، دانش آموزان و دانشجویان نخبه ی المپیادهای بین المللی ما ، قاریان قرآن بین المللی ما  و . . . .  همه سفیران فرهنگی ایران ، انبوهی از انرژیهای فوق اتمی هستند که ظرفیت متلاشی کردن چند باره ی همه دنیای فاسد و بی مایه شما را دارند.

سالهاست که همه این ها به محض اینکه در دنیای  مملو از بی بند وباری ها و شنیع کاریهای شما دیده شده اند ، بمبی از آگاهی و تعهد و اسلام خواهی و فساد ستیزی را  در دل مردمان  خسته از جور و ستم و فساد را ترکانده اند .  اینها هرجا دیده شده اند شما شکست خورده اید چون قلبشان از نور اسلام روشن بوده است و خورشید به محض اینکه دیده شود غلبه میکند و جمهوری اسلامی آن هنگام که  دیده شود همان لحظه پیروز است و آنگاه که دیده شود شمارا یارای مقاومت نخواهد بود .

والسلام


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: جمهوری اسلامی , تحریم , آمریکا


تاريخ : ۱۳٩۱/۱/٢٧ | ۸:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.