جوادزاده
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ جوادزاده
آرشیو وبلاگ
      راستگویی - دانایی - نظم (یادداشتهای روزانه)
نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٦/۱٤

به بهانه ی پاسخ به کامنت یکی از خوانندگان گرامی مطلب "بوزقورد"

منیم دوستوم ! اونلارین اشتباه فکرلشمه سی منیم گوناهیم دگیل. بیز حق سوزوموزو  بیرعده نین ناحاق دوشونه جاقینا خاطر پامال ائده بیلمه ریخ.  بو که دییاخ: "چون اولار غلط فکر ائدیرلر پس منده غلط فکر ائلییم که اونلارینان مقابله به مثل اولسون " چوخ زیانکارلیق دی. یالان سوز مقصده چاتماز. ایشتباه یول گئدن لر نهایت ده اوزلرینه صدمه ویرمالیدیلار. وطنه عشق بسله ماخ ایمانناندیر ولی عشقی گرک دوز معنی ایلییاخ. اگر وطنه عشقین وار اوزووی علم و هنر ساحه سینده ائله مرتبه ده قوی ایله که آذربایجان سنه افتخار ایله سین. بیر علمی یا هنری زمینه ده کی استعدادین وار تلاش ایله تا او زمینه ده دنیادا بیرینجی اولاسان و بئله نچی یولونان آذربایجان آدین اوجالداسان. حالوا حالوا دئماغینان آغیز شیرین اولماز. آذربایجان آذربایجان قیشقیرماغینان آذربایجانین آدی اوجالماز و حقی دوغرولماز بلکه علم و هنرینن اوجالار.  پس بو ساحه ده علم و هنر میدانا گتیرمه لی ییخ نه قورد کیمین بویونون یوغون دامار لارین.

   دلایل قوی باید و معنوی     نه رگهای گردن به حجت قوی

منیم دوستوم اوزووی وطنه وقف ایله ، اما نه مبارزه ی منفی ایله ماغینان بلکه مبارزه مثبت ایله ماغینان . مبارزه مثبت یعنی علم و هنر متعالی نن زندگانلیقی وی وطنه وقف ایله تا هامی سنین مقامیوی گورسون و بیلسین که بیر آذربایجانلی نه قدر با ارزش دیر . بونا دقت ایله کی : مین لر سنه و منه تای آدام بیر عمر آذربایجان آذربایجان قیشقیرا ، شهریارین بیر حیدرباباسی یا پروفسور هشترودی نین مین دن بیری اندازه ده آذربایجانا خدمت ائده بیلمز. پس یولووی دوز تانی منیم دوستوم. 

یاشا دوستوم یاشا.

یاشا آذربایجان یاشا ، اما نه قورد کیمی بلکه انسان کیمی انسان یاشا. 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٦/۱٢

به بهانه ی جوابیه یک کامنت در مطلب : "بوزقورد" : 

فارس بودن و ترک بودن هیچکدام ارزش محسوب نمیشود. ابوعلی سینا و شهریار و مولانا ، فارس یا ترک باشند محبوب دلهاهستند و هیتلر و استالین و فرعون ، فارس یا ترک باشند ملعون همه ی انسانهایند.

ای بسا هندو و ترک همزبان          ای بسا دو ترک چون بیگانگان

بجای اینکه با کشف نواقص حقیقی خود و رفع معایب فکر و اندیشه به سمت تعالی پیش برویم و با کسب فضایل انسانی به خود افتخار نماییم برخی از ما برای جبران کم فضیلتی خود به  موارد غیر اصیل تکیه میکنیم و   برخی دیگر برای ارضای حس راحت طلبی خود برای  ناکامیهایی که دارند به دنبال بهانه ی دم دستی میگردند و به محض اینکه رویدادی را برای بهانه جویی های خود مناسب می بینند بلافاصله به آن چنگ میزنند و همه ناکامیهای خود را به گردن آن رویداد می اندازند و بدینسان برای خود جبهه ی مبارزه ی جعلی میسازند که پیروزی در آن جبهه هیچ نفعی به حال هیچ کس ندارد و فقط فریبی برای تسکین ناکامیهای برخی افراد کم همت و دون پایه است. والبته و با کمال تاسف عده ای هم فریفته ی افکار ناقص اینگونه آدمها میشوند و با کمال خلوص و البته هیجان ، راهی را میروند که به عاقبت آن نیاندیشیده اند و از بیراهه بودن آن خبر ندارند.

اما ما باید عاقلانه فکر کنیم و بجای هدر دادن انرژی خود در این بیراهه های فریبنده بهتر است به تعالی انسانی بیاندیشیم وبدانیم که اصالت دادن به زبان و قوم و نژاد سهم انسانیت ما نیست. اگر به تاریخ بنگریم خواهیم دید که  حس ناسیونالیسیتی کور ، سرچشمه ی همه جنگها و بدبختی های بشر بوده است.

من به هر زبانی که بتواند به من دانش بیاموزد عشق میورزم و زبان ترکی ، فارسی ، عربی ، انگلیسی ، فرانسوی و هر زبان دیگری را به همین دلیل دوست خواهم داشت.

اکبر جوادزاده




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٩/۱٦

این مطلب اختصاص دارد به پاسخ یکی از کامنتها در مورد بوزقورد یا همان گرگ خاکستری که مطلبی در مورد آن در همین وبلاگ منتشر شده بود و یکی از خوانندگان گرامی انتقادی به آن کرده اند. ابتدا عین انتقاد ایشان  و سپس پاسخ آن را می آوریم.

جناب آقای جوادزاده

با سلام و احترم

بسیار سپاسگذارم از اطلاعاتی که در مورد گرگ خاکستری دادی ولی ای کاش متنتان کمی عاری از خصومت به ترک بوده و یا اینکه اگر اطلاعاتتان در این حد بود قبلا کمی هم تحقیق میکردید

اری در روایات آمده که کودکی بازمانده از نژاد ترک توسط گرگی از مرگ نجات یافته و حتی شیر اورا نیز خورده است ولی اینکه با او آمیزش داشته باشد را ترکها نگفته اند که برایشان ننگ باشد بلکه توهینی از طرف دشمنان یا عوام بوده است گرگ خاکستری که نماد ترک است به اصطلاح ترکی ارکک ( مرد-نر) بودهخ و از آمیزش او با یک مرد دیگر از لحاظ پزشکی کودکی بدنیا نمیآید که ترکها این را اظهار کنند و خود را حقیر نمایند .

گرگ خاکستری یا بز قورد اگر خصایصش را حتی در نشنال جغرافیا بخوانید :

1-     بز قورد مثل سایر گرگها اجتماعی زندگی نمی کند و معمولا تنها زندگی می کند 
2- بز قورد فقط با یکی از همنوعان خود ازدواج کرده و جفت گیری می کند و مثل انسانها زندگی خانوادگی تشکیل می دهد 
3- بز قورد ، هرگز در جای محصور زندگی نکرده و اسارت را تحمل نمی کند وهرشئ ای یا جانداری که مانع حریت وآزادگی اش شود سریعا حمله ورشده وپاره پاره اش می کند. و در صورت تحمیل اسارت ، یا خود کشی می کند و یا با گرسنه ماندن می میرد . یعنی یا می میرد و یا از اسارت خود رانجا ت می دهد، که این خصیصه، ارزش سمبلی آنرا بیشترعیان می کند.
4- بز قورد در برابر تجاوز به لا نه اش و حمله دشمن خیلی درنده بوده و متجاوز را پاره پاره می کند 
5- در واقع بز قورد حیوانی است با جثه کوچکتر از گرگهای معمولی ، نجیب ، تمیز و مهربان و در عین حال زیرک و درنده و اسارت ناپذیر ، که با گرگهای معمولی خیلی فرق دارد . 

6- بز قورد تنها حیوانیست که خیانت نمیکند و نمیتوان رامش کرد.

چرا ما عادت داریم با گوشمان و شنیده هایمان زندگی کنیم در حالیکه بالاتر از گوشهایمان چشمانمان و بالاتر از هردو مغز و عقلمان میباشد و چرا همیشه همدیگر را سرکوب میکنیم .

در آخر خواهش دارم همیشه در کنار هم باشیم نه در برابر هم مانند نسل 8 سال دفاع مقدس که ترک و کرد و لر و بلوچ و فارس و . . .  چه نواده گان گرگ و دیگر , در کنار هم از ناموس ایران دفاع کردند ما هم حامی هم باشیم و به نژاد هم احترام بگذاریم.

لطفا در صورت امکان در متنتان نیز تجدید نظر فرمایید .

بوزقورد

پاسخ به خواننده گرامی : 
سلام بر شما دوست عزیز
ابتدا از اظهار نظرتان تشکر میکنم زیرا تذکر شما این نکته را به من یادآوری میکند که شاید در نوشته ام لحن تندی را بکار برده ام و از ادبیات نامناسبی استفاده کرده ام که موجب رنجش برخی از خوانندگان را فراهم میکند. از این بابت پوزش خواسته و البته تاحدودی خود را توجیه میکنم زیرا شدت توهین به حدی است که ناخواسته و بصورت طبیعی بر کیفیت پاسخ و ادای کلمات و لحن سخن تاثیر میگذارد. درهرحال در این ارتباط چند سطری بطور اختصار مصدع اوقات شریف شما میشوم :
1- چرا من باید با ترک (یعنی خودم) خصومت داشته باشم؟ این سخن شما نشان میدهد که قضاوت  عجولانه ای در باره حقیر کرده اید. که البته گلایه ای ندارم و نظرتان محترم است.
2- اینکه فرموده اید "گرگ خاکستری اجتماعی زندگی نمیکند و تنها زندگی میکند" این برای ما چه ارزشی دارد؟  آیا ماهم قصد داریم اورا الگو قرار داده و مثل او از اجتماعی زندگی کردن دست برداریم و تارک دنیا شویم؟ یقینا خود شما هم اگر کمی دقت فرمایید ، این سخن را نامرتبط میدانید.
3- خصلتهایی مثل خیانت نکردن یا خیانت کردن یا شجاعت یا غیرت یا حیا یا وفا برای حیوان بی معنی است و اینها را نمیتوان برای حیوانات بعنوان یک فضیلت محسوب کرد زیرا حیوانات بر اساس غریزه عمل میکنند نه بر اساس اراده و انتخاب و شعور  زیرا حیوانات فاقد شعور هستند. و رفتارشان بر اساس غریزه صورت میگیرد نه فهم و دانش و اختیار. مثلا ما هرگز از یک سگ انتظار نداریم مثل زرافه یا شیر یا روباه رفتار نماید. بلکه یک سگ سگی مثل همه همنوعان خود بوده و با همان خصوصیاتی زندگی میکند که خلق شده است. 
4- برخی از حیوانات دارای خصائصی هستند که خداوند در نهاد آنها نهاده و بسیار خوب و با ارزش هستند وخیلی خوب است که مورد توجه انسانهای فرومایه قرار گیرد تا لااقل به آنها توجه نمایند و از خود خجالت بکشند و آن خصائل را در خود پرورش دهند واز حیوان کمتر نباشند. علاوه بر آن پرداختن به خصائل خوب یا بد حیونات یا موجودات دیگر از لحاظ علمی دارای ارزش است و کسی منکر این نیست.
5- توجه شما را به یک نکته ظریف جلب مینمایم که اغلب مورد سوء برداشت میشود و آن این است که درس گرفتن از حیوانات خوب است اما نباید این تصور اشتباه در ما قوت بگیرد که حیوان را الگوی انسانیت بدانیم بلکه باید دقت کنیم که ما خصلتهای خوب حیوانات را فقط برای متنبه شدن افراد خطا کار یاد آوری میکنیم و برای انسانهای بافضیلت چنین جسارتی نمیکنیم.  مثلا اگر کسی بی وفایی قابل ملاحظه ای کرد و به نصایح ناصحان وقعی نگذاشت در اینصورت در نهایت سرزنش به او مثال سگ را میزنیم و از او میخواهیم که اگر قدر ارزشهای انسانی و پند ناصحان را نمیتواند بفهمد لااقل از سگ عبرت بگیرد و کمتر از سگ نباشد. ولی در مورد انسانهای عاقل و محترم هرگز به خودمان اجازه نمیدهیم که چنین قیاسی بکنیم و تقلید رفتار یک حیوان را برای او پیشنهاد نماییم. زیرا اصل وفای به عهد متعلق به انسانها بوده  و از خصائل نیکوی انسانی است نه حیوانات و البته در برخی حیوانات درجاتی از این خصلتهای خوب وجود دارد ولی نه به قوت و استحکامی که در وجود انسان است. پس وجود درجاتی از ویژگیهای خوب در برخی حیوانها نباید در ذهن ما چنین القا نماید که حیوان را اصل فلان خصلت بدانیم و به او احترام فوق انسانی بگذاریم بلکه هر خصلت خوبی که در هر حیوانی هست صد البته درجات کاملتر و زیباتر آن در وجود انسانها است و خصائل خوب حیوانی از عیار بسیار پایینی نسبت به انسان برخوردار است. 
6- برخی از اصطلاحات محاوره ای رایج ، مردم را به اشتباه می اندازد و سوء برداشتهایی اتفاق می افتد و البته برخی افراد و جریانهای سود جو هم از این برداشتهای سطحی استفاده ی سوداگرانه میکنند و سعی میکنند احساسات عاطفی و گفتکوهای محاوره ای مردم را به عقاید تبدیل نمایند که باید مراقب این نوع القائات هم باشیم. نماد سازی یکی از شیوه های سلطه گران و استثمارگران و استحمارگران است.
بوزقورد.
درست کردن تصویری انسانی از یک گرگ وحشی کاریست که حتما در پشت آن یک برنامه ریزی دقیق بوده است. اما گرگ که سهل است کسانی قادر هستند تا از آشغال هم تصویری انسانی بسازند.
و البته اگر کسی میخواهد برای خود الگویی داشته باشد شایسته است که از میان انسانهای صالح و عالم و فاضل و دانشمند و فداکار برای خود الگو انتخاب نماید نه از میان حیواناتی که از خود شعوری ندارند و براساس غریضه رفتار میکنند!
در هر حال انسانهای محترم برای الگو شدن و نماد شدن و هویت شدن شایسته تر از حیوانات هستند اینطور نیست؟ 
آیا ما با این فرهنگ غنی تاریخی خویش، هیچ انسان وارسته ای را سراغ نداریم که در شجاعت و خانواده دوستی و آزادگی جای گرگ را بگیرد؟  آیا میتوان آزادگی گرگ را از مبارزان و مجاهدانی که جان خود را برای وطن داده اند برتر دانست ؟ آیا انصاف است که خصائل گرگ وحشی را به نام آوران فداکار وطن ترجیح داد. پس اگر قرار است که نمادی انتخاب شود آیا بهتر نیست از میان انسانهای شجاع و فهیم و آزاده ی تاریخ خودمان برگزیده شود؟  
مگر ما قهرمان کم داریم و آیا قحط الرجال است که بخواهیم از یک حیوان نماد درست کنیم؟ و بعد بنشینیم در باره اش تحقیق کنیم و فضائل عجیب غریب برایش پیدا کنیم یا بتراشیم که مقام خود را بالا ببریم؟  آیا شایسته است که فضائل گرگ را بشماریم که برای خود اعتبار کسب کنبم؟ آخر این چه منطقی است؟ 
مگر ما کم داریم انسانهای بلند مرتبه ای مثل شیخ محمود شبستری و شمس تبریزی و ستارخان و باقرخان و ثقه الاسلام و خیابانی و پرفسور هشترودی و علامه امینی و علامه طباطبایی و علامه جعفری و استاد شهریار و  . . . که از ایشان الگو بگیریم و برای دیارخود نمادشان کنیم؟ 
شرط می بندم که کسانیکه با زحمت فراوان در باره گرگ خاکستری تحقیق کرده اند و عمر خودرا بیهوده تلف کرده اند و از آن برای خود بت درست کرده اند چند جمله ی کوتاه هم در مورد شیخ محمود شبستری مطاله نکرده اند. شاید برخی اسمش را هم نشنیده باشند. پروفسور هشترودی و بقیه هم در میان هموطنانشان همینطور محجور هستند و به اندازه یک گرگ ارزش ندارند که مورد تحقیق و مطالعه واقع شوند.  آیا توهینی بزرگتر از این  میتواند باشد که یک ملت ، هموطنان خود را که اسوه ی آزادگی بودند و جان خویش را در این راه فدا کردند  رها کرده باشند و در یک حیوان وحشی به دنبال کشف آزادگی باشند؟ این قهرمانان ، چه کم از گرگ دارند؟
آیا این مردان بزرگ ، دارای آزادگی و عزت کافی نبودند که بتوانند به اندازه یک گرگ در دل ملت خویش جای بگیرند؟  
عوام فریبانه تر از این حرفها شاید نتوان یافت که میگویند : "بوزقورد تنها حیوانی است که خیانت نمیکند" آخر خیانت کاری بقیه ی حیوانات را چه کسی ثابت کرده است که به این کشف پوچ رسیده است؟  آیا مثلا نهنگ خیانت کار است؟ یا درنا یا بلبل خیانت کار هستند؟  اصلا خیانت کردن برای حیوان مفهومی دارد؟ 
دوست عزیزی که بنده را متهم میکنید که "چرا با گوشمان و شنیده هایمان زندگی کنیم در حالیکه بالاتر از گوشهایمان چشمانمان و بالاتر از هردو مغز و عقلمان میباشد" آیا این حرفها به نظر شما  عاقلانه است؟
در آخر عرض کنم که قرار دادن یک حیوان بعنوان نماد یک ملت ،  بالاترین توهین ها به انسانیت آن ملت است و همین نکته است که ما را ناراحت میکند. آیا به نظر شما این عجیب نیست که بنده که از انسانیت مردمم دفاع میکنم به خصومت با ملتم متهم میشوم آنهم از سوی کسانیکه همین مردم را به حیوان تشبیه میکنند ؟ آیا این عاقلانه است؟ درپایان بازهم از همه ی خوانندگان  محترم بخاطر نظرات سازنده شان تشکر میکنم و امیدوارم که همه ی ماانسانها به انسانیت بگراییم نه به حیوانیت!



نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٦/۱۱

اخیرا دیده شده است که عده ای با انگیزه های مرموز و موزیانه در یک اقدام بی معنی و خنده دار و  در عین حال عجیب و جعلی نوعی گرگ به نام بوزقورد یا گرگ خاکستری  را بعنوان نماد آذربایجان مطرح و تبلیغ میکنند.

این مطلب ، چیزی است که برای ما آذربایجانیها تازگی دارد. یعنی ما که عمری را بعنوان یک آذربایجانی سپری کرده ایم در طول  عمر خود چنین چیزی نه شنیده ایم و نه خوانده ایم وبا شنیدن آن به یاد لطیفه ی کسی می افتیم که میخواست برای شهر جدید التاسیس خود آثار باستانی بسازد. علاوه براینکه  این آثار باستانی که عده ای برای هویت جدید التاسیس خود درست کرده اند جدید است خنده دار و مضحک هم هست.  خنده دار بودن مطلب اینجاست که بعد از پنجاه سال عمر یکمرتبه چند تا جوان ناشی پیدا شوند و به ما بگویند که شما از قدیم قدیمها!!! نمادی داشتید که از آن خبر نداشتید و ما این مطلب تاریخی را کشف کرده ایم و میخواهیم شما ملت را از خواب غفلت بیدار کرده و مطلع تان سازیم. این سخن ، مثل این می ماند که  چندتا جوان بخواهند از قدیم برایت خاطره تعریف کنند. آیا خنده دار نیست؟ مزاح بودن قضیه برای ما کاملا روشن است ولی بهتر است از مضحک بودن آن بگذریم و سعی کنیم بشکل جدی به مسئله نگاه کنیم:

مدعیان این نماد جعلی میگویند که در قدیم گرگ خاکستری سمبل ترکها بوده و نتیجه میگیرند که به تبع آن نماد آذربایجانیها نیز هست و برای موجه جلوه دادن این عمل خود شروع به تمجید از این حیوان میکنند و خصلتهای تحسین برانگیز را به این حیوان نسبت میدهند. داستانهای عجیب و باور نکردنی میسازند و به طرق مختلف سعی دارند که به این نماد یک حالت تقدس بدهند. اما حقیقت چیست؟

الف- از لحاظ تاریخی : استفاده از نماد حیوانات توسط بشر به قبایل نیمه وحشی و دوران جاهلیت بشر برمیگردد و در اولین نگاه انسان را به یاد فیلمهای سرخپوستی می اندازد که افراد ، نام خود را از نام حیوانات اخذ میکردند مثل خرس سفید ، ببر سیاه ، بال عقاب ، ابر سفید ، گرگ خاکستری و . . . زمانی که جنگ بین قبایل یکی از اتفاقات عادی و پرتکرار بشر بود جنگجویان قبایل مثل سرخ‌پوستها کمابیش نامی برگرفته از خوی های جانوران داشتند و نامهایی چون «گاو نشسته»، «اسب دیوانه» و «خرس ایستاده» نام‌هایی پرافتخار در تاریخ قبایل نیمه وحشی بودند. و تقریبا در همه ی قبیله ها و  تیره ها و نژادها ، وضعیت به همین منوال بود و نامهایی که از نام یا خصائل حیوانات گرفته میشد از جذبه ی خاصی برخوردار بود و این نوع نامگذاری به صاحب نام ، نیروی جنگندگی خاصی می بخشید و از لحاظ روانی او را تقویت میکرد.

 

اما این نوع نامگذاری از کجا ناشی میشد؟ برای همه ما روشن است که نقش حیوانات وحشی و اهلی در زندگی بشر اولیه نقشی پررنگ و تعیین کننده بود. آنها به مقتضای نوع زندگی خود شاید هر روز با حیوانات وحشی یا اثرات آنها مواجه میشدند. ترس از حیوانات وحشی بر زندگی بشر سایه افکنده بود و شب نشینی های قبایل با بیان رویارویی های گاه وبیگاه مردان با حیوانات وحشی و شیوه های مبارزه با آنان رنگ و بویی حماسی به خود میگرفت. بشر اولیه در طول زندگی روزمره خود یا درحال درگیری با حیوانات وحشی یا درحال تعریف ماجراهای مربوط به آن بود. در بیان این ماجرا ها از ویژه گیها و قدرت حیوانات وحشی سخنها گفته میشد و تعریف و تمجید از قدرت حیوانها همراه با تحسین و مبالغه چاشنی مجالس میشد. طبیعی بود که مردان قبیله دوست داشتند که بر حیوانات غلبه کنند و برای اینکار لازم بود که مثل آنان درنده و جنگجو باشند و همین امر باعث میشد که با اینکه آنها از حیوانات وحشی ترس و نفرت داشتند اما نام آنها را بر خود میگذاشتند تا از خصوصیتهای آنها نیرو بگیرند و خود را در جنگ با آنها برتر ببینند.

 

نقش عنصر جهالت و ترس :  انسانهای اولیه از محیط اطراف خود شناخت بسیار محدودی داشتند و حیطه ی شناخت آنها به شهرها و روستاها وقبایل نزدیک به خود محدود میشد. آنها کره زمین را بدرستی نمیشناختند و درک درستی از بزرگی و کوچکی زمین نداشتند. آنها نمیدانستند پشت کوههای بلند چه خبر است و آنسوی دریاها و اقیانوسها به کجا وصل میشود؟

آنها که از کرویت زمین خبر نداشتند و نقشه آبها و خشکی های زمین را ندیده بودند و از کلیت و کیفیت زمینی که در آن زندگی میکردند بی خبر بودند از خود می پرسیدند که انتهای زمین کجاست و پس از اینکه زمین تمام شد چه چیزی آغاز میشود ؟ وچون از تنوع موجودات زنده اطلاع درستی نداشتند از خود میپرسیدند که بغیر از بشر چه نوع موجوداتی در سرزمینهای دور و یا در اعماق دریا زندگی میکنند ؟  و افسانه های دیوان و پریان از همین بی اطلاعی ها و تصورات موهوم ساخته میشد.

آنها از برتری انسان بر دیگر موجودات خبر نداشتند وحتی تقسیم بندی سه گانه ی  موجودات زنده به انسان وحیوان و گیاه وجود نداشت و بشر در بی اطلاعی کامل قرار داشت و در سایه وحشتی که از همین جهل و عدم شناخت ناشی میشد هر لحظه انتظار داشتند که موجودی قدرتمند تر و باهوشتر از انسان از پشت کوهها و دریاها فرا برسد و زندگی و سلامت آنها را تحدید کند و به همین علت بود که موجوداتی با هیکلهای درشت با شاخهایی در سر و قیافه هایی وحشتناک بنام دیو در ذهن بشر خلق میشد و برای آنها داستانها ساخته میشد و قهرمانانی هم برای مقابله با آنها در افسانه ها خلق میگردید.

تقدس یافتن نیروهای طبیعی : انسانها در قرون گذشته حیوانات و ستارگان و نیروهای طبیعت را بدرستی نمیشناختند و باد و خورشید و ماه و ابرها و برخی حیوانات قوی در نظرشان رازآلود بودند. آنها تحت تاثیر احساسات مبهم خود ، نمودهای طبیعی را به عنوان منشاء خیر و شر تلقی کرده و آنها را در تعیین سرنوشت خود تاثیر گذار میدانستند. بر همین اساس گاهی این احساسات آنقدر قوی بود که بشر اولیه را به پرستش نمودهای طبیعی تشویق میکرد بطوریکه آنها را تا حد تقدس بالا برده و  بجای خدا پرستش میکردند و خورشید پرستی و آتش پرستی و ماه پرستی و غیره نمونه ای از این فضای وهم آلود ناش از جهالت بشر است.

یکی از تاسف بار ترین جهالت بشری پرستش حیوانات بود. جهل بشر  به حدی بود که در برخی از مناطق زمین ، حیوانات مورد پرستش قرار میگرفتند و هنوز هم البته این جهالت تاسف بار ریشه کن نشده است. گاو پرستی ، گربه پرستی ، گرگ پرستی ، موش پرستی و غیره نمونه ای از این جهل عمیق است که در طول تاریخ بشر شاهد آن بوده ایم.

سمبل و نماد : بشر عصر جاهلیت ، هرچیزی را که مقدس میدانسته و می پرستیده است نقشی ازآن را بعنوان نماد و سمبل قوم و قبیله خود فرض کرده و آثاری از آن را در زندگی روزمره خویش مورد استفاده قرار می داده است. آنها نقش چیزهای را که مقدس میدانسته اند بر روی ابزار مختلف حک کرده و همراه با خود حمل میکردند و از آن نماد ، امید خیر و یاری و خوش یمنی داشتند.  آثاری که باستان شناسان از بشر اولیه کشف کرده است  مملو از تصاویر و نقش و نگارهایی از حیوانات و مظاهر طبیعی است. و آثار موجود در در ودیوار غارها و اشیای قدیمی گویای  این واقعیت است و همه ی ما نقشهایی از خورشید و ماه و گاو و شیر و . . . را آثار باستانی دیده ایم.

دلیل حفظ نمادهای قدیمی :  در یافتیم که نمادها و سمبل ها در طول تاریخ ، همگی حاکی از الهه بودن یا الهام بخش بودن آنها برای چنگهای قبیله ای بوده است. یعنی سمبل یک قوم یا بعنوان خدای قوم بوده یا در جنگها از آن الهام میگرفته اند. اما حال که بشر دروازه های علم را گشوده و محیط اطراف خود را شناخته و به ماهیت پدیده های طبیعی پی برده است و حتی نیروهای طبیعی را به خدمت گرفته و حیوانات قوی و عظیم الجثه را رام کرده و به خدمت خود در آورده است و حال که محدوده قدرت حیوانات برای انسان مشخص شده و توهمات مربوط به قدرت برتر حیوانات از بین رفته است چرا باز هم برخی از نمادها به زندگی خود ادامه میدهند؟

حال که انسان به دانش مناسبی برای شناخت محیط اطراف خود دست پیدا کرده است آیا بازهم عاقلانه است که کسی حیوانات را از انسان برتر دانسته و سرنوشت خود را متاثر از آنها بداند و حیوانات را سمبل خود قرار دهد ؟ یقینا هیچ عاقلی چنین اشتباهی را مرتکب نمیشود. پس دلیل معتبر ماندن برخی سمبلها و نمادهای عصر جاهلیت و قرون وسطایی چیست؟

جواب اینست که نمادهای مختلفی در طول تاریخ مورد استفاده ی بشر قرار گرفته است که عده ی زیادی از آنها به فراموشی سپرده شده و عده ای هم بنا به دلایلی هنوز هم استفاده میشود. یقینا علت از بین رفتن آنهایی که به فراموشی سپرده شده اند ، غیر موثر بودن آنها در تعیین خیر و شر سرنوشت بشری بوده است که به موازات افزایش آگاهی بشر ، آن نمادها نیز از زندگی او بیرون رفته اند. اما دلیل بقای نمادهایی که باقی مانده اند موثر بودن آنها نیست بلکه دلایل دیگری باعث باقی ماندن آنها شده است که بازهم ربطی به تاثیر آنها در زندگی بشری ندارد.

به عنوان مثال عقاب سر سفید نماد آمریکا است اما این فقط یک نماد است و هیچ آمریکایی به مقدس بودن عقاب اعتقاد ندارد . بلکه ممکن است آن را شکار هم بکنند. وهیچ آمریکایی بخاطر وجود نقش عقاب به پرچم کشور خود احترام نمیگذارد بلکه هر نقش دیگری هم بود باز هم همین کار کرد را داشت.

بعنوان مثالی دیگر ، شیر نماد انگلستان است اما هیچ جنبه ی تقدس ندارد بطوریکه از شیر در قفسهای باغ وحش در کنار دیگر حیوانات نگهداری کرده و یا در سیرکها بعنوان دلقک یا چیزی شبیه آن استفاده میکنند. ونماد شیر ربطی به اعتقادات مردم انگلیس ندارد. و بدون وجود نماد شیر هم افکار مردم انگلیس به همین صورت پابرجا خواهد بود. و بعید نیست که این نمادها هم روزی به دلیل بی خاصیت بودنشان ازبین بروند و به فراموشی سپرده شوند.

ب - از دیدگاه عقل و منطق :

آیا گرگ نماد قوم ترک بوده است ؟ بر فرض که در دوران جاهلیت بشر ، برخی از اقوام ترک برای گرگ تقدس قائل بوده و شاید هم آن را پرستش میکردند و از نماد گرگ نیرو میگرفتند و داستاها برایش میساختند و بر روی پرچم قبیله خود نقش گرگ میکشیدند. آیا این دلیل میشود که ما نیز به دوران جاهلیت برگردیم و از نمادهای قبایل عهد قدیم استفاده کنیم؟ 

اگر این نماد تا عصر حاضر هم زنده بود و از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته و اکنون هم مثل برخی از ملتهای دیگر جزوی از نمادهای ملی ما به حساب می آمد در این صورت مسئله شکل دیگری داشت وحرف دیگری بود و طور دیگری با آن مواجهه میکردیم. اما مسئله به این شکل نیست و نمادی بنام بوزقورد اگر هم در روزگاران خیلی قدیم بعنوان سمبل بکار میرفت اکنون قرنها است که دیگر مرده است و ما هیج ارتباطی بین خود و این نماد احساس نمیکنیم و این نماد برای ما کاملا ناشناخته است.

پس مطرح کردن این نماد از دو حالت خارج نیست : یا زنده کردن یک نماد مرده ی عصر جاهلیت است یا جعل کردن یک نماد خودساخته ، که در هردو حالت حساسیت ما برانگیخته میشود و ما از خود میپرسیم که چرا؟ و به چه نیت این کار سازمان یافته انجام میشود؟ 

جعل داستانهای ناشیانه و توهین آمیز : 

واضح است که عده ای میخواهند نمادهای عصر جاهلیت بشر ، مانند نماد گرگ خاکستری را که مرده و فراموش شده اند ، زنده کنند و یا نمادی جعل کنند و با اینکار به نیات مرموز خود برسند و برای آن هم داستانی مضحک و احمقانه و بعلاوه توهین آمیز ساخته اند.

 بر اساس این افسانه روزی دشمنان به سرزمین ترکان حمله کرده و ترکان در مقام دفاع تاآخرین نفر شجاعانه جنگیده و کشته می‌شوند .آخرین بازمانده زخمی این جنگ مهیب پسرکی بود که توسط گرگی از مهلکه نجات داده می‌شود . طبق این افسانه ، بر روی زمین غیر از آن پسرک ، ترکی نمانده بود . پس از چندی “نسل جدید ترک” از وصلت!!! پسرک ترک با گرگ پا به عرصه وجود می‌نهد و در نسل‌های بعدی آنها عاقبت امپراطوری عظیم "گؤک ترک" یا “ترکان آسمانی” (ترکهای آبی) را از دریای چین تا دریای سیاه بنا می‌نهند 

براستی این چه توهینی است که مدعیان دفاع از آذربایجان به ملت آذربایجان میکنند ؟ چرا اینگونه و با این روشهای احمقانه میخواهند ثابت کنند که گرگ که یک حیوان وحشی و درنده است نماد آذربایجان شریف است ؟ آیا میخواهند مردم آذربایجان را به درنده خویی و بی رحم بودن تشویق کنند؟  شرم آور تر اینکه براساس این افسانه ی موهن ، سعی میکنند آذربایجانیها را حاصل تجاوز یک انسان به یک حیوان معرفی نمایند!!! براستی چرا این گروه سعی میکنند با هر روش ممکن چنین القا کنند که  آذربایجانیها گرگ زاده هستند ؟ 

انسان از تصور این جمله های شرم آور در مورد دشمن خود هم حیا میکند. چه رسد به اینکه آنها را به ملت خود نسبت بدهد. البته توهین کنندگان بدانند و میدانند که جایی در بین مردم ندارند و این افکار کهنه و قرون وسطایی برای انسان فهیم امروزی و مخصوصا آذربایجانیهای پیشرو  ارزشی ندارد.

 

ج - از دیدگاه حکمت خداوند :

از دیدگاه دیگر نیز اگر به این قضیه نگاه کنیم بدیهی است که خداوند متعال هر حیوانی را با خصلتهایی آفریده است و ممکن است این خصلتها در نظر ما برخی خوب و برخی بد باشد  اما واقعیت این است که همه ی این خصلتها لازمه ی بقای حیات است و خوب یا بد بودن خصلتهای فوق فقط از نظر ما انسانها معنی پیدا میکند.

 

همه حیوانات از ویژه گی های یکسانی برخوردار نیستند و هر حیوانی ویژه گیهای غریزی مخصوص به خود را دارد و ما انسانها در طول سالیان دراز  با شناختی که از حیوانات بدست آورده ایم دریافته ایم که در هر حیوانی یک خصلت ویژه وجود دارد که از بقیه ویژه گیهای آن قوی تر است و بر این اساس به حیوانات مختلف لقبهای مختلفی داده ایم. مثلا در متون مختلف با ترکیبهای زیر بسیار برخورد کرده ایم : سگ وفادار ، اسب نجیب ، روباه مکار ، شیر سلطان جنگل ، گرگ درنده و بی رحم، موش دزد ،  خرگوش باهوش و . . . 

ولی یک نکته ی اساسی این است که همه صفتهای خوب برخی حیوانات ، بصورت قویتر در وجود انسانها موجود است و خصلتهای پسندیده در انسانها از حیوان کاملتر و متعالی است و به هیچ وجه برازنده ی انسان نیست که به دلیل وجود یک خصلت خوب در یک حیوانی آن حیوان را بعنوان نماد خود برگزیند مخصوصا اگر آن حیوان به وحشی گری و درنده خویی معروف باشد.

د: از دیدگاه فرهنگ عامه آذربایجان :

البته واضح است که کسانی که سعی میکنند با این اقدام مضحک نماد گرگ را برای مردم تحمیل کنند و در بین مردم تقدس ببخشند دزدانی هستند که در کمال ناشیگری به کاهدان زده اند زیرا برچسبی را انتخاب کرده اند که حتی با قویترین چسبها هم به مردم آذربایجان نمیچسبد زیرا روشن است که  گرگ در ادبیات عامه ی ما به نامردی و وحشی گری و چپاول مشهور است و در بین روستائیان  معروف است که میگویند گرگ آنقدر نامرد است که انبوه گوسفندان یک گله را میکشد و تکه پاره میکند ولی فقط یکی را میخورد و در داستانهای فرهنگ عامه مردم آذربایجان نفرت از گرگ بیش از هر چیز به چشم میخورد. و اصلا در فرهنگ مردم ما هیچ قرابتی با گرگ احساس نمیشود و گرگ از منفور ترین حیوانات نزد مردم آذربایجان است. نگاهی گذرا به داستانهای قدیمی و فرهنگ عامه و ضرب المثلها ، این حقیقت یعنی منفور بودن گرگ را برملا میکند
 
 
 
 با اینکه اینگونه نمادها در بین مردم جایی ندارند اما مسئولان و نهادهای علمی و فرهنگی وظیفه دارند تا با روشنگری های مناسب خود ، مردم و جوانان را از نیات پوچ این گروهها آگاه سازند و امکان آسیب رسانی این تبلیغات سوء را به حداقل برسانند. 
 
 
 فاعتبروا یا اولی الابصار
 
 
 
مطلب مرتبط.
 



مطالب اخیر شعری از آیت‌الله صافی گلپایگانی در انتقاد از کوروش گرایی پر کاربردترین مشاغل پاسخ امام حسن به پادشاه روم دعای ذوالقرنین بوی جوی مولیان لحظه اعلام مذهب شیعه بعنوان مذهب رسمی ایران(عکس) تست - آیا مشکل پرشین بلاگ برطرف شده است؟ مشکلات پرشین بلاگ کلافه کننده شده است کلید سعادت چیست ؟ ملا احمد نراقی
کلمات کلیدی وبلاگ حکمت (٩٠) آمریکا (٦٦) رفسنجانی (٤۱) شعر (٤٠) حدیث (۳٤) امام حسین (۳٠) امام علی (٢٧) دعا (٢٦) عاشورا (٢٥) روحانی (٢٥) حضرت محمد (٢۳) انتخابات ریاست جمهوری (٢٠) احمدی نژاد (۱٩) امام خامنه ای (۱٩) قرآن (۱۸) غرب (۱٧) نماز (۱٤) حکایت (۱۳) علم (۱۳) خدا (۱۳) محرم (۱٢) اسلام (۱۱) اسرائیل (۱۱) حجاب (۱۱) امام صادق (۱٠) خاتمی (۱٠) امام خمینی (۱٠) انسان (٩) رمضان (٩) میرحسین موسوی (٩) فساد (۸) شهریار (۸) صادق هدایت (٧) نجوم (٧) فتنه (٧) سبک زندگی (٧) امام زمان (٦) حضرت زهرا (٦) یارانه ها (٦) مصائب (٦) زیارت عاشورا (٦) جمهوری اسلامی (٦) اعمال (٦) شهید (٦) دروغ (٥) آزادی (٥) عشق (٥) سیاست (٥) هنر (٥) کربلا (٥) جنگ (٥) فلسطین (٥) آذربایجان (٥) جغرافیا (٥) روزه (٥) امام جواد (٥) جمعیت (٥) زلزله تبریز (٥) ویروس فرهنگی (٤) عیدفطر (٤) محرم و صفر (٤) بوز قورد (٤) اصلاح طلبان (٤) عید غدیر (٤) قدس (٤) امام حسن (٤) عید نوروز (٤) نوحه (٤) مادر (٤) یهود (٤) ازدواج (٤) حقوق بشر (٤) انقلاب (٤) ماهواره (٤) امام رضا (٤) ایمان (٤) زندگی (۳) ashura (۳) هاشمی (۳) زن (۳) کامپیوتر (۳) تورم (۳) عدالت (۳) دموکراسی (۳) خانه (۳) خامنه ای (۳) شاه (۳) شیطان (۳) گل (۳) اینترنت (۳) تکنولوژی (۳) تبریز (۳) غزه (۳) سال نو (۳) روحانیت (۳) انگلیس (۳) امام سجاد (۳) راستگویی (۳) امام هادی (۳) اجابت دعا (۳) گرگ خاکستری (۳) عنایت خدا (۳) حقوق انسان (٢) قرآن سوزی (٢) تساوی زن ومرد (٢) نا امیدی از خدا (٢) فساد در سینما (٢) عالمان بی عمل (٢) ملی-مذهبی (٢) مذاکرات هسته ای (٢) 10 میلیارد تومان (٢) 9 دی (٢) خشونت علیه زنان (٢) تست شخصیت (٢) وام بانکی (٢) جلیلی (٢) فضولی (٢) جنبش عدم تعهد (٢) مطهری (٢) ترک (٢) صهیونیسم (٢) صلوات (٢) پهلوی (٢) شب قدر (٢) ریا (٢) علوم تجربی (٢) سنائی (٢) عمل (٢) 5+1 (٢) علامه جعفری (٢) هندوانه (٢) شعبان (٢) یاحسین (٢) قضاوت (٢) پیامبران (٢) زمین (٢) انفاق (٢) توبه (٢) نذر (٢) شیر (٢) 29 بهمن (٢) سوریه (٢) پدر و مادر (٢) سوال (٢) عبادت (٢) زمان (٢) مناجات (٢) دزد (٢) معجـزه (٢) شیعه (٢) عباس (٢) عقل (٢) شریعتی (٢) زینب (٢) بهمن (٢) کودک (٢) خمینی (٢) منافق (٢) عید (٢) عرفه (٢) نیایش (٢) بهشت (٢) تروریست (٢) تحریم (٢) زبان (٢) فیلم (٢) گرانی (٢) اندیشه (٢) سینما (٢) انتظار (٢) دنیا (٢) جوک (٢) خنده (٢) ایران (٢) دانش (٢) دل (٢) فلسفه (٢) آرزو (٢) تربیت (٢) چشم (۱) شجریان (۱) تمدن (۱) طلا (۱) باران (۱) انتخابات مجلس (۱) مجلس (۱) توکل (۱) قیامت (۱) قبله (۱) نگاه (۱) فوتبال (۱) صبر (۱) مسابقه (۱) بازی رایانه ای (۱) رنگ (۱) دین (۱) نوکیا (۱) تاریخ (۱) شادی (۱) قلب (۱) سکوت (۱) ترس (۱) نفرت (۱) طنز (۱) تولد (۱) وبلاگ (۱) موبایل (۱) ورزش (۱) غم (۱) مذاکره (۱) مسلمان (۱) المپیک (۱) ابلیس (۱) کافر (۱) قانون (۱) عطار (۱) کوروش (۱) عمر (۱) پیام کوتاه (۱) ترافیک (۱) مهاجرت (۱) مجازات (۱) قم (۱) حج (۱) علی (۱) لطیفه (۱) اصلاحات (۱) آقا (۱) آسمان (۱) قبر (۱) لذت (۱) پزشک (۱) زرتشت (۱) روزی (۱) انیشتین (۱) نوشتن (۱) سانسور (۱) ابر (۱) گفتار (۱) مغز (۱) والدین (۱) تسلیت (۱) شرق (۱) ماسک (۱) خیانت (۱) امتحان (۱) راه (۱) جهان (۱) طبیعت (۱) روشنفکری (۱) فیلترینگ (۱) ظهور (۱) حزب (۱) اربعین (۱) تفسیر (۱) بحرین (۱) شجاعت (۱) پروین اعتصامی (۱) بدبختی (۱) دمکراسی (۱) وحی (۱) حماقت (۱) اوستا (۱) نظم (۱) ویکتورهوگو (۱) انجمن حجتیه (۱) سلوک (۱) فریب (۱) خشک و تر (۱) سجده (۱) گناه (۱) احزاب (۱) غرور (۱) امامت (۱) توسل (۱) زیبایی (۱) الله اکبر (۱) بهداشت (۱) دانستن (۱) وحدت (۱) سحر (۱) روسیه (۱) روح (۱) دوزخ (۱) نیما (۱) انشتین (۱) گوش (۱) خرافه (۱) انبیا (۱) عزا (۱) حکومت دینی (۱) فاتحه (۱) بینایی (۱) روز جهانی قرآن (۱) چادر (۱) جوک ترکی (۱) تخیل (۱) چمران (۱) سلیمانی (۱) بایاتی (۱) جبر (۱) تخصص (۱) استغفار (۱) بسیجی (۱) کهکشان (۱) قاضی (۱) جامعه اطلاعاتی (۱) ادیسون (۱) حجامت (۱) سرمایه داری (۱) اصول گرایی (۱) ذکر (۱) جوجه (۱) نسبیت (۱) حیا (۱) سید احمد خمینی (۱) بیمارستان (۱) کلاهبرداری (۱) مشایی (۱) اصلاح طلبی (۱) کعبه دل (۱) شبهات (۱) تعهد (۱) شاید وقتی دیگر (۱) شمس تبریزی (۱) عبدالله نوری (۱) برکت (۱) بودا (۱) دیکتاتور (۱) تکلیف (۱) تفکر (۱) جوان (۱) الهی (۱) شناخت (۱) سلامتی (۱) میهن (۱) اختیار (۱) پیام نوروزی (۱) تناقض (۱) جوانی (۱) اهل سنت (۱) قبرستان (۱) حضرت یحیی (۱) امام کاظم (۱) فتح (۱) یوم الله (۱) حلزون (۱) نبوغ (۱) برنارد شاو (۱) حقارت (۱) راه قدس (۱) یتیم نوازی (۱) جهانی سازی (۱) فیس بوک (۱) اسم اعظم (۱) دانایی (۱) فرمانده (۱) تجارت الکترونیک (۱) حاج همت (۱) انرژی هسته ای (۱) اطلاعات عمومی (۱) نیمه شعبان (۱) حزب الله (۱) امام محمد باقر (۱) رجب (۱) مبارزه با نفس (۱) غضب (۱) اقوام ایرانی (۱) هاوایی (۱) گردن بند (۱) شیخ (۱) لیبرال (۱) فرومایه (۱) امام موسی کاظم (۱) مختارنامه (۱) حضرت ابراهیم (۱) جزیره برمودا (۱) 14 معصوم (۱) حضرت ابوالفضل (۱) اصول دین (۱) حضرت نوح (۱) جبر و اختیار (۱) حق الناس (۱) طرح ولایت (۱) امداد غیبی (۱) جنبش سبز (۱) بیداری اسلامی (۱) نداآقاسلطانی (۱) میکروسکوپ افکار (۱) سود بانکی (۱) ضداسلام (۱) خواب و بیدار (۱) تعویذ (۱) علم غیب (۱) خواستن توانستن (۱) تقلید سیاسی (۱) فراماسون (۱) sms تبریز (۱) اس ام اس تبریز (۱) استاد عالی نسب (۱) نشانه برای فردا (۱) توافق نامه ژنو (۱) شهبد (۱) حضرت زکریا (۱) خوض در باطل (۱) آدمخواری (۱) وضوی صفر و یکها (۱) لاحول (۱) جهنمہ (۱) نقض غرض (۱) جام دیجیتال (۱) خسرو زارع فرید (۱) کارتهای بانکی (۱) شرکت انیاک (۱) شبکه شتاب (۱) تنگه برینگ (۱) سیلی ایام (۱) توحش (۱) حرز (۱) راهزن (۱) بهشت احمقها (۱) ساده لوحی (۱) آفتاب پرست (۱) فتح ایران (۱) مدیرکل (۱) زمزمه های تنهایی (۱) سال پول (۱) بانوی شعر ایران (۱) پهلوی2 (۱) کفش کتانی (۱) قوم پارس (۱) شعار سال (۱) امام نقی (۱) سوره کوثر (۱)
دوستان من برهان سایت زیبای قرآن شیعه 24 نقد مدرنیته مشاوره کسب و کار پرتال زیگور طراح قالب