جورج برناردشاو، شخصیتی جهانی و بزرگترین نویسنده انگلستان است که نزدیک 60 سال پیش در حدود 95 سالگی فوت کرده است . او در ۲۶ ژوئیه ۱۸۵۶ در دوبلین کشور ایرلند متولد شد و در ۲ نوامبر ۱۹۵۰ در هرتفوردشایر , انگلیس فوت کرده است او نمایش‌نامه‌نویس سبک کُمیک و منتقد ادبی است و مشهورترین آثار او سنت ژان و کسب و کار خانم وارن است



از او به‌عنوان پرقدرترین نمایش‌نامه نویس بریتانیایی پس از شکسپیر و یکی از نافذترین رساله‌نویسان یاد می‌کنند. برنارد شاو همچنین یکی از برترین نقادان موسیقی و تئاتر نسل خود محسوب می‌شده‌است.
او برای نمایشنامه سنت ژان، در سال ۱۹۲۵ میلادی به دریافت جایزه ادبی نوبل ، نائل آمد.

از دیگر آثارش می‌توان به سلاحها و انسان ها - کاندیدا - سزار و کلئوپاترا - بشر و فوق بشر - ماژور باربارا و پیگمالیون را نام برد.


از سخنان معروف اوست : شما همه جیز‌ها را آنگونه که هست می‌بینید و  می‌پرسید که "چرا ؟" و من چیزها را آنگونه که هیچوقت نبوده‌اند تصور می‌کنم و می‌پرسم "چرا که نه؟"

 

او در باره پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد (ص) حرفهای تعجب برانگیز و غیر منتظره ای زده است . او میگوید :

 

I have always held the religion of Muhammad in high estimation because of its wonderful vitality. It is the only religion, which appears to me to possess that assimilating capacity to the changing phase of existence, which can make itself appeal to every age

من همیشه نسبت به دین محمد صلی الله علیه و آله بواسطه خاصیت زنده بودنش نهایت احترام را داشته ام. به نظر من اسلام تنها دینی است که دارای آنچنان خاصیتی است که می تواند تغییرات گوناگون را به خود جذب کند و خود را با اشکال و صور هر عصر منطبق سازد.

If any religion had the chance of ruling over England, nay Europe within the next hundred years, it could be Islam
 
اگر که دینی  بتواند امکان حکمرانی بر انگلستان ، نه; بلکه  اروپا را در صد سال آینده پیدا کند، آن می تواند اسلام باشد.

I have prophesied about the faith of Muhammad that it would be acceptable to the Europe of tomorrow as it is beginning to be acceptable to the Europe of today

من درباره دین حضرت محمد صلی الله علیه و آله چنین پیش بینی کرده ام که کیش او در آینده برای اروپا پذیرفته خواهدشد همانطور که در اروپای امروز هم پذیرش آن آغاز شده است.

I have studied him - the wonderful man and in my opinion for from being an anti-Christ, he must be called the Savior of Humanity

من زندگی و کار محمد را مطالعه کرده‌ام، به عقیده من نه تنها او ضد مسیح نیست، بلکه او را باید نجات دهنده عالم بشریت دانست.

I believe that if a man like him were to assume the dictatorship of the modern world he would succeed in solving its problems in a way that would bring it the much needed peace and happiness

من معتقدم که اگر مردی مانند پیامبر اسلام فرمانروایی مطلق جهان عصر جدید را احراز کند طوری در حل مسایل و مشکلات جهان توفیق خواهد یافت که صلح و سعادتی را که بشر به شدت احتیاج دارد برای او تأمین خواهد کرد.

و در ادامه میگوید :

او را باید منجی بشریت خواند.

او عالی ترین مردی بود که روی زمین پا گذاشته است.

او به دین دعوت کرد. یک تمدن را پایه گذاری کرد. ملتی را بنا نهاد. اخلاق را نهادینه کرد. اجتماعی زنده و قدرتمند ایجاد کرد تا آموزش های او را به صحنة عمل آورند و دنیای تفکر و رفتار انسانی را برای همیشه و به طور کامل منقلب کرد.

نام او «محمد» است. در سال 570 بعد از میلاد، در عربستان چشم به جهان گشود. رسالت خود برای دعوت به دین راستین (اسلام) را در سال چهلم عمر خود آغاز کرد و در شصت و سومین سال عمرش با جهان وداع گفت. در مدت کوتاه 23 سال از پیامبری اش به پرستش خدای یگانه رهنمون شد. وی مردم را از جنگ و نزاع های قبیله ای رهانید و به اتحاد و همبستگی ملی رسانید.

او در این مدت، مردم را از هرزگی و مستی به اعتدال و پرهیزکاری، از بی قانونی به زندگی نظام مند، و از تباهی به بالاترین معیارهای تعالی اخلاقی هدایت کرد.

تاریخ بشری چنین دگرگونی کامل را از جانب یک شخص یا در مکان دیگر قبل از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله یا پس از او نشناخته است.

تصور همه این عجایب باور نکردنی در طی این دو دهه نخست است.