بهترین پروین دنیا ، ستاره درخشان آسمان شعر و ادب

حدود 70  سال پیش  زن 35 ساله جوانی  را در حرم حضرت معصومه (س) درشهر قم در دل خاک دفن کردند که در عین جوانی سخنان نغزی را  در قالب اشعار دلنشین گفته است که شنونده اگر شاعر را نشناسد گمان میکند که این سخنان از دهان یک پیرمرد دنیا دیده و با تجربه  ی سرد و گرم روزگار چشیده خارج شده است . بشنوید :

جمشید ساخت جام جهان بین از آن سبب  

کآگه نبود از اینکه جهان جام خود نماست

زنگارهاست در دل آلودگان دهر  

هر پاک جامه را نتوان گفت پارساست

ایدل غرور و حرص و زبونی و سفلگی است     

ای دیده، راه دیو ز راه خدا جداست

 این دختر زیر 30 سال که با این جرات مثال زدنی میتواند به جام جم طعنه بزندکیست ؟ او چه درونمایه ای دارد که اینگونه قاطع و برنده  و از جایگاه حکما سخن میگوید ؟ گذشت زمان نشان داد که او نادره روزگار بوده و این قدرت کلام از فهم والای این جوان بر میآید. او کیست ؟

او بانوی شعر ایران یعنی پروین اعتصامی است .  این شاعره گرانقدر در سال 1285  شمسی در تبریز به دنیا آمد و در 30 سالگی به تشویق ملک الشعرای بهار دیوان شعر خود را منتشر کرد و 5 سال بعد در سال 1320 در تهران به بیماری حصبه در گذشت و در قم مدفون گردید.

او در سوگ خویش هم برای سنگ مزار خود شعر زیبایی گفته و خود را به حق ستاره درخشان آسمان ادب نامیده است :

اینکه خاک سیه اش بالین است               اختر چرخ ادب پروین است

گرچه جز تلخی از ایام ندید        هرچه خواهی سخنش شیرین است

 

پروین اعتصامی

 

من شعر  محتسب او را بسیار دوست دارم :

محتسب، مستی به ره دید و گریبانش گرفت
مست گفت ای دوست، این پیراهن است، افسار نیست

گفت: مستی، زان سبب افتان و خیزان میروی
گفت: جرم راه رفتن نیست، ره هموار نیست

گفت: میباید تو را تا خانه‌ی قاضی برم
گفت: رو صبح آی، قاضی نیمه‌شب بیدار نیست
 
گفت: نزدیک است والی را سرای، آنجا شویم
گفت: والی از کجا در خانه‌ی خمار نیست

گفت: تا داروغه را گوئیم، در مسجد بخواب
گفت: مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست

گفت: دیناری بده پنهان و خود را وارهان
گفت: کار شرع، کار درهم و دینار نیست

گفت: از بهر غرامت، جامه‌ات بیرون کنم
گفت: پوسیدست، جز نقشی ز پود و تار نیست

گفت: آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه
گفت: در سر عقل باید، بی کلاهی عار نیست

گفت: می بسیار خوردی، زان چنین بخود شدی
گفت: ای بیهوده‌گو، حرف کم و بسیار نیست

گفت: باید حد زند هشیار مردم، مست را
گفت: هوشیاری بیار، اینجا کسی هشیار نیست

 

خدا رحمتش کند


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: پروین اعتصامی , بانوی شعر ایران


تاريخ : ۱۳٩۱/۱/۱٦ | ٩:٢٥ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.