پشت پنجره اتاق کارم  ،   ساعت 16:30

. . . درخشنده ترین ابرهای طلایی رنگ عصر گاهی ، امید بخش و نشاط آور عبور میکند و ابرهای سیاه از پشت سرشان سایه به سایه  می آیند . ابرهای سیاه حس مرموزی دارند . دلگیر میشوی . . . کاش نمی آمدند . . . اما . . .  تا ابرهای تیره نیایند باران نخواهد بارید ! آیا از آمدن ابرهای تاریک دلگیر شویم؟ یا از امید بارش باران خوشحال ؟

خدایا براستی چرا برای آمدن باران ، باید ابر سیاه را تحمل کنیم ؟  چه میشد اگر از ابرهای روشن شوق انگیز باران می بارید ؟ چه  هنگامه با شکوهی میشد  اگر میشد! یارب کی خواهد آمد آن حکمت نوین تو ؟  باران در هوای روشن !

...

اللهم عجل لولیک الفرج