جوادزاده
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ جوادزاده
آرشیو وبلاگ
      راستگویی - دانایی - نظم (یادداشتهای روزانه)
درسی که باید آقای روحانی از احمدی نژاد بگیرد نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٤/٩

 

آقای حسن روحانی در جریان یک انتخابات پرشور و از لحاظ مشارکت ، کم نظیر و درعین حال  سالم و شفاف و با رای قاطع ملت به رئیس جمهوری رسیده است. هیچ کس به آراء آقای روحانی اعتراضی نکرده است و رقبای اصولگرای ایشان با متانت و نجابت مثال زدنی ، پیروزی او را تبریک گفته اند و برایش آرزوی موفقیت کرده اند و حتی به دیدار او رفته و حضورا پیروزی او را به رسمیت شناخته اند. همه به انتخاب ایشان احترام گذاشته اند و کسی از تقلب در انتخابات صحبت نکرده است و هیچ کس سعی نکرده است که شیرینی پیروزی او را در کام او و درکام ملت تلخ نماید. و این یک فرصت بسیار با ارزش و استثنایی است که آقای روحانی باید آن را قدر بداند.

 

آقای روحانی خود بارها و به صراحت گفته است که نماینده ی هیچ گروه سیاسی نیست و به همه مردم تعلق دارد. از این رو جریانهای سیاسی نیز باید به این شیوه ی رئیس جمهور محترم احترام قائل شده و او را در اداره کشور تحت فشار نگذارند.

به نظر می آید که بزرگترین چالش آینده ی رئیس جمهور منتخب  سهم خواهی ها و پدرسالاریها و مالکیت طلبی ها خواهد بود. اینکه عده ای بخواهند شان رئیس جمهور را در حد یک مرید سیاسی تنزل دهند و با برخوردهای  قیم مابانه حیطه ی عملکرد او را تنگ کنند و بخواهند چنین جلوه دهند که رفتار رئیس جمهور باید با معیار ارزیابی ایشان ارزش گذاری شود ، این یک جفای آشکار به رای ملت است.

آنهایی که برای دیدار رئیس جمهور میروند برای این نمیروند که ببینند که آیا کارهای رئیس جمهور خوب پیش میرود یا نه ؟  بلکه برای این میروند که تبریک بگویند و شاید هم  اعلام آمادگی نمایند که رئیس جمهور از مساعدت آنها در صورت نیاز بهره ببرد.

اینکه یک رئیس جمهور اسبق به دیدار رئیس جمهور منتخب برود و بگوید که آمده ام تا ببینم که کارها خوب پیش میرود یانه ؟  این اصلا نشانه ی خوبی از مواجهه سالم و منطقی با جایگاه رئیس جمهور نیست. البته شاید میان دو شخص علقه هایی وجود داشته باشد اما روابط شخصی نباید جایگاههای اجتماعی عالیرتبه را تحت سلطه خود بگیرد. علاوه براینکه هیچ کس نباید خود را مسلط به رئیس جمهور معرفی نماید ،  حتی خود رئیس جمهور هم حق ندارد که نقش مرید سیاسی کسی را بازی کند.

از تاریخ باید عبرت گرفت و نباید گذاشت تا عبرتهای تاریخی آنهم به این زودی به فراموشی سپرده شود . اتفاقا یکی از روزنه هایی که آقای احمدی نژاد نیز از آن سوراخ آسیب دید و انتقادهای تندی را روانه ی خویش کرد و بخش عمده ای از دوستدارانش را از دست داد همین بود که نقش یک مرید را بازی کرد. از همان زمان که آقای احمدی نژاد نقش مریدی آقای مشایی را علنی کرد از چشم ملت افتاد و طرفدارانش مثل برگ خزان ریزش کردند و در میدان سیاست تقریبا تنها ماند و ملت دیگر شخصیتی مستقل برای او تصور نمیکردند و از حضور او در راس قوه مجریه نگران بودند.

همین خطر آقای روحانی را نیز تحدید میکند و نیازمند هشیاری اوست . آقای روحانی باید از سرنوشت آقای احمدی نژاد عبرت بگیرد و در دام این بلای مشابه نیافتد. دیگران هم اگر به سلامت کشور علاقه مند هستند باید خویشتن داری کنند و جایگاه عالیرتبه ی رئیس جمهور را با دخالتهای سلطه گرانه ی خویش متزلزل نکنند. این به نفع ملت و خودشان است.

 

  نظرات ()
آقای روحانی ما را پشیمان کن! نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/٢۸

آقای روحانی ما 48 درصد از مردم به شما رای نداده ایم ولی این دلیل نمیشود که از ثمر بخشی برنامه های شما برای اعتلای اسلام و ایران و انقلاب قطع امید کرده باشیم ما برای عدم انتخاب شما دلایلی داشته و داریم اما امروز منصفانه نگاه میکنیم و میبینیم که بوی اعتدال از حرفهای شما به مشام میرسد. احساس میکنیم که دولت شما اعتدال را جدی خواهد گرفت و امیدواریم این احساس ما به واقعیت نزدیک باشد و معتقدیم که در این صورت ، یک فرصت طلایی و مغتنم برای کشور ایجاد خواهد شد.

ما اکثریت قاطع قریب به اتفاق مردم ایران هستیم که بخشی از ما در قالب جمعیت 48 درصدی ظاهر شدند که به دلایلی به شما رای ندادند و بخش دیگری از ما هم به دلایلی در میان رای دهندگان به شما هستند .

من بعنوان کسی که به شما رای نداده است میگویم که در این روزهای نخستین بعد از انتخابات که حرفهای شما شنیده میشود احساس میشود که اعتدالگرایی از جانب شما جدی گرفته شده و فقط بعنوان شعار انتخاباتی نبوده است . اگر چه در میان سخنانتان مواردی هم هست که میتوان به آن اعتراض کرد اما کلیات مطالب شما در راستای اعتدالگرایی و تدبیر برآورد میشود و این مایه ی بسی امیدواری است و البته مناسبت دارد با اینکه دولت شما نیز با نام دولت تدبیر و امید معرفی شده است. خدمت شما اطمینان میدهیم که ما به مطالبات یکجانبه گرایانه  و سخنان فتنه انگیز افراط گران  که سعی میکنند با زیرکی شما را نماینده جناح خود بدانند وعملا از نمایندگی عامه ی مردم ساقط نمایند وقعی نمی نهیم و همچنین به دوستان و دلسوزان تندرو هم اعلام میکنیم که از موضع گیری های تند و بی جا پرهیز نمایند و بدانند که با اینکار در پازل دشمن حرکت میکنند.

 از شما میخواهم که تسلیم مطالبات جناحی نشده و نیز از تحرکات تندرو های جناحین متاثر نشوید و  به راه اعتدال و تدبیر خود وفادار بمانید و به این طریق ، منش های تندروی زودگذر را در جامعه به میانه روی پایدار تبدیل نمایید.

ما با شناختی که از سوابق شما داریم معتقدیم که قسمت اعظم خواسته های ما خواسته های شما نیز هست و نقاط افتراق ما با شما در مقابل  فصل مشترک آرمانهای مان کاهی در مقابل کوه است و به همین جهت امیدواریم که شما با حرکت در راستای آرمانهای اسلامی و توجه به متن اصول انقلاب و اسلام اقدامات حاشیه پردازان  را خنثی نموده و به همدلی جامعه قوت ببخشید.

ما فکر میکنیم که شما نیز معتقد هستید که نظام جمهوری اسلامی که محبوب دل و آرزوی دیرین مسلمانان است بدون وجود پایه های اصلی آن تبدیل به یک بسته بندی توخالی خواهد شد که بود و نبود آن برابر خواهد بود و اصل ولایت فقیه آنچنان که امام الگوی آن را نشان دادند اصلی ترین رکن این نظام است و تقویت همه جانبه ی این رکن و حرکت در مسیر آن از اهم وظایف مردم و مسئولین و بخصوص ریاست جمهوری است.

ما فکر میکنیم شما نیز معتقد هستید که نظام اسلامی وظیفه دارد که در برابر ترویج فساد در جامعه عکس العمل نشان دهد و در راه مبارزه با فسق و فجور و مظاهر خدا ستیزی گام بردارد و در صورتیکه دولت اسلامی به بهانه های مد روز بخواهد در مقابل مظاهر فساد ساکت بماند در این صورت قید اسلامی بودن در عنوان جمهوری اسلامی معنی خود را از دست میدهد و در این صورت رئیس دولت اسلامی  به رئیس یک دولت بی دین تنزل میکند و راه مخالفت با خدا را در پیش میگیرد.

ما فکر میکنیم شما نیز معتقد هستید که انقلابی که به منظور مبارزه ی با ظلم و فساد و بی دینی بوجود آمده است در دوران حاکمیت خویش نیز باید به همین شعار ها پایبند باشد و یاری مظلومان را نباید به بهانه های بظاهر حقوق بشری از خود ساقط نماید.

ما فکر میکنیم شما نیز معتقد هستید که در معرکه ی نبرد بین حق و باطل که امروزه در جنگ بین مسلمانان و اسرائیل نمود یافته است بی طرفی هیچ معنایی ندارد و در زمانی که مظلوم در زیر پای ظالمان لگد مال میشود هرکس که پشتیبانی مظلوم را از خود ساقط نماید بلافاصله خود را در کنار ظالم و پشتیبان ظالم قرار داده است و در این مورد خاص حد وسطی وجود ندارد. در مواجهه ظالم و مظلوم یا یاور مظلوم هستی یا شریک ظالم و در این معرکه "بی طرف بودن" عبارتی است که عینیت خارجی ندارد.

ما فکر میکنیم شما نیز معتقد هستید که جو جامعه باید طوری باشد که فساد جرات خودنمایی آشکار نداشته باشد و هرگز  به بهانه ی آزادی سلایق نباید زمینه را برای حمایتهای اجتماعی  از مفسد مهیا کرده و در نتیجه   جو جامعه را برعلیه امر به معروف و نهی از منکر مخاطره آمیز نمود تا خدا نکرده جو برگردد و کسی جرات امر به معروف کردن را نداشته باشد. یقین بدانیم که اگر جرات را از امر به معروف بگیریم آن را به فساد هدیه داده ایم.

ما فکر میکنیم که شما نیز معتقد هستید که برخورداری اشراف و محرومیت توذه ی مردم حق طبیعی آنها و اراده ی حتمی خداوند و مورد رضای او نیست .

ما فکر میکنیم که شما نیز معتقد هستید که دولتی که به اشرافیت بگراید و حصار ذخیم رفاه طلبی و انحصار را بر گرد خود ببافد هرگز موفق با استیفای حقوق عامه مردم نمیشود.

ما فکر میکنیم که شما نیز معتقد هستید که امام علی در شیوه ی حکومت داری هرگز به سمت رفاه طلبی خویش و کارگزارانش گام برنداشت. و حاکمانی که به بهانه های مختلف به رفاه طلبی خویش راضی میشوند نمیتوانند ادعای شیعه امام علی را بنمایند حتی اگر سخنان امام علی را از همه بیشتر بر زبان برانند.

ما فکر میکنیم که شما نیز معتقد هستید که منافع مادی این مسندهای دنیایی متاعی زودگذرند اما منافع معنوی آن ،  فرصتهایی بسیار ارزشمند و طلایی هستند که باید هوشمندانه آن را شناخت و ارج نهاد و به بهترین صورت از آن بهره برد.

جناب آقای روحانی ما بسیار دوست داریم که شما در عمل به عقاید مشترکمان که بخش عمده ی عقاید ما و شما را تشکیل میدهد چنان بی باکانه و مخلصانه عمل نمایید که ما را از رای ندادن به خودتان پشیمان کنید و بخدا قسم که این شیرین ترین پشیمانی ما خواهد بود. . . . به امید آن روز . . .

  نظرات ()
پاسخ های مدبرانه ی آقای روحانی به سوالات شیطنت آمیز نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/٢۸

به نظر می آید آقا ی روحانی بطور جدی روش اعتدال را در پیش گرفته است که این را میتوان از پاسخهای مدبرانه ی ایشان به سوالات شیطنت آمیز برخی خبرنگاران دریافت . نمونه ای از این شیطنتها اینگونه خود را نشان داد و جوابهای شایسته ای از سوی آقای روحانی دریافت کرد :

خبرنگار شرق سوال کرد که با توجه به حمایت خاتمی از شما آیا مطالبات اصلاح طلبان را دنبال می کنید یا خیر که روحانی پاسخ داد من رئیس جمهور همه مردم هستم.

خبرنگار آفتاب یزد درباره دعوت از عارف سوال کرد و اینکه مخاطبان این روزنامه مدام تماس می گیرند که از آقای روحانی بخواهید به عارف مسئولیت دهد که روحانی پاسخ داد من از همه نامزدهای انتخابات دعوت می کنم تا اگر دوست داشتند همکاری کنند.

این خبرنگار عنوان کرد که شنیده ام می خواهید تمامی کارکنان و مدیران دولت فعلی را درو کنید روحانی در پاسخ به این خبرنگار نابینا گفت: ما داس نداریم که بخواهیم درو کنیم ما کلید داریم البته اگر کسی اتوبوسی آمده و بلیت نداشته باشد این مشکل خود اوست.

  نظرات ()
تقدیم به آقای روحانی نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/٢٦

 

 

  نظرات ()
تبریک به آقای روحانی از طرف انبوه مخالفانش نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/٢٦

ما 48 در صد از مردم ایران که به آقای روحانی رای نداده ایم انتخاب ایشان را به ریاست جمهوری ایران تبریک میگوییم و برایشان آرزوی موفقیت داریم و از صمیم قلب  امیدواریم که عملکردشان در طول ریاست جمهوری شان بگونه ای باشد که هر چه جلوتر میرویم از میزان 48 درصد کم و به 52 درصد اضافه شود. این نشان موفقیت او خواهد بود.

  نظرات ()
ما به آقای روحانی رای ندادیم اما . . . نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/٢٦

چند ماه قبل  طی یاداشتی با عنوان  آرزو برای انتخابات خرداد 92  چند نکته در قالب آرزو بیان شد . اما متاسفانه همان نگرانیها واقع گردید. و کسانیکه در تصمیم گیریها دخالت داشتند نشان دادند که در طراحی و معرفی نامزدهای انتخاباتی دچار اشتباه فاحشی شدند و باعث شدند که رای های سرگردان زیادی تا ساعات قبل از انجام رای گیری به دنبال کاندیدای اصلح باشند . ما آرزو کرده بودیم که ای کاش دست اندرکاران و مسئولین سیاسی کشور ،  صف بندی کاندیداها را طوری بچینند که ملت از همان روزهای اول اعلام اسامی کاندیداها انتخابشان را بکنند و این کار به روزها و ساعات آخر کشیده نشود اما این آرزویی بود که محقق نشد  و در نهایت اکثریت آرای مردم به سمتی گرایش یافت که آقای حسن روحانی را بعنوان رئیس جمهور منتخب مردم به کرسی ریاست نشاند و کلید پاستور را به او داد.

یک نیم نگاه به نتایج انتخابات منظور را بهتر میرساند :

(((

وزیر کشور با حضور در جمع خبرنگاران در ستاد انتخابات ، میزان مشارکت مردم در انتخایات ریاست جمهوری را 7/72 اعلام کرد .

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت به نقل از واحد مرکزی خبر مصطفی محمد نجار گفت: با پایان یافتن شمارش همه شعب اخذ رأی ، کل آرای مأخوذه 36,704,156 رأی و کل آرای صحیح 35,458,747رأی است که به ترتیب به نامزدهای زیر تعلق دارد:

1- آقای حسن روحانی 18,613,329 رأی

2- آقای محمدباقر قالیباف6,077,292 رأی

3- آقای سعید جلیلی4,168,946 رأی

4- آقای محسن رضایی میرقائد3,884,412 رأی

5- آقای علی اکبر ولایتی2,268,753 رأی

6- آقای سید محمد غرضی 446,015رأی

)))

 

بالاخره عصر دیروز شنبه 25 خرداد 1392 نتیجه انتخابات ریاست جمهوری مشخص گردید و آقای حسن روحانی بعنوان رئیس جمهور و با رای قاطع بالای 50%  به پیروزی شیرین دست یابد. او با کسب 18 میلیون رای با نفر بعدی خود یعنی آقای قالیباف که 6 میلیون رای کسب کرد فاصله ی زیادی گرفت و با قاطعیت به ریاست جمهوری رسید.

ما به آقای روحانی رای ندادیم اما به ایشان تبریک میگوییم و برایشان آرزوی توفیق داریم. امیدواریم ایشان در عمل نیز به فضای مناظره های انتخاباتی وفادار بمانند و این فرصت بوجود آمده  را برای ارتقائ سطح همدلی جامعه غنیمت بشمرند و به شدت از پرذاختن به جناح پروری پرهیز نمایند.

امیدواریم آقای روحانی از عمل کردن در  قالب چپ و راستی و اصلاح طلبی و اصولگرایی خودداری نموده و تقسیم بندی های بیمورد جناحی را کنار بگذارند. ما به آقای روحانی عرض میکنیم که اگرچه ما به شما رای ندادیم اما این به معنی رد همه جانبه ی شما و یا به معنی قطع امیدکامل از عملکرد شما نیست .

- ما به این خاطر به شما رای ندادیم که ازبرگشت محض و ارتجاء به دوران سازندگی که دوران محو ارزشها به بهانه ی پیشرفت اقتصادی بود واهمه داشتیم .

- ما به این خاطر به شما رای ندادیم که از افزایش قدرت باند ثروت و قدرت نگران بودیم ما نگران آن هستیم که هزارفامیلان مجددا گلوگاههای کشور را بطور انحصاری بدست بگیرند و بجز خانواده ی خود کس دیگری را صاحب کشور ندانند.

- ما به شما رای ندادیم چون  نگران بودیم که همچون گذشته در برابر زیاده خواهی های غرب عقب نشینی نمایید.

- ما به شما رای ندادیم چون نگران بودیم که اشرافی گری دولتی دوباره به سراغ دولتمردان بیاید و توده ی مردم در نظر دولتمردان دوباره خار و خفیف گردند.

- ما به شما رای ندادیم چون که همچنان دست شما را در دست کسانی میدیدیم که از زیاده خوری از بیت المال و یا از اظهار عجز و خودباختگی در برابر دشمنان  ذره ای ابراز پشیمانی نکرده اند .

آقای روحانی ما به شما رای ندادیم اما همچنان امیدواریم که نگرانی های ما در نظر شما بی ارزش نباشد. ما خوشحال میشویم که حرفهایی را که در جریان انتخابات گفتید از صمیم قلب گفته باشید و به شعار راستگویی خود پایبند باشید . ما میدانیم که ممکن است مرور زمان ایرادهای شما را برطرف کرده باشد. ما دیدیم که شما در فیلم تبلیغاتی خود به حمایت رهبر انقلاب از خود افتخار کردید ،  ما دیدیم که شما در مناظرات تلویزیونی در برابر اتهام عقب نشینی تان در جریان مذاکرات هسته ای برآشفتید و هرگونه اظهار ضعف در برابر دشمن را به شدت از خود دور کردید. ما دیدیم که شما در برنامه انتخاباتی خود از کاهش فقر مردم در دولت خودتان سخن گفتید . ما امیدواریم که این ابراز نظراتی که در مقابل دوربین داشتید از عمق قلب شما نشات گرفته باشد و تنها یک شیوه ی تبلیغاتی نبوده باشد.  ما به این امیدها ارزش قائل هستیم و به همین خاطر امیدواریم که دوران ریاست جمهوری شما به وحدت و همدلی و شکوفایی کشور کمک نماید. ما خوشحال میشویم که نتیجه عمل شما از میزان عدم رغبت ما به شما بکاهد. 

در ضمن ما 48 درصد از مردم ایران هستیم که به شما رای ندادیم اما با این وجود از حسن ظن به  عملکرد شما قطع امید نکرده ایم و امیدواریم که حسن ظن ما روز به روز بیشتر گردد.

  نظرات ()
کاندیداها در باره ی رابطه با آمریکا چه نظری دارند نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/۱٩

دکتر ولایتی :

دکتر ولایتی پیرامون بیان موضع اش درباره اقدامات سلطه گرانه امریکا گفت: موضع محکم ما در مقابل آمریکا در دولت آینده بر اساس رهنمود های رهبر انقلاب خواهد بود.

وی تاکید کرد: بر این اساس در مقابل زیاده خواهی های آمریکا همچنان ایستادگی خواهیم کرد و این اصل مسلم دولت بنده خواهد بود.

دکتر حسن روحانی :

روحانی با تاکید براینکه باید دروغ، ریا و تزویر از این سرزمین رخت بر بندد، ادامه داد: با تمام کشورهای جهان تعامل سازنده برقرار خواهم کرد و زنده باد ایران، اسلام، تدبیر و امید.

حسن روحانی در بیان شرایط انجام مذاکره ایران و آمریکا اظهار کرد: اولا باید روشن شود که آمریکا صادقانه حرف می زند و ما هم علائم صادقانه حرف زدن آن ها را دریافت کنیم، همچنین مذاکره باید از موضع برابر و احترام متقابل باشد، باید تامین منافع ملی ما در آن لحاظ شده باشد که البته در یک مذاکره می تواند منافع متقابل هم تامین شود اما موضوع اصلی برای ما منافع و امنیت ملی ایران است

قالیباف :

قالیباف در یکی از موضع گیری ها در خصوص رابطه با آمریکا اظهار داشت: جوانی به من گفت اگر رابطه با آمریکا درست شود وضع مملکت درست می شود و من گفتم وضع مملکت از بی عرضگی ماست.

مذاکره نه تابوست و نه را ه حل همه مشکلات. مذاکره یک ابزار است. ما با آمریکا جایی که لازم باشد حتما مذاکره می کنیم. مذاکره با آمریکا هیچگاه برای ما خط قرمز نبوده است. به جای تعریف رابطه مان با آمریکا در قالب تقابل صرف یا تعامل صرف باید به سوی رقابت با این کشور برای تأمین منافع مان حرکت کنیم.

اینکه حضرت آقا می فرمایند من خوشبین نیستیم، به واسطه آن است که آمریکایی روحیه خودبرتربینی دارند و همواره تلاش دارند تا بدون توجه به موقعیت و منافع و اولویتهای طرف مقابل مذاکره کنند. این چیزی که جمهوری اسلامی ایران نمی پذیرد. ولی ما با مذاکره اصولی، برابر و راهگشا مشکلی نداریم.

دکتر رضایی :

محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفت‌وگو با فارس در پاسخ به سؤالی در مورد طرح مذاکره با آمریکا در فضای کنونی کشور، اظهار داشت: مبارزه ما با آمریکا در واقع برای دفاع از اصول و ارزش‌هاست و یک جنبه دفاعی دارد ولی مبارزه آمریکا با ما به خاطر تسلیم کردن ما صورت می‌گیرد.

وی با بیان اینکه این مبارزه باید به یک سرنوشت منطقی برسد، افزود: یعنی آمریکایی‌ها باید اصول انسانی، صلح، امنیت بین‌المللی و استقلال کشورها را بپذیرند و اگر چنین اتفاقی رخ دهد، آن موقع رفتار ایران هم عوض می‌شود.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: در حال حاضر هنوز علائمی مبنی بر تغییر رفتار آمریکایی‌ها نمی‌بینیم.
رضایی تحریم‌های آمریکا علیه ایران را هم مورد اشاره قرار داد و اظهار داشت: دلیل دیگری که در این رابطه می‌توان ذکر کرد، تحریم‌های ناجوانمردانه‌ای است که وضع شده و آمریکایی‌ها باید به این سؤال پاسخ دهند که آیا حاضرند تحریم‌ها را بردارند.
وی گفت: آمریکایی‌ها باید نشان دهند که به سمت صلح واقعی، عدالت و ارزش‌های انسانی در حال حرکت هستند.
 
محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: "ما پیش از آغاز مذاکره با آمریکا، باید با گروه ۱+۵ به یک نتیجه مثبت برسیم، چراکه این گروه کانال خوبی برای مذاکره با ابرقدرت‌ها است".
 
دکتر جلیلی :
نظر آمریکایی ها درباره جلیلی
 
واشنگتن پست نوشت : "جلیلی در مصاحبه های خود بارها گفته است که آمریکا در طول ۳۴ سال گذشته نتوانسته سیاست موفقی در قبال ایران داشته باشد و از این به بعد هم نخواهد توانست و این نشان می دهد که آمریکا با شخص بسیار محکم تری روبرو است."
  نظرات ()
شباهت ادعای حسن روحانی با یک لطیفه نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/۱٧

در مناظرات تلویزیونی یکی از افتخارات آقای حسن روحانی که بارها از زبان ایشان بیان شد این است که ما در زمان مذکرات هسته ای ، باوزیران اروپایی مذاکره میکردیم و الان با معاونین وزرا مذاکره میشود.

باید گفت که اگر نتیجه ی مذاکرات ، عقب نشینی و قبول دربست مواضع دشمن باشد جای هیچ گونه افتخاری نیست و فرقی نمیکند که طرف مذاکره کننده شما وزیر باشد یا معاون وزیر باشد. 

آقای روحانی!  ملاقات با وزیر اروپایی برای یک مقام بلندپایه ایرانی نباید افتخار باشد بلکه او باید به مذاکره ی با شما افتخار نماید. اینقدر ملت ایران را در مقابل اروپاییها کوچک فرض نکنید.

با شنیدن حرف شما به یاد لطیفه ای افتادم که سالها قبل شنیده بودم که یک نفر با افتخار تعریف میکرد که در جریان تصادف ،  یک بنز او را زیر گرفته است.

آقای روحانی عقب نشینی و قبول شکست در برابر یک وزیر اروپایی افتخار ندارد که شما بارها و بارها به آن اشاره میکنید . شما باید کاری میکردید که به نتیجه ی عمل خودتان افتخار نمایید که متاسفانه نکردید . حال با تکرار این حرفهای تحقیر آمیز ملت ایران را بیش از این کوچک نشمارید.

  نظرات ()
دولت راستگویان آقای روحانی از همین الان شروع به کار کرد نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/۱٧

 

آقای حسن روحانی در مناظره تلویزیونی چنین گفت که او دوست دارد که چرخ سانتریفیوژها بچرخد، اما نه به قیمت توقف چرخ کارخانه ها و اقتصاد کشور !

 

 

با توجه به عقب نشینی های مکرر دولت اصلاحات در مذاکرات هسته ای و حرکت به سمت تعطیلی فعالیتهای هسته ای در زمان تصدی گری ایشان،  از این بیان ایشان چنین دریافت می شود که به نظر ایشان بهای چرخیدن سانتریفیوژها (بهره برداری از دانش هسته ای)  از کار افتادن چرخ کارخانه هاست و چون ایشان نمیخواهند چرخ کارخانه ها از کار بیافتد پس لازم است تا دانش هسته ای متوقف گردد و مذاکرات هسته ای به نفع غلبه ی اروپایی ها خاتمه یابد. این پیام اصلی  آقای حسن روحانی است . از این سخن چنین برمی آید که آقای روحانی اعتقادی به تکمیل برنامه ی هسته ای ندارند زیرا معتقدند اگر بر روی برنامه ی هسته ای ایستادگی نمایند کارخانه ها تعطیل میشود. ایشان میگویند اگر به حرف اروپایی ها گوش نکنیم و برنامه ی هسته ای را متوقف نکنیم آنها ما را تحریم میکنند و چرخ کارخانه ها میخوابد و بنابراین ما چاره ی دیگری جز تسلیم شدن در مقابل آنها نداریم. همچنان که در زمان دولت اصلاحات همین رویه را هم اجرا میکردند و قدم به قدم عقب نشینی میکردند.

پس معلوم است که در صورت پیروزی ایشان در انتخابات سرنوشت مذاکرات هسته ای باز هم به سمت تسلیم و قبول خفت بار خواسته های دولتهای غربی و آمریکا و عقب نشینی دولت ایران خواهد انجامید.

تا اینجای مسئله اگر چه زنگ خطری را در صورت پیروزی روحانی در انتخابات  برای ملت ایران به صدا در می آورد اما در قالب یک رفتار سیاسی قابل ارزیابی است . او میتواند بگوید که این نظر من است و بطور شفاف آن را به مردم اعلام نماید و از موضع خود به دفاع بپردازد که اگر چنین شود ما بجز نقد این نظر ایشان و بیان خطرات ناشی از این طرز تفکر ،  اعتراض دیگری برای او نمیکنیم اما با کمال تاسف جریان به همین جا ختم نمیشود و ایشان موضعگیری دیگری می نمایند که صداقت ایشان را به شدت زیر سوال میبرد و نشان میدهد که شعار "دولت راستگویان" دروغ و فریبی بیش نیست و ایشان دروغگویی را با همین شعار یعنی "دولت راستگویان"  کلید زده است . زیرا چند روز قبل وقتی در گفتگوی خبری شبکه 2 مجری برنامه درباره عقب نشینی دولت اصلاحات در برنامه ی هسته ای از ایشان سوال کرد ایشان برآشفت و بکلی منکر قضیه گردید و تمام موفقیتهای برنامه هسته ای را به خودش منتصب نمود و اعلام کرد که راه اندازی سانتریفیوژها در حجم وسیع توسط خود او انجام شده است و موفقیت های برنامه هسته ای در دوره ی او انجام شده است .

باید اکنون از آقای روحانی سوال کرد که آیا بالاخره بکار افتادن چرخ سانتریفیوژها معادل از کار افتادن چرخ کارخانه ها هست یا خیر ؟ اگر نیست پس جمله اول شما غلط است  واگر هست که در این صورت تلاش شما برای بکار افتادن چرخ سانتریفیوژها و بدنبال آن از کارافتادن چرخ کارخانه ها چه معنی میدهد ؟

به نظر می آید که آقای روحانی برای جمع آوری رای به هر کار غیر انسانی مبادرت مینماید و از ضدو نقیض گویی هم باکی ندارد. او یکبار موافق با برنامه هسته ای حرف میزند و یکبار هم ساز مخالف میزند تا بتواند از هر طرف رای جذب نماید.

حال معلوم است که از دو حرف ضدو نقیض او لااقل یکی حتما دروغ است . و دروغ دوم که بدتر و تاسف بارتر از دروغ اولی است این است که او شعار خود را "دولت راستگویان" قرار داده است ، اما شروع کارش با دروغ کلید میخورد. اینجاست که باید با آب طلا نوشت این سخن را گفته اند : دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباسی را !؟؟

  نظرات ()
نتیجه ی حاصل از مناظره ی کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/۱۱

 

دیروز جمعه در قالب یک برنامه ی تلویزیونی همه ی 8 کاندیدای ریاست جمهوری با هم به رقابت پرداختند. این برنامه که به مجری گری آقای حیدری برگزار شد در نوع خود جدید بود و اولین بار بود که کاندیداها در چنین برنامه ای شرکت میکردند.

اگر چه کاندیدا ها روش برنامه را نپسندیدند و آن را توهین به شان خود دانستند اما این برنامه محک خوبی برای شناساندن خصوصیات رفتاری آنها بود. بعد از این برنامه تقریبا نیمی از سرنوشت انتخابات مشخص گردید و تقریبا میتوان گفت که حیطه ی انتخاب از هشت نفر به چهار نفر تقلیل یافت.

بطور خلاصه 4 نفری که در این مناظره نمره مثبت زیادی نگرفتند:

- آقای غرضی شخصیت بسیار محترم و آدم فوق العاده مومن و درستکاری هستند ولی برای تشکیل دولت نتوانستند عزم راسخ و توانایی خود را به مردم عرضه نمایند.

- آقای عارف فکر جناحی شدیدی دارند و دربرخورد با مسائل و انتقادات بسیار رادیکال عمل میکنند . برداشت این بود که ایشان در ایجاد تنشهای داخلی نوع دیگری از احمدی نژاد خواهند بود 

- آقای جلیلی با اینکه از لحاظ سلامت تفکر انقلابی و اسلامی در حد بالایی ظاهر شدند و از استحکام مبانی عقیدتی برخوردار هستند و بینش خوبی در باره مسائل داخلی و بین المللی دارند اما در چالشی که در حین اجرای برنامه بوجود آمد برخورد سازنده و موثری نداشتند.

- آقای روحانی نیز با گاردی که داشتند فردی غیر متعامل و انعطاف ناپذیر ظاهر شدند

4 کاندیدای دیگر در طول مناظره خوب ظاهر شدند و از خود سعه صدر و قدرت تعامل و روحیه ی همکاری  نشان دادند و اگر همین رویه  در ادامه فعالیتهای کاندیدا ها  از ایشان صادر گردد به نظر می آید که آقایان 1-ولایتی 2- قالیباف 3- رضایی و 4- حداد به ترتیب شانس بیشتری از سایرین داشته باشند. اگر بخواهند که در مورد هریک از این 4 نفر اظهار نظر چند جمله ای بیان شود شاید اینطور بتوان گفت :

- آقای ولایتی فردی آرام و سیاست مدار است و کنترل زیادی بر احساساتش دارد و حرفهایش از روی منطق و تجربه است و کمتر از روی احساس حرف میزند. اگر در مورد مسائل پیش رو  حرف منطقی نیابد ترجبح میدهد ساکت بماند تا اینکه از روی هیجان یا ناچاری ابراز نظر نماید او یک اصولگرای با اخلاق است که از تندروی پرهیز میکند

- آقای قالیباف فردی پرحرارت است و روحیه بالایی دارد و قادر است در شرایط سنگین و سخت روحیه ی خود را حفظ کند اگر او را از در بیرون کنند خنده کنان از پنجره داخل می آید. او در عین خوش رویی قاطع و برنده حرف میزند و از تاثیر کلامی بسیار بالایی برخوردار است او یک مدیر موفق میتواند باشد

- آقای رضایی فردی است که در این دوره نظرها را بخود جلب کرده است. در صحبتهایش برنامه گرا ظاهر میشود و میانه روی و قاطعیت در عملکرد را پیشه گرفته است. در اعتراض کردن مودب و نکته سنج است و وقتی مورد انتقادات تند قرار میگیرد صبور و بردبار مینماید. با توجه به اینکه  دغدغه اصلی مردم در حال حاضر مسائل اقتصادی است شانس رضایی از دیگر کاندیداها بیشتر است. به همین خاطر هم تاکید رضایی بیشتر به مسائل حرفه ای اقتصاد است و این نظر مردم را جلب مینماید و مردم قانع میشودند که اگر قرار است وضعیت اقتصادی مردم بهتر شود باید فردی انتخاب گردد که خودش متخصص دانش اقتصاد است

- آقای حداد عادل نیز در حفظ روحیه در شرایط دشوار موفق نشان میدهد و نگاه منطقی و عقلانی او در حل مسائل کاملا نمایان است او یک اصولگرای با فرهنگ است اما در مدیریت دولت ممکن است به اندازه سه کاندیدای مطرح دیگر مقتدرانه عمل نکند. موضع گیریهای او تنش زا و مشکل آفرین  نیست اما سخنانش آنچنان قوی نیست که قانع کننده و تمام کننده باشد.

  نظرات ()
تناقضات عجیب در گفتار آقای محمدرضا عارف نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/٩

 

 

دیروز آقای عارف در برنامه گفتگوی تلویزیونی کانال 2 سیما شرکت کرد و در مورد برنامه های خود برای تصدی پست ریاست جمهوری سخن گفت . ایشان از نگرانی های خود در مورد وضعیت کشور حرف زد و گفت که من الان نمیتوانم پاسخگوی نسل سوم در باره ی علت وجود مشکلات در کشور باشم و یک گسست فرهنگی بین نسل اول و نسل سوم بوجود آمده است اما در ادامه بصورت تمام قد از سیاستهای  آقای هاشمی و خاتمی دفاع کرد و پیشنهاد داد تا از این شخصیتهای بزرگ بعنوان سفیران انقلاب در دنیا استفاده شود.

حال یک سوال مطرح میشود که آقای عارف باید به آن جواب دهد و آن این که : اگر گسست فرهنگی بین نسلها بوجود آمده است  آیا دولتهای آقایان هاشمی و خاتمی که 16 سال به کشور مسلط بودند هیچ نقشی در این گسست فرهنگی ندارند ؟ 

 من قصد دفاع همه جانبه از دولت آقای احمدی نژاد ندارم  اما باید پرسید که آیا دولت احمدی نژاد بصورت خلق الساعه یک گسست عمیق بین نسلهای قبل و جدید ایجاد کرده است یا این معضلات ریشه در دولتهای قبلی هم داشته است؟ و اگر ریشه در دولتهای قبلی هم داشته است که داشته است پس چگونه است که عاملان و مسببان اصلی این گسست باید سفیران انقلاب باشند ؟

به نظر می آید که آقای عارف بیش از حد در فضای جناح بازی غوطه ور شده اند و حد انصاف را نیز رعایت نکرده اند . زیرا اگر منصفانه به مسئله نگاه میکرد باید به ریشه یابی این گسست میپرداخت و اشتباهات دوستان خودش را نیز بیان میکرد.

تناقض دیگری که در صحبتهای ایشان آشکار بود این بود که ایشان با غلظت تمام اصولگرایان را تنها عامل نابسامانیهای موجود قلمداد کرد و از اصلاح طلبان فرشته ای خلق کرد که باید سفیران انقلاب باشند و در عین حال مدعی شد که در دولت خود از همه ی سلایق استفاده خواهد کرد .

شخصی که میخواهد رئیس جمهور کشور باشد (آنهم بعد از احمدی نژاد) باید حرفهایش بر اساس منطق قوی بیان شود و ارتباط مستحکمی بین موضع گیری ها و اظهاراتش باشد. زیرا مردم در طول مدیریت دولت حاضر به شدت به تناقض گوییهای دولت مردان حساس شده اند.

  نظرات ()
آقای قالیباف تخریب رقبا ممنوع ! نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/۸

دیشب در گفتگوی خبری کانال 2 سیما نوبت آقای قالیباف بود که به سوالات طرح شده پاسخ دهد. نیم ساعت اول صحبتهای ایشان سخنان معقول و تاثیرگذاری بود. او ضمن تشکر از خدمات مثبت دولتهای قبلی از آقای هاشمی و خاتمی نام برد و در عین حال به نقاط ضعف آنها هم اشاره کرد و این حاکی از نگاه منصفانه ی او بود و حتی از خدمات دولت نهم و دهم نیز در اجرای هدف مندی یارانه ها و مسکن مهر به خوبی یاد کرد و در ادامه ی حرفهایش اجرای ناقص مصوبات قانونی را هم بعنوان ضعف عملکرد دولت فعلی عنوان کرد.   این اولین باری بود که به حرفهای او با دقت گوش میدادم . او فردی است که با اعتماد به نفس حرف میزند و قادر است شنونده را تحت تاثیر قراردهد . فیزیک بدنی و مشخصات چهره ی او برای ریاست جمهوری ایده آل به نظر میرسد. او میتواند سخنوری قابل و سیاستمداری موفق باشد. او از اینکه حرفهایش را با نوشته های روی چند برگ کاغذ تنظیم نماید واهمه ای نداشت و با تسلط و اعتماد به نفس کافی حرکاتش را در مقابل دوربین تنظیم میکرد. او قادر است همراهی مخاطبان را برای تایید حرفهایش برانگیزد. اگر در کنار این خود باوری زیادی که در وجود او هست عنصر راستگویی و صداقت و اخلاص هم  باشد یقینا او میتواند تاثیرگذارترین رئیس جمهور ایران باشد.

اما در دقایق آخر برنامه اش حرفهایی زد که نمرات منفی برای خود خرید و علامتهای مثبتی را که اندوخته بود به مقدار زیادی زایل کرد. او جمله ای گفت که اراده ی تخریب رقبای انتخاباتی از آن فهمیده شد. او گفت عملکرد برخی از آقایانی که در طول این سالهای  گذشته در مدیریت سیاست خارجی و شورای امنیت ملی و جاهای مختلف بودند و الان هم جزو کاندیداها هستند این است که در جامعه الان نتیجه ی آن عملکردها را میبینیم. وبدین طریق همه ی مشکلات جامعه را به گردن رقبای خویش انداخت و خود را بعنوان فردی ستیزه جو و فرصت طلب معرفی کرد و این تمام رشته های او را پنبه کرد.

یقینا آقای قالیباف میداند که تخریب رقبا کاری مضموم است و نتیجه ی عکس میبخشد اما در عین حال نتوانست از این آسیب انتخاباتی ، خود را مصون نگه دارد. کاش کمی اخلاص چاشنی کارها و حرفهای ما باشد مگر چه میشود ؟ واقعا چرا اخلاص در میان سیاست مداران ما به یک کالای نایاب تبدیل شده است ؟

آیا کاریکاتوری که دست خود آقای قالیباف است نشانگر شخصیت واقعی او است ؟ مردی خوش برخورد با فک قوی و جمجمه ای کم حجم و چشمان ریز و ناپیدا ؟!!

  نظرات ()
علت بی حرکت بودن دست چپ آقای روحانی در برنامه تلویزیونی چه بود؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/٧

 

  

 

دیروز برنامه ی تبلیغات تلویزیونی آقای حسن روحانی از کانال 2 سیما پخش شد .  حرکت دستهای آقای روحانی در این برنامه برای من محل سوال بود چون ایشان در طول صحبتهایش فقط دست راستش را تکان میداد و دست چپش ثابت بود و در حرکات بدنی یا همان زبان بدن ایشان نقشی ایفا نمیکرد. این امر نقطه ی سوالی ایجاد کرده بود که جوابش در پایان برنامه مشخص گردید و زمانی که آقای روحانی کلیدی را به مردم نشان داد و جمله ی تبلیغاتی خودش را گفت معلوم شد که ایشان کلیدی را در دست چپ خودش پنهان کرده بود و به همین خاطر از دست چپ خودش در حرف زدن استفاده نمیکرد.

با این حرکت معلوم شد که  نماد تبلیغاتی آقای حسن روحانی کلید است و قرار است ایشان از نماد کلید برای تاثیرگذاری روی ضمیر ناخودآگاه مخاطبان استفاده کند.

اظهار نظر در باره اینکه  این گونه اراده ی  تاثیر گذاری در فضای انتخابات و ضمیر ناخودآگاه مردم چقدر با انگیزه های خدمت در فرهنگ اسلامی سازگاری دارد یا ندارد و جایگاه استفاده از این روشها در فرهنگ غربی چیست ؟ موضوع بحث دیگری است.

ولی یک نکته قابل ذکر است که حتی اگر قبول کنیم که چنین اقداماتی در فرهنگ اسلامی ما هیچ ایرادی نداشته باشد با این حال مشخص گردید که شیوه ی طرح این نماد ناشیانه بود.

چرا استفاده ی آقای روحانی از نماد کلید ناشیانه بود ؟

 در انتهای برنامه وقتی مجری ، پایان وقت برنامه را اعلام کرد تصویر تلویزیون از چهره ی آقای روحانی کات شد و تصویر مجری  را برای خداحافظی نشان داد و این نشان میداد که متن برنامه آقای روحانی تمام شده است و گفتنیهای مهم گفته شده است. اما چند ثانیه بعد دوباره  تصویر آقای روحانی نشان داده شد که  کلیدی در دست داشت و با بلند کردن دست در مقابل دوربین آن را به مردم نشان داد و جمله ای را گفت که مضمون آن این بود که "هرچیزی کلیدی دارد".

با این کار معلوم شد که مشاوران ایشان نماد کلید را به عنوان عنصر تاثیر گذار در اذهان مردم برای ایشان برگزیده اند  و در سناریوی برنامه تلویزیونی ایشان نوشته اند که  حرکت آخر ایشان نشان دادن کلید و گفتن یک جمله ی مشخص با کلیدواژه ی "کلید" باشد .

اما نحوه اجرای بند آخر سناریو  توسط ایشان به قدری ناشیانه بود که به نظر من حتی تاثیر منفی نیز در نظر مخاطبان داشت.

یکی از علل تاثیر گذاری منفی این حرکت این بود که ایشان زمانی اقدام به انجام این حرکت کردند که متن حرفهای ایشان تمام شده بود و کلمه ی خداحافظی توسط مجری گفته شده بود و بینندگان ارتباطشان را با برنامه در حال گسستن بودند و کاملا مشخص گردید که دوربین با اصرار آقای روحانی به فضای بحث برگشته است تا او جمله آخر و حرکت نمادین خود را انجام دهد و این عمل ، نمایشی بودن این حرکت را در ذهن مخاطب لو داد و بدیهی است که در این حالت تاثیر گذاری حرکت از بین میرود و نتیجه ی عکس میبخشد.  خلاصه کلام اینکه ایشان نتوانست  حرکت نمادین خود را به متن کلام خود پیوند دهد و ارتباط آن را با موضوعات مطرح شده در گفتگو برقرار نماید و بدین ترتیب نماد کلید ایشان تبدیل به یک حرکت سبک تبلیغاتی شد در صورتیکه میتوانست بهتر از این باشد .

  نظرات ()
نگاه خریدارانه به آقای جلیلی نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/٥

 

 

 

 

 

دیروز اولین برنامه تبلیغاتی آقای جلیلی از تلویزیون پخش شد . اگر چه از چند سال قبل در جریان مذاکرات هسته ای با چهره و صدای او آشنا بودم اما  این اولین باری بود که صحبت مفصلی از ایشان را گوش میدادم .  گوش دادن به حرفهای او این بار فرق میکرد چون میخواستم از دیدگاه مشتری به او نگاه کنم . با اینکه بیش از 15 دقیقه نتوانستم به حرفهایش گوش دهم اما برداشتهایی کلی در باره ی او حاصل آمد و برخی از زوایای شخصیتی ایشان روشن گردید یا لااقل فکر میکنم که روشن شده است . اولین نکته ای که میتوانم در باره ی او بگویم این است که نجابت و دیانتی خالصانه از صحبتهایش احساس میشد و در ابراز عقیده ی مسلمانی و انقلابی  خود قاطع و ثابت قدم نشان میداد اما در عین حال  ، کمی تا قسمتی عدم تسلط کافی ایشان در گفتگو مشهود بود که البته این امر میتواند بعلت تازه بودن این عرصه برایش باشد.

او فردی است که  براحتی  و بدون واهمه وارد مذاکره میشود و قادر است ارتباط کلامی سازنده ای  با طرف مقابل برقرار کند . تحلیل خوبی  از موضوع مورد بحث ارائه میدهد اما در گرماگرم بحث به بحر موضوع فرو میرود و همین مورد باعث میشود که تاثیر کلامش را در طرف مقابل  ارزیابی نکند و منتظر واکنش شنونده نماند و این باعث  طولانی تر شدن بیمورد بحث میشود که این خود از تاثیر گذاری سخنش می کاهد.  در جایی که میتواند به پاراگراف اول خود بسنده کرده و با توقف  و نقطه گذاری در کلامش ، حس اقناع شنونده را برانگیزد آماده ی تمثیل دیگری میشود و بدینوسیله تمامیت سخن خود را زایل میکند و قناعت شنونده به سخنش را از بین میبرد.  در این حالت شنونده که میتوانست با همان سخن نخستین قانع شود دیگر ممکن است با مثالهای متعدد نیز تسلیم منطق سخنور نگردد.

در کنترل حرکات و حالات نشستن  چندان مسلط نبود و این نشان میداد که تسلط کافی به موضوعات برایش حاصل نشده است.

اما در کل ، آنچه که به مبانی شخصیتی و اعتقادی مربوط میشود در حد قابل اطمینانی در او موجود است . او فردی راستگو و قابل اطمینان و مشاوره پذیر و دارای جهان بینی اسلامی جلوه مینماید .

او به محض اینکه مراحل اولیه کاری را شروع کند اعتماد به نفس لازم را بدست می آورد و به سرعت معایب و ضعف های خویش را جبران میکند  و به موقع به کار مسلط میگردد.

او فردی است که بخاطر وجود مولفه های شخصیتی در درون خویش در سامان بخشی امور جاری بطور فوق العاده ای موفق عمل میکند و در مدیریت قادر است همکاری و همراهی دیگران را با کمترین تنش و هزینه  ودر کمترین جلب نماید و کسانیکه با او کار میکنند از کار خویش لذت میبرند و میدانند که اراده ی  منطقی آنها هرگز سرکوب نخواهد شد .  او فردی است که اختیاراتش را به راحتی  به افراد قابل اطمینان تفویض میکند و با دخالت بی مورد در جزئیات کار دست و پای افراد تحت مدیریتش را نمی بندد.  اعتماد میکند و اعتماد میخرد  و سازمان تحت مدیریتش را متعالی میخواهد نه فرمانبر !  او دوست دارد نابسامانیهای جامعه در طی یک پروسه ی برنامه ریزی شده و معقول به سامان برسد نه با تحکم و نه با کار احساسی و زودگذر تبلیغاتی !

اینجانب با دیدن اولین جلسه ی برنامه تلویزیونی او به تاثیر گذاری  شیوه ی مدیریتی او در جامعه بسیار امیدوار شدم . 

  نظرات ()
عدم احراز صلاحیت آقای هاشمی رفسنجانی نشانه ی چیست نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/۱

دیروز از عدم  احراز صلاحیت آقای هاشمی رفسنجانی توسط شورای محترم نگهبان قانون اساسی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری  اطلاع یافتیم. خبری بود که انتظار شنیدنش را نداشتیم و وقوع آن را بعید میدانستیم ولی این اتفاق افتاد و بخشی از نگرانی های مردم را از بین برد . جزئیات این حادثه هرچه که باشد ، این اقدام نشان از یک واقعیت امید بخش دارد که بسیار قابل تامل است.  اما این واقعیت امید بخش چیست ؟

 

همه میدانیم که آقای هاشمی یکی از مهمترین افراد بانفوذ کشور بوده و  دارای ثروت و قدرت فراوانی است. او از جمله ی کسانی است که در انقلاب نقش بارزی داشته است .  اگر چه قبل از پیروزی انقلاب ، توده ی مردم او را نمیشناخت و نام او در ردیف اسامی درخشان و مشهور مبارزان  پیرو اما مانند آیت الله طالقانی نبود و در پیروزی انقلاب نقش تعیین کننده و برجسته ای نسبت به سایر مبارزان نداشته است اما به هر حال پس از پیروزی انقلاب روحیه ی مبارزاتی ایشان برای مردم روشن شد و همراهی ایشان با امام  و تلاش در مسیر اهداف انقلاب چهره ی او را برای مردم شناسانید و  در نتیجه ی حضور او در کنار مریدان امام خمینی وجهه مثبت بسیاری برای ایشان  فراهم آمد و با گذشت زمان اندک از پیروزی انقلاب اسلامی ، مردم ایران به واسطه ی مسئولیتهای مهمی که ایشان بعهده گرفت  با چهره او آشنا شده و با اطلاع از مبارزات ایشان در زمان طاغوت ، احساسات محبت آمیز فراوانی برای ایشان ابراز داشتند.

این ابراز احساسات  شعف انگیز که برمبنای انقلابی بودن و مرید امام بودن هاشمی از سوی مردم در طول سالها دوام یافت ، رفته رفته در نظر برخی ها و از جمله خود آقای هاشمی و فرزندان و بستگانش بعنوان شیفتگی مردم  به ویژگی های مستقل  شخصیتی آقای هاشمی تلقی شد و همین تلقی ، زمینه ی  "خود رهبر پنداری"  ایشان و سایر انحرافات را فراهم کرد و حوادثی را بوجود آورد که دیدیم .

در نتیجه ی انحرافاتی که رخ داده بود  ، در طی سالهای طولانی  پس از رحلت امام  ، مردم شاهد عدول شخص هاشمی و اطرافیان ایشان از معیارهای انقلاب بودند.  آنها در حالیکه حرفهای امام را تحویل مردم میدادند در عمل برضد آن عمل میکردند و نتیجه  ی عملکردشان در جهت حذف شعارهای انقلابی و الگوی زندگی اسلامی بود.  این سیاستها  در طول 16 سال که دولتهای هاشمی و خاتمی بر کشور حاکم بودند ادامه یافت و باعث شد که عده ی زیادی از فرزندان انقلاب گوشه گیری اختیار نموده و از صحنه ی مدیریت جامعه به حیطه ی فعالیتهای شخصی کوچ نمایند.

اسب آقای هاشمی چهار نعل می تاخت و با شعار توسعه ، هرچه را که بر سر راهش  مانع ایجاد میکرد نابود میساخت . مردم برای ادامه ی زندگی موظف بودند که خود را به این سوار تیزپا برسانند و سوار درشکه شوند و گرنه از گردونه ی فعالیت های اجتماعی و اقتصادی خارج گشته و از زندگی ساقط میشدند. به اعتقاد آقای هاشمی هرکس که به این درشکه ی چابکسوار  رسید حقش بود و هرکس که نرسید نیز حقش بود چون به فرمایش آقای هاشمی  خدا اینگونه خواسته بود.

و هیچکس جلودار آقای هاشمی نبود چون  میگفتند " " مخالف هاشمی دشمن پیغمبر است " .  هاشمی با این شعار  منطقه امنی برای خود تدارک دیده بود و در میدان سیاستمداری یکه تازی میکرد و  مخالفانش را بشدت سرکوب میکرد و به اعتراضات فرزندان انقلاب که توده های  مردم بودند هیچ  وقعی نمیگذاشت.

در این فضای معکوس ناخودآگاه  گفته ی «فرانتس فانون» در ذهن می آمد که گفته بود: « انقلاب ها فرزندان خود را می بلعند »  و این طور مشاهده میشد که انقلاب  ما نیز در حال خوردن فرزندان خویش است و عامل این بلعیدن کسی جز آقای هاشمی و باند توسعه گرش نبود.  جریان توسعه با بلعیدن آرمانهای انقلاب ، فرزندان انقلاب را نیز می بلعید.

هاشمی به ظاهر در جبهه ی اسلام و کنار انقلاب ایستاده بود ولی در سیاست و حکومت نه بر اساس  مبانی انقلاب ، بلکه به تشخیص خویش عمل میکرد و مردم که هاشمی و انقلاب را در یک موضع ظاهری ملاحظه میکردند هرگز گمان نمیکردند که آقای هاشمی با داشتن عنوان مقدس آیت الهی و با آن همه سابقه انقلابی گری از سرمایه ی انقلاب به نفع خویش و خانواده خویش هزینه نماید بلکه چنین میدیدند که انقلاب به نفع آقای هاشمی  از آرمانهای مردم هزینه میکند و آقای هاشمی تنها به دلیل سابقه ی مبارزاتی گذشته ی خود از هر مواخذه ای مصون است و این نابرابری آشکار مردم را از عدالت و سلامت انقلاب مایوس میکرد.

اما 8 سال است که با شروع مواخذه هاشمی توسط انقلاب ، امیدها در دلها دوباره جان گرفته است و امیدی در دل مردم زنده گشته است که انقلاب به نفع هیچ کس  آرمانهایش را فدا نخواهد کرد.

و امروز با عدم احراز صلاحیت هاشمی برای ریاست جمهوری  توسط شورای نگهبان بار دیگر مهر تاییدی بر سلامت انقلاب زده شده است .  امروز مشاهده میشود که ارکان انقلاب هنوز برجای خویش است و عزم راستین فرزندان انقلاب توان پیرایش ناخالصی ها را دارد.  اکنون میتوان باور کرد که انقلاب ما فرزندان خویش را نمی بلعد بلکه آنهایی را که از  پیمان ها و آرمانهای انقلاب عدول میکنند ادب میکند و  به راه راست فرا میخواند.  اکنون میتواند باور کرد که در سالهای گذشته این انقلاب نبود که به نفع رانت خواران حقوق مردم را پایمال میکرد بلکه رانت خواران بودند که از انقلاب به نفع خود سودجویی میکردند و اینکه انقلاب به نفع هیچ کس از آرمانهای خویش منحرف نخواهد شد حتی اگر این شخص  آقای آیت الله هاشمی رفسنجانی و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام باشد . این امیدی است که در دل مردم جوانه زده است .

 

  نظرات ()
وظیفه و تکلیف انقلابی و تاریخی آقای هاشمی چیست؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٢/٢٤

امروز اولین بیانیه انتخاباتی آقای هاشمی منتشر گردید که در بخشی از بیانیه ی انتخاباتی آقای هاشمی چنین آمده است :

. . . خود را برای انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری، در معرض رأی و نظر شما قرار می‌دهم تا در این برهه حساس از تاریح کشور که مشکلات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به ادلّه‌ای که بر شما مخفی نیست، زمینه تأثیر تهدیدها و تحریم‌های خارجی را هموار کرده است، یک بار دیگر به وظیفه و تکلیف انقلابی و تاریخی خویش عمل کرده باشم . . .

 

 

پس از خواندن این پاراگراف از بیانیه ایشان  سوالی به ذهنم رسید که دوست داشتم از ایشان بپرسم و جوابی دریافت کنم . اما با کمی دقت در گفته ها و مواضع پیشین ایشان متوجه شدم که جواب این سوال من قبلا توسط ایشان داده شده است.

سوالی که به ذهنم رسید این بود که  اگر از ایشان سوال کنیم  که چگونه میخواهید با این تهدیدها مقابله کنید و اساسا وظیفه و تکلیف انقلابی و تاریخی  شما در این باره چیست  چه جوابی از ایشان خواهیم شنید؟

دیدم که قبلا ایشان جواب این سوال را خیلی ساده و راحت به این شکل داده است : با برقراری رابطه ! 

یادم آمد که ایشان درسالهای دور دراین باره حتی به امام هم نامه نوشته بود و درخواست برقراری ارتباط را داده بود و گفته بود که آمریکا کشور بزرگی است و ما چاره ای جز برقراری ارتباط نداریم.

با این حساب متوجه میشویم که  وظیفه و تکلیف انقلابی و تاریخی  ایشان چیزی جز برقراری رابطه و تمکین به آمریکا نیست ولی این نظر  جناب آقای هاشمی چیزی جز پاک کردن صورت مسئله نیست و این راه حل نمیتواند یک گزینه ی منطقی برای مشکل باشد زیرا پاک کردن صورت مسئله هنری نیست که نیاز به هنرمند داشته باشد و هر کسی میتواند با پاک کردن صورت مسئله  خیال کند که خود را از مشکلات ناشی از آن رهانیده است.  معلوم است که وقتی تحکم دشمن را بپذیری ، قائله پایان می یابد اما این روشی است که دشمن را کامیاب و ملت را ناکام میکند .

در ضمن برقراری رابطه با آمریکا  آیا میتواند بعنوان یک تکلیف انقلابی  منظور شود ؟

بعد یاد جمله ای از امام رحمه الله علیه افتادم که فرمود : رابطه ی آمریکا با ایران مثل رابطه ی گرگ و میش است.

 

بعد می اندیشم که چه خوب است که آدمی صادق و بی ریا سخن بگوید و لااقل مردم خویش را نفریبد. بگویید : دوست داریم با آمریکا دوست شویم . دلمان اینطور میخواهد!  چرا حرف از تکلیف میزنید ؟ چرا از وظیفه سخن به میان می آورید ؟ چرا از انقلاب مایه میگذارید ؟  چرا واژه ها را برای اهداف خود قربانی میکنید ؟ 

بخدا باور کنید که روزی باید جواب پس بدهید !  مگر چقدر از عمرتان باقی مانده است ؟  به خود بیایید و بدانید که مال و مقام دنیا فقط تا لب گور با شما رفیق است و پس از آن کار دشواری در پیش داریم و دارید

  نظرات ()
آرزو برای انتخابات خرداد 92 نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱/٢٦

امیدواریم در انتخابات خرداد 92  شرایطی فراهم نشود که :

- رای دادنمان فقط بخاطر رفع تکلیف باشد

- برای تشخیص فرد اصلح مجبور باشیم با ذره بین به دنبال نکات قوتش بگردیم

- انتخاب مان به دقیقه ی 90 کشیده شود

- ازترس بدتر به بد رای دهیم

- مجبور باشیم از ترس انتخاب شدن یک فرد که به سوء نیتش یقین داریم به یک انقلابی که به قدرت مدیریتش ایمان نداریم رای بدهیم.

- مجبور باشیم رای سفید در صندوق بریزیم

امیدواریم شرایطی فراهم شود که :

- از بین نامزدها بهترین را قاطعانه انتخاب کنیم 

- از میان چند کاندیدای مختلف به یک انقلابی مومن و وفادار و استکبارستیز رای صمیمانه بدهیم

- از همان روزهای اول رای مان در جیب مان باشد

- مطمئن باشیم که با انتخاب خود دست چپاول باند بازان و راحت طلبها و  هزار فامیلها را از دولت قطع میکنیم

- ایمان داشته باشیم که با رای قاطع خود طمع آمریکا و صهیونیسم را از این کشور اسلامی دور می نماییم 

در هر حال از تمامی مسئولین کشور و  انتخابات و  خود نامزدها و جریانات سیاسی میخواهیم که سود جویی را کنار بگذارند و با نیت خدمت به اسلام و کشور عزیز نامزدی ها و  اعتلافها را طوری مدیریت نمایند که برای رای دادن مردم محیطی آرام و توام با شفافیت بوجود آید.

  نظرات ()
رقص بالماسکه نویسنده: جوادزاده - ۱۳۸۸/٧/٥

مردمان به خودی خود ناشناخته اند .آدمی نه تنها برای دیگران بلکه گاهی برای خود هم ناشناخته میشود و این ناشناختگی ، خصیصه ذاتی انسان است بطوریکه حتی در معارف اسلامی شناخت خود برابر با شناخت خدا فرض شده است و این از ناشناخته بودن انسان حکایت دارد.

در حالت عادی اگر هم بگوییم کسی را میشناسیم بیشتر منظورمان دانستن مشخصات فردی و گاهی هم اجتماعی و برخی رفتارهای فردی اوست مثل : نام ،خانواده ،شغل، محل کار، آدرس خانه ، غذای مورد علاقه و . . .

اگر بپرسند آیا واقعا او را میشناسی ؟ هیچ کس را سراغ ندارم که جواب مثبت بدهد .

پس قبول میکنید که حتی در شرایط کاملا عادی و بدور از غرض ، شناخت افراد کاری تقریبا غیر ممکن است.

اگر شخصی ماسک زده باشد چه ؟ چقدر مرموز و خطرناک میشود !؟ جا دارد به او گفته شود که ای آقا ما بدون ماسک هم شما را نمیشناسیم ، چرا ماسک زدی؟ چه فریب هولناکی در سر داری ؟ توکه بدون ماسک هم ما را فریب میدهی !

البته نباید از کیفیت ماسک غافل شد. ماسک هم مراتبی دارد .

ماسک بدون شکل از درجه فریبکاری کمتری برخوردار است . معنی آن اینست که طرف نمیخواهد شناخته شود. مثل زورو یا مثل دزد.

اما ماسک شکلدار درجه فریبکاری عمیقتری دارد. معلوم نیست کسی که پشت ماسک قرار دارد به غیر از اینکه میخواهد شناخته نشود چه مقصود دیگری دارد؟

آیا کسی که پشت ماسک وحشتناک قراردارد خوش چهره است که میخواهد خشن جلوه کند؟

 یا فوق العاده وحشتناک است و میخواهد درجه زشتی خود را کمتر کند؟

یا این ماسک زشت به نظر او زیبا بوده است و میخواسته خودرا زیبا جلوه دهد ؟

بسته نوع ماسک ، هزاران حالت میتواند اتفاق بیافتد و انسان را در مقابل حیرت و ترس مبهوت کند. اگربا یک نفر ماسکدار روبرو شدن اینقدر مرموز است، پس اگر جمعی ماسکدار باشند چه فتنه ای بر پا میشود ؟ در فضای موهوم ناشناخته ی مرموز و ترسناک شناور بودن چه حسی دارد؟

گروههایی در جریان انتخابات اخیر ، فضای کشور را اینگونه به یک مجلس رقص بالماسکه هولناک تبدیل کردند. ایشان چهره یک شخص را رنگ مخصوص زدند و از صورتش ماسک درست کردند و هزاران بار از روی آن تکثیر کردند و به چهره زدند و در میان جامعه به حرکات موزون پرداختند. ماسکها چنان با مهارت درست شده بود که هیچکس به تن نتراشیده ، سبیلهای از زیر ماسک بیرون زده و شکمهای آماسیده و دشنه های پنهان شده  ایشان دقت نکرد و ناشیگری حرکات موزونشان را متوجه نشد و به فریب چهره ساختگیشان با آنها هماهنگ شدند و در میان موجهای موزون و اغواکننده و در عین حال موهوم و فروبرنده به شناگری پرداختند و آنگاه که از زیر موجهای آرام دشنه ها از آستینها بیرون آمد هیچ کس آنها را ندید و زمانی که موج سبز به ناگهان سرخ شد همه در اضطرابی کشنده و مخرب دست در هرچه که نزدیک بود زدند و چه بسا دوستان را به زیر موج سبز کشاندند و موج سواران همچنان در موج سواری خود از فرط نشاط فریاد هیجان میکشیدند و در حالیکه روی اموج سرخ ویراژ میدادند فریاد موج سبز سر میدادند. چه کسی بود که جرات کند و بگوید این موج سرخ است نه سبز ؟! هیچ کس باور نمیکرد .

اما دلم به حال آقای ماسک سوخت که نامردمان روزگار از سادگیش سوء استفاده کردند ، چهره اش را با رنگ سبز آغشته کردند و تبدیل به علامت کردند و از سیمایش ماسک ساختند و در وسط رقص بالماسکه به دورش حلقه زدند تا هیچ صدایی نشنود و هیچ چهره ای به غیر از چهره خویش نبیند .

جوانان را با ماسک  چهره موسوی فریفتند و آنان خطری را که ممکن است پشت ماسک خوش چهره مخفی باشد احساس نکردند .

فریبکاران ، ناجوانمردانه او را سپر تن نالایق خودشان کردند. او خودش هم ندانست که چگونه او را کیسه شن کردند و پشت سرش سنگر گرفتند و سوابقش را هزینه لات بازی هاشان نمودند .

لعنت خدا بر فریبکاران.
موفق باشید

  نظرات ()
اظهار نظر درباره انتخابات ریاست جمهوری ، شاید وقتی دیگر نویسنده: جوادزاده - ۱۳۸۸/٦/۱٧

اظهار نظر درباره انتخابات ریاست جمهوری ، شاید وقتی دیگر. . .

 

اظهارنظر هایی که اینروزها در باره انتخابات ریاست جمهوری میشود به قدری خام و عجولانه و از روی احساسات است که به هیچ عنوان قابل استناد نیست . حتی بیانات افراد مشهور هم که انتظار گفتار سنجیده ومنطقی از آنان میرود ازاین مورد استثنا نیست وایشان هم تحت تاثیر جو بسیار ملتهب و احساسی جریانات اخیر هستند . برخورد احساسی شاید از جوانان پذیرفته باشد اما افراد تاثیرگذار این جریانات باید بدانند که دامن زدن به احساسات پاک جامعه اگر خدای نکرده در سمت خلاف حقیقت باشد  نتایج ناگواری بدنبال خواهد داشت . شاید کسانیکه در این باره موضع میگیرند خود نیز به درستی در باره مواضع خود به شفافیت نرسیده اند و اینجانب وقتی به سخنهای طرفین توجه میکنم متوجه میشوم که :

هیچ کس به دنبال کشف حقیقت نیست بلکه همه بدنبال اثبات حقانیت خویش هستند

 

واین رویکرد هرگز به امور آشفته جامعه سامان نخواهد بخشید . لازم است دوستان  قبل از هر اقدام جدید و اظهار نظر جدید به سوالهای متعددی پاسخ دهند تا اظهار نظرشان قابل اتکا و در راستای صلح و برادری باشد.

 

به این سوالات  اندیشه کنیم و قبل از یافتن پاسخ درست آنها هیچ اظهار نظری نکنیم و اذهان پاک هموطنان را آلوده ی پیش داوریهای نادرست نکنیم. واگر لازم است در باره گروهی نظر بدهیم سعی کنیم جواب آنها را برای سوالات زیر به روشنی و درستی بفهمیم (نه با پیش داوری و ذهنیت شخصی خودمان و یا اظها نظر کسانیکه دوستشان داریم و با احساسمان موافق هستند بلکه با دقت در سخنان کسانی که مخالف ما هستندو باحسن نیت )برخی از این سوالات :

 

1-      آیا دموکراسی و مردم سالاری یکیست ؟

2-      آیا مردم سالاری خوب است ؟

3-      آیا انتخابات تنها روش رسیدن به مردم سالاری به شمار میرود؟

4-      آیا شیوه ای که برای انتخابات در جهان و ایران ( که اقتباس از غرب است) وجود دارد شیوه مناسبی به شمار میرود؟

5-      آیا همه انتخاباتها در غرب با سلامت کامل اجرا شده است؟

6-      آیا همه انتخاباتها در ایران با تقلب و تخلف اجرا شده است؟

7-      آیا تقلب و تخلف یکی است؟

8-      آیا تقلب بد و تخلف خوب است؟

9-      آیا انتخابات در ایران یک امر فرمایشی به شمار میرود؟

10-   آیا قبل از انتخابات معلوم بود که چه کسی برنده انتخابات است؟

11-   آیا قبل و بعد از انتخابات ، نظر تان در باره فرمایشی بودن انتخابات عوض شده است؟

12-   آیا نظامی که انتخابات برگزار میکند بد است؟

13-   آیا نظام سرمایه داری بهترین نوع حکومت است؟

14-   آیا درمیان کاندیداهای این دوره فرد ایده آلی وجود داشت ؟

15-   آیا مناظره تلویزیونی روش خوبی برای معرفی کاندیداها بود؟

16-   آیا قبل از مناظره ها محبوبیت احمدی نژاد بیشتر بود؟

17-   آیا قبل از مناظره ها میرحسین موسوی مثل احمدی نژاد در دوره قبل ناشناخته بود؟

18-   آیا میرحسین موسوی به پیشنهاد افراد خاصی کاندید شده بود؟

19-   آیا اینکه موسوی به تشویق افراد دیگری کاندید شده باشد، در اصل قضیه فرق میکند؟

20-  آیا احمدی نژاد حق داشت که اولین حرفش در مناظره را به دستان پشت پرده ای که موسوی را کاندید کرده اند اختصاص دهد و خود موسوی را به عنوان کاندید صاحب اراده نادیده بگیرد؟

21-   آیا مناظره انتخاباتی محل مناسبی برای اعلام رانت خواری برخی از افراد سرشناس بود؟

22-  آیا احمدی نژاد با طرح مسائل سوء استفاده ها که در طول چهار سال ریاست جمهوری اش نگفته بود درفکر استفاده انتخاباتی نادرست بود؟

23-   آیا احساس خطری که موسوی از آن یاد میکرد واقعی بود؟

24-   آیا موسوی همه مواردی را که به نظرش خطر بود در سخنانش بصورت شفاف بیان کرد؟

25-   آیا همه خدمات دولت در نزدیکی انتخابات صرفا برای خرید رای بود؟

26-   آیا احمدی نژاد حق داشت لیاقت و خدمات فرمانده دوران دفاع مقدس را به صفر ضرب کند؟

27-   آیا احمدی نژاد حق داشت همه مدیریت دوران جنگ را به موسوی نسبت داده و خدمات دولت وقت را به کلی منکر شود؟

28-   آیا اینکه موسوی گفت هر کس با هرنیتی از من حمایت و تبلیغ کند مورد قبول من است ، عوامفریبی یا ناآگاهانه بود؟

29-  آیا بهتر بود موسوی با بیان کردن نیات نادرست برخی حمایت کننده گانش صف حامیانش را یکرنگتر نموده و امکان سوء استفاده های ابزاری را از بین ببرد؟

30-   آیا آمار مستطیل شکل احمدی نژاد دروغگویی و آمار استوانه ای موسوی راستگویی بود؟

31-   آیا برچسب دروغگویی از زبان موسوی به احمدی نژاد مناسب بود؟

32-  آیا نشان دادن فتوکپی نامشخص عکس 3در4 خانم موسوی که به پرونده ایشان نصب شده بود توهین به ناموس بوده و نیاز به برآشفتگی دارد ؟

33-   آیا احمدی نژاد جمع آوری مدارک تحصیلی خانم موسوی را کاری در شان رئیس جمهور میداند؟

34-   آیا شیوه مناظره احمدی نژاد با کروبی و تکیه مداوم بر 300 میلیون تومان رفتار نادرستی بود؟

35-   آیا بیانیه ای را که آقای موسوی روز بعد از مناطره با احمدی نژاد از روی کاغذ خواند خانمش یا افراد خاصی نوشته بودند؟

36-   آیا شعار احمدی بای بای را موسوی به هوادارانش یاد داده بود؟

37-   آیا شعار مرگ براین دولت مردم فریب روش خوبی برای شعارهای انتخاباتی و مورد تایید موسوی است؟

38-   آیا خیابانگردی روش خوبی برای رای دادن است؟

39-   آیا همه کسانی که برای موسوی شعار میدادند به نظرات موسوی احترام قائل هستند؟

40-   آیا همه کسانی که برای موسوی شعار میدادند به موسوی رای دادند؟

41-  آیا درخیابانها راه بندان ایجاد کردن و بوق زدن و  بدن را از ماشین بیرون آوردن روش خوبی برای انتخابات و روش جدیدی برای رعایت حق شهروندان است؟

42-   آیا پخش آهنگ در خیابان آنهم با صدای بسیار بلند تبلیغ سالم به شمار میرود؟

43-   آیا هیچ گروه داخلی یا خارجی از رفتارهای موسوی سوء استفاده نکرد؟

44-   آیا در یکجانبه گرایی تلویزیون میتوان شک کرد؟

45-   آیا لحن غیر رسمی احمدی نژاد در مناظره ها هیچ تاثیری در تشدید بد رفتاریهای اجتماعی نداشت؟

46-   آیا دولت احمدی نژاد هیچ نقطه ضعفی نداشت که نیاز به پذیرفتن احمدی نژاد داشته باشد؟

47-   آیا دولت احمدی نژاد هیچ نقطه قوتی نداشت که نیاز به پذیرفتن وتقدیر از سوی موسوی داشته باشد؟

48-   آیا قبل از انتخابات ، قطعی دانستن تقلب درانتخابات و تلقین آن در جامعه به آرامش جامعه کمک و از انجام تقلب جلوگیری کرد؟

49-  آیا زیر سوال بردن درستکاری هیات امنای مساجد و بی اعتبار ساختن مساجد و ناسالم دانستن همه بسیجیان توسط تبلیغات و القائات قبل از انتخابات به سالم بودن جو انتخابات کمک کرد؟ وبه همبستگی ملت انجامید؟

50-   آیا نتایج انتخابات توسط کاندیداها اعلام میشود؟

51-   آیا در شمارش آرا تقلب شده است؟

52-   آیا در نوشتن آرا تقلب شده است؟

53-   آیا در اعلام نتیجه تقلب شده است؟

54-   آیا بیش از 400 هزار نفری که رای مردم را اخذ میکردند همه یا بیشترشان یا برخی یا تعداد ناچیزشان افراد متقلبی هستند؟

55-   آیا اگر یک نامزد انتخاباتی پیروز نشد باید رای مردمی را که به او داده اند باز پس دهد؟

56-   آیا اگر کسی به نتیجه انتخابات معترض بود باید بلافاصله تقاضای ابطال آنرا بنماید؟

57-   آیا بلافاصله بعداز اعلام نتایج ، کشاندن مردم به خیابانها اولین کار ممکن برای اعتراض است؟

58-   آیا چند ساعت یا حتی یکروز برای اطمینان از به بن بست رسیدن همه اقدمات قانونی کافی است؟

59-   آیا همه نهادهای قانونی کشور ،  متقلب یا بی کفایت یا مخالف موسوی هستند؟

60-  آیا اگر مردم به غیر از موسوی به همه نهادهای کشوری مانند رهبر ، شورای نگهبان ، نمایندگان مجلس ، قوه قضائیه ، قوه مجریه بدبین باشند ، کارها به سامان میرسد؟ وآقای موسوی به تنهایی همه اعتماد مردم را به خود اختصاص میدهد؟

61-   آیا رفتار موسوی در تشدید رفتارهای خشن نقشی نداشت؟

62-   آیا موسوی آگاهانه میخواست که آشوب برپا کند؟

63-   آیا آشوب کنندگان جزو طرفداران موسوی بودند؟

64-  آیا موسوی که به نیت اعتراض آرام به خیابان آمده بود با دیدن سود جویی فرصت طلبان باید از تکرار خیابان گردی ها جلوگیری میکرد؟

65-   آیا برای رسیدن به صندلی ریاست جمهوری باید غسل شهادت شهادت کرد؟

66-   آیا کسی که برای اعتراض آرام به خیابان میرود غسل شهادت میکند؟

67-   آیا موسوی نه بخاطر صندلی ریاست جمهوری بلکه برای احقاق حق رای دهندگان برآشفته شده بود؟

68-   آیا در دوران قبل هیج تخلفی و تقلبی صورت نگرفته بود که موسوی ساکت بود ؟

69-  آیا مقام خواهی یا امیال سرکوب شده نفسانی یا سهم خواهی یا برداشت نادرست از محبوبیت یا جو سازی مشوقان در رفتار موسوی تاثیر داشت؟

70-   آیا موسوی میدانست که ممکن است در اردوکشی خیابانی حقی ضایع یا کسی کشته شود؟

71-   آیا همه میدانند که بطور قطع چند نفر کشته شده است؟

72-   آیا همه کشته شدگان را نیروهای انتظامی به قتل رسانده اند؟

73-   آیا پلیس به مردمی که آرام حرکت میکنند حمله میکند؟

74-   آیا مامورانی که کشته شده اند توسط طرفداران موسوی کشته شده اند؟

75-   آیا به بازداشت شدگان نوشابه تعارف کرده اند؟

76-   آیا بازداشت شدگان شکنجه شده اند؟

77-   آیا هیچ کس نباید بازداشت میشد؟

78-   آیا هیچ کس نباید محاکمه شود؟

79-   آیا اتهاماتی که احمدی نژاد در جلسه اول مناظره گفت دروغ بود؟

80-   آیا جریان آقازاده ها واقعیت ندارد؟

81-   آیا کسی در این کشور حق ندارد به آقازاده ها تذکر دهد؟

82-   آیا پدرها نباید آقازاده های خودرا پند دهند و به راه درست فرا بخوانند؟

83-   آیا احمدی نژاد به طرفداران موسوی خس وخاشاک گفت؟

84-   آیا میدانید چه کسانی میخواهند  خس و خاشاکی را که احمدی نژاد گفت از خود دور و به طرفداران موسوی حواله کنند؟

85-   آیا هیچ عقل سلیمی به میلیونها نفر که به موسوی رای داده اند خس و خاشاک میگوید؟

86-   آیا انگلیس خیر خواه ملت ایران است؟

87-   آیا آمریکا عزت و استقلال ملت ایران را میخواهد؟

88-   آیا اگر آمریکا و انگلیس از رفتارهای ما راضی باشند باید به رفتارمان ادامه دهیم؟

89-   آیا در خیانت سازمان منافقین خلق به وطن شکی وجود دارد؟

90-   آیا اگر خائنین به ملت از رفتار ما حمایت کردند باید بازهم رفتارمان را ادامه دهیم؟

91-   آیا میدانیم چه کسانی میخواهند زشتی همراهی دشمنان ملت با رفتارهای ما را از ما مخفی نگهدارند؟

92-  آیا بازهم اجازه میدهیم که هرکس با هر سوء نیتی خود را طرفدار ما اعلام نماید؟ وما اورا به هواداری قبول میکنیم؟ و آیا حاضر میشویم جمع هوادارانمان را با وجود آنها آلوده نماییم وشخصیت هوادارانمان را در حد همکاری با خائنین به ملت تنزل دهیم؟

93-   آیا کسی هست که ارزش یکرنگی اینهمه جوان بی ریا را که با افتخار اعلام میکردند که به موسوی رای داده اند را پاسداری کند؟

94-   آیا موسوی قدر همبستگی با شکوه و بی نظیر هوادارانش را فهمید؟

95-   آیا احمدی نژاد قدر اعتماد مجدد بخش عظیمی از ملت را به خویش فهمید؟

96-   آیا دامن زدن به حس بی اعتمادی  وانتقامجویی باید ادامه یابد ؟

97-   آیا در هیچ شرایطی نباید تقصیرهای خود  را به گردن بگیریم؟

98-   آیا در هیچ شرایطی نباید تقصیرهای دیگران را نادیده بگیریم و بر طبل اختلاف نکوبیم؟

99-   آیا موسوی همه حرفهایش را با صداقت میزند؟

100-                       آیا احمدی نژاد همه حرفهایش را با صداقت میزند؟

...........

آیا کسی جواب همه این سوالات و سوالات گفته نشده ومرتبط با موضوع را میداند ؟ اگر نمیداند نباید با قطعیت کامل سخن بگوید. در این انتخابات هیچ کس : سیاه نبود ! سفید نبود!

هرکس که خواست سیاه و سفید کند بدانید صداقت ندارد .

 

 

ناتمام

یا حق

 

  نظرات ()
طلب حلالیت از میرحسین موسوی نویسنده: جوادزاده - ۱۳۸۸/٤/٩

من باید از مهندس میرحسین موسوی حلالیت بطلبم

 

من در طول سالیان گذشته هر موقع که نام میرحسین موسوی را میشنیدم تصویر دوران نخست وزیری ایشان در ذهنم نقش میبست تابلویی با ارزش و ماندگار ! تصویری مثل عکسهای سیاه وسفید و باصفای قدیمی که چیزی جز تعهد و تخصص و خدمتگذاری به مردم درآن تصویر دیده نمیشد من درآن سالها  دوران دانش آموزی و سپس دانشجویی خودرا سپری میکردم و اکنون که سالها ازآن دوران میگذرد فقط یک جمله از ایشان در خاطرم ماندگار شده است : بسیج مدرسه عشق است !

او در دوران سرنوشت ساز جنگ جزو کادر مدیریتی بود که کشور بحران زده ایران را به خوبی اداره کردند . پیشروی دشمن در صحنه های نبرد را متوقف کردند و ابتکار جنگ را بدست گرفتند و در عین حال وضع زندگی مردم را به بهترین نحو ممکن در طول سالهای جنگ نگه داشتند. واین دو بار مهم و سنگین را هنرمندانه بدوش کشیدند و از عهده برآمدند .تقریبا همه مسئولینی که درآن زمان عهده دار مسئولیتی بودند جهره های محبوب و مورد اعتماد مردم بودند . و آقای مهندس موسوی یکی از شاخص ترین آن چهره ها بود . درآن زمان اهمیت افراد براساس میزان پرهیزکاری و خدمت گذاری آنها به مردم سنجیده میشد و هیچ معیار دیگری غیر از این وجود نداشت . میزان حقوق و بر خورداری های مادی و موقعیت اجتماعی و سیاسی مفاهیم بی ارزشی بودند که از یادها رفته بودند و مردم و مدیران به چیزهایی غیر ازاینها فکر میکردند . مردم به حسن نیت مدیران کشور ایمان داشتند و آنهارا جزئی از خانواده خویش حتی فراتر ازآن میدانستند  و به هر مدیری به عنوان سربازی فداکار مینگریستند و با هر نگاهی که به ایشان میکردند محبتی سرشار در قلبشان موج میزد و تلاطم این امواج از قلبشان به زبانشان جاری میشد و لب به دعا و تحسین میگشودند ..... و میرحسین موسوی یکی از این مردان بود.

...   جنگ تمام شد . سالها گذشت و ما دیگر نامی از میرحسین نمیشنیدیم . فقط میدانستیم که دیگر راغب نیست در پستهای رسمی دولتی باشد.

البته دراین امر برداشتهای مردم متفاوت بود ، برخی مثبت و برخی منفی ! اما من شخصا این کار اورا نقطه مثبتی از شخصیتش قلمداد میکردم  و استدلالم این بود که فکر میکردم حالا که دیگر خلوص کمتری در کار مدیران مشاهده میشود و مناصب دولتی بیشتر به سهم خواهی و رانت خواری و باند بازی نزدیک است تا به خدمتگذاری و به همین خاطر هم او حاضر نشده است خودرا درگیر این زد وبند های سیاسی بکند و ترجیح داده است تا با کار تخصصی خود به مردم و جامعه خدمت کند . واین کاریست که خود نیز انجام داده ام و شاید به همین خاطر در مورد میرحسین اینگونه فکر میکردم .

 

...   سالها گذشت و نوبت انتخابات ریاست جمهوری دهم شد و شنیدیم که میرحسین هم خواهد آمد . همین یک کلمه حرف و  احتمال مارا خرسند کرد اما بازهم تردید به آمدنش داشتیم ولی بالاخره تردیدها به یقین تبدیل شد و او آمد . ما هیچ شکی نداشتیم که با او هستیم و او با ماست .

 

اما اتفاقاتی افتاد که تردید دوباره به سراغ مان آمد و این تردید با مشاهده برخی از اطرافیان او آغاز شد .

کسانی که دردوران ریاست جمهوری خاتمی ثابت کرده بودند که چیزی جز قدرت طلبی  و تمامیت خواهی سیاسی در سرشان لانه نکرده است     و به خاطر رسیدن به قدرت حاضرند تمام کشور را دستخوش آشوب و نا امنی کنند . کسانی که تمام هم و غم شان اینست که خانمها روسری نداشته باشند و تمام مشکلات مارا به هر نحوی به این یک تکه پارچه وصل میکنند و اسمش را اصلاحات میگذارند و خودشان را اصلاح طلب و عوامفریبانه با حرفهای شیک و قشنگ فضای ذهنی مردم و جوانان را که بدنبال علت یابی معضلات اجتماعی هستند آلوده میکنند وبه بیراهه میکشند . و به جای حل مشکلات اجتماعی به  فساد دامن میزنند و مردم را از چاله که در نمی آورند هیچ ، بلکه به چاه عمیق روانه میسازند و درهمان حال هم حرفهای باکلاس میزنند و درحالی که مردم به اعماق چاه در حال سقوط هستند فریاد میزنند که آ...ی سر مردم به دیوار چاه خورد و شکست . حقوقشان پایمال شد . حقوق بشر کجایی ؟ آیا مردم حق ندارند به چاه گشادتری بیافتند که سرشان نشکند ؟ وبعد شروع میکنند به کار و چاههای گشادتری برای مردم میکنند ! . . .  و سرشان منتی میگذارند که آن سرش ناپیداست .

ولی این تعداد اندک عددی نبودند که تاثیری در خواسته ما داشته باشد .

 اما هرچه زمان گذشت اینگونه اطرافیان ایشان بیشتر و بیشتر شد ودیگر نمیشد آنها را نادیده گرفت و کاسه تردید ما باز هم  پر تر شد .

موضعگیریهای ایشان هم نشان میداد که از حضور آنها هیچ نگرانی ندارد و بعضا حرفهای عوامفریبانه آنها را هم تکرار میکرد . میگفت من نماینده آنها نیستم اما هر کس که با من همراهی کند و برایم تبلیغ کند من از او استقبال میکنم .

آیا میرحسین آنها را فریب میداد یا مارا ؟

آیا میرحسین هم اهل فریب شده بود ؟

پس این همه سال در انزوا بسر بردن از صداقت نشات نمیگرفت ؟

آیا آنها یاران واقعی میر حسین بودند یا ما ؟

آیا ما سرنشینان اصلی قطار میرحسین بودیم و شورش طلبان مصلح نما قاچاقی سوار شده بودند ؟

نکند برعکس باشد ؟

من اصلا دوست ندارم مسافر قاچاق باشم !

... تبلیغ انتخاباتی شروع شد و دو هفته مانده به انتخابات ستاد های تبلیغی آقای موسوی نیز براه افتاد . اما نوع تبلیغ طوری بود که من تا بحال ندیده بودم .

* درکنار پیاده روها میز گذاشته بودند و عکس آقای موسوی را پخش میکردند .

* دربیرون ستاد ایشان بلندگوهای قوی گذاشته بودند و دائم باصدای بلند سرود و آهنگهای خاص پخش میکردند. ودر تمام این مدت ما در محل کارمان مجال آرامی برای کار کردن پیدا نکردیم .

* ماشینهای طرفدار ایشان دائم بوق میزدند و عکسهای موسوی را به همه جای ماشین چسبانده بودند و سرنشینان خوردروها بدنشان را از ماشین بیرون آورده و جیغ میکشیدند .

* طرفداران ایشان به رئیس جمهور فعلی اهانت میکردند و از عبارات مردم فریب و احمدی بای بای استفاده میکردند.

* او رنگ سبز را که نمادی از خاندان پیامبر است به عنوان نشانه ای از هواداری به خود اعلام کرده بود تا نشانی از سید بودن اوباشد و به همه ستادهای خود پارچه سبز داده بود تا بین مردم پخش کنند. برخی آنرا به مچ دست میبستند ، برخی به گردن میانداختند ، برخی به پیشانی میبستند ، برخی دختران لاک سبزرنگ  به ناخن میزدند و کسانی هم دیده شده اند که به سگ خانگی خودشان لباس سبز میپوشانیدند.

* هواداران ایشان شبها تا پاسی از شب در خیابانها فریاد میزدند موسوی! موسوی !

* وآقای موسوی به این حرکت ، موج سبز نام گذاشته بود .

* این موج سبز هفته ها نظم کشور را بهم ریخت ، عبور و مرور شهر مختل شد و من چند روز از محل کار تا نزدیکی منزلمان که حدود 15 کیلومتر میشد پیاده میرفتم . فقط به خاطر اینکه آقای موسوی از موج سبز خوشش میامد. و میخواست به این طریق حقوق شهروندان را احیا کند و قانون گرایی کند .

بازهم شک ... وباز هم تردید ...  این بار غلیظ تر و غبارآلوده تر !

آیا موسوی باز هم مثل دوران خوب قدیم برای خدمت به میدان آمده بود ؟

آیا موسوی فقط به خاطر خدمت اینهمه سر وصدا راه انداخته بود؟

آیا موسوی به خاطر اینکه عنصر اخلاص در دولت ها کمرنگ شده بود خودرا از مسئولیتهای دولتی کنار کشیده و درانزوای سیاسی بسر برده بود ؟

آیا او میخواهد کشور را با بوق ممتد ماشین ، لاک سبز دختران و صدای بلند آواز اداره کند؟ وحقوق شهروندان را اینگونه رعایت کند ؟

آیا او میخواهد اول حقوق شهروندی را پایمال کند و بعدا دوباره آنرا احیا کند ؟

آیا او بدرقه کردن یک رئیس جمهور را اینگونه با فحش و تهمت و بی احترامی میخواهد به مردم بیاموزد؟

 

این اتفاقات نامعقول که به هیچ وجه با منطق  موافقت نمیکرد کاسه شک و تردید ها را لبریز نمود و قبل از اینکه انتخاباتی انجام شود میرحسین در انتخابات ذهنم رای نیاورد.

. . . مناظره های تلویزیونی برگ دیگری بود که به نفع میرحسین تمام شد . اما دیگر مناظره های تلویزیونی برایم حساس و تعیین کننده نبود زیرا من قبل از آن به نتیجه رسیده بودم .

اگر دفاع بد احمدی نژاد از خود  ومظلوم نمایی میرحسین نبود شاید میرحسین کمتر از سایر نامزدها رای می آورد . اما این اتفاقات به نفع موسوی رقم خورد و رای اورا بسیار بالاتر از میزان عادی افزایش داد و در رده دوم ایستاد.

 

  • یکروز قبل از انتخابات پیامی از سوی موسوی در قالب پیام کوتاه بصورت انبوه بین مردم پخش شد که درمساجد رای ندهید چون در مساجد بسیج حضور دارد و در رای شما تصرف خواهند کرد
  • آیا موسوی اعتبار مسجد را میخواست پایمال کند ؟ یا اعتبار بسیج را ؟ یا هردو را ؟

 

. . . انتخابات تمام شد و نتیجه همانگونه که از نتایج نظر سنجیهای داخلی و خارجی هم استنباط میشد به نفع رقیب مهندس موسوی رقم خورد

. . . و ما اخلاقی از میرحسین دیدیم که هنوز هم که 17 روز از انتخابات میگذرد انگشت به دهان مانده ایم . چطور ما این مرد را نشناخته به او دلبسته بودیم ؟

 

 

  • به محض اطلاع از نتیجه انتخابات خواستار ابطال آن شد !
  • به بازشماری آراء هم راضی نبود ، میگفت چون من انتخاب نشدم حتما تقلب شده است و حتما باید دوباره 40 میلیون جمعیت بخاطر من به پای صندوقهای رای بیایند و حتما به من رای بدهند !. . . تامن صحت انتخابات را تایید کنم!...
  • عقل سلیم میگوید اول بشمار بعد که دیدی نتیجه خلاف واقع است تقاضای ابطال کن.
  • قانون را رها کرد و به هواداران گفت به خیابانها بریزید
  • هرچه به او گفتند از طریق قانون شکایت کن قبول نکرد و گفت تنها راه همین است که مردم به خیابان بریزند و انتخابات ابطال شود.
  • او از کسانیست که اول میکشد و بعد گناه طرف را بررسی میکند.
  • 10 روز تمام بعد از انتخابات وضع تهران را به هم ریخت
  • ازروز دوم خشونت بکاربردند به بانکها حمله کردند و مغازه آتش زدند و مسجد به آتش کشیدند و آدم کشتند و گفتند کار دولت است که میخواهد ما را بدنام کند .
  • دراولین روزی که خشونت بکار رفت یقین داشتم که این خرابکاریها و اهانتها و قانونشکنی ها توسط هواداران موسوی نیست و موسوی هم راضی به این کار نیست و کار کسانیست که بدنبال آشوب و به هم ریختن امنیت کشور هستند و مطمئن بودم که فردا موسوی بیانیه میدهد و خرابکاریها را محکوم میکند و به خاطر جلوگیری از اقدامات آشوبگری و ناکام گذاشتن فرصت طلبان اردو کشی خیابانی را متوقف میکند و وضع به حالت عادی باز میکردد و مطالبه حقوق از طریق قانون صورت میگیرد. اما اینطور نشد ! . . . و ذهنها دگرگون گشت و سوء برداشتها قوت گرفت
  • آیا موسوی میخواست به هر طریق ممکن رئیس جمهور شود و نظر خودرا به همه مردم کشور تحمیل کند؟
  • آیا موسوی نمیخواست آدم کشته شود ؟ آیا او تشخیص نمیداد که کسانی ممکن است در اثر این نا آرامی ها دست به حرج و مرج بزنند و قتل و غارت راه بیاندازند ؟
  • آیا او میخواست فرش قرمز کاخ ریاست جمهوری اش را با خون مردم رنگ کند ؟
  • اگر از خون ماموران امنیتی و بسیج که هردو فرزند همین مردم اندبگذریم ، آیا خون مردمان بیگناهی مثل ندا آقا سلطانی بگردن موسوی نیست ؟ چه کسی بانی اردو کشی غیر ضروری خیابانی است ؟ آیا عاقلانه  است گرهی را که با دست خود میشود باز کرد با دندان مردم باز کرد ؟
  • آیا وقتی موسوی حمایت انگلیس و آمریکا را از اقداماتش شنید چه اندیشید؟ به گمانم تشویق شد و روحیه گرفت !آیا به خون شهیدانی که با دست همین آمریکا و انگلیس خونشان ریخته شد فکر کرد ؟ آیا از خون شهیدان حیا نکرد که در صف قاتلانشان جای خوش کرد؟

 

گویا برای این آیا ها و چراهای متعدد و نامتناهی هرگز جوابی شایسته نخواهیم شنید. وبهت وحیرت مارا پایانی نیست . هنوز هم باورم نیست ! کاش خوابی بوده باشد.

آیا خاطره ای خوش هم برای ما زیادی بود ؟

آقای مهندس موسوی ! چرا عکسهای یادگاری ما را پاره کردید ؟ چرا دفتر خاطرات ما را به آتش کشیدید ؟ چرا روی عکس قدیمی دوستان ما شاخ گذاشتید وسبیل کشیدید ؟  ما که به همین عکسها دلخوش بودیم ! کاش اینهارا سالم نگه میداشتی آیا توقع زیادی بود ؟

 

من باید از میرحسین موسوی حلالیت بطلبم چون فکر میکردم که آدم خوبیست. اما  فکرم اشتباه بود.

 

 

  نظرات ()
مطالب اخیر شعری از آیت‌الله صافی گلپایگانی در انتقاد از کوروش گرایی پر کاربردترین مشاغل پاسخ امام حسن به پادشاه روم دعای ذوالقرنین بوی جوی مولیان لحظه اعلام مذهب شیعه بعنوان مذهب رسمی ایران(عکس) تست - آیا مشکل پرشین بلاگ برطرف شده است؟ مشکلات پرشین بلاگ کلافه کننده شده است کلید سعادت چیست ؟ ملا احمد نراقی
کلمات کلیدی وبلاگ حکمت (٩٠) آمریکا (٦٦) رفسنجانی (٤۱) شعر (٤٠) حدیث (۳٤) امام حسین (۳٠) امام علی (٢٧) دعا (٢٦) عاشورا (٢٥) روحانی (٢٥) حضرت محمد (٢۳) انتخابات ریاست جمهوری (٢٠) احمدی نژاد (۱٩) امام خامنه ای (۱٩) قرآن (۱۸) غرب (۱٧) نماز (۱٤) حکایت (۱۳) علم (۱۳) خدا (۱۳) محرم (۱٢) اسلام (۱۱) اسرائیل (۱۱) حجاب (۱۱) امام صادق (۱٠) خاتمی (۱٠) امام خمینی (۱٠) انسان (٩) رمضان (٩) میرحسین موسوی (٩) فساد (۸) شهریار (۸) صادق هدایت (٧) نجوم (٧) فتنه (٧) سبک زندگی (٧) امام زمان (٦) حضرت زهرا (٦) یارانه ها (٦) مصائب (٦) زیارت عاشورا (٦) جمهوری اسلامی (٦) اعمال (٦) شهید (٦) دروغ (٥) آزادی (٥) عشق (٥) سیاست (٥) هنر (٥) کربلا (٥) جنگ (٥) فلسطین (٥) آذربایجان (٥) جغرافیا (٥) روزه (٥) امام جواد (٥) جمعیت (٥) زلزله تبریز (٥) ویروس فرهنگی (٤) عیدفطر (٤) محرم و صفر (٤) بوز قورد (٤) اصلاح طلبان (٤) عید غدیر (٤) قدس (٤) امام حسن (٤) عید نوروز (٤) نوحه (٤) مادر (٤) یهود (٤) ازدواج (٤) حقوق بشر (٤) انقلاب (٤) ماهواره (٤) امام رضا (٤) ایمان (٤) زندگی (۳) ashura (۳) هاشمی (۳) زن (۳) کامپیوتر (۳) تورم (۳) عدالت (۳) دموکراسی (۳) خانه (۳) خامنه ای (۳) شاه (۳) شیطان (۳) گل (۳) اینترنت (۳) تکنولوژی (۳) تبریز (۳) غزه (۳) سال نو (۳) روحانیت (۳) انگلیس (۳) امام سجاد (۳) راستگویی (۳) امام هادی (۳) اجابت دعا (۳) گرگ خاکستری (۳) عنایت خدا (۳) حقوق انسان (٢) قرآن سوزی (٢) تساوی زن ومرد (٢) نا امیدی از خدا (٢) فساد در سینما (٢) عالمان بی عمل (٢) ملی-مذهبی (٢) مذاکرات هسته ای (٢) 10 میلیارد تومان (٢) 9 دی (٢) خشونت علیه زنان (٢) تست شخصیت (٢) وام بانکی (٢) جلیلی (٢) فضولی (٢) جنبش عدم تعهد (٢) مطهری (٢) ترک (٢) صهیونیسم (٢) صلوات (٢) پهلوی (٢) شب قدر (٢) ریا (٢) علوم تجربی (٢) سنائی (٢) عمل (٢) 5+1 (٢) علامه جعفری (٢) هندوانه (٢) شعبان (٢) یاحسین (٢) قضاوت (٢) پیامبران (٢) زمین (٢) انفاق (٢) توبه (٢) نذر (٢) شیر (٢) 29 بهمن (٢) سوریه (٢) پدر و مادر (٢) سوال (٢) عبادت (٢) زمان (٢) مناجات (٢) دزد (٢) معجـزه (٢) شیعه (٢) عباس (٢) عقل (٢) شریعتی (٢) زینب (٢) بهمن (٢) کودک (٢) خمینی (٢) منافق (٢) عید (٢) عرفه (٢) نیایش (٢) بهشت (٢) تروریست (٢) تحریم (٢) زبان (٢) فیلم (٢) گرانی (٢) اندیشه (٢) سینما (٢) انتظار (٢) دنیا (٢) جوک (٢) خنده (٢) ایران (٢) دانش (٢) دل (٢) فلسفه (٢) آرزو (٢) تربیت (٢) چشم (۱) شجریان (۱) تمدن (۱) طلا (۱) باران (۱) انتخابات مجلس (۱) مجلس (۱) توکل (۱) قیامت (۱) قبله (۱) نگاه (۱) فوتبال (۱) صبر (۱) مسابقه (۱) بازی رایانه ای (۱) رنگ (۱) دین (۱) نوکیا (۱) تاریخ (۱) شادی (۱) قلب (۱) سکوت (۱) ترس (۱) نفرت (۱) طنز (۱) تولد (۱) وبلاگ (۱) موبایل (۱) ورزش (۱) غم (۱) مذاکره (۱) مسلمان (۱) المپیک (۱) ابلیس (۱) کافر (۱) قانون (۱) عطار (۱) کوروش (۱) عمر (۱) پیام کوتاه (۱) ترافیک (۱) مهاجرت (۱) مجازات (۱) قم (۱) حج (۱) علی (۱) لطیفه (۱) اصلاحات (۱) آقا (۱) آسمان (۱) قبر (۱) لذت (۱) پزشک (۱) زرتشت (۱) روزی (۱) انیشتین (۱) نوشتن (۱) سانسور (۱) ابر (۱) گفتار (۱) مغز (۱) والدین (۱) تسلیت (۱) شرق (۱) ماسک (۱) خیانت (۱) امتحان (۱) راه (۱) جهان (۱) طبیعت (۱) روشنفکری (۱) فیلترینگ (۱) ظهور (۱) حزب (۱) اربعین (۱) تفسیر (۱) بحرین (۱) شجاعت (۱) پروین اعتصامی (۱) بدبختی (۱) دمکراسی (۱) وحی (۱) حماقت (۱) اوستا (۱) نظم (۱) ویکتورهوگو (۱) انجمن حجتیه (۱) سلوک (۱) فریب (۱) خشک و تر (۱) سجده (۱) گناه (۱) احزاب (۱) غرور (۱) امامت (۱) توسل (۱) زیبایی (۱) الله اکبر (۱) بهداشت (۱) دانستن (۱) وحدت (۱) سحر (۱) روسیه (۱) روح (۱) دوزخ (۱) نیما (۱) انشتین (۱) گوش (۱) خرافه (۱) انبیا (۱) عزا (۱) حکومت دینی (۱) فاتحه (۱) بینایی (۱) روز جهانی قرآن (۱) چادر (۱) جوک ترکی (۱) تخیل (۱) چمران (۱) سلیمانی (۱) بایاتی (۱) جبر (۱) تخصص (۱) استغفار (۱) بسیجی (۱) کهکشان (۱) قاضی (۱) جامعه اطلاعاتی (۱) ادیسون (۱) حجامت (۱) سرمایه داری (۱) اصول گرایی (۱) ذکر (۱) جوجه (۱) نسبیت (۱) حیا (۱) سید احمد خمینی (۱) بیمارستان (۱) کلاهبرداری (۱) مشایی (۱) اصلاح طلبی (۱) کعبه دل (۱) شبهات (۱) تعهد (۱) شاید وقتی دیگر (۱) شمس تبریزی (۱) عبدالله نوری (۱) برکت (۱) بودا (۱) دیکتاتور (۱) تکلیف (۱) تفکر (۱) جوان (۱) الهی (۱) شناخت (۱) سلامتی (۱) میهن (۱) اختیار (۱) پیام نوروزی (۱) تناقض (۱) جوانی (۱) اهل سنت (۱) قبرستان (۱) حضرت یحیی (۱) امام کاظم (۱) فتح (۱) یوم الله (۱) حلزون (۱) نبوغ (۱) برنارد شاو (۱) حقارت (۱) راه قدس (۱) یتیم نوازی (۱) جهانی سازی (۱) فیس بوک (۱) اسم اعظم (۱) دانایی (۱) فرمانده (۱) تجارت الکترونیک (۱) حاج همت (۱) انرژی هسته ای (۱) اطلاعات عمومی (۱) نیمه شعبان (۱) حزب الله (۱) امام محمد باقر (۱) رجب (۱) مبارزه با نفس (۱) غضب (۱) اقوام ایرانی (۱) هاوایی (۱) گردن بند (۱) شیخ (۱) لیبرال (۱) فرومایه (۱) امام موسی کاظم (۱) مختارنامه (۱) حضرت ابراهیم (۱) جزیره برمودا (۱) 14 معصوم (۱) حضرت ابوالفضل (۱) اصول دین (۱) حضرت نوح (۱) جبر و اختیار (۱) حق الناس (۱) طرح ولایت (۱) امداد غیبی (۱) جنبش سبز (۱) بیداری اسلامی (۱) نداآقاسلطانی (۱) میکروسکوپ افکار (۱) سود بانکی (۱) ضداسلام (۱) خواب و بیدار (۱) تعویذ (۱) علم غیب (۱) خواستن توانستن (۱) تقلید سیاسی (۱) فراماسون (۱) sms تبریز (۱) اس ام اس تبریز (۱) استاد عالی نسب (۱) نشانه برای فردا (۱) توافق نامه ژنو (۱) شهبد (۱) حضرت زکریا (۱) خوض در باطل (۱) آدمخواری (۱) وضوی صفر و یکها (۱) لاحول (۱) جهنمہ (۱) نقض غرض (۱) جام دیجیتال (۱) خسرو زارع فرید (۱) کارتهای بانکی (۱) شرکت انیاک (۱) شبکه شتاب (۱) تنگه برینگ (۱) سیلی ایام (۱) توحش (۱) حرز (۱) راهزن (۱) بهشت احمقها (۱) ساده لوحی (۱) آفتاب پرست (۱) فتح ایران (۱) مدیرکل (۱) زمزمه های تنهایی (۱) سال پول (۱) بانوی شعر ایران (۱) پهلوی2 (۱) کفش کتانی (۱) قوم پارس (۱) شعار سال (۱) امام نقی (۱) سوره کوثر (۱)
دوستان من برهان سایت زیبای قرآن شیعه 24 نقد مدرنیته مشاوره کسب و کار پرتال زیگور طراح قالب