وقتی از امتحان جلسه امتحان بیرون می آییم. معمولا سوالات امتحانی را یکبار دیگر بلکه چندین بار در ذهنمان مرور میکنیم تا نمره خودمان را حدس بزنیم. در این مقطع زمانی خاص سوالات به سه صورت به ما نمایان میشوند:

1- سوالاتی که قطعا میدانیم جواب را درست نوشته ایم . وقتی این سوالات را از نظر میگذرانیم به ما آرامش میدهند و لبخندی بر صورت مینشانند. دوست داریم این سوالات را بازهم در ذهن نگهداریم و نفس راحتی میکشیم.

2- سوالاتی که قطعا میدانیم جواب را غلط نوشته ایم یا اصلا جواب را بلد نبوده ایم.  با فکر کردن به این سوالات ممکن است مشتمان را گره بکنبم و دوست داشته باشیم به یک جایی مشت بکوبیم و احساس پشیمانی میکنیم و شکست!

3- سوالاتی که نمیدانیم جوابی که به آنها داده ایم درست یا غلط بوده اند. این قسمت یکی از چالش برانگیز ترین بخشهای بعد از امتحان است . رفتار افراد در برخورد با این حالات کاملا متفاوت است . اما در حالت سوم بیشتر افراد بعد از اینکه این تردید پیش می آید سعی میکنند یکی از شاگرد زرنگها یا حدالمقدور معلم یا استاد را پیدا کنند و جواب درست سوال را جویا شوند.

4- گاهی هم پیش می آمد که سوالی را که مطمئن بودیم قطعا درست جواب داده ایم بعدا میفهمیدیم غلط نوشتیم و برعکس گاهی هم جوابی را که فکر میکردیم غلط نوشته ایم درست از آب در می آمد. و چه بسا معلم به خاطر همان جواب به ظاهر غلطمان یک امتیازی هم به ما میداد و تشویقمان میکرد.

البته برخی هم که نتیجه امتحان برایشان اصلا مهم نیست کلا بی خیالند برخی از آنها  همیشه میخندند و شوخی میکنند و سربه سر دیگران میگذارند و کلا دوست دارند خوش باشند و برخی هم  افسرده و بیحال در لاک خودشان فرو رفته اند. ما فعلا با این دو گروه کاری نداریم.

اما آنهایی که حساسیت قبولی یا مردودی برایشان مهم است و دلشان می خواهد حتما از نتیجه عملشان آگاه شوند آرام و قرار ندارند. اینجور افراد را چیزی به غیر از دیدن کارنامه و ورقه تصحیح شده شان آرامشان نمیکند. اما همیشه میخواهند یک ذره بیشتر بدانند اما تا همه چیز را ندانند آن یک ذره ها تمام نمیشود.

یادم می آید یکی از معلم های ما گاهی ورقه های امتحانی را به شاگرد زرنگها میداد تا آنها اصلاحش کنند. و معمولا نزدیک ترین دوست آن شاگرد زرنگ میتوانست از نتایج امتحان زودتر مطلع شود.

. . .

 وَبَیْنَهُمَا حِجَابٌ وَعَلَى الأَعْرَافِ رِجَالٌ یَعْرِفُونَ کُلاًّ بِسِیمَاهُمْ وَنَادَوْاْ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَن سَلاَمٌ عَلَیْکُمْ لَمْ یَدْخُلُوهَا وَهُمْ یَطْمَعُونَ   سوره ی مبارکه الاعراف:آیه 46 

و در میان آن دو ( بهشتیان و دوزخیان)، حجابى است و بر «اعراف‏» مردانى هستند که هر یک از آن دو را از چهره‏شان مى‏شناسند و به بهشتیان صدا مى‏زنند که: «درود بر شما باد!» اما داخل بهشت نمى‏شوند، در حالى که امید آن را دارند.

 

از امام صادق علیه السلام درباره قول خدای عزوجل: « و بینهما حجابُ و علی الاعراف رجال یعرفون کلاً بسیماهم » سؤال شد. حضرت فرمودند:
« بینهما حجاب » دیواری است بین بهشت و جهنم که محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین و خدیجه علیهم السلام بر آن ایستاده اند، و ندا می کنند: دوستان ما کجایند؟ شیعیان ما کجایند؟ در این هنگام دوستان و شیعیان به سوی آنها روی می آورند،
و آنان دوستان و شیعیان را به اسم خود و پدرانشان می شناسند و این همان قول خداست که فرمود: « یعرفون کلاً بسیماهم » پس دست دوستان و شیعیانشان را می گیرند و از صراط عبور می دهند و آنها را وارد بهشت می کنند.
در روایتی دیگر آمده است که دوستانشان را به سفیدی صورتشان و دشمنانشان رابه سیاهی چهره می شناسند.

...


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: امتحان


تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/۳ | ٤:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.