جوادزاده
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ جوادزاده
آرشیو وبلاگ
      راستگویی - دانایی - نظم (یادداشتهای روزانه)
استدلالی عجیب از مولا علی (ع) نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٦/٥/۸

مولانا امام علی علیه السلام در حکمت 250 نهج البلاغه چنین میفرماید :


عَرَفْتُ آللّهَ سُبْحَانَهُ بِفَسْخِ العَزَائِمِ، وَحَلِّ آلْعُقُودِ، وَنَقْضِ آلْهِمَمِ.

ترجمه : خداوند را به‌وسیله فسخ تصمیم‌ها، بَرهم خوردن پیمان‌ها و نقض اراده‌ها شناختم.

سخنی بسیار عمیق است که برای همه زمانها و اعصار نو و تازه است و البته نیاز به تحلیل و تعمق دارد و حتی پس از اینکه توضیح داده شد نیز ممکن است  دشواری فهم آن برای همه برطرف نشود اما از آنجایی که سخن امام را غیر از امام نمیتواند به درستی تفسیر نماید پس دست به دامان امام محمدباقر علیه السلام میشویم و از ایشان استمداد میکنیم.


 

امام باقر علیه السلام مى‌فرماید: «کسى از جدم امیرمؤمنان علیه السلام سؤال کرد با چه وسیله‌اى پروردگارت را شناخته‌اى؟ امام فرمود:


بِفَسْخِ الْعَزْمِ وَنَقْضِ الْهَمِّ لَمّا هَمَمْتُ فَحیلَ بَیْنی وَبَیْنَ هَمّی

وَعَزَمْتُ فَخالَفَ الْقَضاءُ عَزْمی عَلِمتُ أنَّ الْمُدَبِّرَ غَیْری

 

خدا را به‌وسیله فسخ اراده و نقض تصمیم‌ها شناختم اى بسا تصمیم بر کارى گرفتم و او میان من و خواسته‌ام جدایى افکند و عزم انجام برنامه‌اى را داشتم و قضاى او عزم من را بَرهم زد، از این‌جا دانستم که مدبّر، غیر من است».

این سخن حکیمانه نکته عجیب و شگفت آوری در خداشناسی است و خواننده محترم اگر گمان ببرد که در بار اول توانسته است منظور امام را متوجه شود نباید به گمان خود اعتنا کند زیرا هرکس نیازمند آنست که دهها بار آن را از نو مطالعه کرده و تدبر نماید و بنده نیز خود را در حد آن نمیدانم که بخواهم این سخن را توضیح بدهم یا تفهیم کنم.


  نظرات ()
زبان نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٩/۱٦

زبان انسان پشت دو درب شگفت انگیز تودرتو پنهان شده و از خود محافظت میکند. یکی ازاین درها درب داخلی است که همان دندانهای محکم و استخوانی هستند و درب دیگر درب داخلی که همان لبهای نرم و گوشتی هستند.

برای سخن گفتن حتما باید در بیرونی باز شود زیرا انسان بدون باز کردن لبها قادر به گفتن حتی یک کلمه نیست ولی نیازی به باز شدن در داخلی نیست. زیرا انسان بدون باز کردن دندانها هم میتواند بطور کامل حرف بزند. امتحانش مجانی است. اگر امتحان کنید خواهید دید که میتوانید بدون اینکه دندانها را از روی هم بردارید بطور کامل همه حروف الفبای فارسی و انگلیسی را واضح و شفاف بیان کنید.  اما اگر لبها را از هم باز نکنید قادر به گفتن یک کلمه و حتی یک حرف هم نیستید. 

پس دو درب مطمئن برای زبان است تا بدانیم که ارزش زبان در محفوظ بودن است نه گشاده بودن و بدانیم این لعبت یگانه ، با ارزش است و باید محفوظ بماند و با سخنان یاوه ، خود و صاحبش را از ارزش نیاندازد. در ثانی ، سخن را به باز شدن دندان سخت و تیز ، نیازی نیست تا بدانیم که سخن را نیازی به شدت و تندی و تیزی نیست بلکه سخن با باز شدن لبها به وجود می آید تا بدانیم که نرمی و لطافت از ملزومات ذاتی سخن است تا به نرمی سخن آغاز کنیم و از درشت گویی و تند زبانی بپرهیزیم که امام علی (ع) گفته اند :

عَوِّد لِسانَکَ لینَ الکَلامِ وَ بَذلَ السَّلامِ، یَکثُر مُحِبّوکَ وَ یَقِلَّ مُبغِضوکَ؛

 

زبان خود را به نرمگویى و سلام کردن عادت ده، تا دوستانت زیاد و دشمنانت کم شوند.

  نظرات ()
عیدی استاد شهریار در عید غدیر + فیلم شعرخوانی باصدای استاد نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٧/٢٢

مرحوم استاد شهریار در روز مبارک عید غدیر عیدی ارزشمندی را به مردم تقدیم کردند که بسیار شیرین و شنیدنیست که مطلع آن چنین است :

یا علی نام تو بردم  نه غمی ماند و نه همّی      بابی انت و امی

 گوئیا هیچ نه همّی به دلم بوده نه غمّی          بابی انت و امی

توکه ازمرگ وحیات اینهمه فخریّ ومباهات   علی ای قبله حاجات

 گویی آن دزد شقی تیغ نیالوده به سَمّی          بابی انت و امی

. . . 

  نظرات ()
باران غدیر نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٧/٢۱

باران! این رحمت الهی ، امروز در روز عید غدیر ، هدیه و عیدی خدا به مردم بود که هوای این روز زیبا را  لطافت خاصی بخشید و پنجره خانه ما که روبه درختان تبریزی باز میشود این صفای هوا را بی واسطه به ما بخشید و حال ما را خوشتر کرد. امیدوارم این روز فوق العاده زیبا ، برای همه ی مردم دنیا روزی پر برکت باشد. به همین بهانه مطلبی را تقدیم میکنم.

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد…


حتما شما هم این مصرع زیبا را زیاد شنیده اید ولی بقیه شعر را خیلی ها نمی دانند و شاعر آن را نمی شناسند .این شعر از آقای دکتر محمود اکرامی فر هست . ایشون مجموعه شعری دارند به نام دریا تشنه است .این سروده زیبا را تقدیم می کنم به همه شیفتگان مولا أمیرالمؤمنین علی علیه السلام و عیدی من به شما دوستان محترم.

از بیابان بوی گندم مانده است
عشق روی دست مردم مانده است
آسمان بازیچه ی طوفان ماست
ابر نعش آه سرگردان ماست….

باز هم یک روز طوفان می شود
هر چه می خواهد خدا آن می شود
می روم افتان و خیزان تا غدیر
باده ها می نوشم از جوشن کبیر
آب زمزم در دل صحرا خوش است
باده نوشی از کف مولا خوش است
فاش می گویم که مولایم علیست
آفتاب صبح فردایم علیست
هر که در عشق علی گم می شود
مثل گل محبوب مردم می شود
تا علی گفتم زبان آتش گرفت
پیش چشمم آسمان آتش گرفت
آسمان رقصید و بارانی شدیم
موج زد دریا و طوفانی شدیم
بغض چندین ساله ی ما باز شد
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
یا علی گفتیم و دریا خنده کرد
عشق ما را باز هم شرمنده کرد..
*** عید غدیر مبارک***
  نظرات ()
رابطه عید غدیر با ماه شب چهاردهم نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٧/٢٠

یکی از نکات جالب طبیعت و گردش افلاک ، برنامه ی طلوع و غروب ماه است. ماه قمر زمین است و هر ماه یک دور به دور زمین میگردد. این گردش ماه به همراه گردش وضعی زمین به دور خودش باعث بوجود آمدن شکلهای جالبی برای ماه میشود که ما به آن هلالهای ماه میگوییم. ماه مثل خورشید هر روز از شرق طلوع میکند و در غرب غروب مینماید اما زمان طلوع و غروب ماه با خورشید فرق میکند. گاهی ماه و خورشید با هم طلوع و غروب میکنند اما در اکثر مواقع زمان طلوع و غروب آنها باهم متفاوت است. اتفاق جالب زمانی است که هلال ماه به حالت قرص کامل یا بدر میرسد. در این روز که ماه کامل شد و به درخشنده ترین حالت خود در طول یک ماه رسید اتفاق زیبایی می افتد و آن این است که به محض غروب خورشید قرص کامل ماه با درخشندگی و زیبایی خاصی از پشت کوهها بیرون می آید و آسمان شب را زیبا و زمین را روشن میکند. یعنی درست با غروب خورشید ماه طلوع میکند و در آسمان ، بالا می آید.

غدیر هم زمانی است که ماه بدر اسلام همزمان باغروب خورشید عالمتاب عالم بشریت حضرت ختمی مرتبت در آسمان دنیا درخشید و شب ظلمانی بشریت را با درخسندگی و زیبایی تمام منور ساخت. آری حضرت علی (ع) مانند قرص کامل ماه شب چهاردهم همزمان با غروب جسمانی پیامبر گرامی طلوع کرد و مصباح الهدای انسان شد. 

عید غدیر روز اکمال دین مبارکباد


  نظرات ()
سخت ترین لحظات انسان نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٥/٢۱
امام علی علیه السلام:
سخت ترین لحظات آدمی سه لحظه است:
1. لحظه ای که ملک الموت را می بیند.
2. لحظه ای که از قبر بر می خیزد.
3. لحظه ای که در برابر پروردگار خویش می ایستد؛ پس یا بسوی 
بهشت میرود یا بسوی جهنم.
(خصال: ج1 ص119)

  نظرات ()
امید به آخرت به شرط . . . نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٥/٦

امام علی علیه السلام در پاسخ به کسی که درخواست پند و اندرز کرد فرمود:

از کسانی مباش که بدون انجام عمل صالح، به آخرت امید دارند و با آرزوهای دراز و طولانی، توبه را به تاخیر می اندازند و زمانی که به گناه و شهوتی می رسند آن را مرتکب می شوند و توبه را عقب می اندازند.

(نهج البلاغه فیض الاسلام: ج6 ص1161)

 

  نظرات ()
وصف امام علی در کتاب اهل سنت نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٢/٢۳

در کتاب صحیح بخاری معتبرترین کتاب حدیث اهل سنت در وصف امام علی چنین آورده اند : 

وقال النبی صلى الله علیه وسلم لعلی: (أنت منی وأنا منک)  
وقال عمر: توفی رسول الله صلى الله علیه وسلم وهو عنه راض 

 

پیامبر گرامی (ص) به علی گفت : تو از من هستی و من از توام.

عمر گفت : رسول الله وفات یافت در حالیکه از علی راضی بود

میلاد امام علی(ع) و روز پدر را گرامی میداریم

  نظرات ()
تنگدست مباش نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٢/٢۳

تنگ نظر مباش و از تنگدستی بگریز

 

امام علی علیه السلام فرمود :

بخل ، ننگ است و ترسْ ، نقص است و ناداری ، زبان زیرک را از بیان دلیل خود ببندد، و تنگدست در شهر خود غریب نماید، ناتوانی آفت است و صبر شجاعت، زهد ثروت است و پارسایی سپر.

 

متن عربی :

الْبُخْلُ عَارٌ وَ الْجُبْنُ مَنْقَصَةٌ وَ الْفَقْرُ یُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ

وَ الْمُقِلُّ غَرِیبٌفِی بَلْدَتِهِ وَ الْعَجْزُ آفَةٌ وَ الصَّبْرُ شَجَاعَةٌ وَ الزُّهْدُ

ثَرْوَةٌ وَ الْوَرَعُ جُنَّةٌ

میفرماید : فقر و نداری ، زبان زیرک را از بیان دلیل خود ببندد.

در واقع امام علی در این حکمت ، فقر مالی را مذمت میکند و مومن را از آن برحذر میدارد و در عین حال زهد را بعنوان ثروت یاد میکند.

پیام روشن چنین حکمتی این است که : بیشتر از همه کار کن ولی بیشتر از همه نخور

 

 اللهم سُدََّ فَقرَنا بِغِناک

 

 

  نظرات ()
مشاهدات عینی از نحوه ی آفرینش جهان نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٢/٢۳

شاید نتوان باور کرد که کسی از انسانها شاهد آفرینش جهان باشد. این برای ما غیر قابل باور است. حدسیات دانشمندان درباره نحوه شکل گیری و تولد کره زمین و منظومه شمسی زیاد بوده است که مشهور ترین آنها بیگ بنگ یا همان انفجار بزرگ است که به خیالات و افسانه ها بیشتر شبیه است تا یک سخن علمی. اما مطلبی هست که بسیار متفاوت از بقیه نظریه هاست. این نوشتار ، در باره ی آفرینش چنان سخن میگوید که انگار راوی مطلب در هنگام آفرینش حضور داشته است. از این بهتر چه کسی میتواند در باره آغاز جهان سخن بگوید ؟ واقعا شگفت آور است : 

 

آفرینش فضا، آغاز آفرینش جهان

خدای سبحان مجموعه ‏ای از فضای نامتناهی و کرانه‏ های بیکران و فشار هوا را آفرید، و آبی موّاج و پرخروش را در آن روان ساخت و این امواج را بر گرده تندبادی سخت برنشاند. فرمان ایزدی آب را از فروپاشی بازداشت و در چارچوب و مرز خود نگه داشت، و چنین شد که فشار هوا، آب را در بستر خود تنگ گرفت.

آنگاه خدای پاک، توده ‏ای از باد سخت و مداوم را که تنها موج آفرین بود، از خاستگاهی دور برانگیخت و آن را فرمان داد که آبهای برهم انباشته را درهم آمیزد و امواج آن دریا را بپراکنَد و به شدّت چون مشک متلاطم به حرکت آورَد و چونان که در فضا می‏وزد، طومار آب را درهم پیچد بدان‏سان که همه اجزأِ آب ممزوج گردد و ساکن و متحرّک آن به هم آید، تا چون کوهی بلند سر برآورد و از فراز آن توده کف پدید آمد.

چگونگی آفرینش آسمانها

و خداوند کفها را در هوایی گسترده و فضایی باز بالا برد و در کارگاه عظیم‏ و نامریی آفرینش، هفت آسمان را زیبا و به هنجار آفرید. زیرین آنها چون موج مهار شده و فرازین آن ، بامی محفوظ و بر افراشته در حالی که هیچ پایه‏ ای آنها را بر دوش نگرفته و هیچ میخ و رشته‏ ای آنها را به نظام نیاورده است.

ستارگان آرایش آسمانند

آنگاه خدای عزیز آسمان را با زیور ستارگان و نور درخشان بیاراست و خورشید تابان و ماه نور بخش را در سپهر گردون که در تحرّک و سیر و دَوَران بود، بیفروخت.

به نقل از : اولین برگهای نهج البلاغه

 

 

متن عربی :

 ثُمَّ أَنْشَأَ سُبْحَانَهُ فَتْقَ الْأَجْوَاءِ وَ شَقَّ الْأَرْجَاءِ وَ سَکَائِکَ الْهَوَاءِ

فَأَجْرَى فِیهَا مَاءً مُتَلَاطِماً تَیَّارُهُ مُتَرَاکِماً زَخَّارُهُ حَمَلَهُ عَلَى مَتْنِ

الرِّیحِ الْعَاصِفَةِ وَ الزَّعْزَعِ الْقَاصِفَةِ فَأَمَرَهَا بِرَدِّهِ وَ سَلَّطَهَا عَلَى شَدِّهِ

وَ قَرَنَهَا إِلَى حَدِّهِ الْهَوَاءُ مِنْ تَحْتِهَا فَتِیقٌ وَ الْمَاءُ مِنْ فَوْقِهَا دَفِیقٌ ثُمَّ

أَنْشَأَ سُبْحَانَهُ رِیحاً اعْتَقَمَ مَهَبَّهَا وَ أَدَامَ مُرَبَّهَا وَ أَعْصَفَ مَجْرَاهَا وَ

أَبْعَدَ منشأها فَأَمَرَهَا بِتَصْفِیقِ الْمَاءِ الزَّخَّارِ وَ إِثَارَةِ مَوْجِ الْبِحَارِ

فَمَخَضَتْهُ مَخْضَ السِّقَاءِ وَ عَصَفَتْ بِهِ عَصْفَهَا بِالْفَضَاءِ تَرُدُّ أَوَّلَهُ على

آخِرِهِ وَ سَاجِیَهُ على مَائِرِهِ حَتَّى عَبَّ عُبَابُهُ وَ رَمَى بِالزَّبَدِ رُکَامُهُ

فَرَفَعَهُ فِی هَوَاءٍ مُنْفَتِقٍ وَ جَوٍّ مُنْفَهِقٍ فَسَوَّى مِنْهُ سَبْعَ سَمَوَاتٍ

جَعَلَ سُفْلَاهُنَّ مَوْجاً مَکْفُوفاً وَ عُلْیَاهُنَّ سَقْفاً مَحْفُوظاً وَ سَمْکاً

مَرْفُوعاً بِغَیْرِ عَمَدٍ یَدْعَمُهَا وَ لَا دِسَارٍ ینتظمها ثُمَّ زَیَّنَهَا بزینة

الْکَوَاکِبِ وَ ضِیَاء الثَّوَاقِبِ وَ أَجْرَى فِیهَا سِرَاجاً مُسْتَطِیراً وَ قَمَراً

مُنِیراً فِی فَلَکٍ دَائِرٍ وَ سَقْفٍ سَائِرٍ وَ رَقِیمٍ مَائِرٍ.


  نظرات ()
فکر خوب ، حس خوب نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٢/٢۳

فکر خوبیست که از ما و منی پاک شویم

حس خوبیست که در پای علی خاک شویم

خدمت  آل علی را به جهانی ندهیم

اذن خدمت به کف آریم و بر افلاک شویم

شعر از : جوادزاده 

میلاد مولای رستگاران مبارکباد


  نظرات ()
شاهکاری که به 200 بار خواندنش می ارزد نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٢/٢۳

 

نهج البلاغه یک اثر فوق العاده هنری است و از لحاظ زیبایی و شیوایی معتبر است . هیچ گوینده فارسی و هیچ نویسنده و هنرمند و شاعری را در زمان خود و در هیچ زمانی سراغ نداریم که بتواند با زبان شیوای علی (ع) حرف بزند

نهج البلاغه دریایی است بی کران اقیانووسی پهناور گنجینه ای است پر گهر باغی است پر گل آسمانی است پر ستاره. جرج جرداق مسیحی نویسنده معروف لبنانی در کتاب ارزنده خود به نام (الامام علی صوت العداله الانسانیه)می گوید: نهج البلاغه در بلاغت فوق بلاغت است . قرآنی است که از مقام خود اندکی فرود آمده است


و هم او می گوید :< جاذبه های کلمات امام علی (ع)آنچنان شوری در من ایجاد کرد که ۲۰۰ بار نهج البلاغه را مطالعه کردم> 

شارح معروف نهج البلاغه <<ابن ابی الحدید معتزلی>>در عظمت خطبه های نهج البلاغه می گوید :
من سوگند می خورم به همان کسی که تمام امت به او سوگند یاد می کنند من این خطبه (الهیکم التکاثر ۲۲۱) را از پنجاه سال قبل تا کنون بیش از هزار بار خوانده ام و هر زمان که خوانده ام و هر بار که مطالعه نموده ام در قلب من اثر عمیقی گذاشته است 

در خطبه 14 میفرماید :

ارضکم قریبه من الما بعیده من السما خفت عقولکم و سفهت حلومکم فانتم غرض لنابل و اکله لا کل و فریسه لصائل 
سرزمین شما به آب نزدیک است و از آسمان دور٬ خردهای شما سبک و شکیباییتان نابجاست پس شما آماج تیر اندازان و لقمه خورندگان و شکارچیان هستید.

به نقل از : اینجا

  نظرات ()
تست جالب برای تشخیص درستکار بودن مردان متاهل نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱٢/٤

ممکن است پیش آمده باشد که بخواهیم در مورد درستکار بودن شخصی اظهار نظر بکنیم . یا شاید همینطوری بصورت اتفاقی  سوالی درمورد خصوصیات رفتاری یک شخص ، برایمان پیش آمده باشد و در پیش خودمان راجع به او فکرده باشیم. یا اصلا برخی مواقع وقتی آدم با خودش خلوت میکند ،  از خودش میپرسد که آیا من آدم درستکاری هستم یانه ؟ 

تستی که در اینجا بیان میشود میتواند یک محک جالب برای تشخیص این مورد باشد. به نقل از سایت شیعه 24 حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام نقل میکنند که حضرت ختمی مرتبت (ص) فرمود:

ای علی! خدمتکار همسر نمی‌شود مگر شخص صدیق و درستکار و یا شهید و یا مردی که خداوند متعال خیر دنیا و آخرت را برایش خواسته باشد.

 منبع: بحارالانوار، ج ۱۳، ص ۱۳۳ چاپ ایران و جامع الاخبار ص ۱۰۲


  نظرات ()
یکی از ارکان سبک زندگی اسلامی نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱٠/۱٠

انتخاب سبک زندگی بطور خلاصه یعنی اینکه مشخص کنیم شیوه ی رفتار ما با دنیا چگونه باید باشد . یعنی باید رابطه خودمان با دنیارا تعریف کنیم . یکی از مهمترین شاخصه های این شیوه ی برخورد را  امام علی اینگونه تبیین میکند که : نباید دنیا را تکریم و تعظیم نماییم بلکه برعکس باید دنیارا تحقیر کرد 

حضرت علی در نهج البلاغه می فرماید:

قد حقرت دنیا و سقرها و اهون بها و هونها و علم ان الله ذباها عنه اختیاراً،

پیامبر دنیا را تحقیر کرد و کوچک شمرد و خوارش داشت و می دانست که خداوند متعال دنیا را برای او تنگ کرده، چون خیر او را می خواسته نه این که بد او را می خواسته است.

و بسطها لغیره احتقاراً

و بسط داد دنیا را برای غیر او، برای این که حقیرش می شمرد. اگر چیز ارزشمندی بود، به دوست خودش بیشتر می داد و چون این چنین بود،

فاعرض عن الدنیا بقلبه،

وقتی فهمید که خدا دنیا را حقیر شمرده است، آن وقت با قلبش از دنیا اعراض کرد

و اماته ذکرها عن نفسه،

اصلاً یاد دنیا را از دلش بیرون برد.

و احب عن تغیب زینتها عن عینه

و اصلاً دوست می داشت که زینت دنیا از چشمش غایب باشد.

لکیلا یتخد منها ریاشا

برای این که خدشه ای از دنیا بر قلبش وارد نشود، چون آدم اگر یک زیبایی را ببیند به اندازه ی یک زیبایی تحت تاثیر قرار می گیرد، دوست نمی داشت این زیبایی ها را ببیند.

( این مطلب درخشان در خطبه ی 109 نهج البلاغه است) 

  نظرات ()
میلاد عشق نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/٢

 

تا صورت پیوند جهان بود، على بود

تا نقش زمین بود و زمان بود، على بود

شاهى که ولى بود و وصى بود، على بود

 سلطان سخا و کرم و جود، على بود

هم صالح پیغمبر و داوود، على بود 

هم یوسف و هم یونس و هم هود، على بود 

مسجود ملائک که شد آدم ز على شد

آدم که یکى قبله و مسجود، على بود 

آن عارف سجاد که خاک درش از قدر

بر کنگره‎ى عرش بیفزود، على بود 

هم اول و هم آخر و هم ظاهر و باطن

هم عابد و هم معبد و معبود، على بود

آن لحمک لحمى بشنو تا که بدانى  

آن یار که او نفس نبى بود، على بود 

موسى و عصا و یدبیضا و نبوت

در مصر به فرعون که بنمود، على بود 

چندانکه در آفاق نظر کردم و دیدم

از روى یقین در همه موجود، على بود 

خاتم که در انگشت سلیمان نبى بود

آن نور خدایى که بر او بود، على بود 

آن شاه سرافراز که اندر شب معراج

با احمد مختار یکى بود، على بود 

آن قلعه‎گشایى که در قلعه خیبر

برکند به یک حمله و بگشود، على بود 

آن گُرد سرافراز که اندر ره اسلام

تا کار نشد راست نیاسود، على بود 

آن شیر دلاور که براى طمع نفس

بر خوان جهان پنجه نیالود، على بود 

این کفر نباشد سخن کفر نه این است

تا هست، على باشد و تا بود، على بود 

جلال الدین محمد بلخى(مولوى) 

میلاد امام علی (ع) مبارکباد

 

 

  نظرات ()
تکنیک دقیق برای شناخت منافقان نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱٠/۱۳

آورده اند که : جابربن عبدالله انصاری به عصا تیکه مى کرد و در کوچه ها و مجالس انصار مى گشت و مى گفت: على بهترین انسانهاست و هر کس این مطلب را انکار کند حق کشى کرده است آنگاه مى گفت: اى گروه انصار! فرزندان خود را با مهر على تربیت کنید.

ابو زبیر مى گوید: از جابر پرسیدم: على چگونه شخصیتى بود؟ او ابروان خود را که روى چشمانش افتاده بود، بالا کشید و گفت: على بهترین افراد بشر در روى زمین بود، ما، در زمان رسول خدا، منافقان را از طریق عداوت با على (علیه السلام) مى شناختیم. از جابر در مورد جنگ و مخالفت با على (علیه السلام) پرسیدند وى پاسخ داد: در حرمت جنگ با علی، جز کافران کسى شک نمى کند.

تحفه الاحباب،‌ شماره 90، ‌ص 66

این نکته ی بسیار ظریف و استثنایی و درعین حال ساده و روان و شفاف که از دهان جابر خارج شده است درس بزرگی برای طالبان بصیرت در طول تاریخ است. برای توضیح بخشی از هوشمندی این کلام نگاهی به وضع مدینه میکنیم تا درک بهتری از کلام جابر پید کنیم .  

روشن است که درشهری مثل مدینه که با اقبال و  آغوش باز اسلام را پذیرفته است و حتی زندگی مادی خود را با یاران پیامبر به اشتراک گذاشته است ، پیامبر چه قدرتی عظیم میتواند داشته باشد و معلوم است که در چنین شهری محبوبیت پیامبر در بین افراد جامعه در حد اعلای خود خواهد بود. برای اینکه میزان عشق مردم مدینه به پیامبر روشن شود توجه به یک نکته مفید است و آن این که نام یک شهر با هویت مردم آن همبستگی تنگاتنگ دارد و افراد جامعه نسبت به نام شهرشان حس هواداری عجیبی دارند اما عشق مردم مدینه به پیامبر اسلام به حدی بود که حتی نام شهر خود را هم به نام پیامبر تغییر دادند وبا این کار شهر خود را کلا به پیامبر تقدیم کردند و با این کار نشان دادند که ارزش و عظمت پیامبر در قلب آنها وصف شدنی نیست. حال تصور کنید که در چنین شهری و با چنین اعتقاداتی وچنین شور و عشقی ، دشمنی کردن با پیامبر چه سرنوشتی میتواند داشته باشد؟

باز هم روشن است که همه ی اهالی مدینه به پیامبر ایمان نیاوردند اما این مطلب هم واضح است که این افرادی که ایمان نیاوردند در آن جو عاشقانه ی مدینه جرات مخالفت علنی با پیامبر را نمیتوانستند داشته باشند و برای حفظ منافع خود آنها هم مجبور بودند که اظهار ایمان نمایند.

پس تجسم کنید اشخاصی را که ایمانی به پیامبر نداشتند ولی با ایشان نماز میخواندند و به حضور میرسیدند و اظهار دوستی و ایمان میکردند و در میان مسلمانان همرنگ میشدند و با آنان میآمیختند. پس به این نتیجه میرسیم که در حضور پیامبر شناخت منافقان کاری غیر ممکن است زیرا آنان در حضور پیامبر به شدت هشیار هستند و مراقب اعمال و رفتار خویشند و با وسواس تمام مواظبت میکنند که کوچکترین حرکت اشتباهی از آنان سر نزند . آنها خم و راست میشوند ، دست میبوسند ، اظهار ارادت میکنند و نیاتشان را پنهان میکنند زیرا حجم سنگین ارادت مردم به رسول الله ، اجازه ی کوچکترین حرکت مخالف با پیامبر را از آنها سلب کرده است اما درونشان مملو از بدخواهی اسلام و مسلمین است.  یعنی در این صحنه مسلمانانی ظهور میکنند که به خون اسلام تشنه اند.

اما خارج از حیطه ی شخص پیامبر ، منافقان هشیاری کامل خود را از دست میدهند و نیازی به آنهمه هشیاری و مراقبت نمیبینند و شاید هم توان استمرار آن حالت آماده باش روانی برای همیشه و همه جا نیست و به همین خاطر هم هست که پایش رفتار آنان در غیر حضور پیامبر میتواند روشنگر باشد.

اگر منافقان چهاردانگ حواسشان هست که با پیامبر اظهار مخالفت آشکار نکنند اما در مواجهه با دیگر مومنان خیالشان راحت تر است. آنها با اظهار ایمان به پیامبر ، خود را از گزند بدگمانی مومنان آسوده میکنند و به زندگی سوداگرانه ی خویش ادامه میدهند.  اما زندگی سوداگرانه و جاهلانه ی آنان با اصول و تعلیمات دین و منافع جامعه اسلامی در تضاد ذاتی قرار دارد و یقینا مورد اعتراض مومنان واقعی قرار خواهند گرفت و تضادی بین دوطرف ایجاد خواهد شد. آنان دوست ندارند که با مومنان در یک مسیر حرکت کنند و حتما مسیرشان را با آنان جدا خواهند کرد. منافقان با اعلام ایمان خود به پیامبر حاشیه ی امنی برای خود ایجاد میکنند و با استفاده از آن به کسب منافع میپردازند و به این طریق با مومنان به تضاد میرسند. اما دیگر واهمه ای برای اظهار این تضادخود با مومنان ندارند چون قبلا به شخص پیامبر اظهار ایمان کرده اند و سوء ظن قاطبه ی مردم را که مومن و عاشق پیامبر هستند نسبت به خود برطرف نموده اند . اما همین تضاد با اهل ایمان است که باطن منافقان را درپیش پای اهل بصیرت بیرون میریزد.  اهل بصیرت به اظهار ایمان زبانی آنان فریفته نمیشوند بلکه به تضاد راه آنان با راه پیامبر نگاه میکنند اما با این همه و با کمال تاسف ، حرکت منافقانه ی آنان کار خویش را کرده است و دل برخی از مردم را نسبت به آنان متمایل کرده است.

اینجاست که میزان و محک کارساز میشود. اظهار ارادت به پیامبر به تنهایی نشان ایمان نمیتواند باشد. زیرا در آن فضایی که برای مدینه مجسم شد عده ای چاره ای بجز اظهار ارادت وایمان به محضر پیامبر نداشتند.

اما در برابر علی که میرسیدند آزادی عمل بیشتری برای خود احساس میکردند. میدانستند که مخالفت با علی به اندازه ی مخالفت با پیامبر تنش زا نیست. این بود که درجه ی نفاقشان قدری تنزل می یافت و قدری مطابق با باطن خبیثشان رفتار میکردند.

اینجابود که امثال جابرها که بدنبال حقیقت محض بودند چشم از علی برنمیداشتند و در میان مخالفان علی منافقان را شناسایی میکردند. آنان میدانستند که آنها که نام پیامبر را میبرند و با علی مخالفت میکنند منافقانی هستند که چهره ی واقعی خویش را در پشت عنوان مسلمانی پنهان کرده اند. آنان میدانستند که بردن نام پیامبر نشان مسلمانی نیست بلکه در کنار علی بودن نشان ایمان خالص است.

 

توضیح : کتاب تحفة الأحباب فی نوادر آثار الأصحاب  از تالیفات شیخ عباس قمی است . این کتاب در ترجمه و شرح حال کوتاه درباره اصحاب پیامبر و ائمه علیهم السلام است

  نظرات ()
فقط یک گام بردارید تا به اوج اخلاق برسید نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٩/۱٢

بعضی سخنها هستند که ام المطالبند ، چکیده هستند ، جامع هستند و به عبارت دیگر جان کلام هستند . حکیمان و آدمهای بزرگ ، مطالب بسیار را در یک جمله ی کوتاه بیان میکنند و این خلاصه گویی  هنر حکیمان است.  شاه کلید اخلاق و سیر مقامات اخلاقی نکته ی بسیار نابی است که امام علی در نامه ای به فرزند گرانقدرشان امام حسن توصیه می نمایند.

امام علی علیه السلام  در  نامه ی 31 نهج البلاغه  می فرماید :

فَأَحْبِبْ لِغَیْرِکَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِکَ وَ اکْرَهْ لَهُ مَا تَکْرَهُ لَهَا

 

 آنچه را که برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و آنچه را که برای خود ناپسند میدانی برای دیگران هم ناپسند بدان !

همین یک نکته ، سرمنشاء ایجاد یک جامعه ی اخلاق مدار نمونه است . اگر ما همین یک جمله را همیشه بخاطر داشته باشیم و در عمل به آن جدیت به خرج دهیم خداوند دنیایی از مکارم اخلاقی را به روی ما میگشاید و نتیجه این میشود که :

- دروغ نمیگوییم ، جون نمیخواهیم به ما دروغ گفته شود

- تهمت نمیزنیم ، جون نمیخواهیم به ما تهمت زده شود

- غیبت نمیکنیم چون دوست نداریم غیبت ما را بکنند

- فحش نمیدهیم چون نمیخواهیم فحش بشنویم

- ظلم نمیکنیم جون نمیخواهیم به ما ظلم شود

- پارتی بازی نمیکنیم ، بد قولی نمیکنیم ، ربا خواری نمیکنیم ، رشوه نمیگیریم ، به ناموس مردم نگاه بد نمیکنیم ، مقابل پارکینگ مردم پارک نمیکنیم ، گران فروشی نمیکنیم ، احتکار نمیکنیم ، تقلب نمیکنیم ، کم کاری نمی کنیم و . . .

- به دیگران محبت میکنیم چون دوست داریم به ما محبت شود

- در مواجهه با مشکلات دیگران امداد رسانی میکنیم چون دوست داریم به ما امداد رسانی شود

- عیب مردم را میپوشانیم چون دوست داریم عیبمان را بپوشانند

- مردم را از خطرات آگاه میکنیم جون دوست داریم از خطر آگاهمان کنند

- نیکی میکنیم ، از غم دیگران غمگین و از شادی شان شاد میشویم ، حقوق دیگران را محترم میشماریم ، به پیشرفت دیگران کمک میکنیم ، از مظلوم حمایت میکنیم ، در مقابل ظالم می ایستیم و . . .  به اوج اخلاق میرسیم و  دنیایی مثل بهشت برای خود و دیگران میسازیم ، و این امر خارق العاده  فقط با عمل به یک جمله اتفاق می افتد ،  با عمل به یک دستور از دستورات راه روشن امام علی(ع) یعنی : نهج البلاغه

  نظرات ()
چگونه حب علی را به محک بکشیم؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٦/۱٩

باز هم بی مقدمه عرض میکنم در زمان امام علی هم افرادی بودند که گفتند : الحکم الا للله و گفتند که علی شایسته حکومت نیست  و از عدالت خارج شده است و او را تنها گذاشتند و مسلمانان ثروتمندی مثل معاویه  با تکیه بر سوابق مسلمانی و صحابه بودن خود و خویشاوند بودن با پیامبر  فرصت یافتند که مردم را از اطراف امام پراکنده کرده و امام را شهید کنند. جریانی که هنوز هم میتواند در جریان باشد .

الان که پس از هزار و اندی سال همه تاریخ خوانده ایم و میدانیم که معاویه که بوده و بعد از معاویه پسرش یزید چه جنایاتی کرد ، میتوانیم براحتی از امام علی حمایت کنیم و عاشقش باشیم  و بر معاویه لعنت کنیم اما زمان خود امام چه ؟  آیا کسی بود که مکر معاویه را تشخیص دهد  و حوادث و فجایع به قدرت رسیدن معاویه  و فرزند عیاش او را رصد نماید؟ و به معاویه لعنت بفرستد؟

پس زیاد هم به علی علی گفتن خودمان و عده ای که دائم دم از حضرت میزنند و عدالت عدالت میکنند نمیتوان اعتماد کرد.

خوش بود گر محک تجربه آید به میان      تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد

آیا در حال حاضر هم کسی میتواند فجایع به قدرت رسیدن آقازاده ها  را درغیاب ولی فقیه رصد کند؟  آیا آن زمان کسی براحتی میتوانست تفاوت مسلمانی امام را با مسلمانی معاویه  تمییز دهد و با جان و دل در کنار علی باشد ؟  الان چه؟  چه کسی اژدهای خفته بر سر ثروتهای انباشته را میتواند ببیند؟ آیا اژدها ها همیشه خفته میمانند؟

  نظرات ()
یکی از موانع کسب دانش از نظر امام علی (ع) نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۳/۳۱

امام على (علیه السلام):

لا یُدْرَکُ الْعِلْمُ بِراحَةِ‌ الْجِسْمِ.

دانش، با تن آسایى به دست نمى‌آید.

Acquiring knowledge is not possible by laziness.
غرر الحکم، ص 348
 
دانش
  نظرات ()
یا علی نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۳/۱٧

شعر زیر هدیه یکی از خوانندگان عزیز است و نمیدانم سراینده اش کیست ، ولی از جانب هرکس که صادر شده است  پشت این زبان ساده ،  روحی لطیف و عاشق نهفته است . عنایت کنید :

دوست دارم خانه ی من سبز باشد چون بهار

 خاستگاه شعرهای نغز باشد چون بهار

 سقف آن از عشق باشد سر ستون هایش امید

 پشت بام خانه ام ماوای مرغان سپید

 در میان هر اتاقش یک کمد رویای خوش

پرده ها را می برم از جنس یک فردای خوش

 فرشی از لبخند بگشایم میان خانه ام

می نمایم یاس ها را میهمان خانه ام

روشنی خانه ام از قلب های بی ریا

هر چراغش می شود یک جلوه از نور خدا

می پزم هر روز در آن خانه عشق زندگی

دور ریزم شب به شب هرچه به دل آلودگی

خانه ام را دوست دارم با وفا تزیین کنم

با محبت کام اهل خانه را شیرین کنم

تابلوهایی بیاویزم همه کار خدا

هرطرف را بنگری تصویر تکرار خدا

گرخدا خواهد به ذکری خانه ام را جان دهم

 با کلام یا علی هرکار را سامان دهم

 

یاعلی

یاعلی !

 

  نظرات ()
شهریار ما کجاست ؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۳/۱٥

بنام خدا

 

میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت

اسد الله الغالب، علی بن ابیطالب(ع)، و روز پدر مبارک باد

 

 علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدارا
که به ماسوا فکندی همه سایه هما را

دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ما سوا را

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا

به جز از علی که آرد پسری ابوالعجائب
که علم کند به عالم شهدای کربلا را

چو به دوست عهد بندد زمیان پاکبازان
چو علی که می تواند که به سر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لا فتی را

به دو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت
که زکوی او غباری به من آر توتیا را

به امید آنکه شاید برسد به خاک پایش
چه پیام ها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان
که زجان ما بگردان ره آفت قضا را

چو زنم چو نای هر دم ز نوای شوق تو دم
که من غریب خوش تر بنوازد این نوا را

همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام شنایی بنوازد آشنا را

زنوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا

 علی

 

از مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی نقل شده است : شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم . آن شب در عالم خواب ، دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و مولا امیرالمؤمنین با جمعی حضور دارند. حضرت فرمودند : شاعران اهل بیت را بیاورید . دیدم چند تن از شاعران عرب را آوردند . فرمودند: شاعران فارسی زبان را نیز بیاورید ؛ آن گاه محتشم و چند تن از شاعران فارسی زبان آمدند .

مولا فرمودند: شهریار ما کجاست ؟

 

 شهریار آمد ، حضرت خطاب به شهریار فرمودند:

 

شهریار شعرت را بخوان !

و شهریار این شعر را خواند:

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدارا

که  به  مـا  ســوا  فـکـندی  هـمـه  سایـه هـمـا را

ایشان فرمودند : وقتی شعر شهریار تمام شد ، از خواب بیدار شدم. چون من شهریار را ندیده بودم، فردای آن روز پرسیدم که شهریار  کیست؟

 گفتند : شاعری است که در تبریز زندگی می کند

گفتم : از جانب من اورا دعوت کنید که به قم نزد من بیاید . چند روز بعد ساعت شش صبح شهریار به خانه آیت الله می رسد خادم از او نامش را می پرسد میگوید من  سید محمد بهجت تبریزی مشهور به شهریار از تبریز آمد ه ام پس از کمی تعلل خدام او را می پذیرند ؛ آیت الله پس از دیدن شهریار  می گویند این همان کسی است که من او را در خواب در حضور حضرت امیر ( ع ) دیده ام .

آیت الله می پرسند : این شعر (( علی ای همای رحمت )) را کِی ساخته ای ؟

 

شهریار با حالت تعجب سؤال می کنند که شما از کجا خبر دارید ! که من این شعر را ساخته ام ؟ چون من نه این شعر را به کسی داده ام و نه درباره آن با کسی صحبت کرده ام . ولی من فلان شب این شعر را ساخته ام و همان طور که قبلا عرض کردم، تا کنون کسی را در جریان سرودن این شعر قرار نداده ام !

آنگاه آیت الله سری تکان می دهد ومی گو ید می دانم ولی تو ای: "شهریار شعرت را بخوان ! "

و او متحیر و حیران می خواند : علی ای همای رحمت . . .

مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی  جریان خواب را به شهریار می فرمایند . شهریار فوق العاده منقلب می شود و می گوید : من فلان شب این شعر را ساخته ام و همان طور که قبلا عرض کردم . تا کنون کسی را در جریان سرودن این شعر قرار نداده ام .
 آیت الله مرعشی نجفی فرمودند : وقتی شهریار تاریخ و ساعت سرودن شعر را گفت , معلوم شد مقارن ساعتی که شهریار آخرین مصرع شعر خود را تمام کرده , من آن خواب را دیده ام .
 ایشان چندین بار به دنبال نقل این خواب فرمودند : یقینا در سرودن این غزل , به شهریار الهام شده که توانسته است چنین غزلی به این مضامین عالی بسراید . البته خودش هم از فرزندان فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است و خوشا به حال شهریار که مورد توجه و عنایت جدش قرار گرفته است .

 

  نظرات ()
برترین جامعه شناسان دنیا در دانمارک به افتخار امام علی (ع) کف زدند نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٠/۱٠/٢٥

این مطلب ششمین قسمت از بحث پرینت اعمال است و مناسب بود که عنوانش این باشد :  " پرینت اعمال را از کجا بگیرم (6) "

چند سال پیش در یک جمع فامیلی گفتم : اگر آرزویت داشتن یک ماشین گرانقیمت تر، یک خانه مجللتر ، یک کت شلوار شیک تر ، یک مبلمان زیباتر و یک کابینت مدرن تر ، یک دفتر کار باکلاستر  است . بدان که تو از همه آنها کم ارزشتر هستی !  چون : آرزوهایت از تو با ارزش ترند . 

اگر آرزویت یک ماشین دنده اتوماتیک است بدان که از حلبی کمتری

اگر آرزویت خانه مجللتر است بدان که از آجر 3 سانت و شیر آلات درجه یک کمتری

اگر آرزویت کت شلوار شیک تر است بدان که از پارچه انگلیسی کمتری

اگر آرزویت مبلمان و کابینت مدرن است بدان که از ام دی اف کمتری

و . . . .

امروز صبح جریانی را از رادیوی معارف شنیدم که باعث شد آن مطلب  یادم بیاید و چون با بحث اعمال مرتبط است بهتر دیدم عنوان کنم .  جریان مربوط است به علامه بزرگوار جعفری که به اختصار باز گو میکنم . متن جریان  را از اینجا گرفتم :   http://farhangalavi-2.blogfa.com/post-542.aspx

(((  علامه محمد تقی جعفری (رحمه­الله­ علیه) می­فرمودند:عده­ ای از جامعه­ شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا پیرامون موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضع این بود: «ارزش واقعی انسان به چیست».

برای سنجش ارزش خیلی از موجودات معیار خاصی داریم. مثلا معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است. معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیت آن است. معیار ارزش پول پشتوانه­ی آن است. اما معیار ارزش انسان­ها در چیست.هر کدام از جامعه شناس­ها صحبت­ هایی داشتند و معیارهای خاصی را ارائه دادند.بعد گفتند: وقتی نوبت به بنده رسید گفتم : اگر می­خواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق می­ورزد.کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است.کسی که عشقش ماشینش است ارزشش به همان میزان است.اما کسی که عشقش خدای متعال است ارزشش به اندازه­ ی خداست.علامه فرمودند: من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. وقتی جامعه شناس­ها صحبت­های مرا شنیدند برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند.وقتی تشویق آن­ها تمام شد من دوباره بلند شدم و گفتم: عزیزان! این کلام از من نبود. بلکه از شخصی به نام علی (علیه­السلام) است. آن حضرت در نهج البلاغه می­فرمایند:

 «قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ»

 «ارزش هر انسانی به اندازه­ی چیزی است که دوست می­دارد».

وقتی این کلام را گفتم دوباره به نشانه­ ی احترام به وجود مقدس امیرالمؤمنین علی (علیه­السلام) از جا بلند شدند و چند بار نام آن حضرت را بر زبان جاری کردند... حضرت علامه در ادامه می­فرمودند: عشق حلال به این است که انسان (مثلا) عاشق 50 میلیون تومان پول باشد. حال اگر به انسان بگویند: «آی!!! پنجاه میلیونی!!!» . چقدر بدش می­آید؟ در واقع می­فهمد که این حرف توهین در حق اوست. حالا که تکلیف عشق حلال اما دنیوی معلوم شد ببینید اگر کسی عشق به گناه و معصیت داشته باشد چقدر پست و بی­ ارزش است! اینجاست که ارزش «ثار الله» معلوم می­ شود. ثار الله اضافه­ ی تشریفی است . خونی که در واقع آنقدر شرافت و ارزش پیدا کرده که فقط با معیارهای الهی قابل ارزش گذاری است و ارزش آن به اندازه­ ی خدای متعال است. )))

اعمال گذشته ما در راستای آنچه که فعلا از ته قلب دوست میداریم جهت یافته و ارزش گذاری شده است و خواهد شد.

  نظرات ()
امید بخش ترین آیه قرآن نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٠/٩/٢٢

 

در داستان جالبى از امیر المومنین حضرت على(علیه السلام ) به این مضمون نقل شده است که روزى رو به سوى مردم کرد و فرمود: به نظر شما امید بخش ترین آیه قرآن کدام آیه است ؟ بعضى گفتند آیه :

"ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء"(خداوند هرگز شرک را نمى بخشد و پائین تر از آن را براى هر کس که بخواهد مى بخشد)سوره نساء آیه 48

امام فرمود: خوب است ، ولى آنچه من میخواهم نیست ، بعضى گفتند آیه"و من یعمل سوء او یظلم نفسه ثم یستغفرالله یجد الله غفورا رحیما" (هر کس عمل زشتى انجام دهد یا بر خویشتن ستم کند و سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را غفور و رحیم خواهد یافت) سوره نساء آیه 110

امام فرمود خوبست ولى آنچه را مى خواهم نیست . بعضى دیگر گفتند آیه

"قل یا عبادى الذین اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفورالرحیم"(اى بندگان من که دراثر گناه،بر خویشتن زیاده روی کرده اید،ازرحمت خدا مایوس نشوید در حقیقت‏خدا همه گناهان را مى‏آمرزد که او خود آمرزنده مهربان است)سوره زمرآیه53

امام فرمود خوبست اما آنچه مى خواهم نیست ! بعضى دیگر گفتند آیه

"و الذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا نفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من یغفر الذنوب الا الله"(پرهیزکاران کسانى هستند که هنگامى که کار زشتى انجام مى دهند یا به خود ستم مى کنند به یاد خدا مى افتند، از گناهان خویش آمرزش مى طلبند و چه کسى است جز خدا که گناهان را بیامرزد)
سوره آل عمران آیه135

باز امام فرمود خوبست ولى آنچه مى خواهم نیست . در این هنگام مردم از هر طرف به سوى امام متوجه شدند و همهمه کردند فرمود: چه خبر است اى مسلمانان ؟ عرض کردند: به خدا سوگند ما آیه دیگرى در این زمینه سراغ نداریم . امام فرمود: از حبیب خودم رسول خدا شنیدم که فرمود:
امید بخش ترین آیه قرآن این آیه است
"واقم الصلوة طرفى النهار و زلفا من اللیل ان الحسنات یذهبن السیئات ذلک ذکرى للذاکرین

(نماز را در قبل و بعد از ظهر و بخشی از شب به پادار که خوبی ها بدی ها را نابود میکند . این تذکری است برای آنان که اهل تذکرند)
سوره هود آیه 118 

و فرمود: اى على! آن خدایى که مرا به حق مبعوث کرده و بشیر و نذیرم قرار داده یکى از شما که برمى‏خیزد براى وضو گرفتن، گناهانش از جوارحش مى‏ریزد، و وقتى به روى خود و به قلب خود متوجه خدا مى‏شود از نمازش کنار نمى‏رود مگر آنکه از گناهانش چیزى نمى‏ماند، و مانند روزى که متولد شده پاک مى‏شود، و اگر بین هر دو نماز گناهى بکند نماز بعدى پاکش می‏کند، آن گاه نمازهاى پنجگانه را شمرد
 بعد فرمود: یا على جز این نیست که نمازهاى پنجگانه براى امت من حکم نهر جارى را دارد که در خانه آنها واقع باشد، حال چگونه است وضع کسى که بدنش آلودگى داشته باشد، و خود را روزى پنج نوبت در آن آب بشوید؟ نمازهاى پنجگانه هم به خدا سوگند براى امت من همین حکم را دارد.

یاعلی

منبع : این مطلب در تفسیر محترم المیزان علامه بزرگوار ذیل آیه 118 سوره هود آمده است. خدا بر رحمت ایشان بیافزاید. لطفا فاتحه ای برای آن عزیز قرائت بفرمایید.

  نظرات ()
عید غدیر چگونه بدرقه شد ؟ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٠/۸/٢٥
 
برادر بزرگم که همه ما حتی بزرگترین فرزند خانواده که خواهرم باشد آقا داداش صدایش میکنیم از همان دوران نوجوانیش در شهر دیگری زندگی میکند الان هم در همان شهر هستند
از زمانی که من نوجوانی بیش نبودم یادم می آید که ما همه علاقه خاصی به او و زن و بچه اش داشتیم و از فرط علاقه ای که به ایشان داشتیم در هر مناسبتی از سال انتظارشان را میکشیدیم . تلفن نبود اما نامه مینوشتیم که بعد از 15 روز به دستش برسد  وتا یکماه  به  انتظار جوابش روزها را میشمردیم و جوابش را با علاقه میخواندیم . گاهی که خدا بیامرز مادرم  دلش تنگ میشد میگفت نامه آقاداداش را بیاور دوباره برایم بخوان و ما بارها نامه را با علاقه میخواندیم و او با عشق و حسرت گوش میداد  و گاهی مادر وسط نامه گریه میکرد و قربان صدقه اش میرفت و ما را هم به گریه می انداخت.   و اکنون که پس از سالها یاد آن ایام را کردم بازهم همان گریه به پیوست خاطرات شیرین آن عواطف فوق العاده ازدریچه چشمانم به من لبخند زد و لذت محبت مادری بار دیگر عظمت خود را به رخم کشید و به خلسه ای دلچسب فرو برد. 
القصه ... همیشه قبل از اینکه او بیاید یک حسی به ما میگفت که او می آید و ما آماده آمدنش میشدیم . وقتی که می آمد حال وهوایمان عوض میشد . هیچکس با هم سر نان گرفتن مشاجره نمیکرد . نمیدانم چرا وقتی آقاداداش می آمد ، فاصله نانوایی و بقال سرکوچه تا خانه ما خیلی کم به نظر میرسید و بعد از رفتنش دوباره زیاد می شد . وقتی او می آمد همه کارها با اشتیاق انجام میشد. ما آدمهای دیگری میشدیم . وقتی آقا داداش میخواست برود آویزانش میشدیم و همه از کوچک و بزرگ بهانه هایی می آوردیم که بیشتر بماند ... آخ که چه روزهایی بود . . .
 
. . . اما این سالها که گرفتار مشکلات زندگی شده ایم و مدل مبل و سنگ روی اوپن آشپزخانه و مارک لباس و گوشی موبایل و مدل ماشین و لوستر همسایه و کابینت فامیل دائم جلو چشمان ما رژه میروند دیگر انتظار هیچ مهمانی را نمیکشیم .اگر هم مهمانی بر روی اصول ضرورت و تکلیف ،  در خانه را بزند با اطواری ساختگی و مصنوعی استقبالش میکنیم و برای بدرقه اش جملات به یادگار مانده از قدیم را از روی عادت و به رسم تعارف تقدیمش میکنیم که : بودید حالا ، تشریف داشتید ، . . .  و در دل دعا میکنیم که مبادا مقبول واقع شود . و وای به حالمان اگر مهمان از این نیت ما مطلع شود .  این حال و روز  روزگار بتدریج  مدرن شونده ماست . ....
 
.... آیا قبل از آمدن عید غدیر با اشتیاق منتظرش بودیم ؟ وقتی در کنار ما بود فاصله های دور نزدیک به نظر میرسید و کارها با رغبت تام انجام می شد؟  وقتی که میخواست برود آویزانش شدیم که نرود؟  یا آمدنش را با اطوار و رفتنش را با تعارف همراه کردیم؟ اگر از نوع دوم بودیم علت چه بود ؟ باید بدانیم که صاحب غدیر از نیت و کیفیت مهمانداری ما آگاه است . آیا حاضریم برای ملاقات شایسته مهمان غدیر در سال بعد تدابیری بیاندیشیم ؟ آیا کسی قادر است تا سال بعد برای آمدن میهمان قربان و غدیر و فطر و میلاد و مبعث  لحظه شماری کند ؟  اگر کسی هست بداند که کسی هست !.... یا حق
 
یک روز بعد از عید غدیر سال 1390 شمسی
 
 
                ××××××××××××××××××××××××××××××××××
 
مرحوم استاد شهریار با مدد از همت خود مولا حرفی زده است که تا سالها کسی را یارای گفتن چنین سخنی نخواهد بود :
 
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را
دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علی گرفته باشد سر چشمه‌ی بقا را
 
مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را
برو ای گدای مسکین در خانه‌ی علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا
بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب
که علم کند به عالم شهدای کربلا را
چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان
چو علی که میتواند که بسر برد وفا را
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را
بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت
که ز کوی او غباری به من آر توتیا را
به امید آن که شاید برسد به خاک پایت
چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را
چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان
که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را
چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم
که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را
«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنائی بنوازد و آشنا را»
ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا

 

  نظرات ()
علی نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٠/۸/٢۳

عهد بستم من به نامت یاعلی     تا نفس دارم بگویم یاعلی

چشم! می پیوندم الحاقیه ای     تا همیشه با علی گویم  علی

                                                   تقدیم به نور چشم ملت ایران - امام خامنه ای

                              ××××××××××××××

نام تو دل را هوایی میکند                    در دلم عشقت خدایی میکند

 

یاحق

  نظرات ()
یک روش عالی برای شناخت درجه انسانیت اشخاص نویسنده: جوادزاده - ۱۳۸٩/۱٠/٢۸

-- اگر کسی اسم علی را شنید و عاشقش شد مثل آینه ایست که خورشید از دریچه چشمان او عالم را روشن میکند. او از شدت انسانیت به مجردات میماند و درجه انسانیتش با هیچ روشی قابل اندازه گیری نیست

-- اگر کسی امام را فهمید حیران گشت و دوستدارش شد مثل پروانه ایست که به گرد شمع فروزان میگردد. درجه انسانیت عالیست.

-- اگر کسی از وجود امام با خبر شد و به سویش روانه شد مانند کوه نوردی است که به سوی قله حرکت کرده است. درجه انسانیت او خوبست. 

-- اگر کسی تا بحال اسم امام علی را نشنیده باشد مانند کسیست که از وجود گنج باارزشی بی اطلاع است. از درجه انسانیت او اطلاعی در دست نیست.

-- اگر کسی اسم امام علی را شنیده و برای شناختش قدم برنداشته است مثل نیازمندیست که برای رفع نیاز تلاش نمیکند. برای اندازه گیری درجه انسانیتش تلاشی لازم نیست.

-- اگر کسی امام را فهمید و حیران نگشت و دوستدارش نشد مثل هیزم تریست که هرگز آتش نگیرد. درجه انسانیت او  ضعیف است.

-- اگر کسی امام را فهمید و دشمنش شد مثل شیطانیست که در قالب آدمی رفته باشد نافذترین روشها نخواهند توانست باریک ترین رگه ای از انسانیت در وجود او بیابند.

کارآمدترین روش برای شناسایی درجه انسانیت فرد آنست که او را در مجاورت فهم علی قرار دهیم آنگاه هرکس به میزان خلوص انسانیتش جذب یا دفع خواهد شد.

نه خدا توانمش گفت نه بشر توانمش خواند     متحیرم چه نامم شه ملک لا فتی را

  نظرات ()
یا علی مدد نویسنده: جوادزاده - ۱۳۸۸/٦/٢٢

زمانه بر سر جنگ است یا علی مددی  

کمک زغیر تو ننگ است یا علی مددی  

گشاد کار دو عالم به یک اشاره توست  

به کار ما چه درنگ است یا علی مددی

  نظرات ()
مطالب اخیر شعری از آیت‌الله صافی گلپایگانی در انتقاد از کوروش گرایی پر کاربردترین مشاغل پاسخ امام حسن به پادشاه روم دعای ذوالقرنین بوی جوی مولیان لحظه اعلام مذهب شیعه بعنوان مذهب رسمی ایران(عکس) تست - آیا مشکل پرشین بلاگ برطرف شده است؟ مشکلات پرشین بلاگ کلافه کننده شده است کلید سعادت چیست ؟ ملا احمد نراقی
کلمات کلیدی وبلاگ حکمت (٩٠) آمریکا (٦٦) رفسنجانی (٤۱) شعر (٤٠) حدیث (۳٤) امام حسین (۳٠) امام علی (٢٧) دعا (٢٦) عاشورا (٢٥) روحانی (٢٥) حضرت محمد (٢۳) انتخابات ریاست جمهوری (٢٠) احمدی نژاد (۱٩) امام خامنه ای (۱٩) قرآن (۱۸) غرب (۱٧) نماز (۱٤) حکایت (۱۳) علم (۱۳) خدا (۱۳) محرم (۱٢) اسلام (۱۱) اسرائیل (۱۱) حجاب (۱۱) امام صادق (۱٠) خاتمی (۱٠) امام خمینی (۱٠) انسان (٩) رمضان (٩) میرحسین موسوی (٩) فساد (۸) شهریار (۸) صادق هدایت (٧) نجوم (٧) فتنه (٧) سبک زندگی (٧) امام زمان (٦) حضرت زهرا (٦) یارانه ها (٦) مصائب (٦) زیارت عاشورا (٦) جمهوری اسلامی (٦) اعمال (٦) شهید (٦) دروغ (٥) آزادی (٥) عشق (٥) سیاست (٥) هنر (٥) کربلا (٥) جنگ (٥) فلسطین (٥) آذربایجان (٥) جغرافیا (٥) روزه (٥) امام جواد (٥) جمعیت (٥) زلزله تبریز (٥) ویروس فرهنگی (٤) عیدفطر (٤) محرم و صفر (٤) بوز قورد (٤) اصلاح طلبان (٤) عید غدیر (٤) قدس (٤) امام حسن (٤) عید نوروز (٤) نوحه (٤) مادر (٤) یهود (٤) ازدواج (٤) حقوق بشر (٤) انقلاب (٤) ماهواره (٤) امام رضا (٤) ایمان (٤) زندگی (۳) ashura (۳) هاشمی (۳) زن (۳) کامپیوتر (۳) تورم (۳) عدالت (۳) دموکراسی (۳) خانه (۳) خامنه ای (۳) شاه (۳) شیطان (۳) گل (۳) اینترنت (۳) تکنولوژی (۳) تبریز (۳) غزه (۳) سال نو (۳) روحانیت (۳) انگلیس (۳) امام سجاد (۳) راستگویی (۳) امام هادی (۳) اجابت دعا (۳) گرگ خاکستری (۳) عنایت خدا (۳) حقوق انسان (٢) قرآن سوزی (٢) تساوی زن ومرد (٢) نا امیدی از خدا (٢) فساد در سینما (٢) عالمان بی عمل (٢) ملی-مذهبی (٢) مذاکرات هسته ای (٢) 10 میلیارد تومان (٢) 9 دی (٢) خشونت علیه زنان (٢) تست شخصیت (٢) وام بانکی (٢) جلیلی (٢) فضولی (٢) جنبش عدم تعهد (٢) مطهری (٢) ترک (٢) صهیونیسم (٢) صلوات (٢) پهلوی (٢) شب قدر (٢) ریا (٢) علوم تجربی (٢) سنائی (٢) عمل (٢) 5+1 (٢) علامه جعفری (٢) هندوانه (٢) شعبان (٢) یاحسین (٢) قضاوت (٢) پیامبران (٢) زمین (٢) انفاق (٢) توبه (٢) نذر (٢) شیر (٢) 29 بهمن (٢) سوریه (٢) پدر و مادر (٢) سوال (٢) عبادت (٢) زمان (٢) مناجات (٢) دزد (٢) معجـزه (٢) شیعه (٢) عباس (٢) عقل (٢) شریعتی (٢) زینب (٢) بهمن (٢) کودک (٢) خمینی (٢) منافق (٢) عید (٢) عرفه (٢) نیایش (٢) بهشت (٢) تروریست (٢) تحریم (٢) زبان (٢) فیلم (٢) گرانی (٢) اندیشه (٢) سینما (٢) انتظار (٢) دنیا (٢) جوک (٢) خنده (٢) ایران (٢) دانش (٢) دل (٢) فلسفه (٢) آرزو (٢) تربیت (٢) چشم (۱) شجریان (۱) تمدن (۱) طلا (۱) باران (۱) انتخابات مجلس (۱) مجلس (۱) توکل (۱) قیامت (۱) قبله (۱) نگاه (۱) فوتبال (۱) صبر (۱) مسابقه (۱) بازی رایانه ای (۱) رنگ (۱) دین (۱) نوکیا (۱) تاریخ (۱) شادی (۱) قلب (۱) سکوت (۱) ترس (۱) نفرت (۱) طنز (۱) تولد (۱) وبلاگ (۱) موبایل (۱) ورزش (۱) غم (۱) مذاکره (۱) مسلمان (۱) المپیک (۱) ابلیس (۱) کافر (۱) قانون (۱) عطار (۱) کوروش (۱) عمر (۱) پیام کوتاه (۱) ترافیک (۱) مهاجرت (۱) مجازات (۱) قم (۱) حج (۱) علی (۱) لطیفه (۱) اصلاحات (۱) آقا (۱) آسمان (۱) قبر (۱) لذت (۱) پزشک (۱) زرتشت (۱) روزی (۱) انیشتین (۱) نوشتن (۱) سانسور (۱) ابر (۱) گفتار (۱) مغز (۱) والدین (۱) تسلیت (۱) شرق (۱) ماسک (۱) خیانت (۱) امتحان (۱) راه (۱) جهان (۱) طبیعت (۱) روشنفکری (۱) فیلترینگ (۱) ظهور (۱) حزب (۱) اربعین (۱) تفسیر (۱) بحرین (۱) شجاعت (۱) پروین اعتصامی (۱) بدبختی (۱) دمکراسی (۱) وحی (۱) حماقت (۱) اوستا (۱) نظم (۱) ویکتورهوگو (۱) انجمن حجتیه (۱) سلوک (۱) فریب (۱) خشک و تر (۱) سجده (۱) گناه (۱) احزاب (۱) غرور (۱) امامت (۱) توسل (۱) زیبایی (۱) الله اکبر (۱) بهداشت (۱) دانستن (۱) وحدت (۱) سحر (۱) روسیه (۱) روح (۱) دوزخ (۱) نیما (۱) انشتین (۱) گوش (۱) خرافه (۱) انبیا (۱) عزا (۱) حکومت دینی (۱) فاتحه (۱) بینایی (۱) روز جهانی قرآن (۱) چادر (۱) جوک ترکی (۱) تخیل (۱) چمران (۱) سلیمانی (۱) بایاتی (۱) جبر (۱) تخصص (۱) استغفار (۱) بسیجی (۱) کهکشان (۱) قاضی (۱) جامعه اطلاعاتی (۱) ادیسون (۱) حجامت (۱) سرمایه داری (۱) اصول گرایی (۱) ذکر (۱) جوجه (۱) نسبیت (۱) حیا (۱) سید احمد خمینی (۱) بیمارستان (۱) کلاهبرداری (۱) مشایی (۱) اصلاح طلبی (۱) کعبه دل (۱) شبهات (۱) تعهد (۱) شاید وقتی دیگر (۱) شمس تبریزی (۱) عبدالله نوری (۱) برکت (۱) بودا (۱) دیکتاتور (۱) تکلیف (۱) تفکر (۱) جوان (۱) الهی (۱) شناخت (۱) سلامتی (۱) میهن (۱) اختیار (۱) پیام نوروزی (۱) تناقض (۱) جوانی (۱) اهل سنت (۱) قبرستان (۱) حضرت یحیی (۱) امام کاظم (۱) فتح (۱) یوم الله (۱) حلزون (۱) نبوغ (۱) برنارد شاو (۱) حقارت (۱) راه قدس (۱) یتیم نوازی (۱) جهانی سازی (۱) فیس بوک (۱) اسم اعظم (۱) دانایی (۱) فرمانده (۱) تجارت الکترونیک (۱) حاج همت (۱) انرژی هسته ای (۱) اطلاعات عمومی (۱) نیمه شعبان (۱) حزب الله (۱) امام محمد باقر (۱) رجب (۱) مبارزه با نفس (۱) غضب (۱) اقوام ایرانی (۱) هاوایی (۱) گردن بند (۱) شیخ (۱) لیبرال (۱) فرومایه (۱) امام موسی کاظم (۱) مختارنامه (۱) حضرت ابراهیم (۱) جزیره برمودا (۱) 14 معصوم (۱) حضرت ابوالفضل (۱) اصول دین (۱) حضرت نوح (۱) جبر و اختیار (۱) حق الناس (۱) طرح ولایت (۱) امداد غیبی (۱) جنبش سبز (۱) بیداری اسلامی (۱) نداآقاسلطانی (۱) میکروسکوپ افکار (۱) سود بانکی (۱) ضداسلام (۱) خواب و بیدار (۱) تعویذ (۱) علم غیب (۱) خواستن توانستن (۱) تقلید سیاسی (۱) فراماسون (۱) sms تبریز (۱) اس ام اس تبریز (۱) استاد عالی نسب (۱) نشانه برای فردا (۱) توافق نامه ژنو (۱) شهبد (۱) حضرت زکریا (۱) خوض در باطل (۱) آدمخواری (۱) وضوی صفر و یکها (۱) لاحول (۱) جهنمہ (۱) نقض غرض (۱) جام دیجیتال (۱) خسرو زارع فرید (۱) کارتهای بانکی (۱) شرکت انیاک (۱) شبکه شتاب (۱) تنگه برینگ (۱) سیلی ایام (۱) توحش (۱) حرز (۱) راهزن (۱) بهشت احمقها (۱) ساده لوحی (۱) آفتاب پرست (۱) فتح ایران (۱) مدیرکل (۱) زمزمه های تنهایی (۱) سال پول (۱) بانوی شعر ایران (۱) پهلوی2 (۱) کفش کتانی (۱) قوم پارس (۱) شعار سال (۱) امام نقی (۱) سوره کوثر (۱)
دوستان من برهان سایت زیبای قرآن شیعه 24 نقد مدرنیته مشاوره کسب و کار پرتال زیگور طراح قالب