آدم خودش را بهتر میشناسد. ملت خودش را هم بهتر از دیگران میشناسد. هر ملتی خوبی و بدی دارد. ما مردم ایران هم خوبی ها و بدی هایی داریم. اما یک اخلاق خیلی خوبی داریم که ستودنی است و  آن اینه که ما ، حس حقیقت پذیری را در خود نکشته ایم. به همین خاطر هم من مطمئن هستم که ما ایرانیها یا بقول برخی ایرونیها اگر دین بهتری از اسلام وجود داشت حتما پیدایش میکردیم و به آن ایمان می آوردیم.

مسلمان بودن ما دلیل واضحی برای این ادعاست. زیرا اگر ما به اسلام ایمان آورده ایم نه بخاطر این است که پیامبرمان ایرانی است ، نه بخاطر این است که زبان پیامبرمان و دینش با ما یکی است ، نه بخاطر این است که قوم پیامبر از ملت ما قویتر بود ، نه بخاطر اینست که کشور اسلام از کشور ما متمدن تر بود. 

ما به دینی ایمان آورده ایم که نه از کشور ما برخواسته که بخاطر حس ناسیونالیستی قبولش کرده باشیم ، نه پیامبرش  بازبان ما سخن گفته که بخاطر حس همزبانی ایمان آورده باشیم، نه آورنده ی آن  از ما قویتر بوده است که بخاطر ترس پذیرفته باشیم ، نه از ما متمدن تر بوده که بخاطر خود باختگی شیفته ی او شده باشیم. بلکه ما فقط بخاطر این مسلمان شده ایم که اسلام را عین حقیقت یافته ایم و از عقاید باطل خود دست شسته و به حقیقت او ایمان آورده ایم و به هیچکدام از عواملی که گفته شد ارزش تعیین کننده ای قائل نشده ایم و تا الان هم به بهترین دین دنیا پابرجا مانده ایم و مطمئن هستیم که روشی بهتر از اسلام وجود ندارد چون اگر بود ما می یافتیم و به آن ایمان می آوردیم. 

پس آنهایی که میگویند دین ایرانی ها فقط بخاطر خاصیت ارثی بودن و تعصبی بودن دین از فرزند به پسر رسیده است حرف درستی نیست. انتخاب ما و پدران ما و فرزندان ما فقط بر اساس شناخت و ایمان بوده است و ما به خاصیت حقیقت جویی و به انتخاب آگاهانه خود افتخار میکنیم.

ایران و اسلام


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اسلام


تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۳ | ۸:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

دین حضرت ابراهیم چه دینی بود ؟ خداوند در سوره بقره به این سوال جواب میدهد و میفرماید که دین حضرت ابراهیم اسلام بوده و ایشان و فرزندانشان و فرزندان حضرت یعقوب همه مسلمان بودند : 

وَوَصَّیٰ بِهَآ إِبْراهیمُ بَنِیهِ وَیَعْقُوبُ یَابَنِیَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَیٰ لَکُمُ الدِّینَ

فَلَاتَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ(132)أَمْ کُنتُمْ شُهَدَآءَ إِذْ حَضَرَ یَعْقُوبَ

الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِیهِ مَا تَعْبُدُونَ مِنۢ بَعْدِی قَالُوا۟ نَعْبُدُ إِلَٰهَکَ وَإِلَٰهَ

ءَابَآئِکَإِبْراهِیمَ وَإِسْمَٰعِیلَ وَإِسْحَٰقَ إِلَٰهًا وَٰحِدًا وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ

 

و ابراهیم و یعقوب پسران خود را به همان [آیین] سفارش کردند [و هر دو در وصیتشان چنین گفتند] ای پسران من خداوند برای شما این دین را برگزید پس البته نباید جز مسلمان بمیرید(132)آیا وقتی که یعقوب را مرگ فرا رسید حاضر بودید هنگامی که به پسران خود گفت پس از من چه را خواهید پرستید گفتند معبود تو و معبود پدرانت ابراهیم و اسماعیل و اسحاق معبودی یگانه را می پرستیم و در برابر او تسلیم هستیم(133)


 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اسلام , قرآن , حضرت ابراهیم


تاريخ : ۱۳٩۳/٥/۱ | ٥:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

چه کسی دعوت اسلام را قبول نمیکند و از آن روی بر میگرداند ؟ خداوند در سوره بقره در آیه 130 به این سوال جواب داده است. خداوند میفرماید کسی جز کم خردان و سفیهان از اسلام روی بر نمی تابد : 

وَمَن یَرْغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبراهیمَ إِلَّا مَن سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَیْنَٰهُ

فِیالدُّنْیَا وَإِنَّهُ فِی الْءَاخِرَةِ لَمِنَ الصَّٰلِحِینَ(130)إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ

قَالَأَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَٰلَمِینَ(131)

 

و چه کسی جز آنکه به سبک مغزی گراید از آیین ابراهیم روی برمی تابد و ما او را در این دنیا برگزیدیم و البته در آخرت [نیز] از شایستگان خواهد بود(130)هنگامی که پروردگارش به او فرمود تسلیم شو گفت به پروردگار جهانیان تسلیم شدم(131)


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اسلام , قرآن


تاريخ : ۱۳٩۳/٥/۱ | ٥:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اسلام


تاريخ : ۱۳٩۳/۳/۱ | ٥:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ پر  فراز و نشیب اسلام اسرار بسیاری را در خود نهفته دارد. شناخت درست و فهم صحیح تاریخ اسلام بستگی زیادی به شناخت زندگانی 14 معصوم دارد. تصویر زیر سالشمار خلاصه و تطبیقی زندگانی 14 معصوم را نشان میدهد.

تاریخ اسلام از زمان میلاد حضرت ختمی مرتبت که 53 سال قبل از هجرت صورت گرفته تا غیبت امام مهدی علیه السلام که در سال 260 هجری بوده است 313 سال را شامل میشود.

 

در تصویر زیر اطلاعات بسیار زیادی راجه به تاریخ زندگی 14 معصوم وجود دارد که قابل استخراج است.  هر مستطیل مربوط به یکی از حضرات معصومین میباشد. برای هر مستطیل 3 عدد مرتبط وجود دارد  که عدد بالایی سال تولد و عدد پایینی سال شهادت و عدد وسطی طول عمر را نشان میدهد.  تاریخ برحسب هجری قمری میباشد و سالهای قبل از هجرت بصورت منفی نشان داده شده اند. مثلا  عدد -53  یعنی 53 سال قبل از هجرت که مربوط به میلاد حضرت محمد میباشد.

سه خط افقی با رنگهای مختلف برای مشخص کردن سه رویداد مهم تاریخ اسلام یعنی بعثت و هجرت و عاشورا .  این خطوط به ما کمک میکند که فاصله بین اتفاقات تاریخی مهم را براحتی به ذهن بسپاریم. این تصویر به گونه ای طراحی شده است که  اطلاعات تاریخی را بصورت مقایسه ای در اختیار ما بگذارد و این کار به ما کمک میکند که راحت تر مطالب را به ذهن بسپاریم. 

این تصویر به ما کمک میکند که طول عمر معصومین را به راحتی با هم مقایسه بکنیم و مطالب زیادی از این طریق از داخل تصویر بیرون بکشیم. مثلا بعنوان نمونه به مطلب زیر که از تصویر استخراج میشود دقت بفرمایید:

در سالهای آخر ، هرچه قدر به غیبت امام مهدی نزدیکتر میشویم طول عمر امامان کمتر و کمتر میشود بطوریکه مدت زمانی که 4 امام آخر (بعد از امام رضا (ع)) در میان مردم بوده اند 100 (25+42+28+5) سال بوده است که مجموعا با عمر یک فرد برابری میکند . یعنی بطور متوسط 25 سال حضور میانگین هر امام در میان مردم بوده است که زمان بسیار کوتاهی است و بیش از این حاکمان تحمل حضور ایشان را نداشته اند و ناجوانمردانه  اقدام به شهادت ایشان کرده اند. و این نشان میدهد که به مرور زمان فشار حکومتهای جبار بر امامان شیعه ، روز به روز بیشتر و بیشتر میشد و فضای زندگی ایشان تحت فشارهای شدید و تحدیدات حکومتی قرار داشت. این مثال بعنوان یک نمونه گفته شد و اطلاعاتی از این قبیل در تصویر زیاد است.

نمونه دیگر اینکه یک برداشت بسیار مهم از این تصویر میتوان کرد و آن فهم ضرورت غیبت امام دوازدهم است. شهادت سه امام ما قبل آخر در سنین جوانی نشان میدهد که غیبت امام دوازدهم امری است که باید اتفاق می افتاد. یعنی شهادت امام جواد در 25 سالگی و امام حسن عسکری در 28 سالگی نشان میدهد که سن شهادت بشدت پایین آمده بود و فهمیده میشود که شیاطین زمانه برای ریشه کن کردن امامت و اسلام هم قسم شده بودند و روز بروز حلقه محاصره و تحدید را تنگتر میکردند و از این مطالعه معلوم میشود که دشمنان تصمیم گرفته بودند که اجازه رشد و زندگی عادی را به امام دوازدهم ندهند و قبل از اینکه ایشان صاحب فرزندی شود حضرت را به شهادت برسانند و بدین روش ، سلسله امامت و در نتیجه آیین روح بخش اسلام راستین را نابود کنند ولی حکمت واسعه ی  خداوند با غیبت حضرت ولی عصر نقشه ی شوم دشمنان را نقش برآب کرد و اینگونه پرچم اسلام راستین همچنان در اهتزاز ماند.

استخراج نمونه های دیگر به خواننده محترم واگذار میگردد.

ملتمس دعا - جوادزاده

برای دیدن تصویر در اندازه بزرگتر آن را در کامپیوتر خود ذخیره و سپس مشاهده نمایید


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اسلام


تاريخ : ۱۳٩۳/۱/٢٥ | ٦:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

به نظر من بهترین جمله امام خمینی جمله ای است که کمتر منتشر شده و  من در اینترنت  هم اثری از آن نیافتم و شاید به همین خاطر مظلوم ترین سخن امام هم باشد و آن اینست که ایشان در یک عبارت کوتاه و ساده فرمود: 

اگر اسلام را نمیخواهید گم شوید !

سخنی قاطع ، صادقانه ، تمام کننده ، روشن ، محکم ، دلسوزانه و مدبرانه . این حرف ، حرف همه ملت ایران برای گروهها و حزبها و جریانات سیاسی است.  مخاطب این حرف همه کسانی هستند که در داخل کشور فعالیت سیاسی ضد اسلامی میکنند .  امام خمینی با هیچ کس تعارف نداشت ، حرفش را مستقیم و با بیانی ساده و گویا بیان میکرد. هیچ کس نمیتواند از این حرف امام تعبیر دو پهلو بکند .  آنان که داعیه پیروی از خط امام را دارند اگر بتوانند همین سخن امام را با صدای بلند تکرار کنند آنگاه میتوان گفت که در ادعای خود راستگو هستند و در غیر اینصورت ادعای آنها پوچ است.  کسانیکه با طرح گفتگوی تمدنها و امثال آن حرف از سازگاری دین با مدرنیته میزنند نیز مخاطب قطعی همین جمله امام هستند. از این سخن هیچ بوی تساهل و تسامح به مشام نمیرسد و گوینده این سخن طمع در رای بی طرفان و فرصت طلبان نکرده است.

حقیقت این است که ملت ایران برای اسلام قیام کرده است و به چیز دیگری کمتر از آن  قانع نخواهد شد و موجود ناقص الخلقه ای بنام جامعه مدنی و مدرنیته و لیبرالیسم و امثال آن نمیتواند ملت ما و هیج ملتی را به سر منزل مقصود برساند همینطور که در غرب سرخورده نتوانسته است . ما ایمان داریم که همه ی مدنیت  و همه جامعیت  در داخل اسلام است و خارج از اسلام چیزی جز نقصان و نامرادی و سرخوردگی و فریب نیست.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اسلام , امام خمینی


تاريخ : ۱۳٩۱/٦/٤ | ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

آیا اسلام با شمشیر گسترش یافته است؟

این روزها در فضای مجازی برخی خیلی بر این مطلب پافشاری میکنند که : اسلام با شمشیر گسترش یافته است آنها میگویند اگر اسلام برحق بود برای گسترش آن نیازی به شمشیر نبود .  باید به این ایراد کننده گفت :

چیزی که با شمشیر تحمیل شود به محض برداشته شدن شمشیر سیطره آن از بین میرود. اکنون که میلیاردها نفر در گستره گیتی مسلمان هستند ، این کدام  شمشیر  جهان گستر است که این جمعیت انبوه را که در سرار گیتی پراکنده اند مجبور به قبول اسلام کرده است؟  آیا شما شمشیر یا سلاح یا تحدیدی را بر سر این جمعیت میلیاردی ملاحظه میکنید که مردمان را به قبول اسلام مجبور کند ؟

حال که می بینیم بدون حضور شمشیر ، مردمان به اسلام وفادار مانده اند پس نتیجه میگیریم که گسترش اسلام ربطی به شمشیر نداشته است  زیرا دوام آن بدون شمشیر  نیز ممکن شده است .    البته عقل سلیم میداند که کشورگشایی های حکومتهای بظاهر اسلامی ، نقش مثبتی در گسترش اسلام نداشته است ، بلکه گاهی به ضرر اسلام هم رقم خورده است .  زیرا فرهنگ اسلام آنقدر جذبه دارد که به تنهایی و در صلح بتواند مرزها را در نوردد و  مردم جهان را به ارزشهای والای انسانی  دعوت نموده و بشریت را در زیر چتر صلح و دوستی جمع نماید.

باید اینطور گفت که : چون اسلام در میان ملتها گسترش یافته بود در نتیجه  اقدام به کشورگشاییها نیز نتیجه میداد و مردم  سایر بلاد به لشکریان مسلمانان اجازه ورود میدادند و مقاومت چندانی نمیکردند . واینطور نبود که چون کشورگشایی شد پس اسلام گسترش یافت ، بلکه  عکس آن درست است . مثال بارز آن هم در جریان فتح ایران اتفاق افتاد و آن اینکه عده ای عرب بادیه نشین که در حجاز زندگی میکردند توانستند به امپراتور ابرقدرتی بنام ایران غلبه کنند و آن را از هم بپاشند . آیا اگر مردم ایران استقبال خوبی از اسلام نمیکردند آیا این عده قلیل میتوانستند یک امپراتوری را ساقط کنند ؟  البته جواب منفی است زیرا به سبب گسترش اسلام در ایران  ، مردم ایران با فرهنگ غنی اسلام آشنا شده و آوازه دادخواهی اسلام در میان مردم پیچیده بود و طبیعتا ایرانیان خسته از ستم شاهان هخامنشی و ساسانی در برابر لشکر مسلمانان  مقاومت در خوری از خود نشان ندادند و خود راغب بودند که حکومت شاهان ظالم ، سرنگون شده و فرهنگ اسلامی در کشورشان جاری شود .

و البته درست عکس ادعای مدعیان  صحت دارد. یعنی شمشیرها و اسلحه ها ی زیادی (پیدا و نهان ) به روی مسلمانان کشیده شده است که  از دین اسلام دست بردارند ولی مسلمانان با تمام وجود از اعتقادات خود دفاع میکنند و هرگز حاضر نیستند از ایمانشان دست بر دارند.

این واقعیت نشان دهنده این امر است که اسلام براساس حقانیت و محبوبیت خود در دلها  ماندگار شده است  نه به بهانه شمشیر.

در مقابل میبینیم که دموکراسی غربی با شمشیر و بمب و گلوله و سلاح اتمی میآید  و ملتهای جهان را به خاک و خون میکشد و جنایتهای خود را در بوسنی و عراق و فلسطین و افغانستان و پاکستان و بحرین و دیگر کشورها بنام آزادی بر سر مردم می ریزد.   اما به محض اینکه زور شمشیر و سلاح برداشته شد ملتها به فرهنگ غنی خویش مراجعت کرده و  مظاهر بیگانه را از فرهنگ و زندگی خود دور میکنند و به اسلام عزیز متمایل میگردند . به محض اینکه در نتیجه انقلاب و سقوط فرعون نامبارک مصر ، شمشیر زور آمریکا از سر مردم مصر برداشته شد ، بلافاصله مردم فریاد الله اکبر سر دادند و به اسلام روی آوردند و صدها نمونه دیگر . . .

فاعتبرو یا اولی الابصار


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اسلام


تاريخ : ۱۳٩۱/٤/٦ | ۳:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

نظر خواننده :

بحث ما در مورد جنایات اسلام است در همین جا بنده تمام جنایات را محکوم می کنم اهمیتی هم ندارد خدای تو مرتکب شده باشد یا امریکا!ابله اشتباه دیگران اشتباه دین شما را توجیه نمی کند این استدلال شما نیز مغالطه است

جواب : آنطور که شما فکر میکنید هدف ما از بیان جنایتهای آمریکا و اروپا توجیه عملکرد خود نیست بلکه نشان دادن منشا واقعی جرم است.

اگر دزدی در فرار از صحنه جرم  مورد تعقیب افراد قرار گیرد برای اینکه اتهام دزدی را از خود منحرف کند خودش فریاد میزند " دزد را بگیرید"  و اشاره به دیگران میکند و بدین ترتیب است که افراد دیگری بجای دزد اصلی اشتباها مورد اتهام  واقع میشوند.

منظور ما اینست که وقتی شما به نمایندگی از تمدن غربی اتهام خشونت و جنایت به اسلام میزنید مثال شما همان مثال دزد است که فریاد میزند "دزد را بگیرید" . ما دربیان جنایات بیشمار غربیها نمیخواهیم جنایات خودمان را موجه جلوه دهیم و بگوییم " این به آن در " !  بلکه میخواهیم اصل جنایتکار را معرفی کنیم و جماعتی مثل شما را که فریب دغل کاری غربیهارا خورده اند و دزد اصلی را نمیشناسند معرفی کنیم.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اسلام , غرب


تاريخ : ۱۳٩٠/٧/۱٤ | ٢:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

نظر یک خواننده عصبانی :

<<<... اما بعد تر!همین جمله محکمات و متشابه هات خود دلیلی بر چرند بودن ادعای نبوت محمد و خدایی بودن اسلام است اخه مرتیکه احمق این مزخرفات چیست اگر خدایی باشد که دمار از روزگار شما و تمام مسلمانان درخواهد اورد انقدر که در تاریخ انسان مومنان و مسلمانان دروغ به خدا بسته اند هیچ خداناباوری اینکار را نکرده تمام جنایت را شما با نام خدا در جامعه انجام میدهید محکم و متشابه و ناسخ و منسوخ مضحکترین دلیل برای توجیهات شما مومنین و محکم ترین ادله برای اثبات فریبکاری شماست مگر میشود خدا قادر و متعال شما حرفی را بزند بعد بفهمد که اشتباه کرده و ان را نسخ کند احمق یک ذره تفکر کن این چه اباطیلیست متشابه چه مزخرفیست چر ا خدا دین شما راحت حرفش را نمیزند و تخم نفاق می کارد و راه تفسیر ناصواب!را باز میگذارد کرم از خود درخته مومن! .....>>>

توضیح :

متشابه سخنی است که همه مردمان به یک اندازه قادر به فهم روشن آن نباشند . روزی  کتاب پزشکی بدست کم سوادی افتاد خواست درد کمرش را از آن مرحمی یابد هرچه خواند چیزی سر در نیاورد گفت : نویسنده این کتاب عجب مردم آزاری بوده است . چه میشد اگر ساده مینوشتی تا من هم فهمیدمی !!؟؟

مگر شما خود را عقل کل فرض کرده ای انتظار داری همه حقایق هستی را یکجا مثل آب خوردن سربکشی . برای فهمیدن حقایق اگر ممارست لازم نبود که دانا ونادان مفهومی نداشت. همه سخنها را که همگان نمیفهمند و گرنه انیشتین و شما فرقی باهم نداشتید .  سخنی که برای من و شما متشابه است برای اهل آن و گوینده آن محکم است.

ممکن است بگویید آنها که فهمیده اند برای ما هم توضیح بدهند ما هم بفهمیم. بنده دست شما را در حالی که از دبستانتان خارج شده و سوت زنان به عشق ناهار خوردن پیش مادرتان میروید میگیرم و سرکلاس نسبیت انیشتین میبرم و او با کمال مهارت و به بهترین بیان نظریه اش را برای شما بیان میکند اگر کلمه ای از آنهمه توضیحات متوجه نشدید باید به آن مرد دانشمند محترم هتاکی کنید و حرفهایش را چرندیات بنامید ؟ آیا تقصیر اوست که شما نفهمیده اید؟ آیا میشود آن مفاهیم را طوری گفت که همه از جمله شما بفهمید ؟ همه اینها مثالی برای فهم من و شما هستند افلا تعقلون؟

همان مرد عامی روزی برای کمر دردش به پزشک مراجعه کرد و پزشک داروی شل کننده تجویز نمود . مرد عامی اعتراض کرد که تو هیچ نمیفهمی چون دفعه قبل داروی سفت کننده داده بودی غافل از اینکه نوبت قبل درد دیگری داشت.

مسئله ناسخ و منسوخ از این قرار است . شما که از محکم و متشابه دردتان می آید معلوم است که از ناسخ و منسوخ سکته میکنید. اگر پزشک داروی قبلی را نسخ میکند بخاطر وضع مزاجی شماست نه کم سوادی یا احیانا تناقض در تشخیص پزشک. این سخنی بسیار روشن و قابل فهم است . البته برای بی غرضان!

اگر از دریچه عقل بنگری همه چیز براحتی حل میشود. ولی اگر از عقل فاصله بگیری و همه چیز را از روزنه تعصب و انکار بنگری کارت به گره میافتد.

میبینی مکاتب مادی مسائلی به این مبرهنی را به چه گردنه های بحرانی برای رهروان خودشان تبدیل میکنند؟ وآنها را در حد یک کم توان ذهنی تنزل میدهند؟  این یک ظلم آشکار است.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اسلام


تاريخ : ۱۳٩٠/٧/۱۳ | ٧:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

نظر خواننده محترم :

اینکه فرموده اید ممنوعیت برده داری در اسلام نیاز به دلیل ندارد حرف مفت و چرندیست بهتر بود به جای کلی گویی یک دلیل می آوردید اما چون تو پر رو و فریبکار هستی عرض می کنم :"1-به قران رجوع کنید ایات 31 زخرف،71-75-76 نحل،و

 توجه شما را به متن و ترجمه آیاتی که خودتان ذکر کرده اید جلب مینمایم: 

متن عربی آیه 32 یا به قول دوستمان آیه 31زخرف : أَهُمْ یَقْسِمُونَ رَحْمَةَ رَبِّکَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَیْنَهُم مَّعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًا سُخْرِیًّا وَرَحْمَتُ رَبِّکَ خَیْرٌ مِّمَّا یَجْمَعُونَ
 
خداوند میفرماید : بعضی از انسانها را به بعضی دیگر برتری دادیم تا یکدیگر را به خدمت بگیرند . این یعنی به رسمیت شناختن توانایی های مختلف و متفاوت انسانها باهم .  یعنی معلم و دکتر و نجار و نانوا و کشاورز و آهنگر و تاجر و . . .  هر کدام به دیگری برتری مهارتی داشته باشند و همه در خدمت مردمان باشد.
همه انسانها از درجاتی به هم برتری دارند یکی در نقاشی  - یکی در خطاطی - یکی در ریاضی و . . .  خداوند میفرماید این برتری نسبی در استعداد ها را برای این قرار دادیم که همه انسانها به هم وابسته باشند و همدیگر را بخاطر برخوردار شدن از برتری یکدیگر به خدمت بگیرند و از تواناییهای هم استفاده ببرند . روشن است که البته در این بین افرادی هم هستند که از این برتری های نسبی سود جویی و ظلم میکنند و صد البته سودجویی این افراد مورد تایید و تجویز اسلام و قرآن نیست. قرآن تفاوت استعدادها را به رسمیت میشناسد و سود جویی ها برخی از ابنای بشر را تقبیح میکند.
 
آیا این به معنی تجویز برده داری است؟
 
متن عربی آیه 71 سوره نحل :
و الله فضل بعضکم على بعض فى الرزق فما الذین فضلوا برادى رزقهم على ما ملکت أ یمنهم فهم فیه سواء أ فبنعمة الله یجحدون (71)
خداوند میفرماید :  خدا بعض از شما را بر بعضى دیگر به روزى برترى داد پس چرا کسانى که برترى یافته اند روزى خویش را به خدمتگذاران خویش ندهند که همه در روزى داشتن یکسانند، پس چرا نعمت خدا را انکار مى کنند. (71)
 
"ما ملکت ایمانهم " به معنی خدمتگذار و کارکن است نه برده . و خدا در همه جا به حسن برخورد با خدمتگذاران سفارش کرده است.

برتری دادن یکی به دیگری از نظر روزی دلیل تجویز برده داری نیست . مجاز نمیکند که دارا به کم دار  ظلم کند و حق ناچیز اورا هم بگیرد و او را برای خودش برده کند و از تمام مواهب بی بهره نماید.
بلکه برعکس : میفرماید داراها به ندارها کمک کنند و بدانند که روزی همه (دارا و ندار ) از خداوند است.
 
متن عربی آیه 75 سوره نحل :
ضرب الله مثلا عبدا مملوکا لا یقدر على شى ء و من رزقنه منا رزقا حسنا فهو ینفق منه سرا و جهرا هل یستون الحمد لله بل أ کثرهم لا یعلمون (75)

خدا مثالى مى زند، بنده مملوکى که به هیچ چیز توانایى ندارد با آنکه از جانب خویش به او روزى نیکو داده ایم که از آن نهان و عیان انفاق مى کند چگونه مانند باشد. ستایش خاص خداست اما بیشترشان نمى دانند. (75)

مثال آوردن "بنده مملوک" یا همان برده دلیل بر تایید آن نیست بلکه برای اشاره به واقعیتی است که ملموس شنونده باشد برای منظور

 

متن عربی آیه 76 سوره نحل :

 

 ضرب الله مثلا رجلین أ حدهما أ بکم لا یقدر على شى ء و هو کل على مولئه أ ینما یوجهه لا یأ ت بخیر هل یستوى هو و من یأ مر بالعدل و هو على صراط مستقیم (76)

خدا مثالى مى زند، دو مرد یکیشان لال است که به هیچ چیز توانایى ندارد و سربار مولاى خویش است که هر جا فرستدش سودى نیارد. او با کسى که به عدالت فرمان دهد و به راه راست رود چگونه برابر تواند بود. (76)

این نیز تمثیلی برای مقایسه توان مندیهای دو انسان است که برای انسان ملموس باشد . و چیری را تجویز نمیکند. این بروشنی از آیات دریافت میشود.

وقتی خداوند آدم لال را مثال میزند نمیفرماید که عده ای میتوانند دیگران را زبان بریده و لال کنند و یا وقتی از یک برده مثال میزند مجوز برده داری را صادر نمیکند.

 

اگر از این موارد برای جایز بودن برده داری در اسلام حکم شود یقینا حکم خلاف عقلی خواهد بود.

در هیچ جای قرآن برای "عبدا مملوکا(که معنی برده میدهد)" عبارت یا قانونی که نشان دهنده تایید برده داری باشد مشاهده نمیشود. اما برای (ماملکت ایمانهم به معنی خدمتگذار خانواده )  عباراتی که نشان دهنده جایز بودن آنست وجود دارد و همواره در باره رفتار نیکو و رعایت عدالت در باره خدمتگذاران توصیه های فراوانی شده است.

و هیچ عقلی گرفتن خدمتکار یا خدمتگذار را مذمت نمیکند. و الان هم در جامعه اکثریت مردم خدمتگذار هستند مثل : کارمندان - کارگران - سرایدارها - پرستارهای خانگی - معلمین سرخانه - نگهبانان مجتمعها و سرایدارهای منازل خصوصی و . . .

آنچه که اسلام به آن اجازه میدهد استخدام کارکن و پرداخت عادلانه حق الزحمه آن و گرامی داشتن آن است . در حالیکه برده داری زمین تا آسمان با آن فرق میکند . و هر عاقلی میداند که برده همانگونه که در آمریکا و اروپا سالیان دراز (مخصوصا بعد از رنسانس ) رواج داشت انسان را تاحد یک کالای بی ارزش تنزل میداد و برای برده هیچگونه حقی قائل نمیشدند و بردگان را کمتر از سگ خانگی بها میدادند.

علاوه برآن اگر اسلام برده داری را توصیه میکرد:

1- اینهمه سیاه پوست که از برده داری متنفرند اسلام را با آغوش باز نمی پذیرفتند.

2- اکنون دینداران جزو بزرگترین برده داران دنیا بودند

3- ایران که زور همه دنیای استکباری به آن نمیرسد و علنا با غرب به مقابله بر خواسته است باید برده داری را به عنوان یک قانون تصویب میکرد هما نطور که قانون قصاص را تصویب کرده است .

4- خود پیامبر و امامان شیعه باید بیشترین برده ها را داشتند و به عنوان تاجرین برده زبانزد خاص و عام بودند . در صورتی ایشان برای کمک در انجام کارهای خانه یک نفر خدمتگذار استخدام میکردند و با نیکوترین رفتار با آنها معامله میکردند به صورتی که خدمتگذاران ایشان عاشق و شیفته شخصیت آن بزرگواران بودند.

اما دشمنان اسلام که خود بزرگترین برده داران تاریخ بوده اند  همواره خواسته اند با کمال پررویی این عمل زشت خود را به اسلام حواله کنند و خود را تطهیر نمایند و به همین خاطر در لابلای کتابهای دینی سرک میکشند تا عبارات متشابهی را برای تایید نظر خود بیابند و در شیپور کنند . اما به لطف خدا همواره شیپور را از سر گشادش میدمند و جز صدای نامفهومی از آن به گوش نمیرسد.

شما خواننده محترمی هم که نظر داده اید اگر به دنبال کشف حقیقت هستید کمتر از این کلمات نارسای من هم برای رسیدن شما به حقیقت اسلام کافیست اما اگر صرفا برای تبلیغ علیه اسلام کمر بسته اید در این صورت هیچ فریادی قادر نخواهد بود شما را از خواب بیدار کند .

اما با این حال توصیه میکنم آیا محکم قرآن را هم در باره کرامت انسان ملاحظه نمایید و عنایت کنید که اگر در آیاتی که شما گفتید  بهانه هایی ولو غیر موجه و ناچیز و اندک هم برای سوء استفاده علیه انسانیت برای قلبهای مریض پیدا شود اما در این آیات شکی برای ارزشمندی عدالت و کرامت انسانی در نظر اسلام در ذهن هر شنونده ای باقی نمیگذارد.

ان اللَّه سخرلکم ما فی السموات و ما فی الارض

و سخرلکم الشمس و القمر دائبین و سخرلکُم اللیل والنهار

فتبارک الله احسن الخالقین

ان اکرمکم عندالله اتقیکم

فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ

و . . .   صدها عبارت کریمانه دیگر که همه انسانها را به رفتار نیکو و برادرانه میخواند .

تقدیم به عقلانیت خوانندگان محترم

والسلام


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اسلام


تاريخ : ۱۳٩٠/٧/۱٢ | ۸:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

اگرازاسلام وخداپرستی متنفری بیا تو ، ما همه مثل تو فکر میکنیم

 

 

خوش آمدی  عزیز!

قدم رنجه کردی ای روشنفکر ، ای سکولار ، ای لیبرال ، ای مدرن ، ای سازگارگر دین با وضع موجود(مدرنیته) ، ای مثل ما ! اگر چه دیر آمدی اما به جا آمدی . ما همیشه درانتظار ورود نوابغ هستیم .

تو یک نابغه ای !قدم گذاشتن تو در جمع ما برای اثبات این ادعا کافیست. بزودی خود نیز به نبوغ خود ایمان خواهی آورد.

اندیشه ای که در ذهن خلاق تو به نوسان در میاید معجزه ایست که در فکر هیچکس نمی گنجد. این تتها تو بودی که به ساختگی بودن همه پیامبران پی بردی . این تنها تو بودی که به دروغ بودن وحی توجه کردی و این تنها ذهن فوق العاده توبود که به موهوم بودن خدا پی برد. اندیشه سیال تو اقیانوسهای افکار وسیع را درمی نوردد و منطق پولادینت کوههای سر سخت تحجر و واپس گرایی را میشکافد و بشریت را به سعادت راستین رهنمون میسازد . بعلاوه من دست نوشته های تورا خوانده ام ، هیچ کس به روشنی بیان تو نمیتوانست با منطق روان و کلمات رسا و عبارات شیوا و اشعار مستحکم این مفاهیم عمیق را به بشریت عرضه نماید. من تورا میشناسم و همه باید تو را بشناسند . تو سزاوار شناخته شدنی  . . . ای ناشناخته !

بشریت باید به حقوق تامه خود دست یابد . این رسالت ماست وآن را با صدای بلند اعلام میکنبم : " حقوق بشر! مخصوصا حقوق زن!" . همین و فقط همین! . بشر باید از استبداد خدای موهوم نجات یابد و مسیر پیشرفت و ترقی را با سرعت بپیماید و عقب ماندگیها را جبران نماید و به توسعه یافتگی برسد . توسعه محض !  ما به این سمت حرکت میکنیم و ورود شما را به فال نیک میگیریم.

 

اینک زمان آن رسیده است که خودرا بحضورتان معرفی نمایم :

من استاد اعظم هستم . استاد بین المللی . تنها استاد بدون مرز دنیا با مدرک EBL.  یک متخصص ، یک حرفه ای و البته متخصص ترین و حرفه ای ترین ! من همیشه در کار خود اولین بوده ام . وبه همین دلیل هم به سمت استاد اعظمی رسیده ام و بزرگتر از آن اینست که من اولین و تنها دارنده مدرک EBL  در دنیا هستم.

شاید فکر کنید که من مغرور هستم ، بله البته که من مغرور هستم چون یک حرفه ای هستم . آیا به نظر شما کسی که بهترین و اولین باشد حق ندارد مغرور شود ؟ من از همه انسانها بهترم  و به همین خاطر است که همه نوابغ دنیا مرا به استاد اعظمی برگزیده اند .

افتخارات من در هیچ کس جمع نشده است من رئیس کل انجمن لائیکهای دنیا هستم . من شیطان هستم! من بزرگ شیطانها هستم ، من ابلیس هستم

. . . و این گروه من است ، پرتعداد و انبوه . اینک ای برجسته ترین شاگردان من پیش آیید و خود را به عضو جدید گروه معرفی کنید.

من استالین  هستم . من به خدا اعتقادی ندارم  من میگویم مذهب افیون ملتهاست . بعد از مرگ لنین جانشین او شدم. من با توطئه‌های زیرکانه و رشته‌ای از تصفیه‌های خونین، رقبا را از سر راه خود برداشتم و نظامی برافراشتم که یکی از مخوف‌ترین رژیم‌های تاریخ شناخته شد من در خوشبینانه ترین حالت 4 میلیون انسان را کشته ام. من از خدا پرستی متنفرم . من مارکسیست هستم .

 

من هیتلر هستم . من به نظر خدا اهمیتی نمیدهم که میگوید بهترین شما پرهیزکارترین شماست  به عقیده من نژادهای پست مانند گیاهان هرز هستند، که باعث خراب شدن گیاهان سالم می شوند. آنچه مهم است نژاد و ملیت است. جنگی که من برای سربلندی ملت خودم برپا کردم 55 میلیون کشته داشت . من یک ملی گرا هستم. زنده باد میهن من. من صاحب یکی از متمدن ترین کشورهای اروپا هستم.

من ابوسفیان هستم. من اولین و سرسخت ترین دشمن اسلام هستم. من برده های زیادی داشتم و فقط به تجارت میاندیشیدم من شراب خوار و زنا کار بودم . من تا آخرین لحظه با اسلام جنگیدم و در نهایت زمانی که چاره ای جز تسلیم نداشتم مسلمان شدم . من در سیاست حرفه ای بودم . من وقتی دیدم نمیتوانم پیامبر را بکشم کاری کردم که فرزندانم بعد از پیامبر جانشین او شدند . وبه نام دفاع از حکومت اسلامی فرزندان او را کشتند. و مسیر دولت اسلامی را چنان منحرف نمودم که بیش از هزار سال نتوانست به مسیر اصلی برگردد. وکاری کردم که جنایتهای حاکمان به ظاهر مسلمان به نام اسلام ثبت شود . من دشمن دوست نما هستم . من یک سرمایه دار سیاست مدار هستم . من سیاست را فقط برای تجارت میخواهم. من دشمن اسلام هستم

من عمر هستم . روزی که غیرت عربی من به جوشش آمده بود و برای کشتن محمد شمشیر به کمر بسته بودم در اثر یک اتفاق دلم نرم شد و اسلام آوردم . اسلامخواهی من مثل عربخواهی من تند بود. وقتی پیامبر ازدنیا رفت ، غیرت عرب خواهی و قومگرایی من قویتر از اسلامخواهی من شد .  من در جریان خلیفه کردن ابوبکر وخانه نشین کردن علی نقش ماهرانه ای داشتم . من بدون اینکه دستوری از جانب شرع داشته باشم به کشورگشایی پرداختم . من عرب را با اهمیت تر از اسلام جلوه دادم . من میخواستم به زور شمشیر تمام دنیا را مسلمان کنم تا برتربودن قوم عرب را ثابت کنم . من یک ناسیونالیست و ملی گرای عرب هستم . من عرب را قوم برتر میدانم . من قسم میخورم که ضد اسلام نیستم

 

من موسو لینی  هستم .من چنگیز هستم.من پینوشه هستم.من چرچیل هستم.من فرعون هستم.من نمرود هستم.من رضا شاه پهلوی هستم.من آتا تورک هستم.من قیصر  هستم.

من آمریکا هستم . من مهد تمدن و آزادی هستم ، من صاحب مجسمه آزادی هستم ، من اجازه میدهم هر کس هرجور دلش خواست به من سود برساند ، همه آزاد هستند که سرمایه های خودرا در اختیار من بگذارند و منافع ملی مرا حفاظت کنند و گرنه حمله میکنم و مردمشان را از دست خودشان آزاد میکنم . من در همه جای دنیا منافع دارم . من کاری کرده ام که همه به من حق بدهند که ملتهای دیگر را برای حفظ منافع ملی ام بکشم. وقتی من بچه ها و بزرگسالان کشورهای دیگر را میکشم دیگران میگویند چون او برای سود رساندن به ملت خود اینکار را میکند پس حق دارد بکشد.  این هنر من است . من یک لیبرال هستم ، من پلورالیست هستم ، من مدرن هستم ،  من تنها کسی هستم که از بمب اتم استفاده کرده است و 120 هزار نفر را در یک لحظه نابود کرده است . به نظر من اسلام خشونت را تبلیغ میکند . من از حقوق بشر دفاع میکنم این را همه میدانند .

من میگویم هر کس هرجور که میخواهد برای افزایش سود من فکر کند ، تحصیل کند و اختراع نماید . من میگویم یا زیر دست منی یا دشمن من . من به حقوق زنان فکر میکنم . به دوستانم دستور داده ام تا مردم فلسطین را از کشور خودشان به یک کشور بهتری ببرد  تا از حقوقشان بهتر دفاع کنم. من برجهای دوقلوی خودم را منفجر میکنم تا به گردن تروریستها بیاندازم ، به کشورشان حمله کنم و از آنها غرامت بگیرم . درکشور من هر صبح شیر پاستوریزه به در خانه شهروندان میرود. من متمدن هستم . در کشور من قانون حرف اول را میزند و همه صادقانه کار میکنند ماجرای واتر گیت یک دروغ بزرگ بود. من وقتی بخواهم جایی را بمباران کنم 6 ماه قبل خبر میدهم . آیا این برای فرار از کشور و ساختن یک زندگی جدید در کشور دیگر کافی نیست؟ من کودتا میکنم و طبیعی است که در کودتا آدم کشته میشود . در کشور من همه از خط کشی عبور میکنند. همه چیز مکانیزه است . من به برابری زنان با مردان میاندیشم و در سازمان ملل حق وتو دارم . من به سربازانم که هواپیمای مسافربری را هدف قرار میدهند مدال شجاعت میدهم . من اسلام را دوست ندارم . . . . .       ناتمام


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اسلام , ضداسلام


تاريخ : ۱۳۸۸/۱٢/٢ | ۳:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.