بیم از این دارم که نگاه بی تفاوت نسبت به مسئله ازدواج در آینده تبعات سختی برای کشور ایجاد کند.این وعده الهی است که تشکیل خانواده موجب سختی در معیشت نمیشود/جوانهابایدسنتهای غلطی راکه مانع ازدواج است نقض کنند.

این جملات ، بخشی از سخنانی است که دیروز رهبر انقلاب در دیدار با دانشجویان ایراد فرمودند.

ازدواج


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ازدواج , امام خامنه ای


تاريخ : ۱۳٩۳/٥/٢ | ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

دختر ذاتا خوبی بود و از خانواده ی سالم و با اخلاقی بود . اما این سلامت خانوادگی در رفتارش بطور واضح احساس نمیشد . فوق لیسانس مدیریت اجرایی داشت و در سال 1390 مدتی با ما همکار شد. خیلی راحت بود و حتی با پسرها و مردها شوخی زبانی هم میکرد . دوست داشت مثل پسرها رفتار کند و از فرصتهای مختلف ، مثل بیان بعضی خاطرات خاص، سعی میکرد که این حس را منتقل کند. بیش از حد راحت بود و در برخورد با دیگران با اینکه رفتار عشوه گری از خود نشان نمیداد اما هر رفتاری که بدون رعایت حد ومرزها باشد قابل قبول نیست و انسان را آسیب پذیر میسازد.


بیشتر از 30 سال داشت و هنوز ازدواج نکرده بود . یکروز از او دلیلش را پرسیدم که با مقدار قابل توجهی افتخار و فخر فروشی گفت : بابام اصلا اهل زور گفتن نبود و از همان اول به من گفته بود : دخترم تو خودت باسواد و تحصیلکرده هستی و میتوانی صلاح خودت را تشخیص بدهی و من تصمیم گیری را به اختیار خودت میگذارم اگر میخواهی ازدواج کن و اگر نمیخواهی نکن .

من هم چون میدیدم که هنوز برای ازدواج آمادگی ندارم  به همین خاطر ازدواج نکرده ام. کلاُ ما در خانواده طوری بزرگ شده ایم که استقلال عمل داریم و پدر من آدم دیکتاتوری نیست.

وقتی داشتند این حرفها را میزدند انتظار داشتند که من از این روحیه ی باکلاس پدرشان و خانواده شان و خودشان کیف کنم و تایید و تمجید کنم.

اما من بلافاصله بعد از اتمام صحبتش بدون مقدمه چینی و بدون لفافه گفتم : پدرتان ندانسته در حق شما ظلم بزرگی کرده است و در این ارتباط مسئول است.

باشنیدن این حرف جا خورد و کمی هم ناراحت شد.

با حالت دلخوری پرسید چرا ؟

گفتم : زمانهایی در زندگی یک فرد وجود دارد که بیشتر از آزادی نیاز به راهنمایی صادقانه و عالمانه و توام با دلسوزی و تاکید و اصرار دارد. اگر در این مواقع فقط به آزادی انتخاب تاکید کنیم و به فرزند خود بگوییم که تو در انتخاب آزاد هستی با این کار نه تنها به او خدمت نکرده ایم بلکه از انجام وظیفه ی خود کوتاهی کرده و به او ظلم روا داشته ایم.

زیرا دربرخی موارد، یک فرد مخصوصا یک جوان دوست داردکه انجام کاری را به اصرار از او بخواهند و اگر اصرار نباشد ممکن است بدلایل مختلف از انجام امری که به صلاحش است اجتناب نماید. بعنوان مثال در بسیاری موارد جوان فکر میکند که انتخاب اختیاری ازدواج نوعی پررویی و کاری غیر اخلاقی  محسوب میشود و احتمال میدهد که این کار از سوی اطرافیان ، اقدامی عجولانه و دستپاچگی تلقی خواهد شد و طبیعی است که از انجام چنین عملی خود داری نماید. اما تاکید عالمانه و عاقلانه و محترمانه ی والدین میتواند این موانع فکری را برطرف نموده و به انتخاب جوان قدرت و اطمینان ببخشد و اگر والدین این اقدام هوشمندانه را انجام ندهند وظیفه ی خود را به انجام نرسانیده اند و در انجام وظیفه کوتاهی کرده اند. در اینگونه موارد دم زدن از آزادی انتخاب ، معجون خوش ظاهر و خطرناکی خواهد بود که ممکن است سرنوشت یک فرد را دچار آسیبهای جبران ناپذیر نماید و در بسیاری از موارد دادن آزادی انتخاب به عنوان عدم تمایل به انجام کاری و مخالفت با آن تلقی میشود.

 وقتی حرفم تمام شد انگار آب سردی را روی آتش سوزان ریخته باشند ، نفس عمیقی کشید و گفت : راستش حق با شماست و ادامه داد : تقریبا 10 سال پییش که من حدود 22 سال داشتم خواستگارهای خوبی داشتم که همه را جواب کردم و به بهانه ی ادامه تحصیل از ازدواج کردن صرف نظر کردم و چون هیچ کس به من اصرار نکرد من هم مسئله را سرسری گرفتم و هر کدام از خواستگارها را به بهانه ای رد کردم و به تدریج خواستگارها کم شدند و هیچ کس به خواستگاری ام نیامد در حالی که سنم بالا رفته و نظرم راجع به ازدواج قطعی شده بود. حالا هم که خواستگاران اندکی دارم هیچکدام مناسب من نیستند.

گفت : حالا که فکر میکنم می بینم حق باشماست و اگر همان زمان پدر و مادرم اصرار میکردند و همه چیز را بعهده ی خودم نمیگذاشتند من ازدواج میکردم و اکنون شرایط بهتری داشتم. هر کاری باید در زمان مفید خود انجام بگیرد در غیر اینصورت تباه میشود.

. . . 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: آزادی , ازدواج


تاريخ : ۱۳٩٢/٦/٢٤ | ٩:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

به روایت یک قطعه فیلم که در فضای مجازی منتشر شده است و تکه ی کوتاهی از برنامه زنده ی بی بی سی فارسی را شامل میشود حرف عجیبی توسط مجری برنامه زده میشود که قابل تامل و البته جای بسی تاسف است. از مشاهده ی این برنامه و شنیدن سخنان مجری  چنین معلوم میشود که از رسالتهای مهم تلویزیون بی بی سی فارسی این است که با سماجت به مخاطب خود این نکته ی انحرافی و ضداخلاقی را بقبولاند که : ازدواج رسمی فقط یک تکه کاغذ است و خیلی مهم نیست! او می افزاید که وقتی دونفر همدیگر را دوست داشته باشند یک تکه کاغذ باشد یا نباشد هیچ فرقی نمیکند.

روزگار غریبی است . . .  سنگها را بسته و سگها را رها کرده اند.

مطلب جالبی است و در این ارتباط باید گفت : ازدواج یک قرار داد است و قرار دادی که نوشته و امضا نشود هیچ اعتباری ندارد. بعنوان مثال در امور تجاری وقتی دوشرکت یا دو شخص با هم قرارداد همکاری می بندند آیا میتوانند بدون نوشتن و امضای قرار داد شروع به همکاری نمایند؟  آیا میتوان گفت که "قراردادرسمی" فقط یک تکه کاغذ است و خیلی مهم نیست و مهم این است که طرفین به معامله کردن باهم علاقه مند هستند ؟  یقینا هیچ عاقلی این حکم را نمیکند زیرا نوشتن قرارداد فرایندی عقلانی است که مکنونات ذهنی افراد ذینفع را در قالب عبارات روشن و قابل درک برای طرفین به رشته ی تحریر در می آورد و طرفین با امضا کردن آن التزام خود را برای انجام تعهدات خویش تضمین مینمایند و با امضا کردن قرارداد ، صدق نیت خود را در جریان همکاری در طول قرار داد اعلام و گواهی مینمایند. و یکی از مهمترین خصایص قرارداد اینست که این گواهی برای دیگران نیز قابل رویت و قضاوت است.

 

پس وقتی در معاملات تجاری قرارداد اینقدر مهم است چرا در ازدواج که  مهمترین قرارداد زندگی انسان است باید سهل انگاری نمود؟ با این اوصاف آیا بازهم میتوان گفت که در زندگی مشترک صرف تمایل طرفین کافی است و قراردادی بنام ازدواج هیچ ضرورتی ندارد؟

نیات پنهان چیست ؟

اما اغراض پنهان این حرف چیست ؟ و نیات واقعی تبلیغ کنندگان آن چیست که نمیخواهند به مخاطب بگویند؟ آنها چه هدف شومی را دنبال میکنند ؟

واضح است که برای همکاریهای مهم باید قرارداد نوشت و اصلا لفظ قرارداد در درون خود مفهوم اهمیت  و تعهد را حمل میکند. ما نگفته و ناخودآگاه پذیرفته ایم که هر چیزی که برای آن قرار داد لازم باشد معلوم است که امر مهمی است و برای آن باید تعهدی را بپذیریم. ما میدانیم چیزی که برای آن قرار داد نوشته میشود یقینا لازم الاجراست و مورد تعهد طرفین واقع شده است . اما برای موارد جزئی و غیر مهم قرار داد لازم نیست و ممکن است تعهدی هم در کار نباشد.

مثلا برای انجام خریدهای متنوع روزانه ی  یک خانه قرارداد لازم نیست و هیچ کس برای خرید نان و پنیر و سبزی و نمک روزانه منزل قرار داد منعقد نمیکند اما برای خرید و فروش یا ساختن یک خانه حتما باید قراردادی تنظیم شود چون مهم است ، چون باید طرفین وظایف و تعهدات خویش را بدانند و قبول کنند و متعهد به انجام درست وظایف خود باشند.  

حال نیات خطرناک گردانندگان بی بی سی روشن میشود که هدف آنها از طرح این شبهه این است که میخواهند امر ازدواج را به یک امر بی اهمیت روزانه و هفتگی و ماهانه تبدیل نمایند که اولا مثل خرید روزانه  ی منزل ،متنوع و زود مصرف باشد و ثانیا از تعهد خالی باشد.

حال این سوال مطرح میشود که : چرا افرادی که باسواد هستند و خود را متمدن میدانند باید این سخن احمقانه را تبلیغ نمایند ؟  دلیل آن واضح است :

عقل و شیطان در یک اقلیم نگنجند همچنان که روز و شب در یک جا جمع نشوند . به هر میزان که وسوسه های شیطانی در وجود انسان پذیرفته شود به همان میزان هم ظهور و بروز عقل در شخصیت او کمرنگ میشود و  درنتیجه  رفتار شخص  نیز از عقلانیت فاصله میگیرد . وقتی نفوذ شیطان در یک شخص زیاد شد به دنبال آن عقل  از او فرار میکند  و بطوری که برای خود آدم نامحسوس است  بلاهت و حماقت گریبانگیر آدمی میشود.  انسانی که به وسوسه های شیطان جواب مثبت داد بتدریج عقلش زایل میشود و قدرت تشخیص بدیهی ترین مسائل را هم از دست میدهد. اگر چه ممکن است ظاهر کلامش  عاقلانه هم جلوه نماید

سخن مذکور در این قطعه فیلم که گوشه ای از یک برنامه تلوزیون بی بی سی فارسی است تبلیغ میشود که هم جای تاسف دارد و هم جای خوشحالی ! تاسف آن در این است که انحطاط برخی از ابنای سست عنصر بشر و سقوط او در دامان شیطان و فساد و محرومیت از عقل را نشان میدهد و خوشحالی آن هم در این است که خداوند دشمنان ملت ایران و اسلام را  از احمقها قرار داده است و رسالت مهم این تلویزیون با اینهمه تشکیلات عریض و طویل این شده است که این سخن نامعقول و غیرمنطقی را به مخاطبان خویش بقبولاند که : "ازدواج رسمی" فقط یک تکه کاغذ است و خیلی مهم نیست!

 

با اندکی دقت میتوان صدای شیطان را از دهان انسان شنید.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ازدواج


تاريخ : ۱۳٩٢/٢/۱٩ | ٩:٢۱ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

هرکس که پا به این دنیا میگذارد در نزد خداوند روزی دارد. کم و زیادش را همت خود شخص و عملکردش مشخص میکند. شیر درنده و روباه شل هر کدام روزی خود را دریافت خواهند کرد .  یکی به سهمی اندک مانند روباه بی دست و پا قانع میشود ولی یکی دیگر میگوید :

برو شیر درنده باش ای دغل                               میانداز خود را چو روباه شل

هرکس که از کار کردن نمیترسد و آماده ی تلاش است و تنبلی را از خود دور میبیند نباید از ترس فقر ازدواجش را به تاخیر بیاندازد. زیرا خداوند بر اساس سعی و تلاش هرکس روزی مناسبی را برایش عطا میکند. آنهایی که متاهل و فقیر هستند علت فقرشان ازدواج نیست و دلایل دیگری دارد. بلکه اگر ازدواج نمیکردند فقیر تر هم بودند. با عنایت به اینکه خداوند روزی بندگان را عهده دار است بنابراین فرار از ازدواج به دلیل ترس از فقر اعتماد نداشتن به خدا است. پس هرکس که نیروی کار خود را آنچنانکه شایسته است بکار میگیرد و سستی و کاهلی نمیکند نباید به بهانه ی ترس از فقر از ازدواج کردن خود داری نماید.

امام صادق (علیه ‌السلام):

 
وَمَنْ تَرَکَ التَّزْویجَ مَخافَةَ الْعَیْلَةِ فَقَدْ أَساءَ الظَّنَّ

بِاللهِ عَزَّ وَجَلَّ.


و هر که از ترس تنگدستی ازدواج نکند، به خدای متعال بدگمان است.

He who does not get married for fear of indigence mistrusts Allah, the Almighty.
 
من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 385

موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ازدواج


تاريخ : ۱۳٩۱/٧/٢٦ | ٤:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.