جوادزاده
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ جوادزاده
آرشیو وبلاگ
      راستگویی - دانایی - نظم (یادداشتهای روزانه)
نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/٢/٢٢

کسانیکه برای قبح زدایی از برقراری ارتباط با عربستان سعودی هزاران ترفند به کار می بستند و آیه و حدیث و دلیل پشت سرهم ردیف میکردند و مخالفان را به تندروی و ریاضت طلبی و دشمن تراشی متهم میکردند آیا پس از مشاهده ی فجایع کشور مطلوم یمن بدست رژیم آل سعود ، اکنون فهم سیاسی درستی نسبت به این رژیم بی آبرو پیدا کرده اند یا نه؟ 


آیا قبول کرده اند که شناخت آنها از دولتها و قدرتهای منطقه ای و جهانی ، شناختی غلط و ناقص و ساده لوحانه بوده است؟ آنها که به امام نامه مینوشتند و میگفتند که آمریکا هم مثل یکی از صدها کشور جهان است و چرا نباید با آن ارتباط برقرار کرد آیا اکنون خواب سیاسی آنها از چشمشان پریده است؟ 

آیا صرف نظر از هزاران جنایت آمریکا نسبت به مسلمانان  ، پشتیبانی وقیحانه آمریکا از کشتار مردم یمن توسط سعودیها هم نتوانسته است دلیلی برای شیطانی بودن دولت آمریکا باشد؟ آیا ایشان هنوز دلیلی برای متفاوت بودن آمریکا دردشمنی با مسلمانان نیافته اند؟ 

اگر یافته اند پس چرا سخنی نمیگویند؟ چرا نمیگویند که تفکر ایشان نسبت به دوستی با آمریکا اشتباه بوده است؟ آیا هنوز هم در نظر آنها مبارزه با آمریکا دشمن تراشی به حساب می آید؟




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٩/٩

رهبر انقلاب صبح پنج شنبه گذشته اظهار نظر جالبی در باره اسرائیل کردند که در نوع خود بی نظیر است و درسالهای قبل ، کمتر از این سخنان شنیده شده  است . ایشان چنین عنوان کردند که :  چه توافق هسته ای بشود و چه نشود، اسرائیل روز بروز ناامن ترخواهد شد.

این جوابی قاطع به زیاده خواهی ها و یاوه گوییها و توقعات بیجای آمریکا و چند کشور اروپایی است و پیامی مناسب برای اسرائیل است ، رژیمی است که با قتل و غارت تشکیل شده و با کشت وکشتار و آواره کردن مردم عادی از خانه و کاشانه خود به زندگی خود ادامه میدهد. علاوه برآن با کمال گستاخی دانشمندان هسته ای ما را ترور کرده و به آسمان کشورمان پهپاد جاسوسی می فرستد.

پس از سالها سیاستهای محافظه کاری بیمار گونه ، اکنون اسرائیل باید از داخل کشور ایران ، صداهای قدرتمندی بشنود و بداند که زمینه برای توسعه تهدیدها و گستاخیهای او فراهم نیست و بداند که عمری دراز نخواهد کرد و زمانی درحال رسیدن است که او از کرده خود پشیمان شود . خون مظلومان و کودکان متلاشی شده و خون دانشمندان شهید این مرز وبوم بر زمین نخواهد ماند. این وعده خداوند است.




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٧/٢۳

با وجود شروع عملیات غربیها ، امروز از عراق خبر میرسد که تروریستهای داعش در استان الانبار در حال پیشرفت هستند و حلقه محاصره برخی از شهرها را تنگتر کرده اند.

همانطور که قبلا هم گفته ام ، من عقیده دارم که آمریکا به اسم مقابله با داعش برای جلوگیری از نابودی کامل  این گروه تروریستی به منطقه آمده است بخاطر همین هم هست که از زمان ورود آمریکا برای مقابله با داعش ، این گروه تروریستی به موفقیتهای بیشتری دست یافته است. آمریکا هرگز به نابودی فتنه و جنگ در منطقه راضی نمیشود و به همین دلیل به  تروریستها اجازه عقب نشینی وبه مردم منطقه فرصت نابودی تروریستها را نخواهد داد زیرا اگر جنگ نباشد ورشکستگی آمریکا برملا خواهد شد. اینها آمده اند چند تروریست را بکشند ولی ریشه ی آن را در جای امنی نگهداری کنند. اینگونه با یک تیر به چند هدف میزنند :

اول اینکه : از تروریستها زهر چشمی میگیرند و بخاطر تمردهای احتمالی از دستورشان به آنها درس عبرت میدهند و آنها را برای اطاعت کردن بیشتر مجبور میکنند.

دوم اینکه : در جامعه جهانی برای خود کسب آبرو میکنند

سوم اینکه : اقتدار مردم منطقه برای اداره منطقه خود را باز هم خدشه دار میکنند 

چهارم : جلوی نابودی داعش را توسط مردم منطقه میگیرند تا در آینده برای آشوبهای رنگارنگ از آنها استفاده کنند

اگر میبینید که هرجا جنگ و درگیری هست آمریکا هم هست و نقش سوپر من را بازی میکند فکر نکنید که اول جنگی اتفاق افتاده است و بعدا آمریکا برای ایفای نقش حاضر شده است بلکه یقین بدانید که آمریکا ابتدا بطور پنهانی جنگ را درست کرده و سپس بصورت آشکار آمده است تا ضمن بستن قراردادهای تجارت اسلحه ،  در نقش ناجی و تمام کننده جنگ ، غنائم جنگی را جمع آوری کند. این کاپیتالیستهای لامذهب  به هیچ چیزی اعتقاد ندارند تا بخاطر آن ، خوی پول پرستی خود را محدود کنند وحاضرند برای گسترش تجارت خود حتی میلیونها نفر را به کام مرگ بفرستند. آنها حفظ سرمایه خود را اصل میدانند و برای آن هر کاری میکنند ، هرکاری ، آنها حاضرند برای یک دلار بیشتر هزاران نفر را بکشند. اگر قرار باشد در اثر یک اتفاق ، یک دلار به سرمایه آنها افزوده شود از نظر آنها آن اتفاق باید بیافتد و فرقی نمیکند که آن اتفاق ، یک شوی تلویزیونی باشد یا تولید ویروس انسانی برای توسعه تجارت دارو باشد ، یا انفجار مرکز تجارت جهانی خودشان باشد یا جنگی باشد که در آن هزاران نفر کشته شوند. آنها فقط به پول و افزایش سرمایه فکر میکنند. این ماهیت نظام کاپیتالیستی است ، تعجب نکنید.




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/٢٤

امروز رهبر انقلاب هنگام مرخص شدن از بیمارستان ضمن تشکر از کلیه مردم و کسانیکه به ملاقاتشان رفته بودند و کادر بیمارستان گفتند :  همان روزهای اولی که مسئله داعش در عراق پیش آمد آمریکاییها بوسیله سفیرشان در عراق درخواست کردند که درباره داعش همکاری کنیم/من مخالفت کردم چون اینها دستشان آلوده است/وزیرخارجه آمریکا هم شخصا از دکتر ظریف درخواست کرده بود که آقای ظریف هم رد کرد.


این در خواست آمریکا بغیر از ضعف او ، سردرگم بودن سیاستگزاران آمریکا را هم نشان میدهد. زیرا مشخص میشود که آمریکاییها هنوز درک درستی از استراتژی راهبردی ایران در منطقه ندارند و براحتی تن به درخواستی میدهند که از سوی ایران رد میشود. در صورتیکه همه میدانیم که در پشت درخواستهای بین المللی آمریکا چندین تیم کارشناسی و دیپلماتیک قرار دارد که مسائل را از همه جوانب میسنجند و اگر احتمال بدهند که در خواستشان رد میشوند از دادن پیشنهاد پرهیز میکنند. اما در مورد مسائل مربوط به ایران هیچ درک درستی از جانب آمریکا مشاهده نمیشود. گویا این سیاست گزاران آمریکایی به کلی از فهم حرکتهای اصولی مردم ایران عاجر هستند.




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/٢۳

امروز بازهم دریک سایت فنی با این پیام  مواجه شدم که "شما در تحریم هستید و نمیتوانید وارد این سایت شوید" 

Because your IP address or billing address is associated with a country that is sanctioned by the United States, by U.S. law we are required to block your access to Pluralsight.com. If you believe you are receiving this message in error, please contact support@pluralsight.com.

من هم احساس خودم را به ایشان ایمیل کردم : 

go to hell with your sanctions

go to hell with your lie democracy

go to hell with your taliban
U.S.A is the Satan's country
U.S.A is only coach For Daesh And All Terrorists 
Inline image 1
look at these pictures.
these are your soldiers and their Masterpiece in the world. you are Partners with them in these Crimes. ٍEvery one of you are siting at your home and killing peoples around the world .
Our turn Will come by and by. please wait... system is processing... God is awake. you can Temporarily sleep comfortable...

Inline image 9
Inline image 2
Inline image 3
Inline image 4
Inline image 5
Inline image 6
Inline image 7
Inline image 8




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/۱٩

آمریکا اخیرا برای مقابلع با داعش سروصدای زیادی به پا کرده است . هیچ کس از حمایتهای آمریکا و اروپا و اسرائیل و عربستان از داعش بیخبر نیست. اما اکنون آمریکا میخواهد برای مقابله با داعش اجماع جهانی راه بیاندازد و دوباره به منطقه لشکر کشی کند.

به نظر من آمریکا به این بهانه که میخواهد با داعش مقابله کند قصد دارد در منطقه حاضر شود تا نگذارد ریشه های این فتنه خشک شود. او میخواهد با حضور در منطقه ، سران داعش را نجات داده و این اشرار را برای فتنه ای دیگر پرورش دهد. آمریکا همیشه چیزی را میگوید که ضد آن را در سر میپروراند. او برای اینکه بتواند سران داعش را که مهره های خود او هستند نجات دهد با شعار مقابله با داعش وارد میدان میشود که مخالفان داعش را با خود همراه کرده و به بیراهه بکشاند و به این طریق این مزدوران را از مهلکه نجات دهد. وگرنه برای نابودی داعش هیچ اجماع جهانی لازم نیست و مردم منطقه عزم آن دارند که بادست خود ،  آخرین نفسهای این جانیان را بگیرند. حال که آمریکا ولد نامشروع خود را در حال جان کندن میبیند به مکر و حیله متوسل شده و  میخواهد به بهانه ی مجازات داعش ، گلوی داعش را از دست مردم منطقه نجات دهد. 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٦/٤

مدار حرکت ماه به دور زمین بیضی شکل است این یعنی اینکه ماه بطور دائم از زمین دور و نزدیک میشود. متوسط فاصله ماه از زمین ۳۸۴٬۴۰۳ کیلومتر است. یعنی اگر با سرعت 1000 کیلومتر بر ساعت حرکت کنیم تقریبا 384 ساعت برابر با 16 روز طول میکشداما اگر سرعت 20 برابر زیاد شود وبه 20هزار کیلومتر برسد حدود 20 ساعت زمان میبرد که مسافر ما به ماه برسد.

میگویند اولین مسافرت انسان به ماه 4 روز طول کشیده است.

  

.

راویان اخبار چنین میگویند که :

 45 سال پیش در شانزدهم ژوئیه ۱۹۶۹ (۲۵ تیر ۱۳۴۸) مأموریت آپولو 11 برای تسخیر ماه، با سه فضانورد به نام‌های نیل آرمسترانگ، باز آلدرین و مایکل کالینز آغاز شده و چهار روز بعد، ماه‌نشین برای پیاده کردن دو فضانورد بر سطح ماه، از آپولو جدا شد ... و ساعت ۲۰:۱۷:۴۰ بیست و نهم تیر ماه بود که سفینه روی ماه نشست... و یکروز بعد در 30 تیر فضانوردان روی ماه پیاده شدند و حدود 21 ساعت بر سطح ماه ماندند و سپس بسوی زمین باز گشتند. بدین ترتیب، رویای بشر در هشت روز و سه ساعت و هجده دقیقه و ۳۵ ثانیه مأموریت آپولو ۱۱ محقق شده و کپسول حاوی فضانوردان در دوم مرداد سال ۱۳۴۸ فرود آمد. خلاصه ی آمار این سفر فضایی پر سرو صدا به شرح زیر است :

حداکثر سرعت:  22/400 کیلومتر در ساعت.
دوره عملیات:  8 روز و 3 ساعت و 18 دقیقه و 35 ثانیه.
هدف:   فرود سفینه سرنشین دار در ماه و بازگشت به زمین.
خدمه: -آرمسترانگ(فرمانده) –

         - ادوین آلدرین (خلبان ناو ماه پیما. این ناو بخشی از فضا ناو آپولو بود              که از آن جدا شده با دو فضا نورد بر ماه فرود آمد و دوباره برگشت)

         - مایکل کالینز(خلبان مدول فرمان).
حداکثر فاصله از زمین:  389645 کیلومتر
زمان اقامت در ماه:   21 ساعت و 36 دقیقه .

 

فاصله ماه از زمین با نسبت واقعی

اما یک سوال اساسی مطرح است و آن اینکه : اگر سفر به ماه واقعیت داشته است چرا در طول این 45 سال گذشته بشر نتوانسته است آن را تکرار کند؟  آیا پول کافی نداشته است؟ آیا تکنولوژی فضانوردی پسرفت داشته و دانش آن از بین رفته است؟ آیا سفر به ماه دلچسب نبوده است؟ 

پیشرفتهای تکنولوژی هوا فضا در طول این سالها خیلی پیشرفت داشته است و فضا پیماهای فعلی میتوانند در کمتر از یک روز به کره ماه برسند اما در طول این همه سال ، هرگز  چنین تجربه ای تکرار نشده است.   چرا؟  آیا دانشمندان فضا آنقدر سرشان شلوغ است که یک روز هم وقت نمیکنند که سری به ماه بزنند و عکس یادگاری بگیرند؟ 

 برای همین هم من شک میکنم که این آمریکاییها واقعا  به ماه رفته باشند. حدس میزنم که توی یک استودیوی تلویزیونی جایی مانند محیط ماه را شبیه سازی کردند و چند تا فیلم و عکس گرفتند تا بدین وسیله روی شوروی را کم کنند. هر کاری بگی از این یانکی های گاوچران بر میاد. وگرنه اگر 45 سال پیش اینها رفتن به ماه را یاد گرفته بودند الان خط ماهنوردی 24 ساعته رفت و برگشت با ترن هوایی به ماه را راه انداخته بودند و روزانه میلیونها دلار به جیب میزدند. برنامه های رقص و آواز این خواننده های جنگولک بازشان را در کره ماه دایر میکردند و ورودیه های سرسام آور میگرفتند و حالت بی وزنی در هنگام رقص و آواز را بعنوان مد جدید و کلاس جدید تمدن به مردم دنیا ارائه میکردند.

 شاید هم چند پایگاه نظامی جهت انباشت بمبهای هسته ای و میکروبی شان را در ماه تاسیس کرده بودند. خلاصه اگر آن ادعا واقعیت داشت وضع دنیا الان طور دیگری بود و اتفاقات متفاوتی رخ میداد.




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٥/٤

روح هم مانند جسم ، میشود فربه شود

فربهی مطلوب و خوب

آب زیر جلد روح ، میشود جاری شود

روح را احیا کند

روح من دیروز فربه شد چه خوب

آب در روحم دوید

سبزه در جانم خزید

این صدای "مرگ بر !" روح در جانم دمید

مرگ بر رجاله ها

مرگ بر دجال ها

مرگ بر خونخوارها

 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٤/۳۱

امروز متاسفانه در هنگام مطالعه ی مطلبی در یک سایت فنی پیامی برایم آمد مبنی بر اینکه  شما تحریم هستید و اجازه استفاده از این مطالب را ندارید.

Sorry...

Because your IP address or billing address is associated with a country that is sanctioned by the United States, by U.S. law we are required to block your access to Pluralsight.com. If you believe you are receiving this message in error, please contact support@pluralsight.com.
......
مجبور  شدم جوابیه ای را به همراه چند تصویر از جنایتهای دولتشان را برایشان ایمیل کنم : بله آقای دیکتاتور حق با شماست ، ما در تحریم هستیم . این دموکراسی شماست. این حقوق بشر شماست. شما میتوانید ما را بایکوت کنید. اما نمیتوانید برای رسیدن به دانش ما را محدود سازید. برخلاف میل شما ما پیشرفت خواهیم کرد. ما فوق العاده زیاد پیشرفت خواهیم کرد.
خودتان خیانت و جنایت و نسل کشی را گسترش بدهید و سپس ما را تروریست بخوانید و به این بهانه ما را بکشید. از اسرائیل حمایت کنید و کودکان غزه را بمباران کنید. فلسطین و تمام کشورهای آزاد را اشغال کنید و دنیارا به آتش بکشید. شما بشر هستید و این دموکراسی و حقوق بشر شماست.
مرگ بر آمریکا
مرگ بر اسرائیل
مرگ بر قاتلان
زمان انتقام خواهد آمد صبر کنید . .  . 
مادران شما نیز مانند این مادران گریه خواهند کرد نوبت شما هم خواهد رسید. اکنون راحت باشید و با خیال راحت قبل از خواب برنامه جنیفر لوپز را تماشا کنید تا به وقتش. 

yes Mr. Dictator!
yeah, you're right .
.We are in sanctions. we're in boycott
This is Your Democracy! This is Your Human Rights.
.you able to boycott us 
But you can't restrict us from Knowledge
Unlike you, we will progress 
we'll improve tremendously a lot
...
Yourselves ٍExpand betrayal, murder, genocide, Then call me Terrorist and kill me For this reason.
yes, first boycott us  then kill us.
Support Israel and Kill Children of Gaza with bombing 
Please occupied Palestine and other free countries
Drag the world on fire. You are Human and This is Your Democracy! This is Your Human Rights.
Dawn with U.S.A.
Dawn with Israel.
Dawn With Killers.
Revenge time will come. wait...
 

your mothers also  will crying as these mothers. soon,  so soon. relax now. sleep safely in your bed after watching Jennifer Lopez's show . 



نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٢/۳۱

 

 

آینده روابط ایران و عربستان 

سایت فرا رو با عنوان  گرم شدن روابط ایران-عربستان مشکل جدید جنگ طلبان  ضمن ذوق زدگی از طرح چنین اقدامی نوشت :

نئوکان ها و دیگر تندروها هنوز هم طرفدار شعله ور ماندن آتش تقابل با ایران هستند اما گرم شدن روابط ایران و عربستان طی چند وقت اخیر کار جنگ طلبان را سخت می کند.

. . . شکل گیری روابط حسنه میان ایران و کشورهای عرب همسایه اش همانقدر برای ایران خوب است که برای همسایگانش، ضمن اینکه تاثیر خوبی بر ثبات در خلیج فارس و منافع آمریکا در منطقه می گذارد.

. . . باید خوشحال باشیم که در شرایط فعلی این عربستان است که با حرکت به سوی برقراری روابط بهتر با تهران، در مقابل رهبری آمریکا، واقعیت های جغرافیایی و منافع درازمدت خود سر خم کرده است.

. . . صلح آمیز نگه داشتن برنامه هسته ای ایران دلیل اولیه و اصلی مطالبه اتمام موفقیت آمیز مذاکرات وین است. دلیل دیگر برای آنکه آرزوی موفقیت این مذاکرات را داشته باشیم، این است که خاورمیانه و حوزه خلیج فارس در شرایطی قرار بگیرند که آمریکا و دیگر قدرت های منطقه ای بتوانند در این مناطق با یکدیگر تعامل داشته باشند و مشکلات شان را با استفاده از روش های عادی حل کنند.

نکته اول اینکه : برای ما معلوم نیست که چرا این دوستان برای برقراری روابط دوستانه با کسانیکه با صدور تروریست به کشورها منطقه باعث گسترش فضای رعب و وحشت میشوند و به قتل و غارت و گروگان گیری دامن میزنند اینهمه ذوق و شوق بخرج میدهند؟ آیا کشتار فجیع ده ها هزار نفر از مردم  سوریه توسط اینها را نادیده میگیرند؟ آیا به شیوه ی فریبکارانه ی ایشان توجه نمیکنید؟ آیا اظهارات خصمانه ی ایشان در کافر و مشرک خواندن مردم ایران به همین زودی فراموش شد؟ آیا فتوای واجب بودن قتل شیعیان توسط اینها از یاد رفت؟ چرا باید این دوستان از برقراری ارتباط با چنین افراد منحط و جنگ طلبی ذوق زده شوند؟

 

 

نکته دوم اینکه: چرا وقتی این همسایگان و اربابانشان برایمان فحش میدهند و عربده کشی میکنند و خط و نشان میکشند و تروریست  سرمان می آورند ، این دوستان ، اصلا صدایشان در نمی آید اما به محض اینکه آنها تبسمی میکنند این حضرات سرازپا نمیشناسند و با شتاب و آغوش باز به استقبالشان میروند و به قول معروف : از تو به یک اشاره از ما بسر دویدن ؟  هنوز زخمه هایی که به ما زده اند خونریزی اش بند نیامده است و فحش هایی که میدهند هنوز قطع نشده است. پس چگونه این دوستان ما راضی میشوند که با یک تبسم مصنوعی به سمتشان هجوم ببرند و رابطه بخواهند؟ پس عزت و شرف و اقتدار ملی کجا رفته است؟ آیا این اسمش گدایی ارتباط نیست؟ این کجای غیرت است که تا وقتی فحش میدهند ساکت باشی و به محض اینکه خندیدند به آغوششان بپری؟ این چه شخصیتی است که اختیار کرده اید و برای این ملت هم آرزو میکنید؟ 

نکته سوم اینکه : جای تعجب است که این دوستان با وجود واقعیتهای بسیار ملموسی که در مذاکرات در جریان است هنوز هم نیت سوء آمریکا را دریافت نمیکنند. اگر این نیات پلید را الان که تماس مستقیم داریم دریافت نکنند پس چه زمانی قادر به دیدن واقعیات خواهند بود؟

باز هم در شگفتیم که هنوز هم با وجود اینهمه شواهد و قرائن واضح دال بر زیاده خواهی آمریکایی ها که از سخنان و عملکرد مقامات آمریکایی در جریان مذاکرات ملاحظه میشود بطوریکه دولتمردان مذاکره کننده ی ما را به عدم نگارش متن توافقنامه وا داشته و موجب به تعویق افتادن توافق شده است ، چرا این دوستان باز هم از روش های عادی در تعامل با آمریکا صحبت میکنند؟

البته اگر آمریکا حاضر باشد این کار را بکند ، ما مخالف روشهای عادی در تعامل با آمریکا نیستیم. سخن اعتراضی ما اینجاست که باید بدانید آمریکا چنین اراده ای ندارد و بلکه درست برعکس این انتظار ما رفتار میکند. ما به دوستان میگوییم که شما بیایید اراده ی آمریکا را ببینید نه خیالات خودتان را. اگر فقط با خیالات و تمایلات خودتان پیش بروید شکست سختی میخورید. اگر فقط خوش نیتی خودتان و لبخند دشمن را ببینید و به خنجر پشت سرش توجه نکنید ، شکار میشوید و ملت خود را به تباهی میکشید.

 ما با تعامل مخالف نیستیم بلکه با ساده بینی و خوش خیالی غیر واقعی مخالف هستیم و به این دوستان عرض میکنیم که : خیال اینکه بتوان با چنین آمریکایی که صاحب چنان تفکر خصمانه ای است با روشهای عادی تعامل برقرارکرد ، تصور غلطی است که فقط در ذهن شما شکل گرفته است و در ذهن آمریکاییها اصلا چنین تصوری وجود ندارد زیرا آنها فقط بدنبال سلطه هستند نه تعامل !  این شما و ما هستیم که بدنبال تعامل هستیم نه آمریکا. آمریکا قصد تعامل ندارد. او قصد سلطه و بهره کشی دارد. آیا این واضح نیست؟ 

متاسفانه این گونه تحلیل ها چنان وانمود میکند که آمریکا خواهان تعامل بوده و ما ستیزه جو هستیم. واین ظلم بزرگی به ملت صلح دوست ایران است. اگر آمریکا کشوری عادی باشد و قصد سلطه نداشته باشد ، ما چرا باید خواهان مقابله با آمریکا باشیم؟  اساسا ما چرا باید به جنگ با آمریکا بیاندیشیم؟  جنگ با کشوری که هزاران کیلومتر دورتر ازما در آنسوی اقیانوسها قراردارد چه نفعی به حال ما دارد؟  شما با این تحلیلها مردم خود را ستیزه جو معرفی میکنید و در موضع ضعف قرار میدهید. در صورتی که اصلا چنین برداشتی واقعیت ندارد.

بیایید ملت خود را درک کنید و بشناسید و به آنها احترام بگذارید. قدرتهای سلطه گر را هم بشناسید و به نیات آنها آگاهی پیدا کنید و به توسط این آگاهی ها برای خودتان توانایی کسب کنید که قادر باشید در مقابل بدخواهان و متجاوزان و جنگ افروزان ، عکس العمل مناسب را نشان بدهید و مسائل جهانی را درست تحلیل بنمایید.




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/٢/٩

جزیره هاوایی در اعماق آبهای اقیانوس آرام قرار گرفته و بیش از 3760 کیلومتر با سواحل آمریکا فاصله دارد. این مقدار فاصله تقریبا برابر با طول قاره اروپاست . یعنی جزیره هاوایی به اندازه یک قاره از آمریکا فاصله دارد. اما آمریکاییها توانسه اند این جزیره را به کشور خود الحاق نمایند. 


 

حدود 172 سال پیش هاوایی یک کشور مستقل بود و حکومت پادشاهی داشت. در آن سالها از طریق یک فرآیند بحث برانگیز هاوایی به خاک آمریکا اضافه شد. در سال 1842  پادشاهی هاوایی به عنوان یک کشور مستقل به رسمیت شناخته شده بود. در سال های پس از آن، آمریکایی ها و دیگر گروه های خارجی به جزیره نقل مکان کردند. آنها شروع به تحت تاثیر قرار دادن سیاست های محلی کردند.

45 سال بعد در سال 1887، شاه هاوایی Kalakaua حقوق منحصر به فرد استفاده از بندر پرل هاربر را به عنوان یک پایگاه نیروی دریایی در ازای امتیازات تجاری خاص به ایالات متحده آمریکا داد. پس از آنکه شاه فوت کرد، خواهر او، ملکه liliuokalani، تاج و تخت او را به ارث برد و پادشاه هاوایی شد. در سال 1894 یک توطئه به رهبری بازرگانان آمریکایی برنامه ریزی شد و او را از حکومت حذف و بجای او شخصی بنام استنفورد جایگزین شد.

با حمایت آمریکایی ها  از دولت جدید ، هاوایی به یک قلمرو آمریکا در سال 1900 تبدیل شد. در سال 1959، کنگره آمریکا قانونی را برای تبدیل شدن هاوایی به یک استان تصویب کرد. مدت کوتاهی پس از آن، انتخاباتی برگزار شد که مردم هاوایی تقریبا 17 به 1 رای دادند که هاوایی یک استان خود مختار آمریکا باشد.




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/۱/۱٦

 رویترز منتشر کرد :  "افزایش اعدامهای سیاسی در ایران" !  این عنوان خبری است که به همراه عکس آقای روحانی در سایتهای خبری منتشر شده است. این یک پیام عبرت آموز برای دولت ایران است که غربی ها را بشناسند و نتیجه ی خوشرویی با آنها را دریابند.

 بار دیگر غربیها به بهانه ی اعدام عاملین بمب گذاری ها تبلیغات جهت دار خود را علیه ایران تشدید کرده اند. به دنبال قطعنامه ی مداخله جویانه ی چند روز پیش اتحادیه اروپا ، اینک دستاویز دیگری برای دخالت در امور داخلی ایران درست کرده اند. 


به نظر میرسد اتهام سازی های غربی ها بر اساس یک پروژه نظام مند در حال شکل گیری است و در این برهه حساسی که مذاکرات ایران و غربی ها در جریان است و دولت ایران نرمش هایی را از خود نشان داده است مقابله ی نظام مند با این جوسازی ها بسیار مهم است و تنها تکذیب کارساز نیست بلکه باید دولت ایران اقدامات عملی هشدار دهنده را در دستور خود قرار دهد. غربی ها در حال محک زدن آستانه تحمل دولت ایران هستند. هرچه تحمل دولت ایران بیشتر شود آنها فشار را بیشتر خواهند کرد. پس باید عکس العمل مناسب توسط دولت داده شود. نرمش بیش از این به مصلحت کشور نیست. 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/۱/۱٦

 افغانستان ، سربازان اشغالگر آمریکایی احتمالا پس از قتل چند افغانستانی در حال بازی بسکتبال هستند.

Photographer Julie Jacobson

یک بازی بسکتبال با استفاده از یک تایر بر روی دیوار در پست نگهبانی در روستای دهنه در استان هلمند افغانستان . یکشنبه، اوت 23، 2009، . (عکس / جولی جاکوبسن)




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۳/۱/۱٦

تثبیت دموکراسی آمریکا در افغانستان :

 

Photographer Julie Jacobson

شنبه، 8 می 2010، در استان قندهار افغانستان. (عکس : جولی جاکوبسن)

سرباز آمریکایی  بانشانه گرفتن تفنگ ، پسران افغانی را مجبور کرده است که پیراهن های خود را بالا بزنند.

 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱۱/٢٤

شیر نگاهی به آنسوی رودخانه انداخت و شکارهای خوش مزه را دید که دور از دسترس او قرار گرفته بودند. شیر دلش میخواست که از آن غذاها هم بخورد اما رودخانه محل زندگی کروکودیل بدجنس بود. و شیر میدانست که به محض ورودش به آب ، کروکودیل شرور و دوستانش به او حمله خواهند کرد.  شیر با خود گفت : چه باید کرد؟

قدری فکر کرد و ناگهان فکری بخاطرش رسید. فکر بکر ! شیر تصمیمش را گرفت و به کنار رودخانه رفت و در جای امنی ایستاد و صدا زد : آقای کروکودیل ! . . . هی آقای کروکودیل ! . . .   چند لحظه بعد آقای کروکودیل به سطح آب آمد و پرسید : چه کسی مرا صدا زد ؟ شیر گفت : من بودم جناب کروکودیل! کروکودیل از اینکه شیری با احترام صدایش میکرد لذت برد و پرسید چکارم داری؟ شیر گفت : پادشاه جنگل ، "شاه شیر" برای امشب ، ضیافت باشکوهی تدارک دیده و شما را هم به این مهمانی بزرگ دعوت کرده است. ایشان مرا فرستاده اند که ضمن دعوت از شما برای شرکت در این ضیافت ، تعداد شما را بشمارم و جهت تهیه غذای مناسب شما به دربار گزارش کنم. پس لطفا دوستان خود را صدا بزنید تا برای شمارش به سطح آب بیایند.

تصور غذاهای لذیذ ضیافت شام ، کروکودیل را وسوسه کرد و هوش از سرش پرید. کروکودیل قبول کرد و دوستانش را صدا کرد تا به سطح آب بیایند. 

کروکودیلها به سطح آب آمدند . شیر گفت : لطفا پشت سرهم ردیف شوید تا من شما را بشمارم . کروکودیل ها به ردیف شدند و از این سمت تا آن سمت رودخانه یک پل ساختند. 

شیر گفت : من برای اینکه بتوانم شما را دقیق بشمارم باید از پشت هرکدام از شما عبور کنم و شمارش کنم ولی مواظب باشید به من حمله نکنید ها چون در این صورت از غذاهای لذیذ امشب محروم خواهید ماند.

شیر و کروکودیل ها 

کروکودیل ها لبخند زنان قبول کردند و گفتند که ما قول میدهیم! و شیر جست و خیز کنان و لبخند زنان  از پشت کروکودیل ها عبور کرد و به آن طرف رودخانه رسید. دوستان شیر با نگرانی این صحنه را از دور تماشا میکردند و با خود میگفتند که شیر چطور به کروکودیل ها اعتماد کرده است و حاضر شده است که از پل کروکودیل ها به آنسوی رودخانه برود؟ در صورتیکه شیر به زیرکی خود اعتماد داشت نه به خوش قولی کروکودیل ها. بله ، با این طرفند بود که شیر با استفاده از هوش خود به آنسوی رودخانه رسید و از غذاهای موجود در آنسوی رود استفاده کرد و کروکودیل های عصبانی و سرخورده هم شروع به تحدید شیر کردند اما دیگرکاری از دست آنها ساخته نبود غیر از اینکه حرص بخورند و احساس حقارت نمایند.

  

.

آقای روحانی کروکودیل ها را در ژنو ردیف کرد و لبخند زنان از روی آنها گذشت و به آنسوی رودخانه تحریمها رسید. کروکودیل ها هنوز هم در انتظار شام لذیذ لحظه شماری میکنند.




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱۱/۱٩

بهترین سخن هفته : در سراسر دنیا ، در خیلی عرصه ها بهترین ها را بصورت دوره ای انتخاب و معرفی میکنند که عموما این اقدام ، سالیانه صورت میگیرد. مثل جشنواره فجر و امثال آن . فکر میکنم اگر برنامه ای طراحی شود که طی آن ، بهترین اتفاق هفته انتخاب و معرفی شود یک اقدام نوآورانه و قابل تحسین باشد. این اقدام میتواند شور و نشاط قابل توجهی را در جامعه ایجاد نماید. 

این اتفاق میتواند همه ی زمینه ها را شامل باشد. مثلا بهترین اتفاق میتواند یک شعر ، یک فیلم ، یک سخن ، یک تئاتر ، یک اقدام سیاسی ، یک حرکت اجتماعی ، یک عمل اقتصادی ، یک اتفاق فرهنگی ، یک نوآوری علمی ، یک ابتکار تجاری و غیره باشد. 

اگر این جشنواره هفتگی برگزار میشد من این هفته ، یک جمله از آقای موحدی کرمانی ، امام جمعه موقت  محترم تهران را بعنوان  بهترین اتفاق و بهترین سخن هفته انتخاب میکردم.

موحدی کرمانی (منبع عکس تزئینی: ایرنا؛ حتماً منبع عکس در انتهای خبر ذکر شود)

آیت الله موحدی کرمانی دیروز در خطبه های نماز جمعه تهران گفت : من به آقای ظریف تسلیت می‌گویم که گرفتار مذاکره با این عناصر(مقامات آمریکایی) شده است.

بهترین سخنی که در ارتباط با این موضوع میشد گفت همین جمله است که ایشان گفته است. من از جامعیتی که دراین سخن کوتاه بود ، خیلی لذت بردم. براستی که باید به وزیر محترم امور خارجه بخاطر هم صحبت شدن با این غیر معتمدین دنیا تسلیت گفت و برایشان از درگاه خداوند صبر آرزو کرد. 


هفته ماقبل هم آیت الله جوادی آملی سخن برگزیده ای گفته بودند به این مضمون که : بعد از دست دادن با آمریکاییها انگشتهایتان را بشمارید.  که سخنی بس ناب و بخاطر سپردنیست.و براستی باید انگشتها را شمرد و سپس دستها را شست و آب کشید تا آثار رذالت و نامردی و خیانت دامن گیر انسان نشود. 

خطیب نماز جمعه همچنین با بیان این مطلب که متاسفانه آمریکا ول کن نیست، افزود: رئیس جمهور و وزیر امور خارجه امریکا و خانم شرمن تهدید می‌کنند و می‌گویند گزینه نظامی روی میز است، در این جا باید به نامه معاویه به امیرالمومنین (ع) اشاره کنم که ایشان به نامه معاویه پاسخ داده بودند که ما می‌خندیم. از این رو ایران هم به این تهدیدها می‌خندد. شما در حال مذاکره هستید، اما با این حال سخنان تهدید آمیزی را می‌گویید. اگر ادب ندارید، حداقل ادبیات مذاکره را بفهمید و رعایت کنید.




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱۱/۱٧

آیا سفر به کره ماه حقیقت داشته است ؟ 

این سوالی است که چند روز قبل پس از شنیدن خبری در مورد پرتاب ماهواره به فضا به ذهنم رسید و یک علامت سوال در ذهنم برایم ایجاد شد.

میدانستم که 45 سال پیش در سال 1969 آمریکاییها اعلام کرده اند که با فضا پیمای آپولو 11 به کره ماه سفر کرده و پرچم آمریکا را بر روی آن نصب کرده اند .

حال سوالی که به ذهن من رسید این بود که با وجود این همه پیشرفت در جهان ، چرا این موفقیت تکرار نشده است؟ چرا برای بار دوم انسان موفق نشده است به کره ماه سفر کند؟ شکی در این نیست که علم بشر در مقایسه با 45 سال پیش بسیار پیشرفت کرده و قابل مقایسه با آن زمان نیست پس با این وجود چرا سفر به ماه برای دومین یا چندمین بار اتفاق نیافتاده است؟ آیا دیگر انگیزه ای برای سفر به ماه وجود ندارد؟ آیا همه ی حقایق در مورد ماه در همان سفر 2 ساعته کشف شده و دانسته شده است که سفر مجدد به ماه ارزشی بجز وقت تلف کردن ندارد؟ به نظر میرسد که همه ی این احتمالات بی اساس باشد . 


آیا آنهمه تبلیغات و هیاهو برای فریب انسانها بوده است؟ آیا سفر به ماه دروغی بود که آمریکاییها برای نشان دادن برتری خود نسبت به شوروی آن را ساخته بودند؟ برای کسب اطلاعات بیشتر در این موضوع در اینترنت جستجو کردم . اولین مطلب در اینترنت این بود : 

نخستین گام بر روی ماه

نخستین انسان بر روی ماه نیل آرمسترانگ فضانورد آمریکایی است که طی ماموریت آپولو ۱۱ در ۲۰ ژوییه سال ۱۹۶۹ میلادی (45 سال پیش) بر روی ماه گام نهاد. فضاپیمای ماه‌نشین ماموریت آپولو ۱۱ بیش از ۲۱ ساعت روی سطح ماه قرار داشت که در طول آن آرمسترانگ و فضانورد همکارش باز آلدرین بیش از دو ساعت و نیم روی سطح ماه به کار و نصب دستگاه‌های گوناگون پرداختند.

مطلب بعدی مقاله ای بود که نشان میداد این تردید بصورت جدی وجود دارد و افراد زیادی در مورد آن اظهار نظر کرده اند . اگرچه دراین تحقیق سعی شده بود که دلایل متعددی برای ساختگی بودن این ادعا مطرح شود اما همین سوال ابتدایی خود ما برای این کافیست که ما بطور جد شک کنیم که آیا واقعا آمریکاییها به کره ماه سفر کرده اند ؟

 

 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۱٠/٢۳

در فرهنگ لغت به کلمه ی جدیدی برخوردم  که معنای عجیبی داشت: "کشتن از روی ترحم"  نگارش انگلیسی آن کلمه Euthanasia با تلفظ " یوتان اِیزیا " است. ابتدا فکر کردم که معنایش را اشتباه نوشته است اما با جستجوی بیشتر فهمیدم که اشتباه نبوده است و چنین کلمه ای با چنین معنایی در زبان انگلیسی وجود دارد. 

لحظاتی معنای عبارت را متوجه نشدم اما بعد از چند لحظه تامل ، خاطره ای از دوران کودکی یادم آمد که معنای عبارت را به من فهماند. گنجشکی در اثر برخورد تصادفی یک قلوه سنگ به حالت نیمه جان به زمین افتاد و یکی از دوستانم فورا آن را برداشته و با یک حرکت سریع سرش را از تن جدا کرد و گنجشک مرد. وقتی علت این کارش را از او پرسیدم گفت : دلم برایش سوخت و  نخواستم زیاد زجر بکشد به همین دلیل سریعا او را کشتم. این خاطره باعث شد که معنای عبارت را بفهمم.

اما حیرت جدیدی که برایم بوجود آمد این بود که از خودم پرسیدم چرا در زبان انگلیسی عبارت و اصطلاح  مخصوصی برای این کار وجود دارد؟ آیا آنها این کار را در باره انسان هم انجام میدهند؟ آیا آنها این کار را بعنوان یک عمل پذیرفته شده در جامعه قبول کرده و به آن اعتقاد دارند و به آن عمل میکنند ؟   تصورش برایم غیر ممکن بود. 

اما پس از کمی جستجو صحت موضوع مشخص گردید و معلوم شد که در تعدادی از کشورهای اروپایی و آمریکا این موضوع بصورت قانون درآمده است. و بانهایت تاسف معلوم شد که در این کشورها پزشکان میتوانند با در خواست بیماران ، آنها را بکشند.  اسم این را یوتانازی یا مرگ خوب یا مرگ آسان گذاشته اند و برای آن دستگاهی هم اختراع کرده اند.

File:Euthanasia machine (Australia).JPG

دستگاه یوتانازی یا مرگ خوب

روشهایی که کادر درمانی برای کشتن بیماران خود از آن استفاده میکنند متنوع است. توقّف روند درمان یک بیمار، قطع سرم و تغذیه وریدی، قطع اکسیژن، جلوگیری از تراکافت(دیالیز) و جداکردن فرد از دستگاه‌های حمایتی ارگان‌های حیاتی، همچنین دادن داروهای مسکن با دوز بالا، که موجب کاهش هوشیاری و تسریع مرگ می‌شوند، از روش‌های اتانازی به حساب می‌آیند.

یکی از مشهورترین سوابق اوتانازی در جریان جنگ دوم جهانی دیده شده‌است. در ۱۹۳۹ میلادی، آلمان نازی یک اوتانازی غیرداوطلبانه و سری را طراحی نمود. در این طرح - عملیات T۴ - کودکان زیر ۳ سال که دارای عقب ماندگی ذهنی یا نقص عضو یا ناتوانی جسمی اساسی بودند کشته شدند. این طرح بعدها شامل کودکان بزرگتر و بزرگسالان نیز گردید. بیماران روانی تیمارستان‌های آلمان و اتریش به همین جهت به ۶ اردوگاه مرگ منتقل می‌شدند. برنامهٔ T۴ پس از آن به اردوگاه‌های کار و بازداشتگاه‌های اسرا نیز سرایت کرد بنحوی که زندانیانی که بشدت بیمار بودند در این برنامه قرار می‌گرفتند.

 

===========================

در حال حاضر کشورهای غربی این انسانیت نوین را در کشورهای خود اجرا میکنند و آن را یک ارزش میپندارند. کسی چه میداند شاید چند سال بعد بشنویم که  اوتانازی هم به بندهای منشور حقوق بشر سازمان ملل اضافه شده است و عدم کشتن سالمندان و بیماران بعنوان یکی از مصادیق نقض حقوق بشر توسط جامعه بین المللی شناخته شود و کشورهای ناقض این بند مورد بازخواست و تحریم قرار گیرند. کسی چه میداند . . . ؟؟




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٩/٢٠

رمز و رازها را خداوند چگونه بگوید که ما بفهمیم ؟  فقط باید کمی دقیقتر گوش بدهیم ، در آخر سوره مجادله خداوند چنین می فرماید:

 

لَا تَجِدُ قَوْمًا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ یُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ

کَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُوْلَئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ

الْإِیمَانَ وَأَیَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ وَیُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ

فِیهَا رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُوْلَئِکَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ

الْمُفْلِحُونَ

قومی را نمی یابی که به خدا و روز بازپسین ایمان داشته باشند و با کسانی که با خدا و رسولش دشمنی میورزند دوستی کنند; اگر چه پدرانشان باشند، یا فرزندانشان، یا برادرانشان، یا خویشانشان. اینانند که[خداوند]ایمان را در قلب هایشان نوشته و با روحی (فیضی) از جانب خود تأییدشان کرده است; و آنان را به بهشت هایی در می آورد که از پایین آنها نهرها جریان دارد، در حالی که در آن جا جاودانه اند; خداوند از آنان راضی است، و آنان از او راضی اند; اینان حزب خدایند; آگاه باشید که حزب خدا خود ظفرمندانند.

 

خلاصه مطلب این است که  خدا برای شناخت یک مومن یک فرمول قاطع ارائه میدهد و آن اینکه : کسانیکه با دشمنان خدا دوستی میکنند مومن نیستند اگر چه تظاهر به ایمان کنند

خداوند میفرماید که هیچ مومنی با دشمنان خدا دوستی نمیکند و این چنین افراد هستند که خدا ایمان را در قلبشان نوشته است و با روحی از جانب خود تاییدشان کرده است.

اما براستی خداوند چگونه انسان را با روحی از جانب خودش تایید میکند ؟ درمورد  عبارت ( وَأَیَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ )  از امام صادق(ع) روایت شده که فرمود: هیچ مؤمنی نیست، مگر آن که در درون قلب او دو گوش قرار دارد: گوشی که[شیطان]وسوسه گر و پنهانکار در آن می دمد و گوشی که فرشته درآن می دمد. خداوند،[شخص]مؤمن را با فرشته تأیید می کند و این سخن او است که فرمود: و أیّدهم بروح منه».

 





نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٩/٤

دیروز یکشنبه با تاخیر چند ساعته  متن توافق نامه هسته ای ایران و 5+1 منتشر گردید و همزمان نیز نامه ی آقای روحانی به رهبری و جواب ایشان مبنی بر تشکر از تیم مذاکره کننده که در آن از توافقنامه بعنوان یک موفقیت نام برده شده بود منتشر گردید که باعث تقویت آرامش روانی جامعه گردید و موجی از رضایت مندی را به دنبال داشت.

 

 

انرژی هسته ای , توافق ژنو , تحریم ایران , توافق هسته ای , لغو تحریم ها , غنی سازی اورانیوم , تعلیق غنی سازی , اراک , سانتر , سانتریفیوژ

به گزارش «الف» متن کامل توافقنامه هسته ای ایران و کشورهای ۳+۳ که با نام “برنامه مشترک برای اقدام” شناخته می شود به شرح زیر است:

مقدمه
هدف این مذاکرات رسیدن به یک راه حل جامع مورد توافق و بلند مدت است به نحوی که تضمین کند برنامه هسته ای ایران کاملاً صلح آمیز باقی خواهد ماند. ایران اعلام می نماید تحت هیچ شرایطی به دنبال دستیابی یا گسترش سلاح هسته ای نیست.
راه حل جامع مذکور مبتنی بر این اقدامات اولیه بوده و به یک گام نهایی منجر خواهد شد که دوره زمانی آن مورد توافق قرار گرفته و به رفع نگرانی‌ها می انجامد.
این راه حل جامع، ایران را قادر می سازد تا به‌طور کامل از حقوق خود در بهره‌گیری از انرژی هسته ای برای اهداف صلح آمیز بر اساس مواد مرتبط در معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای و با رعایت تعهدات خود بر طبق معاهده از آن برخوردار شود.
این راه حل جامع متضمن یک برنامه غنی سازی با تعریف مشترک و محدودیت های عملی و اقدامات شفاف ساز به منظور تضمین ماهیت صلح آمیز برنامه هسته ای می باشد. این راه حل جامع به مثابه یک مجموعه منسجم خواهد بود که هیچ بخشی از آن مورد توافق قرار نمی گیرد مگر آنکه در مورد تمامی بخش‌های آن توافق حاصل شود. این راه حل جامع شامل یک فرایند متقابل و قدم به قدم می باشد و به رفع همه جانبه تمامی تحریم های شورای امنیت، تحریم های چندجانبه و تحریم های ملی مربوط به برنامه هسته ای ایران می انجامد.
در فاصله میان گام های اولیه و گام آخر، گام های دیگری از جمله پرداختن به قطعنامه های شورای امنیت با هدف پایان رضایت بخش بررسی موضوع توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد وجود خواهد داشت. سه کشور اروپایی/اتحادیه اروپا به اضافه سه (۳+۳ یا ۱+۵) و ایران مسئول نهایی کردن و اجرای قدم های مورد توافق میان- مدت و راه حل جامع با حسن نیت خواهند بود.
یک کمیسیون مشترک از ۳+۳ و ایران برای نظارت بر اجرای اقدامات میان مدت و بررسی مسائلی که ممکن است پدید آیند، تشکیل خواهد گردید، در حالی که آژانس مسئولیت راستی آزمایی اقدامات مربوط به موضوع هسته ای را بر عهده خواهد داشت. این کمیسون مشترک برای تسهیل حل و فصل مسائل مورد نگرانی گذشته و حال با آژانس همکاری خواهد کرد.

عناصر گام اول
گام اول دارای دوره زمانی شش ماهه خواهد بود و با توافق متقابل قابل تمدید می‌باشد. در این دوره همه اعضاء، با حسن نیت، در جهت حفظ فضای سازنده در مذاکرات فعالیت خواهند کرد.

ایران اقدامات داوطلبانه زیر را به انجام خواهد رساند:
- نیمی از اورانیوم موجود غنی شده ۲۰ درصد را به صورت اکسید ۲۰ درصد برای تولید سوخت راکتور تحقیقاتی تهران ذخیره نماید. بقیه UF6 2 را به مواد کمتر از ۵ درصد رقیق نماید. خط برگشت پذیر نیز وجود نداشته باشد.
- ایران اعلام می‌کند که برای این دوره ۶ ماهه، اورانیوم را به سطح بالاتر از ۵ درصد غنی سازی نکند.
- ایران اعلام می‌کند که فعالیت‌های خود در تاسیسات سوخت هسته ای نطنز ، فوردو و یا راکتور اراک را که توسط آژانس با نام IR-۴۰ شناسائی می‌شود، بیش از این گسترش نخواهد داد.
- همانگونه که ایران در برنامه عملیاتی کردن تاسیسات تبدیل مواد، به آژانس اعلام کرده است، با آغاز خط تبدیل مواد UF۶ غنی شده تا ۵ درصد بهUO۲ ، ایران تصمیم دارد موادUF۶ جدیدا غنی شده تاسطح ۵ درصد طی ۶ ماه آینده را به اکسید تبدیل کند.
- محل‌های جدید برای غنی سازی ایجاد نمی شود.
- ایران برنامه تحقیق و توسعه (R & D) تحت نظارت، از جمله برنامه تحقیق و توسعه جاری غنی سازی خود را که با هدف انباشت اورانیوم غنی شده صورت نمی گیرد، ادامه خواهد داد.
- عدم بازفرآوری یا ساخت تاسیساتی که توانایی بازفرآوری داشته باشند.

نظارت‌های بیشتر
- ارائه اطلاعات مشخص به آژانس بین المللی انرژی اتمی، شامل اطلاعات در خصوص طرح های تاسیسات هسته ای ایران، توصیف ساختمان‌ها در هر یک از سایت‌های هسته ای، توصیفی از سطح عملیاتی که در هریک از اماکن که به فعالیت‌های هسته ای مشخص اشتغال دارند، اطلاعات در خصوص معادن و تخلیص و اطلاعات در خصوص منابع اولیه.
- ارائه پرسشنامه جدید فنی راکتور اراک به آژانس بین المللی انرژی اتمی که توسط آژانس با نام IR-۴۰ شناسایی می شود.
- اتخاذ گام‌های لازم برای موافقت با آژانس بین المللی انرژی اتمی برای انعقاد “رهیافت پادمان” در مورد راکتور اراک که توسط آژانس با نام IR-۴۰ شناسایی می شود.
- دسترسی روزانه بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی به فردو و نطنز با هدف بررسی فایل های ضبط شده دوربین‌ها در مواقعی که آنها برای بازرسیهای دوره ای موسوم به DIV ،IIV ،PIV و بازرسی‌های سرزده در سایت حضور ندارند.
- دسترسی هدایت شده بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی به:
o کارگاه‌های مونتاژ سانتریفیوژ
o کارگاه‌های تولید روتور سانتریفیوژ و محل‌های نگهداری، و
o معادن اورانیوم و تخلیص اورانیوم

در مقابل، ۳+۳، اقدامات داوطلبانه زیر را انجام خواهند داد:
- توقف تلاش برای کاهش خرید نفت خام ایران به نحوی که مشتریان فعلی بتوانند میانگین میزان کنونی خرید نفت خام خود از ایران را کماکان ادامه دهند. بازگشت مبالغ مشخص از عواید فروش نفت ایران در خارج از کشور به ایران. در مورد معاملات نفتی مذکور، تحریم‌های اتحادیه اروپا و آمریکا بر بیمه و خدمات حمل و نقل مرتبط، تعلیق می‌شوند.

- تعلیق تحریم‌های امریکا و اتحادیه اروپا بر:
o صادرات پتروشیمی ایران و نیز تعلیق تحریم‌ خدمات مرتبط
o طلا و فلزات گران‌بها، و تعلیق تحریم‌ خدمات مرتبط
- تعلیق تحریم‌های آمریکا بر صنعت خودرو و تعلیق تحریم‌های خدمات مرتبط
- صدور گواهی عرضه و نصب قطعات یدکی برای ایمنی پرواز هواپیماهای غیرنظامی ایران و خدمات مرتبط. صدور گواهی بازرسی‌های مرتبط با ایمنی و تعمیرات در ایران و همچنین خدمات مرتبط
- عدم صدور قطعنامه‌های جدید تحریم هسته‌ای توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد
- عدم صدور قطعنامه‌های جدید تحریم هسته ای از سوی اتحادیه اروپا
- دولت امریکا، در چارچوب اختیارات قانونی رئیس جمهور و کنگره از تحمیل تحریم‌های جدید هسته-ای خودداری خواهد کرد.
- یک کانال مالی به منظور تسهیل تجارت امور انساندوستانه برای تامین نیازهای داخلی ایران با استفاده إز درآمدهای نفتی ایران در خارج از کشور ایجاد خواهد شد. تجارت امور انساندوستانه شامل مراودات تجاری مرتبط با تولیدات غذایی و کشاورزی، دارو، تجهیزات دارویی و مخارج پزشکی بیماران خارج از کشور خواهد بود. این کانال مالی شامل بانک‌های خارجی مشخص و بانک‌های ایرانی غیر تحریم شده خواهد بود که به‌هنگام ایجاد این کانال مالی مشخص خواهند شد.

o کانال مزبور همچنین موارد را دربر می گیرد:
- نقل و انتقال‌های مالی مورد نیاز برای پرداخت تعهدات ایران به سازمان ملل متحد
- پرداخت مستقیم شهریه به دانشگاه‌ها و دانشکده‌ها برای دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در خارج از کشور تا مبلغ توافق شده برای یک دوره شش ماهه.
- افزایش آستانه برای اخذ مجوزهای اتحادیه اروپا جهت تبادلات مالی تجارت موارد غیرتحریمی تا مبلغ مورد توافق.

عناصر گام نهایی راه حل جامع*
گام نهایی راه حل جامع که اعضا قصد دارند مذاکره در خصوص آن را در کمتر از یک سال بعد از تصویب این سند، به پایان رسانده و اجرای آن را شروع کنند، عبارتند از:
- دارای دوره زمانی بلندمدت مشخصی خواهد بود که مدت آن مورد توافق قرار خواهد گرفت.
- بیانگر حقوق و تعهدات اعضاء معاهده عدم گسترش سلاح‌های هسته‌ای و موافقت‌نامه‌های پادمان آژانس بین المللی انرژی اتمی باشد.
- به‌طور همه‌جانبه تحریم‌های هسته‌ای شورای امنیت سازمان ملل متحد و تحریم‌های چندجانبه و تحریم‌های ملی را برداشته و از جمله گام‌هایی برای دسترسی به حوزه‌های تجاری، فن آوری، مالی و انرژی را بر مبنای یک برنامه تنظیمی که در خصوص آن توافق به عمل خواهد آمد را اتخاذ نماید.
- متضمن یک برنامه غنی سازی باشد که توسط طرفین تعریف می‌گردد، برنامه‌ای که شاخصه‌های آن با موافقت طرفین و منطبق با نیازهای عملی، با محدودیت‌های مورد توافق در خصوص دامنه و سطح فعالیت‌های غنی سازی، ظرفیت غنی سازی، محل‌هایی که در آن غنی سازی انجام می‌شود و ذخایر اورانیوم غنی شده برای دوره زمانی که مورد توافق قرار می‌گیرد، تعیین می‌گردد.
- نگرانی‌های مرتبط با رآکتور اراک که توسط آژانس با نام IR-۴۰ شناخته می‌شود، را کاملا برطرف نماید. بازفرآوری و یا احداث تاسیساتی که قادر به بازفرآوری باشد، ایجاد نخواهد شد.
- اقدامات شفاف ساز و با نظارت بیشتر مورد توافق را به طور کامل به اجراء درآورد. پروتکل الحاقی در چارچوب اختیارات رئیس جمهور و مجلس شورای اسلامی تصویب و به اجراء درآید.
- شامل همکاری بین المللی هسته ای غیر نظامی باشد، که این همکاری‌ها از جمله در خصوص دستیابی به راکتورهای مدرن آب سبک قدرت و تحقیقاتی و تجهیزات مرتبط و نیز عرضه سوخت هسته‌ای مدرن و برنامه های تحقیق و توسعه (R&D) مورد توافق می باشد.
به دنبال اجرای موفق گام نهایی راه حل جامع و با سپری شدن کامل دوره زمانی گام نهایی، با برنامه هسته‌ای ایران مانند برنامه هر کشور غیرهسته ای دیگر عضو NPT رفتار خواهد شد.

* در خصوص گام نهایی و هر یک از گامهای میانی، این اصل اساسی که «تا در مورد همه چیز توافق نشود، در خصوص هیچ چیزی توافق حاصل نشده است» اعمال می شود.

 

---------------------------------------------------

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در پاسخ به نامه حجت‌الاسلام والمسلمین روحانی رئیس جمهوری اسلامی ایران در خصوص روند مذاکرات هسته‌ای، ضمن تقدیر و تشکر از هیأت مذاکره کننده کشورمان تأکید کردند: بی‌شک فضل الهی و دعا و پشتیبانی ملت ایران عامل این موفقیت بوده و ایستادگی در برابر زیاده خواهی‌ها همواره باید شاخص خطّ مستقیم حرکت مسئولان این بخش باشد. 

به گزارش «تابناک»، متن نامه رئیس محترم جمهور و پاسخ رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است: 

بسم‌اله الرحمن الرحیم

محضر مبارک رهبر معظم انقلاب اسلامی

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دامت برکاته

با سلام و تحیات وافره، 

خدای بزرگ را سپاس می‌گویم که در نخستین ماه‌های شروع کار دولت تدبیر و امید، فرزندان انقلابی شما توانستند در مذاکراتی دشوار و پیچیده، حقانیت ملت ایران در فعالیت‌های هسته‌ای را در صحنه بین‌المللی اثبات کنند و گام نخست را به گونه‌ای پیش برند که حقوق هسته‌ای و حق غنی‌سازی ملت ایران مورد اذعان قدرت‌های جهانی ـ که سال‌ها سعی بر انکار آن داشتند ـ قرار گیرد و راه برای گام‌های بلند بعدی در حراست از پیشرفت‌های فنی و اقتصادی کشور گشوده شود. 

توفیق در این مذاکرات نشان داد که می‌توان با رعایت همه اصول و خطوط قرمز نظام، با ارائه منطقی و مستدلِ مواضع ملت ایران و اتمام حجت برای افکار عمومی جهان، قدرت‌های بزرگ را نیز به احترام به حقوق ملت ایران فراخواند و گام‌های بعدی را نیز در مسیر حل و فصل نهایی اختلافات با استحکام برداشت. 

بی‌شک این موفقیت، حاصل عنایات حق و رهنمودهای رهبری عالیقدر نظام و حمایت بی‌دریغ ملت ایران بوده است و توفیق نهایی نیز دراین مسیر در گرو تداوم ارشادات جناب‌عالی و حمایت و یاری مردم شریف و صبور ایران خواهد بود. 

دستاوردهای قطعی این توافق اولیه، به رسمیت شناخته ‌شدن حقوق هسته‌ای ایران و حراست از دستاوردهای هسته‌ای فرزندان این مرز و بوم بوده است و در کنار آن با توقف روند تحریم‌های ظالمانه، بخشی از فشارهای غیرقانونی در تحریم‌های یک‌جانبه برداشته و فروپاشی سازمان تحریم آغاز شده است. در نتیجه این ابتکار ایران اسلامی و استقامت ملت بزرگ ایران، قدرت‌های بزرگ به این نتیجه رسیدند که تحریم و فشار، راه به جایی نخواهد برد و همان‌گونه که ایران از آغاز اعلام کرده بود، برای کسب توافق، راهی جز احترام متقابل و مذاکره عزتمندانه وجود ندارد، موضوعی که متأسفانه طرف مقابل با تأخیر به درک آن رسید. بی‌تردید حصول این توافق، به نفع همه کشورهای منطقه و صلح و پیشرفت جهانی در راستای رویکرد برد ـ برد خواهد بود. 

اینجانب با تبریک این توفیق الهی به حضور رهبری معظم انقلاب، از هدایت و حمایت جنابعالی سپاسگزارم و با تقدیر و تشکر از پشتیبانی‌های بی‌شائبه ملت بزرگ ایران و گرامیداشت یاد شهیدان هسته‌ای، عهد خالصانه این دولت را در خدمت به این ملت قدر‌شناس تجدید می‌کنم و استمرار دعای خیر جناب‌عالی و آحاد ملت را مسألت دارم.

حسن روحانی

3/آذر/92

بسمه تعالی

جناب آقای رئیس‌جمهور

دستیابی به آنچه مرقوم داشته‌اید، در خور تقدیر و تشکر از هیأت مذاکرات هسته‌‌ای و دیگر دست‌اندر‌کاران است و می‌تواند پایهٔ اقدامات هوشمندانهٔ بعدی قرار گیرد. بی‌شک فضل الهی و دعا و پشتیبانی ملت ایران عامل این موفقیت بوده و در آینده نیز خواهد بود ان‌شاء‌الله. ایستادگی در برابر زیاده‌خواهی‌ها همواره باید شاخص خطّ مستقیم حرکت مسئولان این بخش باشد‌ و چنین خواهد بود ان‌شاء‌الله.

سیّد علی خامنه‌ای
3/آذر/92




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٩/۳

اخبار منتشره در صبح امروز حاکی از توافقات انجام شده بین تیم مذاکره کننده ی ایران و 5+1 در باره فعالیتهای هسته ای ایران است. اظهار نظر های مختلفی در این باره شده است و میشود. اما مهمترین مسئله ای که وجود دارد محرمانه ماندن موضوع توافقات میباشد که دولت اصرار بر آن دارد. 

Mona Hoobehfekr (11 of 24)-5.jpg

به نظر میرسد که در مذاکرات دیپلماتیک مهم که در سطح جهانی مطرح میشوند ، محرمانه بودن مذاکرات قبل از اینکه توافقی حاصل شود امری قابل قبول است اما وقتی توافقی حاصل شد و طرفین به یک نتیجه ی واحد رسیدند دیگر محرمانه ماندن موصوع توافقات قابل قبول نیست. 

مردم ایران هرگز قبول نمیکنند که در راهی قدم بگذارند که از آن هیچ اطلاعی ندارند. بخصوص اینکه دشمنان ملت کاملا از متن مذاکرات و نتیجه ی توافقات حاصله اطلاع دارند. دولت محترم باید نتیجه ی توافقات انجام شده در مذاکرات را به اطلاع مردم برساند.

توافق انجام شده به معنی شروع اقدامات عملی میباشد که باید طرفین به آن اقدام نمایند و راهی است که دو طرف باید به آن راه بروند. این دیگر مقدماتی برای برگزاری جلسات آتی نیست که بتواند محرمانه باقی بماند بلکه یک توافقی است که انجام شده است و طرفین خود را ملزم به انجام تعهداتی کرده اند و احتمالا شروطی را پذیرفته اند و شاید امتیازاتی را داده اند و خلاصه در نتیجه ی این توافقات کاری است که باید توسط ملت انجام شود و چطور ممکن است که ملت کاری را که نمیداند چیست انجام دهد؟ 

آیا دولت محترم ، خود را از همراهی ملت بی نیاز میداند و میخواهد این راه را به تنهایی طی نماید که از گفتن نتایج توافقات به ملت امتتناع مینماید؟ 

برخی از اخبار منتشره این چنین است : 

یک عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران با اشاره به توافق ایران و 1+5 گفت: جامعه جهانی صدای واحد مردم ایران و دولت را شنید و از طریق راهبرد نرمش قهرمانانه و بازی برد - برد، در مذاکرات به توافق رسیدیم.

 

 

 

یک عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با بیان اینکه توافقنامه حاصل شده بین ایران و 1+5 مبتنی بر اصل برد برد است، گفت که این توافقنامه محصول فرآیند 34 ساله انقلاب اسلامی است.

 

نوذر شفیعی در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، با اشاره به توافق صبح امروز ایران و 1+5 در دور سوم مذاکرات ژنو گفت: ما هنوز اطلاعات دقیقی در مورد جزئیات توافقنامه نداریم اما طبق گفته‌های دو طرف این طور استنباط می‌شود که همه از توافقنامه راضی هستند. این به معنای رعایت منافع طرفین است که طبیعتا این منافع نیز نسبی است.

 

واضح است که اینگونه اخبار به ابهامات جامعه می افزاید. دولت محترم اگر معتقد است که در این مذاکرات یک پیروزی برای ملت حاصل شده است باید نتایج را به مردم اعلام نموده و از ملت برای طی این مسیر یاری و همراهی بخواهد. در غیر اینصورت باید به ملت حق داد که به نتیجه ی این توافقات خوش بین نباشد. بنابر این دولت محترم لازم است تا با شفاف سازی لازم اجازه ندهد نتایج مثبتی اگر  حاصل شده است با این رفتارابهام آمیز کم ارزش شود.





نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۸/۱۳

در حدود 35 سال است که روز 13 آبان برای ملت ایران روز بخصوصی شده است. این روز ، روزی است که بیش از همیشه شعار مرگ بر آمریکا برجسته میشود و مسئله ی مخالفت با آمریکا هر سال در این روز نو میشود و نیروی تازه ای می یابد.

هر سال 13 آبان به ما یادآوری میکند که ملت ایران با آمریکا مشکلاتی دارد که باید حل و فصل شود و این را همه ی دنیا میدانند. ولی اینکه این مشکل چیست و از کجا ناشی شده و مقصر ایجاد آن کیست و چگونه باید این مشکل برطرف شود؟ برای همه ی مردم دنیا به یک اندازه روشن نیست. حتی در داخل هم برخی از هوطنان هستند که شاید از ماهیت واقعی این اختلاف آگاه نباشند و به همین سبب هم شاید نتوانند باشیوه ای که ملت برای حل این مشکل آن را دنبال میکند ارتباط برقرار سازند. این نوشتار امیدوار است بتواند در برقراری بهتر ارتباط هموطنان عزیز با شیوه های خلاقانه ی مردم ایران موثر باشد.

 

در این فرصت کوتاه مطلبی در مورد شیوه ی بی نظیری که مردم ایران برای حل مشکل خود انتخاب نموده است به عرض میرسد. البته واضح است که شیوه ای که مردم ایران برای حل و فصل مناقشات بین ایران و آمریکا انتخاب کرده است روش مذاکره است. 

مشخصات این مذاکره چیست ؟

برای مشخص شدن جوانب موضوع ابتدا یک دید کلی به مفهوم مذاکره می اندازیم.مذاکره در اصطلاح به معنی عمل یا فرایند گفت و گو با دیگری برای دستیابی به توافق بر سر مسئله‌ای خاص است. و هدف از گفت و گوی حین مذاکره بیان دیدگاههای طرفین مذاکره و انتقال پیام روشن به یکدیگر است.

اولین پارامتری که در یک مذاکره مطرح میشود طرفین مذاکره است. مذاکره میتواند بین دو یا چند شخص ، دو یا چند شرکت و موسسه حقوقی یا بین دو یا چند دولت و  یا ترکیببی از آنها باشد و در هر صورت ترکیب طرفین مذاکره به نوعی میزان اهمیت مذاکره را مشخص میکند.

در شیوه ی  مذاکره ای که ملت ایران  انتخاب کرده است نکته ی قابل توجهی وجود دارد که نقطه اوج قدرت ایران در این مذاکره است و آن چینش طرفین مذاکره است که بصورت کاملا خلاقانه و برای اولین بار در طول تاریخ ابداع گردیده است.

 ابتکار مورد اشاره این است که در طرفین این مذاکره دولتها قرار ندارند، یعنی در این مذاکرات ، دو دولت برای رسیدن به توافقات در مذاکره شرکت نمیکنند بلکه ترکیب طرفین این مذاکره ، یک ملت و یک دولت است. یعنی ملت ایران در یک طرف مذاکره و دولت آمریکا در طرف دیگر مذاکره است. و این یک حالت استثنایی را ایجاد کرده است که در طول تاریخ بی سابقه بوده است. این نقطه قوت سالهاست که طرف دیگر مذاکره را در انجام اقدامات فریبکارانه و اجرای ترفندهای دیپلماتیک ناکام گذاشته و در ریشه یابی این ناکامی نیز او را سر درگم کرده است.

ملت ایران هر سال در 13 آبان گرد هم می آید و در حضور رسانه های بین المللی که نماینده ی طرف دوم بحساب می آیند به مذاکره با آمریکا میپردازد. این مذاکره مشخصات منحصر بفردی دارد که برخی از این مشخصات عبارتند از :

1 - پشت درهای بسته نیست بلکه در صحنه ای به گستردگی یک کشور برگزار میشود

2 - مذاکرات علنی است و جلسه ی مذاکرات بطور مستقیم برای دنیا پخش میشود

3 - صاحبان حقوق ، خود مستقیما در مذاکرات حضور دارند و امکان هیچ نوع تبانی وجود ندارد

4 - موضوعات مذاکره بصورت شفاف و با صدای بلند توسط مردم گفته میشود و با عبارات مبهم و چند منظوره ی دیپلماتیک غبارآلوده نمیگردد تا برای تبیین نظرات طرفین به جلسات متعدد نیاز داشته باشد.

به نظر میرسد دشمن ، این رمز موفقیت ملت ایران در مناقشات فی مابین را فهمیده است و برای از بین بردن این برتری ایران سعی دارد تا این مذاکره را به یک مذاکره ی بین دو دولت تنزل درجه دهد. او فکر میکند که اگر بتواند مذاکرات را به قالب دیپلماتیک تبدیل نماید میتواند به موفقیت نائل شود و با تمسک به شیوه های پیچیده ی دیپلماتیک  تیم مذاکره ایران را در جریان بازی های سیاسی و با بده بستانهای دیپلماتیک به بازی بگیرد و از هدف اصلی منحرف نماید. اما غافل از این است که دولت ایران و تیم مذاکره کننده ی ایرانی اولا از میان همین مردم انقلابی برخاسته اند و هرگز برسر منافع ملی معامله نمیکنند و ثانیا صدای تایید یا نفی نتیجه ی نهایی مذاکرات از گلوی ملت برخواهد خواست نه تیم مذاکره کننده !  

البته دشمن نیز این را فهمیده است و به همین خاطر هم هست که اینهمه بر سر حذف شعار مرگ بر آمریکا هیاهو براه انداخته اند. آنها به این طریق میخواهند قدرت رای و اظهار نظر نهایی را از ملت گرفته و به تیم مذاکره کننده هدیه کنند به امید اینکه در کوچه پس کوچه های باریک مذاکرات با نا جوانمردی به مذاکره کنندگان پشت پا زده و با توسل به نیرنگ نتیجه مطلوب را بگیرند. 

وقتی که میگویند ملت ، شعار مرگ بر آمریکا ندهد منظورشان این است که ملت را از سر میز مذاکرات برانند و سرنوشت مناقشات را پشت درهای بسته تعیین نمایند. اما به حول و قوه ی الهی و هوشیاری ملت ایران ، آنان به این هدف شوم نخواهند رسید و مردم همواره به عنوان صاحب رای اصلی ، نظر نهایی را خواهد داد و نتیجه مذاکرات با تایید یا نفی مردم همراه خواهد بود و مذاکره کنندگان هرچه که بگویند و هرچه که تصمیم بگیرند حق وتوی این مذاکرات با مردم ایران خواهد بود. 





نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۸/۱۳

 مرگ بر آمریکا یعنی مرگ بر تازیانه ی ستم 

مرگ بر آمریکا یعنی مرگ بر انتشار بمب اتمی

مرگ بر آمریکا یعنی مرگ بر جاسوسی

                   مرگ بر قتل 

                   مرگ بر حمله نظامی

                   مرگ بر اشغالگری

مرگ بر آمریکا یعنی  مرگ بر حقوق بی بشر

مرگ بر آمریکا یعنی درود بر حقوق انسانی  

                           درود بر زندگی

این مرگ بر آمریکا خیلی زیباست :

 

 

مرگ بر  تازیانه ها

           تازیانه های بی امان

           به گرده های بی گناه بردگان

مرگ بر  مرگ ناگهانیِ

           صد هزار زندگی

           - در یکی دو ثانیه-

           با سقوط علم از آسمان!

مرگ بر  کشتن جوانه ها

مرگ بر  انتشار سم

           در زلال رودخانه ها

مرگ بر  فصاحت دروغ

مرگ بر  بوق های بووووق

مرگ بر  سیمهای خاردار و کشتزارهای مین

مرگ بر  گورهای دسته جمعی و

           بندهای انفرادی زمین

 مرگ بر بریدن نفس

مرگ بر قفس

مرگ بر شکوه خار و خس

مرگ بر هوس

مرگ بر حقوق بی بشر

مرگ برتبر

مرگ بر شراره های شر

 مرگ بر  سفارت شنود

مرگ بر  کودتای دود

 زنده باد زندگیِ او

زنده باد زندگیِ من... تو... ما

یک کلام: مرگ بر   آم...ری...کا

مرگ بر ابولهب

مرگ بر یزید و شمر و ابن سعد

مرگ بر  زاده زیاد

           بگو بلند: بیش باد!        

مرگ بر  قطعنامه های بستن فرات

           قحط آب

مرگ بر  تیر مانده بر گلوی کودک رباب

مرگ بر  قتل خنده های روشن علیرضا

مرگ بر گلوله ای که خط کشید

           روی خاطرات آرمیتا

یک کلام:  مرگ بر آمریکا

×××××××××××××××××××××××××

شاعر :«محمدمهدی سیار» 

خواننده و آهنگساز :حامد زمانی

تنظیم : امید رهبران

میکس و مستر : رضا پوررضوی 

 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۸/۱

هرکسی دردی دارد و هر دردی را درمانی لازم است. بشریت نیز دردی دارد که به دنبال درمان میگردد. درد بشر یکی دو تا نیست . فساد ، فقر ، جنگ ، بمب اتم ، زندانهای مخوف ، ظلم ، فریب و . . .  همه اینها نمونه ای از دردهای بشریت است. برای هر دردی ، درمانی  وجود دارد که با درمانهای دیگر متفاوت است اما وجه مشترک تمامی این درمانها این است که همه ی آنها سعی میکنند که به عامل ایجاد بیماری حمله کنند و آن را از بین ببرند. بنابراین ما نیز برای درمان درد بشریت به عامل ایجاد این دردها حمله کنیم پس :


وقتی به فاجعه ی بمب اتمی هیروشیما  فکر میکنی بگو مرگ بر آمریکا

وقتی به کودتای 28 مرداد فکر میکنی بگو مرگ بر آمریکا

وقتی به لایحه کاپیتولاسیون فکر میکنی بگو مرگ بر آمریکا

 وقتی به جنایات پهلوی و شهدای انقلاب فکر میکنی بگو مرگ بر آمریکا

وقتی به مظلومیت شهدای دفاع مقدس فکر میکنی بگو مرگ بر آمریکا

وقتی به سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران و شهادت مسافران بی گناه آن توسط آمریکا فکر میکنی بگو مرگ بر آمریکا

 وقتی به سفارتی که به لانه جاسوسی تبدیل شده بود فکر میکنی بگو مرگ بر آمریکا

وقتی به عملیات آمریکا در صحرای طبس فکر میکنی بگو مرگ بر آمریکا

وقتی به جنایت بمباران شیمیایی حلبچه فکر میکنی بگو مرگ بر آمریکا

وقتی به وحشیگریهای غربیها در بوسنی فکر میکنی بگو مرگ بر آمریکا

وقتی به کودکان یتیم و معلول عراقی فکر میکنی بگو مرگ بر آمریکا

وقتی به کشتار هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا در پاکستان فکر میکنی بگو مرگ بر آمریکا

وقتی به غارت جان و مال افعانستان فکر میکنی بگو مرگ بر آمریکا

 وقتی به زندانهای مخوف گوانتانامو و ابوغریب فکر میکنی بگو مرگ بر آمریکا

وقتی به جنینی که به توپ فوتبال سربازان آمریکایی در بوسنی تبدیل شده بود فکر میکنی بگو مرگ بر آمریکا

وقتی به حمایت آمریکا از جنایات و دیکتاتوریهای حکام منطقه در مصر و عربستان و تونس و بحرین و اردن و . . . فکر میکنی بگو مرگ بر آمریکا

 وقتی به حمایت بی چون و چرای آمریکا از اشغالگریها و قتل عامهای اسرائیل فکر میکنی بگو مرگ بر آمریکا

 ...

جنایات آمریکا به همینها ختم نمیشود و دایره ی ظلم و فساد او گسترده تر از اینهاست. حال که عامل اینهمه بدبختی و جنایت در جهان آمریکاست آیا نباید برای درمان این دردها به عامل ایجاد آنها توجه شود؟

اگر به عامل این جنایتها اعتراض نشود به معنی تایید آن جنایتهاخواهد بود بنابر این هر کس خود را شریک جنایتهای آمریکا نمیداند باید بگوید : مرگ بر آمریکا

 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٧/٢٩

این روزها دوباره بحث شعار قدیمی "مرگ بر آمریکا"  بر سر زبانها افتاده و جنجال آفرین شده است. سوالی که مطرح شده است این است که آیا این شعار را بگوییم یا نگوییم ؟  باز هم منشاء این جنجال کسی نیست جز آیت الله میلیاردر ایرانی جناب آقای هاشمی رفسنجانی که سالهاست در هسته اصلی جنجالهای سیاسی و اجتماعی قرار گرفته است. اصلا نام ایشان به دلیل مواضع سوال برانگیز او سالهاست که بار جنجالی و هیجانی بخود گرفته است. این بار نیز بهانه ی هیجانات از اینجا ناشی شده است که سایت رسمی ایشان با بیان خاطره ی غیر قابل باوری از امام  اعلام کرده است که امام با حذف شعار مرگ بر آمریکا موافق بوده است.


بدنبال درج این مطلب در سایت رسمی آقای رفسنجانی اظهار نظر های فراوانی شد و سیل اعتراضات و مخالفتها در کشور بوجود آمد و شخصیتهای سیاسی و فرهنگی به این موضوع واکنش نشان دادند. البته بیان این نوع مطالب از سوی ایشان مسبوق به سابقه است و برای اولین بار نیست که مطرح میشود. اما در این موقعیت حساس که بحث گفتگوی مستقیم بین ایران و آمریکا مطرح شده و در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل نیز مکالمه ی تلفنی بین آقای روحانی و اوباما صورت گرفته و وزرای خارجه با هم دیدار کرده اند طرح مجدد این موضوع توسط سایت آقای هاشمی با امنیت ملی کشور در تعارض قرار گرفته و این اشتباه فاحش ، موقعیت ایران را در مذاکرات احتمالی آتی تحدید کرده است.

در میان مخالفتهای مختلفی که مطرح شده است یک سوال جای طرح دارد و آن اینست که چنانچه بر وفق ادعای آقای رفسنجانی ، امام موافق حذف شعار مرگ بر آمریکا بوده است برفرض محال اگر امام خمینی چنین حرفی را زده است چرا این مطلب حیاتی را فقط به آقای رفسنجانی گفته است ؟ چرا در میان اینهمه نامه ها و سخنرانیهای فراوان ایشان نه تنها چنین مطلبی نیست بلکه هیچ حرفی که کوچکترین قرابتی با ادعای آقای رفسنجانی داشته باشد نیز از امام ثبت نشده است ؟

آیا امام  این مطلب سرنوشت ساز را در گوشی فقط به ایشان گفته است؟ چرا هیچ کدام از نزدیکان امام و حتی موسسه نشرآثار امام نیز که اراده ی مخالف ومعارضی با رفسنجانی ندارد چنین ادعایی را تصدیق نمیکنند؟ و سندی ارائه نمیشود؟ چرا هیچ دست نوشته ای یا نوار صوتی حتی چند ثانیه ای در این موضوع وجود ندارد ؟ 

ما که در زمان امام زندگی کرده ایم و سخنان ایشان را به یاد داریم بخاطر می آوریم که امام از اول انقلاب تا آخرین روزهای عمرپربرکتشان حتی با لحن ملایم هم در مورد آمریکا صحبت نکرده است. با این وجود چطور ممکن است که امام یواشکی به در گوش رفسنجانی گفته باشد که به شعار "مرگ بر آمریکا " اعتقادی ندارم یا این شعار باید حذف شود و یا رابطه با آمریکا اشکال ندارد ؟ یا امثال آن ؟ 

کسی که این ادعا را دارد توهین آشکار و نابخشودنی در حق امام روا داشته است. توهینی که حقیتا قابل تحمل نیست . اگر ادعا و مفهوم حرفهای آقای رفسنجانی را با عبارات شفاف تر و ساده تر بیان کنیم که البته شایسته مقام والای امام نیست که بیان شود معلوم خواهد شد منظور آقای رفسنجانی چقدر اهانت آمیز و دور از شان امام است. 

امامی که به شجاعت مثال زدنی مشهور است و تمامی عمر خویش را در مبارزه صرف کرده و بیشتر عمر شریف خود را در زندان و یا تبعید سپری کرده است و صراحت لهجه ایشان زبانزد خاص و عام است و برخلاف آقای رفسنجانی  از متاع این دنیا چیزی برای خود اختیار نکرد که در بحرانها نگران از دست دادن آن باشد و باز هم برخلاف آقای رفسنجانی از قدرت و مقام خود برای فرزندان و فامیل خود پست و مقامی و ثروتی حاصل نکرد ، چگونه ممکن است سالها از بیان صادقانه با مردم اجتناب نموده و چیزی را که به صلاح مردم و اسلام و کشور باشد بیان ننموده باشد؟

چه چیز باعث شده بود که امام نتواند یا نخواهد آنچه را که به آن اعتقاد دارد و به صلاح مردم و کشور میداند صراحتا به مردم بگوید؟ چه چیزی باعث شده بود که امام مردم را نامحرم دانسته و از میان انبوه مردان انقلابی و میلیونها نفر مردم مسلمان و دلسوز فقط یک شخص و آنهم رفسنجانی را تنها محرم اسرار خود بداند و مهمترین تصمیم تاریخ کشور را آهسته در گوش او بگوید؟ 

مگر اینگونه نیست که همه ی مصیبتهای بعد از انقلاب ما بخاطر مبارزه ی ما با آمریکا وبا شعار مرگ بر آمریکا بوده است؟  مگر دفاع مقدس 8 ساله ما که فرزندان این ملت را به شهادت رسانید بخاطر مبارزه با سیاستهای سلطه گرانه ی آمریکا با شعار مرگ بر آمریکا نبوده است ؟ 

آیا در همه ی این مدت و در جریان جانفشانیهای رزمندگان علیه آمریکا ، آنچنان که رفسنجانی ادعا میکند امام با شعار مرگ بر آمریکا مخالف بوده و برقراری رابطه با آمریکا را تایید میکرده است؟ و در حالی که رزمندگان در جبهه ها با شعار مرگ بر آمریکا به خاک و خون می غلطیدند امام به دنبال راهی برای حذف شعار "مرگ بر آمریکا" و در نهایت برقراری رابطه با آمریکا بوده  و با زمزمه ی این راز وحشتناک در گوش رفسنجانی رازداری میکرده و (باعرض پوزش)جرات بیان مکنونات قلبی خود را در پیشگاه ملت نداشته است؟ 

ملاحظه میکنیم که اکنون رهبری معظم انقلاب اجازه نرمش قهرمانانه را صادر کرده و به تعامل محدود با آمریکا و توام با هشیاری لازم اذن داده اند و این  نشان میدهد که رهبر انقلاب آنقدر شجاعت دارند که در زمانهای لازم استراتژیهای مطلوب را اتخاذ نموده و بدون پرده و شفاف با مردم سخن بگویند و تصمیمات راهبردی خویش را به اطلاع مردم برسانند و مردم را نامحرم فرض نکنند و مردم هم نشان دادند که به درایت و  "زمان شناسی" ولی فقیه خویش ایمان دارند و با آرامش و اطمینان خاطر این تصمیم را با جان و دل قبول کردند و به اعتماد خود به رهبری جامعه صحه گذاشتند.

آیا این متصور است که فرض کنیم امام خمینی برخلاف این رویه عمل نموده باشند و در اتخاذ استراتژی های لازم تعلل کرده باشند و درعین حالیکه به موثر بودن یک اقدام اعتقاد داشتند (با عرض پوزش) به زعم آقایان جرات نکرده اند با ملت در میان بگذارند؟ برای همه واضح و مبرهن است که تصمیمات امام در نظر مردم واجب الاطاعه بود و چنان اطمینان و اعتمادی بین مردم نسبت به امام وجود داشت که توصیف کردنی نیست بنابر این امام در اظهار نظر خود برای مردم با کوچکترین نگرانی و واهمه ای مواجه نبود. بدون شک تصمیمات امام توسط مردم با پذیرشی صد در صدی مواجه میشد و دلیلی نداشت که امام عقیده خویش را کتمان نموده و برخلاف اعتقاد قلبی خویش اقدامی بنماید ویا در عمل کردن به اعتقادات خود با تردید مواجه شود و سالها در تصمیم گیری بر اساس مصلحت اسلام  کشور آنهم در مورد مسئله ای به این مهمی که با جان مردم و سرنوشت کشور در ارتباط بود تعلل نماید. بنابراین به هیچ وجه مورد قبول نیست که امام را با اینگونه رفتارها معرفی نماییم و این حرفهایی را که زده میشود بغیر از دروغ بستن به امام به چیز دیگری نمیتوان تعبیر کرد.

 

 

البته این حرفهایی که الان زده میشود ثابت میکند که جریان برعکس بوده است و  آقای رفسنجانی در گرماگرم نبرد رزمندگان اسلام با آمریکا و نوکران منطقه ای اش به فکر تسلیم و سازش بوده اند و با گستاخی تمام به امام نامه نوشته و تقاضای سازش میکردند و از شواهد امر برمی آید که امام با صلابت تمام در مقابل وسوسه های سازشکاران ایستادگی کرده و هرگز اجازه نداده اند که این حرفها در جامعه طرح شده و با شاخ و برگ گرفتن از سوی گروهکهای سیاسی باعث فتنه انگیزی گردیده و به بحران تبدیل شود. با بررسی وضعیت یکپارچه ی حاکم بر جامعه در زمان امام و توجه به این واقعیت که احدی جرات طرح نقشه  سازش با آمریکا را نداشت واضح است که امام با بصیرت و قاطعیت تمام این فتنه را در نطفه خفه کرده است. بطوری که صدایی از فتنه سازان در جامعه شنیده نشده است. و تاریخ ثبت کرده است که در زمان امام هیچ شکی برای مبارزه با آمریکا و اسرائیل در جامعه مطرح نگردیده است. اما خداوند کاری کرده است که  اکنون فتنه سازان خود به اراده های نادرست خویش اعتراف میکنند و بدین سان مقدمات رسوایی خویش را فراهم مینمایند.

با کمال تاسف باید سوال شود که این چه اهانتی است که به امام میشود؟ هنوز یاران نزدیک امام در قید حیات هستند و هنوز نسلی که مستقیما امام را دیده و سخنان او را از زبانش شنیده اند زنده اند و نفس میکشند. در این حال و در این موقعیت ، اینها با چه جراتی اقدام به توهین و تحریف راه امام میکنند؟ چرا مسئولین اینگونه اهانت ها و انحرافات آشکار را تحمل میکنند؟

مسئولین و مردم نباید اجازه دهند که عده ای پول پرست و عافیت طلب به پشتوانه ی اینکه سابقه ای در مبارزات انقلاب و جنگ داشته اند انقلاب را به نفع خویش مصادره نمایند و نقش پدر سالاری مردم را برای خویش قائل شوند و نباید اجازه داد  آنان که  نه به فکر معیشت مردم بلکه فقط به فکر مال اندوزی و قدرت طلبی خویش هستند با شعار رفع تحدید از مردم و در اصل برای رفع تحدید از ثروت باد آورده و توسعه ی قدرت خویش زیر پای آمریکا فرش قرمز بیاندازند و ملت را شیفته ی مذاکره و سازش با آمریکا نشان دهند و اینگونه مبانی اعتقادی انقلاب را به سخره گرفته و به قول رئیس مجلس شورای اسلامی آقای لاریجانی به گرانفروشی طرف غربی در مذاکرات دامن زده و با عجله برای حذف شعار مرگ بر آمریکا که معنایی غیر از وادادگی در مقابل آمریکا ندارد هزینه های استیفای حقوق بین المللی کشور را بالا ببرند .




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٧/۱٤

رهبر معظم انقلاب فرمودند :ما از تحرک دیپلماسی دولت از جمله سفر نیویورک حمایت می کنیم زیرا به دولت خدمتگزار اعتماد داریم و به آن خوشبین هستیم اما برخی از آنچه که در سفر نیویورک پیش آمد بجا نبود، چون ما دولت امریکا را غیرقابل اعتماد، خودبرتربین، غیرمنطقی و عهد شکن می دانیم.


رهبر انقلاب اسلامی افزودند: ما به مسئولین خودمان اعتماد داریم و از آنها می خواهیم با دقت و با ملاحظه همه جوانب، گام ها را محکم بردارند و منافع ملی را به فراموشی نسپارند.

مخلص کلام این است که رهبری فرمودند : ما به تحرکات دیپلماتیک دولت خوش بین هستیم و البته به دولت آمریکا بدبین هستیم.

 

این فضای خوش بینی و بدبینی باید در موضع گیری های داخلی  و خارجی مسئولین و فعالان سیاسی حفظ شود . هرکس از این تند تر برود به تشنجها و در نتیجه به فرصت سوزی جامعه دامن زده است. کسانیکه به زعم خودشان از روی دلسوزی به انقلاب ، به دولت حمله میکنند و احترام رئیس جمهور و دولتمردان سیاست خارجی را نگه نمیدارند باید بدانند که تند روی میکنند و تند روی همیشه به انقلاب ضربه زده است باید هوشیار باشند. 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٧/٢

20 مهرماه مصادف با 12 اکتبر است ، آمریکاییها این روز را روز کلمبو  (Columbus Day) نامیده اند زیرا در سال 1492 یعنی 521 سال قبل ، در این روز بود که کریستوفر کلمبوس ( Christopher Columbus) یا همان کریستوف کلمب پا به آمریکای شمالی نهاد.

File:Christopher Columbus3.jpg

به همین دلیل آمریکاییها  روز 12 اکتبر را تعطیل عمومی اعلام کرده اند و هر سال در این روز با برگزاری جشنهایی یاد آن را گرامی میدارند. به بهانه ی همین روز نتیجه ی یک مطالعه ی آماری در فضای مجازی آمریکا منتشر شده است که قابل تامل است. زیرا بر اساس این مطالعه مشخص شده است که  بیشتر آمریکاییها نمیدانند که علت این تعطیلی و جشنها چیست ؟

این مطالعات نشان میدهد که بیش از 25% مردم آمریکا نمیدانند که آمریکا استقلال خود را از انگلیس بدست آورده است و همچنین تنها 7% مردم آمریکا اسم اولین چهار رئیس جمهور آمریکا را میدانند. 

این بررسی نشان میدهد که مردم آمریکا علاقه ای به تاریخ کشورشان ندارند و این باعث شده است که دولت ، برنامه هایی را برای مقابله با این بحران هویت اجرا نماید و در دنیای مجازی نیز سایت مفصلی را با عنوان "آیا میدانستید؟" با محوریت همین موضوع جهت مقابله با بحران هویت راه اندازی کرده اند .

حال این سوال مطرح است که ملتی که حتی با تاریخ خویش بیگانه است چگونه ادعا دارد که نظم نوین جهانی را بوجود خواهد آورد ؟ این نقیصه ، مشکل بزرگی در برابر پیشرفت برنامه های توسعه طلبانه ی حکومت آمریکاست و همیچنین مژده ای به مردم جهان است که نشان میدهد نه تنها حکومت آمریکا از این پس هیچ توفیقی در سلطه بر جهان بدست نخواهد آورد ، بلکه روز به روز ، اقتدار و سلطه ی ظالمانه ی خویش را در جهان از دست خواهد داد. 

 

 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٦/٢٧

به گزارش رویترز از واشنگتن باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا روز سه شنبه گفت به نظر میرسد حسن روحانی رئیس جمهور جدید ایران میخواهد گفتگویی را با ایالات متحده باز کند واو حاضر است این مورد را تست کند.

U.S. President Obama speaks about the economy at the White House in Washington

او اظهار کرده است که میخواهد از موضوع بحران سلاحهای شیمیایی سوریه فراتر رفته و به جستجوی جدیدی برای معامله دیپلماتیک در باره اطمینان از عدم توسعه سلاحهای هسته ای توسط ایران اقدام نماید.

اوباما تایید کرد که هفته گذشته نامه هایی بین او و حسن روحانی در باره بن بست روابط ایران و آمریکا رد وبدل شده است . هفته آینده هر دو رئیس جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل حضور خواهند یافت . مقامات کاخ سفید میگویند : در حال حاضر هیچ برنامه ای برای ملاقات آنها وجود ندارد.

اوباما گفت : در اینجا فرصتی برای دیپلماسی وجود دارد و امیدوارم ایرانیان از آن استفاده کنند.

اظهارات اوباما نشان میدهد که آمریکائیها در حالت گیجی بسر میبرند و با اینکه مجبورند نرمش بیشتری در برابر ایران از خود نشان دهند ولی به دلیل غرور بیجایی که دارند هنوز نمیدانند که چگونه باید با ملت ایران وارد مذاکره شوند. آنها هنوز هم فقط از مطالبات خود میگویند و هیچ صحبتی از حق ایران به میان نمی آورند. آنها با لحن طلبکارانه ای که در مصاحبه های خود از آن استفاده میکنند چنین القا میکنند که مذاکرات برای این انجام میشود که ایران را متقائد کنند که کاری انجام دهد و تعهدی را بپذیرد و میخواهند بگویند که نتیجه مذاکرات این خواهد بود که ایران مجبور به انجام کاری خواهد شد به نظر میرسد با اینکه آمریکاییها از اسب کابویی خود بالاجبار پیاده شده اند ولی هنوز هم با همان ادبیات سخن میگویند .

مسئولین ایران باید به یک نکته توجه نمایند و اشتباه احمدی نژاد را تکرار نکنند . و آن اینکه متوجه باشند که  آمریکا از مواضع ما بی اطلاع نیست که مسئولین ما وظیفه ی خود بدانند که به روشنگری بپردازند و اصول ما را به آمریکاییها تبیین کنند و بعد منتظر واکنش مثبت آمریکا باشند بلکه توجه کنند که آمریکا از کم و کیف مطالبات ما بخوبی آگاه است و نیازی به نامه نگاری و توضیح واضحات نیست بلکه مشکل آمریکا این است که نمیخواهد مطالبات ما را به رسمیت بشناسد و حقی برای ما قائل نیست که بخواهد آن را رعایت کند و ما باید در مذاکرات این را به آمریکا تفهیم نماییم که بالاجبار باید حق ما را به رسمیت بشناسد.

مسئولین باید در مقابل آمریکا هشیار باشند و وظیفه دارند تا از کرامت ملت ایران دفاع کنند و اجازه ندهند آمریکاییها از موضع مدعی شروع به سخن کنند و جریان بحث را به جلسه ی تفهیم اتهام علیه ایران تبدیل کنند. اگر مسئولین نتوانند ابتکار عمل را در مذاکرات بدست بگیرند بهتر است اصلا مذاکره نکنند. اما اگر این درایت را داشته باشند که مدیریت طراحی موضوعات مورد بحث مذاکرات را به دست بگیرند باید از مذاکرات استقبال نمایند و با متانت و اقتدار مذاکرات را شروع و به پیش ببرند و هوشیار و آماده باشند تا هر زمان که لازم باشد بدون اینکه لطمه ای به ملت وارد شود از مذاکرات خارج شوند و همیشه باید این آمادگی را حفظ نمایند و به طرف مذاکره نیز این آمادگی را نشان دهند.




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٦/٢۳

بدون اینکه به سیاست و سیاست بازی فکر کنیم ، هنوز هم برای من مشخص نشده است اینکه چرا بزرگان کشورهای دنیا که کلی هم سواد دارند و ادعایشان بسیار بالاست در جلسه ای شرکت میکنند که این جلسه در کشوری تشکیل میشود که بیشترین سلاحهای اتمی و شیمیایی را ساخته و بکار برده است و بکار می برد و در آن جلسه مباحثه میکنند و قطع نامه صادر میکنند که هیچ کشوری نباید سلاح اتمی و شیمیایی بسازد و تاکید میکنند که هیچ کشوری حتی حق ندارد که به این جور چیزها فکر کند. 

اما هیچکس از آنهایی که سلاح کشتار جمعی دارند و استفاده میکنند نمی پرسد که چرا اینها را ساخته اید و چرا استفاده میکنید. 

بعد هم میخندند و کف میزنند و شیرینی میخورند و به خانه های خود باز میگردند. 

این وضعیت اسف بار دنیای ما است . دنیایی که خیلی هم ادعا دارد. 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٦/۱٦

 ××× کلیسای کاتولیک خواستار یک روز برای روزه گرفتن و دعا برای برقراری صلح در سوریه و مقابله با هرگونه مداخله نظامی در این کشور شد و قرار است این مراسم امروز (شنبه) به میزبانی رهبر کاتولیک‌های جهان (پاپ فرانسیس ) و با یک شب زنده‌داری گسترده در میدان سن پیتر واتیکان، ایتالیا برگزار شود. پاپ تصمیم دارد در این مراسم به نفع صلح در سوریه سخنرانی کند.

واقعیت این است که ظاهر قضیه آدم را تحت تاثیر قرار میدهد. در خواست از بیش از یک میلیارد مسیحی برای  دعا برای صلح آنهم با یک شب زنده داری گسترده می تواند هر فردی را تحت تاثیر قراردهد و اگر این یک اقدام صادقانه باشد واقعا هم برای صلح جهانی تاثیر گذار خواهد بود.

US President Barack Obama attends the second working session of the G20 summit in Saint Petersburg, on September 6, 2013

اما حقیقت چیست ؟ آیا باید باور کرد ؟ آیا واقعیت در همین ظاهر قضیه خلاصه میشود؟ آیا پاپ صاحب چنان شخصیتی است که بتواند با درک احساس مسئولیت انسانی و با شجاعت تمام در مقابل قدرتهای جهانی اقدام به طراحی یک همایش اعتراضی در حد جهانی نموده و به سیاستهای قلدران و قداره کشان بین المللی اعتراض کند ؟

ما به خاطره ی تاریخی خویش رجوع میکنیم و در میان فجایع بیشمار و اتفاقات تلخ و تاریک چند دهه اخیر به جستجو می پردازیم تا مشابه این شجاعت مثال زدنی را از پاپ و کلیسا در تاریخ بیابیم. اما هیج نمی یابیم جز اینکه ملاحظه میکنیم که در بهترین حالت ، سکوت بی طرفانه ی پاپ و کلیسا ، شجاعانه ترین موضع گیری آنان بوده است.

حال چه شده است که شاهد چنین اتفاقی شده ایم؟ آیا اعتقادات کلیسا دچار تحول ناگهانی شده است و انقلابی گری مدرن از دل محافظه کاریهای عمیق زاده شده است ؟ یا شش لول بندان تاریخ ، اسلحه خویش را غلاف کرده اند و با اینکار به کلیسا جرات اعتراض و ابراز وجود بخشیده اند ؟ 

جواب سوال در وضعیت بغرنج جهان و منطقه خاور میانه نهفته است.

بن بستی که اوباما و حکومت آمریکا در سوریه با آن مواجه شده است شاید پیچیده ترین مسئله ی سیاسی تاریخ جهان باشد. نظام سلطه ی جهانی به سرکردگی آمریکا ، خود را در سوریه به چنان وضعیتی دچار ساخته است که نه راه پیش دارد و نه راه پس !  اگر آمریکا به سوریه حمله کند شکست خواهد خورد و در باتلاقی کشنده زندگی خود را فنا خواهد کرد واگر از تحدیدات روزافزون خود عقب نشینی کرده و پس از اینکه به زعم خود با ادله ی قاطع  ثابت کرده است که سوریه تهدید کننده ی صلح جهانی است از تهاجم به سوریه صرف نظر کند باز هم شکست را خواهد پذیرفت که در هر دو حال جایگاه خود را درجهان از دست خواهد داد و مضحکه افکار عمومی دنیا خواهد شد. 

در شرایط حاضر با توجه به حربه های رنگارنگی که آمریکاییها علیه سوریه مطرح کرده اند از دیدگاه آنها هیچ بهانه ای برای عدم حمله به سوریه وجود ندارد حتی استفاده از سلاح های شیمیایی آخرین و محکمترین اتهام علیه سوریه و به منزله ی کلید واژه ی آغاز حمله بود که مورد استفاده قرار گرفت و حتی  مهلت 24 ساعته ی حمله به سوریه نیز با اطمینان کامل اعلام گردید. اما پارامترهای بسیار زیاد این معادله ی پیچیده و سوالهای بدون جواب از شرایط منطقه  به حدی بود که در آخرین لحظات مهلت مقرر ، پای مهاجمین سست شد و اراده ی جنگ طلبان در میان تردیدهای بوجود آمده از نتایج حاصله از اقدام نظامی به شک و تردید و یاس و نومیدی بدل گردید. 


در چنین شرایطی که حمله نظامی  و عقب نشینی ، هر دو عاقبتی جز شکست ندارد چه باید کرد ؟ یقینا زیان ناشی از شکستی که بدون درگیری نظامی باشد کمتر از زیان ناشی از شکستی است که بعد از وقوع جنگ حاصل می شود.  بنابراین عقل نظام سلطه حکم میکند که باید عقب نشست. اما بهانه ای باید برای عدم جنگ تراشید که بوی عقب نشینی و ترس و ناتوانی ندهد. 

قلدر دوست دارد طوری عقب نشینی کند که یال و کوپالش نریزد و هیبتش دچار آسیب نگردد. او میخواهد با اقتدار مارش عقب نشینی بزند و برای این کار به یک بهانه ی انسان دوستانه نیاز دارد. او میخواهد علت عقب نشینی خود را تاثیر یافته از رعایت حقوق انسانی القا نماید و چه بهانه ای بهتر از پاپ ؟

نظام سلطه به خود آفرین میگوید که در طول صدها سال با درایت تمام ، جسم نیمه جانی از کلیسا را زنده نگه داشته است تا در چنین مواقعی به داد او برسد. حال به نظر میرسد که دعای پاپ بهترین بهانه برای خاموش کردن مشعل جنگ است. 

پاپ دعا میکند و کدخدا به دعای او احترام میگذارد و از شروع جنگ و خونریزی منصرف میشود و به این ترتیب یک معامله ی پایاپای عالی صورت میگیرد و یک سود دوطرفه برای طرفین حاصل میشود و بدین ترتیب یک بازی شیرین برد برد بخوبی انجام میگیرد.

از یک طرف ، پاپ با دعای کذایی خود کدخدا را از آبروریزی نجات میدهد زیرا کدخدا نقطه ی ضعفش را به دلیل اینکه به دعای پاپ و مردم احترام گذاشته به عنوان نقطه قدرت مطرح مینماید و بازی باخته را به یک برد شیرین تبدیل میکند و از طرف مقابل نیز پاپ برای خودش یک آبرویی کسب میکند و همه میبینند که پاپ آنقدر ها هم بی تاثیر نیست و آنقدر قدرت و شجاعت دارد که بر خلاف نظر قلدران جهانی اقدام میکند و نفوذ او به حدی است که قلدران را مجبور به اطاعت از خواسته ی خود میکند.

این یک جعبه ی شعبده بازی سحر آمیز است که از یک طرفش دو بازنده ی مضطرب و مایوس  وارد میشوند و از طرف دیگرش دو برنده ی خوشحال و راضی بیرون می آیند.

شاید طراحان و سازندگان  این جعبه ی سحر آمیز به خود آفرین بگویند و خود را کامیاب ببینند. اما خواهیم دید که به زودی زمان  رسوایی ساحران فرا خواهد رسید و جادوگران زبردست در مقابل قدرت اعجاز موسی به سجده افتاده و به عجز خویش اعتراف خواهند کرد.




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٦/۱٠

U.S. President Obama walks with Vice President Biden to the Rose Garden of the White House to make remarks on the situation in Syria

تاریخ نشان داده است که مهمترین عامل حیات آمریکا جنگ است . تاریخ آمریکا را اگر بخوانید براحتی متوجه میشوید که  آمریکا با جنگ متولد شده ، با جنگ به قدرت جهانی تبدیل شده و با جنگ به حیات خویش ادامه میدهد. جایگاه جنگ برای آمریکا مثل جایگاه اکسیژن برای بدن است. جنگ نباشد حیات آمریکا با تحدید جدی مواجه میشود. 

در صد سال اخیر آرام ترین دوران تاریخی آمریکا که جنگ قابل ملاحظه ای در آن رخ نداده است دورانی است که به جنگ سرد معروف است زیرا در این مقطع زمانی رقیب قدرتمندی وجود داشت که به شدت مراقب او بود و دست و پایش را برای جنگ افروزی بسته بود و آمریکا از ترس مقابله ی شوروی بالاجبار خوی جنگ افروزی خود را مهار کرده بود. یعنی حتی دوران آرامش آمریکا نیز با کلمه ی جنگ به ثبت رسیده است و زمانی که آمریکا قادر به جنگ گرم نبوده است خود را با جنگ سرد زنده نگه داشته است. مروری بر تاریخ نشان میدهد که نبض آمریکا در نبود جنگ از طپش می افتد و فشار خونش بشدت افت میکند اما به محض وقوع یک جنگ ، جریان خون آمریکا دوباره به حالت عادی برمیگردد و نشاط و جوشش خود را باز می یابد و مثل ورزشکاری که دوپینگ کرده است تحرک فوق العاده از خود نشان میدهد و در صحنه ی جهانی فعالیت تراز اول خود به نمایش میگذارد. نام آمریکا در محیط بدون جنگ به فراموشی سپرده میشود و خاطره ی او از یادها محو میشود. 

از پایان جنگ آمریکا با عراق و خاتمه اشغال آن و خروج نیروهای آمریکایی از عراق کمتر از سه سال گذشته است . اگر چه در مدت این سه سال آمریکا با دخالت های نظامی گوناگون خود را سرگرم کرده است اما این مقدار جنگ طلبی به هیچ وجه عطش ماجراجویی آمریکا را فرو ننشانده است و در حال حاضر ویتامین جنگ آمریکا به شدت کم شده است.

در حال حاضر خطر صلح و آرامش ، به جد سلامت آمریکا را تحدید میکند و آمریکا به شدت نیازمند جنگی است که آن را از رخوت و سستی رهانده و تحرک و شور زندگی را به او برگرداند. این یک نیاز ضروری برای آمریکاست و سوریه یک میزبان بسیار مناسب برای تامین این نیاز حیاتی اوست. اما با وجود این ضرورت و نیاز مبرم آمریکا به جنگ، چه چیزی او را از اقدام به جنگ باز میدارد ؟  چه عاملی باعث شده است که این دراکولای خون آشام در عین گرسنگی نتواند دندانهای خود را به گردن سوریه فرو کند ؟ 

تحلیلگران مسائل سیاسی به این سوال که "چرا آمریکا به سوریه حمله نمیکند؟ " این گونه پاسخ میدهند که آمریکا هنوز از حجم اقدامات تلافی جویانه در منطقه اطلاع دقیقی در دست ندارد.  این تنها عاملی است که آمریکا را از اقدام به جنایت منع میکند. آمریکا هنوز نمیداند که ایران و حزب الله لبنان و روسیه چه واکنشی نشان خواهند داد ؟ و حجم برخورد های متقابل چه میزان خواهد بود. 

اگر آمریکا از این مورد واهمه ای نداشت لحظه ای هم جنگ افروزی را به تاخیر نمی انداخت. زیرا ویتامین جنگ آمریکا بقدری کم شده است که مثل معتادان تزریقی که از تاخیر مصرف مواد رعشه میگیرند ، دستانش به لرزه افتاده و طاقتش طاق شده است.

 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/۳/۱٩

دکتر ولایتی :

دکتر ولایتی پیرامون بیان موضع اش درباره اقدامات سلطه گرانه امریکا گفت: موضع محکم ما در مقابل آمریکا در دولت آینده بر اساس رهنمود های رهبر انقلاب خواهد بود.

وی تاکید کرد: بر این اساس در مقابل زیاده خواهی های آمریکا همچنان ایستادگی خواهیم کرد و این اصل مسلم دولت بنده خواهد بود.

دکتر حسن روحانی :

روحانی با تاکید براینکه باید دروغ، ریا و تزویر از این سرزمین رخت بر بندد، ادامه داد: با تمام کشورهای جهان تعامل سازنده برقرار خواهم کرد و زنده باد ایران، اسلام، تدبیر و امید.

حسن روحانی در بیان شرایط انجام مذاکره ایران و آمریکا اظهار کرد: اولا باید روشن شود که آمریکا صادقانه حرف می زند و ما هم علائم صادقانه حرف زدن آن ها را دریافت کنیم، همچنین مذاکره باید از موضع برابر و احترام متقابل باشد، باید تامین منافع ملی ما در آن لحاظ شده باشد که البته در یک مذاکره می تواند منافع متقابل هم تامین شود اما موضوع اصلی برای ما منافع و امنیت ملی ایران است

قالیباف :

قالیباف در یکی از موضع گیری ها در خصوص رابطه با آمریکا اظهار داشت: جوانی به من گفت اگر رابطه با آمریکا درست شود وضع مملکت درست می شود و من گفتم وضع مملکت از بی عرضگی ماست.

مذاکره نه تابوست و نه را ه حل همه مشکلات. مذاکره یک ابزار است. ما با آمریکا جایی که لازم باشد حتما مذاکره می کنیم. مذاکره با آمریکا هیچگاه برای ما خط قرمز نبوده است. به جای تعریف رابطه مان با آمریکا در قالب تقابل صرف یا تعامل صرف باید به سوی رقابت با این کشور برای تأمین منافع مان حرکت کنیم.

اینکه حضرت آقا می فرمایند من خوشبین نیستیم، به واسطه آن است که آمریکایی روحیه خودبرتربینی دارند و همواره تلاش دارند تا بدون توجه به موقعیت و منافع و اولویتهای طرف مقابل مذاکره کنند. این چیزی که جمهوری اسلامی ایران نمی پذیرد. ولی ما با مذاکره اصولی، برابر و راهگشا مشکلی نداریم.

دکتر رضایی :

محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفت‌وگو با فارس در پاسخ به سؤالی در مورد طرح مذاکره با آمریکا در فضای کنونی کشور، اظهار داشت: مبارزه ما با آمریکا در واقع برای دفاع از اصول و ارزش‌هاست و یک جنبه دفاعی دارد ولی مبارزه آمریکا با ما به خاطر تسلیم کردن ما صورت می‌گیرد.

وی با بیان اینکه این مبارزه باید به یک سرنوشت منطقی برسد، افزود: یعنی آمریکایی‌ها باید اصول انسانی، صلح، امنیت بین‌المللی و استقلال کشورها را بپذیرند و اگر چنین اتفاقی رخ دهد، آن موقع رفتار ایران هم عوض می‌شود.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: در حال حاضر هنوز علائمی مبنی بر تغییر رفتار آمریکایی‌ها نمی‌بینیم.
رضایی تحریم‌های آمریکا علیه ایران را هم مورد اشاره قرار داد و اظهار داشت: دلیل دیگری که در این رابطه می‌توان ذکر کرد، تحریم‌های ناجوانمردانه‌ای است که وضع شده و آمریکایی‌ها باید به این سؤال پاسخ دهند که آیا حاضرند تحریم‌ها را بردارند.
وی گفت: آمریکایی‌ها باید نشان دهند که به سمت صلح واقعی، عدالت و ارزش‌های انسانی در حال حرکت هستند.
 
محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: "ما پیش از آغاز مذاکره با آمریکا، باید با گروه ۱+۵ به یک نتیجه مثبت برسیم، چراکه این گروه کانال خوبی برای مذاکره با ابرقدرت‌ها است".
 
دکتر جلیلی :
نظر آمریکایی ها درباره جلیلی
 
واشنگتن پست نوشت : "جلیلی در مصاحبه های خود بارها گفته است که آمریکا در طول ۳۴ سال گذشته نتوانسته سیاست موفقی در قبال ایران داشته باشد و از این به بعد هم نخواهد توانست و این نشان می دهد که آمریکا با شخص بسیار محکم تری روبرو است."



نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٢/٢٥

حدیث شعار "مرگ بر آمریکا"  در ایران  داستان عجیبی دارد.  بیش از 30 سال است که مردم با این شعار انس گرفته اند و به یقین در طول این سالها روزی نبوده است که این شعار توسط مردم گفته نشده باشد.  واقعا اگر به داستان این شعار پرداخته شود صفحات زیادی باید به زیور طبع آراسته گردد و داستانهای افسانه واری باید ثبت و ضبط شود.  به راستی چه رازی در این گفتار نهفته است که در طول سالیان دراز از زبانها نیافتاده  و در فرهنگ روزمره ی مردم ماندگار شده است.  البته جای این تفصیل نگری در این گفتار نیست و ما مجبور هستیم فقط به گوشه ای خیلی جزئی از این مقوله آنهم به ضرورت نظری گذرا اندازیم.

 

File:Teheran US embassy propaganda statue of liberty.jpg

این شعار موافقان و مخالفانی در داخل و خارج کشور دارد  که هر کدام با دلایلی مواضع خود را اتخاذ کرده اند . اما شاید همه موضع گیرنده گان در این ارتباط  دلایل یکسانی نداشته باشند. برخی اظهار نظرها در سالهای اخیر در نوع خود شایان توجه است. در میان افراد طیف خاصی هستند که طرفدار سازش با آمریکا هستند.

طرفداران سازش با آمریکا ابتدا میگفتند و میگویند : آقا اینهمه "مرگ بر آمریکا " نگویید زشت است . آمریکا هم یک کشور است مثل سایر کشورها .  "مرگ بر" گفتن یک نوع بی تربیتی است . چرا آرزوی مرگ برای دیگران میکنید. در دنیای متمدن امروزی همه برای هم آرزوی سلامتی میکنند ولی ما آرزوی مرگ میکنیم. چرا ؟ اینها در شان مردم با فرهنگ ایران نیست . چرا ما را عقده ای بار می آورید. چرا ما را با همه ملتها دشمن میکنید ؟

برخی از مردم عادی را نمیگویم که از روی حسن نیت اظهار نظر میکنند ولی صادر کنندگان اصلی این حرف ، آن را چنان مزورانه و با آب وتاب و ژست انسان دوستانه و متمدنانه میگفتند که اغلب شنوندگان حق را به آنها میدادند .  خوب یک آدم بی طرف وقتی این حرف را میشنود میگوید : راست میگویند لزومی به گفتن "مرگ بر" نیست . دوست دارید رابطه برقرار کنید یا نکنید .  این حرفهای ناشایست و شعارهای تند  وجهه ی ایران و مسلمان و شیعه را خراب میکند . آنها در باره ما چه فکر میکنند که این شعار ها میشنوند؟  لابد فکر میکنند ما مردمی ستیزه جو و جنگ طلب هستیم.

اما  در سالهای اخیر با حمله آمریکا به عراق و اشغال نظامی این کشور  اتفاقاتی افتاد و جنایات وحشتناکی مکررا توسط سربازان آمریکایی رخ داد که برای رسوا شدن آمریکا و طرفداران سازش با او کافی است . 

همان کسانی که با شنیدن شعار "مرگ بر آمریکا" چینی احساس شان ترک برمیداشت این بار سلاخی شدن انسانها در عراق را توسط آمریکاییها دیدند ولی دم برنیاوردند و جیک نزدند. دریغ از یک اعتراض حتی ملایم !  صدا از سنگ برخواست اما از آنان ندایی برنیامد.  این رفتار سازشکاران بدین معنی است که : آمریکا هرکار کند حق دارد و ما هیچ اعتراضی به آن نخواهیم کرد ولی اگر کسی کوچکترین مقابله ای  حتی در قالب یک شعار با آمریکا داسته باشد با او مخالفت خواهیم کرد و این واقعیت وحشتناک از رفتار سازشکاران برمی آید و قابل انکار نیست .

از طرف دیگر وقتی مردم دنیا دیدند که چهره ی درنده ی آمریکا در عراق و افعانستان و پاکستان با میلیونها کشته و زخمی نمایان شد وضع کمی متفاوت تر شد. مردم دنیا دیدند که سربازان آمریکایی به زن و کودک و پیر و جوان رحم نکردند . مردم دنیا دیدند که فجیع ترین کشتارها توسط سربازان آمریکایی و انگلیسی و فرانسوی و آلمانی و ایتالیایی در عراق و افغانستان انجام شد . پس از این سازشکاران متوجه شدند که دیگر کسی باور نخواهد کرد که  "مرگ بر آمریکا" گفتن بی ادبی باشد. مردم دیدند که انصافا این شعار ، محترمانه ترین اعتراض به این موجود ویرانگر خون آشام است .

 

سازشکاران دیدند این ژستی که از موضع مودب مداری گرفته اند دیگر کارساز نیست و بنابراین  از موضع دیگری وارد شدند و موضوع روسیه را پیش کشیدند و گفتند که چرا مرگ بر روسیه نمیگویید . منظور شان این بود که میخواستند اینگونه القا کنند که اگر شعار "مرگ بر آمریکا"  بدون "مرگ بر روسیه" گفته شود به این معنی است که کشور زیر سلطه ی روسیه است .  آنها میگویند شعار "مرگ برآمریکا"  و "مرگ بر شوروی "  دوشعاری بودند که مردم آنها را با هم میگفتند ولی الان خبری از شعار دوم نیست و فقط شعار ضد آمریکایی داده میشود .

 

اما معلوم است که این برداشت توهمی بیش نیست . چه کسی است که فرق شوروی با روسیه را نداند ؟  و کیست که قد و اندازه ی روسیه در برخورد با ایران را نشناسد . علاوه بر آن شعار مرگ برشوروی به هدف نشست و این دشمن ملت به لطف خدا متلاشی گردید و اکنون  واضح است که روسیه در حد و اندازه ای نیست که فکر سلطه بر ایران را داشته باشد و اگر به مشکلات  خود و تحدیدهایی که نسبت به خود میشود چاره اندیشی نماید هنر کرده است . در حقیقت روسیه همان شوروی نیست و شاید بتوان گفت که روسیه در حکم شوروی ضعیف شده ای است که تهدیدات عمده ی آن از بین رفته و بنابر این کشور میتواند خطرات ناشی از ارتباط با آن را تحت کنترل در آورد و البته اکنون دیگر آن حس سلطه طلبی بر دیگر کشورها در حاکمیت روسیه دیده نمیشود و توان آن هم در روسیه موجود نیست. واگر روزی بر فرض محال این ظرفیت در روسیه ایجاد شود بازهم عکس العمل ما همان خواهد بود .

 

در همین راستا باید مژده بدهیم که در آینده ی نزدیک که آمریکا نیز با عنایت خدا متلاشی خواهد شد  و شعار امیدآفرین "مرگ بر آمریکا" نیز به هدف خواهد نشست ما مشکلی در برقراری ارتباط با تکه پاره های آمریکا نخواهیم داشت و ممکن است که  مثلا با کشوری بنام کالیفرنیا هم ارتباط برقرار نماییم و این هیچ ایرادی نخواهد داشت. در آن زمان ممکن است هیچ شعاری با "مرگ بر" شروع نشود . به امید آن روز : مرگ بر آمریکا

 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٢/٢۳

 

تصاویر زیر از سایت باراک اوباما دات کام برداشته شده است . مردی که  دم از صلح جهانی میزند . او و همکارانش دوست دارند رهبری دنیا را به دست بگیرند. اینها کسانی هستند که میخواهند دنیا را به روش خویش مدیریت کنند.  آنها ادعا میکنند که اگر جهان را به ما واگذار کنید آن را با صلح و آرامش اداره خواهیم کرد اما تصاویر زیر که توسط خود آنها منتشر شده است چیز دیگری میگویند.  واقعیت وحشتناکی که از زیر بنای جامعه ی آمریکا  حکایت میکند . مهمترین خواسته های مردم در این تصاویر رسیدن به امنیت و آرامش است . چیزی که آنها  می خواهند و  به عنوان شعار با خود حمل میکنند این است :  جامعه ی امن  ،  مدارس امن

 

 

جامعه امن  ، مدارس امن

 

 

کاهش خشونت مسلحانه

Obama is a man who wants to bring peace to the world

درخواست برای کاهش خشونت مسلحانه چیزی است که دغدغه های اصلی جامعه آمریکا را  تشکیل میدهد. دخالت این مردانی که خشونت را به مردم خودشان هدیه داده اند در جامعه جهانی چه نتایجی را به دنبال خواهد داشت ؟

نتیجه و ثمره ی مدیریت چندصدساله ی آنها در کشور خودشان این است که مردمشان در بحران امنیتی دست و پا میزنندو کسب مبنایی ترین حقوق انسانی که همان امنیت است  جزو آرزوهای مردم آمریکاست. مدیریت آمریکایی این است .




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٢/٢/٤

دیروز سه شنبه در سایت مربوط به خبرگذاری آسوشیتدپرس  یک خبر داغ و جنجالی منتشر شد و همه را حیرت زده کرد. خبر این بود :   دو انفجار در کاخ سفید و زخمی شدن اوباما

این خبر به سرعت در فضای اینترنت در حجم وسیع منتشر گردید و  تبعات مخربی را بر جامعه آمریکا گذاشت که طبیعی ترین آن  تخریب روانی جامعه و بلافاصله سقوط شدید شاخص بورس بود.

 

 

 

لحظاتی بعد اعلام شد که هکرها با دست یافتن به اکانت آسوشیتدپرس در توئیتر، این خبر را جعل کرده و در خبری فوری از دو انفجار در کاخ سفید و زخمی شدن اوباما خبر داده اند. : 

 Associated Press Twitter hacked, no explosions at White House

وقتی که کاخ سفید در جریان فتنه ی سال 1388  پروژه ساخت   27000   وبلاگ  را در عرض یک روز جهت دروغ پراکنی  علیه نظام و نشر اکاذیب  جهت بحران سازی در کشور سامان دهی میکرد آیا هیچ می اندیشید که  ممکن است این فتنه سازی روزی دامان خودش را هم بگیرد ؟

چو بد کردی مباش ایمن زآفات          که واجب شد طبیعت را مکافات

 

اگر سردمداران کاخ سفید فکر میکنند که میتوانند در خانه خود در امن و امان نشسته و از دور در کشورهای مختلف بحران سازی نمایند باید بدانند که  اشتباه میکنند و نتیجه ی سوء  اعمال ضد انسانی آنها روزی به خودشان باز خواهد گشت  و خود نیز گرفتار تبعات کردار زشت خود خواند گشت . این نمونه ی کوچکی از اتفاقات آینده است و  سلطه طلبان غربی باید از خواب غفلت خود بیدار شده و بدانند که  بحران سازی و دروغ پردازی  کاری غیر انسانی و  نکوهیده است و نباید از آن بعنوان سلاح علیه دیگران استفاده نمایند و گرنه  وقتی منکری را در جامعه رونق میدهند انتظار نداشته باشند که از تبعات آن در امان بمانند. عاقل آنست که از تجربیات درس بگیرد.




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱٢/٢۱

بحث مذاکره با آمریکا یک بحث واقعا جالبی است . سالهاست همه میپرسند که چرا باید با آمریکا مذاکره کرد ؟ و برخی هم میپرسند که چرا نباید با آمریکا مذاکره کرد؟ این چرا ها و این باید ها و نبایدها داستان جالبی دارد که شنیدنی است. همه ی این سوالهای فرعی مطرح میشود اما سوال اصلی را هیچ کس نمیپرسد. شاید عمدی در کار باشد که برخی میخواهند آب را طوری گل آلود و جو را به گونه ای  مه آلود کنند که سوال اصلی به ذهن ها خطور نکند و از این رهگذر جواب منطقی هم به سوال داده نشود و راه حل عقلانی هم به مشکلات ارائه نگردد تا بدین وسیله سود جویان بتوانند ماهی دلخواه خود را از این آب گل آلود صید نمایند.

بیایید نگاه دیگری به موضوع مذاکره داشته باشیم . در حالت کلی دو نوع مذاکره داریم :

 1- مذاکره اختیاری   2- مذاکره اجباری

 - مذاکره اختیاری نوعی مذاکره است که هر دو طرف مذاکره با اختیار و علاقه به محل مذاکره بیایند. اگر چه این نوع مذاکره هم به نوبه خود حالات مختلفی میتواند داشته باشد اما معمولا به نیت کسب منافع متقابل مادی یا معنوی صورت میگیرد. مثل مذاکره دو شرکت برای تولید مشترک یک محصول یا مذاکره بازرگانان برای فروش کالای خاص یا مذاکره اساتید حوزه و اساتید دانشگاه برای انجام یک خدمت فرهنگی مشترک به جامعه و امثال آن . طرفین این نوع مذاکرات عموما به نیت کسب نتیجه ی برد - برد  به محل مذاکره می آیند. یعنی طرفین با آمدن به محل مذاکره میخواهند نفعی بدهند تا در مقابل آن نفعی نیز بگیرند. یعنی طرفین مذاکره قصد کرده اند که هر دو طرف سود کنند . به این میگوییم مذاکره برد - برد .

- اما مذاکره اجباری مذاکره ایست که هردو یا یکی از طرفهای مذاکره با اجبار و بدون علاقه و اختیار قلبی به محل مذاکره می آید. این نوع مذاکره نیز اگر چه حالات متنوعی میتواند داشته باشد اما عموما به نیت رفع منازعه یا تقلیل تنش یا صلح بعد از جنگ انجام میگیرد. پیش نیاز این نوع مذاکره وجود اختلاف و درگیری برای تصاحب یک منفعت مشترک مادی یا معنوی است.  طرفین این نوع مذاکره عموما به نیت کسب نتیجه ی برد - باخت به محل مذاکره می آیند . یعنی هرکدام از طرفین یا یکی از طرفین فقط به باخت طرف مقابل فکر میکند و هیچ شانس بردی را به طرف مقابل نمیخواهد بدهد. به این نوع مذاکره میگوییم مذاکره برد - باخت . یعنی فقط یک برنده از محل مذاکره خارج میشود. در این نوع مذاکرات عامل اجبار و فشار از جانب یکی از طرفین مذاکره وارد میشود و آن طرف نیز همان طرفی است که از آمدن به محل مذاکره قصد برد را کرده است . طرف اجبار کننده با عوامل و نیروی فشاری که دارد طرف مقابل را وادار میکند که به محل مذاکره بیاید و به اراده ی  دلخواه او  تمکین نماید.

حال میخواهیم سوال اصلی را بکنیم . سوال اصلی این است که : آیا مذاکره ی ایران با آمریکا یک مذاکره از نوع مذاکره اختیاری است یا از نوع مذاکره اجباری است ؟

طبیعی است که هیچ کس باور نمیکند که مذاکره ی با آمریکا یک مذاکره ی اختیاری است.  زیرا رفتن به محل مذاکره اختیاری 30 سال طول نمیکشد و همین یک علت هزاران علت دیگر را نیز کفایت میکند. علاوه بر آن تاکید یکی از طرفین برای انجام حتمی مذاکره دلیل بر عدم اختیاری بودن آن است.  پس مذاکره ایران با آمریکا یک مذاکره برد - برد نیست زیرا این مذاکره یک مذاکره اختیاری نیست .

پس باید قبول کرد که مذاکره ایران با آمریکا یک مذاکره ی اجباری است که از دل آن نتیجه ی برد - باخت بیرون خواهد آمد و این نتیجه با توجه به قرائن موجود 30 ساله ، برای یکی از دو طرف که باخت را قبول کند فاجعه بار خواهد بود.

حال که پذیرفتیم که این مذاکره یک مذاکره اجباری است باید ببینیم چه عامل اجباری در این میان وجود دارد که الزام انجام این مذاکره را اثبات نماید.

بعنوان مثال در جنگ کشور گشایی یا اختلاف ارضی میان دو کشور یک عامل اجبار کننده برای انجام مذاکره وجود دارد و آن موضوع " زمین "  است . یعنی یکی از طرفین  برای تصاحب زمین دیگری یا برای باز پس گیری زمین خود ، طرف مقابل را به محل مذاکره میکشاند تا مقصود خود را به انجام رسانده و طرف مقابل را مغلوب نماید.

وقتی به موضوع آمریکا و ایران باز میگردیم متوجه میشویم که یقینا بین ایران و آمریکا اختلاف ارضی وجود ندارد. حتی با توجه فاصله بسیار زیاد دو کشور ، اختلاف منابع زیر زمینی مشترک یا منابع آبی مشترک و یا اختلاف  فضای محیط زیستی مشترک هم ندارند. اصلا هیچ عامل مشترک بین این دو وجود ندارد که باعث اختلاف گردد و   همینطور با توجه به اینکه طرفین دعوی در دوسوی کره ی زمین و دور از هم قرار گرفته اند و هیچگونه ارتباط همسایگی و حتی هم منطقه ای و حتی هم قاره ای باهم ندارند تراشیدن یک عامل اختلاف معقول و منطقی برای این دو کشور کاری بسیار دشوار است.  

حال سوال میکنیم که : ما چه چیزی را از دست آمریکا خارج کرده ایم که مجبوریم برای باز پس دادن آن به پای میز مذاکره برویم ؟ آیا زمین ؟  آیا منابع زیر زمینی و هوایی مشترک ؟  آیا تاسیسات مرزی ؟

تنها چیزی که ما از دست آمریکا گرفته ایم سلطه او بر کشورمان بوده است. آیا او برای باز پس گیری آن سلطه ما را بر سر میز مذاکره اجباری فرا میخواند ؟

چرا ما مجبوریم با آمریکا مذاکره کنیم و در غیر اینصورت محور شرارت خواهیم بود ؟ چرا همه ی کشورهای دنیا از جمله ایران باید با آمریکا رابطه برقرار کنند ؟ چرا از میان صدها کشور دنیا هیچ کشوری به ما نمیگوید باید با ما مذاکره کنید ورابطه داشته باشید ؟   چرا این کشور آمریکا باید  برای ایجاد رابطه با ما اینقدر تحکم کند ؟  اگر ما نخواهیم با آمریکا رابطه داشته باشیم چه کسی را باید ببینیم ؟

ممکن است کسانی در داخل کشور باشند که بدون توجه به مسائل کلان دنیا بگویند که : ما باید با همه دنیا از جمله آمریکا ارتباط داشته باشیم . باید به ایشان عرض کرد که  قرار دادن آمریکا در کنار دیگر کشورها نمیتواند نیات سوء این کشور را کتمان نماید. نمیتوان بعضی مواقع گفت : آمریکا کشور بزرگی است و ما باید با او رابطه داشته باشیم و بعضی مواقع هم گفت : آمریکا هم مثل کشورهای دیگر است و باید با او رابطه داشته باشیم. شاید شما توهم کنید که آمریکا هم مثل دیگر کشورهاست ولی آمریکا این توهم شما را قبول ندارد و خود را مثل دیگر کشور ها نمیداند بلکه میگوید : دیگران یا با ما هستند یا بر علیه ما !

طرفداران مذاکره نباید توهم داشته باشند که در انجام این مذاکره مختار هستند. بلکه اجبار در مذاکره  اولین چیزی است که آمریکا آن را قبول دارد. نمیتوان در میان این اجباری که واقعیت دارد به توهم اختیار دلخوش کرد.  این خوش خیالی کشور را بر باد میدهد.




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱٢/۱۳

در انگلستان درس خوانده است و در حال حاضر در کار ساخت و ساز هستند. در طول سال ، گاهی در تهران است و جند ماهی  در انگلستان و گاهی در آلمان رحل اقامت می افکند. هر وقت که از مسافرت برمیگردد به سراغ ما می آید و دقایقی در مورد مسائل مختلف حرف میزنیم . آن روز در میان صحبتی که با هم داشتیم گفت : در زمان شاه (من هروقت این کلمه را میشنوم در زیر زبانم میگویم : لعنت الله علیه) ایرانی ها در کشورهای اروپایی و آمریکا احترام خاصی داشتند ما حتی بدون ویزا هم به اروپا مسافرت میکردیم . این را گفت و خاطره هایی را هم از آن زمان و مسافرت هایش گفت .

گفتم آقای مهندس شما خوب میدانید که عموم طبقه ی اشراف به یک آفت زننده ای گرفتار میشوند که خارج از شان و مقام انسانیت است و آن این است که آنها سگشان را بیشتر از همسایه شان دوست دارند و به سگ وگربه شان بیشتر از آدمها احترام میگذارند.

طبیعی است که رژیم شاه (لع... ) را بیشتر از جمهوری اسلامی دوست داشته باشند. آن احترامی که شما میفرمایید هرگز برای ما دلچسب نبوده و نیست زیرا آن احترام بجز توهین و تحقیر و دشنام چیزی نبود. و این چیزی نیست که من شعار بدهم و  ادعای دروغ بکنم ویا از سوء برداشت من ناشی شده باشد بلکه یک واقعیتی است که تاریخ آن را ثابت کرده است و شما این را خوب میدانید و دیدید که جنس احترامی که آنها به ما قائل بودند در لایحه کاپیتولاسیون نمود واقعی خود را پیدا کرد. و اوج توهین به مردم ایران در رفتار دیپلماتیک آمریکاییها نمود پیدا کرد و آنها نشان دادند که از ما چه میخواهند. وما را چگونه میخواهند.  اما از روزی که ما به توسط انقلاب و به برکت اسلام ادعای شرف و شخصیت کردیم آنها از ما بدشان آمد و احترام توهین آمیزشان از روی ما برداشته شد. و سلب این احترام سگی بزرگترین هدیه ی انقلاب به مردم ایران بود که به دنبال آن احترام حقیقی برای ملت کسب گردید و همین امر هم موجب خشم آنها از ملت ایران گردید.

گفتم : آقای مهندس ما هرگز نمیخواهیم که اینگونه به ما احترام شود .

آقای مهندس گفت : ولی من میخواهم آقای مهندس !!!  عوضش نان و آبمان روبه راه بود و عیش و کیفمان مهیا ! به ما چه که آنها با چه دیدی به ما نگاه میکردند.

گفت : ما سختی بکشیم و استقلال کسب کنیم که چه بشود ؟ مگر ما چقدر عمر داریم ؟ گیرم که در آینده ، این استقلال طلبی ما به نتیجه نشست و آینده ی خوبی برای کشور رقم خورد ، ما که نیستیم از آن بهره ببریم پس به چه درد ما میخورد ؟

گفتم این عافیت طلبی و غرب زدگی خانمان سوز همان چیزیست که دل آزادمردان جهان را به درد آورده و سر سربداران را بالای دار برده است.




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٩/٢٥

اخیرا رسانه ی پیامک ، به یکی از محورهای جنگ روانی دشمن  تبدیل شده است.(که البته خود دشمن خیلی سعی میکند تا دشمن جلوه نکند و برخی از دوستان ما هم باور کرده اند که دشمنی وجود ندارد)

اخیرا پیامکهایی در بستر مخابراتی ارسال میشود که به نظر میرسد از یک منبع هدایت شده ای تغذیه میشوند. این پیامکها با اعتقادات و آرامش روانی مردم بازی میکنند و سعی دارند تا نظم فکری مخاطب و در نتیجه جامعه را بهم بزنند و پایه های اعتقادی جامعه را سست کنند.

SMS

آنها به شیوه های نامحسوس و محسوس به اعتقادات مذهبی مردم حمله میکنند و برای این تهاجم خود از هر شیوه ی غیر انسانی استفاده میکنند. آنها سخنان افراد را تحریف میکنند ، سخنهای ناروا به اشخاص نسبت میدهند ، حرفی را به غلط به یک شخص نسبت میدهند ، تاریخ را وارونه جلوه میدهند و حتی تاریخ جعل میکنند و . . .

برای اینکه مطلب کمی روشن شود، چند نمونه از پیامکهایی که از طریق دوستان و آشنایان به من رسیده است و جواب های خودم را می آورم که البته نمونه ای از خروار است. اندکی دقت میتواند هدفمند بودن این جریان را روشن نماید :

پیامک : ترجیح میدهم با کفشهایم  در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم تا اینکه در مسجد بنشینم و به کفشهایم فکر کنم.  دکتر شریعتی

جواب : ترجیح میدهم پشت موتورم بنشینم و به خدا فکر کنم تا اینکه در کلیسا بنشینم و به موتورم فکر کنم. (این سخن منسوب به  مارلون براندو  است که در مورد کلیسا گفته است ولی با تحریف آن و جایگزینی مسجد با کلیسا و کفش با موتور به دکتر شریعتی نسبت داده شده است )  معلوم است که سازنده ی این سخن تحریف شده شناخت درستی از وضعیت فعلی مسجد هم نداشته است چون توی مساجد کمد کفش وجود دارد و کسی نگران کفش خود نیست که بخواهد به آن فکر کند.

پیامک : لحظاتی در زندگی هست که احساس میکنم که هیچ غلطی نمیتوانم بکنم ولی وقتی یادم می افتد که آمریکا هم درست از همینجا شروع کرد قوت قلب میگیرم

جواب : لحظاتی در زندگی هست که احساس میکنم هرغلطی دلم خواست میتوانم بکنم ولی وقتی یادم می افتد که آمریکا هم درست از همینجا شروع کرد پشیمان میشوم و به غلط کردن می افتم

پیامک : یکشنبه ها مسیحی ها میروند کلیسا و برای همه دعا میکنند .  بوداییها پنجشنبه ها میروند به معبد برای صلح جهانی دعا میکنند و ایرانیها جمعه ها میروند نماز جمعه و برای نصف مردم دنیا آرزوی مرگ میکنند.

جواب : (باپوزش از مسیحی های واقعی)مسیحی ها از دوشنبه تا شنبه در سرتاسر دنیا آدم میکشند و جنگ راه می اندازند و یکشنبه ها میروند کلیسا به کشیش پول میدهند تا گناه آنها را ببخشد و بعد هم برای همه دعا میکنند.  بوداییها مسلمانان را زنده زنده در آتش میسوزانند و به دریا میریزند و بعد به معبد میروند و برای صلح جهانی دعا میکنند. هیچ کدام از این بشر دوستان و صلح طلبان دنیا رگ غیرتش نمیجنبد ولی وقتی ایرانیها میخواهند به این وحشی گری ها اعتراض کنند میگویند شما چرا برای نصف دنیا آرزوی مرگ میکنید ؟  آنها آدم میکشند و مرگ تولید میکنند ولی تا ما میخواهیم بگوییم مرگ بر شما میگویند : آی .... آی .... آی ..... شما حرف بد زدید.

ما عقیده داریم هرکس به جنایتکاران اعتراض نکند و به آدمکشان لعنت و مرگ نفرستد به جنایت آنها راضی شده و  در جنایت آنها شریک است .  مرگ بر آمریکا . . .  مرگ بر انگلیس . . .  مرگ بر اسرائیل . . .  مرگ بر همه ی جنایتکاران!  حتی اگر نصف مردم دنیا باشند.

آقایانی که با ژست بشر دوستانه و متمدنانه  به شعار مرگ بر آمریکا خرده میگیرند چرا به مرگ آفرینی آمریکا اعتراض نمیکنند ؟  مرگ بر آمریکا بد نیست ، مرگ آفرینی آمریکا بد است . کسی که با مرگ بر آمریکا مخالفت کند با مرگ آفرینی آمریکا موافقت کرده است .

پیامک : طی مراسمی صبح امروز با حضور هیات دولت و رئیس جمهور خزانه کل کشور غبار روبی و با گلاب ناب شستشو داده شد.

جواب : خزانه ی خالی با احمدی نژاد هزار بار بهتر از خزانه ی پر با نوکری آمریکاست.




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٧/۳٠

کاخ سفیدمی گوید که : آماده است تا برای پیدا کردن یک راه حل دیپلماتیک برای بن بست برسردستیابی تهران به سلاح های هسته ای،صحبت رو در رو با ایران انجام دهد اما درحال حاضرتوافقی برای ملاقات انجام نشده است . 

موضع گیریهای اخیر نشان میدهد که صحبتهای پشت پرده ای بین مقامات ایران و آمریکا صورت گرفته است ولی همه ی موضوع به اطلاع عمومی نرسیده است.

مسئولان محترم باید عنایت کنند که از جملات فوق الذکر که از سوی کاخ سفید اظهار شده است بوهای نا خوشایندی به مشام میرسد.  گذشته از اینکه صحبت در مورد رابطه ی با آمریکا در شرایط بحرانی فعلی منطقه تا چه حد میتواند خطرناک باشد ، پنهانی بودن این مذاکرات به هیچ عنوان پذیرفته نخواهد بود.

علاوه بر این ما با آمریکا هرگز مذاکره ای در باره ی توانایی هسته ای ایران و اقدامات مربوطه نخواهیم داشت . بلکه اگر روزی قرار باشد که ما با آمریکا مذاکره ای داشته باشیم فقط در مورد روابط دوجانبه و احقاق حق و حقوق ایران خواهیم داشت و هرگز با آمریکا در مورد حقوق جهانی و بین الملی خویش مذاکره ای نخواهیم داشت بلکه ما در ارتباط با فعالیتهای هسته ای ایران و سایر حقوق بین الملی فقط با مراجع بین المللی مذاکره خواهیم کرد . مسئولین محترم حتما به هوش هستند.




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٧/٢٩

پایه های فرهنگی یک جامعه از ستونهای ساختمانهای یک کشور مهمتر است . اگر ستونها بلرزند و   همه ی ساختمانهای یک کشور فرو بریزند و خراب شوند ، خسارات فراوانی به بار می آید ولی با این وجود  اگر پایه های فرهنگی یک کشور سالم بمانند ، ساختمانها دوباره ساخته میشوند و شهرها آباد میگردند. قدرت فرهنگ و اعتقاد مردم قادر است زندگی اجتماعی را ازمیان خرابه ها و ویرانه های خانه ها  از نو بسازد و یک ملت را همچنان زنده نگه دارد.

اما اگر پایه های فرهنگی و اعتقادات مردم سست شوند و ستونهای باورهای مردم خراب شوند ، دیگر ساختمانهای سالم به هیچ دردی نخواهند خورد و  نخواهند توانست از سقوط یک ملت جلوگیری کنند. ساختمانها محلی برای امنیت جسم انسان است اما سازه های فرهنگی روح انسان را از خطر ها حفظ میکند و مردم یک کشور را به هم پیوند میزند. این سازه های فرهنگی و باورهای مردم هستند که افراد را در قالب یک جامعه ی واحد و با هویت مشخص گرد هم جمع کرده و یک ملت را تشکیل میدهند. ایمان به باورهای مشترک ستون اصلی خیمه یک ملت را تشکیل میدهد و  اگر این ستون فرو بریزد دیگر ملتی نخواهد ماند که نیاز به شهر و تمدن را در درون خود احساس نماید.

قطع شبکه‌های جمهوری اسلامی ایران از روی ماهواره هاتبرد، یکی دیگر از امدادهای غیبی بود که در کمال اختفا و سکون به ملت ایران هدیه شد. خداوند بلد است که چگونه چراغ خاموش حرکت نماید و نابودی مکر دشمنان را بدون سر وصدا کلید بزند. از قدیم گفته اند چوب خدا صدا ندارد.

سالهاست که اردوگاه شیطان برای نابود کردن پایه های اعتقادی مردم ایران و مسلمانان دنیا نقشه میکشد و در این راستا غربی ها آنقدر کینه توزانه برای خراب کردن ستونهای اعتقادی اسلام تمرکز کرده اند که  از حفاظت پایه های تمدن خویش غافل گشته اند و همین غفلت کار دستشان داده است.  ستونهای فرهنگ اسلامی آنقدر محکم بوده است که تیشه بدستان را خسته کرده و این خستگی مفرط همراه با خشم و کینه ای که وجودشان را پر کرده است ، عقلانیت را از ایشان صلب نموده و منطق اعمالشان را نابود کرده است . آنها در گرماگرم بغض و کینه ی دیرینه شان ، برای شکستن ستون خیمه ی اسلام ندانسته ستون خیمه ی خویش را از جا کنده و حربه ی این کار کرده اند .

سالهاست که اصل  آزادی بیان و عقیده ، به عنوان ستون خیمه ی اردوگاه غرب ملتها را به این اردوگاه کشانده است . اگر چه این ادعا ، از اول به دروغ دست آویز اینها قرار گرفته است اما تبلیغات گسترده و عملیات روانی پیچیده و مطالعه شده ی آنها این باور را به افکار عمومی جهان تحمیل نموده است.

. . . اما خوشبختانه به برکت انقلاب اسلامی ایران ، خون شهیدان کار خویش را آغاز کرده است و سالهاست که به مدد الهی حلقه های تزویر این ریا کاران حرفه ای را یکی پس از دیگری میشکند و اتفاق اخیر نیز حاکی از شکستن یکی از همین حلقه های تزویر بود. صدای این شکستن اخیر بخاطر وجود برخی خصیصه ها بیش از شکست های قبلی بلند شد و به گوشها رسید .

با این کار ستون خیمه ی اردوگاه شیطان ترک دیگری برداشت و زمینه ی سقوط سلطه شیطان را فراهم تر نمود. از این پس دیگر چماقی بنام "آزادی عقیده" و "جریان آزاد اطلاعات" بر سر ملتها کارساز نخواهد بود. زیرا غرب ، خود آن را آشکارا شکسته و مقبولیت آن را ازبین برده است . دروغ های غرب یکی پس از دیگری برملا شده و سپرهایش شکسته میشود و این راهی است که آغاز شده و بزودی به سرمنزل مقصود رهسپار خواهد شد.

اردوگاه غرب با شکستن اساسی ترین اصول مورد ادعای خود ، پایه های فرهنگی خود را ویران کرده و اعتماد افکار عمومی جهان را نسبت به خود سلب نموده و  خانه ی خود را با دست خود خراب میکند و این یک پیروزی بزرگ و یک امداد غیبی از سوی خداوند متعال است .

یخربون بیوتهم بایدیهم و ایدى المؤ منین




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٧/۱۸

وقتی از رفاه  صحبت میکنیم ذهن اکثر آدمها به برخی کشورهای غربی معطوف میشود. حال این نشانه گیری چقدر درست یا نادرست باشد یا جند درصد با واقعیت  تطابق داشته باشد حرف دیگری است. اما واقعیت این است که دنیای غرب با انتخاب حکومت سرمایه داری ، سعادت را به اشتباه در رفاه مادی خلاصه کردو ده ها سال به نتایج فریبنده ی بدست آمده از این طرز نگرش دلخوش کرد و توهم سعادت در آنها ایجاد شد اما پس از چند صد سال به اینجا رسید که الان وضع را مشاهده میکنیم و می بینیم که انسان غربی بیش از هر چیز دیگر از سعادت دور شده است.

در این فرصت کوتاه نمیتوان برای اثبات سعادت سوزی در غرب به اقامه استدلال کامل و مانع پرداخت اما میتوان به یک مثال خیلی ساده بسنده نموده و از سینمای غرب یاد کرد. امروز مشخص است که سینمای هر کشور بازتاب کننده ی وضعیت اجتماعی آن کشور است. نمیتوان گفت که فیلمهایی که در یک کشور تولید میشود هیچ ربطی به جامعه و رفتار و آمال مردم آن کشور ندارد علاوه بر آن بخاطر اهمیت بسیار زیاد سینما در جامعه ی غربی نگاه به سینمای غرب به شناخت انسان غربی کمک خواهد کرد.

با یک نگاه اجمالی بوضوح می بینیم که 90 درصد فیلمهای غربی دارای موضوع و داستان پلیسی ، جنایی ، خیانت ، جاسوسی ، جنگ ، فساد ، خیانت ، ترس و وحشت و جنایت و ضد خانواده هستند. و این فیلمها فضای ذهنی اکثریت مردم غرب را بر ملا میکند و نمایان میکند که غرب تا چه میزان از سعادت دور شده است. بقیه شواهد انبوه نیز جای بحث خود را دارند.

نگاهی به موضوعات فیلمهایی که فقط در سال 2012 تولید شده اند میتواند فضای حاکم بر بخش اعظم مردم غرب را توصیف نماید :

نام فیلم : To Rome with Love (تقدیم به رم با عشق (بخوانید فساد))

محصول : آمریکا ، ایتالیا

سال تولید : 2012

موضوع :کمدی ، عشقی(فساد)

-----------------------------------------------

نام فیلم : Abraham Lincoln vampire hunter(آبراهام لینکلن شکارچی خون آشام)

محصول : آمریکا

سال تولید : 2012

موضوع : اکشن(بزن بکش)، ترسناک و سه بعدی

-----------------------------------------------

نام فیلم : Brave

محصول : آمریکا

سال تولید : 2012

موضوع : جنگ ، کمدی ، انیمیشن



------------------------------------

نام فیلم : Rock of Ages

محصول : آمریکا

سال تولید : 2012

موضوع : کمدی ، درام ،  موزیکال (مربوط به روشهای جذب مردم به کاباره ورونق فساد است)

--------------------------------------------
نام فیلم : Madagascar 3: Europe's Most Wanted

محصول : آمریکا

سال تولید : 2012

موضوع : کمدی ، انیمیشن (آماده سازی ذهن کودکان برای عادی پنداشتن فساد)

-------------------------------------------------------------

نام فیلم : Chronicle 2012

محصول : امریکا
سال تولید : 2012
موضوع  : اکشن(بزن بکش) – درام – علمی تخیلی

VBIran Pro

اگر موضوعات مطرح وغالب سینما را بعنوان نماینده ی اصلی فضای حاکم بر ذهنیات مردم و جامعه ی غربی بدانیم  جای دوری نرفته ایم.  و با این برداشت وقتی به سینما نگاه میکنیم به جو حاکم بر جامعه غربی واقف میشویم .  با توجه به حکمرانی فرهنگی هالیوود  در غرب ، دور از واقعیت نیست که ما بخواهیم روحیات حاکم بر جوامع غربی را در پوستر های سینماها جستجو کنیم.  آنچه که در پوستر های مهمترین تولیدات سینمای غرب ملاحظه کردیم اینها بودند : 

تصویر لب یک زن شهوتران ، مردی خشمگین تبر به دست ،  دختری با تیر و کمان ، مردان و زنان کاباره ای ، حیوانات شهوت ران ، نیروی ویرانگر تخیلی و . . .

دنیای غرب با "همان پنداری سعادت و رفاه " به اینها رسید و در آشوب فکری حاصل از این انحراف ، سعادت و رفاه را از یاد برد و فقط به شهوت و جنگ و فساد قانع شد.

متاسفانه اکثر ملل دنیا هم با نگاه به ظواهر فریبنده ی دنیای غرب ، به رونمای تمدن آن فریفته شده و به امید رسیدن به سعادت ، به تقلید زندگی غربی متمایل میگردند. کشور ما نیز از این آسیب به دور نمانده است. واین "همانند پنداری رفاه و سعادت " آسیبهای جدی به بدنه قشرهایی از جامعه ما وارد کرده است.

در دنیای امروزی ما هرچقدر که بشر از نظر فن آوری و علم و رفاه بشری پیشرفت کرده است همانقدر هم تحدید و خطرات اجتماعی زیاد شده است و قسمت عمده ی این تحدیدات به انتخاب شیوه ی زندگی و تفکر غربی بر میگردد. فرزندان ما در اجتماع با انبوه خطرات و تحدیدات روبرو هستند و ریشه ی بیشتر این آسیبها به تکرار اشتباهات بزرگ تفکر غربی بر میگردد و یکی از آن اشتباهات فاحش چیزی جز "یکی پنداری سعادت و رفاه"  نیست.

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 



نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٧/۱٦

هر انسانی بطور دائم به سمت تخیلات ذهنی خود در حال حرکت است. بستر تخیلی برخی از انسانها مثل یک دشت  مسطح است اینگونه افراد جزو کسانی هستند که در میان تجسمات ذهنی خود نقطه برجسته ای ندارند ولی بستر خیال برخی انسانها مثل یک کوهستان دارای پستی و بلندی هایی است و در میان این فراز و نشیب ها ، قله هایی میتوان یافت .  به یقین  برجسته ترین خیال هر انسان بخش عمده ی زندگی آینده او را شکل خواهد بخشید. بیشتر انسانها وقتی بزرگ میشوند و به شخصیت خود دقیق می شوند خیالات کودکی خود را تحقق یافته می بینند. آنها در می یابند که آن خیالات ، با یک نیروی نامرئی زندگی آنها را به سمت خویش کشیده است. در واقع تخیل ، نوعی تمرین کردن برای اجرا است .

خیال های افراد جامعه نقاط مشترکی نیز دارند .  وزن چند نقطه مشترک ممکن است از بقیه نقاط مشترک بیشتر باشد یعنی تعداد انسانهای بیشتری در این نقطه با هم مشترک باشند.  این نقاط مشترک را که دارای وزن زیادی هستند میتوان خیال جامعه نامید. بطور مشابه ، برجسته ترین خیالهای جامعه نیز آینده آن جامعه را شکل خواهد داد و در واقع تخیل در جامعه هم تمرینی برای اجرا به شمار میرود.

مراکز قدرت در غرب ، با استفاده از روانشناسی مدرن و جهت دار غربی ، مدتهاست که مهندسی تخیلات را در دستور کار خود قرار داده است. بازیهای کامپیوتری یکی از ابزارهای مهم و کارساز این مهندسی است. آنها به اسم بازی ، تخیلات جامعه آینده را مهندسی میکنند. اما چون اسم بازی را به آن گذاشته اند کسی اهمیت آن را باور نمیکند و مانند یک بازی کودکانه با آن برخورد میکنند. یک بازی چقدر میتواند مهم باشد ؟

خبر وحشتناکتر از آن است که ممکن است به ذهن بیاید.  به خبر زیر دفت کنید :

یکی از روزنامه های انگلیسی از افتتاح فروشگاه فروش گوشت انسان در پایتخت انگلستان، لندن خبر داد که به عنوان قصابی گوشت انسان در نوع خود در تمام جهان، اولین به شمار می رود.

نکته کلیدی قضیه اینجاست که سرنخ این کار به یک بازی کامپیوتری باز میگردد دقت کنید : به گزارش سرویس ترجمه شفقنا، این قصابی از سوی ناشر بازی های کامپیوتری معروف «رزیدنت اویل» حمایت می شود که طرح قصابی نیز از قسمت هایی از داستان این بازی گرفته شده است.

قصابی انسان

 

درست است که گفته شده است که مواد اولیه این گوشتها منبع غیر انسانی داشته است اما این حرف ، درست باشد یا نادرست ، در اصل مسئله ای که ما عنوان میکنیم هیچ تفاوتی ندارد. زیرا کسی که این تخیلات را در ذهن مردم تولید میکند نقشه ای هم برای اجرای آن در آینده دارد.

امروز حساسیت به فرم را از بین میبرند و فردا حساسیت به محتوی خود بخود از بین خواهد رفت. امروز مردم با دیدن دست شقه شده ی انسان در ویترین قصابی وحشت زده میشوند و از این کار متنفر میگردند و آمادگی آنی برای مقابله با عاملین این جنایت پیدا میکنند . اما وقتی مطلع میشوند که فقط شکل این گوشتها شبیه انسان است چه اتفاقی می افتد ؟  دیگر آن حساسیت بوجود نمی آید و غیرت انسانی از جوش می افتد و غیرفعال میشود. از این به بعد دیدن اعضای شقه شده انسانی به یک امر عادی تبدیل میشود و حساسیت و غیرت انسانی کسی را بر نمی انگیزد. وقتی غیرت از بین رفت از آن به بعد کار راحت میشود و آدمخواری رایج میگردد.

تصاویر زیر مربوط به بازی "رزیدنت اویل (Rezident Evil)"  است.

 

این روش یک روش جا افتاده است و بسیاری جاها جواب داده است که : فرم را جابیانداز ، محتوی خودبخود جا می افتد.

اما واقعیت چیست ؟ قضیه ی آدمخواری در غرب تا چه اندازه محتمل است ؟ آیا چنین چیزی ممکن است ؟ جواب این سوال خیلی آسان است.

100 ها سال است که شیپورهای تبلیغاتی غرب در قالب تئوری ها و کتابها و روزنامه و تئاتر و سینما و تلویزیون و رادیو و اینترنت . . .  24 ساعته کار میکنند تا این حرف را به انسان غربی بگویند که خدایی وجود ندارد و در آسمان خبری نیست و انسان باید به قانون انسانی پایبند باشد ولاغیر .

قانون انسانی هم در قالب قانونهای اساسی تهیه و تنظیم شده است و انسان غربی هم خواسته یا نا خواسته این را قبول کرده است و سالها در زیر قانون دست ساز بشری زندگی میکند.  این قانون است که رفتار انسان غربی را کنترل کرده و به آن ارزش میدهد. برای انسان غربی چیزی بالاتر از قانون اساسی کشورش وجود ندارد. او یاد گرفته است که :

-  انسان خوب کسی است که مالیات را به موقع وبه اندازه بدهد

- انسان خوب کسی است که پشت چراغ قرمز توقف کند

- انسان خوب کسی است که خانه ی خوب و ماشین خوب داشته باشد

. . .

و در کل انسان خوب کسی است که قانون را رعایت کند یا در واقع انسان خوب کسی است که قانون نتواند مدرکی علیه او داشته باشد. ارزشهای دیگری مثل حیا و عفت و انفاق و ایثار و . . . در قانون وجود ندارد و چیزی که در قانون وجود ندارد لازم نیست اجرا شود.

انسان غربی به این قانون اعتماد کرده است و سعی کرده است خوشبختی و سعادت را در زیر سایه ی  آن جستجو کند .

اما قانون را چه کسانی نوشته اند ؟ جواب این سوال در غرب بسیار روشن است : سرمایه داران!  جرج واشینگتن ، توماس جفرسون و . . . سایر بنیانگذاران و قانون گذاران آمریکا همه از سرمایه داران و ملاکین بزرگ بوده اند .   این سرمایه داران هستند که نظام کاپیتالیسم را بوجود آورده اند و قانون آن را نوشته اند . اگر چه رونما ممکن است چیز دیگری جلوه کند اما  در ذات قانون سرمایه داری ، بهترین انسانها همان سرمایه داران هستند . این را قانون و مجلس سنا (اعیان) میگوید. بنابراین انسانیت انسان  غربی را سرمایه داران تعیین میکنند و یک انسان غربی این را پذیرفته است. در طول سالیان متوالی سرمایه داران با زیرکی توانسته اند اعتماد انسان غربی به خود را با تکیه بر اعتماد به قانون حفظ نمایند.

اما ورق در حال برگشتن است . جنبش بی سابقه و ناباورانه ی وال استریت ! زنگ این برگشت را به صدا در آورده است. جنبش وال استریت و دامنه ی گسترده ی آن در اروپا یک معنی دارد : انسان غربی اعتماد خود را به سرمایه داران از دست داده است .

در حال حاضر وابستگی و پیوستگی محکم بین سرمایه داران و قانون در بین مردم غرب به روشنی احساس نشده است . آنها  تصور میکنند که فقط درحال مبارزه با سرمایه داران هستند درحالیکه این درست نیست . زیرا مبارزه با سرمایه داران  ، مبارزه ی با قانون هم هست.

اعتماد مردم به سرمایه داران از بین رفته است این یعنی اعتماد مردم به قانون از بین رفته است. همان قانونی که معیار خوب  و بد بود. آن معیار! دیگر نیست. وجود ندارد. یعنی خوب وبد یکی شده است و جدا کننده ای برای آنها موجود نیست.  حال که قانون نیست پس چه کسی باید ها و نباید ها را به مردم خواهد گفت ؟  چه میزانی برای خوب و بد وجود خواهد داشت ؟ خدا را که از دست مردم گرفته اند ! و اعتماد مردم را به خدا از بین برده اند. اکنون در غیاب قانون و خدا ، خوب و بد مفهوم خود را از دست میدهد  و انسان به یک موجود رها شده تبدیل گشته و در اختیار خواسته ها و امیال آنی خود قرار می گیرد.

چه کسی کشتن انسان را حرام و غیر مجاز خواهد کرد ؟  آیا خدا ؟  برای انسان غربی که خدایی وجود ندارد!   آیا قانون ؟  دیگر قانونی وجود ندارد!

فاصله ی انسان غربی با آدمخواری به اندازه فاصله زمان تمرین و برگزاری مسابقه ی فوتبال است . لندن نشینها در حال تمرین هستند !

 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٦/٢٩

سید حسن نصرالله دیروز در سخنرانی استثنایی خود در جمع معترضین به هتاکان به ساحت پیامبر گرامی حماسه دیگری آفرید و جمع انبوه و فشرده حاضرین را یکصدا با خود به خروش آورد و جملاتی زیبا و قاطع و پرمفهوم را از زبان مردم جاری ساخت . همه مردم یکصدا و هماهنگ و باعزم راسخ از صمیم قلب و با صدای رسا و بلند مثل یک سوگند نامه ی عظیم با سید حسن تکرار کردند که :

ای پیامبر خدا… جان و خونم… پدر و مادرم… خانواده و فرزندانم… و همهٔ اموالم… و هر چه خدا مرا از آن بهره‌مند ساخته… فدای کرامت تو… و آبرو و شرافت تو… خون‌های ما… جان‌های ما… فرزندان ما… زندگی ما… بی‌ارزش است در برابر… کرامت پیامبر خدا… آبروی پیامبر خدا… شرافت پیامبر خدا… و خدا شاهد آن‌چه می‌گوییم است… و خون‌های شهدایمان شهادت می‌دهند… و زخم‌های جانبازانمان شهادت می‌دهند… و خانه‌های ویرانمان شهادت می‌دهند… تا آخرین قطرهٔ خونمان… سکوت نخواهیم کرد… در برابر توهین به پیامبرمان… و فریادمان خروشان خواهد ماند… «لبیک یا رسول الله»....

 به یقین ، این عظیم ترین و باشکوهترین سوگند نامه ی تاریخ بود .

 

وقتی که ایمان خالص و  شجاعانه ی سید حسن در قلبش جوشید و گدازه های این عشق آتشین از دهانش فوران کرد و این سخنان استثنایی و پر شور و حماسی از حلقوم سید حسن برخواست ، حنجره های همه مومنان جهان و یقین میدانم ملائک نیز به حنجره ی او پیوند خورد و فریاد سید حسن در قالب کلمات آتشین و مقدس از یک حلقوم واحد و قدرتمند جهانی  در آسمان جهان طنین افکند . 

وقتی این فریاد از بیروت برخواست ، حنجره های ما نیز بهمراه غریو آنان به ارتعاش درآمد و با آن جمعیت عظیم همنوا گردید . این فریادهای هماهنگ که از عمق جان مردم سراسر دنیا برآمد و از زبان سید حسن با فاخرترین کلمات و عبارات جاری گردید پایه های کاخ ظلم و ستم استکبار را لرزانید و زانوهای کاخ نشینان سفید و سیاه را سست کردو  ستون کاخها ترک خورد .  باش تا صبح دولتش بدمد !

هتاکان به پیامبر گرامی و رحمت عالمیان  و در راس آنها آمریکای خونخوار باید بدانند که جواب ما مسلمانها به  بی ادبی آنها  در حرف و عمل همینگونه خواهد بود که سید حسن پرده های زیبایی از آن را به نمایش گذاشت . آمریکا تصور نکند که ما به شعار پوچ گفتگوی تمدنها فریفته شده و سلاح ایمان و جهاد خویش را بر زمین تسلیم گذاشته ایم!  نکند آمریکا خیال کرده است که شبهه افکنی برخی افراد سست عنصر داخلی که با شعار تساهل و تسامح سعی در ایمان زدایی از جامعه را داشتند  کارساز شده  که اینگونه گستاخانه دست به کار شده است؟

آمریکا بداند که امیدی که به لبخند تسلیم آمیز مصلحت جویان و مذاکره جویان و گفتگو طلبان سست ایمان داخلی بسته است با یک خروش آگاهانه و شجاعانه امثال سید حسن به یاس و نومیدی تبدیل خواهد شد و به رغم همه ی مفسده های آنها روزی شکوفه های سعادت بشریت از گلدسته های مساجد خواهد دمید.




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٦/٢٥

گاهی باید اشتباهات فاحش  را گوشزد کرد مخصوصا اگر در سطح ملی باشد. اگرچه ممکن است این اشتباهات در نظر اول زیاد مهم به نظر نیایند اما دانستن و گفتن صحیح همیشه مورد انتظار است.

مورد اول آنکه  ترکیب "کشورهای خارجی" که زیاد هم استفاده میشود یک ترکیب اشتباه یا بهتر بگویم یک ترکیب زاید است چون همه کشورها خارجی هستند  و چیزی بنام  "کشورهای داخلی"  وجود ندارد . بلکه بهتر است گفته شود : سایر کشورها  یا کشورهای دیگر

 

مورد دوم اینکه اکثر مردم تصویر زیر را ، تصویری از کاخ سفید میدانند . اگر شما هم فکر میکنید تصویر زیر مربوط به کاخ سفید است تصورتان واقعیت ندارد.

این عکس مربوط به ساختمان کنگره ملی آمریکاست و تصویر زیر مربوط به کاخ سفید است . اگر چه ساختمانهای کاخ و  کنگره متفاوت است اما ساکنین هر دو ساختمان  در یک چیز مشترک هستند و آن اینکه هر دو عمیقا از کشتن انسان لذت میبرند و با اینکه رنگ ساختمان ها سفید است اما قلب های سیاه در آن سنگر گرفته اند  :

کاخ سفید

مورد سوم ترکیب "آب وهوا " است . یعنی ما بجای اینکه از چگونگی هوای یک مکان بپرسیم از آب و هوای آنجا سوال میکنیم در صورتیکه ممکن است مکان مورد سوال ما اصلا آب نداشته باشد.




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٦/٢٥

توماس جفرسون یکی از کسانی است که در پایه گذاری حکومت آمریکا نقش اساسی داشته است و بیشتر مواقع از او بعنوان بنیانگذار آمریکا یاد میشود. او اعلامیه استقلال آمریکا از یوغ  استعمار انگلیس را نوشته است .  در سرتاسر تاریخ تشکیل حکومت آمریکا  که از 236  سال پیش  به این سو بوده است  سیاستهایی را می بینیم که با زرنگی تمام پایه ریزی و نگاشته شده و هدف اصلی آن تعمیق نفوذ سرمایه داران  و جلوگیری از توزیع ثروت و قدرت در جامعه بوده است .  آنها بر این اساس  نظریه پردازی را شروع کرده اند و با هوشمندی زیاد اهداف خود را در قالب این نظریه ها پی میگیرند.

اهداف آنها طوری نیست که بتوان به صراحت آن را در جامعه طرح کرد زیرا عموم مردم هرگز چنان اهداف سودجویانه ای را برعلیه خود قبول نمیکنند . به همین خاطر نظریه پردازان آنها ، همیشه از ادبیات دوگانه برای جاسازی اهداف خود در قالب عبارات عامه پسند استفاده میکنند.  آنها جملات درست را در کنار خواسته های غلط (اهداف اصلی خود) قرار میدهند و طوری  آنها را باهم ترکیب میکنند که مخاطب نتواند به سوء نیت آنها پی ببرد و در نهایت ، با استفاده از وجاهت حرفهای درست ،  اهداف سوء خود را به جامعه می قبولانند.

سخن زیر از توماس جفرسون یکی از همین نمونه هاست . او میخواهد مردم فرصتی برای اعتراض به حاکمان پیدا نکنند و صاحبان ثروت در کمال آرامش به انباشت سرمایه مشغول شوند . این است که شم نظریه پردازی ایشان گل میکند و چنین حکم مینماید : 

یک دَم، دست از تلاش برندارید. این گونه، زمانی برای شکایت کردن پیدا نمی‌کنید. اگر همیشه در حال انجام دادن کاری باشیم، به کامیابی ‌های باور نکردنی می‌رسیم.

او اعتقاد دارد که مردم را آنقدر باید به کار کردن وادار کرد که دیگر رمقی برای انتقاد و اعتراض نداشته باشند و این حرف خود را چنان ماهرانه در لفافه ای از جملات زیبا قرار میدهد که  برای همه خوشایند است . . . واکنون سالهاست که مردم آمریکا از صبح تا شب مثل اسب کار میکنند و فرصتی برای اعتراض و شکایت کردن نمی یابند (همان وضعی که دولتهای فخیمه سازندگی و اصلاحات 16 سال تمام کشور را به آن سو هدایت کرده اند و از کشور ما کپی ناخوانایی از غرب ساخته اند ) و اکنون که بیکار شده اند و شغلشان از دستشان رفته است تازه فهمیده اند که : میتوان به حکومت اعتراض کرد و میتوان وال استریت را اشغال نمود.




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٦/٢٥

شهادت دهید  : لا اله الا الله  ،  محمد رسول الله

و برای اینکه نشان دهیدبه شهادت خود واقعا و عملا ایمان دارید فریاد بزنید  :

مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل

در غیر اینصورت به شهادت خود شک کنید .  امروز پیاده کردن شهادتین در عمل مبارزه با آمریکاست .  ایمان کسانیکه امروز حرف از سازش و رابطه ی با آمریکا میزنند تعارفی بیش نیست.

محمد رسول الله  -  مرگ بر آمریکا - Down with USA

آمریکا و اسرائیل با ساختن فیلم توهین آمیز در مورد پیامبر گرامی نشان دادند که در راستای جنگ افروزی گام برمیدارند. آنها میخواهند افکار عمومی را محک بزنند که  مردم مسلمان سراسر جهان تا چه میزان به اعتقادات پایبند بوده و میزان تعصب و وفاداری مردم جهان به اعتقادات اسلامی و مقدسات چقدر است.

آنها میخواهند میزان آسیب پذیری خود را درجهان پس از وقوع یک جنگ محاسبه نمایند . آنها با این توهین میخواهند نهایت خشم  وغیرت دینی مردم  مسلمان را اندازه بگیرند.  این نشان میدهد که آنها اگر از  عکس العمل مردم  نترسند هر روز جنگ تازه ای راه می اندازند و در خونریزی برای کسب ثروت و قدرت هیج معیاری را رعایت نمیکنند.




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٢/۱٢

ترکیب "شرق و غرب "  کنایه روشنی از فاصله های عمیق است . وقتی گفته میشود که از دونفر یکی در شرق است و یکی در غرب است یعنی  آن دو  فرد ، دورترین فاصله ها را از هم دارند . اما جالب است بدانیم که دوکشور آمریکا و روسیه که یکی در غرب و دیگری درشرق کره زمین واقع شده اند تقریبا در همسایگی هم قرار دارند و فاصله آنها از هم به اندازه عرض تنگه برینگ یعنی فقط  80 کیلومتر است.

جالب تر اینکه آمریکا در شرق روسیه واقع شده است زیرا خورشید روسیه از سمت آمریکا طلوع میکند. و روسیه در غرب آمریکا قرار دارد چون خورشید آمریکا در روسیه غروب میکند.

,,...  رب المشرقین و رب المغربین  ...,,

آمریکا - روسیه




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٢/۱۱

جالب است بدانید که جزیره هاوایی یکی از ابالتهای آمریکاست (ایالت پنجاهم) که فاصله آن با آمریکا بیش از 3800 کیلومتر یعنی حدود یک سوم (3/1) طول قاره آسیاست.  استان هاوایی بصورت وهم انگیزی در وسط اقیانوس آرام تنها در محاصره آب قرار دارد.  جمعیت آن کمی بیش از 1 میلیون نفر و مرکز آن شهر هو نو لولو  است .مهمترین تجارت آن شکر و آناناس است . هاوایی به زبان بومیان یعنی سرزمین خدایان!!!

 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱/٢٧

خانم  اشتون قبل از دیدار با جلیلی  با گردن و سینه باز:

ashton  اشتون

خانم اشتون در دیدار با جلیلی با گردن و سینه پوشیده:

اشتون  ashton

مهم نیست که رفتار خانم اشتون در اصلاح پوشش خود در دیدار با جلیلی  نشانه شخصیت مثبت او در احترام  به نماینده ایران بوده یا فقط به دلایل سیاسی  و دیپلماتیک بوده یا هر دلیل دیگر !

مهم این است که  آدمهای اخلاق گرا و متعهد و سالم دنیا و بخصوص مسلمانان بدانند که فرهنگ مطلوب مردم ایران ، خواستار این رفتار است !  سلامت ارتباط بین زن و مرد حتی در مهمترین تعاملات جهانی!

مهم این است که زنان محجبه تحقیر شده در جوامع فاسد  ، احساس هویت کنند و از شدت تحقیر ایشان کاسته شود. و بمب اتمی مجبوبیت جمهوری اسلامی در دلشان شکوفا شود.

من در هم ذات پنداری  خود به عنوان یک شهروند عربستانی مشاهده میکنم که رئیس کشورم فهد است که با تقلید محض و تحقیر آمیز از غربیها با زنان بیگانه دست میدهد و روبوسی هم میکند و شراب هم مینوشد و همه اینها را به بهانه عرف بین الملل انجام میدهد  و خود را ام القرای  کشورهای اسلامی میداند  ودر کنار این میبینم که نماینده جمهوری اسلامی ، عرف غلط بین الملل را با قوانین اسلامی می سنجد و اسلام را از عرف بین الملل بالاتر میداند و با زن  بیگانه حتی اگر در بالاترین سطوح دیپلماتیک و رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا  باشد دست نمیدهد ! و عرف بین الملل را با فرهنگ اسلامی خود سازگار میکند ! برخلاف برخی از مرعوب شده گان تمدن غرب که برعکس این عمل میکنند و در پی سازگاری اسلام با مدرنیته هستند (مثل آقای خاتمی خودمان)! . . .

من از دیدگاه شهروند مثلا عربستانی ، دیگر عرف بین الملل را بعنوان عذر موجهی  برای  شراب خواری  دولتمردان کشورم  نخواهم پذیرفت و دست دادن با زن بیگانه را بعنوان اجباری از سوی قوانین دیپلماتیک قبول نخواهم کرد و تکرار اینگونه اعمال از سوی ایشان را نه به دلیل اجبار ، بلکه حاکی از فساد اخلاقی آنها خواهم دانست و به حاکمان کشورم در قبال این اعمال ضد اسلامی اعتراض خواهم کرد. دیگر فریبی به نام عرف بین الملل و رفتار دیپلماتیک پوششی برای شخصیت فاسد حاکمان کشورهای اسلامی نخواهد بود.

همینطور من به عنوان یک شهروند مصری با رئیس جمهوری مثل حسنی مبارک  فاسد،  یک شهروند یمنی با صالح  ،  یک تونسی با  . . .  ، یک بحرینی ، یک الجزایری ، یک اردنی و . . . میلیونها شهروند مسلمان در سراسر ممالک اسلامی با حاکمان فاسد ترسو و منفعل  وقتی به رفتار مقتدرانه نماینده جمهوری اسلامی که منطبق با اسلام ناب است نگاه میکنم  . . .  احساس غرور میکنم ،  من اورا نماینده واقعی خودم میدانم  نه حاکم کشور خودم را ، از حاکمان بی لیاقت ضد اسلام و نوکر آمریکا بیزار میشوم  و  از آمریکا و غرب بیزارتر !  حفظ اقتدار جمهوری اسلامی را عین حفظ اقتدار خود و ملت و کشور خود می یابم و برایش آرزوی توفیق میکنم و برای رسیدن به آن مقصود ، در کشور خودم مشق استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی مینویسم .

حتی من به عنوان داود اوغلو ی ترکیه ای به خودم نگاه میکنم که با یک بشکن اوباما دوان دوان به حضورش شرفیاب میشوم و دنبال اشتون  قدمهایم دوتا یکی میکنم  اما همین اشتون برای دیدار با نماینده ایران  خود را جمع و جور میکند و به اصلاح وضع خود میپردازد.  و همین نگاه را از جانب میلیونها مردم دیندار و مسلمان ترکیه به نماینده خودشان و نماینده ایران می اندازم  و عزت جمهوری اسلامی را با عزت اعتقادات خودم یکی میبینم و آرزوی توفیقش را دارم و حتی برایش هزینه هم میکنم.

. . . و بدینسان بمب اتمی جمهوری اسلامی با چراغ خاموش بر سر آمریکا و نوکرانش فرو میریزد! و نور امید در دل مردمان خداجوی پهنه گیتی جوانه میزند و بیداری اسلامی  در مسیر شکوفایی قرار میگیرد  و آمریکا همچنان در حماقت اولویت بندی گزینه های روی میز خود  سر در گم میشود .

والسلام

 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱/٢٧

وقتی تمام روزنه ها بسته باشد ، خورشید از تابیدن به درون باز داشته میشود  فقط به این صورت است که میتوان با خورشید مبارزه کرد.  خورشید را نمیتوان از تابیدن باز داشت ولی میتوان خود را از نور خورشید محروم کرد. فقط در تاریکی میتوان با خورشید جنگید . به محض اینکه روزنه ها بازشود در اولین  لحظه رویارویی ، خورشید! غلبه خواهد کرد و تاریکی محو خواهد شد.  حتی شعاع باریکی از خورشید به انبوه تاریکی غلبه میکند. خورشید لازم نیست که با تمام نیرو به جنگ تاریکی برود بلکه جرقه کوچکی هم میتواند دنیایی از تاریکی  را از بین ببرد.

خورشید همیشه غالب است  چون همیشه میتابد، این ما هستیم که یا برخورداریم یا محروم !  آنکه خود را  از نور خورشید محروم کرده است تصور میکند که بر خورشید غالب شده است ، زیرا  خورشید را نمی بیند و می پندارد که خورشید نابود گردیده است اما خورشید میتابد و بر هر کسی که لایق باشد روشنایی می بخشد. شکست در قاموس خورشید نا مفهوم است.

آنکس که از آفتاب بهره ببرد از نورش نمی کاهد و به نورش اضافه نیز نمیکند و آنکه از تابش آفتاب به خود ممانعت کند نیز از آفتاب چیزی نمیکاهد. آفتاب بر هر کس که آن را ببیند غالب  میشود و غلبه او چیزی جز بخشیدن لطف و نور و انرژی و پاکی نیست.

 آفتاب

جمهوری اسلامی به محض اینکه دیده شود پیروز است !  آمریکا فقط در صورتی میتوانست  کاری از پیش ببرد که  ایران را از دید دنیا مخفی نگه میداشت  و شاید میخواست همینطور هم باشد اما سیاستهایش نتیجه عکس داده است و چاه کن اکنون خود را ته چاه می بیند. 

آمریکا برای نابودی جمهوری اسلامی  ، هرچه در زیر کلاهش داشت بیرون آورد و آخرین آن اتهام ساخت بمب هسته ای بود که به ایران وارد کرد و اتفاقا با همین اتهام  نیز گور خود را عمیقتر از همیشه در حال کندن است.  آمریکا در حالی به دنبال بمب اتمی در ایران میگردد که در کمال حماقت از یک حقیقت غافل مانده است  و آن اینکه بمب های هسته ای ایران سالهاست تولید شده و مدتهاست که در سراسر دنیا یکی پس از دیگری در حال انفجار است .  گوشهای آمریکا برای شنیدن صدای این انفجارها بیش از حد نا کارآمد است اما لرزش حاصل از آنها را با تمام وجود حس میکند ولی به دلیل ضعف مفرط شنوایی سمت و سوی آنها را تشخیص نمیدهد و گیج و منگ به این سو و آن سو سر میچرخاند و  منفعلانه و مضطرب ، دیگران را به اتهامات بی اساس متهم میکند و دیوانه وار به اطرافش چنگ میزند و هر از گاهی کسی را زخمی میکند و البته عده ای از زخمی ها نیز از اطرافیان و نزدیکان و دوستان خود او هستند.

 

آمریکا باید بداند که  انفجار های زنجیره ای بمبمهای اتمی زمان بندی شده جمهوری اسلامی شروع شده و در حال عملکرد خودکار است و  هیچ بازدارنده ای قادر به توقف آن نیست و نخواهد بود و این تلاشهای ابلهانه شما هرروز شما را به انفجار دیگری  نزدیک میکند و مرگ حتمی تان را به تقریب میکشاند.

بمب اتمی ایران در سال 57 و با شعار " امروز ایران ، فردا فلسطین" که همه دنیا آن را شنیدند منفجر شد! بمب اتمی ایران  با سقوط شاه و در تسخیر لانه جاسوسی و شکست خفت بار آمریکا در صحرای طبس و باز تاب آن در دنیا منفجر شد! بمب اتمی ایران زمانی بر سر شما فرو ریخت که رزمندگان اسلام برای رفتن روی مین از هم سبقت گرفتند و با هر بدنی که از خود منفجر کردند چاشنی بمبی اتمی را نیز برای شما آتش زدند  . بمب اتمی ایران در شکست صدام منفجر شد! بمب اتمی ایران در نامه امام به گورباچف منفجر شد! بمب اتمی ایران در عقب نشینی اسرائیل از جنوب لبنان منفجر شد!

بمب اتمب ایران در میادین ورزشی منفجر شد وقتی که مردم مسلمان کشورهای سراسر دنیا مخصوصا کشورهای عربی از تسلیم و فساد و بی لیاقتی مفرط حاکمان خود احساس سرشکستگی میکردند با دیدن تحقیر اسرائیل در میادین ورزشی از سوی ایران احساس غرور کردند و برای خوش غیرتی ایران اشک شوق ریختند و پس از سالها تحقیر احساس غرور کردند. ورزشکاران کشورهای مسلمان از هر مسابقه ورزشی چاشنی های بمب اتمی با خود به کشورهای خود بردند تا پایه های کاخ حاکمان خودشان و نوکران شما را بلرزانند.

بمبهای هسته ای ایران بیشمارند و ازدیدن آنها چشمتان سیاهی خواهد رفت .

اسلام متعالی ما ، فرهنگ جهادی و شیعی ما ، قرآن عزیز ما ، هنر متعهد ما  ، تئاتر و سینمای معنی گرای ما ،  بازیگران زن و مرد با حجاب ما ، دیپلماتهای انقلابی ما ، میزهای دیپلماتیک خالی از شراب ما ، نویسندگان مسلمان و غیر مسلمان پاک ما ، دانشمندان معتقد و با ایمان ما ، دانش آموزان و دانشجویان نخبه ی المپیادهای بین المللی ما ، قاریان قرآن بین المللی ما  و . . . .  همه سفیران فرهنگی ایران ، انبوهی از انرژیهای فوق اتمی هستند که ظرفیت متلاشی کردن چند باره ی همه دنیای فاسد و بی مایه شما را دارند.

سالهاست که همه این ها به محض اینکه در دنیای  مملو از بی بند وباری ها و شنیع کاریهای شما دیده شده اند ، بمبی از آگاهی و تعهد و اسلام خواهی و فساد ستیزی را  در دل مردمان  خسته از جور و ستم و فساد را ترکانده اند .  اینها هرجا دیده شده اند شما شکست خورده اید چون قلبشان از نور اسلام روشن بوده است و خورشید به محض اینکه دیده شود غلبه میکند و جمهوری اسلامی آن هنگام که  دیده شود همان لحظه پیروز است و آنگاه که دیده شود شمارا یارای مقاومت نخواهد بود .

والسلام




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱/٢٤

اظهار نظر در باره صحبتهای آقای هاشمی رفسنجانی بسیار متنوع بوده و از جنبه های متفاوت مورد نقد قرار گرفته است و سوالاتی مطرح گردیده است و برخی نظراتی که گفته شده  نشان میدهد که جایگاه صحبتهای ایشان هنوز برای برخی روشن نیست. برخی از اینکه کلمات نامناسب در مورد ایشان بکار برده میشود نگران هستند و میترسند اغراض شخصی برای ترور شخصیت ایشان در کار باشد و برای برخی هنوز روشن نیست که آیا نقد صریح هاشمی به نفع انقلاب است یا به ضرر آن و برخی هنوز هم هاشمی را ستون انقلاب میدانند و معتقدند  به هر قیمت باید شخصیت ایشان حفظ شود و مصون از نقد باشد. به دور از احساسات بیایید یک گفتگوی کاملا بی طرفانه را طرح کنیم  برای روشن شدن مطلب باید به مطلب اصلی پرداخته شود و روشن شود که : آیا برقراری ارتباط با آمریکا خوب است یا بد ؟  البته این سوال هم بیش از حد کلی است و باید تجزیه شود.

1- برقراری رابطه ایران با آمریکا  خوب بوده و هست و خواهد بود.

2- برقراری رابطه ایران با آمریکا بد بوده ولی الان خوب است و شرایط عوض شده است.

3- برقراری رابطه ایران با آمریکا  بد بوده و بد هست ولی ممکن است در آینده خوب شود.

4- برقراری رابطه ایران با آمریکا بد بوده و بد هست و بد خواهد بود

5- چرا از آمریکا غول ساخته اید ، برقراری رابطه ایران با آمریکا  مثل کشورهای دیگر است و هیچ فرقی با سایر کشورها ندارد. بسته به منافع ملی طرفین ، زمانی ارتباط زیاد میشود وزمانی کم میشود و ممکن است زمانی هم اصلا ارتباط نباشد.

6- برقراری ارتباط با آمریکا میتواند و باید فقط اقتصادی باشد و در زمینه های فرهنگی میتوانیم با او مراوده نداشته باشیم

7- برقراری رابطه ایران با آمریکا باید اقتصادی و فرهنگی و سیاسی باشد و در همه زمینه ها  مراوده داشته باشیم . سخنها را بشنویم و بهترین آن را انتخاب کنیم و در ضمن فرهنگ غنی خود را هم به آنها بشناسانیم و تاثیر گذار باشیم. ما که نباید دیوار آهنی دور خود بکشیم و در دنیا منزوی باشیم.

8- آمریکا قدرت برتر دنیاست و برقراری رابطه ایران با آمریکا  یک انتخاب نیست بلکه یک اجبار است و ما باید برای بقای خود  یا کم کردن هزینه های اداره کشور به این اجبار تن بدهیم و خود را با آن سازگار نماییم. در غیر اینصورت نابود خواهیم شد.

9- ما میتوانیم اعتقادات خودمان را داشته باشیم و اهداف خودمان را دنبال کنیم و در عین حال با آمریکا ارتباط داشته باشیم فقط کافیست از خط قرمز های هم عبور نکنیم . حتی اگر خط قرمز آمریکا اسرائیل باشد . حتی اگر خط قرمز آمریکا جدایی اسلام از سیاست کشور باشد  ، حتی اگر تفکر آمریکایی "یا با ما یابر علیه ما " باشد.  در اینصورت ما انقلاب مان را حفظ میکنیم و در عین حال خط قرمز آمریکا را هم رعایت میکنیم و با اسرائیل دوست میشویم و در کشتار فلسطینیان و مسلمانان مشارکت میکنیم و از دخالت اسلام در امورات کشور جلوگیری میکنیم و هزینه مبارزه با آمریکا و اسرائیل را به صفر میرسانیم و به یک ملت سرمایه دار و خوشبخت تبدیل میشویم و به این ترتیب با حفظ اعتقاداتمان با آمریکا هم ارتباط برقرار میکنیم.

 

( بین پارانتز :  به عنوان مثال یکی از خطوط قرمزی که باید با آمریکا به توافق برسیم و پروتکل همکاری امضا کنیم یا حداقل در باره آن اعتراض نکنیم  مورد زیر است

در فاصله روزهای 25 تا 27 شهریور سال 1361 در اردوگاه های فلسطینی صبرا و شتیلا در جنوب بیروت جنایاتی در جریان بود که هنوز بعد از گذشت سالها ابعاد آن به طور کامل روشن نشده است .

به گزارش سرویس بین الملل بی باک، در این جنایات تکان دهنده صهیونیستها و مزدوران آنها در لبنان به فرماندهی «آریل شارون » هزاران نفر از کودک و زن و پیر و جوان آواره فلسطینی را به خاک و خون کشیدند که برخی آمارها، تلفات این فاجعه را تا 6 هزار نفر ذکر کرده اند .


پرانتز بسته )

(لازم به ذکر است در مورد سایر بشر نوازی های آمریکا و اسرائیل برعلیه ملل تحت ستم خصوصا مسلمانان که در راستای حفظ خطوط قرمز آمریکا هنوز هم بی وقفه ادامه دارد  بعلت اینکه برای برقراری ارتباط  دوستانه ضرر دارد  سخنی به میان نمی آید)

پس از روشن شده سوالات فوق است که شنونده ی صحبتهای آقای هاشمی خودش میتواند تصمیم بگیرد که ایشان حرف خوب یا بدی زده است. و البته در مورد شخص آقای هاشمی هم چون مسئولیتهای حیاتی داشته ودارند در ارتباط با این موضوع نکاتی باید با جزئیات بیان گردیده و روشن شود که  به نظر آقای هاشمی  کدامیک از موارد زیر درست است ؟

1- آمریکا بد است      -     اما ارتباط لازم است

2- آمریکا خوب است    -     و ارتباط لازم و مفید و ضروری است

3- آمریکا نه خوب است نه بد بلکه مثل سایر دولتها ست  -  ارتباط مثل سایرین باید باشد

4- من از دوران شاه سابق هم با ارتباط موافق بودم

5- من از پیروزی انقلاب به بعد ضرورت ارتباط را متوجه شدم

6- من از اواسط جنگ به این امر اعتقاد پیدا کردم

7- من بعد از جنگ و اواخر عمر امام به این ضرورت پی بردم

8- پنهان کردن حداقل 20 ساله نظراتم از مردم و علنی نکردن آن بخاطر مصلحت کشور بود

9- من در تمام این مدت هیچ اقدام پنهانی برای نزدیک شدن به آمریکا انجام نداده ام

10- من در این مدت کارهایی را پشت پرده با هماهنگی آمریکا به نفع کشور انجام داده ام ولی به صراحت به ملت نگفته ام تا امنیت ملی به خطر نیافتد

نظر آقای هاشمی در این مورد هم روشن گر خواهد که معلوم شود به نظر ایشان چرا شعار مرگ بر آمریکا هرگز از دهان مردم محو نشده است

1- نگویید از دهان مردم بلکه بگویید از دهان عده قلیل و ناچیزی از مردم محو نشد

2- مردم از روی عادت و احساسات این شعار را میگویند . چون 30 سال این شعار را داده اند دیگر زبانشان به این شعار عادت کرده است . برخی هم چون انقلاب کرده اند و جبهه رفته اند و جانباز شده اند و شهید داده اند و رنج کشیده اند میخواهند خود را توسط این شعار تسکین دهند . آنها میخواهند برای رنجهایی که کشیده اند مقصری بتراشند و از آن انتقام بگیرند  چه دیواری کوتاهتر از دیوار آمریکا؟

3- مردم عوام هر چه را که سیاسیون اراده کنند و برنامه ریزی کنند همان را شعار میدهند و از لحاظ سیاسی ارزشی ندارد و قابل اتکا نیست و الان هم برخی از سیاسیون نظرات خود را به مردم القا میکنند و شعار دلخواه خودشان را در دهان مردم میگذارند.

4- مردمی که این شعار را میدهند عموما از طبقه پایین جامعه هستند و رای و نظر آنها از کیفیت کافی برخوردار نیست و نباید در تصمیم گیریهای سیاسی دخیل شود

5- صرف نظر از اقل یا اکثر بودنشان  حتی بدون لحاظ کیفیت رای شان  ، هرچه باشند فهم درستی از مطلب ندارند چون در جریان مراودات سیاسی نیستند . این ما هستیم که در بطن سیاست قرار داریم و خطرات ناشی از آن  شعارها را که متوجه ملت و انقلاب است از نزدیک لمس میکنیم و باید تصمیم عاقلانه بگیریم.

6- "آمریکای جهانخوار" یک اصطلاح نادرستی بود که به آمریکا چسبانده اند .

7- آمریکا جهانخوار بوده ولی دیگر نیست .

8- آمریکا جهانخوار است اما رابطه با او برای ما مفید است و مجبوریم و چاره دیگری نداریم.

9- اتلاق "شیطان بزرگ" به آمریکا اشتباه محض بوده است  و  توهین به یک کشور مستقل و یک دولت برتر است.

10- آمریکا شیطان بزرگ است اما رابطه با شیطان هم برای ما مفید است.

11- هرچه بدی و شرارت و جنایت در مورد آمریکا  میگویند درست است اما بعضی مواقع فرار کردن هم نشانه مردانگی است  به قول ابوسفیان : شرف من بر پشت شترهای من است .




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱/٢٢

بنا به فرموده آقای هاشمی  رفسنجانی که گفته اند :

" من در سالهای آخر حیات امام(ره) نامه‌ای را خدمتشان نوشتم ، تایپ هم نکردم. برای اینکه نمی‌خواستم کسی بخواند و خودم به امام دادم. در آن نامه هفت موضوع را با امام مطرح کردم و نوشتم که شما بهتر است در زمان حیاتتان ، اینها را حل کنید ، در غیر این صورت ممکن است اینها به صورت معضلی سدّ راه آینده کشور شود . گردنه‌هایی است که اگر شما ما را عبور ندهید ، بعد از شما عبور کردن مشکل خواهد بود... یکی از این مسایل رابطه با آمریکا بود ."

در مورد هفت موضوع یا به برداشت حقیر هفت فرمانی که ایشان به امام صادر کرده اند من سوالی دارم که جوابش می تواند در نوع خود جالب باشد ، اولین موردی که خودشان گفته اند  " لزوم برقراری ارتباط با آمریکا بوده است " به نظر شما شش مورد دیگر چه میتواند باشد؟

1- با آمریکا ارتباط برقرار کنیم

2- بعنوان اولین پیامد بند اول بجای اسرائیل فلسطین را محو کنیم

3- ولایت فقیه را محترمانه و داوطلبانه لغو کنیم

4- حجاب را اختیاری کنیم

5- بعنوان پیامد بند 4 ، مجازات اسلامی را از قانون برداریم

6- از کلمه ربا گناه زدایی کنیم

7- همه دانشگاهها را مثل دانشگاه آزاد ، اسلامی کنیم

7 مکرر - نام ایران را به پیروی از برادران باشکوه عربستان سعودی عوضش کنیم بگذاریم : ایرانستان رفسنجانی !




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱/٢۱

جناب آقای هاشمی رفسنجانی !

حالا که فهمیدیم باید با قدرت برتر مذاکره کرد و اگر حرف ما را پذیرفت تمام و اگر ما حرف او را پذیرفتیم تمام !  خوب وقتی او در نگاه شما قدرت برتر دنیاست ،  معلوم است که نمیتوانید حرفتان را با قدرت به او بزنید و معلوم است که قدرت برتر حرفش را به کرسی مینشاند !  پس معنی درخواست مذاکره یعنی چه ؟  شما به این علت مذاکره را قبول کرده اید که پذیرفته اید آمریکا قدرت برتر باشد.

اینکه میگویید اگر او حرف ما را پذیرفت ، تمام ! حرف بی معنایی است چون او سالهای طولانی است که حرف ما را نپذیرفته است  زیرا ما با او مذاکره رودر رو کرده ایم:

ما به واسطه مبارزه با رژیم شاه 20 سال با آمریکا مذاکره کردیم  و گفتیم که رژیم فاسد ضد دین نمیخواهیم ولی او با حمایت از شاه حرف ما را نپذیرفت!

ما با ساقط کردن رژیم شاه با آمریکا مذاکره کردیم  وگفتیم که ما در حرف خود جدی هستیم ولی او با حمایت از شاه فراری و تحریم ما حرف ما را نپذیرفت !

ما با تسخیر لانه جاسوسی با آمریکا مذاکره کردیم و گفتیم که ملت ما دوست ندارد کشورش جولانگاه جاسوسان او باشد و لی او با عبدالمالک ریگی و دهها نمونه دیگر پاسخ داد که نمی پذیرد.

ما با خنثی کردن کودتا های رنگین بعد از انقلاب با آمریکا مذاکره کردیم ولی او نپذیرفت!

ما با مقابله با قائله کردستان با آمریکا مذاکره کردیم ولی او نپذیرفت!

ما با تحمل 8 سال جنگ با آمریکا مذاکره کردیم ولی او نپذیرفت !

. . .

میفرمایید اگر ما حرف او را پذیرفتیم ، تمام ! 

خوب جان جانان! همه گرفتاری های انقلاب ما از این است که حرف او را قبول نکردیم ! در یک جمله انقلاب ایران یعنی قبول نکردن حرف زور آمریکا ! چون حرف او این بود که  شاه فاسد بر سر کار باشد و الان هم با حمایت از تروریستهایی نظیر منافقین و سلطنت طلبها بازهم حرف او همین است. او میگوید همینطور که من میگویم زندگی کنید ، مثل لوس انجلس نشینها ، بی دین و لامذهب و فاسد و مطیع!  آیا حرف او را می پذیرید؟ آمریکا کدام حرف خود را نزده است که میخواهد پشت میز مذاکره بزند ؟  شما از کدام یک از نظرات آمریکا در حیطه مسائل جهانی بی اطلاع هستید؟ که میخواهید از او بپرسید و بعد تصمیم به پذیرش یا رد آن بگیرید؟

ما که از او چیزی نمیخواهیم که نیاز به مذاکره باشد ، ما به  این کسی که از آنسوی دنیا آمده و در زندگی خصوصی ما سرک میکشد و امر و نهی میکند و غارت میکند و دزدی میفرماید و جاسوسی مینماید و بی ناموسی  ما را میخواهد میگوییم دست از سر ما بردار و برو !  میگوید بیا مذاکره کنیم ، ما فقط میگوییم از زندگی ما برو بیرون !  و برای ما تکلیف تایین نکن ! واگر خواستی با تو معامله اقتصادی خواهیم کرد مثل همه کشورهای دنیا . ولی او میگوید من در زندگی شما خواهم ماند وشما باید با من مذاکره کنی تا تعیین کنم که چطور زندگی کنی!

آیا ما تابحال شهروند آمریکایی را کشته ایم ؟  آمریکا چطور؟

آیا ما تا بحال جنگی را علیه آمریکا به راه انداخته ایم؟ آمریکا چطور؟

آیا ما تا بحال به سواحل آمریکا ناو جنگی فرستاده ایم ؟ آمریکا چطور ؟

آیا ما تا بحال آمریکا را به جنگ و تحریم تهدید کرده ایم ؟ آمریکا چطور؟

آیا ما تا بحال شخص دیکتاتوری را به آمریکا حاکم کرده ایم ؟ آمریکا چطور؟

آیا ما تا بحال در آمریکا کودتا کرده ایم ؟ آمریکا چطور؟

آیا ما تا بحال هواپیمای مسافری آمریکا را هدف قرار داده ایم؟ آمریکا چطور؟

آیا ما تا بحال گروه تروریستی برای حمله به مردم آمریکا تربیت کرده و مردم آمریکا را کشته ایم ؟ آمریکا چطور؟

آیا ما تا بحال گزینه های روی میزمان را به عنوان تهدید به رخ آمریکا کشیده ایم ؟ آمریکا چطور؟

. . . .   شما پشت میز مذاکره به این آمریکا چه میخواهید بگویید که قبول کند؟

آیا کسی که دنبال منطق مذاکره است این جنایات را انجام میدهد ؟ پس این جانی کهنه کار از طرح  فریبی به نام مذاکره چه در سر می پروراند؟  آیا میخواهد ساده اندیشان را در ایمان خود سست کند و تخم نفاق بیافکند ؟ آیا میخواهد با امتیاز دادن به منفعت طلبان  دنیا دوست آنها را به منظور ترغیب مردم برای تسلیم شدن به اقدام وادار کند؟ . . . ؟

مگر مذاکره غیر از انتقال نظرات طرفین به همدیگر است ؟ مگر این همه شهیدی که ما در راه مبارزه داده ایم حرف نمیزنند؟  مگر این همه راهپیمایی و حتی نظرات رسمی دیپلماتیک حرف نیست که زده میشود ؟

آیا شما که خاک خورده سیاست هستید ، اینها را خودتان نمیدانید که باید من یک لاقبا به شما تذکر دهم ؟ قطعا میدانید ولی به ما بگویید این چه  بازی است که در می آورید؟ مگر چند سال از عمرتان باقیست که این همه حرص دنیا و مصلحت طلبی را میخورید ؟  اگر تصور میکنید از خودتان مایه میگذارید و میخواهید ملت را از گردنه های تاریخی به سلامت عبور دهید به خدا قسم ملت ایران این دوستی خاله خرسه شما را نمیخواهد. شما خود در درست کردن این گردنه ها  و افزایش انتظارات آمریکا از ایران بی تقصیر نبوده اید .  شما را به همان آمریکایی که قدرت برتر شماست قسم میدهم که شما و آمریکای بزرگتان دست از سر ملت ایران بردارید.  اگر ملت ایران گردنه ها را با قد خمیده طی کند بهتر است از اینکه تا آخر عمر با کمر خمیده در مقابل قدرت برتر شما تعظیم نماید.

.

.

.

از طرفی خوب رژیم شاه هم قدرت برتر کشور بود در زمان خودش ! آیا با او هم مذاکره و همکاری کردید ؟  کردید ؟ نکردید؟  کردید؟ . . .

حالا که رنج مبارزه را مردم میکشند و بهایش را باجان خود و فرزندان و عزیزترین عزیزان  خود میپردازند و شما در ساحل آرامش موج سواری میفرمایید و به کشورهای دنیا فرزند صادر میکنید و در ضیافت شام قاتلین حجاج  بیت الله الحرام لقمه میزنید،  حالا که با این اوصاف و با وجود این همه امکانات و حاشیه امنی که برای خود درست کرده اید جا زده اید و به فکر سازش افتاده اید ! ، در زمان طاغوت که رنج مبارزه با شاه و ساواک مستقیما متوجه خودتان و خانواده تان بود ، آیا باور کنیم که در آن زمان با قدرت برتر کشور مذاکره نکردید؟ و پشت درهای بسته گفتگو نفرمودید ؟

آن قدرت برتر چگونه ساقط شد ؟ در نتیجه مذاکره شما ؟

همان قدرت برتری که استقامت ملت را  با به  زبونی کشیدن شاهان  پاداش داد ، این قدرتهای نابرتر را هم به برکت همان کلمه  وحدت و با رمز استقامت ،  به خاک مذلت خواهد نشانید. ما را در دوران سازندگی به اندازه کافی خوشبخت ساختید الان بهتر است به خوشبختی خانواده خویش همت گمارید و ما را به حال خویش رها سازید .

از طلا بودن پشیمان گشته ایم         مرحمت فرموده ما را مس کنید

والسلام




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱/٢٠

روزهایی که من درعالم کودکی با اسباب بازی آمریکایی بازی میکردم  آقای هاشمی سرگرم مبارزه با آمریکا بود.

 

. . .  حالا که ما به مبارزه با آمریکا سرگرم هستیم آقای هاشمی به فکر خاله بازی با آمریکا افتاده است.

عشق پیری گر بجنبد سر به رسوایی زند ! خدایا جوانمرگم کن اگر پیری این باشد !

خدایا عاقبت ما را به خیر کن !




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/۱/۱٩

فکر میکردم سالهاست که به ظرفیتهای عظیمی که در آقای هاشمی موجود است پی برده ام . اما اشتباه میکردم ، الان میفهمم که هنوز این مرد را نشناخته ام ، هنوز ظرفیتهای پنهان این مرد سیاست و جماعت برای امثال من مکشوف نیست .  از سال 88 به برکت حضور آقای احمدی نژاد در صحنه و روشنگریهای رهبری  ، هر روز که میگذرد  ابعاد تازه ای از شخصیت مرموز این شخص بر ملا میشود.

آخرین رمز گشایی از شخصیت ایشان  (تا این لحظه ) برای شخص من مربوط به سخنان ایشان در زمینه رابطه با آمریکا  است که اخیرا منتشر شده است.

ایشان گفته اند :

 " من در سالهای آخر حیات امام(ره) نامه‌ای را خدمتشان نوشتم ، تایپ هم نکردم. برای اینکه نمی‌خواستم کسی بخواند و خودم به امام دادم. در آن نامه هفت موضوع را با امام مطرح کردم و نوشتم که شما بهتر است در زمان حیاتتان ، اینها را حل کنید ، در غیر این صورت ممکن است اینها به صورت معضلی سدّ راه آینده کشور شود . گردنه‌هایی است که اگر شما ما را عبور ندهید ، بعد از شما عبور کردن مشکل خواهد بود... یکی از این مسایل رابطه با آمریکا بود . نوشتم بالاخره سبکی که الان داریم که با آمریکا نه حرف بزنیم و نه رابطه داشته باشیم ، قابل تداوم نیست. آمریکا قدرت برتر دنیا است. مگر اروپا با آمریکا ، چین با آمریکا و روسیه با آمریکا چه تفاوتی از دید ما دارند؟ اگر با آنها مذاکره داریم، چرا با آمریکا مذاکره نکنیم؟ معنای مذاکره هم این نیست که تسلیم آنها شویم . مذاکره می‌کنیم اگر مواضع ما را پذیرفتند و یا ما مواضع آنها را پذیرفتیم، تمام است.  "

 

البته  جواب عده ای  که خیال میکنند همه بحرانهای سال 88  از مناظره  احمدی نژاد با موسوی شروع شد اینجا داده میشود و معلوم میشود که مسائل ریشه دارتر از این حرفهاست.

در صحبتهای هاشمی یک نکته بسیار مهم جلب توجه میکند و آن این است . ایشان میفرمایند در سالهای آخر عمر امام (یا همان اواخر جنگ که مردم در اوج ایمان و اعتقاد بسر میبردند) به امام گفته اند که  : آمریکا قدرت برتر دنیاست و ما باید به آمریکا تقاضای مذاکره دهیم و دیگر مرگ بر آمریکا نگوییم.(برداشت صریح از عین جملات ایشان که در بالا ذکر شد)

از آن زمان تا الان که حرفهای نهفته در دل بر ملا میشود بیش از بیست سال میگذرد. در این 20 سال آقای هاشمی خطبه های زیادی در نماز جمعه خوانده اند  و راهپیماییهای زیادی شرکت کرده اند که شعار مشترک همه آنها مرگ بر آمریکا بوده است.

حال این سوال مطرح میشود که :

1- در طول این مدت در نماز جمعه هایی که خطیب آن  آقای هاشمی بود وقتی مردم شعار مرگ بر آمریکا میدادند ایشان در دل به مردم چه میگفت ؟  چرا به مردمی که با تمام وجود مرگ بر آمریکا میگفتند دست موافق تکان میداد ؟  آیا به مردم آفرین میگفت ؟ یا پوزخند میزد ؟ یا از صدایشان متنفر میشد؟

 

2- در راهپیماییهایی که ایشان شرکت میکرد و مردم همراه ایشان مرگ بر آمریکا میگفتند و با دیدن ایشان برای روحیه دادن به ایشان صدایشان را بلند تر میکردند  (از دلش که خبر نداشتند)، ایشان چه حالی میشد؟ خوشحال میشد؟ ناراحت میشد؟ به نافهمی مردم می اندیشیدو آرزو داشت هرچه زودتر بساط این راهپیماییها یی که غیر از مرگ بر آمریکا چیزی در آن گفته نمیشود برچیده شود ؟

3- وقتی امام تا آخرین لحظه عمر شریفشان از مبارزه با آمریکا دست نکشید و مدام بر علیه آمریکا موضع میگرفت ، آقای هاشمی  با دیدن این سرسختیهای ضد آمریکایی امام در دل به امام چه ها میگفت و چه نقشه ها طرح میکرد و چه روزهایی را درذهن خود انتظار میکشید؟

4- وقتی آقای هاشمی ، امام خمینی را در زبان با لفظ امام (به معنی راهبر) خطاب میکند و در نهان به اصلی ترین شعار امام (مبارزه با استکبار جهانی)اعتقاد ندارد  و در عمل برخلاف آن عمل میکند چه معنی میدهد ؟ به این نوع اشخاص در اسلام چه  میگویند ؟

وقتی به مکنونات قلبی ایشان پی میبریم و به سالهای طولانی  خویشتنداری ایشان می اندیشیم در می یابیم که واقعا آقای رفسنجانی در مدت این 20 و چند سال از شنیدن شعار مرگ بر آمریکا چه خون دلی که نخورده است ؟  البته واضح است که بیشترین خون دل را از دست امام خورده است چون که بزرگترین دشمن آمریکا امام خمینی بوده است.

 

سوالات دیگری که آقای هاشمی باید جواب دهد اینکه : چرا همان زمان این راز دل خویش را آشکارا به مردم نگفتی؟  و دل و زبانت را یکی نکردی ؟  آیا این آیه از قرآن را خوانده ای؟

«یقولون بافواههم ما لیس فی قلوبهم»

به زبان چیزی میگویند که در قلبشان نیست

 

1- آیا با شنیدن نظر رهبرت  به اشتباه بودن نظر خود پی بردی و نظر خودت را نگفتی ؟ معلومست که اینطور نیست چون نظر رهبری را اشتباه میدانستی و همین الان هم به اشتباه بودنش تاکید داری.

2-آیا با اینکه میدانستی نظر خودت درست است اما نظر خودت را کتمان کردی و براساس رهنمودهای رهبرت عمل کردی ؟ البته این نیز مردود است چون شما هیچگاه در راستای  مبارزه با  منافع آمریکا عمل نکرده ای  و  الان هم نمیکنی .

3- آیا شما امام را رهبر خود میدانستی ؟  پس اگر در اصلی ترین هدف امام که مبارزه با استکبار جهانی بود با او مخالف بودی در کدام فرعیات !!!  او را به رهبری قبول داشتی ؟

4- آیا بخاطر این نظر خودت را علنی نکردی که در بین مردم تفرقه نیافتد ؟  چه کسی باور میکند که با وجود امام  رای مخالف شما میتوانست برای مردم  ارزش داشته باشد ؟  که بتواند موجبات تفرق مردم را فراهم آورد ؟

5- آیا وقتی شهید بهشتی  فریاد زد : "ای آمریکا از ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر" و هدف تیر مخالفانش قرار گرفت و در آتش کینه آمریکا و دوستانش سوخت شما موافق شهید بهشتی بودی یا از زمره مخالفانش؟

6- آیا اگر نظرت را به روشنی برای مردم میگفتی بازهم ممکن بود مردم شما را به ریاست مجلس و ریاست جمهوری و مهمترین مقامهای مملکتی انتخاب کنند؟ آیا خودداری شما از بیان مکنونات قلبی خودتان به سبب ترس از دست دادن این مقامها نبود؟

7- آیا آمریکا میدانست که چشم شما دائم هراسان گزینه های روی میز اوست؟ و میدانست که دنبال گدایی میز مذاکره از او هستید؟ آیا هزینه های گزافی که گزینه های روی میز روسای جمهور آمریکا متوجه ایران میکرد و میکند به دلیل چشم طمع شما به آن گزینه ها بود یا به دلیل مقاومت قاطع و سرسختانه ملت ؟

8- آقای هاشمی آیا شما با  "  قدرت برتر دیدن آمریکا "  جرات او را زیاد نکرده و انتظارات او از مردم ایران و در نتیجه شدت تهدیدات او را بالا نبرده اید؟ و در افزایش شدت  ضربات وارده به انقلاب  مقصر نبوده اید؟

9- وقتی رئیس مجلس ، جانشین فرمانده کل قوا و . . .  با رهبری انقلاب  هم مرام نباشد و در دل ، ساز مخالف بزند و دلش با زبانش یکی نباشد معلوم است که جام زهر بر زمین نمی ماند.!!! . . . . . .

.

.

.

والسلام




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٠/۱۱/۱٥

از کاخ سفید خبرهای ضدونقیضی به گوش میرسد. خبرهای تایید نشده نشان از تغییرات عمده در برنامه های استراتژیک آمریکا دارد . به گزارش شاهدان عینی آشفتگی عجیبی بر رفتارهای کاخ نشینان سایه افکنده است . سخنگوی کاخ سفید از حاضر شدن در برابر دوربینهای خبرگزاریها امتناع میکند.

 .... آخرین گزارش رسیده از کاخ سفیدحاکی است که پس از خطبه های نماز جمعه دیروز تهران که توسط امام خامنه ای با قاطعیت تمام ایراد گردید آقای اوباما که در حال بازی با گزینه های روی میزش بود با شنیدن خطبه های نماز جمعه دچار رعشه شدید گردید و اختیار دست وپایش را ازدست داد و همه گزینه های روی میزش را روی زمین ریخت و با پای خود لگد مال کرد .

اکنون دیگر هیچ گزینه ای روی میز دیده میشود و تنهاگزینه ای که روی میز مانده است کفش پرتاب شده به سوی جرج بوش در عراق است که به اوباما به ارث رسیده  و ماکت پهپاد آمریکایی که از ایران برایش ارسال گردیده است.

وضع بهم ریخته است . . .




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٠/۱٠/٢٧

درست زمانی که فکر میکردی آدم شدی و ساعت 7:30 صبحت را با توهم یک شروع عارفانه سپری میکردی یک مرتبه چشمت را باز میگردانی و با وحشت می بینی چند متر مانده به آغاز سینه کش پل هوایی همانجا که خودروها برای عبور راحت از سر بالایی سرعت میگیرند از پشت یک ماشین ، دختر بدپوش و سن گذشته ای سلانه سلانه در حالی که با موبایلش ور میرود درفاصله  30 متری وسط خیابان جلویت ظاهر میشود دستت را به بوق ممتد ماشین میفشاری و پایت را روی پدال ترمز میکوبی و در حالی که با جهیدن یکباره و اجباری دختر در آخرین لحظه از یک تصادف مرگبار رها میشوی و خودرو در جا میخکوب میشود سعی میکنی خودت را کنترل کنی و به خودت مسلط شوی و با یک لاحول از تقصیرش بگذری اما دختره بدپوش به راهش ادامه داده و در همین حال سر میچرخاند و روی ترش میکند و در حالی که رد میشود به تو بد وبیراه میگوید از خود بیخود میشوی و در را باز میکنی و به صدای انکر الاصوات داد میزنی که : حیوانی مگه؟! حیوان !! ودر همان لحظه با خودت فکر میکنی اگر دختر نبود دوست داشتم بگیرمش زیر مشت ولگد و تا میخورد بزنمش تا ادب شود .

در را که می بندی و دنده های ماشین به هم درگیر میشوند درگیری تو هم شروع میشود . زود تر از ماشین روشن میشوی! تازه میفهمی که ای داد بیداد ... چی بودیم و چی شدیم ؟  تازه میفهمی که به چه بند بودی ؟ چه میزانی؟ چند کیلویی؟

خلاص شدی رفت پی کارش مشدی!!!  چرتی که به این راحتیها پاره شود همان بهتر که بشود. هیهات اگر دوگانه ای برای یگانه هم بتواند چاره این گسست باشد!

نفس اژدرهاست او کی خفته است      از غم بی آلتی افسرده است

 بعد به یاد آن مرگ بر آمریکایی می افتی که وسط ترافیک مشابه همین حالت گفته شده  بود . و احساس میکنی آمریکای درون خودت هم کم از آن دیو بیرونی نیست و نباید از آن غافل شوی .

بعد می اندیشی که آمریکا فقط در آنسوی اقیانوسها نیست بلکه یکی مثل آن در درون تو نیز هست . پس ابتدا باید برای شیطان درون خودت بگویی : مرگ بر آمریکا  و بعد هر چه فریاد داری بر سر شیطان بزرگ بکشی. و به همین خاطر تا به سر کارت برسی داخل ماشین و خلوت خودت میگویی : مرگ بر آمریکا

هم در خلوت و هم در جلوت و همه فصول زندگی جا دارد بگویی : مرگ بر آمریکا !

پی نوشت : شیطان بزرگ آمریکاست ،   امام خمینی (ره)




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٠/۱٠/۱۳

حق دارند که اینقدر دست پاچه شوند، حق دارند که به وحشت بیافتند،  حق دارند که صداهای نامفهوم از خود صادر کنند ، حق دارند که متناقض بگویند ، حق دارند به سرو کول هم بپرند، حق دارند که به جان هم بیافتند وحتی حق همکاسه گی یکدیگر را پایمال کنند، حق  دارند که به هر دست آویزی سبکتر از خود وسبکتر از کاه متوسل شوند چون که الغریق یتشبث بکل حشیش

وقتی آمریکا (قرائت دیگری از  اسرائیل) با دست و پنجه خون آلود و البته دندانهای شکسته و دم بریده لنگان لنگان از عراق فرار کرد و پیکر نجس و نیمه جان خود را به خاک ناپاک خودشان کشید و همه ی رجز های چندین ساله اش با نکبت شکست به سوی خودش  بازگشت شاید هیچ کس نفهمید که روبان سرخرنگ فاز اول اتوبان ایران - قدس در کربلا قیچی خورد و راه قدس از کربلا گذشت . شاید هیچ کس انتظار نداشت  که فرمایش  امام اینگونه محقق شود و راه قدس بدینسان از کربلا بگذرد .  

اگر آنها دستشان آشکارا میلرزد و سخنشان به تته پته افتاده است و چشمانشان از ترسی هولناک از حدقه بیرون آمده است به این دلیل است که آنها مکررا چوب تحقق جمله های قصار امام خمینی را خورده اند . آنها جمله های خمینی را از حفظ اند و هر روز که بختی از آنها برمی گردد و صدای افتادن تشتی از رسواییشان گوش عالم را پر میکند و هر روز که حیله ای و مکری از ایشان به بن بست میخورد و تیرهای زهر آگینشان به لطف خدا به سوی پیکر ناپاک خودشان برگشت میخورد یکبار دیگر حرفهای خمینی را مرور میکنند و از حرص تحقق آنها دندان حقارت به هم میسایند و بر سر و روی خود و همسنگرانشان مشت رذالت و سیلی تقصیر میکوبند و به سرنوشت محتوم خویش زار میزنند.

دلهره و یاس به قلبشان چیره گشته و احساس حقارت لحظه ای رهایشان نمیکندزیرا آنها و همه مردم جهان هنگامی که ایشان از عراق فرار میکردند صدای شکستن استخوانهایشان را شنیده اند و حادثه سقوط و محو اسرائیل را قریب الوقوع دیده اند. اینست که  نا امیدانه رجز میخوانند که اسرائیل خط قرمز ما است . از خشم حقارت به خود میپیچند اما گوشه لبهایشان را با نخ نامرئی به بیخ گوشهایشان کشیده اند تا نمای لبخندشان باطن مایوس و غمگین و عبوسشان را پنهان کند زیرا  آنها میدانند که با خروج آنها از عراق کلید تحقق این جمله امام زده شده است که : راه قدس از کربلا میگذرد.




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٠/۸/۱٩

پس از طرح جریان ترور سردار سلیمانی توسط  آ م ر ی ک ا ( بزودی توضیح داده خواهد شد)  قلم ها به کار افتاد و تازه ما متوجه شدیم که چه گوهری در صدف این ملت پرورش یافته است. بالاخره حرفهای گفتنی در این مورد زیاد است که چرا دشمن باید شناساننده ما به هم باشد ؟! جای گلایه و سرزنش و تنبیه آقایان خالیست خالی نباشد!!!

اما به هر حال ما از آ م ر ی ک ا  به خاطر شناساندن این ذخایر به ملت ایران تشکر میکنیم و این تنها و آخرین باریست که از این فرومایه تشکر میکنیم.

 

یاحق




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٠/۸/۱٥

دزدی داشت فرار میکرد و برای رد گم کردن ، خودش هم داد میزد دزد را بگیرید!

.

.

.

 آمریکا در حال فرار کردن از دست اعتراضات داد میزند سلیمانی تروریست را بگیرید!

 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٠/۸/۱٢

یادم می آید حدود 20 سال پیش با یکی از فامیل نزدیکمان برای شرکت در راهپیمایی 13 آبان از خانه بیرون آمدیم اما چون دیر شده بود و خیابانها هم خیلی ترافیک بود تقریبا مطمئن شدیم که به مراسم راهپیمایی نخواهیم رسید .

پشت ترافیک در یکی از خیابانها متوقف شده بودیم که دیدم فامیلمان که راننده ماشین بود پیاده شد و  وسط خیابان با صدای بلند داد زد : مرگ بر آمریکا  و به پشت رل برگشت و به قصد بازگشت به خانه گردش کرد .

من که خنده ام گرفته بود و از طرف دیگر تعجب کرده بودم ، علت کارش را پرسیدم گفت : ما که به راهپیمایی نرسیدیم لااقل به تکلیفمان عمل کنیم .

امروز که برای نوشتن مطلب وقتی نبود. گفتم حتی به اندازه یک شعار هم بنویسم غنیمت است این بود که  فقط خواستم بگویم :

 مرگ بر آمریکا  <<<    مرگ بر آمریکا    >>>  مرگ بر آمریکا

روز جهانی مبارزه با استکبار مبارک باد

درضمن مرگ بر آمریکا  مودبانه ترین و انسانی ترین شعار بر علیه آمریکاست.




نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٠/٤/٢٧

یکی از نظر دهندگان محترم این وبلاگ در پاسخ به یکی از مطالب حقیر در خصوص انتقاد از حکومتهای غیر دینی و دموکرات مثل حکومت آمریکا نظراتی را در دفاع محض از این نوع حکومتها ابراز کرده اند که متن زیر جوابیه ای کوتاه و مختصر در حد مجال اندک بنده است.

مطالبی که عنوان کرده ام اگر چه مختصر است اما مشمول صفت "کلی گویی" به معنای غیر دقیق بودن مطالب نیست بلکه بیان نتایج واضح و مبرهن عملکرد , به دور از پرداختن به جزئیات خسته کننده است.

1- انتظار مقایسه اوضاع اقتصادی کشورهای جهان یا حتی دو یا چند کشور را نمیتوان از یک وبلاگ غیر اقتصادی انتظار داشت.

2- شاخصه های سعادت یک ملت بسیار فراتر از شاخصه های اقتصادی است

3- گل سر سبد حکومتهای دموکرات و لیبرال آمریکاست. آمریکا در اوج قله دموکراسی ایستاده است. این را همه قبول دارند . شیک پوشترین دولت جهان که چشمها را خیره کرده است و اطوارها و افاده های بی حدش زبانزد است کسی جز آمریکا نیست . بوی ادکلن خوش عطرش از فرسنگها به مشام میرسد. کبک خرامان دولتهای جهان وقتی راه میرود همه توجهات را با خود به تموج وا میدارد . تا حالا هیچ کس سخن نا شایستی از او نشنیده است سخن او با ادب آغاز و پایان می یابد. خط اتوی شلوارش پنیر میبرد و تشخص و نجابت و اشرافزادگی از قامتش میبارد. حرکاتش موزون و سکناتش با وقار است. پولدار است  خوش تیپ است و علمدوست. هرکس در جاده علم و اختراع باشد با خیال راحت جیب آمریکا را جیب خودش بداند . میتواند فکر کند اختراع کند و پولش را بگیرد و با خانواده اش به دور دنیا سفر نماید.

بنده عرض میکنم چشم مبارکتان را از ظاهر محترمش بردارید و به نتیجه اعمالش نظر افکنید و نه با ظاهرش بلکه با باطنش که در نتیجه عملش خود نمایی میکند در باره او قضاوت کنید: همین آقای شیک پوش مودب :

*** در ساعت 8:15 صبح یک روز در هیروشیما 200 هزار نفر انسان را یکجا با بمب اتم کشت درحالی که خنده از لبان این اشرافزاده محو نشد

*** بیش از 60 سال تمام است که دست در دست  اسرائیل کشوری را اشغال کرده و مردمش را از خانه هایشان بیرون رانده و آواره کرده  و  اهالی روستاها را دسته جمعی قتل عام کرده و هر روز اگر کسی را در فلسطین نکشد خوابش نمیبرد

*** صربستان , تجاوز دسته جمعی مردان به یک زن (متعدد)و کشتار با لبخند

***  افعانستان , کشتار با دموکراسی

*** عراق , فروش صلاح شیمیایی با کت شلوار اتو کشیده و کراوات

*** عراق , اشغال و کشتار با بمب خوشه ای و فسفری

*** پاکستان , کشتن صدها روستائی برای یافتن دست پرورده تروریست خود بن لادن

*** حمایت دیکتاتورها در سراسر جهان از جمله  در مصر و تونس و یمن و عربستان و بحرین و کشتار مردم معترض

 

البته در آمریکا شیر پاستوریزه به وفور به مردم داده میشود.

این گونه فریبها برای مخفی نگه داشتن چهره زشت این خونخوار برای چه کسانی میتواند موثر باشد؟  عاقلان باید کدام چهره را باور کنند ؟

آمریکا مرد پولدار شیک پوشی است که برای مرفه(؟) نگه داشتن خانواده خود همسایگان خود را قتل عام میکند . آیا شما دوست دارید جزو خانواده این مرد خونخوار باشید؟

اگر چه چیزی که در نزد خانواده های آمریکایی نا مفهوم است سعادت و خوشبختیست چیزی که دولت آمریکا ادعا دارد که فقط  بخاطر آن مردم را میکشد.




نویسنده: جوادزاده - ۱۳۸٩/۱٢/٧

لیبرال دموکراسی یعنی اینکه : همه آزادند که از تروریستها و دیکتاتورها حمایت کنند مثل آمریکا که از شاه ایران - صدام - مبارک - بن علی - قزافی - شاه عربستان - اردن و . . . حمایت میکند.

لیبرال دموکراسی یعنی اینکه : همه آزادند که برده باشند و اگر از این حق آزادی استفاده نکنند میتوانند کشته شوند ولی حق انتخاب نوع مرگ خودرا ندارند و فقط آمریکا میتواند نوع مرگ آنها را انتخاب کند که با بمب اتم باشد یا بمب شیمیایی یا بمب فسفری یا بمب خوشه ای یا . . . هرنوع سلاح دیگر . درهرحال کشنده تعهد مینماید که بهترین و مدرنترین و موثرترین سلاح کشتار جمعی را به کار ببرد.

لیبرال دموکراسی یعنی اینکه : همه آزادند که اندیشه آزاد داشته باشند و هرگونه که میخواهند فکر کنند این یعنی اینکه بقول جناب جرج بوش هرکس مثل ما فکر نکند علیه ماست یعنی با ما وارد جنگ شده است و باید نابود شود.

لیبرال دموکراسی یعنی اینکه : همه آزادند که فاسد باشند وگرنه اصول گرا و تمامیت خواه و ضدحقوق بشر بوده و باید تحریم اقتصادی و سیاسی شوند و اگر صلاح باشد باید نابود شوند.




نویسنده: جوادزاده - ۱۳۸٩/۱٢/٤

پاشو لنگه ظهره ! مگه به خواب مرگ رفته ای ؟ پس کی بیدار خواهی شد؟

امروز برای آنان که عمری به خواب افسون آمریکا و غرب رفته اند ، فرصت بیداری فراهم آمده است. فرصت استثنایی دیگریست که شاید برای برخی آخرین فرصت باشد.

آنان که به آمریکا فریفته شده اند باید بدانند که نمیتوانند با مردم مصر در مبارزه با دیکتاتور خونریزی مثل مبارک  همدردی کنند زیرا با ارباب مبارک طرح دوستی ریخته اند .

اگرکسی با مردم مصر در انقلابشان احساس قرابت میکند بداند که باید با آمریکا مبارزه کند ، همان کاری که مردم مصر در حال انجام آن هستند و الا منافقی بیش نیست . نمیتوان دست آمریکا را بوسید و در عین حال با مبارک مخالف وبا مردم مصر همدرد بود !

هرکس که با آمریکا صلح دارد با مبارک در قتل مردم مصر شریک است!

شیفتگان آمریکا باید بیدار شوند و بشناسند ماهیت وحشی این رژیم ظاهر ساز را وگرنه روزی بیدار خواهند شد که دیگر هیچ نفعی به حالشان نخواهد داشت و خواب و بیداری شان یکسان خواهد بود.

کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش!




نویسنده: جوادزاده - ۱۳۸٩/٦/٢٤

با اتحاد شوم آمریکا و صهیونیسم برای جنگ با اسلام مقابله کنیم

http://jwg.parsiblog.com/1715845.htm

 




نویسنده: جوادزاده - ۱۳۸٩/٦/٢٢

وقتی آمریکاییها قرآنها را سوزاندند متوجه نشدند که آتش به نقابشان نیز سرایت کرد. نقابی که ده ها سال است بنام تمدن و آزادی و دموکراسی وحقوق بشر بر چهره زده اند.

آنها سالهاست که با وسواس خاصی هرروز خود را آرایش میکنند و کت شلوار اتو کشیده میپوشند و لبخند زدن را تقلید ناشیانه میکنند و کلمات مدرن میتراشند و در دهانشان جاسازی میکنند و با هزار مکافات در انظار عمومی حرکات مودبانه از خود نشان میدهند که درون وحشتناک خود را پنهان سازند و باید اعتراف کنم که موفق هم شده بودند. ماسکی که بر چهره زده بودند آنقدر حرفه ای بود که طبیعی مینمود. هیچ عیب و ایرادی نداشت. آنها این همه ظرافتکاری را با پشتکار و ممارست در طول دهها سال آموخته بودند و به تدریج به جهان القا کرده بودند که ما اینیم!

آنها به حدی حرفه ای عمل کرده بودند که حتی برخی از مذهبیهای ماهم به آنها متمایل شده بودند وواقعا فکر میکردند که آنها در شعارهایشان صادق هستند و هر گاه بحثی به میان میامد ژستی مشابه خود آنها میگرفتند و افاضه میفرمودند که : بله احترام به حقوق دیگران ، آزادی ، دموکراسی ، حقوق بشر ...  آنجا همه آزاد هستند که حرفشان را بزنند و البته بدون توهین به دیگران .!!! آنجا هرکس دوست دارد میتواند بی حجاب یا با حجاب باشد . بی حیا یا با حیا باشد! هرکس در عقیده خود آزاد است !... آنجا به هیچکس زور نمیگویند توهین نمیکنند... کرامت انسانی ... حقوق شهروندی ... تمدن ... ماشین قسطی با انتخاب رنگ دلخواه ...  اوووو....ه تانبینی ندانی.

آمریکاییها امروز ثابت کردند که آنها هیچ عقیده ای را جز بی عقیدگی خود تحمل نمیکنند.

آیا احترام به عقاید جزو حقوق بشر نیست؟

آیا آزادی یعنی توهین به افکار دیگران ؟

اگرچه آمیکاییها هزینه زیادی برای ساختن نقاب چهره خود پرداخته اند اما بارها با اشتباهات فاحش این هزینه هارا برباد داده اند و هر اشتباهی تکه ای از نقاب زیبای آنها را برکنده است :

استفاده از بمب اتمی - حمایت از کشتارهای وحشیانه اسراییل - فجایع بوسنی - کودتاهای خونین در ایران و جهان - کشتار مردم عراق - کشتار مردم افعانستان و. . . همه و همه اشتباهات احمقانه ای بود که هرکدام تکه ای از نقاب تمدن آمریکایی را کنده و قسمتی از چهره ی وحشتناک این دراکولای خون آشام را نمایان ساخته است

و این اشتباه آخر احمقانه ترین اشتباه آنها بوده است که دیگر نقابی بر چهره آنها باقی نخواهد گذاشت و چهره کریه آنها بی واسطه در برابر دیدگان جهان به نمایش در خواهد آمد .

 




مطالب اخیر شعری از آیت‌الله صافی گلپایگانی در انتقاد از کوروش گرایی پر کاربردترین مشاغل پاسخ امام حسن به پادشاه روم دعای ذوالقرنین بوی جوی مولیان لحظه اعلام مذهب شیعه بعنوان مذهب رسمی ایران(عکس) تست - آیا مشکل پرشین بلاگ برطرف شده است؟ مشکلات پرشین بلاگ کلافه کننده شده است کلید سعادت چیست ؟ ملا احمد نراقی
کلمات کلیدی وبلاگ حکمت (٩٠) آمریکا (٦٦) رفسنجانی (٤۱) شعر (٤٠) حدیث (۳٤) امام حسین (۳٠) امام علی (٢٧) دعا (٢٦) عاشورا (٢٥) روحانی (٢٥) حضرت محمد (٢۳) انتخابات ریاست جمهوری (٢٠) احمدی نژاد (۱٩) امام خامنه ای (۱٩) قرآن (۱۸) غرب (۱٧) نماز (۱٤) حکایت (۱۳) علم (۱۳) خدا (۱۳) محرم (۱٢) اسلام (۱۱) اسرائیل (۱۱) حجاب (۱۱) امام صادق (۱٠) خاتمی (۱٠) امام خمینی (۱٠) انسان (٩) رمضان (٩) میرحسین موسوی (٩) فساد (۸) شهریار (۸) صادق هدایت (٧) نجوم (٧) فتنه (٧) سبک زندگی (٧) امام زمان (٦) حضرت زهرا (٦) یارانه ها (٦) مصائب (٦) زیارت عاشورا (٦) جمهوری اسلامی (٦) اعمال (٦) شهید (٦) دروغ (٥) آزادی (٥) عشق (٥) سیاست (٥) هنر (٥) کربلا (٥) جنگ (٥) فلسطین (٥) آذربایجان (٥) جغرافیا (٥) روزه (٥) امام جواد (٥) جمعیت (٥) زلزله تبریز (٥) ویروس فرهنگی (٤) عیدفطر (٤) محرم و صفر (٤) بوز قورد (٤) اصلاح طلبان (٤) عید غدیر (٤) قدس (٤) امام حسن (٤) عید نوروز (٤) نوحه (٤) مادر (٤) یهود (٤) ازدواج (٤) حقوق بشر (٤) انقلاب (٤) ماهواره (٤) امام رضا (٤) ایمان (٤) زندگی (۳) ashura (۳) هاشمی (۳) زن (۳) کامپیوتر (۳) تورم (۳) عدالت (۳) دموکراسی (۳) خانه (۳) خامنه ای (۳) شاه (۳) شیطان (۳) گل (۳) اینترنت (۳) تکنولوژی (۳) تبریز (۳) غزه (۳) سال نو (۳) روحانیت (۳) انگلیس (۳) امام سجاد (۳) راستگویی (۳) امام هادی (۳) اجابت دعا (۳) گرگ خاکستری (۳) عنایت خدا (۳) حقوق انسان (٢) قرآن سوزی (٢) تساوی زن ومرد (٢) نا امیدی از خدا (٢) فساد در سینما (٢) عالمان بی عمل (٢) ملی-مذهبی (٢) مذاکرات هسته ای (٢) 10 میلیارد تومان (٢) 9 دی (٢) خشونت علیه زنان (٢) تست شخصیت (٢) وام بانکی (٢) جلیلی (٢) فضولی (٢) جنبش عدم تعهد (٢) مطهری (٢) ترک (٢) صهیونیسم (٢) صلوات (٢) پهلوی (٢) شب قدر (٢) ریا (٢) علوم تجربی (٢) سنائی (٢) عمل (٢) 5+1 (٢) علامه جعفری (٢) هندوانه (٢) شعبان (٢) یاحسین (٢) قضاوت (٢) پیامبران (٢) زمین (٢) انفاق (٢) توبه (٢) نذر (٢) شیر (٢) 29 بهمن (٢) سوریه (٢) پدر و مادر (٢) سوال (٢) عبادت (٢) زمان (٢) مناجات (٢) دزد (٢) معجـزه (٢) شیعه (٢) عباس (٢) عقل (٢) شریعتی (٢) زینب (٢) بهمن (٢) کودک (٢) خمینی (٢) منافق (٢) عید (٢) عرفه (٢) نیایش (٢) بهشت (٢) تروریست (٢) تحریم (٢) زبان (٢) فیلم (٢) گرانی (٢) اندیشه (٢) سینما (٢) انتظار (٢) دنیا (٢) جوک (٢) خنده (٢) ایران (٢) دانش (٢) دل (٢) فلسفه (٢) آرزو (٢) تربیت (٢) چشم (۱) شجریان (۱) تمدن (۱) طلا (۱) باران (۱) انتخابات مجلس (۱) مجلس (۱) توکل (۱) قیامت (۱) قبله (۱) نگاه (۱) فوتبال (۱) صبر (۱) مسابقه (۱) بازی رایانه ای (۱) رنگ (۱) دین (۱) نوکیا (۱) تاریخ (۱) شادی (۱) قلب (۱) سکوت (۱) ترس (۱) نفرت (۱) طنز (۱) تولد (۱) وبلاگ (۱) موبایل (۱) ورزش (۱) غم (۱) مذاکره (۱) مسلمان (۱) المپیک (۱) ابلیس (۱) کافر (۱) قانون (۱) عطار (۱) کوروش (۱) عمر (۱) پیام کوتاه (۱) ترافیک (۱) مهاجرت (۱) مجازات (۱) قم (۱) حج (۱) علی (۱) لطیفه (۱) اصلاحات (۱) آقا (۱) آسمان (۱) قبر (۱) لذت (۱) پزشک (۱) زرتشت (۱) روزی (۱) انیشتین (۱) نوشتن (۱) سانسور (۱) ابر (۱) گفتار (۱) مغز (۱) والدین (۱) تسلیت (۱) شرق (۱) ماسک (۱) خیانت (۱) امتحان (۱) راه (۱) جهان (۱) طبیعت (۱) روشنفکری (۱) فیلترینگ (۱) ظهور (۱) حزب (۱) اربعین (۱) تفسیر (۱) بحرین (۱) شجاعت (۱) پروین اعتصامی (۱) بدبختی (۱) دمکراسی (۱) وحی (۱) حماقت (۱) اوستا (۱) نظم (۱) ویکتورهوگو (۱) انجمن حجتیه (۱) سلوک (۱) فریب (۱) خشک و تر (۱) سجده (۱) گناه (۱) احزاب (۱) غرور (۱) امامت (۱) توسل (۱) زیبایی (۱) الله اکبر (۱) بهداشت (۱) دانستن (۱) وحدت (۱) سحر (۱) روسیه (۱) روح (۱) دوزخ (۱) نیما (۱) انشتین (۱) گوش (۱) خرافه (۱) انبیا (۱) عزا (۱) حکومت دینی (۱) فاتحه (۱) بینایی (۱) روز جهانی قرآن (۱) چادر (۱) جوک ترکی (۱) تخیل (۱) چمران (۱) سلیمانی (۱) بایاتی (۱) جبر (۱) تخصص (۱) استغفار (۱) بسیجی (۱) کهکشان (۱) قاضی (۱) جامعه اطلاعاتی (۱) ادیسون (۱) حجامت (۱) سرمایه داری (۱) اصول گرایی (۱) ذکر (۱) جوجه (۱) نسبیت (۱) حیا (۱) سید احمد خمینی (۱) بیمارستان (۱) کلاهبرداری (۱) مشایی (۱) اصلاح طلبی (۱) کعبه دل (۱) شبهات (۱) تعهد (۱) شاید وقتی دیگر (۱) شمس تبریزی (۱) عبدالله نوری (۱) برکت (۱) بودا (۱) دیکتاتور (۱) تکلیف (۱) تفکر (۱) جوان (۱) الهی (۱) شناخت (۱) سلامتی (۱) میهن (۱) اختیار (۱) پیام نوروزی (۱) تناقض (۱) جوانی (۱) اهل سنت (۱) قبرستان (۱) حضرت یحیی (۱) امام کاظم (۱) فتح (۱) یوم الله (۱) حلزون (۱) نبوغ (۱) برنارد شاو (۱) حقارت (۱) راه قدس (۱) یتیم نوازی (۱) جهانی سازی (۱) فیس بوک (۱) اسم اعظم (۱) دانایی (۱) فرمانده (۱) تجارت الکترونیک (۱) حاج همت (۱) انرژی هسته ای (۱) اطلاعات عمومی (۱) نیمه شعبان (۱) حزب الله (۱) امام محمد باقر (۱) رجب (۱) مبارزه با نفس (۱) غضب (۱) اقوام ایرانی (۱) هاوایی (۱) گردن بند (۱) شیخ (۱) لیبرال (۱) فرومایه (۱) امام موسی کاظم (۱) مختارنامه (۱) حضرت ابراهیم (۱) جزیره برمودا (۱) 14 معصوم (۱) حضرت ابوالفضل (۱) اصول دین (۱) حضرت نوح (۱) جبر و اختیار (۱) حق الناس (۱) طرح ولایت (۱) امداد غیبی (۱) جنبش سبز (۱) بیداری اسلامی (۱) نداآقاسلطانی (۱) میکروسکوپ افکار (۱) سود بانکی (۱) ضداسلام (۱) خواب و بیدار (۱) تعویذ (۱) علم غیب (۱) خواستن توانستن (۱) تقلید سیاسی (۱) فراماسون (۱) sms تبریز (۱) اس ام اس تبریز (۱) استاد عالی نسب (۱) نشانه برای فردا (۱) توافق نامه ژنو (۱) شهبد (۱) حضرت زکریا (۱) خوض در باطل (۱) آدمخواری (۱) وضوی صفر و یکها (۱) لاحول (۱) جهنمہ (۱) نقض غرض (۱) جام دیجیتال (۱) خسرو زارع فرید (۱) کارتهای بانکی (۱) شرکت انیاک (۱) شبکه شتاب (۱) تنگه برینگ (۱) سیلی ایام (۱) توحش (۱) حرز (۱) راهزن (۱) بهشت احمقها (۱) ساده لوحی (۱) آفتاب پرست (۱) فتح ایران (۱) مدیرکل (۱) زمزمه های تنهایی (۱) سال پول (۱) بانوی شعر ایران (۱) پهلوی2 (۱) کفش کتانی (۱) قوم پارس (۱) شعار سال (۱) امام نقی (۱) سوره کوثر (۱)
دوستان من برهان سایت زیبای قرآن شیعه 24 نقد مدرنیته مشاوره کسب و کار پرتال زیگور طراح قالب