برای اینکه پرنده را از خطرات جنگل در امان نگه دارد تا آخر عمر اورا در یک قفس اعلا محبوس کرد و هر روز پرهایش را شانه می زد و آب ودانه برایش میریخت . . .  و بدین ترتیب حق زندگی به او داد و پنداشت که از حقوق او دفاع میکند. اسم آن پرنده بشر بود.

. . . وانسان که چنین دید اعتراف کرد که هیچ حقوقی ندارد و مثل عقاب پر زد و در قلب کوهستان پرخطر از چشمها پنهان شد.