نگاهی به مغازه های خالی از مشتری و مغازه داران عبوس و پکر و به تعداد دکانهای تعطیل شده کافیست که باور کنیم که قدرت خرید مردم کم شده است.  بدون مقدمه عرض میکنم، قابل توجه رئیس جمهور  و وزرای محترم باشد که در ماههای اخیر قدرت خرید مردم بسیار تنزل پیدا کرده و به نقطه ی هشدار رسیده است بنابراین لازم به نظر میرسد که دولتمردان از داخل جداول آمارهای خودساخته و خوشبینانه ی خود بیرون آمده و با واقعیت اجتماع روبرو شوند تا درک بهتری از عملکرد خود به دست بیاورند.

 


دولت محترم در این ارتباط به چند نکته ی مهم باید توجه کند:

1- سیاستهای اقتصادی اخیر دولت در گران کردن ناگهانی قیمت نان و بنزین ، باعث افزایش قیمت کالاها و خدمات در سطح کلان جامعه شده است. این گرانیهای عمدی بقدری ناگهانی بود که گاهی به نظر می آید که برای تخفیف واکنشهای مردمی ، مخفیانه صورت گرفته است.

2- علاوه بر نفس گرانی ، عامل دیگر ، میزان افزایش قیمتها توسط دولت می باشد که این میزان از 100 درصد تا 300 درصد بوده است . و براحتی میتوان به این افزایش قیمتها ، صفت " افسار گسیخته "  اتلاق کرد.  این افسار گسیختگی که در رفتار دولت بروز کرده است به سایر بخشهای جامعه نیز سرایت کرده و به نابسامانی ویژه ای منجر شده است که هنوز همه ی ابعاد آن  ظاهر نشده است.

3- عامل بعدی در ایجاد این بحران در جامعه شیوه ی نامناسب برخورد دولت با مردم است زیرا مردم این را دریافته اند که دولت محترم در افزایش قیمتها کوچکترین توجهی به نظر مردم و سطح درآمدی آنها و مشکلاتی که مردم با آن مواجه میشوند ندارد. 

مورد سوم بیش از همه آرامش روانی جامعه را مورد تهدید قرار میدهد که البته به علت اینکه این انتقاد از سوی عاملان گرانی یعنی دولتمردان پذیرفته نمیشود بنابراین انتظار میرود تلاشی هم برای رفع این نقیصه رفتاری صورت نخواهد پذیرفت. یعنی دولتمردان در اثر روحیه ی خود برتر بینی که دارند اصلا قبول نمیکنند که رفتار آنها در شیوه ی افزایش قیمتها ، جامعه را مورد تحقیر قرار داده است. آنها به میزان در آمدی خود نگاه میکنند و افزایش قیمتها را ناچیز می بینند و در خور توجه تلقی نمیکنند و بنابراین رفتار خود را عاری از هرگونه بی توجهی و تحقیر می بینند. در صورتی که مردمی که در اثر گرانی در فشار اقتصادی قرار میگیرند به حق چنین احساس میکنند که شخصیت آنها از سوی دولت نادیده انگاشته شده است. مردم چنین فکر میکنند که تحدید معیشت آنها در نظر دولتمردان چیزی بی اهمیت است.

 

دولت مردان محترم به حقوق 5 میلیونی خود نظر نکنند تا گرانیهای اخیر که دستپخت خودشان است در نظرشان کوچک جلوه کند بلکه به حقوق 800 هزار تومانی و گاهی کمتر هم نظر کنند تا اندازه واقعی گرانیها دستشان بیاید. 

اگر دولتمردان بخواهند تاثیر واقعی گرانیها را بدانند لطف کنند و به عنوان نمونه به این خبر توجه کنند که مغازه ای که معمولا روزانه 100 نفر ورود و خروج دارد در هفته ی اخیر فقط 3 نفر مراجعه کننده (نه خریدار)به خود می بیند. این به معنی آن است که قدرت خرید مردم در حالت نزدیک به کما قرار دارد و نیازمند توجه ویژه ای است. البته این وضعیت نتیجه ی طرز تفکر دولت است نه نتیجه ی کم بنیه بودن اقتصاد کشور. زیرا در همان سالهایی که برخی ها از قراردادهای نفتی پورسانتهای 14 میلیارد تومانی میگرفتند نیز عموم مردم از قدرت خرید بسیار پایینی برخوردار بودند و درآمد حقوق بگیران زیر 30 هزار تومان بود.

 

در حال حاضر که هزینه روزانه یک خانوار متوسط براساس برآورد شخصی من  90 هزار تومان در روز است پس خانواده هایی که درآمدشان زیر 30 هزار تومان در روز است چه برنامه ای باید برای خود تدارک ببینند که در برابر فشار هزینه های زندگی از بین نروند. آنها که در آمدشان یک سوم مبلغ مورد نیازشان است از کدام نیازهای ضروریشان باید بزنند و به کدام زخمشان مرحم بگذارند؟  از نیازهای مسکن و غذا و آموزش و تفریح کدامیک را در اولویت قرار دهند؟ روشن است که سخن گفتن از نیاز به تفریح برای قشر متوسط به طنز شباهت دارد اما از سه مورد دیگر یعنی مسکن - غذا - آموزش فقط میتوانند به یک سوم آنها یعنی فقط به یکی از آنها جواب مناسب بدهند که این هم سه حالت دارد:

1- به نیاز مسکن خود جواب مناسب بدهند و غذا و آموزش را بیخیال شوند.

2-  نیاز غذای خود را برآورده کنند و از خیر مسکن و آموزش بگذرند.

3- نیاز آموزش خود را با شکم خالی و کنار جوی خیابان برطرف نمایند.

.در هر حال اگرچه بی اهمیت فرض کردن نظر مردم از سوی دولتمردان مسبوق به سابقه است و چیز تازه ای نیست اما به این نکته هم باید توجه کرد که زمانه عوض شده است و وضعیت ارتباطات مردم با یکدیگر با 25 سال پیش فرق بسیار زیادی کرده است و لازم است که در تکرار سیاستهای قدیمی جانب احتیاط و تعقل را هم نگه داریم. 

در آخر از دولتمردان محترم تقاضا میکنم که فکر نکنید که همه مردم مثل شما از درآمد 5 میلیونی و 10 میلیونی برخوردارند. پس فقط به فکر خودتان نباشید و به فکر مردم هم باشید. با عملکردی که از شما میبینیم وضع شما از سه حالت خارج نیست:

1- اگر فکر میکنید که در آمد مردم هم مثل شما حداقل 5 میلیون تومان است و بنابراین همانطور که تاثیر گرانی برای شما هیچ است برای آنها هم هیچ است در این صورت شما از وضع مرد بی خبرید.

2- اگر فکر میکنید که درآمد مردم از شما که 5 میلیون حقوق میگیرید بیشتر است و بنابراین همانطور که تاثیر گرانی برای شما هیج است برای آنها هم هیچ تر است پس شما از وضع خودتان هم بی خبرید.

3- اگر فکر میکنید که در آمد مردم از شما خیلی کم است و برخلاف شما تاثیر گرانی برای آنها خیلی زیاد است ولی در عین حال فکر میکنید که شما با آنها فرق میکنیدو در هر حال آنها باید گرانی را تحمل کنند و حتما هم میکنند و هیچ اهمیتی هم ندارد پس شما از خدا بی خبرید.

 

پس سعی کنید از این سه گروه خارج شوید زیرا اگر اینگونه پیش بروید در پایان دولت خود مردمی فقیرتر و دولتمردانی ثروتمندتر از آنچه که تحویل گرفتید خواهید داشت. دولت خود را به دولت فقیر پرور مشهور نکنید و به معیشت مردم اهمیت بدهید و فکر نکنید که سختی کشیدن قشر ضعیف حق آنها و رفاه طلبی دولتمردان هم حق آنهاست. 

 

از خدا بی خبر نباشید. به خدا فکر و به مردم خدمت کنید. خود را بالاتر از مردم نیانگارید که بر سر فرعون و قارون و شداد و نمرود  همان آمد که آمد و بدانید که شما به اندازه انگشت آنها هم قدرت و ثروت ندارید و نخواهید داشت.

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روحانی , گرانی , تورم


تاريخ : ۱۳٩٤/۳/٢٧ | ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.