افسوس اول :

چند سال پیش که زیاد هم دور نیست ، روزی که خیابانها را برای نرده گذاری مسیر بی آر تی میکندند بخاطر اجرای این کار بیهوذه افسوس خوردم.  دوردیف نرده ی دراز و بلند در وسط خیابانهای شهر کشیدند تا مسیری برای حرکت سریعتر اتوبوسها فراهم نمایند ، وقتی که اینکار به اتمام رسید دو دیوار موازی راه راه مثل نرده های زندان از ابتدا تا انتهای شهر کشیده شده بود و من به این زندان روباز که نگاه میکردم افسوس میخوردم و افسوس من به سه دلیل بود.

- اول اینکه این کار هم از لحاظ باطنی و هم از لحاظ ظاهری زشت بود

- دوم اینکه کاری عبث بود و هیچ ضرورتی نداشت

- سوم اینکه این کار بیهوده و زشت را کسانی انجام دادند که خود را عقلای شهر میپنداشتند.

نرده های مسیر بی آر تی تبریز

یعنی عقلای شهر جمع شده بودند و پس از روزهای متمادی بحث و گفتگو تصمیمی گرفته بودند که در اولین نگاه به نظر حقیر کاری احمقانه جلوه میکرد. طبیعی است که این حالتی که من داشتم از دو حال خارج نبود : یا من عقلم نمیرسید یا عقلای شهر ، بدون تعارف و بی آنکه بخواهم به عقلای شهر اهانت بکنم احساس من اینگونه به من میگفت که یا من نمیتوانم درک کنم یا عقلای شهر کاری کوته فکرانه کرده اند.

خلاصه میلیاردها تومان پول شهرداری را هدر دادند و صدها تُن میله ی  آهنی را وسط خیابان نصب کردند و میلیونها نفر را به زحمت انداختند و هزاران محل کسب و کار را از رونق انداختند وکاری بیهوده را به انجام رساندند.

اگر در آن سالها میخواستیم بیهوده بودن کار را ثابت بودن کنیم باید دلایل زیادی می آوردیم اما اکنون که در کمتر از ده سال ، اقدام به جمع آوری نرده ها میکنند هیچ دلیل دیگری برای اثبات این مدعا لازم نیست.

افسوس دوم : 

افسوس دوم را سال پیش خوردم زمانی که متوجه شدم خود شهرداری پس از گذشت چند سال به تدریج شروع به تخریب و جمع آوری نرده ها کرده است. همان نرده هایی که برای نصب آن میلیاردها هزینه شده بود اکنون برای برچیدن آن مجددا میلیاردها خرج میشود. همان صنعتگرانی که سالهای قبل برای نصب نرده ها به خیابان آمده بودند اکنون برای برچیدن آنها خیابان را به کارگاه آهنگری تبدیل کرده اند. می کَنند ، می بُرند ، می بَرند.

 

افسوس سوم : 

افسوس سوم را امسال خوردم و آن زمانی بود که دیدم بجای نرده های قبلی نرده های جدید در حال نصب است. باز هم صنعتگران در حال تلاش بودند و خیابان بازهم به کارگاه آهنگری تبدیل شده بود و بازهم  میلیاردها ریال خرج میله ها شده بود. اما این بار میلهای گرانتر خریده بودند . این میله ها از میله های قبلی زیباتر بود.


افسوس چهارم : 

دقیقا نمیتوانم زمان برچیده شدن نرده های جدید را پیش گویی کنم به همین خاطر هم میدانم که برای خوردن افسوس چهارم نباید عجله بکنم چون هنوز فرصت باقیست ، افسوس چهارم هنوز خام است و برای خوردن مناسب نیست اما جای نگرانی هم نیست چون که عقلای شهر با زحمت زیاد در حال پختن آن هستند. این افسوس شاید چهار یا پنج سال بعد آماده خوردن شود. پس عجله نمیکنیم و برای خوردن افسوس چهارم منتظر میمانیم و میدانیم که از مسئولین محترم برای این همه زحمتی که میکشند و برای ما افسوس می پزند تشکر باید کردندی. 

 

در پایان چهار نکته را به عنوان پیشنهاد عرض میکنم:

1-  به نظر من برای جدا کردن مسیر بی آرتی از سایر خودروها به حداقلها باید اکتفا کرد و برای ممانعت از ورود خودروها به حریم بی آرتی ، نصب المانهای ترافیکی کم ارتفاع کافی به نظر میرسد. 

2- یک نکته ی مهم هم این است که برای ممانعت از ورود عابرین پیاده به حریم بی آرتی استفاده از نرده ها و میله ها ، کاری زشت و بیهوده است. 

3- یک میلیارد تومان کار فرهنگی و آموزشی ، بسیار موثرتر از ده میلیارد تومان کار سدسازی و ایجاد موانع فیزیکی است.

4- احترام به شهروند ، زیربنای احترام به قوانین شهری است.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: تبریز


تاريخ : ۱۳٩٤/٢/۸ | ٤:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.