چند روز پیش دولت محترم موسوم به راستگویان از تصمیم دولت برای افزایش قیمت نان خبر داد و اعلام کرد که این افزایش حداکثر 30% خواهد بود. بدیهی است که شنونده با شنیدن خبر فوق انتظار افزایش 10 یا 20 یا به احتمال ضعیف 30 درصد را دارد. زیرا منطق عمومی انتظار ندارد که چیزی به حداکثر خود برسد و همیشه رقمی کوچکتر از آن مورد انتظار است.

اما امروز ما نان سنگک را که قبلا به قیمت 500 تومان میخریدیم  به قیمت 750 تومان خریدیم که حاکی از افزایش 50% قیمت نان است نه 30% . بعلاوه از طرفی میگوید افزایش نان به دلیل جلوگیری از ضرر نانوایان است و علت اصلی گران شدن نان را رفع فشار اقتصادی از کارگران نانوایی عنوان میکند و از سوی دیگر همزمان با گرانی نان ، قیمت آرد تحویلی به نانواها را هم گران میکند. یعنی انگیزه دولت از گران کردن نان چیزی نیست که به زبان میگوید. یعنی دولت هم علت گرانی را به مردم دروغ گفت و هم درصد گرانی را دروغ گفت. یعنی در یک لحظه و در آن واحد ، دو عدد دروغ بزرگ را همزمان با چنان مهارتی تحویل مردم داد که انسان را دچار حیرت میکند. شگفتی ما زمانی مضاعف میشود که این دولت ، خود را دولت راستگویان نامگذاری کرده است. 

نان - جوادزاده

به این ترتیب ما معنی دولت راستگویان را فهمیدیم ولی حداکثر را نفهمیدیم که آیا حداکثر به معنی حد بالا است یا به معنی حد پایین است؟ البته تاجایی که یادمان می آید قبل از این ، حداکثر به معنی حدبالا بود اما ظاهرا از این به بعد باید معنی حداکثر را تغییر بدهیم و به معنی حدپایین در نظر بگیریم. 

به نظر میرسد که دولتمردان بعضا نامحترم ما به فریب دادن مردم عادت کرده و به مهارت عجیبی در این شاخه ی علمی و عملی دست یافته اند.

نشانه ی فریبکاری این است که دولت با حیله گری تمام برای اینکه بتواند با روان مردم خمیربازی کند ابتدا خبر افزایش اما به مقدارکم را انتشار میدهد. وقتی حداکثر 30% را اعلام میکند یعنی به ندرت به این مقدار خواهد رسید. نتیجه انتشار خبر اینست که مردم متناسب با این مقدار کمی که برای گرانی اعلام شده است عکس العمل نارضایتی اندکی نشان میدهند و در ذهنشان به همین مقدار بسنده میکنند. چند روز بعد وقتی طرح اجرا میشود و گرانی اتفاق می افتد دیگر ذهن مردم به همان نارضایتی اندک رضایت داده و در همان سطح متوقف شده است و درهنگام مواجه شدن با گرانی احساس میکند که اتفاق جدیدی نیافتاده است زیرا قرار بوده است گرانی مختصری حداکثر 30% بشود که شده است.

وکسی در عمل ، میزان افزایش را محاسبه نمیکند واگر هم کسانی محاسبه کنند عکس العملی بیش از آنچه که قبلا نشان داده اند از ایشان سر نمیزند. مگر برای یک اتفاق چند بار میتوان عکس العمل نشان داد؟  واگر هم عکس العملی صورت بگیرد متفرق بوده و دارای قدرت تاثیر گذاری نخواهد بود.

دولت به این ترتیب به زعم خود با موفقیت و تدبیر ، روان مردم را مهندسی میکند و به هدف خود میرسد اما دولت تدبیر باید بداند که این تدبیر، تدبیری ناپسند و نامبارک است و در دراز مدت اعتماد مردم را نسبت به دولت کم رنگتر میکند. این نوع سیاست گذاری مبتنی بر فریب افکار عمومی روش نامبارکی است که از زمان دولت سازندگی پایه گذاری شده و دولتمردان را نسبت به آن دست آموز کرده است و به دلیل تاثیرگذاری آن در کوتاه مدت مورد خوشایند مدیران دولتی واقع گردیده است و دیگر کسی به قبح آن نمی اندیشد و مضرات طولانی مدت آن را کسی به حساب نمی آورد بلکه به شیرینی کاذب کوتاه مدت آن علاقه مند شده اند. 

بهتر است با مردم روراست باشید و از فریب مردم احساس رضایت و پیروزی و "خودمدیربینی" نکنید که کاری بس رذیلانه است. سرمایه ی تدبیر خود را برای فریب مردم هزینه نکنید که زیان میکنید زیرا اگر با مردم روراست باشید آنگاه به نیروی اعتماد مردم خود تکیه کرده اید و مردم مشکلات را تحمل میکنند ولی اگر آنها را فریب بدهید باید از پشتیبانی مردم قطع امید بکنید و در اداره کارها فقط به مکر و حیله ی خود  تکیه کنید که دوامی ندارد و بسیار سست و شکننده و ضعیف خواهد بود. 

و مکروا و مکر الله  والله خیر الماکرین