ما همه ، انسان هستیم و همه چیزمان در نگاه اول خیلی طبیعی و عادی جلوه میکند. ما اغلب از دیدن برخی پدیده های کوچک و بزرگ هیجان زده میشویم و حتی شاید از دیدن یک ماهی آکواریوم رنگارنگ ذوق کنیم و بی اختیار با خود بگوییم : عجب!!!... چه موجود عجیبی؟!!

صدای انسان - جوادزاده

اما هیچ کس از دیدن یک انسان شگفت زده نمیشود. ما خود را عادی میدانیم و همیشه بدنبال چیزهای عجیب هستیم درحالیکه عجیب تر از هر چیزی خود ما هستیم. بله ، ما عجیب هستیم که به یک چیز مشخص و معلوم ، هزارتا اسم میگذاریم : آب  ،  سو ،  واتر  ،  ماء  ،  آو  ،  آکوآ  ،  آووگوآ  ،  یوجی  ،  واسر  ،  جور  ،  آگوا  ،  میزو  ،  واتّن  ،  اُ  ،  واددا  ،  شو اِ   ،  مول  ،  پانی  ،  ویز  ،  نِرو . . . 

به نظر شما عجیب نیست؟ هیچ کس هم نمیداند که منشاء اینهمه اختلاف زبانها چیست؟ عجیبتر این است که با این همه اختلاف زبان ، انسانها یاد گرفته اند که چگونه با زبان همدیگر صحبت کنند. 

حالا فرض کنید که موجودات فضایی برای اولین بار کره زمین را کشف کرده و به موجودی بنام انسان برخورده اند. در واقع آنها با موجوداتی مواجه شده اند که با ایجاد صداهایی با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند. طبیعی است که آنها سعی میکنند از صداهایی که انسانها از دهان خود در می آورند چیزهایی بفهمند و اطلاعاتی بدست بیاورند. آنها چند نمونه از انسانها را از مکانهای مختلف کره زمین انتخاب کرده و به آزمایشگاه خود میبرند و سعی میکنند با مطالعه ی صداهای آنها با آنها ارتباط برقرار کنند و از آنها سوالاتی بپرسند. 

من در پاراگراف بالا 20 نوع تلفظ کلمه ی آب را از زبانهای مختلف ذکر کرده ام اگر نمونه های انتخاب شده توسط موجودات فضایی هر کدام به یکی از این زبانهای 20 گانه صحبت کنند حال تصور کنید که این موجودات فضایی بخت برگشته برای فهم صداهای این آدمها با چه مکافات عظیمی روبرو خواهند شد؟ آنها چون بایک موجود طرف هستند بنابراین انتظار دارند که شیوه ارتباط کلامی آنها هم یکی باشد. درصورتیکه اینطور نیست و آنها به 20 شیوه مختلف صحبت میکنند. پس آنها چطور قادر خواهند بود که با شنیدن صداهای انسانها ، الگوی حرف زدن آنها را کشف کنند؟ به نظر من که آنها هرگز نخواهند توانست از صداهای انسانها رمز گشایی کنند. 

انسانها دنیای واقعا عجیبی دارند و این فقط یک نمونه از عجایب دنیای انسانهاست.