آقای هاشمی رفسنجانی با ارسال پیامی به ملک عبدالله، پادشاه عربستان سعودی، خواستار جلوگیری از اجرای حکم اعدام آیت‌الله شیخ نمر باقر النمر شد.

آقای هاشمی رفسنجانی در بخشی از این پیام آورده است: انتظار می‌رود در این برهه که فتنه‌ها کیان امت اسلامی را نشانه گرفته، عدم اجرای حکم آیت‌الله شیخ نمر باقر النمر، تفرقه‌افکنان را مأیوس ‌کند و باعث تعامل و حل مشکلات جهان اسلام ‌شود.

ایشان همچنین افزوده اند: تفکر وحدت و تحکیم فرق اسلامی، مسلمانان را از این شرایط نجات می‌دهد

مایوس کردن تفرقه افکنان!  ، تعامل مسلمانان!  ، حل مشکلات جهان اسلام! ، تفکر وحدت! ، تحکیم فرق اسلامی ... آیا انتظار این موارد از رژیم آل سعود خنده دار نیست؟

آیا آقای رفسنجانی نمیداند که فرقه ی دست ساز دویست ساله ی وهابیت ساخت انگلیس است و بنیاد آن تفرقه افکنی است؟ پس این فرقه چطور میتواند تفرقه افکنان را مایوس کند؟ آیا انتطار دارید ایشان خودشان را مایوس کنند؟  

آیا ایشان نمیدانند که آل سعود بوجود آورنده ی داعش است؟ پس این افراد چطور میتوانند تعامل بین مسلمانان را باعث شوند؟

آیا نقش آل سعود در ایجاد بحرانهای امنیتی خانمان سوز در سوریه و عراق و کشتار مردم آن برای آقای هاشمی پوشیده است؟ پس چگونه میتوان از این مشکل آفرینان انتظار داشت که  به حل مشکلات جهان اسلام بیاندیشند؟

آیا آقای هاشمی فتوای حلال بودن قتل شیعیان را از سوی رژیم آل سعود نشنیده است؟ پس چگونه میتوان از این تکفیریها انتظار داشت که به تحکیم فرق اسامی ارزش قائل باشند؟

این سخنان با هیچ منطقی جور در نمی آید. فکرشو بکنید که در محله ی شما توسط ارازل و اوباش ، قتل ها و دزدی ها و نا امنیهای متعددی صورت گرفته باشد و یک نفر از اهالی محله به ارازل و اوباش محله نامه بنویسد که بیایید کاری کنیم که پدر دزدها و ارازل را در بیاوریم!!!...   خنده دار نیست؟....

راستش هنوز هم نمیدانم که چه عاملی باعث شده است که آقای هاشمی این نامه را به رئیس دزدها بنویسد؟ واقعا چه عاملی میتواند باعث این مضحکه بشود؟ آیا انگیزه ای خارج از فهم ما پشت این عمل نهفته است؟

این موضوع ، فقط میتواند چهار حالت داشته باشد:

1- شناخت تاریخی ما از وهابیت و آل سعود اشتباه بوده و ایشان فرقه ای جعلی و تفرقه افکن نیستند و هیچ نقشی در تربیت و پرورش و تجهیز داعش ندارند که در این صورت باید از ایشان حلالیت بطلبیم و باید از این پس در همسویی با این رژیم و تایید ایشان بکوشیم و جبران مافات کنیم.

2- شناخت تاریخی ما درست است ولی آقای هاشمی از تاریخ بی اطلاع هستند و به اندازه ی ما سواد تاریخی ندارند و کلا از پرونده ی سیاه آل سعود بی اطلاعند و همچنین ایشان از اخبار دنیا بی خبرند و  از حمایت آل سعود از داعش و کشتارهای منطقه خبر ندارند.

3- شناخت ما از تاریخ وهابیت و آل سعود درست است و آقای هاشمی هم بخوبی از این تاریخ شوم و سراسر نیرنگ و خیانت آگاهی دارند و همینطور ایشان از اخبار جهانی مطلع بوده و در جریان نقش آل سعود در گسترش ناامنی در منطقه هستند اما . . . .

4- من دیگه حرفی برای گفتن ندارم. 

 

 فقط یک حرف دیگه و آن اینکه اگر رژیم آل سعود از ترس اعتراضات جهانی و یا احتمالا بنابه نصیحت آقای هاشمی از اعدام آیت الله نمر منصرف شود آیا فتنه ها خاموش میشود و تعامل مسلمانان شروع شده و تفرقه افکنان مایوس گردیده و مشکلات جهان اسلام حل میشود؟ اگر چنین شود که ما باید بزودی مقام قهرمانی آل سعود را در حل مشکلات جهان اسلام جشن بگیریم. ولی آخه انصاف هم چیز خوبیست ، اگه آدم ربای شهر ، ضمن حفظ قلدری و تاکید بر رفتار و کردار مجرمانه ی خود ، بر اثر فشارهای مردم و از ترس به مخاطره افتادن خود، یکی از گروگانهای خود را آزاد کند آیا او با این عملش باعث وحدت و تعامل و حل مشکلات اهالی شهر میشود؟ فکرشو بکن . . .  حالا اون نامه ی مودبانه و مظلومانه را در نظر بگیر که یک نفر ، از طرف اهالی شهر آنرا نوشته  و ارازل و اوباش در خال خواندن اون هستند.