. . . ادامه 

(قسمت چهارم)

بنابراین قبول میکنیم که تک فرزندی برای  خانواده یک نقیصه بشمار می آید و تایید میکنید که پذیرش دواوطلبانه ی این نقیصه یا هر نقیصه ی دیگری توسط والدین در شرایط عادی کار عاقلانه ای نیست مگر اینکه عذر و بهانه ی موجهی برای این کار وجود داشته باشد. حال ببینیم این عذر ها چه میتوانند باشند و آیا موجه هستند یا خیر.

تک فرزند

بعضی از مردم از ترس مشکلات اقتصادی به تک فرزندی تن در میدهند. خوب البته این هم منطقی برای خودش دارد و با حساب و منطق سازگاری دارد. یعنی والدین هزینه های لباس و غذا و تفریح و تحصیل و درمان  و ازدواج را حساب میکنند و به این نتیجه میرسند که اگر بتوانیم هزینه ی همین یک بچه را تامین کنیم شاهکار کرده ایم و بنابراین برخلاف میل باطنی خود تصمیم میگیرند که به نقیصه تک فرزندی تن بدهند و بدین وسیله جلوی تهدیدهای آتی را بگیرند.

خوب به نظر من این عده از مردم حق دارند که نگران تامین معاش فرزندانشان باشند و بخواهند با رعایت اصل محافظه کاری ، تعداد فرزندانشان را با قدرت مالی خود تنظیم نمایند. اما پنج مسئله ی بسیار مهم در این ارتباط وجود دارد.

1- خانواده محافظه کار : اگر تنها گزینه ی محافظه کاری والدین تک فرزندی باشد و هرگز به دوفرزندی رضایت ندهند در اینصورت معلوم است که  در این محافظه کاری افراط شده است چون تفاوت هزینه های یک بچه با دوبچه چندان کمرشکن نیست که نتوان از عهده ی آن برآمد. در ثانی در اکثر موارد هزینه های تک فرزندی از دو یا سه فرزندی هم بیشتر است چون فرزند یکی یدونه ، خودش به تنهایی به اندازه دو سه بچه از بودجه خانواده را به خودش اختصاص میدهد چون یکی یدونه است و باید هرجه دلش خواست داشته باشد. بقول معروف ، مادرش میگوید : ده تا که بچه ندارم ، همین یه دونه است باید همه ی امکانات را داشته باشد بچه ام . . . . و با همین منطق "ده تا بچه که ندارم" هزینه ی ده تا بچه صرف یک بچه میشود که اکثرا بازده متناسب با هزینه ها را هم ندارد. پس یک بچه داشتن هزینه ها را کم نمیکند بلکه توقعات چند بچه  را در یک بچه ایجاد میکند.

علاوه براین آنها در عوض امکانات مادی بچه را از خیلی از لذتهای روحی محروم میکنند و با اینکار او را در مقابل انواع بیماریهای روحی و روانی آماده نگه میدارند. بچه حق دارد به آنها بگوید که اگر قرار بود تنها بمانم  ایکاش مرا هم به دنیا نمی آوردید تا هزینه زندگیتان از این هم  پایینتر بیاید.

تک فرزند

2- خانواده معنوی :  آنهایی که ایمان خالص تری دارند (زن و مرد باهم - چون یک نفر نتیجه نمیدهد) و به ست بودن مبل و پرده بعنوان پایه اصلی آبروداری نگاه نمیکنند و در چرخه رقابت با فامیل نمی افتند و قناعت را سرمایه میدانند و از ساده زیستی شرم ندارند اینها میگویند : روزی را خدا میرساند. بقول قرآن : 

وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَکُمْ خَشْیَةَ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِیَّاکُم إنَّ قَتْلَهُمْ کَانَ خِطْءًا کَبِیرًا

و فرزندانتان را از بیم تنگدستى نکشید، ما آنها و شما را روزى مى‏دهیم. قطعا کشتن آنها خطایى بزرگ است

خوب البته من به اینها هم حق میدهم. اینها انسانهای والایی هستند اینها در مسابقه تجمل خواهی وخانه آرایی های چند سالانه شرکت نمیکنند و به همین دلیل میتوانند با تکیه بر طرز تفکری که دارند فرزندان خود را با کمترین امکانات مادی به نحو احسن تربیت نمایند و با اتکاء به اصل قناعت ، جای کمبودهای مادی را پر میکنند. 

خانواده

3- اصل ثبات سطح زندگی : در طول تاریخ نشان داده نشده است که یک خانواده با مرگ یکی یا دوتا از فرزندانش ثروتمند شود درحالیکه اگر کم فرزندی برابر با رفاه بیشتر بود باید این اتفاق می افتاد. یعنی با مرگ یک فرزند ، باید یک خانواده فقیر به یک خانواده ثروتمند تبدیل میشد که چنین نشده است یعنی هیچ کس چنین تجربه ای در زندگی نداشته است و ندیده و نشنیده است که چنین اتفاقی بیافتد. در زلزله ها و جنگها و بلایای طبیعی بسیار اتفاق افتاده است یک یا چند تا از فرزندان خانواده به دیار باقی رفته اند اما سطح افتصادی خانواده با یک تحول و دگرگونی از فقر به ثروتمندی تبدیل نشده است.  

پس رابطه ی مستقیم معناداری بین تعداد فرزندان و رفاه اقتصادی خانواده وجود ندارد. بلکه آنچه که مهم است فرهنگ و زیربنای تفکر و اعتقاد والدین است که تعداد فرزندان را تعیین میکند.

4- خانواده ی تصادفی : این نوع خانواده ها نه از معنویت کامل برخوردارند که بتوانند جای خالی تجملات زندگی را با اعتقادات و پرورش شخصیت قوی خود و فرزندان خود پر کنند و نه آنقدر آینده نگر هستند و نه محافظه کاری را درک میکنند که به فکر خطرات آتی عدم تنظیم خانواده باشند بلکه به طور تصادفی زندگی میکنند. آنها اتفاقی بچه دار میشوند و برنامه ای هم برای تنظیم خانواده ندارند . اینها نه به کم فرزندی و نه به فرزندآوری اعتقادی ندارند بلکه به دنبال اتفاقات میروند و میگویند هرچه پیش آید خوش آید و هر آنکس که دندان دهد نان دهد. آنها این حرف را نه از روی اعتقاد بلکه از روی بیخیالی و عدم مسئولیت میزنند. 

خانواده تصادفی

5- پارامتر اصلی در تنظیم خانواده : اصلی ترین عامل موثر در تنظیم خانواده ، انتخاب یکی از سه روش زندگی است. آیا میخواهید خانواده ای محافظه کار باشید یا خانواده ای معنوی یا تصادفی ؟ اگر توانایی تشکیل یک خانواده ی معنوی را ندارید لااقل یک خانواده محافظه کار باشید وگرنه مانند یک خانواده ی تصادفی زندگی خواهید کرد که میتواند بطور اتفاقی سرانجام خوب یا بد داشته باشد. 

ادامه دارد . . .