. . . ادامه پست قبلی

(قسمت دوم)

شاید برخی به استدلال ما ایراد بگیرند که منظور از کلمه ی "بهتر " در عبارت "فرزند کمتر ، زندگی بهتر " مفهوم "بهترین" نیست که به معنی سعادت باشد و نتوان معنایش کرد بلکه منظور این است که زندگی شما هرطور که باشد اگر فرزندان کمتری بیاورید زندگیتان بهتر از زمانی است که فرزندانتان بیشتر باشد. خوب البته این حرف اگر اینگونه توضیح داده شود قابلیت فهم بیشتری دارد اما هنوز هم قابل پذیرش نیست. و در ثانی ما وقتی شعاری را در سطح وسیع گسترش میدهیم در کنار آن شرحی نمی نویسیم که منظورمان را توضیح داده باشیم بلکه این مردم هستند که از شعار ما برداشت میکنند و روشن است که شیوه تبلیغ شعار فوق چیزی جز القای صفت "بهترین زندگی" نیست. یعنی شما  مینویسید "زندگی بهتر"  اما میدانید که مردم آن را "بهترین زندگی"  خواهند خواند و خواهند فهمید. پس توضیح اخیر چیزی را عوض نمیکند و قطعا شعار "فرزند کمتر ، زندگی بهتر" یا "فرزند بیشتر زندگی بهتر" عبارتی غلط و گمراه کننده است زیرا عبارت "بهترین زندگی" که تقریبا معادل سعادت است در نظر گوینده چیزی میتواند باشد که در ذهن شنونده  چیزی متفاوت با آن یا حتی ضد آن مجسم شود. بعنوان مثال در زندگی بهتری که غرب به شهروندانش هدیه میدهد والدین نقش کمرنگی در کنترل و هدایت نوجوانان و جوانان دارند اما در فرهنگ ایرانی زندگی بهتر آن است که در حلقه ی مستحکم خانواده به ظهور برسد و ارتباط بین فرزندان با خانواده تا دم مرگ گسسته نشود. و همچنین در سایر صحنه های زندگی نیز مشخصه های بسیار متفاوتی در جوامع ملاحظه میشود. پس بهتر است به همین مقدار بسنده کنیم و تکلیف این شعار را مشخص شده فرض کنیم و پرونده ی موضوع مربوط به بند 1 یعنی "زندگی بهتر" را همینجا ببندیم و  به بندهای دیگر بحث خود توجه کنیم.

ادامه دارد . . .