علت مصائب زندگی ما (7)

یک استنباط غلط : با تقسیم بندی 5 گانه ای که کردیم نتیجه میگیریم که این درست نیست که ما در مواجهه با تمامی مصیبتهای زندگی بلافاصله بگوییم : خدا داره منو امتحان میکنه یا از دیدن مصیبتهای دیگران بگیم : خدا داره امتحانش میکنه.  زیرا ممکن است مصیبت هایی که با آنها مواجه میشویم از نوع دیگری باشند. البته همانطور که قبلا هم مثالهایی زده شد منشاء برخی از مصیبتها آزمون الهی هستند این را هیچ کس نمیتواند منکر شود ولی نباید این را به همه موارد تعمیم بدهیم. ولی این را هم میگوییم که رفتارهای ما در دل همه مصیبتها مورد سنجش و آزمون الهی قرار میگیرند.

بعنوان مثال اگر کسی در پی خوشگذرانی باشد و در این راه ، مواد مخدر استعمال کرده و معتاد شود و در نتیجه به مصیبتهای ناشی از آن گرفتار شود میتواند بگوید که علت معتاد شدن من اینه که خدا داره منو امتحان میکنه؟  آیا میتوانیم ادعا کنیم که این مصیبت هم منشاء آزمون الهی دارد؟  جواب منفی است زیرا منشاء این مصیبت ، خوشگذرانی و عیاشی خود فرد است.

یا بعنوان مثالی دیگر اگر پدری در رانندگی خود سهل انگاری یا ماجراجویی کند و در اثر یک تصادف خطرناک باعث معلولیت فرزندجوانش بشود آیا میتوان گفت که علت وقوع این مصیبت این است که خدا میخواهد این فرزند را امتحان بکند؟ جواب سوال منفی است زیرا مصیبت وارده به این فرزند منشا اجتماعی دارد. در این حادثه پدر مکافات عمل خودش را میبیند و فرزند مکافات عمل پدر(نمونه ای از اجتماع) را میکشند. یعنی حتی در یک اتفاق واحد ، منشاء مصیبت برای افراد مختلف متفاوت است و مصیبت وارده برای یکی از مصیبت دیدگان منشاء اجتماعی دارد و برای دیگری منشاء فردی.

 البته ناگفته نماند که رفتار پدر و فرزند همواره و از جمله پس از حادثه مورد سنجش خداست  و در واقع انسان همیشه در سرار زندگی خود ، مخصوصا در مواقع حوادث مورد آزمون خداوند قرار میگیرد. اما علت وقوع مصیبتها باید از هم تفکیک شود.

بنابراین افرادی که گرفتار چنین مصیبتهایی میشوند باید به خود بگویند : درست است که این مصیبت ، مکافات عمل خود من است یا نیست و این مصیبت شاید برای آزمون من طراحی نشده است اما واکنش من در این حادثه جزو آزمونهای الهی است پس باید عکس العمل من طوری باشد که تایید خدا را به همراه داشته باشد. باید از این فرصت پیش آمده استفاده کرده و طوری عمل کنم که خدا از عکس العمل من خرسند باشد. پس آزمون الهی در این قسمت از داستان نمود پیدا میکند.

سرنخ مصیبتهای فردی ما کجاست ؟ : برای بررسی هر حادثه ای باید جوانب مربوط به آن حادثه مورد توجه واقع شود و تمام اتفاقات مرتبط با آن باید مورد بررسی قرار گیرند. باید درست مانند کاراگاه های فیلمهای جنایی رفتار کنیم و موشکافانه جوانب امر را تحت نظر بگیریم و به سوابق امر و حواشی آن توجه دقیقی بخرج بدهیم.  هرچیزی نقطه شروع و پایانی دارد پس باید دید که مصیبتهای فردی ما از کجا شروع شده اند و چگونه رشد یافته و به این حد و اندازه رسیده اند. چه عواملی به ایجاد این پدیده کمک کرده اند؟ اینها سوالاتی هستند که همه ما علاقه داریم جواب آنها را بدانیم. زیرا اگر مبداء و منشاء حوادث را بدانیم بهتر و سریعتر میتوانیم از مصیبتهای واقعه خود را نجات دهیم.   اما دانستن آن به همین راحتی نیست. برای اینکه درک بهتری از این موضوع بدست بیاوریم به پنج قانون اشاره میکنیم.

1- قانون بقا : ماده ازبین نمیرود بلکه از حالتی به حالت دیگر در می آید. این قانون را فیزیکدانان کشف کرده اند و تمامی دانشمندان آن را قبول دارند و تا الان کسی آن را غلط ندانسته است. این قانون بخشی از قانونی است که به  قانون بقای ماده مشهور است. و الان ما این قانون را به اعمال انسان هم سرایت میدهیم و میگوییم : اعمال و رفتار انسان از بین نمیرود بلکه از حالتی به حالت دیگر در میآید. و اسم این را قانون بقای اعمال مینامیم. حال بر طبق این قانون آیا میتوانید حدس بزنید که سلولهای مصیبتی که الان گرفتار آن هستید از تغییر حالت و رسوبات کدام اعمالتان ساخته شده است؟ سوال بسیار سختی است ، میدانم. این سوال شبیه این است که با دیدن فسیل یک دایناسور بپرسیم که این دایناسور چه غذاهایی خورده است. در هر حال قانون "بقای اعمال" قانونی است که وجود دارد و خیلی هم پیچیده است.

2-     قانون پخش تدریجی : نوک یک سوزن را به جوهر آغشته کنید و برای یک لحظه کوتاه آنرا به یک برگ دستمال کاغذی فروبرده و در بیاورید. در ابتدا یک نقطه رنگی ریز روی دستمال ایجاد میشود اما رفته رفته بزرگتر شده و مقدار بیشتری از آن را فرا میگیرد. حتی ممکن است به تمام سطح دستمال سرایت کند. این آزمایش کوچک نشان میدهد که برخی از اعمال در ابتدا قابل اغماز و تقریبا بی تاثیر به نظر می آیند اما به مرور زمان نتایج زشت خود را ظاهر میکنند. همانگونه که نقطه ی ریز جوهر در دستمال در طول زمان پخش میشود و بزرگ میشود اعمال ریز ما هم در زندگی ما در طول زمان پخش میشوند و بزرگ میشوند. بنابراین ممکن است مصیبتی به شما رو کند که احساس کنید از مکافات عمل شما خیلی بزرگتر است. اما واقعیت این است که اندازه  عمل در دست خودمان است اما تعیین میزان تاثیر آن در زندگی در اختیار ما نیست و متاسفانه در این مورد قوانین فیزیکی موضوعیت تام ندارند و برخلاف قانون نیوتن همیشه عکس العمل با عمل برابر نیست و مصیبت وارده بر ما برابر عمل ما نیست بلکه برابر با تاثیر آن در اجتماع است . تاثیری که از اصلش خیلی بزرگتر شده است درست مثل جوهری که به اندازه نوک سوزن بود ولی دیگر نیست و خیلی بزرگتر از آن است. اینگونه است که بسیاری مواقع مصیبتها در نظرمان بزرگتر از انصاف جلوه میکنند.

 

3-     قانون سرایت : فرض کنید دستمال نامزدی معطر شما در "جیب سینه" ی کت مشکی شما  است.  یکروز شما از روی تنبلی ، سوزن جوهردار خودتان را به طریق معقول تمیز نمیکنید و به نیت این که کتتان مشکی است و لکه جوهر ،  بر روی آن دیده نمیشود نوک سوزن را به قسمتی از کتتان فرو میکنید تا پاک شود(تنبلی – سستی – خلاف ناچیز). و از قضا سوزن را روی همان جیبی فرو میکنید که دستمال کاغذی در آن قرار دارد. نگاهی به نوک سوزن میکنید و میبینید که پاک شده است و بعد نگاهی به کت خود میکنید و از اینکه میبینید اصلا هیچ چیزی معلوم نیست خنده ی شیطنت آمیزی میکنید و به زرنگی خودتان آفرین میگویید. در حالیکه دسته گلی که به آب داده اید آهسته و در خفا به کار خویش مشغول است. جوهر از کت رد شده و به دستمال سفیدتان سرایت میکند. لکه ی بزرگی از جوهر تیره بر روی دستمالی که مطمئن هستید سفید است ایجاد میشود ولی شما اطلاعی از آن ندارید. روزها میگذرد و این جریان ساده که هیچ نیازی به این نداشت که به خاطر سپرده شود کلا از یاد شما میرود. حال ، یک روز که نیاز شدیدی به این دستمال دارید آن را با اطمینان از جیب خود خارج کرده و ناگهان با یک لکه بزرگ جوهر مواجه میشوید. اصلا نمیتوانید حدس بزنید که این لکه ی جوهر بزرگ از کجا به دستمال شما افتاده است. نمیدانید این مصیبت چرا به شما روی آورده است. اینجاست که شکایت میکنید که : خدایا این چه مصیبتی است که دامن منو گرفته ؟ آخه چه گناه کبیره ای کرده ام که به این مصیبت گرفتارم کردی؟

 

4-     قانون اثر زمان : اگر شما جلد یک کتاب را برای چند لحظه مقابل نور آفتاب بگیرید چی میشه ؟ هیچ اتفاق بدی نمی افتد حتی ممکن است طرح رنگی جلدش خوشرنگتر و زیباتر جلوه کند. احساس میکنید که رنگهای روی جلد زنده تر شده اند.  اما ویترین کتابفروشی های قدیمی را دیده اید؟ پر است از کتابهایی رنگ و رو رفته که رغبت نمیکنی نگاهشان کنی. این به دلیل آنست که زیاد در مقابل آفتاب گذاشته شده اند. چیزی که در زمان کوتاه خوشایند است میتواند در بلند مدت ویران کننده باشد. شما از خودتان دور نمیشوید که چند روز دیگر برگردید و به خودتان نگاه تازه بکنید که چه رنگی شده اید بلکه دائم با خودتان هستید. مثل این است که شما همواره به ویترین کتابفروشی نگاه میکنید و هرگز مرگ تدریجی رنگها را متوجه نمیشوید و فقط زمانی متوجه میشوید که مقدار زیادی از رنگها از بین رفته باشند اینجاست که به یکباره به خود میگویید : عجب مصیبتی ! کی رنگها اینطوری پرید؟ من چرا متوجه نشدم ؟ خدایا این بدبختی از کی شروع شد؟

 

5-     قانون  تکرار های منقطع : اگر شما هر روز ده دقیقه کتاب را مقابل آفتاب بگیرید هر بار فکر میکنید  که کتاب خوشرنگتر میشود. اما این تصور فقط در روز اول واقعیت دارد و در روزهای بعدی واقعیت ندارد زیرا هر روز که میگذرد کتاب رنگ پریده تر میشود ولی در عین حال هر روز نسبت به حالت سایه همانروز خوشرنگتر دیده میشود در حالی که نسبت به روز قبل حالت بهتری ندارد و نسبت به روز اول خیلی افتضاح است. ولی چون شما هر روز آن را در آفتاب خوشرنگتر از موقعی که در سایه است می بینید فکر میکنید که واقعا هر روز خوشرنگ میشود در حالیکه هر بار که زیر آفتاب میگذارید مقداری از رنگش زایل میشود و روزی میرسد که رنگی بر روی آن باقی نمی ماند ولی ممکن است شما این فقدان تدریجی را متوجه نشوید و ندانید که هر روز به امید زنده تر شدن رنگها آنها را به سمت مرگ میکشانید. بعد از مدتی با مصیبت روبرو میشوید و میگویید چرا یکدفعه اینطوری شد؟ در حالیکه دفعتا نبوده است و روزها و هفته ها و حتی سالهاست که آجرهای دیوار مصیبت را یکی یکی روی هم میگذارید.

بعنوان مثال افراد معتاد اینطوری اند .  یعنی روزهای اول مصرف واقعا خوش میشوند. اما روزهای بعدی فقط نسبت به چند لحظه قبل خوشتر میشوند در صورتیکه نسبت به روز اول هر بار بدحالتر میشوند. ولی چون نسبت به چند لحظه قبل احساس بهتری به اینها دست میدهد فکر میکنند که واقعا وضعشان بهتر است و مصرف مواد حالشان را بهتر میکند در حالیکه با هر بار مصرف حالشان وخیمتر میشود و رنگ پریده تر میشوند.

فاجعه ی قانون تکرارهای منقطع در زمینه های گوناگون ، زندگی همه ی ما را به شدت تحدید میکند

 

نتیجه :

هدف ما یافتن علت مصائب زندگی مان بود و به همین منظور بود که به تفکر پرداختیم و جوانب امر را تا حدی سنجیدیم . تا اینجای کار فقط یک سری کلیات را برای خود توضیح دادیم تا مطلب را کمی روشن تر نماییم. حال فقط این نکته را میدانیم که  برای یافتن علت مصائب زندگی مان باید طبقه بندی ها و قانونها را  به دقت با هم ترکیب کنیم و عملکرد خود را در ترازوی آنها بسنجیم تا بفهمیم که سرنخ مصائب زندگی ما کجاست؟ این کار ، کار دشواریست اما زندگی ما پر است از این دشواریها و معماهای پیچیده ولی هرکس برای خود روشی برای شناخت خویشتن و حل معماهای زندگی دارد.

قرآن مجید می فرماید : اِنَّ الانسانَ لِنَفسِهِ بَصیرَه – هر انسانی به خویشتن خویش آگاه است.

به دلیل زیبایی کلام ، بار دیگر تکرار میشود که : از امیرمومنان علی(ع) روایت است که ایشان فرمود:

البلاء للظالم ادب و للمؤمن امتحان، و للانبیاء درجة؛

بلا برای ستمگر ادب و مجازات و تنبیه است؛ برای مومنان آزمون و برای پیامبران درجه و مرتبت است.

(بحار الانوار، ج 67، ص 235)

ناتمام


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: حکمت , مصائب


تاريخ : ۱۳٩۳/٦/۱۸ | ٢:۱٩ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.