علت مصائب زندگی ما (6)

 

حال مجددا به بخش دیگری از سوال خود رجوع میکنیم و از خود میپرسیم که : علت مصائب زندگی ما چیست : در جواب این سوال اگر یکبار دیگر به طبقه بندی 5 گانه مصائب بنگریم تایید خواهیم کرد که ما  انسان های عادی و پیامبران و معصومین همه به مصیبتهایی دچار میشویم که منشاء برخی از آنها یکسان و برخی دیگر مختلف هستند. بطور ساده میتوان چنین گفت که ما در چهار نوع مصیبت با پیامبران وجه مشترک داریم :

1-     ما و  معصومین هر دو به مصیبتهایی گرفتار میشویم که منشاء آنها اجتماعی است

2-     ما و  معصومین هر دو به مصیبتهایی گرفتار میشویم که منشاء آنها طبیعی است

3-     ما و  معصومین هر دو به مصیبتهایی گرفتار میشویم که منشاء آنها آزمون الهی است

4-     ما و  معصومین هر دو به مصیبتهایی گرفتار میشویم که منشاء آنها مشیت خاصه خداوند است

اختلاف ما و معصومین : ما و معصومین در یک مورد اختلاف داریم و آن مصیبتهایی هستند که منشاء فردی دارند. یعنی ما یک سری مصیبتهایی داریم که معصومین ندارند و آن مصیبتهایی است که جنبه فردی دارند. معصومین هرگز به مصیبتهایی گرفتار نمیشوند که جنبه فردی داشته باشد و هرگز ممکن نیست که مصیبت وارده به ایشان مکافات عمل شان باشد. زیرا ایشان معصومند و عملشان پاداش دارد نه کیفر. اما ما مردم عادی بخشی از مصیبتهایمان مربوط به مکافات عمل خودمان است که گفته اند :

از مکافات عمل غافل مشو       گندم از گندم بروید جو زجو

 

زجری که ما میکشیم : من اینطوری فکر میکنم و شاید بسیاری از شما ها هم مثل من فکر کنید که دچار شدن به یک مصیبت در زندگی سخت است ولی این سختی قابل تحمل است و چیزی که تحمل انسان را سلب میکند و باعث میشود بیتابی کند چیز دیگری است. یک سوال وجود دارد که چرا ما در مواجهه با سختی ها و مصیبتها تحمل خودمان را از دست میدهیم و خود را می بازیم؟ جواب این سوال ساده است. به نظر من کلید این معما در تشخیص منشاء مصیبت است.

به نظر شما اگر بدانیم جنس مصیبتهای ما از جنس مصائب پیامبران و معصومین(بند1 تا 4) است آیا خیالمان راحت نمیشود؟ مثل آبی که روی آتش ریخته باشند خنک نمیشویم؟ آرام نمیشویم؟ مطمئن نمیشویم؟ به نظر من که عالی تر از این نمیشود. یعنی آدم بداند که پشت مصیبت کشیدنهایش حکمت و مشیت الهی نهفته است. این خیال آدم را راحت میکند. عذاب وجدان از روی شانه های انسان برداشته میشود. سبک میشود. در اینحالت انسان رنج میکشد ولی رنجی توام با اطمینان خاطر و شکرگزاری به درگاه خداوند. این خیلی خوب است. این بهترین حالت برای یک انسان است. این که بداند منشاء مصیبتهایش با حکمتهای الهی پیوند خورده است.

حالت دیگری هم وجود دارد که از مورد اولی بدتر است ولی باز هم جنبه ی مثبتی دارد و آن این است که مصیبت آدم منشاء فردی داشته باشد ولی آدم بتواند منشاء مصیبتش را تشخیص دهد. یعنی اگر آدم بداند که این مصیبتی که من میکشم منشاء آن منشاءفردی بوده و مربوط به مکافات فلان عمل خودم است . این حالت باز هم به مقدار زیادی خوب است. زیرا انسان از ناآگاهی و حیرت بیرون می آید و عیبش را میشناسد و  درپی رفع عیوب خود میرود و به مقدار توان خود مسیر زندگی اش را اصلاح میکند. این حالت اگر چه ایده آل نیست اما قابل تحمل است. بخش سوزناک داستان جای دیگریست.

اما زجری که ما میکشیم این است که بیشتر مواقع قدرت تشخیص خود را از دست میدهیم و نمیدانیم که منشاء مصیبتهای ما چیست؟ آیا منشاء فلان مصیبت من ، فردی است یا اجتماعی؟ فردی است یا آزمون الهی؟  بسیاری از اوقات از خود می پرسیم که آیا این مصیبت ناشی از اشتباهات خودم است؟ آیا تقصیر تنبلی و هوسرانی و سربه هوایی و سست عنصربودن خودم است یا منشاء آزمون الهی دارد؟  یا مشیت الهی در این است؟

این تردید کمر شکن ، آرامش فکری ما را نابود میکند. صبر را از ما سلب میکند و تحمل مان را از بین میبرد. انسان از خود میپرسد : آیا من حق دارم این وضع موجود را با این همه محدودیت و محرومیت  و سختی به حساب مشیت الهی بگذارم و بدان راضی شوم و تحمل کنم؟  اگر فردای روز قیامت بدانم که این مصیبتها مکافات عمل خودم بوده است و در انجام وظایفم کوتاهی کرده ام وباید مجازات شوم آنوقت چه جوابی باید بدهم؟  نتیجه ی این حالت وحشتناک این است : مصیبت در دنیا و مجازات در آخرت !!! این تعلیق عجیب و کشنده ، انسان را آزار میکند.

انسان از خود میپرسد اگر من مصیبتی را تحمل میکنم ، آیا این تحمل کردنهای مرا خداوند تایید میکند؟ اگر تایید میکند که هیچ در غیر اینصورت اگر قرار بوده که من از این مصیبت بیرون بیایم  آیا من همه تلاشم را کرده ام و با اینحال از این مصیبت گریزی نداشته ام؟ اگر جواب این سوال مثبت باشد باز هم آرامش به من رخ نشان خواهد داد زیرا خواهم دانست که من هرچه در توان داشته ام بکار برده ام  و حتی اگر منفی باشد بازهم به مقدار زیادی به من کمک خواهد کرد . ولی بدبختی ما این است که ما جواب این سوال را هم نمیدانیم. آیا جواب بلی است یا خیر؟  این تردید جانکاه پدر مان را در آورده است. پس به زبان ساده چند سوال مبهم پیش روی ماست.

1-     آیا این مصیبت ، مشیت خداوند است ؟  نمیدانم

2-     اگر مشیت خداوند نیست  آیا من همه تلاشم را کرده ام و با این وجود دچار مصیبت شده ام یا نه ، سستی و کاهلی کرده ام و میتوانستم بهتر باشم؟  نمیدانم

طبیعی است که اگر جواب دوسوال فوق را نتوانم بدهم در عملکرد آینده ام هم نمیتوانم درست تصمیم بگیرم و این ابهام است که باعث میشود تحمل مشکلات برایمان سخت و دشوار شود. این ابهام باعث میشود که  دائم بین گذشته و حال و آینده در تلاطم باشم. اینجاست که باید بگوییم: خوش بحال کسانیکه جواب این سوالات را میدانند. اما بهتر از آن باید بگوییم :

خوش بحال کسانیکه مطمئن هستند که جنس مصیبت آنها از جنس مصیبت پیامبران و معصومین علیهم السلام  است.

ادامه دارد...


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: حکمت , مصائب


تاريخ : ۱۳٩۳/٦/۱۸ | ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.