قسمت پنجم

باتوجه به تقسیم بندی سه گانه مصائب به این نکته توجه میکنیم که همه مصائبی که یک فرد در زندگی گرفتار آن میشود از نوع مصائب فردی نیست که مکافات عمل خودش باشد. بلکه ممکن است در اثر مکافات عمل جامعه یا معلول یک امر جغرافیایی و بلایای طبیعی باشد.

مثلا وقتی یک دانش آموز تنبلی میکند و درس نمیخواند طبیعی است که به مصیبت مردودی گرفتار میشود و این مکافات عمل اوست. اما زمانی هست که محیط خانوادگی یا اجتماع او ، اجازه نمیدهد که دانش آموز به درسهایش برسد در این حالت هم مصیبت مردودی دامن دانش آموز را خواهد گرفت اما در این حالت دیگر تقصیری متوجه دانش آموز نیست بلکه مکافات عمل جامعه دامن او را گرفته است. یا مثلا ممکن است در یک منطقه ای رانش زمین اتفاق بیافتد و 4 تا خانه ویران شود و یک دانش آموز که در یکی از این خانه ها زندگی میکرد در نتیجه ی این رخداد طبیعی  موفق نشود کنکور بدهد و یکسال عمرش تلف شود و این مصیبت ( عقب افتادن یکساله) ممکن است به اتفاقات دیگری گره بخورد و  کل زندگی آینده او را تحت الشعاع حوادث منفی و مصیبت بار قرار دهد. ولی این مصیبت زدگی مکافات عمل خود دانش آموز نیست بلکه منشا طبیعی دارد. 

حال به بخشی از سوالمان برمیگردیم و می پرسیم : چرا پیامبران و معصومین گرفتار مصیبت میشوند؟ برای پاسخ به این سوال وقتی که تاریخ را ورق میزنیم مشاهده میکنیم که همه پیامبران بدون استثنا دچار مصیبت شده اند اما ملاحظه میکنیم که مصیبت وارده به ایشان هیچ کدام مکافات عمل ناشایست آنها نبوده است بلکه منشا دیگری داشته اند. 

بعنوان مثال قوم بنی اسرائیل در اثر نافرمانی خدا چهل سال در صحرایی بین مصر و فلسطین آواره و سرگردان شده اند و نتوانسته اند راهی برای خروج از این سرگردانی و مصیبت بیابند. حضرت موسی هم در بخش زیادی از این سالها به همراه قوم خود در این مصیبت گرفتار بود. آیا میتوانیم بگوییم که حضرت موسی مکافات عمل خود را دیده است ؟ یقینا اینطور نیست و معلوم است که مکافات اجتماعی دامن ایشان را گرفته است نه مکافات فردی.

در مورد سایر پیامبران از جمله حضرت نوح ، لوط ، عیسی و پیامبر گرامی اسلام و همینطور در مورد معصومین نیز چنین بوده است.  یعنی اکثر مصیبتهای ایشان منشاء اجتماعی داشته است.

اما برخی مصیبتهای وارده بر پیامبران جنبه آزمون یا مشیتهای خاصه الهی داشته است به عنوان مثال حضرت ابراهیم سالها صاحب فرزند نشد و این مصیبت مدتهای طولانی او و زنش ساره را آزار داد تا به حدی که ساره حاضر شد که شوهرش زن دیگری بگیرد به این امید که از او فرزندی به دنیا بیاید و ازدواج ابراهیم(ع)  با هاجر به این علت اتفاق افتاد. پس این مصیبتی که به سراغ حضرت ابراهیم خلیل الله آمد نه منشاء فردی داشت و نه منشاء اجتماعی بلکه ممکن است از یکی از دو منشاء دیگر ناشی شود که یا آزمون الهی یا مشیت خاصه خداوندی بوده است.

پس در اینجا لازم می آید که به تقسیم بندی سه گانه قبلی خود دو بخش دیگر را نیز اضافه کنیم تا تقسیم بندی 5 گانه بوجود آید یعنی در ادامه تقسیم بندی جلسه قبل دو بند دیگر نیز بدین شکل اضافه نماییم تا طبقه بندی ما تکمیل گردد:

4- مصائبی که منشاء آنها آزمون الهی است

5- مصائبی که منشاء آنها مشیت و حکمت خاصه پروردگار است.

بین این دو بند تفاوتهایی وجود دارد. بعنوان مثال آزمون الهی ممکن است فقط جنبه شخصی برای پیامبر داشته باشد ولی حکمت و مشیت خاصه الهی ممکن است به منظورهای کلان آفرینش یا پایه گذاری رسم و عادات و قوانینی در آینده باشد. مثلا وقتی که حضرت ایوب (ع) دچار بیماری پوستی گردید در نتیجه این بیماری مصیبتی برایش پیش آمد که جنبه آزمون الهی برای شخص پیامبر را داشت و در همان مقطع تاریخی به اتمام رسید و نتیجه ی آن مشخص شد. زیرا خداوند میخواست شخص حضرت را مورد آزمون قرار دهد.

اما وقتی که حضرت ابراهیم صاحب فرزند نشد و مجبور شد مجددا ازدواج نماید و صاحب فرزندی بنام اسمائیل شود و سپس زن اول او نیز صاحب فرزندی بنام اسحاق شد. این اتفاق سرمنشا شکل گیری تاریخ عجیبی گردید که تا همین الان هم جهان ما تحت تاثیر آن اتفاقات است و کشاکش شگفت انگیزی بین فرزندان اسحاق و اسمائیل و طرفداران آنها علی الدوام در جریان است و نزاع بین اسرائیل و ایران نیز یکی ازتبعات اصلی همین زاد و ولدی است که از جانب ابراهیم(ع)  و دو همسرش اتفاق افتاده است. پس مشیت الهی در این بود که مصیبت نازایی همسر اول بر حضرت ابراهیم(ع)  وارد شود تا زمینه ای برای این قضا و قدر طولانی و شگفت انگیز باشد که البته آزمون الهی برای ابراهیم(ع) و اهل بیت او نیز میتواند جزئی از این مشیت خدا باشد. و البته همه ی جهان از جمله انسان از مشیت حتمی الهی بیخبر است والله اعلم. 

 

 

از امیرمومنان علی(ع) روایت روایت بسیار زیبایی است که ایشان فرمود:

 

البلاء للظالم ادب و للمؤمن امتحان، و للانبیاء درجة؛

 

بلا برای ستمگر ادب و مجازات و تنبیه است؛ برای مومنان آزمون و برای پیامبران درجه و مرتبت است.

 

(بحار الانوار، ج 67، ص 235)

.

ادامه دارد...


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: حکمت , مصائب


تاريخ : ۱۳٩۳/٦/۱٧ | ٩:٤٧ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.